آموزش برای توسعه پایدار، رویکردی از آمـوزش اسـت کـه در جسـتجوی توانمندسـازی مردم برای پذیرش مسئولیت برای ایجاد یک آینده پایدار میباشد. این برنامـه کـه پیـرو تصویب قطعنامه ۵۷/۲۵۴ مجمع عمومی سازمان ملـل متحـد در سـال ۲۰۰۲ مبنـی بـر تعیین دهه ۲۰۰۵-۲۰۱۴ به عنوان “دهه آموزش برای توسعه پایدار” در یونسکو طراحی شد، شامل ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیستمحیطی اسـت کـه در همـه آنهـا، آموزش به عنوان رکن و ابزار اصلی به منظور تحقق اهداف برنامه در نظـر گرفتـه شـده است. دانشگاه فرهنگیان به دلیل ضریب تأثیر بسیار بـالای خـود در آگـاهی بخشـی و ارتقای قابلیت های مورد نیاز نهادها و سـازمانهای جامعـه از جملـه معلمـان و کارکنـان سازمان آموزش و پرورش و دیگر نهادها، ظرفیت لازم برای آغاز جنبش توسعه پایدار را دارد .بدین ترتیب، با ظهور الگـوواره پایـداری و تغییـر فرضـیات بنیـادین، نظـا مهـای آموزشــی معلمــان و مــدیران و دگــر کارکنــان نهادهــا، ادارات و در رأس آنــان دانشــگاه فرهنگیان و پردیس های تحت پوشش آن، نیز باید ساختارهای خود را در تمام بخشـها به ویژه در حوزه آموزش با شرایط جدید منطبق نمایند. هدف از این مقاله بررسی نقـش دانشگاه فرهنگیان و پردیس های استانی آن در آموزش توسعه پایدار است.در این مقالـه مفهوم توسعه پایدار، نقش نظام های آموزشـی بـه ویـژه دانشـگاه فرهنگیـان در توسـعه پایدار، رویکردهای آموزشی مورد نیاز و قابلیت های توسـعه پایـدار بررسـی و در نهایـت، توصیه هایی برای نهادینه کردن توسعه پایدارارائه شده است.

کلمات کلیدی: توسعه پایدار، آموزش ، آموزش عالی، دانشگاه فرهنگیان ، قابلیت های کلیدی.

مقدمه

هدف نهایی توسعه، بهبود سطح زندگی افراد جامعه از طریق کاهش فقر، بیکاری و نابرابری است.[۱] تا اوایل دهه هشتاد میلادی با حاکم بودن الگوواره رشد، تصور بر این بود که تنها راه رسیدن به توسعه، افزایش رشد اقتصادی است. امروزه تعریف توسعه که تا به حال صرفاً جنبه اقتصادی داشت تغییر کرده و به نوعی جامع نگری با ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی روی آورده است که هدف اصلی آن »توسعه انسانی پایدار« است. در سال ۱۹۸۳ سازمان ملل متحد۱ به منظور رفع مشکلات پیش آمده ، کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه ۲ را ایجاد کرد که در گزارش نهایی خود با عنوان »آینده مشترک ما«، رویکرد جدید توسعه پایدار را مطرح ساخت. در این گزارش، توسعه پایدار بدین گونه تعریف شد: توسعه ای که نیازهای نسل کنونی را بدون در خطر قرار دادن توانایی نسل های آینده در رفع نیازهایشان ، برآورده می

۱ – United Nations 2 – World Commission on Environment and Development

۱

سازد . [۲] آموزش عالی به دلیل ضریب تأثیر بسیار بالایی که دارد، دارای توانایی لازم برای آغاز حرکتی اساسی به سمت توسعه پایدار می باشد.[۳] از دوران ظهور انقلاب صنعتی و و فرو ریختن دیوار بلند میان آموزش عالی و جامعه، دانشگاه ها با ارائه خدمات آموزشی و پژوهشی متناسب با نیازها و خواست جامعه ، مصدر تحولات عظیم صنعتی ، اقتصادی واجتماعی و … جامعه گردیدند .این تحولات، علاوه بر افزایش تولیدات و رشد اقتصادی و بهبود نسبی سطح رفاه ، موجب افزایش بیش از پیش استفاده از منابع ، تخریب محیط زیست ، فقر ، نابرابری های اجتماعی، ظهور جنگ ها و ناآرامی ها و … نیز گردیده است که به نوبه خود،موجبات ناپایداری توسعه جوامع را فراهم ساخته است .هم اکنون دانشگاه های بسیاری در سطح جهان به دنبال تجدید نظر و اصلاح سیاست های پیشین خود برای اعمال اصول پایداری در سیاست ها و مدیریت خود می باشند تا قابلیت های ناپایداری را که سالها توسط آموزش عالی ترویج شده بررسی نموده و در نوع رابطه خود با جامعه تجدید نظر نمایند. این مقاله ضمن بررسی مفهوم توسعه پایدار ،ابتدا به ابعاد محیطی،اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می پردازد .سپس نقش سیستم های آموزشی به ویژه دانشگاه ها ، رویکردهای آموزشی مورد نیاز و قابلیت های توسعه پایدار به بحث گذاشته می شود .در نهایت ، توصیه هایی برای نهادینه نمودن توسعه پایدار ارائه می گردد.

مفهوم توسعه پایداری

از میان واژه ها و اصطلاحاتی که در چند دهه اخیر رواج یافته اند به مواردی برمی خوریم که به دلایل ابهام در معنا، تفسیر و عدم تناسب در کاربردها، کمتر مخاطبی توانسته است مفهوم آنها را به درستی درک کند، یکی از این اصطلاحات »توسعه پایدار« است. توسعه پایدار مفهومی است فراگیر با بار معنایی بسیار گسترده که همین ویژگی باعث شده است گروه های مختلف اجتماعی با اهداف کاملاً متفاوت آن را به کار ببرند. یکی از دلایل موفقیت رواج اصطلاح توسعه پایدار در این واقعیت نهفته است که افراد مختلف با اهداف کاملاً متفاوت می توانند آن را با بی دقتی به کار برند. تا همین چنددهه پیش برداشتی که از توسعه می شدصرفاً جنبه اقتصادی داشت و تقریبا” تمامی اندیشمندان و صاحب نظران درمان آلام بشر را در رشد روزافزون اقتصاد می انگاشتند و حصول رشد اقتصادی را به هر قیمتی از واجبات می دانستند. اما رفته رفته همین اندیشمندان دریافتند که تولید بیشترلزوماً نمی تواند ضامن رفاه و صلح وخوشبختی انسان ها باشد. چرا که رشد اقتصادی زمانی می تواند پیام آور خوش بختی و آرامش باشد که ضمن حفظ حرمت طبیعت و سایر موجودات، حاصل آن بصورت عادلانه در اختیارنسل حاضر و آینده بشر قرار بگیرد. به همین خاطر غالب متفکران وادی»توسعه« به سوی نوعی جامع نگری در تعریف این مفهوم، که شامل توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی است روی آورده اند. در این

تعریف انسان به عنوان محور اصلی توسعه مطرح بوده و هدف آن »توسعه انسانی پایدار« است که منظور از آن فراهم کردن زمینه های لازم برای آماده سازی انسان هاست تا ضمن مشارکت در فرآیند توسعه خود نیز از زندگی پایدار(مادی و معنوی) بهره مند شوند و همین اقبال را برای آیندگان نیز در نظر داشته باشند، از این دیدگاه پایداری، الگوواره ای است برای تفکر در مورد آینده، که در آن ملاحظات محیطی ، اجتماعی و اقتصادی به منظور ارتقاء کیفیت زندگی، در وضعیتی متعادل با یکدیگر قرار می گیرند.[۲] این الگو واره با اصرار و تأکید، رشد کیفی را با محوریت محیط زیست و عدالت اجتماعی در کانون توجهات و پژوهش های خود قرارداده است. به تعبیر بهتر، در این رویکرد، انسان و محیط زیست او محور توسعه است و نه رشد اقتصادی با شاخص های کمی.[۳] امروزه توسعه شعار همه کشورها است ولی متأسفانه بیشتر ممالک برای رسیدن به رفاه مادی(به اصطلاح وضعیت مطلوب) از روش های نامطلوب استفاده می کنند و به بهانه دستیابی به توسعه بی محابا از منابع محدود برداشت نامحدود می کنند که این خود از مصادیق ناپایداری توسعه تلقی خواهد شد. در سطوح ملی و بین المللی ناپایداری توسعه از علل و مصادیق گوناگونی نشأت می گیرد. علت عام و در عین حال اصلی ناپایداری توسعه در جوامع، فقدان بینش و نگرش آینده نگر به اصل توسعه، کمبود دانش و خردمندی درباره تعیین راهبردها، سیاستگذاری ها و

۲

تصمیم گیری ها در سطوح مختلف مدیریتی و عملیاتی است. هزاره ی سوم سده ی تفکر و تعقل است با این حال، هنوز هم ناپایداری توسعه ناشی از نادانی و بی خردی نوع بشر به چگونگی زندگی سعادتمند است.

مفهوم پایداری را باید در اذهان و اندیشه های نیروی انسانی جوامع جست وجو کرد. شاید باور این حقیقت با همه ابعاد که فرآیند توسعه پایدار و تحقق همه ابعاد آن همان تربیت نیروی انسانی است که ریشه در آموزش دارد، هنوز برای بسیاری از کشورهای جهان مشکل باشد. بدیهی است تا وقتی نظام تربیت و آموزش نیروی انسانی و امر پژوهش در راس سایر نظام ها قرار نگیرد و متولیان این نظام تربیتی از مستعدترین، مدیرترین، داناترین و تواناترین نیروهای کشور نباشند، نمی توان به تحقق توسعه پایدار امیدوار بود. از همین رو بایستی عوامل اساسی در یک فرآیند پویای توسعه پایدار را به چهار عامل تقسیم کرد: