حج

حج با شکوه ترین جلوه توحید نقطه اوج ایمان رایت بلندوپرچم جاودانه اسلام ذخیره بزرگ الهی برای همه انسانها ورمز عزت واقتدار وعظمت مسلمین جهان است. کعبه نخستین بیت عتیق خانه محترم الهی
مطاف فرشتگان ورسولان وموحدان است که برای خیر وسعادت بشریت بپا گردیده < ان اول بیت للناس للذی بمکه مبارکه>
ومسجد الحرم حریم انوار و قبله نیایش خدا پرستان است که هر صبح وشام بسوی آننماز میگزارند ودر حیات وممات خویش رو بسوی آن دارند وحیث ماکنتم فولو وجوهکم شطره.

ومکه شهرنیایش ودعا وتضرع وبکا بلد امن پروردگار ومبحط وحی الهی ومحل نزول فرشتگان ومیعاد گاه طلایه داران رسالت توحید از آدم تا ابرهیم واز ابراهیم تا محمد(ص)واوصیای آن حضرت است.
وحرم حریم امن الهی است برای انسان ها وهمه جانداران وگیاهان وهر کسی بدان پناه برد از

غضب خدادر امان است . جایجای مکه ومدینه کوهاودشتهایش گنجینه خاطرهای جاودانه ای است که دست زمان وحوادث زمین آنرا نسوده وبا حیات ایمان زنده وبا تاریخ زندگانی طلایه داران اسلام وختم رسولان وامامان
معصوم (ع)ورجال فضلیت وتقوا امیخته است واز این رواست که مکه مدینه حرم وکعبه از جغرافیا فراتر رفته وتاریخ جاودان هدایت ونهضت رهپویان وادی نور وعدل ومحبت تا قیام حضرت مهدی (عج)است.

وهریک ازمواقف ومشاهد ومناسک حج از میقات گرفته تا حرم وکعبه وصفا ومروه ورکن ومقام وعرفات منا ومشعر رازهای نمادین ورمزهای عمیق وعارفانه ای در درون دارد که دریغ است بدان توجه نشود.
اما مدینه شهر پیامبر شهر عشق وعاطفه باشکوه وجلایش ومسجد النبی باقبه خضرا وروضه ملوکتی ومنارهای نور که فضای عطر اگین بهشتی اش خاطرات نورانی ختم رسولان را تداعی می کند.
و بقیع بل گنجینه های ناشناخته وعقده های در گلو شکسته وزخم های عمیقی که بر سینه دارد از تاریخ مضلومیت وشهادت اولیای خد سخن می گوید.
قبا وشجره ومزار حمزه ومساجد کوچک وبزرگ ومحراب ها ومنارهای بلند هر یک تذکار نماز وگلبانگ اذان در طول چهارده قرن تاریخ اسلام است.
وحج زیرت تذکاری است از این خاطره ها ورازهای بی شمار .
حج فرا گیر ترین عبادتی است که جان وتن مال وتوان رنج وراحت زمزمه وتفکر وقوف وحرکت فردوجمع عقل وعشق گذشته واینده عبادت وسیاست ودنیا وآخرت رادر خودجای نهاده وهریک

از مراحل آن سنگ محکمی است برای زائر که عیار جوهر ایمانش را به نمایش می گذارد.تا تسلیم پذیری اش رابیازماید وسهرا از ناسره متمایزسازد باتوجه به آثارمعنوی مادی فردی واجتماعی عبادی وسیاسی حج است که بر این فرضیه عظم تاکید فروان شده وقران کریم ان را حق خداوند بر بندگان خوانده است.
< ولله حج البت من استطاع الیه سبیلا>
اما هدف اصلی این تحقیق مروری است بر پاره ای از اسرار معنوی حج واشاراتی درباره مناسک واماکن تاریخی مکه ومدینه امید است که قبول حق قرار گیرد.

بخش اول

 

خداوند متعال برای اینکه انسان را فرشته خو کند به انسان دستور طواف حریم کعبه را مدهد که معادل بیت معمور در عرش خداونداست چون فرشتگان اطراف عرش الله به یادحق سرگرم طواف هستند وبه نام حق تسبیح می کنند وبرای دیگران از خداوند طلب آمرزش میکنند.برای انسان نیز در زمین کعبه را بنا ساخت تا انسان وارسته دور ان طواف کند به نام حق زمزمه کند وبرای دیگران از خدا طلب آمرزش بخواهد.برای این که صفات ممتاز آزادی وآزادگی که از آن فرشتگان است در انسان ظهور کند خداوند متعال هم این خانه را خانه آزادی بیان معرفی میکند تا مردم در اطراف این خانه ازاد طواف کنند ومعنای طواف اطراف خانه آزاد آزادشدن وآزادگی اموختن اس

ت.
قران در دو جا ازکعبه به عنوان بیت عتیق نام میبرد سوره حج ایات ۲۹ و۳۲ :
<ولیطوفوا بالیت التعیق>و<ثم مهلها الی البت التیق>
عتیق یعنی آزادی وعتق یعنی آزادی این خانه آزاداست خانه ابدا ملک کسی نشده ومالکی جز خدانداشته و ندارد خانه ای است که از رقیت مالیکت ملکیت غیر خدا آزاد است. زائران اطراف خانه آزاد طواف می کنند تا درس ازادگی بیا موزند.ملک احدی نشوند ومملوک کسی نگردیده وزمام امور انها به دست غیر خدا نباشد. امامصادق (ع) فرمودند<النظر الی کعبه عباده> برای ان است که کعبه نمودی از عرش خداوند ومظهر طهارت است این خانه مجلای عتق وازادگی از بندگی غیرخدا است نگاه به معدن طهارت عبادت است.
کعبه اولین خانه عبادت عمومی است.
ان اول بیت وضع للناس للذی …
خداوند برای این که حاجیان طوافگر در اطراف کعبه به صف فرشتگان متصف شوند واثار فرشته خویی در آنها احیا شود کعبه را به دست پاک ترین وموحدترین بشر یعنی ابراهیم واسماعیل بنا کرد.
<واذ یرفع ابرهیم القواعد من البیت واسماعیل …>

کعبه چون یک خانه مکعب شکلی است که کعبه نامیده شده است. امام صادق(ع) فرموند:
سر این چها ردیوار این است که بیت المعموردارای چهار ضلع است ,چون عرش خدا چهار ضلع دارد وچون عرش خدا چهار ضلع دارد و چون کلماتی که معارفیالهی بر ان استوار است
چهارکلمه میباشد سبحان الّله و الحمد اللّه و لا اللّه الا اللّه واللّه اکبر تسبیح است وتهتیل وتمحید است وتکبیر.

کعبه,کجا برم چه برم راه بادیه
کعبه ست کوی دلبر و قبله است روی دوست
بدان که حرم دوتاست حرم ظاهر وحرم باطن .گردش,گرد خانه خدا حرم ظاهر است .گردش دل مومنان گرد ان خانه حرم باطن. در میان حرم ظاهر،قبله مومنان ودرمیان حرم باطن ،نشانه نظر رحمان .درحرم ظاهر اگرگمشده ای یابند،بر جای نهندتا صاحب آن پیدا شود. در حرم باطن اگر گمشده ای بود کشتن آن ،روا نیست که آن گمشده راز خدایی است.که در هر دلی ،سری نهاده کس را برآن راه نیست وآن سّر،سّر حق است و این مردمان صاحب اسرار. آن کعبه معاملت است واین کعبه مشاهدت،آن موجب مکاشفت واین مقتضی معانیت،آن درگاه عزّت وعظمت واین بارگاه لطف ومرحمت.
گرنباشد قبله عالم را قبله من کوی عشق است
اینجا عالم سر الهی است واومعدن اسرارواصل سّراست به آن رسیده اند که<<پیدا>>همه اوست گرچه <<ناپیدا>>هم همه اوست.
اندر دل من بدین عیانی که تویی
وزدیده من بدین نهانی که تویی
زائران به ذکر خدا فرخوانده شده اند،لبیک گفته وبه خانه رسیده انددر مقابل او لبیک گفتن خطا است که یار خود حضور داردودر عین حضور،بحث از جواب نیکو نیست.اینجا حضور عشق است کعبه است در بیت مبارک.اینجا سرزمین هدایت است. اما با سرزمین کارنیست که کار با<<یار>> است کار با صاحب است در بیت مبارک.که این حج خواص است وآن حج عوام.
من یار همی جویم واوجلوه گه یار
اوخانه همی خواند ومن صاحب خانه
تمامی عبادات یک سّرمشترک دارند ویک سّر مختص .هرگاه انسان به یکی از آن دو ،راه پیدا کند می تواند درباره حج نیز این راه را طی کند. عظمت حج دردعاهای ماه مبارک رمضان بسیار چشمگیر است به نظر می رسد که خداوند متعال می خواهد ضیافت خودرا طی چند ماه تمام کند که آغاز ضیافت شهر الّله وپایان آن حج می باشد. پس حج نیز همانند روزه ضیافت خداوند است وحا

جیان ضیوف الرحمان.
یکی از برجسته ترین دعاهای ماه مبارک رمضان طلب حج است آن هم حج مکرر که <<وارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذاو فی کل عام >> در ماه مبارک رمضان خداوند متعال به بندگان صالح خود دستور می دهد از من حج طلب کنید آنگاه در مراسم حج خواستها را عطا می کند در آنجا سخن <<طلب >>نیست سخن از <<عطا>>است.
من بنده عاصیم رضای تو کجا ست
تاریک دلم،نور ضیای توکجاست

ما راتو بهشت ،گر به طاعت بخشی
آنبیع بود لطف وعطای توکجاست
سّر لبیک گفتن ،زبان به اطاعت گشودن است وبرای همیشه از معصیت بستن است آن هم نه تنها در محمدوده محور حج وعمره ،که برای همیشه. راز لبیک گفتن این است که خدایا از آین لحظه متعهد می شوم که هر چه را که طاعت تو است برزبان به جای کنم واز هرچه که معصیت است زبان ببندم.
لبیک عاشقان به ار احرام حاجیان
کاین است سوی کعبه وانست سوی دوست
و سّر احرام پوشیدن است که محرم میگوید خدایا من از آنچه غیر تو است گسستم وتنها به تو پیوستم اول گسستن ازغیر خدا وبعد پیوستن به لطف خدا .
وسّر حجر الاسود آن است که می خواهند تعهد با خداوند را امضا کنند وپیمان را ببندند وآن همه اصرار وبیان بر استعلام این است که خدایا دستم به دست تو رسید هرگز دست به بیگانه نمیدهم .
دست در دست سیاست بازان نمی گذارم .
طواف واسرار آن
در طواف باید بیعت کرد ودر هر دور بیعت را با صدای الّله اکبرتجدید کرد پیامبر اکرم(ص)ف

رموده : حجر الاسوددست راست خدا است در زمین که خلق با مصافحه می کنند. باید طواف به اراده رفت اما اراده خدایی.اراده تو ،تبعی از وجود وپرتویی از وجود اوستکه در وجود ما تجلی یافته است به اراده خود برو وهمه جهات را طواف کن ودر همه جا <<خدا>>را ببین وجه مارا به وجه رو کنیم وجه خدا است.<<اینما تولوافثم وجه اللّه>>.
وسّررعایت فاصله این است که مواظب باش اسیر اراده مردم نشوی باید خود انتخاب کنی به
حکم خدابرو این هفت شرط هفت نشانه کثرت است .
من وتو عارض ذات وجودیم مشکبهای مشکات شهودیم
همه یک نور دان اشباح وارواح گه از اینهپیدا گه زمصباح
این هفت بار ، برای همیشه پاکت میکند محو محو میشوی لکه خودرا نبینی در فنا به بقا میرسی درباطن به فنا می رسی ، به لباس اکتفا نکن در باطن سفید شوی ،در قلب سفید شوی خود را از خود بشوی وبر محور او دور بزنی ودر جهت او دور بزنی ودرخود جهانی شوی برتر از کوی مکان شو.
یک رهبر تر از کوی مکان شو
جهان بگذارد وخود در خود جهان شو
سّر حجر اسماعیل ومقام ابراهیم این است که بجای انبیا گام نهادن،برراهیان آن دیار مقدس که لحظه به لحظه وقدم به قدم آن مواقف را گرامی بدارند چرا که در آنجا انیا وإولیا گام نهاده اند.
وسّرآب زمزم این است که خدایا من جام طاعت نوشیدم وجام معصیت را ترک کردم صفا را صفا گفته اند برای اینکه از وصف انبیا به خصوص آدم بهره ای برد وحوا را که مراه بود در کوه مروه قرار گرفت از این روآن رامروه خوانده اند واسرار فراوانی در صفا ومروه وجود دارد درقران سعی بین صفا ومروه جز شعائر الهی به شمار آمده است .معن سعی این که انسان ازمعصیت به اطاعت فرار می کندوفرار الی اللّه در سعی بین صفا ومروه به طور بارز ظهور می کند تردد بین این دو کوه یعنی خدایا من بین خوف ورجا به سر میبرم نه خوف محض دارم ونه رجإ محض،بین خوف ورجا به سر می برم خوف از کارهای خود وامید دارم به لطف تو .
دمی از سر خوشی در عالم ناز شده چون شاطران گردن افراز
گهی ازروسیاهی رو به دیوار گهی ازسرخ رویی بر سر دارد

گهی اندر سماع شوق جانان شده بی پاسر چون چرخ گردان
اسرار عرفات
امام سجاد (ع) در حدیثی اسرار عرفه راپنج سر دانسته اند:
۱ وقوف در عرفات به این معنی است که انسان به معرفت الهی واقف ،عارف شود وبداند که خداوند به تمامی نیازهای او واقف است وبرای رفع همه نیازمندی های او توانا است.
۲ بایدعارف بشود که ذات اقدس الهی به صحیفه قلب اووبه درون اورمز راز او اگاه است

زائر باید در عرفات آیه شریفه : <<وان تجهر بالقول فانه یعلم السر واخفی>> رادرک کند.
۳ در عرفات کوهی است به نام جبل الرحمه که رازو سر بالا رفتن از جبل الرحمه این است که بداند خداوند بر هرزن ومرد مومن رئوف و رحیم است و این ولایت و رحمت عامه است و اما رحمت خاص و ویزه که برای همه نیست << رحمتی وسعت کل شی فسا کتبها للذین یتّقون >>
رحمتش به سوی متقین است که بالای حبل الرحمه رفتن آدمی را به این سّر وراز آشنا می کند.
۴ درعرفات سرزمینی است به نام <<نمره>>که به فرموده امام سجاد (ع)رازاش این است که خدایا به چیزی امرنمیکنم مگر آنکه قبلا خودم به آن عمل کنم وازچیزی نهی نمی کنم مگر آنکه قبلا خودم از آن منزجرشده باشم.
۵ روز نهم که وارد سرزمین عرفات می شوند سراش این است که آگاه باشی این سرزمین ، سرزمین شهادت،معرفت وعرفان است خداونداین منطقه واین سرزمین راشاهداعمال شما قرار داده است. سر حضور در منا وحرکت آن این است که انسان جاده وصراط مستقیم حرکت باید بکند نه متمایل به شرق و نه به غرب <<الیمین والشمال مضلّهوالطریقالوسطی هی الجاده>>.
چپ وراست انحراف است وراه وسط همانا صراط مستقیم است همه اینها مقدمه ونقشه تزکیه است وقتی شخص راه راطی کردوارد سرزمین منی می شود این جا است که منیه وآرزوخودرا یافته است امام سجاد(ع)فرمود:سّر مکه رفتن آن است که انسان وقتی به سرزمین منی پاگذاشت بفهمد که به آرزوی خود رسیده است .پس از ظفرمندی نفس مطمئنه بر نفس اماره ،چیرگی خدا بر شیطان وغلبه ایمان بر کفر است.

سّرقربان کردن این است که قطع کردن آخرین رگهای وابستگی ازاعماق وجودیی تعلق را باید در عمل ثابت کرد بایدتمام رشته ها وتارهای محبت اغیار را که در نهانی ترین قسمت های دل است ازدل بزدایی، دل رابروبی ودر مسلح عشق نفس را قربانی کنی.
رمی،یعنی سنگ زدن به شیطان یک عمل رمزی است که به انسان می آموزد همچون ابراهیم واسماعیل باید شیطان های مرئی ونامرئی را رمی کنی ونگهداری آنها سدراهتو به سوی خدا باشند،چه،ابلیس سوگند یاد کرده که برسرراه بنی آدم دام بگستردوآنانرا فریب بدهد و زائر

 

اینجا می آید که دام ابلیس رااز سرراه برداردوابلیس صفتان رازیر پای خود لگد کوب کند.
سّرتقصیرآناست کهجمال وزیبایی که بسیار ارزشمند است در پای فرمان آن جمیل محض نثار باید کرد.انسان غرور،کبر،نخوت ومنیت رااز سر خویش به در کند و خود را از هر معصیتی پاک وتطهر نماید.

جهاد
جهاد بطور حتم به حال انسان خداشناس بهتر است، زیرا نتیجه آن یا غلبه و ظفر و سرفرازی است، و یا شهادت و فوز به درجات بهشت است.
جهاد به معنی جنگ و پیکار در راه خداست، و هنگامی که اسلام در مخاطره قرار گرفته و از طرف دشمنان مورد تجاوز و تهاجم قرار گیرد مصداق می‌یابد، و در صورتی که دفاع از حریم اسلام جز با عملیات نظامی امکان‌پذیر نباشد بر هر مسلمانی که قدرت بر آن داشته باشد واجب می‌گردد.
در تعدادی زیادی از آیات قرآن کریم به جهاد مر شده است که از جمله این آیات است:
بر شما جنگ نوشته شده در حالی که شما آن را مکروه می‌دارید، احتمال دارد که شما چیزی را مکروه بدارید ولی برای شما خیر باشد و احتمال دارد که شما چیزی را دوست بدارید ولی به شما ضرر داشته باشد، خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.
(کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتٰالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَعَسیٰ اَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسیٰ اَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللهُ یَعْلَمُ وَ اَنْتُمْ لٰاتَعْلَمُونَ) (سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۱۶)
تفسیر: جهاد بطور حتم به حال انسان خداشناس بهتر است، زیرا نتیجه آن یا غلبه و ظفر و سرفرازی است، و یا شهادت و فوز به درجات بهشت است.
و مرگ در بستر برای کسی که ترک جهاد کند علاوه بر اینکه انباشته از حسرت و یأس از رحمت خدای متعال است چه بسا توأم با بیماری‌های بسیار دردآور و شکنجه‌دهنده نیز هست.
تفسیر: این آیه در مورد کفار مکّه نازل شده که با مسلمانان به جنگ برخاسته و آنان را از مکّه بیرون راندند.

در راه خدا قتال کنید و بدانید که خدا شنوا و بیناست.
(وَقٰاتِلُوا فی سَبیلِ اللهِ وَاعْلَمُوا اَنَّ اللهَ سَمیعٌ عَلیمٌ )
ای مؤمنان اسلحه خود را بدست گرفته گروه گروه و یا همه با هم کوچ کنید.
(یٰا اَیُّهَا الَّذینَ ٰامَنُوا خُذُوا حِذْرَکُمْ فَانْفِرُوا نُبٰاتٍ اَوانْفِرُوا جَمیعا) (سورٔ نساء: آیهٔ ۷۱)
کوچ کنید، سبک و سنگین، با جان و مال در راه خدا جهاد کنید، همان برای شما بهتر است اگر بدانید.
(اِنْفِرُوا خِفٰافاً و ثِقٰالاً وَ جٰاهِدُوا بِاَمْوالِکُمْ وَ اَنْفُسِکُمْ فی سَبیلِ اللهِ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ اِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ) (سورهٔ توبه، آیهٔ ۴۱)
تفسیر: منظور از سبک و سنگین سبک و سنگین در حرکت از نظر جوانی و سالمندی یا ثروت و دارائی یا عائله‌مندی و تجرد یا سواره یا پیاده است مطابق اقوال مختلفی که از مفسران در تفسیر آن نقل شده است، و یا اعم از همهٔ آنها بوده و شامل تمام وجوه می‌شود.
ای کسانی که ایمان آورده‌اید چه شده بر شما که هرگاه به شما گفته می‌شود که در راه خدا کچ کنیدسنگینی می‌کنید آیا عوض زندگی آخرت به زندگی دنیا راضی شد‌ه‌اید لذت زندگی دنیا جز چیز کمی نیست اگر کوچ نکنید خدا شما را به عذاب دردناک معذّب می‌کند و به جای شما قوم دیگری را برمی‌گزیند و هیچ ضرری از شما به او متوجه نخواهد شد خدا به هر چز تواناست.
(یٰا اَیُّهَا الَّذینَ ٰامَنُوا مٰالَکُمْ اِذٰا قیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فی سَبیلِ‌اللهِ اثّٰاقَلْتُمْ اِلَی اْلاَرْضِ اَرَضیتُمْ بِالْحَیٰوهِٔ الدُّنْیٰا مِنَ اْلٰاخِرَهِٔ فَمٰا مَتٰاعُ الْحَیٰوهِٔ الدُّنْیٰا فِی اْلٰاخِرَهِٔ اِلّٰا قَلیلٌ اِلّٰا تَنْفِرُوا یُعَذِّبْکُمْ عَذٰاباً اَلیماً وَ یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ وَلٰا تَضُرُّوُهُ شَیْئاً وَاللهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ) (سورهٔ توبه، آیهٔ ۳۸ و ۳۹)
هر کس در راه خدا جنگ کند کشته شود، یا پیروز گردد در آینده به او پاداش بزرگ خواهیم داد، چه شده بر شما که جنگ نمی‌کنید در راه خدا و در راه آنان که به ضعف و ناتوانی کشیده شده‌آند از مردان و زنان و کودکان که می‌گویند پروردگارا ما را از این دیار ستمگران بیرون بر و از پیش خود برای ما رهبر و یاوری قرار ده، کسانی که ایمان دارند در راه خدا می‌جنگند و کسانی که کفر ورزیده‌اند در راه طاغوت (طغیانگر در ظلم و گناه) می‌جنگند.
با دوستان شیطان جنگ کنید به درستی که مکر شیطان (در برابر نصرت و یاری

خدا) ضعیف است.
(وَ مَنْ یُقٰاتِلْ فی سَبیلِ اللهِ فَیُقْتَلْ اَوْیَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتیهِ اَجْراً عَظیماً وَمٰا لَکُمْ لٰا تُقٰاتِلُونَ فی سَبیلِ اللهِ وَالْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرَّجٰالِ وَالنِّسٰاءِ وَالْوِلْدٰانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنٰا اَخْرِجْنٰا مِنْ هٰذِهِ الْقَرْیَهِٔ الظّٰالِمِ اَهْلُهٰا وَاجْعَلْ لَنٰا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً وَاجْعَلْ لَنٰا مِنْ لَدُنْکَ نَصیراً اَلَّذینَ ٰامَنُوا یُقٰاتِلُونَ فی سَبیلِ‌اللهِ وَالَّذینَ کَفَرُوا یُقٰاتِلُونَ فی سَبیلِ الّطٰاغُوتِ فَقٰاتِلُوا اَوْلِیٰاءَ الشَّیْطٰانِ اِنَّ کَیْدَالشَّیْطٰانِ کٰانَ ضَعیفاً) (سورهٔ نساء، آیات ۷۴ و ۷۵ و ۷۶)
البته شما را خواهیم آزمود، تا جهادکنندگان (و به رنج‌ها) صبرکنندگان را بشناسیم، و همچنین اخبار و اظهارات شما را بیازمائیم.