مقدمه

فلسفه اخلاق به دلیل آن که از دسته فلسفه ی مضاف می باشد، به طریق اولی، مشمول همان اهمال و اغفالی واقع شده

است که همواره اندیشمندان خاوری در مورد فلسفه های مضاف روا داشته اند. نبود ساختار مناسب یک موضوع فلسفی،

واکاوی و ریشه یابی و طرح یک نظر در حوزه فلسفه اخلاق، تفکیک و جدا سازی حوزه های مختلف فلسفی در بیان دکترین

ها، و عدم نگاه سیستمی و دنباله دار به منظور بلوغ یک نظریه، از جمله فهرست مهم ترین ضعف های حوزه فلسفه اخلاق در

میان نظریه پردازان شرقی می باشد.از این رو یکی از کسانی که هم و تلاش خود را در راستای یافتن چهار چوبی مشخص، از حوزه ی فلسفه اخلاق با رویکرد عقلی و دینی که مورد پذیرش و قابل طرح در مجامع فلسفی جهانی باشد، صرف نموده است،

علامه محمد تقی جعفری است. او همانند ارسطو، اخلاق را دغدغه ی اصلی خویش معرفی می کند و با مطالعه ی آثار فلاسفه

غربی با این نوع نگاه آشنا می شود و ضمن حفظ صبغه ی دینی خود، به دنبال یافتن اصل اساسی، هدف، توجیه رفتارها ، نقش

اختیار و اراده و برخی دیگر از مسائل مطرح در حوزه یاد شده می باشد. با همه ی این تلاش ها، جای اثری مستقل با عنوان فلسفه اخلاق در میان آثار آن فیلسوف گرانمایه، خالی است و ضرورت تدوین چنین اثری، با زاویه دیدی از دریچه این نگاه، بر تألیفات، سخنرانی ها ومصاحبه ها و پاسخهای آن مرحوم، احساس می گردد. ضرورت تدوین چنین اثری در این است که سوگمندانه تنها یک نگاه یک سویه به سمت تولیدات فلسفه اخلاق در بازار فکری غرب، معمول گشته است. لذا می باید، به

طریقی بتوان زمینه را برای طرح نظریاتی نوین و از منظری متفاوت، در سطوح آکادمیک جهانی، مهیا نمود.

انواع نظریه پردازی در فلسفه اخلاقٌ

رویکردهای فلسفی در خصوص مساله اخلاق، عموما با هدف کنکاش و بررسی ریشه ای تر و اصیل تر، نسبت به سایر دیدگاه های اخلاقی، به این موضوع می پردازند. به طور کلی می توان در این حوزه به چهار محور پژوهشی اشاره کرد که عبارتند از پژوهش های توصیفی، پژوهش های تحلیلی یا فرا اخلاق، پژوهش های دستوری یا هنجاری و علم النفس اخلاقی

-۱ پژوهش های توصیفیٍ

این نوع پژوهش، همانطور که از نامش پیداست، با کمک روش نقلی و تجربی به توصیف اخلاقیات افراد، گروه ها و جوامع

مختلف می پردازد و هدف آن صرفاً آشنایی با نوع رفتار و اخلاق فرد یا جامعه خاصی است، در این نوع پژوهش از هر گونه

ارزیابی و ارزش داوری پرهیز شده است. (مصباح یزدی، (۲۳ :۱۳۸۷ برخی از متفکران، از این نوع تحقیق به عنوان اخلاق عملی یاد می کنند. (مک ناتن،(۲۳ :۱۳۸۷ هدف این نوع تحقیق این است که پدیده اخلاق توصیف یا تبیین شود یا نظریه ای

درباره سرشت بشری به دست آید که در بردارنده مسائل اخلاقی باشد. (فرانکنا، (۲۵ :۱۳۸۹ با این حال بعضی از اندیشمندان

حوزه فلسفه اخلاق، این قسم پژوهش را پژوهش فلسفی نمی دانند و آن را جزء تقسیمات فلسفه اخلاق به شمار نمی آورند.

(گنسلر، (۱۳۹۰

۱- Moral Philosophie 2- Descriptive Ethics

۳

-۲ پژوهش های فرا اخلاق ٌ

رویکرد فرا اخلاقی، مباحثی است که نه در صدد توصیف احکام رایج در جوامع مختلف است نه در پی به دست آوردن

حکم اخلاقی عمل یا صفتی اختیاری، بلکه سعی این نوع از تفکرات اخلاقی بر آن است که به پرسش های معرفت شناختی،

معنا شناختی، منطقی و حتی وجود شناختی در حوزه اخلاق پاسخ دهد. (حسنی قلعه،(۱۸ : ۱۳۸۳ فرا اخلاق ماهیت و روش پژوهش احکام اخلاق را بررسی می کند و در پی پاسخ به پرسش هایی از این قبیل است که “خوب” و “باید” به چه معناست؟

آیا حقایق اخلاقی در کار است؟ چگونه می توانیم باورهایمان را در خصوص درست و نادرست موجه سازیم و از آنها به گونه

ای عقلانی دفاع کنیم؟ (گنسلر، (۵ : ۱۳۹۰ در واقع هر گونه پاسخ گویی به سؤالات در خصوص سرشت و مسائل اخلاقی را

بر عهده پژوهش های فرا اخلاقی می گذارند. (مک ناتن، (۲۴ :۱۳۸۳ و آن را تفکر و نگرش در بازبینی ریشه اندیشه های

اخلاقی می دانند. نگرشی که سؤالات منطقی، معرفت شناختی یا معنا شناختی را مطرح کرده و تلاش می کند به آنها پاسخ دهد.

(فرانکنا، (۱۳۸۹ به هر حال پژوهش های فرا اخلاق، با رویکردی تحلیلی، از رویکرد قبلی که صرفا توصیف مفاهیم اخلاقی بود، متمایز می گردد.

-۳ علم النفس اخلاقیٍ

مجموعه ای از مباحث فلسفی و احیانا تجربی ناظر به امور نفسانی که انسان در مقام عامل اخلاقی یا ناظر و داور اخلاقی با

آن ها سر وکار می یابد. عمده ترین این مباحث عبارتند از مسأله ی جبر و اختیار، حب ذات و خود دوستی، خود گروی

روانشناختی، مصلحت اندیشی، ضعف اراده، عدم خویشتنداری و غیره. (ملکیان ، (۱۳ :۱۳۸۹

-۴ پژوهش های هنجاری َ

در این نوع از پژوهش اخلاقی در حقیقت به دنبال معیاری برای حسن و قبح اختیاری انسان هستیم. (مصباح یزدی، (۱۳۸۷ در اخلاق هنجاری اصولی بررسی می شود که می گوید، انسان چگونه باید زندگی کند و پرسش هایی طرح کند از این دست که، اصول اساسی مربوط به درست و نادرست چیست؟ (گنسلر، (۱۳۸۵ درحقیقت تلاش می شود تا با ابزار عقلانی به مجموعه

ای از معیارهای قابل قبول دست یافت که ما را در تعیین اینکه چرا فعل خاصی صواب یا شخصی خاص خوب خوانده شود

قادر سازد. (پالمر، .(۱۳۸۸ در واقع مقصود اخلاق هنجاری این است که پایه ای ترین احکام اخلاقی درباره درست یا نادرست را از حیث اخلاقی، تبیین کند. این رویکرد به ما نمی گوید مردم چه چیزی را درست یا نادرست می انگارند، هدف این است

که بگوید: چه چیز درست یا نادرست است.(هولمز، .(۱۳۸۵

نظریه های اخلاق هنجاری

مکاتب اخلاقی را با توجه به معیاری که برای تعیین خوب و بد و تشخیص درست از نادرست ارائه داده اند، می توان به دو

دسته کلی تقسیم کرد: نظریات غایت گرایانه و نظریات وظیفه گرایانه.

۱- Meta-Ethics 2- Moral Psychology 3- Normative Ethics

۴

-۱ نظریه های غایت گرایانه

نظریه غایت گرایانه مشتق از کلمه یونانی telos،به معنای غایت، بر این باور است که احکام اخلاقی کاملاً مبتنی بر نتایجی

هستند که یک فعل به بار می آورد (پالمر، (۱۳۸۸ این نظریات اخلاقی، نتایج احکام اخلاقی را خارج از حوزه اخلاق می دانند.

به عبارت دیگر در کنکاش نتایجی غیر اخلاقی برای احکام اخلاقی می باشند. مراد از غایت یا نتیجه در این قسم، غایت خارجی، غیر اخلاقی، یا برون اخلاقی است. یعنی در خارج از اخلاق و احکام اخلاقی، چیزی به نام غایت وجود دارد که گزاره

های اخلاقی اگر به آن منتهی شوند، صوابند وگرنه خطا می باشند. (پینکافنس، (۱۳۸۲ این نوع نگرش، نگاهش به نتیجه ای

است که فعل یا احکام اخلاقی به بار می آورد. نظریات غایت گرا را بر اساس نوع غایت به سودگرایی، قدرت گرایی، لذت

گرایی و سعادت گرایی و بر اساس متعلق غایت به خودگرایی و دیگرگرایی تقسیم بندی کرده اند. در سودگراییٌ ما باید در

همه اعمال خود به دنبال آن باشیم که بیشترین غلبه خیر بر شر (یا کمترین غلبه ممکن شر بر خیر) را در کل جهان (یا دست

کم، در جامعه خود) محقق کنیم.(مصباح یزدی، (۱۳۸۷ می توان این طور بیان کرد که عمل آدمی درست است اگر، و تنها اگر، به اندازه هر عمل دیگری در نتایج خود، برای جمیع مردمانی که از آن عمل تأثیر می پذیرند ، فزونی خوب را بر بد( خیر بر

شر) به بار آورد (هولمز، .(۱۳۸۵جرمی بنتام (۱۸۳۲-۱۷۴۸) و شاگردش جان استوارت میل (۱۸۷۳-۱۸۰۶) دو تن از

بزرگترین مدافعان سودگرایی هستند. از نظر بنتام معیار اخلاقی درست اصل سود است، واژه سود به گرایش چیزی برای ایجاد سعادت اشاره دارد نه به سودمندی اش. اصل سود اصلی است که با هر نوع عملی ـ هرچه باشد ـ بر اساس قابلیتش در افزایش یا کاهش سعادت آن گروهی که سودشان مورد بحث است، موافقت یا مخالفت می کند. از نظر بنتام، تنها در صورتی فعلی صواب است که از لحاظ ابزاری خوب باشد و خوبی آن بستگی به لذت ایجاد شده دارد. بنابراین، ارزش اخلاقی یک عمل در برابر عمل دیگر، مستقیماً متناسب با میزان یا کیفیت لذتی است که هر عمل ایجاد می کند.(پالمر، .(۱۳۸۸ از انواع سودگرایی می توان به سه دسته سودگرایی عمل نگر، سودگرایی عام و سودگرایی قاعده نگر اشاره کرد.(هولمز، .(۱۳۸۵ سودگرایی عمل نگر اجازه استفاده از هیچ قاعده یا تعمیمی از تجارب گذشته را نمی دهد. سودگرایی جرمی بنتام از این نوع سودگرایی تلقی

شده است. امروزه نیز جی جی سی اسمارتٍ (۱۹۲۰)، جوزف فلچرَ از فیلسوفان اخلاق مغرب زمین، به عنوان مدافع این

نوع سودگرایی هستند (مصباح یزدی،۱۶۶ :۱۳۸۷ و .(۱۶۷ مدافعان سودگرایی عامُ معتقدند که اگر در موقعیت خاصی انجام کاری برای کسی صواب است، پس انجام آن برای همه کسانی که موقعیت مشابهی دارند، صواب است. بر اساس این نوع

سودگرایی ممکن است عمل خاصی در موقعیت خاصی برای شخص فاعل بیشترین غلبه خیر بر شر را به دنبال داشته باشد. اما

آنچه که باید معیار ارزش گذاری اخلاقی قرار گیرد، این است که آیا اگر همگان بخواهند در چنان موقعیت هایی چنان عملی را انجام دهند چه پیامدی در پی خواهد داشت؟ سودگروی قاعده نگر نظر کاملاً متفاوتی است. این نظر نیز به میل منتسب شده و

اخیراً مورد عنایت قرار گرفته است. سودگروی قاعده نگر نیز مانند بر نقش محوری قواعد در اخلاق تأکید می کند که ما معمولاً

اگر نگوییم همیشه، باید با توسل به یک قاعده، مانند قاعده راستگویی، تعیین می کنیم در موارد جزئی چه کار بکنیم، نه با این

سؤال که کدام عمل خاص بهترین نتایج را در اوضاع و احوال مورد بحث دارد. ما باید همیشه قواعد را با این سؤال که کدام

۱- Utilitarianism 2- J. J. C. Smart 3- Joseph Fletcher 4- General utilitarianism

۵

قاعده بیشترین خیر عمومی را برای هر کسی فراهم می کند تعیین کنیم. تعدادی از نویسندگان، همچون استون برکلی و آر. بی. برنت از این نظر حمایت کرده اند. (کاپلستون، (۸۵

انتقادات بر غایت گرایی

کانت در نقد این دیدگاه می گوید اگر ما به نتیجه گرایی معتقد باشیم، لازمه ی این اعتقاد آن است که ما باید منتظر تجربه

اعمال باشیم تا ببینیم این عمل چه نتیجه ای را به بارمی آورد و بعد اگر آن نتیجه مطلوب بود آن عمل را خوب بنامیم. در

صورت این امکان و محاسبه، ما جز از جمع تجارب نتایج گذشته هیچ پیش بینی دیگری نسبت به اعمال پیش رو نمی توانیم

داشته باشیم. (اونی،(۱۳۸۱ اشتفان کورنر از قول کانت می گوید این نظریه، نهایتا به نظریه ی تجربی اخلاق منتهی می شود. (کورنر، (۱۳۸۰ دو پرسش اساسی فراروی سود گرایی است، که در واقع اساسی ترین نقد های وارد بر آن به شمار می رود.
ابتدا آن که اگر سودگرایی معتقد است که ما باید به دنبال بیشترین خیر برای جامعه ی مورد نظر خود باشیم، چگونه می توانیم این خیر حداکثری را برای مردمان تأثیر پذیر از اعمالمان پیش بینی کنیم. و دیگر آن که امور اخلاقی دیگری نیز در مورد فعل

شخص باید در نظر گرفته شود که فارغ از نتایج، از اهمیت خاصی برخوردارند. اموری مثل صداقت ، امانت داری و… که ما می

دانیم از نظر اخلاقی دارای ارزش هستند. اگر بخواهیم صرف نتیجه را در ارزشمند بودن فعل اخلاقی ملاک قرار دهیم در هنگام تزاحم یک فعل با مثلأ صداقت چه رویه ای را باید پیش گرفت؟! جان استوارت میل سعی در یافتن راه حلی برای پاسخ بود. وی برای حل این مشکل، قاعده نگری را وارد چهارچوب توجه به نتیجه و سود عام کرد. (هولمز ، (۲۷۹ : ۱۳۸۵ دیوید راس بر غیر موجه بودن فایده گرایی تاکید دارد او معتقد است محوریت مورد نظر فایده گرایان با فهم متعارف کنشگران اخلاقی در تعارض است . یعنی هنگامی که یک انسان بر اساس فهم متعارف به عهد خویش وفا می کند، نتیجه می گیرد که باید این کار را انجام دهد، فارغ از آنکه عمل او چه پیامدی را برای او به همراه خواهد داشت و آثار و نتایج مترتب بر آن چه خواهد بود؟ راس

معتقد است که تنها اصل لذت برای رسیدن به داوری اخلاقی موجه کفایت نمی کند (دباغ،(۱۳۸۸

-۲ نظریه های وظیفه گراییٌ

در فلسفه اخلاق، وظیفه گرایی به آن دسته از نظریاتی اطلاق می شود که مطابق آنها ملاک درستی و نادرستی عمل، قطع نظر از میزان سود و به طور کلی نتایج و پیامدهای آن منوط به خود عمل و ویژگی های آن است. به عبارت دیگر، وظیفه گرایان معتقدند که انجام افعال اخلاقی، قطع نظر از نتایجی که به بار می آورند، برای انسان الزامی است و این الزام در خود افعال قرار

دارد و نه اینکه مترتب بر فعل و مؤخر از آن باشد (مانند غایت گرایی). غایت گرا همواره به نتایج فعل خویش و وظیفه گرا

همواره به وظیفه خود می اندیشد.(موحدی، .(۱۳۹۰ وظیفه گرایی به نظراتی گفته می شود که درستی اعمال برای آنها مقدم بر

خوبی است. ملاک درستی اعمال در نظریه های مختلف وظیفه گرایی چیزی از قبیل اصول عقلی مانند اصل تعمیم پذیری، ذات اعمال، امر الهی، قرارداد اجتماعی، اراده و انتخاب فردی یا حقوق است.(اترک ، .(۱۳۸۹نظریات وظیفه گرایانه با توجه به
رویکرد آنها در تدوین احکام اخلاقی به دو دسته عمل نگر و قاعده نگر تقسیم می شوند. وظیفه گرای عمل نگر کسی است که

۱- Task – Oriented

۶

در موارد جزئی و خاص به دنبال ترسیم وظیفه انسانی و اخلاقی است. برخلاف وظیفه گرای قاعده نگر، که به دنبال تدوین قواعد و قوانین است تا در لوای آن بتوان حسن و قبح اخلاقی را تشخیص داد. ساموئل کلارکٌ، ریچارد پرایسٍ، تامس ریدَ،

دبلیو. دی رایُ و ایمانوئل کانتِ، را وظیفه گرای قاعده نگربرمی شمارند.((Hazard,1967 خود وظیفه گرایی قاعده نگر را

در دو نظریه مشهور شامل می شود که عبارتند از نظریه امرالهی و نظریه کانت. کانت مشهورترین مدافع وظیفه گرایی است. در

نظر کانت، تصمیم وقتی اخلاقی است که نه صرفاً برای رفع تکلیف، بلکه به انگیزه وظیفه شناسی یا به خاطر نفس وظیفه گرفته

می شود.((Wade,1971:54

انتقادات بر وظیفه گرایی

نقد اول: وظیفه گرایان وضع قوانین و قواعد را بی فایده و غیر قابل بهره برداری می دانند.(فرانکنا ، (۱۳۷۹ اما این ادعا و

نفی قواعد کلی نادرست است. (صانعی ، (۱۳۶۸ نقد دوم: بیشتر غایت انگاران برخی از وظایف و اعمالی که در نگاه وظیفه گرایانه مجاز قلمداد می شود مانند تمجید ایثار و

از خود گذشتگی را غیر مجاز و افراط، نا معقول و بلکه غیر اخلاقی می دانند.

نقد سوم: در هنگام تزاحم وظایف و یا تناقض بین آنها ، وظیفه گروی هیچ معیار واضح و مشخصی برای رفع این اختلاف ها بیان نمی کند. مثلا درتزاحم وظیفه دروغ نگفتن و وظیفه ی جلو گیری از آسیب رسیدن به دیگران، چه معیاری برای انتخاب هر یک از آنها وجود دارد؟ شاید پاسخ دهید که آن وظیفه ای که شر کمتری را به بار دارد، اما این پاسخ وظیفه گرایی را بر غایت و نتیجه اعمال متکی می کند. بنابراین در چنین مواردی ، اساس انتخاب فاعل در انجام وظیفه مبنایی غایت گرایانه است و نه وظیفه گرایانه.