مقدمه
آجر يکي از قديمي ترين مصالح ساختماني است که در ايران مورد استفاده قرار گرفته است. هزاران سال که بشر با نحوه پخت و ساخت آجر آشنا گرديده بناهاي تاريخي ايران نشان مي دهد که ايرانيان از آجر به شکل گسترده اي در ساختمان سازي هاي خود استفاده نموده اند. طبق آمار مربوط به سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال ۱۳۶۵ مشخص است که بيش از ۶۰ درصد واحدهاي مسکوني معمولي در نقاط شهري ايران از آجر و آهن ساخته شده است و آمار بدست آمده حاکي از اين است که بيش از ۴۰ درصد واحدهاي مسکوني معمولي کل کشور آجري است. علاوه بر کشور ايران، در کشورهاي پيشرفته غربي هم از آجر بطور وسيعي در صنعت ساختمان استفاده مي شود. در انگلستان هرساله متجاوز از ۶۰۰۰ ميليون قالب آجر ضرب مي شود.

آجر
آجُر، (معرّب آگور، آگُر در فارسي دَري، اَگورو در فارسي باستان) قطعاتي از گل رس پخته با اشكال هندسي كه از روزگاران بسيار كهن پس از كشف آتش بشر آنرا شناخته و به عنوان يكي از با‌ارزش‌ترين و ضروري‌ترين عناصر و موادّ دست ساخت (مصنوع) آدمي در آثار ساختماني كهن‌ترين تمدنها در سرزمينهاي مختلف به كار رفته و همچنان تا امروز ارزش ساختماني، صنعتي و هنري خود را در سطحي بسيار گُسترده‌تر و ظريف‌تر حفظ كرده است (لغتنامة فارسي؛ لغت‌نامة دهخدا؛ كِنت ، ۱۶۵؛ اهري، ۲، ۹۶، ۹۷؛ سپنتا، ۸۵؛ زاهدي، ۱۴۸). در پژوهشهاي جديد معماري در كنار سفال و سراميك (هم‌ريشه با سراموس يوناني، كراموس لاتين، سراميكا در اسپانيايي و ايتاليايي و كراميك الماني و هلندي) «رشته‌اي وسيع از علم و صنعت سراميك معرفي شده كه مدنيت و امكان شهرنشيني بشر با آن آغاز شده» (اهري، ۲) و از آن به عنوان مادة هنر پلاستيك (هنرهاي تجسمي) و پيشرو در هنرهاي زيبا ياد شده است (همو، ۱۰)

پيشينة تاريخي: با توجه به آثار به دست آمده از كندوكاوهاي باستان‌شناسي به آساني مي‌توان حدس زد كه بشر به گونه‌اي اتفاقي به ويژگي شكل‌پذيري خاك و گِل پي‌برده و نيز به همين‌گونه پس از گذشت روزگاري دراز و تقريباً هم زمان با كشف آتش از تأثير معجزه‌گونة آتش در تغيير كيفي گِل و خشت‌خام آگاه شده است (دورانت، ۱/۱۵۵). به عنوان نمونه در حفريات تپة قبرستان سگزآباد (واقع در استان مركزي، در شمال ساوه و جنوب قزوين) اجاقِ گردي به دست آمده كه كف آن كاملاً سوخته و ديوارة آن كه در اصل از خشت بوده به صورت آجرهاي نيم‌پخته‌اي درآمده (مجيدزاده، ۵۷؛ قس: اهري، ۵، ۹۶). شايد باور كردني نباشد كه برخي از پژوهشگران آجر را از آثار تمدن عصر حجر دانسته‌اند (اهري، ۴). در حفاريهاي مصر، قطعات تقريباً سالمي از زير لايه‌هاي رودخانة نيل به دست آمده است كه مي‌توان تاريخ تقريبي آنها را به دورتر از ۵۰۰۰ ق‌م رساند. اين قطعات از نوع آجرهاي پختة امروزي نيست، شيوة ساخت آنها هنوز بدوي بوده است: لجن رود نيل را با سِرگين شتر در مي‌آميختند و تاب مي‌دادند و در آفتاب خشك مي‌كردند. ساخت اين نوع آجر كه داراي استحكام بسياري است هنوز به همين شيوه در شرق و آفريقا متداول است (اهري، ۴؛ قس: سفر خروج، ۵:۶ ـ ۸). آثار به دست آمده در بين‌النهرين نشان مي‌دهد كه آجر، از حدود ۵۰۰۰ ق‌م به اين سوي، كاملاً شناخته شده بوده است.

تورات پس از ذكر نام پسران نوح، سام و حام و يافث، و بر شمردن پسران و نوادگاني كه از اين ۳ تن پس از طوفان زاده شدند مي‌گويد: «… چون از مشرق كوچ كردند همواره‌اي در زمين شِنعار يافتند و در آنجا سكني گرفتند و به يكديگر گفتند بياييد خشتها بسازيم و آنها را خوب بپزيم، و ايشان را آجر به جاي سنگ بود و قير به جاي گچ» (پيدايش، ۱۱: ۲، ۳)؛ شِنعار نام عبراني دشت اَرام است كه در ميانة رود فرات و دجله واقع بود و به نظر مي‌رسد كه مراد از شِنعار بخش شمالي بابل باشد (هاكس، ۵۳۶). اگر به روايات تورات بتوانيم به لحاظ تاريخي استناد كنيم، تاريخ بسيار كهن ساخت و به كار بردن آجر در بين‌النهرين تأييد مي‌گردد: در سومر توانگران كاخهاي خود را با آجر مي‌ساختند (دورانت،‌۱/۱۹۹)، در بابل خانه‌ها را بيشتر با خشت و گِل مي‌ساختند، ولي خانه‌هاي ثروتمندان، معابد و برجهاي انها (زيگوراتها ) از آجر ساخته مي‌شد (همو، ۱/۳۸۱،‌۳۸۲؛ اهري، ۶ـ۷). آجرهاي يافت شده در شهر اور و زيگوراتهاي بنا شده در سراسر مصبّ دجله و فرات و كرانه‌هاي خليج‌فارس به شكل چهارگوش مسطح است و شباهت بسياري به آجرهاي امروزي دارد. در بناي عظيم و معروف برج بابل كه پس از بارها ويراني بار ديگر ميان سالهاي ۲۰۰۰ تا ۱۷۸۰ق‌م در همان جاي ساخته يا مرمت شده، نزديك به ۸۵ ميليون آجر به كار رفته بوده است. آجرهاي با.مانده و پراكندة اين برج هنوز سخت و استوار و داراي ابعاد صافند، به گونه‌اي كه آدمي گمان مي‌برد كه هم‌اكنون از كوره بيرون آمده‌اند (اهري، ۷ـ۹). تزيين بناها با آجرهاي لعابدار در روزگار نبوكد نصر، در ميان سالهاي ۲۹۵۰ تا ۲۶۶۰ق‌م، نخستين مقابر از آجر و چوب ساخته شده است (اهري،۵).

ايرانيان وارثان تمدن بابلي و آشوري، با آنكه مصالح ساختماني بسياري در دسترس داشتند از زمانهاي بسيار كهن آجر را مي‌شناختند و به كار مي‌بردند. آجرهاي به دست آمده در پازارگاد و تخت‌جمشيد متعلق به سالهاي ۵۴۶ و ۵۱۸ ق‌م (روزگار كوروش و داريوش هخامنشي) و نيز كشف آثار كورة آجرپزي از دورة پارتها (اشكانيان) مؤيد اين ادعاست (سپنتا، ۸۵). گلاك تاريخ استفاده از آجر را در ايران به هزارة هفتم ق‌م مي‌رساند (ص ۳۸۷). معماران ايراني از آجر آثار هنري بزرگي چون قصر شوش پديد آوردند و آجر لعابدار را به عنوان مادة اصلي تزيين به كار بردند و در شكل دادن آجر و پرداخت نقشهاي برجستة آجري (رليف ) به پايگاهي رسيدند كه قابل تقليد نبود (اهري، ۱۳؛ دورانت، ۱/۵۵۹). اينان با به كار گرفتن آجر در ساختمان به شيوه‌اي تازه در ساختن گنبد و بر آوردن طاقهاي عظيم چون تيسفون دست يازيدند. ايجاد طاق كِسري در تيسفون كه محقّقاً به فرمان شاپور اول ميان سالهاي ۲۴۱ تا ۲۷۲م ساخته شده (گدار، ۲۴۵) با طاق تخم‌مرغي بلند و دهانه‌اي بيش از ۲۵ متر، كاري بزرگ در معماري بوده است (اهري،۱۳)ش.

در موهنجودارو در ساحل باختري سند و هاراپا (هَرَپا، در چند صد كيلومتري شمال موهنجودارو) و ۴ يا ۵ شهر برجسته و بسيار كهن كه در ۱۹۲۴م از زير خاك بيرون آورده شد، صدها خانه و دكان آجري وجود دارد كه برخي از آنها چند طبقه است و تاريخ آنها به ۵ هزار سال پيش مي‌رسد (دورانت، ۲/۵۷۳، ۵۷۸، ۸۳۵؛ اهري، ۱۴ـ ۱۵).

در چين، بناهاي آجري ديرتر از سرزمينهاي ديگر به راه تكامل افتاد. از دورة دودمان هان (۲۰۶ق‌م ـ ۲۱۱م) آجرهاي آراسته به تصاوير و نقشهاي برجسته و نقر شده براي تزيين بناها به ويژه مقادير به كار گرفته شد (اهري، ۱۶). پاگوداها (بناهاي ديني بودايي) نيز در چين از آجر، ولي بر پاية سنگي، ساخته مي‌شد. كهن‌ترين پاگوداي موجود، در ايالت هونان، در ۵۲۳م پديد آمد. مواد ساختماني در چين اساساً آجر و چوب است؛ سنگ براي پي و آجر براي نماي بيروني، خشت‌خام براي سقف، آجركاشي براي پوشش بام و چوب براي ستونها و ديوارها… (دورانت، ۳/۱۰۰۹، ۱۰۱۰ ۱۰۱۱٫ )

معماري اسلامي، در سرزمينهاي شرقي مانند عراق، هند، و به ويژه در ايران، به شيوه‌اي استادانه و تحسين‌آميز از آجر به عنوان مادة اصلي بنا و تزيين بهره برد. آجرهاي لعابدار با رنگهاي درخشان فيروزه‌اي و آبي و سبز در سده‌هاي نخستين اسلامي و اندكي بعدتر كاشي معرق و ۷ رنگ توانستند بر محدوديتي كه منع صورت‌سازي در تزيين پيش آورده بود (عصار، ۵ ـ۱۹؛ وزيري، ۲/۱۸۵) هنرمندانه پيروز آيند (اهري، ۲۱). اهميت كاربرد آجر در بناهاي عهد اسلامي در ايران تا بدانجاست كه برخي از پژوهشگران معماري اسلامي مان كرده‌اند كه مي‌توان بر مبناي جدولي از اندازه‌هاي آجر كه در دوره‌هاي مختلف به كار برده شده تاريخ آثار معماري اسلامي ايران را تعيين كرد (ويلبر، ۵۱). تنوع اندازه و رنگ و جنس آجرها حكايت از اين دارد كه اين ماده ساختماني همچنان در سراسر ايران تهيه مي‌شده است و ايرانيان از همان سده‌هاي نخستين اسلامي به سنت ديرينة خود در آجرپزي و آجركاري بسيار استاد بوده‌اند، ولي عنايت به تزيين بناهاي آجري به صورت گسترده‌تر از دورة غزنويان (۲۶۷ـ۴۳۳ق/۸۸۱ ـ۱۰۴۲م) آغاز گرديد و در عصر سلجوقيان، به ويژه در روزگار ملكشاه و سنجر (۴۹۸ـ۵۲۲ق/۱۱۰۵ـ۱۱۵۷م)، به اوج كمال خود رسيد (سپنتا، ۸۶ ـ۸۷). چند نمونة كهن از بناهايي كه در ايران و سرزمينهاي زير نفوذ هنر ايران، آجر در آنها فقط به صورت مادة اصلي ساختمان يا به صورت مادة اصلي و تزيين با هم و يا تزييني جسمي به كار رفته است: مسجد بزرگ سامرا، مسجد ابودلف (هر دو در عراق)، گنبد قابوس، مقبرة اميراسماعيل ساماني در بخارا، پير علمدار در دامغان، گنبد تاج‌المُلك در اصفهان و گنبد سرخ در مراغه (همانجا؛ گدار، ۳۵۶ـ۳۷۰)

در اروپا به تقليد از روش توليد روميها كار آجرسازي ميان قرون ۱ـ۷ق/۷ـ۱۳م در سرزمين فلاندر (هلند و بلژيك امروز) رونق گرفت و تا امروز يكي از پيشه‌هاي اقتصادي است. بناهاي بي‌شمار از آجر به رنگهاي گوناگون نشاني بر رواج اين مادة ساختماني در اين سرزمين‌هاست (اهري، ۸۹ ـ۹۰). روميها اين پيشه را به انگلستان نيز بردند و انگليسيها نخستين ملتي بودند كه از روشهاي جديد براي توليد صنعتي آجر و سفال سود جستند. جان‌اشترينگتون در ۱۶۱۰م براي شكل دادن به گِل رس پرسهاي استوانه‌اي به كاربرد و سپس كارل اشليكيزن در ۱۸۵۴م گامي بزرگ‌تر در جهت ساخت ماشينهاي پرس امروزي برداشت (اهري، ۸۹ ـ۹۱).

مادة نخستين و ساخت: مادة نخستين آجر خاك رُس است كه به رنگهاي خاكستري مايل به آبي، سرخ، سياه و رنگهاي فرعي ديگر ديده مي‌شود. ويژگيهاي مهم چسبندگي، نفوذناپذيري در برابر آب، پايداري در برابر آتش و تغييرات جوي به خاك رُس ارزش صنعتي و هنري بخشيده است (همو، ۸۶). خاك خام خالص رُس به ندرت در طبيعت يافت مي‌شود و اغلب با تركيباتي از سنگها، ‌نمكها، چوب و ديگر مواد همراه است كه بايد از خاك رُس جدا گردند. امروزه براي پاك كردن خاك و خنثي كردن اين مواد از آسياهاي دوّار خاصي استفاده مي‌شود (همو،۸۸).

انبار كردن خاك: براي افزايش ميزان چسبندگي خاك و خاصيت فرم‌گيري خمير آن (گِل) از امكانات گوناگون استفاده مي‌شود. هدف اصلي اين كوششها آن است كه شرايطي فراهم شود تا خاك به اصطلاح «ور بيايد». در اينجاست كه در تهيه و ساخت آجر و سراميك به اصطلاح «انبار كردن خاك» (سيلو كردن) بر مي‌خوريم. انبار كردن به روشهاي گوناگون، فقط براي يك هدف يعني افزايش چسبندگي خاك و شكل پذيري گِل، انجام مي‌شود كه از مهم‌ترين مراحل ساخت آجر و سفال است (همو، ۸۹). بنابراين انبار كردن خاك تنها به منظور ذخيره‌سازي خاك (مادة اوليه) براي توليد كالا نيست، بلكه يك مرحلة فني مهم و لازم در تهية آجر و سفال به شمار مي‌آيد. اهميت اين مرحله از كار، از زمانهاي بسيار كهن، شناخته شده بوده است. در آن روزگاران انبارهاي تابستاني و زمستاني داشتند و خاك را به صورت تپه‌اي انبار مي‌كردند، بدين‌سان اين خاك مدتهاي دراز در معرض تغييرات جوي چون باد، باران، آفتاب، سرما، يخ بندان و رويش قارچهاي گياهي قرار مي‌گرفت و «ور مي‌آمد». هنوز اين روش، در صورت امكان، بهترين راه براي افزايش خواص كيفي خاك است. زمان انبار كردن خاك هفته‌ها، ماهها و گاه سالها ممكن است به درازا كشد (همو، ۸۹). در چين باستان گِل رُس قرنها انبار مي‌شد و نسل به نسل موظف به نگهداري و مراقبت از آن بودند. انبار كردن خاك در فضاهاي سرپوشيده و محفوظ تا به امروز در اين سرزمين ادامة همان سنت ديرين است. در روزگار ما با به كارگيري روشي ديگر خاك را بسيار زودتر ور مي‌آورند (همو،۸۹).

قالب ‌گيري:
پس از پايان گرفتن مرحلة انبار كردن خاك، خميري (گِلي) فراهم مي‌آورند كه به اندازة كافي ورآمده و چسبنده است و براي قالب‌گيري آماده شده. در مشرق زمين اغلب قالب‌گيري هنوز با دست آدمي و با قالبهاي چوبي يا فلزي انجام مي‌گيرد. بدين‌سان كه كارگران گِل را با دست و گاه با ابزاري ماله گونه در قالب مي‌ريزند و با دست مي‌كوبند، فشار مي‌دهند (نك‍ : آجر فشاري)، سطح آنرا هموار مي‌سازند و آنگاه قالب را بر مي‌دارند. اما در توليد صنعتي گِل آماده شده وارد دستگاه (مكانيكي يا اتومكانيك) قالب‌گيري مي‌گردد. دستگاههاي جديدتر پس از مكيدن كامل هواي داخل شده در گِل، خمير را به ابعاد مورد نظر شكل مي‌دهد و به گونة نواري خارج مي‌سازد (همو،۸۹).

خشك كردن:
گل شكل گرفته (خشت) پيش از پخته شدن بايد خشك گردد. ميزان آب موجود در گِل آجرهاي دست ساخت بيش از ۵۰% و در نوع صنعتي كمتر از ۲/۱ اين مقدار است خشتها در ساخت سنتي در برابر آفتاب و باد و در توليد صنعتي با روشهاي بسيار پيشرفته و حيرت‌انگيز خشك مي‌گردد. در مرحلة خشك كردن، آفتاب و جريان هوا يا حرارت دستگاه خشك كن فقط «آب فيزيكي (آب ثقل)» را از جرم خشت بيرون مي‌سازد،