مقدمه
«لخلق السوات و الارض اكبر من خلق الناس و لكن اكثر الناس لايعلمون»
آفرينش آسمان و زمين بزرگتر از خلقت انسان است ولي اكثر مردم نمي دانند»
به نام خداوند جان و خرد كزين برتر انديشه برنگـذرد
خداوند نام و خداوند راي خداوند روزي ده‎اي رهنماي
«الشمس و القمر بحسبان»

«خورشيد و ماه با حسابي از خداوند در حركتند (يعني در مسيري و به نحوي حركت مي كنند كه خداوند تعالي بر آندو تقدير دارد)
علم ستاره شناسي از قديمي ترين و در عين حال پيشرفته ترين علوم بشري است. از آنجا كه جهان خارج از كره ما مسائل آن در محدوده ستاره شناسي قرار مي گيرد، دامنه اين علوم بشري ازعلوم ديگر گسترده تر است.
از نخستين تصورات و برداشتهاي اوليه نسبت به عالم لايتناهي و ماه و خوشيد و ستارگان و كهكشانها گرفته تا پيشرفته ترين سفينه ها آخرين تجهيزات فني رصدخانه هاي كنوني همگي دستاوردها و زمينه هاي علم ستاره شناسي است و خورشيد چون يك ستاره عظيم الجثه است طبيعتا در زمره ستاره شناسي قرار مي گيرد.

امروزه بشر نه تنها پا از سياره خود فراتر نهاده بلكه فضا پيماهاي مصنوع او تا آخرين سيارات منظومه شمسي را پشت سرگذاشته اند و به آن سوي منظومه ما راه يافته اند.
قرآن مجيد در آيه فوق الذكر انسان را به تفكر و تدبر در آفرينش آسمانها و ستارگان درخشان و تحولات شگرفي كه در اوضاع آنها پديد مي آيد و نظام متقني كه برآنها حكمفرماست دعوت مي كند.

درست به دليل وجود همين نظم است كه قوانين طبيعت مفهوم پيدا مي كند.
دانشمندان تجربي با تكيه بر اعتماد به وجود نظم در طبيعت مشتاقانه در پي كشف قوانين علمي موجود در همه زمينه هاي جهان خلقت هستند»

در يكسري آيات قرآن كريم به اين مسئله كه خلقت تمام موجودات اعم از كوچكترين ذرات اتمي گرفته تا تركيب گياهان جانداران و انسان و زمين، كهكشانها و جريان امور همگي آنها روي حساب مي باشد و داراي اندازه هاي معين و مشخص و درهر مورد قابل محاسبه دقيق مي باشند.
ذيلا به برخي از اين آيات اشاره مي كنيم:
«و ما يعزب عن ربك من مثقال ذره في الارض و لافي السماء و لا اصغر من ذلك و لااكبر الا في كتاب مبين»
از علم پروردگار تو حتي وزن ذره اي پوشيده نيست نه در زمين و نه در آسمان و هيچ كوچكتر يا بزرگتري از آن نيست مگر در كتابي روشن ضبط است.
در المنجد كلمه ذره به «اتم» معني شده پس كوچكتر از اتم (اصغر من ذلك) در واقع شامل ذرات بنيادي عالم مي باشند مثل (الكترونها، پروتونها، نوترونها، فوتونها، پنتونها و كواركها) و با عنايت به تفسير الميزان مراد از «كتاب مبين» امري است كه نسبتش به موجودات نسبت برنامه عمل است به خود عمل و هر موجودي در اين كتاب يك نوع اندازه و تقدير دارد.
ازاين جهت مي توان حدث زد كه مراد از كتاب مبين مرتبه واقعي اشياء و تحقق خارجي آنها باشد كه قابل پذيرش هيچگونه تغيير نيست.

همين برنامه عمل اجزاء عالم از كوچكترين ذرات دنياي كهكشانها و وجود حساب و كتاب در اندازه (جرم، سرعت، زمان، بار الكتريكي، نوع حركت، اندازه حركت، فشار براي قرار گرفتن ذرات بنيادي اتمها در كنار يكديگر و پارامترهاي ديگر مثل ثابت جاذبه، سرعت نور در فضا، ثابت پلانك، بار الكترون و …) است كه دانشمندان برمبناي انها قوانين فيزيكي و شيماي نجوم و … را بدست مي آورند.
به طور مثال اطلاع داريم كه زمان وقوع خورشيدگرفتگي ۳۰ مرداد ۱۳۷۸ مطابق با آگوست ۱۹۹۹ و نقاطي از كره زمين را كه بطور كامل يا ناقص مي توانند اين واقعه طبيعي را ببينند را با پيش بيني بسيار دقيق اعلام مي كنند.

آياتي ديگر در اين مورد عبارتند از:
«… و خلق كل شيئ فقدره تقديرا»
… و هر چيز را آفريد و براي آن اندازه اي معين مقرر داشت
«… و كل شيئ عنده بمقدار»
… و تمام اشياء در نزد او داراي مقداري است.
«والسما رفعها و وضع الميزان»

و آسمان را برافراشت و ميزان (عدل و نظم) را در عالم وضع نمود.
«هوالذي جعل الشمس ضياء والقمونورا و قدرناه لتعلمو عددالسنين و الحساب ماخلق ا… ذلك الا بالحق يفصل الايات لقوم يعلمون»
اوست خدايي كه خورشيد را روشني بخش و ماه را نوراني قرار داد و براي آن منزلگاههايي مقدر كرد تا عدد سال ها و حساب(كارها) را بدانيد. خداوند اين را جز به حق نيافريده است او آيات خود را براي دانشمندان شرح مي دهد.
«… ما تري في خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تري من فطور»
.. تو در خلقت خداي رحمن بي نظمي و نقصان نخواهي يافت پس (به ديده عقل در نظم آفرينش) بنگر آيا خللي در آن مي يابي؟

مي توان نتيجه گرفت كه كشف نظم و انسجام طبيعت (يعني قوانين طبيعي) و اتقان صنع باري تعالي يكي از مسائل عمده طبيعت شناسي است.
ما معتقديم كه قرآن كتاب هدايت براي انسانهاست و حاوي تمام چيزهايي است كه بشر درحوزه ايمان و عمل بدانها نياز دارد. بنابراين قرآن يك دائره المعارف علمي نيست و نبايد قرآن را با نظريه هاي متغير علمي الزاما تطبيق داد.
از طرف ديگر نمي توان كتمان كرد كه در قرآن اشارات مكرر به پديده هاي طبيعي آمده است، اما اينها براي تعليم علوم نيست بلكه هدف آنها تشويق مردم است به تعليم علوم طبيعي و در نتيجه توجه به عظمت خلقت و در نهايت نزديكي به خالق جهان.
اما همين قرآن ما را به تدبر در آياتش تعقل و تفكر فراخوانده است.
«كتاب انزلنا اليك مبارك ليدبروا آياته و ليتذكر اولوالالباب»
كتابي خجسته بر تو فرو فرستاديم تا در آيات آن بينديشند و خردمندان دريابند و پند گيرند.
«ان في خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار … لآيات لقوم يعقلون»
همانا در خلقت آسمانها و زمين و اختلاف شب و روز … همه اينها آيات روشني بر وجود خدا براي اهل تعقل است.
«كذلك نفصل الايات لقوم يتفكرون»
اولم يتفكروا في انفسهم…
نكته اي كه بايد بپذيريم اين است كه براي فهم بهتر آيات قرآني تنها معلومات عميق زبان عربي كافي نيست بلكه علاوه بر آن بايد واجد اطلاعات علمي بسيار بالايي بود