مقدمه :
آب به عنوان يكي از عوامل طبيعي محيط در جغرافيا مورد بحث قرار مي گيرد اهميت حياتي آب براي انسان و ساير جانداران موضوعي نيست كه نياز به شرح و بيان آن باشد . اما در هر مكان آب ارزش و اهميت يكسان ندارد و تأثير آن در چشم انداز جغرافيايي نواحي مختلف به يك درجه نيست زيرا آب در سطح كرة زمين بطور ناموزون و به اشكال مختلف ( دريا ، درياچه ، رودخانه و . . . ) پراكنده است و در هر مكان در رابطه با عوامل ديگر .يژگيهاي متفاوت دارد . از طرف ديگر وقتي درياها موضوع بحث است آب ديگر به عنوان يكي از عوامل محيط مطرح نيست بلكه خود محيط است كه بايستي نقش ساير عوامل و پديده ها را در آن مورد بحث قرار داد .

آب تنها جسم طبيعي است كه در شرايط معمولي به سه شكل جامد ، مايع و بخار پيدا مي شود فراوانترين نوع آن به شكل مايع مي باشد كه ويژگيهاي شايان توجه دارد . گرم شدن و سرد شدن آب خيلي تدريجي صورت مي گيرد و از اين رو نقش اقيانوسها و درياها در تعديل و تنظيم حرارت روي زمين فوق العاده مهم است . بحر خزر bahre – xazar . دريا به تعبير ديگر درياچه اي است .

در شمال ايران اين درياچه در كتب جغرافيائي به اسمهاي : درياي گرگان ، درياي مازندران ، درياي آبسكون ، بحر خزر ، و درياي خزر و نزد اروپائيان به كاسپين معروف است و بزرگترين درياچة سطح زمين و آبش شور است و تلخي آن بيش از در ياهاي ديگر است . كناره هاي آن مشترك بين ايران و اتحاد جماهير شوروي است و به علت تبخير زياد سطح آب آن ۲۶ متر پايين تر از سطح درياست
( درياي اسود ) وسعت آن بيش از ۴۲۰۰۰۰ كيلومتر مربع است به سببب واقع شدن آن بين آسيا و اروپا داراي موقع خاصي است و بنادر آن مخصوصاً بندر انزلي بوسيلة ارتباط بين ايران و شوروي است . بحر خزر از مهمترين مراكز صيد ماهي است و اهم واردات آن رودهاي زير است : ولگا ، اورال ( د

ر خاك شوروي ) و ارس مرز بين ايران و شوروي . رود آستارا ، سفيد رود هراز، گرگان(خاك ايران) ، و اترك ( مرز ايران و شوروي ) درياي خزر به علت مخاط بودن در خشكي و عدم ارتباط با درياهاي آزاد در واقع درياچه اي است كه به علت وسعت زياد ( ۵/۶ برابر درياچة اورال و ۱۳ برابر بايكال و ۲۰ برابر درياچة لادوكا ) از بزرگترين درياچه هاي قاره اي روي زمين به شمار مي رود ولي چون از بقاياي

درياي بزرگ تيتيس در دوره هاي اول ودوم زمين شناسي مي باشد كه زماني تمامي سطح خشكيهاي آسياي جنوبي باختري را مي پوشانيد از همان زمانهاي پيش دريا خوانده مي شد . نامهاي درياي خزر : هيچ دريايي در جهان شناخته نشده است كه در طول تاريخ به اندازة درياي خزر نامهاي گوناگون داشته باشد . اين نامها يا منتسب به نام قبائل و اقوام ساكن اطراف دريا در طول تاريخ مي باشد با آنكه از نام مناطق و شهرهاي اطراف آن گرفته شده است اين اسامي و جهات انتساب آن به دريا به طور خلاصه به شرح ذيل مي باشد .
درياي كاسپين – كاسپين از نام قبائلي است موسوم به كاسپيها كه در سدة نخست ميلادي به گفتة رسترابو در كرانه جنوب باختري درياي خزر مي زيستند .

درياي ديلم ( ديلمان ) ديلمان نام قومي است كه در ديلم سرزمين واقع بين طبرستان و آذرباييجان زندگي مي كردند نام ديلم از سدة نهم ميلادي به اين دريا راه داده شده است .
دزرياي گيلان – گيلها ( گلها ) نام قبائلي است كه از چند سدة قبل از ميلاد در سرزمين گيلان امروزي زندگي مي كردند و نام خود را به اين دريا داده اند .

درياي خزر – خزر نام قومي است ترك كه از آسياي مركزيدر سده هاي ۷ و ۸ ميلادي به اطراف اين دريا مهاجرت نمودند . حكومت اين قوم در سدة يازدهم بوسيلة روسها منقرض شد و نام خزر توسط ايرانيها و عرب همچنان بر روي اين دريا باقي ماند . در فرهنگ معين چنين آمده است :
خززر – قومي كه سابقاً در حاشية بحر خزر و شمال جبال قفقاز سكونت داشتند گروهي از آنان به طرف قسمت جنوبي قفقازيه و شبه جزيره ( كريمه ) شمال بحر اسود روي آوردند و تا قرن چ

هارم هجري قدرتي داشتند پايتخت آنان در اوايل اسلام و عصر فتوحات مسلمان شهر ‹‹ بلنجر ›› بود .
درياي طبرستان – تپورها يا تاپوران اقوامي بودند كه از چندين سدة پيش ازميلاد در كوهستانهاي شمالي استر آباد و مازندران در جنوب درياي خزر زندگي مي كردند اين نام از آنهاست .

درياي استرآباد ( هيركاني ) – استر آباد سرزميني است كه نام پيشين آن هيركاني بود محدود از خاور به خراسان از باختر به مازندران از شمال به رود اترك زماني نام دريا از اين سرزمين بوده است .
درياي خراسان – خراسان يكي از استانهاي خاوري ايران است به عقيدة مسعودي چون درياي خزر در مجاورت خراسان قرار داشت لذا اين نام به دريا داده شده است .
درياي قزوين – در كتاب المنجد درياي خزر بنام بحر قزوين و در اغتنامه دهخدا و دايره المعارف اسلامي نيز قزوين دريا آمده است .
درياي آبسكون – آبسكون شهري است در جنوب خاوري دريا در دهانة رود گرگان ، در معجم البلدان ياقوت و لغتنامه دهخدا نيز دريا به اين نام آمده است .
درياي گرگان ( جرجان ) – گرگان مركز استان گلستان ، در سدة نهم ميلادي اين نام خ

ود را به دريا داده است . همچنين در آثار و زبانهاي خارجي براي درياي خزر نامهاي ديگري ذكر شده كه برخي از اين نامه براي مدت كوتاه بر روي اين دزريا بود كه جهت جلوگيري از اطالة كلام از ذكر آنهاذ خود داري مي شود ولي در ميان نامهايي كه در طول زمان به درياي خزر داده شده امروزه ميان اروپائيان كاسپين و ميان ايرانيان ‹‹ خزر ›› يا درياي مازندران بكار مي رود .
موقع جغرافيايي –

درياي خزر در آسياي باختري بين دو طول ۳۸ ، ۴۶ ، ۳۴ ، ۵۴ ، درجه شرقي و عرض ۳۴ ، ۳۶ و ۱۳ ، ۴۷ درجة شمالي ميان دو كشور روسيه و ايران واقع شده و از سه جهت شمال و باختر و خاور با كشور روسيه و از سوي جنوب با ايران مجاور است . از لحاظ حقوق بين المللي درياي بسته اي به شمار مي رود و تملك آن با كشورهاي ساحلي آن ايران و روسيه است . خط مرزي آبي دو كشور در آبهاي درياي خزر خطي است فرضي كه ميان منتهي اليه مرز خاكي دو كشور شروع و كرانه هاي خاوري و باختري را به يكديگر وصل مي كند و قسمت ايراني درياي خزر در جنوب خط موصوف از دهانة رود آستارا در باختر تا خليج حسينقلي در خاور قرار دارد و از ۶۳۸۰ كيلومتر طول سواحل درياي خزر حدود ۹۹۲ كيلومتر از آستارا تا رود اترك متعلق به ايران مي باشد .
مشخصات طبيعي درياي خزر :
ابعاد – ابعاد درياي خزر ـ( وسعت و ژرفا ) به علت نوسان سطح آب دريا در طول زمان هيچگاه ثابت نبوده است چون وسعت سطح آب در اثر نوسانات متناوب كه به تغييرات جوي بستگي دارد متغير است از اين رو ملاك سنجش ابعاد دريا براي همان سال اندازه گيري معتبر خواهد كه مسلماً با زمانهاي ديگر متفاوت مي باشد . مساحت اين درياحدود ۴۲۴ هزار كيلومتر مربع در سال ۱۹۳۰ اندازه گيري شده در ازاي آن از شمال به جنوب در منابع مختلف متفاوت ذكر گرديده است در ازاي تقريبي آن بين ۱۲۰۰ تا ۱۲۶۰۲ كيلومتر مي باشد عرض آن در پهن ترين نقطه حدود ۵۵۰ كيلومتر و در كمترين پهنا حدود ۲۰۰ كيلومتر اندازه گيري شده است .
آبهاي سطحي ايران :
بطور كلي رودهاي ايران را از نظر مقدار آب آنها مي توان به دو دسته تقسيم كرد :
۱- رودهاي دائمي كه پيوسته و بطور دائم در بستر آنها آب جريان دارد و داراي آبگير مشخص هستند .
۲- رودهاي موقت يا فصلي كه فقط در فصول پر باران داراي آب بوده .
۳- رودهاي دائمي و پر آب ايران از كوههاي شمالي البرز و يا از كوههاي زاگرس سرچشمه مي گيرند به ترتيب به درياي خزر و خليج فارس مي ريزند رودهاي ايران چون اغلب سيلابي و شيب آنها تند و از دره هاي باريك كوهستاني عبور مي كنند براي كشتيراني مساعد نمي باشد و فقط

قسمت سفلاي رود كارون كه در جلگة خوزستان جريان دارد قابل كشتيراني است . در مسير كوهستاني رودهاي ايران دره هاي عميق و آبشارهاي متعددد وجود دارد كه با دخل و تصرف جزئي استفاده از نيروي هيدرو الكتريك امكان پذير است . بعضي از رودخانه هاي ايران از زمينهاي نمكزار و شور عبور نموده و بقدر كافي املاح و مواد معدني با خود حمل مي كنند كه قابل استفاده در امر كشاورزي نمي باشد و برخي ديگر زمينهاي قابل نفوذ فر رفته باتلاقها و مردابها را به وجود مي آورند . رودهاي ايران را از حيث جهت جريان آبها به سه دسته مي توان تقسيم كرد :

دستة اول رودهاي دائمي كه از كوههاي البرز جاري و به درياي خزر مي ريزند .
دستة دوم رودهاي پر آبي كه از كوههاي زاگرس سرچشمه گرفته همراه با آبهاي جبهة غربي به خليج فارس وازرد مي شوند .
دستة سوم رودهاي كم آبي كه در سطح ايران جريان داشته به درياچه و يا باتلاقهاي داخلي فرو مي ريزند و يا در اراضي داخلي نفوذ مي كنند به اين ترتيب رودهاي ايران از حيث آبريزها به سه حوضه تقسيم مي شوند :
۱- حوضة آبريز درياي خزر

۲- حوضة آبريز خليج فارس و درياي عمان
۳- حوضة آبريزداخلي
حوضة آبريز درياي خزر : درياي خزر سطح مبناي رودخانه هائي است كه آبهاي ارتفاعات البرز ، كوههاي خراسان و كوههاي كردستان و قسمتي از فلات آذرباييجان را از حوضه اي به ذمساحت تقريبي ۲۰۶۷۵۰ كيلومتر مربع كشيده شده و به حوضة جنوبي اين دريا مي رساند . حوزة مزبور از شريانهاي متعددي متجاوز از ۳۵۰ رودخانه كوچك و بزرگ بهره مي برد كه فقط ۴۵ شريان آن به خليج اترلي مي ريزد توزيع جغرافيايي آنها متعادل و فاصلة نسبي آنها از يكديگر قريب چهار كيلومتر است .
به غير از چند رود از جمله ارس ، سفيد رود ، گرگان ؤ اترك بقية آنها كوتاه و عبارت از جريانهائي هستند كه ترولات البرز را به مقدارزياد جذب كرده و به دريا مي آورند . اين جريانها در جلگه قدرت و شدت خود را از دست داده با جريان آرام در جلگه خزيده و معمولاً به باتلاقهاي ساحلي ختم مي شوند . مهمترين رودخانه هاي اين حوضه از مغرب به مشرق عبارت از : ارس ، سفيد رود ، چالوس ، هزار ، گرگان و اترك . بطور خلاصه توضيح مختصري از رود ارس به شرح ذيل مي باشد ( براي نمونه )

رود ارس : رود ارس از كوههاي هزار بر در جنوب ارز روم در مشرق تركيه سرچشمه گرفته پس از گذشتن از سرزمينهاي تركيه – ارمنستان – و آذرباييجان شوروي در مرز به شكل قوسي كه گودي ان به طرف ايران مي باشد در سراسر شمال كشور در جهت غربي – شرقي به سوي درياي خزر جريان مي يابد طول رود لرس در ايران حدود ۸۰۰ كيلومتر است و عرض و عمق اين رودخانه در طول مسير متفاوت است .
وسعت آبگير رودخانه ارس حدود ۰۰۰/۱۰۰ كيلومتر مربع است كه آبهاي حوضة وسيعي از كرانه هاي راست و چپ خود از ماكو تا دشت مغان را جمع آوري نموده و به درياي خزر مي رساند تقريباً ۲۳ % آب رودخانه ارس از خاك تركيه ۳۸ % از روسيه و حدود ۳۹ % آن از خاك ايران تأمين مي شود . اهم رودهايي كه در خاك ايران به آن ملحق مي شوند مي توان از قره سو ، قطور و زنگمار نام برد . كه سرچشمة غالب اين رودها از كوههاي مرزي ايران در اركيه مي باشد .

تغييرات سطح آب درياي خزر :
تغييرات سطح آب درياي بستگي به واردات و مقدار تبخير آن دارد و اين دريا از آب حوضه بسيار وسيعي بهره مند مي شود كه تنها ۲۵۶۰۰۰ كيلومتر مربع ان در خاك ايران واقع است رودها و رگه هاي آلب دهنده اين دريا بسيار زيادند در ايران رودهاي متعددي جريان داشته و وارد اين دريا مي شوند ولي اهميت چنداني مانند ولگا در حوضةْ شمالي ندارند چه رود ولگا به تنهايي ۸۰ درصد همة جريانات سطحي را كه درياي خزر دريافت مي كند تأمين مي نمايد . ميزان واردات سالانه آب درياي خزر را دانشمندان روسي كه بيش از ديگران تحقيق كرده اند به تفاوت ذكر نمودند من جمل

ه ‹‹ نووالومشكي ›› محقق روسي مجموع واردات دريا را با نزولات جوي ۴۹۰ كيلومتر كيلومتر مربع ذكر كرده اند و پروفسور كني پوويج محقق ديگر روسي آن را ۲/۵۶۷ كيلومت مكعب ذكر كرده به عقيدة‹‹ كني پويچ ›› اين جمع آب وارداتي مي تواند در سال حدود ۱۳۰ سانتي متر آب دريا را بالا آورد ولي با توجه به ميزان تبخير آب درياي خزر كه بطور متوسط در سال بين ۷۵ تا ۱۰۸ سانتي متر مي باشد نه تنها افزايش در آب دريا به چشم نمي خورد بلكه كاهش هم در سطح آب دريا ديده مي شود . چنانچه در سال ۱۹۲۶ كاهش سطح آب حدود سه متر گزارش شده است و گزارش

كارشناسان هم اين كاهش را پس از جنگ دوم جهاني تأييد نموده تا جائيكه در نقشه اواسط قرن نوزده سطح متوسط درياي خزر كه حدود ۲۶ متر پايين تر ازسطح دريا ترسيم شده بود از سال ۱۹۶۰ سطح متوسط دريا ۲۸ متر پايين تر از سطح درياي آزاد اعلام شده است . اين كاهش چشمگير را مي توان علاوه بر شرايط آب و هوايي بيشتر بر اثر فعاليتهاي وسيع و دامنه داري دانست كه در استفاده از آب رودها خصوصاً در دو دهة اخير در صور مختلف فعاليتها صورت گرفت

هخ است . بايد دانست كه در شرايط آب و هئوايي به تنهايي نمي تواند بطور كامل آب درياي خزر را توجيح نمايد بلكه بهره گيريها از آب رودها در فعالبيتهاي انساني از عوامل اصلي اين كاهش شناخته مي شود .
تحقيقات لووويچ lvovich كارشناس روسي نشان مي دهد كه در دهة ۱۹۶۰ كاهش آب از طريق آبياري – ذخيرة آب تبخير در منابع ذخيره آب و عملكردهاي كشاورزي سالانه ۲۰ تا ۲۴ كيلومتر مكعب بالغ شده است كه امكان افزايش در سالهاي بعدي تا ۶۰ الي ۶۵ كيلومتر مكعب مي باشد .
مطالعات اجمالي در زمينة عوامل مؤثر در تغييرات سطح آب دريا نشان مي دهد كه كاهش آب رودخانه ها در حوضه درياي خزر از عوامل اصلي به شمار مي رود بطور نمونه رودخانه ولگا كه تأمين كننده قسمت اعظم آب درياي خزر مي باشد و حدود ۳۰۶ كيلومتر مربع در سال آب آنرا تأمين مي كند در فاصلة سالهاي ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۵ حدود ۴۵۱ كيلومتر مكعب از آب خود رات در جهت مصارف اقتصادي از دست مي دهد رودخانه هاي ديگر مانند كورا – ترك TEREK و اورال نيز به همين طريق

مقداري از آب خود را جهت مصارف تأسيسات اقتصادي – آبياري – توليد انرژي از دست مي دهند به اين ترتيب كاهش جريان آب در حوضه هاي درياي خزر براي سال ۱۹۷۰ حدود ۵۶ كيلومتر مكعب و براي سال ۱۹۸۰ حدود ۶۲ كيلومتر مكعب و براي ۲۰۰۰ به ميزان ۸۲ كيلومتر مكعب تخمين زده شده است . اگر مصرف به همين ترتيب ادامه يابد پيش بيني مي شود جريان آب رودهاي حوزة درياي خزر به سوي دريا تا حدود ۴۰ درصد كاهش يابد و پس روي آب دريا بيش از پيش محسوس گردد

.
كاهش آب درياي خزر در سواحل درياي ايران به علت عمق زياد تأثير چنداني ندارد ولي د سواحل شمالي به علت عمق كم كاهش آب به شدت محسوس و موجب زيانهاي بيشماري مي گردد كه اهم زيانهاي ناشي از پس روي يا كاهش آب دريا را مي توان بطور خلاصه به شرح زير بر شمرد

:
۱- با پسروي آب دريا منظرة جغرافيايي پيرامون دريا تغيير خواهد كرد بنادر متروك و خليج ها از بين رفته جزاير و شبه جزاير تغيير شكل خواهند داد .
۲- وسعت خشكيهاي ساحلي افزايش خواهد يافت آبهاي كم عمق ساحلي كه از نظر بيولوژيكي پر ارزش مي باشند از بين خواهند رفت وانگهي برآب و هواي منطقه پيرامون خود تأثير خواهد گذاشت .
۳- با پس روي آب كشتيراني با مشكلاتي مواجه خواهد گرديد لنگر گاهها غير قابل استفاده خواهند شد .

مناظر جغرافيايي پيرامون درياي خزر :
در بررسي مناظر جغرافيايي پيرامون درياي خزر نكته اي كه جلب توجه مي كند تغييرات سطح آب درياي خزر مي باشد كه بر اثر اين تغييرات پديده هاي جغرافيايي سواحل چون جزاير و شبه جزاير و خليجها داراي وضع ثابتي نبوده متناسب با پسروي وپيش روي آب دريا جزايري به وجود آمده يا از بين رفته اند و يا آبه شبه جزيره تبديل شده است يا بعضي از جزاير دو يا سه برابر شده اند كه اهم

اين مناظر در ساحل ايراني به شرح زير مي باشد :
شبه جزيرة ميان كاله ( ميانقلعه ) : به درازاي ۵/۶ و پهناي متفاوت از ۵/۲ تا ۵/۶ كيلوتر در جنوب خاوري درياي خزر بين دريا و خليج گرگان واقع شده ، سطح آن شني قسمتهاي پست و باتلاقي آن نيزار بوده در بعضي نقاط آن درختهاي انار جنگلي ديده مي شود .