.۱ مقدمه

توسعه روستایی غیرکشاورزی، اولویت راهبردی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه در طول دوره گذار اقتصادیشان از یک جامعه کشاورزی به صنعتی می باشد. این نوع توسعه، نقش مهمی را در ایجاد اشتغال محلی و پیوند با دیگر بخشها در

کشورهای در حال توسعه بازی میکند ( Reardon, et al. .(2007 بخش غیرکشاورزی روستایی به دلیل نقش مهمی که در کاهش فقر روستایی میتواند داشته باشد، مورد توجه می باشد .(kimura, 2011: 1) راهاندازی و گسترش صنایع روستایی با توجه به نقش مؤثری که میتوانند در راستای توسعه اقتصادی و اجتماعی ایفا کنند، یکی از مهمترین و اساسیترین راهحلها برای غلبه بر معظلات مناطق روستایی محسوب می شود. توسعه فرصتهای شغلی در مناطق روستایی، توزیع عادلانه تر درآمد، کاهش شکاف درآمدی بین شهر و روستا، کاهش فقر و مهاجرت، افزایش صادرات و کاهش واردات، امکان

استفاده بهینه از منابع، امکانات موجود و مواد اولیه و همچنین کمک در تسریع روند توسعه کشاورزی از جمله مهمترین پیامدهای مثبت و قابل ذکر صنایع روستایی محسوب می شود (دربان آستانه، . (۴۳ : ۱۳۸۴ از سوی دیگر، مهمترین دلیل برای استقرار صنعت در روستا، عدم امکان جذب تمام نیروی انسانی آماده به کار روستایی در بخش کشاورزی است. به عبارت دیگر اقتصاد روستایی امکان لازم برای جذب این نیروی کار مازاد خود از طریق توسعه زیربخشهای غیرزراعی را دارد.

علارغم این اهمیت، شکاف اطلاعاتی عمیقی در این زمینه وجود دارد که چگونه فعالیتهای غیرکشاورزی روستایی بویژه در دوردست ترین مناطق سازماندهی شود . اولین چالش مهم در توسعه بخش غیرکشاورزی روستایی، محدودیتهای اعتبار مالی و سرمایه میباشد. مردم فقیر معمولاً دسترسی کافی به منابع

مالی و اعتبارات رسمی برای شروع مشاغل در بخش غیرکشاورزی ندارند. بنابراین، مروری معمولی در زمینه ادبیات بازار مالی موجود، پیش شرطی برای توسعه صنعتی میباشد .(Ayyagari et al. 2006) در بسیاری از کشورهای در حال

۱

توسعه، گسترش بازار مالی دایر اغلب برایشان کاری چالش برانگیز میباشد.

خوشه های صنعتی راهی برای غلبه بر این محدودیتها می باشد. یک خوشه تمرکزِ بخشی و جغرافیایی بنگاه های اقتصادی میباشد .(Schmitz, 1995) مارشال و کروگمن فواید خوشهسازی صنعتی را مخصوصا در زمینه دسترسی به بازارها، فقر بازار کار و سرریزهای تکنولوژیکی شناسایی کردهاند. مخصوصاً از طریق بازدهی های دسته جمعی، خوشه ها میتوانند

کارآفرینان را قادر سازند تا در تولیدات صنعتی مشارکت نمایند که در غیر اینصورت ممکن است برای آنها غیرقابل دسترس باشد تا در این تولیدات مشارکت نمایند. این بویژه در کشورهای در حال توسعه که کار و سرمایهی در دسترس، محدود است، مهم می باشد. اثر مهم بازدهی دسته جمعی این می باشد که خوشه سازی از طریق تقسیم کار، به محدودیت های سرمایه را جبران میکند(.(Ruan and Zhang, 2009 ایدههای کاربرد خوشه های صنعتی برای توسعه اقتصادی از یک کشور به کشور دیگر و از منطقهای به منطقه دیگر متفاوت می باشد. در کشورهای توسعه یافته مثل ایتالیا و ژاپن و… که بالاترین سطح تکنولوژی را دارا می باشند، ایدهها در زمینه خوشه های صنعتی، به سمت نفوذ در بازارهای جهانی و افزایش قدرت رقابتپذیری می باشد اما در کشورهای در حال توسعه مثل هند، راهبرد خوشه برای توسعه اقتصادی روستاها، توسعه جوامع (از طریق ارتقاء مهارتها و دانش سنتی)، کاهش فقر، توسعه بازارها و… می

باشد(.(Das et al . 2011, 162

.۲ خوشه صنعتی

خوشه، پدیدهی اقتصادی پیش پاافتادهای میباشد. UNIDO خوشه را به عنوان تجمع محلی بنگاههای اقتصادی تولیدکننده و فروشنده که با یکدیگر مرتبط یا تکمیلکننده بوده و در درون یک بخش یا زیربخش صنعتی خاص می باشند، تعریف می نماید(.(Tambunan, 2006: 1

همچنین تعریفی که آقای پورتر از خوشه ارائه کرده به شرح زیر است:

»خوشه عبارتست از تمرکز جغرافیایی نهادهای شرکتهای مرتبط با یکدیگر در یک حوزه خاص.« در تعریف دیگر آلتنبرگ و اشتامر۱ با توجه به متغیرهای اندازهپذیر (نه کیفی مانند اعتماد، اتکا به اجتماع یا محیط اخلاقی و..) خوشه را اینچنین تعریف کرده است:

»خوشه مجموعهای نسبتاً بزرگ از شرکت هاست که در محدوده مکانی خاصی قرار دارند، پیشینه تخصصی مشخص دارند و در آن تجارت بین شرکتی و تخصص شرکت های

چشمگیر است)«اشمیتز، .(۱۳۸۱

مهمترین ویژگی خوشه ها که همانا کارایی جمعی است مشروط به ایجاد شرایط زیر است:

-۱ شکلگیری پیوندهای پیشین و پسین در بین شرکت های درون خوشه؛

-۲ تبادل قوی اطلاعات بین شرکتها، نهادها و افراد درون خوشه ها، که محیطی خلاق پدید میآورد؛

-۳ وجود شبکههای تجاری و پیوندهای تجاری کارآمد با بازارهای بزرگ و دور دست؛

-۴ وجود زیرساختهای متنوع نهادی که پشتیبان فعالیتهای خاص در خوشهها هستند؛

-۵ شکلگیری هویت اجتماعی- فرهنگی که در بردارنده ارزشهای مشترک است و قرار گرفتن نقش آفرینان محلی در محیط محلی که اعتماد متقابل را تسهیل میکند و

-۶ وجود تحریمهای مؤثر علیه واحدهایی که برای توافقات جمعی ارزشی قایل نیستند (اشمیتز، .(۱۳۸۱