در جستجوی معماری بومی

چکیده :
معماری بومی وویژگی های آن :

معماری بومی یعنی مجموعه واحدهای معماری-شهری که درسرزمینی معین گردهم آمده اندوباهماهنگی هایی درزمینه ی شکل وحجم گذاری وآهنگ سطوح پروخالی ونظامهای ساختمانی درآنهاپدیداراست،سری اصلی واساسی دربردارد:
۱-هماهنگی مبتنی برتفاوت ،شخصیت براساس ضابطه هاورسوم وسلیقه های زاده ازفرهنگ محیطی
۲-یگانگی مبتنی براحترام متقابل وبرخوردارازرفتارهای محیطی

برپایه همین نکته است که ،ضمن ابراز قبول این امر که هرواحد معماری یاهربناکه جداازدیگر بناهای مجموعه های معماری بومی موردبررسی قرار می گیرد به مثابه ی عنصری است برخوردارازوحدت وصاحب تشخص.
آثارهنری را عشق وترس یاشگفتی های زمانه به وجود می آورند ،دامنه فعالیت معماران ممکن است دگرگون شودولیوظایف مابعدالطبیعه آنان یعنی صورت غنایی بخشیدن به نیازها به قوت خودباقی می ماند .

براساس این تعریف می توان سه اصل کلی برای معماری بومی در نظر گرفت :
۱- وجود هماهنگی میان عناصر سازنده بنا
۲- تنوع در بناهای بومی و عدم یکنواختی در آنها

۳- پیروی از قوانین و ظابطه های نانوشته ( غیر مدون )که متاثر از فرهنگ محیطی می باشند . نویسنده این مقاله ، بر خلاف نظر برخی از متخصصان ، براین نکته تاکید دارد که ” معماری بومی ” تنها مربوط به گذشتگان وبه عنوان میراثی از آنان نمی باشدو امروز نیز ما می توانیم با تکیه بر ارزشهای فرهنگیمان این نوع معماری را احیا نماییم . همچنین او بیان می دارد که معماران خواسته و یا ناخواسته ، مستقیم ویا غیر مستقیم افکار و اندیشه های خود را در خلق بناها ابراز می دارند ، رنگهای به کار برده شده در یک بنا ، رعایت و یا عدم رعایت

تناسبات ، نوع مصالح به کار گرفته شده در بنا همه وهمه می توانند بازنمودی از افکار، احساسات ، عقاید و باورهای طراح و سازنده آن باشند و بدین صورت است که ” معنا ” در اثر خلق می گردد و دریافت ” معنا ” ودرک آن برعهده مردم شناس است ( مردم شناس با تحلیل معانی یک اثر معماری هم با اندیشه و تفکرات خالق اثروهم شرایط فرهنگی ، اجتماعی ،اقتصادی حاکم در جامعه معاصر او آشنا می شود )

واژه های کلیدی: تیپولوژی-گونه شناسی-زیبایی شناسی بومی

فهرست مطالب :

فصل اول : کلیات پژوهش
۱-۱ مقدمه
۱-۲ بیان مساله
۱-۳ اهمیت وضرورت تحقیق
۱-۴ اهداف تحقیق

۱-۵ پیشینه تحقیق
۱-۶ روش گرد آوری اطلاعات

فصل دوم :تحلیل نظری
۱-۲ معنی وچشم انداز کنونی بررسی هنرومعماری بومی

روش تحقیق
۱-۳ ابزارجمع آوری اطلاعات
۲-۳ تکنیک توصیف داده ها

فصل چهارم :
توصیف وتحلیل داده ها

۱-۴ گونه شناسی
۲-۴ گونه شناسی معماری ایران
۳-۴ ارزشها وبیان درمعماری بومی
۴-۴ گذری درگستره ی معماری بومی
۵-۴ ساخت وساز بدون تفکردرغیاب زیبایی شناسی بومی
۶-۴ معماری بومی بوشهر
فصل پنجم :
نتیجه گیری وپیشنهادات

فهرست منابع

فصل اول : کلیات پژوهش
مقدمه :
وابستگی وپیوند متقابل بین فضای ساخته شده ومیراث های فرهنگی محیطی که آن رادربرمی گیرد ، یقینا نه برای مردم شناسی ونه برای معماری برانگیزننده ای تازه به شمارنمی آید.
این مقاله که انگیزه اش رادرشالوده های معماری ایران می بینیم برای اشاعه پیام آرمانی ای که دراین معماری نهفته ،درهمه حال ودراشاعه ی شناخت فرهنگ ایران به پاسخ گویی به یکی ازوظایف ویژه اش دست یازد.

ازآنجاکه هرپدیده وهرفرآورده فرهنگ وادب انسانها ،پس اززاده شدن ،به جهانی روی می کندبس گسترده ترازآنچه درانگیزه ی سازندگان آن نهفته بوده است ، بررسی درباره چونی هاوچندی های معماری بومی به عنوان یکی ازبارزترین پدیده های فرهنگی راقدرنهادیم وبه این امید که گستردگی وژرفای موضوع کارمعماران رابایادآوری پیوندهای محیطی آن به نوشتاردرآوریم.

بیان مساله :
به منظور بازشناسی اهمیت روزمره معماری بومی به مثابه مقوله ای اساسی درمعماری درگفتاری که سراز مرزهای قراردادی بیرون می برد که بعدا به آن اشاره خواهیم کرد.
گفت وگو درباره ی معماری بومی سابقه یی چندان طولانی ندارد.شاید بیش ازنیم قرن نیست که به صورت نوشتارهایی دراین باب به محصولاتی قابل توجه دسترسی پیدا کرده ایم ومی توانیم به اتکای یافته های دیگران وآگاهی هایی که دراین باره برای عموم فراهم آمده به پیچیدگی هاومشخصه های آن بپردازیم.

امروزه باهرکس درباره ی معماری بومی به گفت وگو بنشینیم بی اختیاربه ورق زدن دفتری می پردازد که سخن ها وشکلهایی ازگذشته درآن نوشته آمده ومنقوش اند.
امروزه همه به معماری بومی به هربخش ازهر سرزمینی که متعلق باشد به عنوان میراثی ازگذشته ها می نگرند؛ وحتی این شک رابهخودراه نمی دهند که آنان نیز همین امروزهم می توانند زاینده معماریی باشند حاوی آن رشته اززیبایی ها وجاذبه ها وترنم ها که این عنوان به خاطر می آورد.

اهمیت وضرورت تحقیق :
معماری بومی درهر زبان ودرهرفرهنگی که معنا شود به استناد سنت به ریشه معماری درگذشته دور ونزدیک اشاره می دهدولی قطع الزامی این ریشه را شرط این نام گذاری نمی داندونمی خواهد. به دیگر سخن معماری بومی چیزی نیست که ما نتوانیم امروزه بیافرینیم وچیزی نیست که دیگران بسیارپیش ازما ساخته ودیگر کسی را توان آفرینش آن نباشد.

با وجود آنکه دردهه های اخير بحث جهانی سازی و جهانی شدن فراگیرشد اما ازسوی دیگر نگاه متخصصین به معماری بومی مناطق مختلف جهان نيزعمیق ترشد.
بررسی معماری بومی مناطق مختلف گاه حیرت آوربود، چگونه مسائل مختلف از مباحث زيبايی شناسی گرفته تا مسائل اقليمی واجرایی با ظرافت کاملی(بدون آموزش های آکادمیک) توسط ساکنین بومی هرمنطقه درساخت فضای زیستشان درنظرگرفته می شد؟
امری که امروزه هنوز سیستم های گوناگون آموزش معماری در نقاط مختلف جهان پاسخ قطعی برای آن ندارند،
نوعی آگاهی هوشيارانه در ساخت و سازهای بومی است که در بطن خود زیبایی شناسی را نيزبه همراه داشت .

اما جای تعجب اینجاست، چگونه همان مردم وساکنین بومی اين زیبایی شناسی آگاهانه را به مرورزمان به فراموشی سپردند.
در حالی که ازیک سو رشد جمعیت ، انقلاب درروش های اطلاع رسانی و شیوه های نوین زندگی موجب شد انسان امروز (در مقیاس جهانی) نسبت به تغییر شکل سرزمین و محیط زندگی خود،بیش از پیش حساس شود،اما ازسوی دیگردرمقیاس خردتر (به بیان دیگردرمقیاس آگاهی بومی) وقایع دیگری رخ داد!

اهداف تحقیق :

براساس این تعریف می توان سه اصل کلی برای معماری بومی در نظر گرفت : ۱- وجود هماهنگی میان عناصر سازنده بنا ۲- تنوع در بناهای بومی و عدم یکنواختی در آنها ۳- پیروی از قوانین و ظابطه های نانوشته ( غیر مدون )که متاثر از فرهنگ محیطی می باشند . نویسنده این مقاله ، بر خلاف نظر برخی از متخصصان ، براین نکته تاکید دارد که ” معماری بومی ” تنها مربوط به گذشتگان وبه عنوان میراثی از آنان نمی باشدو امروز نیز ما می توانیم با تکیه بر ارزشهای فرهنگیمان این نوع معماری را احیا نماییم . همچنین او بیان می دارد که معماران خواسته و یا ناخواسته ، مستقیم ویا غیر مستقیم افکار و اندیشه های خود را در خلق بناها ابراز می دارند ، رنگهای به کار برده شده در یک بنا ، رعایت و یا عدم رعایت تناسبات ، نوع

مصالح به کار گرفته شده در بنا همه وهمه می توانند بازنمودی از افکار، احساسات ، عقاید و باورهای طراح و سازنده آن باشند و بدین صورت است که ” معنا ” در اثر خلق می گردد و دریافت ” معنا ” ودرک آن برعهده مردم شناس است ( مردم شناس با تحلیل معانی یک اثر معماری هم با اندیشه و تفکرات خالق اثروهم شرایط فرهنگی ، اجتماعی ،اقتصادی حاکم در جامعه معاصر او آشنا می شود ) به طور کلی می توان گفت معمار در خلق اثری متاثر از ۴ عامل می باشد : ۱- عقاید وباورهایی که در طول زندگیش شکل یافته اند ۲- محیط فرهنگی ۳- محیط طبیعی ۴- مسایل اقتصادی ، اداری ، تولیدی . این مقاله همچنین بر ناتوانی مردم در ابراز نظر و تاثیر گذاری بر فضای کالبدی ، که نتیجه آن نیز قطع ارتباط با فرهنگ و گذشتگان می باشد ، تاکید می نماید و عواملی چون مشکلات اقتصادی ، عدم آگاهی و یا محدود شدن بوسیله ضابطه ها و قوانین اداری و رایج را دراین امر موثر می داند

 

پیشینه تحقیق :

موضوع معماری بومی برای نخستین بارتحت نامهای گوناگونی درکشورهای اروپای جنوبی-مرکزی وحدود۴۰سال پیش روی کاغذ آمد.
درایران نیزتوجه به آن دسته ازبناهایی قدیمی که هنوز رسماجز آثارباستانی ثبت نشده بودند امافهمیده شده بودکه بدون آنها آثاربه ثبت رسیده کاملا فهمیده نمی شوند وموضوع بهره وری های فرهنگی وعلمی قرارنخواهند گرفت ازسالهایی آغاز شدکه تجارب جهانی ازیک طرف وبینش های عمیق اندیشه پردازان ازسوی دیگر موجب شدندکه روزنامه هاومجلات ، عموم مردم راازاین موضوع آگاه کنند.

 

روش گرد آوری اطلاعات :
دراین پژوهش بااستناد از کتابهای مختلف بامراجعه به کتابخانه (دانشگاه فردوسی ،کتابخانه آستان قدس ،کتابخانه دانشگاه آزاداسلامی ) درباب معماری بومی واستفاده ازسایت های اینترنتی (سایت آرونا ، وبلاگ تخصصی معماران،سایت مجله صفه ومعمار وآبادی و… ) مجموعه ای اطلاعات دراختیاردانشجویان رشته ی معماری قرار می دهیم .

فصل دوم : تحلیل نظری
۱-۴معنی وچشم انداز کنونی بررسی هنرومعماری بومی :

ویلیام موریس درسخنرانی معروف خوددرلندن ایرادکرد :جریان طبیعی اموردرگذشته اینگونه بود که مردم باساختن خانه های خود زیبایی جدیدی رابرزیبایی جهان می افزودند،اکنون به عکس مردم وقتی خانه ای می سازندچیزی اززیبایی هایی که قبلا طبیعت وگذشتگان به دنیا بخشیده بودند می کاهند.

اگرهنر بی رونق امروزبخواهد به حیات خود ادامه دهددرآینده باید به مردم تعلق داشته باشد؛برای مردم به دنیا آمده وازمردم نیروبگیرد؛بایدشامل حال همه باشد وهمه نیزآن رادرک کنند.
این سخنان به نظر می رسد مقدمه ی سودمندی برای جست وجوی علل بررسی معماری بومی وملاحظات متعاقب آن است درحقیقت نمی توان به آسانی منظوراز هنربومی وزمینه های دقیق جست وجوی هویت آن رابه دست آوردولی این نکته راباید یادآورشد که نباید تنها محصول نهایی رادرنظر گرفت؛بلکه باید روابط بین مصرف کننده وشی رادرنظر گرفت که این موضوع راجولیو کارلوآرگان ابتکار عمل می نامد وتصادفی نیست که این ابتکارعمل درعرصه ی زیبایی شناسی راتنهادرشکل لوازم خانگی واشیایی که برای مصرف زندگی روزمره ساخته شده اند،دراماکن مسکونی ودراثاثیه ی خانه می بینیم ونه درآثارتجسمی که درصورت وجود ازآثارهنری برگزیدگان اقتباس شده اند ومردم درایجاد ارزشهای آن سهمی ندارند؛بلکه ازسوی طبقاتی که خودراحامل قدرت می دانند به مردم تحمیل شده است.

تفاوت دیگری هم بین هنربومی وهنرتوده وجوددارد که رداینجا بایدمورددقت قرارگیرد؛ منظورازهنرتوده رآورده های هنری یاهنرنمایی های حسب حال مردم کوچه وبازار کم سواد است که متمایل به محو شدن درجمع می باشند.درهنربومی سازندگان ومصرف کنندگان قابل تفکیک نیستند ودرهنرتوده برعکس بامردمی سروکارداریم که ازخلاقیت بی بهره اندودربرابر محصول تجاری ، که خود رادقیقا باتقاضا وفق می دهند ،آماده رفتارانفعالی اند.درجامعه همواره دستخوش تغییر ودگرگونی ما معمولا ارزشهای اقتصادی مقدم بر سایرارزشهاست.برای هردگرگونی بی تردید باید بهایی پرداخت.

فصل سوم : روش تحقیق
ابزار جمع آوری اطلاعات
اطلاعات این تحقیق از طریق مقالات اینترنتی وکتب مختلف معماری بامراجعه به کتابخانه ها در زمینه معماری بومی و نظرات اساتید معماری گرداوری شده است.ومشاهدات عینی درسطح شهر مشهد به دست آمده است.

تکنیک توصیف داده ها
دراین پژوهش بااستفاده ازروش توصیفی اطلاعات گردآوری شده است.