درمان معتادين به مواد مخدر

به طور كلي درمان كامل معتادين دو مرحله دارد كه در هر مرحله روشهاي مختلف درماني به كار گرفته مي شود :
مرحله اول – بازگيري
مرحله دوم – بازتواني
مرحله اول (بازگيري)
بازگيري يا درمان جسمي از دو راه يكي روش دارويي و ديگري روش غير دارويي امكان پذير است كه در هر دو روش نيز به دو طريق ترك تدريجي و ترك ناگهاني مورد استفاده قرار مي گيرد .

۱ـ روش دارويي :۱ ترك تدريجي .۲ ترك ناگهاني
۱ ترك تدريجي امروزه يكي از روشهاي شايع و متداول دارودرماني در جهت ترك وابستگي بدني اعتياد به مشتقات ترياك به ويژه مورفين و هروئين استفاده از تركيب متارون مي باشد در اين شيوه از درمان سعي مي شود با رعايت مراقبتهاي پزشكي خاص با وضع كلي معتاد تركيب متادون بابرنامه ريزي ويژه اي به طور كلي كوتاه مدت يا دراز مدت جانشين مصرف هروئين گردد همچنين استفاده مناسب متادون از نقطه نظر كمي مي توان اثرات داروئي هروئين را در صورت مصرف در بدن خنثي نمايد كه در اين مورد متادون به عنوان عامل خنثي كننده در برابر اثرات فارماكولوژي (داروئي )هروئين عمل مي كند .

۲ـ ترك ناگهاني :در استفاده از اين روش معتاد به طور يكباره از مصزف مواد مخدر خودداري مي نمايد و زير نظر پزشك متخصص به منظور تسكين نشانه هاي ترك از برخي از داروهاي كمكي (غير از متادون ) استفاده مي نمايد پس از اتمام اين دوره و تاييد بر عدم اعتياد فرد معتاد مي تواند با مراجعه به مركز روانپزشكي مشاوره و ساير مراكز در اين زمينه براي رفع نارسائيهاي كلي اقدام نمايد .

۲ـ روش غير دارويي : ۱- ترك تدريجي ۲ ـ ترك ناگهاني
ترك تدريجي روش غير داروئي روشي است بسيار ساده كه علاوه بر كاربردهاي سنتي و قديمي آن امروزه نيز مورد استفاده قرار مي گيرد بدين ترتيب كه زير نظر پزشك متخصص كه بر حسب نوع اعتياد و ميزان مصرف تهيه مي شود فرد معتاد سعي مي كند به تدريج از مصرف روزانه خود كم كند تا آنكه پس از انقضاي دوره مقرر ميزان مصرف به صفر تنزل كند پس از ترك كامل و تاييد آزمايشگاهي مبتني بر عدم اعتياد بيمار بايد تحت درمان روحي قرار گيرد .

۲ـترك ناگهاني : اينگونه روش بدون استفاده از هيچ گونه داروئي به منظور دفع سم زدايي معتادان مورد استفاده قرار مي گيرد بدين ترتيب كه فرد معتاد در محل خاص كه نتواند در زمان ترك به خود يا ديگران صدمه بدني واردكند نگهداري مي شود تا به خودي خود پس از چند روز ترك اعتياد كند معمولاً اين دوره بين ۲ تا ۱۲ روز به طول مي‌انجامد كه نوسان آن بستگي به چگونگي اعتياد (ميزان ونوع مصرف ) و فرد معتاد خواهد داشت .

دوره هاي فراموشي ممكن است بسيار ناراحت كننده باشد چون ممكن است شخص بترسد كه مبادا ندانسته به كسي آسيب برساند يا ضمن مستي رفتارهاي غير عاقلانه نشان داده است ضمن دوره فراموشي الكلي حافظه دور فرد نسبتاً سالم مي ماند اما اين بيماران دچار نقص هاي اختصاصي حافظه كوتاه مدت مي شوند كه در آن شخص قادر نيست مطالب قادر نيست مطالب ۵ تا۱۰ دقيقه قبل را به ياد بياورد از آنجا كه ساير قواي هوشي اين افراد به خوبي حفظ مي شوند مي توانند تكاليف پيچيده را انجام دهند وبراي ناظر معمولي طبيعي به نظر مي رسند مكانيسم هاي عصبي (زيستي فراموشي الكلي در سطح مولكولي معلوم نيست الكل در اين افراد مانع تحكيم خاطرات جديد به صورت خاطرات قديمي مي شود در لوب گيجگاهي مربوط مي‌شود.

اعتياد به حشيش
حشيش از ۴۰۰۰ هزار سال پيش قبل در آسيا و بين شناخته شده بود گياه شاهدانه مي‌برند و خشك مي كنند پودر مي كنند و داخل سيگار تدخين مي كنند حشيش ماده موثرش روكانابينول است حشيش را داخل سيگار مصرف مي كنند اسمهاي ديگر حشيش عبارتند از كانابيس ، ماري جوانا ،بنگ مي باشد بالاترين سن مصرف حشيش ۲۱ تا ۱۸ سالگي است مصرف حشيش در مردها بيشتر از نظر نژاد در سفيد پوستها بيشتر از سياه پوستها است مصرف حشيش با تدخين بالا فاصله طي چند دقيقه اثرش شروع شده و ۳۰ دقيقه بعد به اوج مي رسد

و ۲ تا ۴ ساعت دوام دارد شايعترين اثرات حشيش پر خون شدن قرمزي چشم و تپش قلب و افزايش شديد اشتها مي باشد مرگ در اثر مصرف حشيش تقريباً گزارش نشده است به علت اينكه روي مركز تنفسي اثر نمي كند اما حشيش در مصرف كنندگان مزمن دچار بيماري مزمن تنفسي و سرطان ريه احتمال داده مي شود نشان داده شده كه مصرف حشيش با تغيير غلظت تسترون و بي نظمي قاعدگي و آسيب كروموزومي مي شود .

نورفارماكولوژي :
گيرنده خاصي برا ي كانابينول ها شناسايي تكثيرو مشخص شده است اين گيرنده عضوي از خانواده گيرنده هاي وابسته به پروتئين G مهاري متصل مي شود كه با آدنيل سيكلاز پيوند شده و آن را مهار مي كند بالاترين غلظت گيرنده كانابينوئيد در هسته هاي قاعده اي هيپو كامپ و مخچه يافت مي شود و حداقل غلظت آن در قشر مخ است اين گيرنده در ساقه مغز وجود ندارد به همين دليل حشيش روي دستگاه تنفس وقلب اثر چنداني ندارد .

با تدخين حشيش اثرات نشئه آور ظرف چند دقيقه ظاهر مي شود حدود ۳۰ دقيقه بعد به اوج مي رسد و ۲ تا ۴ ساعت دوام مي بايد برخي اثرات حركتي و شناختي ۵ تا ۱۲ ساعت طول مي كشد حشيش را همچنين مي توان همراه با كيك و سرخ كردني‌ها از راه دهاني مصرف نمود براي دستيابي به اثرات مشابه ميزان مصرف حشيش خوراكي بايد دو تا ۳ برابر روز تدخين باشد متغير هاي زيادي بر خواص روانگردان حشيش تاثير مي گذارند از جمله ميزان قدرت حشيش مصرفي راه مصرف روش تدخين اثر پيروليز روي محتوي كانابينوئيد روز مصرفي موفقيت و تجربه قبلي مصرف كننده انتظارات مصرف كننده و آسيب پذيري زيستي خاصي مصرف كننده نسبت به اثرات كانابينوئيد ها .

درمان و بازتواني حشيش
درمان مصرف حشيش مبتني بر همان اصول درماني ساير مواد مورد سوء استفاده مصرف يعني پرهيزو حمايت است پرهيز از طريق مداخله مستقيم نظير بستر كردن يا كنترل دقيق به طور سرپايي با استفاده از غربالگري ادراري دارو (كه وجود حشيش را تا ۴ هفته پس از مصرف نيز نشان مي دهد ) صورت مي گيرد حمايت از طريق روان درماني فردي خانوادگي وگروه درماني انجام مي شود آموزشي بايد شالوده برنامه ريزي پرهيز و حمايت باشد

چون بيماري كه دلايل عقلاني پرداختن به مشكل سوء مصرف مواد را نمي فهمد انگيزه چنداني براي محرك نشان نمي دهد براي برخي بيماران تجويز داروي ضد اضطراب ممكن است در رفع كوتاه مدت نشانه هاي ترك موثر باشد در برخي ديگر از بيماران مصرف حشيش ممكن است با اختلال افسردگي زمينه اي مربوط باشد كه به داروهاي ضد افسردگي خاص پاسخ دهد .

كاربرد درماني ماري جوانا
ماري جوانا از قرن هاي پيش به عنوان گياهي طبي كاربرد داشته است و تا پايان قرن ۱۹ بزوفارماكوپه ايالات متحده بوده و براي درمان اضطراب ،افسردگي و اختلالات گوارشي به كار مي رفت در حال حاضر حشيش به عنوان احتمال بالاي سوء مصرف تحت كنترل قرار دارد و موسسه نظارت دارويي هيچ كاربرد طبي براي آن قايل نيست تا اين حال ماري جوانا در درمان اختلالات مختلفي نظير تهوع ثانويه به شيمي درماني، دردمزمن ،سندرم نقص ايمني اكتسابي (ايدز) وگلوكرم به كار مي رود .

الكل (الكليسم )
اصطلاح الكل به گروه وسيعي از مولكولهاي آلي اطلاق مي شود كه يك گروه هيدروكسيل (OH)متصل به اتم كربن اشباع شده دارند اتيل الكل كه اتانول ناميده مي شود شكل معمول الكل است . مي تواند باعث خشونت – پرخاشگري -هذيان -توهم و سايكوز شود در بسياري از خودكشيها و ديگر كشيها پاي الكل در ميان است در برخي جوامع آنقدر خوردن الكل عادي است كه در راهنماي تشخيص بيماريها الكليسم به عنوان يك بيماري نيامده است حال آنكه به خاطر عوارض متعدد جسماني و اثرات و عوارض متعدد روانشناختي مهمتر از آنچه هست تلقي ميشود بعد از بيماريهاي قلب و سرطانها الكل سومين عامل است

كه سلامت آدميان را تهديد ميكند علاوه بر آن سرطانها ـ خود كشي ـبيماري قلبي عروقي ـ مرگ به علت تصادفات و سوانح در اثر الكليسم شايع تر است حدود نيمي از تصادفات رانندگي در آمريكا به علت رانندگي در حالت مستي است .

الكل مسئول ۲۵% خودكشي و ۵۰% ديگر كشيهاست به طور متوسط الكل ۱۰ سال از عمر شخص مي كاهد بين مرگ و مسيرهاي ناشي از اعتياد مصرف الكل در راس آنها قرار دارد .
متاسفانه آمار نشان داد هر چه سطح تحصيلي افراد بيشتر مي شود مصرف الكل بيشتر مي شود و هر چه طبقه اجتماعي – اقتصادي بالاتر مي رود مصرف الكل بيشترمي شود
بين بيش فعالي دوره كودكي و اختلال سلوك دوره كودكي با مصرف الكل بعدي رابطه مستقيم وجود دارد از نظر روان شناختي افرادي كه سوپر ايگو سخت گير دارند احتمال بيشتري دارد كه به اعتياد به الكل رو كنند .

بين اختلالات شخصيتي به خصوص اختلال شخصيتي ضد اجتماع (سايكو پاتي)و مصرف الكل رابطه شخص است .
يعني بيشتر سايكوپاتها اعتيادهاي مختلف به ويژه الكل دارند الكل مهار كرتكس را از بين مي برد .در ابتدا به الكليسم زمينه ژنتيكي بسيار مهم است يعني پدر و مادري كه الكلي باشند ابتدا فرزندشان به الكل بيشتر است زمينه هاي يادگيري نيز در ابتدا به الكليسم بسيار مهم است مثلاً كودكي كه مي بيند اضطراب پدر و مادر از بين مي رود ياد مي گيرد كه بعدها براي رفع اضطراب يا خشم با الكل رو كند الكليسم نوع گاما كساني هستند كه بي وقفه الكل مي خورند

و وقتي شروع به خوردن كنند قادر به قطع آن نيستند ولي اگر به علت نبود الكل يا مشكلات مالي نتوانند بخورند به راحتي ميتوانند چند روز صبر كنند الكليها تيپ دلتا هر روز مقدار معيني الكل مصرف مي‌كنند .

اثرات الكل بر مغز:
بيو شيمي : بر خلاف اكثر مواد مورد سوءمصرف ديگر كه گيرنده هاي هدف شناسايي اي دارند هدف مولكولي واحدي به عنوان ميانجي آثار الكل شناخته نشده است نظريه ديرينه در مورد اثرات بيو شيميايي الكل اثرات آن را مربوط به غشاي نورون ها مي‌داند داده ها مويد اين فرضيه است كه الكل در مصرف كوتاه مدت با جاي گرفتن بر غشاها و افزايش سيلان آن ها اثرات خود را اعمال مي كند اما بر طبق اين نظريه با مصرف طولاني مدت غشاها سفت و سخت ميشوند سيلان غشاها براي كاركرد طبيعي گيرنده ها ،كانال هاي يوني و ساير پروتئين ها فعال وابسته به غشاء اهميت اساسي دارد .

درمطالعات اخير محققين تلاش كرده اند اهداف مولكولي اختصاصي الكل را شناسايي كنند و در مطالعات بيشت به اثرات الكل بر كانال هاي يوني توجه شده است اختصاصاً مطالعات به اين نتيجه رسيده اند كه فعاليت هاي كانال يوني الكلي وابسته به گيرنده هاي نيكوتيني استيل كولين ،سروتونين ها و گيرنده هاي با نوع A با الكل تقويت مي‌شوند در حاليكه فعاليت كانال يوني مربوط به گيرنده هاي گلوتامات و كانال كلسيمي بازشونده با ولتاژ مهار مي شوند .

ساير اثرات فيزيولوژيك :
مصرف الكل شانس ابتلا به سكته مغزي را زياد مي كند مصرف الكل باعث تجمع چربي و پروتئين در كبد مي شود (سيروز كبدي (نارسائي سلول كبدي ) و گاه سرطان كبد ممكن است بدهد غير از اينجا اثراتش دردستگاه گوارشي وقتي مصرف مي شود روي مري ايجاد ورم مري (التهاب مري ) ـورم معده (گاستريت ) – و در مري گاهي واريس مري كه خطر پاره شدن رگهاي مري را دارد از عوارض فيزيولوژيكي آن مي‌باشد .

دوره هاي فراموشي الكلي :
فراموش هاي مربوط به الكل مسموميت الكلي در طبقه بندي تشخيص IR- IV-DSM منظور نشده است علامتي از مسموميت هاي الكلي بوده و شايع هم هست دوره هاي فراموشي الكلي به دوره هاي فراموشي يكپارچه گذرا شباهت دارند چون دوره هاي شخص فراموشي پيش گستر هستند كه همراه با مسموميت الكلي روي مي دهند .

مرحله دوم : (بازتواني)
مرحله باز تواني يا توانبخشي معتادان پس از اتمام دوره بازگيري آغاز مي گردد در اين مرحله سعي مي شود با استفاده از روشهاي مختلف روان درماني غير دارويي در مواردي از راهنماي روان درماني دارويي معتاد براي بازگشت به يك زندگي متعارف و سازنده آماده سازند به طوريكه به اعتياد مجدد روي نياورد.

۱ـ روان درماني غير دارويي: منظور از روان درماني آن بخش از درمان مي باشد كه بدان وسيله بيمار بتواند تعادل جسمي و روحي خويش را باز يافته و به زندگي متعارف و سازنده اي مشغول گردد چگونگي درمان و شيوه هاي آن بستگي مستقيم به اختلالات رواني و تشخيص فرد معتاد خواهد داشت درمان به وسيله بستري نودن بيمار و يا به صورت سرپايي صورت مي گيرد .
روان درماني توسط متخصصين مختلف مثل روانشناسي روانپزشك ،مددكار و به صورت انفرادي يا گروهي با توجه به امكانات و اهداف صورت مي گيرد برخي از شيوه هاي روان درماني ( غير دارويي) كه نتيجه تحقيقات و تجربه هاي زياد متخصصان به شرح زير مي باشد .

۱ـروش پنهاني يا روش حساس درماني
ازاين روش درمانگر سعي مي كند با ايجاد شناختي نسبي فرد معتاد را تشويق كند به درك خاطرات ناخوشايند ( محركهاي منفي )‌ اعتياد و بعد خاطرات خوشايند (محركهاي مثبت ) آن بنمايد .
۲ـروش خاموش سازي و رفع حساسيت
اين روش مستقيماً ميتني به نظريه ايست كه بر اساس آن تصور مي شود (واكنشهاي)شرطي سبب تداوم رفتار خاص فرد معتاد مي گردد در اين روش درمانگر سعي مي كند تا حدودي محركهاي شرطي محيط فرد معتاد را كه در ايجاد پاسخ شرطي موثر بوده اند تشخيص دهند پس با درك درجه اهميت محركهاي شرطي درمانگر ميكوشد كه فرد معتاد را به تدريج در جلسات متععد با محركهاي فوق به ترتيب اهميت كيفي آنها از پايين به بالا مواجه سازد .

۳ـ هيپنوتيزم
۴- مكانيسم پاداش
۵- كار درماني
۶ -نقش مدد كاري در زمينه اعتياد
۷- نقش مشاوره در زمينه اعتياد

۲ـروان درماني داروئي
استفاده از آنتا گونيت هاي مواد مخدر يكي از روشهاي باز تواني معتادان به طريق داروئي است كه در سال ۱۹۶۰ به عنوان توانبخشي در درمان معتاد به ويژه به منظور خنثي نمودن محركهاي شرطي و جلوگيري از اعتياد مجددد مورد استفاده قرار گرفت آنتا گونيت هاي مواد مخدر تركيباتي هستند كه مصرف آن باعث جلوگيري ازاثرات داروئي مواد مخدر ميگردد و تا زمانيكه تركيب آنتا گونيتي به مقدار كافي در بدن تزريق شده باشد اثر مصرف مواد مخدر خنثي گشته و نتيجه آن موجب حالت تشنگي نمي گردد مصرف تركيبات آنت گونيتي ها به خودي خود اعتياد آورنيست از اينرو استفاده درماني آن توام با وابستگي بدني نمي باشد .

اعتياد تعاريف و مفاهيم
بايد توجه كرد كه از لحاظ علمي هر تعريفي مورد قبول است كه جامع و مانع باشد . در تعريف اعتياد به مواد مخدر پيدا كردن چنين تعريفي كار بسيار مشكلي است با توجه به همين اشكالات است كه ويكلر WIKLER مي گويد

اعتياد به مواد مخدر يك جريان چند عاملي است كه وجود اين عوامل در نوع ، شكل ، تطور ، اعتياد و حتي آثار و عواقب آن مؤثر است بنابراين در تعريف اعتيا بايد به عوامل اجتماعي – اقتصادي ، فرهنگي ، رواني ، فيزيولوژيك و بيوشيميايي در تمام مراحل بياليني علت ايجاد سير و پيشرفت و حتي در درمان اين بيماري بايستي در نظر گرفته شود بعلت وجود اين مسائل ، شناسايي طبيعت اعتياد به مواد مخدر حتي در گروههاي مختلف اجتماعي فرق مي كند (حالقبل از هر تعريفي به تعريف خود مواد مخدر وداروهاي اعتيادآور مي پردازيم) .