مقدمه:
سود سهام نقدي هر سهم به واسطه عينيت و ملموس بودن، براي دارنده سهام بعنوان يكي از منابع ايجاد نقدينگي افراد، از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد. اين مساله نزد مديران شركت ها نيزداراي اهميت بوده، از اين رو بخشي از توان و توجه مديران شركت ها معطوف به مقوله اي است كه از آن با عنوان “سياست تقسيم سود” ياد مي شود. اما مساله اصلي، ريشه يابي دلايل اتخاذ يك سياست تقسيم سود مشخص از سوي شركت ها است.

در این تحقيق ارتباط بين مالكيت نهادي موجود در ساختار شركت هاي حاضر در بورس اوراق بهادار تهران و سود سهام پرداختي آن ها بررسي مي شود.
مطابق با تعريف بوش (۱۹۹۸ ) سرمايه گذاران نهادي، سرمايه گذاران بزرگ نظير بانك ها، شركت هاي بيمه، شركتهاي سرمايه گذاري و… هستند. مالكان نهادي با توجه به مالكيت بخش قابل توجهي ازسهام شركت ها از نفوذ قابل ملاحظه اي در شركت هاي سرمايه پذير برخوردار بوده و داراي توان بالقوه تأثيرگذاري بر فعاليت ها و سياست هاي اتخاذ شده توسط مديران مي باشند. يكي از اين خطي مشي ها و سياست ها مربوط به توزيع سود سهام توسط شركت است. بنابراين انتظار مي رود بين سطح مالكيت نهادي و ميزان سهام مدیریتی اين مالكان با سياست تقسيم سود شركتها رابطه منطقي وجود داشته باشد.

فصل اول
كليات تحقیق

۱-۱ مقدمه
در این فصل پس از بیان مسئله تحقیق ,تاریخچه موضوع تحقیق را مورد بررسی قرارمی دهیم. همچنین اهداف تحقیق را در قالب اهداف علمی و کاربردی بیان می کنیم .چارچوب نظری تحقیق که بنیان اصلی طرح سوال در موضوع تحقیق بوده است در این فصل آورده شده و در ادامه به فرضیه های تحقیق و تعاریف واژه ها اصطلاحات نیز اشاره شده است

۲-۱-تاریخچه مطالعاتی

بحث در مورد سیاستهای تقسیم سود و مالکیت نهادی در كشورهاي پيشرفته كه داراي بورس اوراق بهادار قوي و پررونقي مي‌باشند از ديرباز مطرح بوده و شايد يكي از قديمي‌ترين و سوال‌برانگيزترين موضوعات مطروحه در مديريت مالي باشد كه تاكنون جواب مشخصي براي آن ارائه نشده است. تعداد تحقيقات تجربي و تئوري‌هاي موجود در اين زمينه تا حدي متفاوت و بعضاً متضاد هستند كه در برخي از متون مديريت مالي از آن به عنوان معماي سود تقسيمي نام مي‌برند. در ادامه خلاصه تعدادي از اين تحقيقات ارائه مي‌شود.
تحقيقات انجام شده در خارج از کشور
يكي از اولين مقالات درباره سود تقسيمي با عنوان «بررسي خط¬مشی سود تقسيمي، رشد و تغييرات در درآمدها» است که به وسيله لينتنر در سال ۱۹۵۶ ارائه شد. او مجموعه‌اي از مصاحبات را با مديران شركت‌ها درباره نظرات آنان در زمينه عوامل موثر بر خط‌مشی تقسیم سود انجام داد. نتايج تحقيق او مي‌تواند به صورت چهار حقيقت زير خلاصه شود:
الف ـ شركت‌ها نسبت پرداخت سود بلند‌مدتي دارند. شركت‌هاي رشد یافته قسمت زیادي از درآمد خود را بين سهام‌داران تقسيم مي‌كنند و شركت‌هاي در حال رشد سود كمي توزيع مي‌كنند.
ب ـ مديران بيشتر بر تغييرات سود تقسيمي تکيه مي‌كنند تا بر سطح مطلق پرداخت.
ج ـ تغييرات سود تقسيمي از تغييرات در درآمدهاي بلندمدت و پايدار پيروي مي‌كنند و تغييرات‌
گذرا در درآمد برنسبت توزيع سود تأثير نمي‌گذارند.
د- مديران نسبت به تغيير در سود تقسيمي كه

ممكن است باعث معكوس شدن سود تقسيمي‌شود و نسبت به لغو افزايش سود تقسيمي نگرانند.
لينتنر به اين نتيجه مي‌رسد كه سود تقسيمي تا حدي به درآمد فعلي شركت و تا حدي نيز به سود تقسيمي سال گذشته بستگي دارد.
ميلر و موديگلیانی در سال ۱۹۶۱ مقاله‌اي با عنوان «سیاست سود تقسيمي، رشد و ارزش گذاري سهام» منتشر نمودند. استدلال اصلي مقاله كه به عنوان نظريه بي‌ارتباط بودن سود تقسيمي M&M معروف مي‌باشد، اين است كه در دنیاي بدون اصطكاك‌هاي بازار مانند مالیات، هزينه معاملات یا اطلاعات نامتناسب، سیاست سود تقسيمي شركت نبايد بر ارزش بازار شركت تاثيري داشته باشد. یك فرض مهم در اين استدلال عدم وابستگي سیاست سرمايه‌گذاري شركت به سیاست پرداخت سود مي‌باشد. از اين رو استدلال عدم ارتباط تنها اگر تصميمات سرمايه‌گذاري تحت تاثير تصميمات مديريت راجع به نگهداري یا افزايش سود پرداختي شركت قرار
نگيرد، صحيح مي‌باشد.

بر اساس نظريه M&M تنها عامل مهم بر ارزش بازار شركت سیاست سرمايه‌گذاري مي‌باشد زيرا آن بر سود آوري آتي شركت تاثير مي‌گذارد. نكته مهم راجع به نظريه M&M اين است كه مديران بايد تصميم پرداخت سود را فرع بر تصميمات سرمايه‌گذاري قرار دهند.
مایکل روزف در سال ۱۹۸۲ در مورد سیاست‌های تقسیم سود تحقیقی انجام داد او با کمک مقالات منتشر شده در چاپ‌های یک تا سیزدهم ارزیابی سرمایه‌گذاری و لیمولاین از ژوئن سال ۱۹۸۱، اقدام به جمع‌آوری داده‌ها از هزار شرکت در شصت و چهار صنعت مختلف نمود. از فرضیات این تحقیق عبارتند از:
الف) شرکت‌ها زمانی که انتظار دارند درآمدها در آینده رشد دارند، نسبت پایین‌تری از سود پرداخت می‌کنند و درآمدها در پروژه‌های سودآور سرمایه‌گذاری می‌شوند.
(ب) شرکت با ضریب بتا بالا سود کمتری می‌پردازد. زیرا بتاهای بالاتر انعکاسی از اهرم مالی و عملیاتی بالاتر است.
(پ) هرچه نسبت مالکیت سهام مدیران کمتر باشد، آن‌ها سیاست‌های انبساطی را در تقسیم سود اتخاذ می‌کنند.
نتایج نشان داد که پرداخت سود رابطه معکوس با رشد فروش در آینده و ضریب بتا و نسبت مالکیت مدیران شرکت اما رابطه مستقیم با تعداد سهام‌داران عادی دارد.
همچنین نتایج نشان داد که اتخاذ سیاست‌های تقسیم سود تحت تاثیر سیاست‌های سرمایه‌گذاری قرار می‌گیرد زیرا شرکتی که الویت اول را به پروژه‌های سرمایه‌گذاری می‌دهد سود کمتر پرداخت و درآمدهایش در آینده رشد بیشتری داشته باشد و متعاقبا سود بیشتری بپردازد.
تحقيقات انجام شده در داخل کشور

در اين قسمت چند مورد از تحقيقات كه با خط‌مشي تقسيم سود و ساختار مالکیت مرتبط مي‌باشند ذكر مي‌گردد:
عبدالرضا تالانه تحقيقي تحت تحت عنوان «بررسي سیاست‌ها و خط‌مشي‌هاي تقسيم سود در ايران» در سال ۱۳۷۰، انجام داد. او در تحقيق خود سه نوع از سیاست‌هاي پرداخت سود تقسيمي شامل: سیاست پرداخت درصدي از ارزش بازار، سیاست پرداخت ثابت و سیاست سود تقسيمي باقيمانده را در مورد شركت‌هاي پذيرفته شده در بورس تهران، مورد آزمون قرار داد. او به اين نتيجه رسید که

شركت‌هاي پذيرفته شده در بورس تهران تمايل به سیاست تقسيم سود ثابت دارند.
یکی از مقالات درباره سود تقسیمی با عنوان «رابطه بین سرمایه‌گذاری و تقسیم سود» که توسط مهرانی و تالانه (۱۳۷۷) ارائه شد و به این نتیجه رسیدند که سهام‌داران با هدف حداکثر کردن ثروت، همواره باید بین علاقه‌های مختلف خود و فرصت‌های سود آور سرمایه‌گذاری تعادل برقرار کنند.

جعفر بشيري، (۱۳۷۸) تأثير وضعيت نقدينگي بر تقسيم سود در شرکت¬هاي سهامي (صنعت نساجي) را بررسي نموده است. نتايج تحقيق حاکي از ارتباط معنی‌دار میان وضعيت نقدينگي و تقسيم سود شرکت‌ها است.

فروغی و همکاران (۱۳۷۸) تأثير سهام مدیریتی بر سیاست تقسیم سود را مورد بررسی قرار دادند که نتیجه نبود ارتباط بین سهام مدیریتی و سیاست تقسیم سود بود.
ناصر گورابي، (۱۳۸۲) در تحقيق خود، تأثير اقلام صورت گردش وجوه نقد بر سود تقسيمي هر سهم و سود هر سهم را بررسي کرد. نتايج آزمون فرضیات تحقيق دلالت بر عدم رابطه معني‌داري بين تغييرات اقلام گردش وجوه نقد و تغييرات سود تقسيمي هر سهم و تغييرات سود هر سهم دارد.
قربان برارنیا ادبي، (۱۳۸۳) تحقيقي تحت عنوان عوامل مؤثر بر سیاست سود تقسيمي شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در فاصله زماني ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۰ انجام داد. به اين نتيجه رسيد که فرصت¬هاي سرمايه¬گذاري، اندازه شركت و سود تقسيمي سال قبل بر سیاست سود تقسيمي مؤثر مي‌باشد، اما متغير اهرم مالي بر سیاست سود تقسيمي تأثيرگذار نيست.

پورحیدری و همکاران (۱۳۸۸) تحقیقی ارائه دادند که درآن پایداری سیاست تقسیم سود را در شرکت‌های پذیرفته در بورس تهران بررسی کردند که نتایج حاکی از نبود پایداری بود و اصلی¬ترین عامل در تعیین میزان سود، سود خالص همان سال بوده است و ضمناً سود تقسیمی سال قبل تأثیری بر سیاست تقسیم سود سال جاری نداشته است.

۳-۱-بیان مسئله
گروه هاي زيادي در حاكميت شركتي نفوذ دارند. در اين ميان تركيب سهامداران و علي الخصوص سرمايه گذاران نهادي نقش مهمي ايفا مي كنند. سرمايه گذاران نهادي يكي از سازوكارهاي حاكميت شركتي نيرومند را بازنمايي مي كنند.
امروزه ساختار مالکیت و سیاست تقسیم سود از جمله مباحثی هستند که از نظر گروههای مختلفی مورد ارزیابی قرار میگیرند. سود سهام نقدي هر سهم به واسطه عينيت و ملموس بودن، براي دارنده سهام بعنوان يكي از منابع ايجاد نقدينگي افراد، از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد. اين مساله نزد مديران شركت ها نيزداراي اهميت بوده، از اين رو بخشي از توان و توجه مديران شركت ها معطوف به مقوله اي است كه از آن با عنوان “سياست تقسيم سود” ياد مي شود. هدف اصلی هر واحد تجاری کسب سود و حد اکثر کردن ثروت سهامداران است. بنابراين هدف از اجرای چنين سياستی تعيين نقشی است که آن سياست در به حداکثر رسانيدن ثروت سهامداران دارا می باشد. عواملی که بر سياست تقسيم سود اثر ميگذارد:

۱-سود انباشته به عنوان يک منبع تامين مالی
۲-ترکيب ساختار سرمايه
۳ -نياز سهامداران
۴ -محدوديتهای قانونی

اما مساله اصلي، ريشه يابي دلايل اتخاذ يك سياست تقسيم سود مشخص از سوي شركت ها است. در اين تحقيق ارتباط بين مالکیت نهادی و سیاستهای تقسیم سود شركت های حاضر در بورس اوراق بهادار تهران بررسي مي شود.
طبق تئوری نمايندگي، هدف مالكان حداكثرسازي ثروت است و لذا به منظور دستيابي به اين هدف بر كار نماينده نظارت مي كنند و عملكرد او را مورد ارزيابي قرار مي دهند . در اين صورت، این سؤال مطرح است كه : آيا متفاوت بودن ساختار مالكيت شركت ها بر سیاستهای تقسیم سود تأثير دارد؟ با دستيابي به جواب اين سؤال ميتوان به منظور بهبود عملكرد شركت، اقدامات مناسب تري را به عمل آورد و تصميم گيرندگان و سرمايه گذاران نيز به منظور دستيابي به عملكرد بهينه براي واحدهاي اقتصادي، به تركيب مالكان شركت ها توجه خواهند كرد .بنابراين، بررسي رابطه بين ساختار مالكيت و سیاستهای تقسیم سود شركت براي ارزيابي بهتر و دقيقتر استفاده كنندگان از عملكرد مديران ضروري به نظرمیرسد سرمايه گذاران نهادي با توجه به مالكيت بخش قابل توجهي از سهام شركتها از نفوذ قابل ملاحظه اي در شركتهاي سرمايه پذير برخوردار بوده‌ و مي‌توانند رويه‌ها و سياست هاي‌ آن‌ها را تحت‌تأثير قرار دهند. هدف اصلي تحقيق حاضر تعيين رابطه بين تمرکز مالكيت در ساختار شركتهاي حاضر در بورس اوراق بهادار تهران و سياست تقسيم سود آنها است‌. سياست های متداول تقسيم سود در اکثر شرکتها يکی از سه روش زير می باشد :

۱- نسبت سود تقسيمی ثابت
۲ – سود ثابت
۳- پرداخت منظم سود ثابت همراه با مبلغ اضافی
که در این تحقیق با استفاده از مدلهای تعدیل کامل و جزئی لینتنر وروند سود فاما و بابیاک مورد بررسی قرار میگیرد.
مطابق با تعريف بوش( ۱۹۹۸ ) سرمايه گذاران نهادي، سرمايه گذاران بزرگ نظير بانك ها، شركت هاي بيمه، شركتهاي سرمايه گذاري و… هستند. مالكان نهادي با توجه به مالكيت بخش قابل توجهي ازسهام شركت ها از نفوذ قابل ملاحظه اي در شركت هاي سرمايه پذير برخوردار بوده و داراي توان بالقوه تأثيرگذاري بر فعاليت ها و سياست هاي اتخاذ شده توسط مديران مي باشند. يكي از اين خطي مشي ها و سياست ها مربوط به توزيع سود سهام توسط شركت است. بنابراين انتظار مي رود بين سطح مالكيت نهادي و ميزان سهام مدیریتی شرکت با سياست تقسيم سود شركتها رابطه منطقي وجود د

 

اشته باشد.
در خصوص چند و چون تاثير سرمايه گذاران نهادي بر سياست تقسيم سود شركت ها ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد، ليكن دو ديدگاه غالب در اين زمينه به شرح زير مي باشد:
بر اساس تئوري نمايندگي، سهامداران نهادي، شركت ها را براي پرداخت سود سهام بيشتر تحت فشار قرار مي دهند (زخاسر و پوند ، ۱۹۹۰) آن ها پرداخت سود سهام را به نگهداري نقد ترجيح مي دهند

زيرا افراد دروني سازمان ممكن است اين وجه نقد آزاد را به هدر دهند (جنسن ، ;۱۹۸۶،ايستربوك ،۱۹۸۴ (به عبارت ديگر سهامداران، براي مقابله با هدر رفتن وجوه مازاد و كاهش هزينه هاي نمايندگي، مديريت را وادار به توزيع بيشتر سود سهام مي نمايند. درنتيجه طبق اين تئوري، با افزايش مالكيت نهادي، تقاضا براي توزيع سود سهام بيشتر مي شود.
در مقابل، تئوري علامت دهي )پيام رساني( بيان مي دارد كه اعلام سود سهام براي بازار حاوي اطلاعاتي جديدي است و مديران مي توانند از سود سهام براي علامت دادن و رساندن اخبار خوب به سهامداران استفاده كنند(اهروني و سواري ، ۱۹۸۰ (بر اين اساس، حضور سهامداران بزرگ ممكن است سبب كاهش استفاده از سود سهام به عنوان علامتي براي عملكرد خوب شركت شود زيرا خود اين سهامداران علامتي معتبر)و حتي معتبرتر از سود سهام( هستند)زخاسر و پوند ، ۱۹۹۰ ) . تحت اين ديدگاه مالكيت نهادي و سود سهام پرداختي ارتباط منفي دارند و با افزايش مالكين نهادي و تمركز آن ها، توزيع سود سهام كاهش مي يابد.

۴-۱-اهمیت تحقیق
اين تحقيق درصدد است تا اثر نوع مالكيت سهام را بر سياست تقسيم سود شركت هاي حاضر در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسي قرار دهد . از اين رو نتايج حاصل از آن مي تواند براي تصميم گيرندگان، سرمايه گذاران، تحليل گران مالي و مديران شركت ها راه گشا باشد . همچنين نتايج اين تحقيق مي تواند به مسئولين بازار سهام در شناسايي يك متغير مهم حاكميت شركتي كمك نمايد.

 

۵-۱- اهداف تحقيق
۱- بررسي رابطه بين مالكيت نهادي و سياستهاي تقسيم سود در بورس اوراق بهادار تهران هدف اصلي اين تحقيق است.
۲- ايجاد آگاهي در سرمايه گذاران و تحليل گران مالي در ارتباط با عامل تركيب سهامداران شركت ها در جهت اتخاذ بهتر تصميم گيري و انجام پيش بيني هاي مناسب تر.
۳- ايجاد آگاهي در مديران در ارتباط با تركيب سهامداران در جهت پرهيز از اتخاذ نامناسب سياست سود سهام بدون توجه به انتظارات سرمايه گذاران.
۴- ايجاد آگاهي در موسسات مالي در ارتباط با تركيب سهامداران براي اعمال محدوديت هاي قراردادي مناسب تر.

۶-۱-فرضيه هاي تحقيق
با توجه به مباني نظري مطروحه فرضيات به شرح زير طراحي ميگردند.
فرضیه اصلی اول : بین سیاستهای تقسیم سود شرکتها و درصد سهامداران نهادی رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه فرعی اول: بین سیاست تقسیم سود پرداخت سود ثابت شرکتها و درصد سهامداران نهادی رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه فرعی دوم : بین سیاست تقسیم سود پرداخت درصدی از سود اعلام شده شرکتها و درصد سهامداران نهادی رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه فرعی سوم : بین سیاست تقسیم سود پرداخت روند افزایشی مشخص و ثابتی در سود گزارش شده هر سهم شرکتها و درصد سهامداران نهادی رابطه معنی داری وجود دارد.

فرضیه اصلی دوم : بین سیاستهای تقسیم سود شرکتها و میزان سهام مدیریتی شرکتها رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه فرعی چهارم : بین سیاست تقسیم سود پرداخت سود ثابت شرکتها و میزان سهام مدیریتی شرکتها رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه فرغی پنجم : بین سیاست تقسیم سود پرداخت درصدی از سود اعلام شده شرکتها و میزان سهام مدیریتی شرکتها رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه فرعی ششم : بین سیاست تقسیم سود پرداخت روند افزایشی مشخص و ثابتی در سود گزارش شده هر سهم شرکتها و میزان سهام مدیریتی شرکتها رابطه معنی داری وجود دارد.

۷-۱- قلمرو تحقیق
شامل قلمرو موضوعی، قلمرو مکانی و قلمرو زمانی تحقیق می‌شود.
قلمرو موضوعی تحقیق در حیطه‌ی دانش مدیریت مالی است.
-قلمرو مکانی این تحقیق شامل کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد.
قلمرو زمانی، اطلاعات مربوط به شرکت‌های موردنظر مابین سال‌های ۱۳۸۴ الی ۱۳۸۸ مورد بررسی قرار می‌گیرد.

۸-۱- واژه های کلیدی تحقیق
سود هر سهم :(EPS) سودي كه شركت در يك دوره مشخص به ازاي يك سهم عادي به‌دست می‌آورد را معين مي‌سازد(هندریکسون ، ۱۹۹۳ص ۲۵۵).
سود نقدي هر سهم :(DPS) اين نسبت نشان دهنده مبلغ سودي است كه شركت بابت هر سهم پرداخت مي‌كند)همان منبع ،۲۶۶).
سهام داران نهادي : موسسه هایی هستند که به خرید و فروش حجم بالایی از اوراق بهادار

می پردازند مطابق با ادبیات موجود بانکها، شرکتهای بيمه، شرکتهاي سرمايه گذاري وصندوقهای بازنشستگی قلمداد می شوند. سرمایه گذاران نهادی با استفاده از حق رای در تصمیم گیریها و ساختار هیات مدیره شرکت نفوذ کرده و لذا می توانند یکی از منابع نظارت بر عملکرد مدیریت شرکت باشند.
سیاست تقسيم سود: خط ‌مشي تقسيم سود، نحوه و ميزان تقسيم سود را تعيين مي‌كند. در واقع اگر تصميم گرفته شود كه سود میان سهام‌داران توزيع شود، پاسخ به سوالات اساسي زير بر اساس خط‌مشي تقسيم سود مشخص مي‌شود( خادم موخر، ۱۳۸۰، ۱۴۴).:
چه در صدي از سود توزيع مي‌شود؟

توزيع سود به صورت پرداخت سود سهام نقدي باشد یا از روش‌هاي جايگزين استفاده شود؟
تا چه حد توزيع سود پايدار باشد؟
سهام مدیریتی: به سهامی اطلاق می گردد که در اختیار هیات مدیره بوده و صاحبان این سهام خط مشی ها و سیاستهای راهبردی شرکت را تعیین میکنند(همان منبع ،۱۴۵).

فصل دوم
مروری بر ادبيات تحقيق

۱-۲ -مقدمه
یکی از وظایف عمده مدیران، تصمیم‌گیری است. از تصمیمات عمده ای که توسط آنان اتخاذ می‌شود می‌توان به تصمیمات سرمایه‌گذاری، تصمیمات تامین مالی و تصمیمات توزیع سود اشاره نمود. در این فرآیند تصمیم‌گیری سود، باید مشخص شود چه مقدار از سود بین سهام‌داران توزیع گردد.
شركت‌ها در تصميمات تقسيم سود داراي دو نقطه نظر هستند:

توزيع سود بين سهام‌داران: در اين صورت سود سهام نقدي اعلام و بين سهام‌داران توزيع مي‌شود.
تأمين مالي سرمایه‌گذاری‌هاي بلندمدت: سود انباشته يكي از منابع تأمين مالي بلندمدت شركت‌ها است. در اين صورت سودي كه بين سهام‌داران توزيع مي‌شود كم مي‌باشد.
تصميم‌گيري در مورد پرداخت سود به سهام‌داران عادي شركت در كشور ايران بر عهده مجمع عمومي عادي است. طبق ماده ۲۴۰ قانون تجارت» :مجمع عمومي پس از تصويب حساب‌هاي سال مالي و احراز اين‌كه سود قابل تقسيم وجود دارد مبلغي از آن را كه بايد بين صاحبان سهام تقسيم شود تعيين خواهد نمود.«…
در خصوص تقسیم سود تئوري‌ها و ديدگاه‌هاي زیادي مطرح شده است. براي مديران نيز اين مسئله از اهميت زیادي برخوردار است. از همين‌رو بخشي از توان و توجه مديران شرکت‌ها معطوف به مقوله‌اي است که از آن با عنوان «خط‌مشي تقسیم سود» یاد مي‌شود. مي‌توان گفت تغيير خط‌مشي تقسیم سود شرکت به سهام‌داران و سرمايه‌گذاران پیام مي‌دهد که وضعیت مالي شرکت چگونه است.

در کشورهایی که چه از نظر مباحث قانونی یا حاکمیت شرکتی حمایت کمتری از سرمایه‌گذاران به عمل می‌آید، آن‌ها اطمینان کمتری نسبت به دریافت بازده سرمایه‌گذاری (سود) خود دارند و اهمیت سیاست‌های تقسیم سود بیشتر است.با توجه به انبوه تحقیقاتی که در زمینه سیاست‌های تقسیم سود در بازارهای سرمایه انجام شده است. هنوز از آن به عنوان یک معما در امور مالی یاد می‌کنند، زیرا ریشه یابی کردن این‌که چرا مدیران شرکت‌ها اقدام به توزیع سود می‌کنند، کار دشواری است.
در این فصل ابتدا به مباحث تئوریکی سود و سیاست‌های تقسیم سود و حاکمیت شرکتی اشاره می‌شود و سپس از دیدگاه صاحب نظران مختلف سیاست‌های تقسیم سود و مقدار سود تقسیمی و اصول راهبری شرکتی مورد بررسی قرار می‌گیرد. با توجه به پیشینه تحقیق مطالبی بطور خلاصه در مورد سود تقسیمی و مالکیت نهادی ذکر شده و سپس نتایج تحقیقات داخلی و خارجی در این زمینه ارائه می‌شود.

 

۲-۲-سود
در ابتدای پیدایش انسان منفعت گرایی در ذات او بوده است . با پیدایش علم اقتصاد و در کنار آن حسابداری ، مفهوم منفعت گرایی جای خود را پیدا کرد بطوریکه حسابداری دو طرفه با نظریه مالکیت شروع شد . و بعدها تفکیک شخصیت مطرح شد. در این تئوری ، شخصیت واحد تجاری، جدای از شخصیت صاحبان آن بوده و هدف موسسه ایجاد سود حسابداری برای سهامداران و اعتبار دهندگان بوده و به دنبال آن تئوریهای واحد تجاری ، حقوق باقیمانده و وجوه به وجود آمدند که هر کدام مفهوم جدیدتری از اطلاعات حسابداری و، بخصوص سود را ارائه میدهند . در تئوری وجود سود حسابداری معنی و مفهومی ندارد . در تئوری واحد تجاری ، واحد تجاری یک بنگاه اقتصادی به حساب می آید که برای عموم منافع ایجاد می کند و منافع آن سود حسابداری نیست بلکه ارزش افزوده است . امروزه اقتصاد دانان می گویند که سود تنها انگیزه تاسیس موسسات نیست بلکه معتقدند موسسات با اهداف رفاهی ،

اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی هم ممکن است ایجاد شوند . البته در کنار نظریه اقتصاددانان این واقعیت نیز وجود دارد که اکثر واحد های تجاری برای سودآوری تاسیس می شوند . در تئوری حسابداری ، سود ، حاصل عملیات موسسه در طی یک دوره مالی می باشد که بر اساس اصول ، استانداردها و مفاهیم حسابداری مورد محاسبه قرار می گیرد . سود حسابداری موسسه می تواند بین سهامداران تقسیم شود و یا برای سرمایه گذاریهای آتی در موسسه نگهداری شده و تقسیم نگردد . تعیین میزان سود قابل تقسیم بستگی به مبالغ سود(زیان) انباشته شرکت از سالهای قبل ، میزان اندوخته قانونی و سایر اندوخته ها نظیر اندوخته احتیاطی دارد.

بطور کلی سه دسته به اموال و سود شرکت علاقمند هستند : ۱- اعتبار دهندگان: نسبت به اصل و بهره وام
۲- سهامداران : نسبت به ارزش ویژه و سود سالیانه
۳- دولت: نسبت به مالیات
از این رو مدیران شرکتها بایستی در جهت حداکثر کردن ارزش شرکت ، سود حاصل از عملیت موسسه را به سه گروه بالا اختصاص دهند.

۱-۲-۲مفهوم سود در گزارشگری مالی

اگرچه مفهوم تعهدی سود بعنوان یک معیار اندازه گیری بنیادی با انتقادهایی مواجه است . اما از دیدگاه اطلاعاتی ، این مفهوم نتیجه فعالیت حسابداری می باشد. بر مبنای مفروضات بازار کارای سرمایه ، تحقیقات تجربی موید این مطلب هستند که سود حسابداری دارای محتوای اطلاعاتی می باشد البته حسابداران حرفه ای چه برای اندازه گیری سود چه برای شناسایی اطلاعات انعکاس یافته در محاسبه سود حسابداری ، همچنان بر نقش اندازه گیری سود تاکید ورزیده و تحلیل گران مالی نیز خواهان اندازه گیری و انتشار ان می باشند . در بیانیه ۱ هیات استانداردهای حسابداری مالی امده است که « کانون توجه گزارشگری مالی ، اطلاعات مربوط به واحد انتفاعی است که توسط معیارهای سود و اجرای تشکیل دهنده آن تامین می شود.» (هندریکسون ، ۱۹۹۳ص ۲۵۵)

در مورد اندازه گیری سود نظریه و مکاتب گوناگونی وجود دارد . از نظر بلکویی (۱۹۸۵) مکاتب فکری پیرامون اندازه گیری سود بدین شرح می باشد:
مکاتب کلاسیکها: مشخصه این مکتب پذیرش اندازه گیری پول و اصل بهای تمام شده تاریخی می باشد، منظور کلاسیکها از سود ، سود حسابداری بر مبنای بهای تمام شده است.
مکتب نئوکلاسیکها: مهمترین ویژگی این مکتب پذیرش واحد اندازه گیری پول تعدیل شده بر اساس سطح عمومی قیمتها می باشد. منظور نئوکلاسیکها از سود حسابداری «سود حسابداری تعدیل شده بر مبنای سطح عمومی قیمتها » می باشد.

مکتب رادیکالها: استفاده از ارزش جاری مشخصه این گروه می باشد . البته این مکتب خود به دو شاخه تقسیم می شود که در گروه اول این مکتب که «حسابداری بر مبنای ارزش جاری» خوانده می شود صورتهای مالی بر اساس سطح عمومی قیمتها تعدیل نشده و بر اساس ارزشهای جاری تهیه می شوند. منظور این گروه از سود حسابداری «سود جاری» می باشد.

و در گروه دوم این مکتب صورتهای مالی بر اساس ارزش جاری تعدیل شده بر اساس سطح عمومی قیمتها تهیه می شود و عموماً «حسابداری بر مبنای ارزش جاری تعدیل شده بر اساس سطح عمومی قیمتها»نامیده می شود. منظور این گروه از سود حسابداری «سود تعدیل شده» می باشد. چون سود یکی از اقلام اساسی و مهم صورتهای مالی است لذا در زمینه های گوناگون ، استفاده های متعددی دارد ، بعنوان مثال سود می تواند مبنایی برای محاسبه مالیات ، تعیین سیاست تقسیم سود ،راهنمایی برای سرمایه گذاریها و تصمیم گیریها ، معیار کارایی مدیریت و همچنین عاملی برای پیش بینی سودها و رویدادهای اقتصادی آتی باشد.

در این تحقیق منظور از سود حسابداری ، همان سود مورد نظر کلاسیکها می باشد که به عنوان تفاوت بین درآمدهای تحقق یافته ناشی از معاملات طی دوره و هزینه های تاریخی مربوط به آن درامدها ، حاصل می گردد. تعریف سود بر اساس مکتب کلاسیکها دارای ویژگیخهای زیر می باشد:
الف) سود حسابداری بر اساس معاملات واقعی اندازه گیری و گزارش می شود.

ب) این سود بر اساس فرض دوره مالی بوده و عملکرد مالی شرکت را در طول یک دوره معین نشان می دهد.
ج) سود حسابداری بر اساس اصل تحقق درامد می باشد.

د) سود حسابداری با اصل بهای تمام شده تاریخی ارتباط دائمی دارد.
ه) سود حسابداری بر اساس تطابق هزینه ها و درامد، شناسایی ، اندازه گیری و گزارش می شود.

۲-۲-۲-مفاهیم سود در سطوح مختلف تئوری
مفاهیم مختلفی از سود در حسابداری مطرح شده است این مفاهیم در سه سطح تئوری ساختاری وتفسیری و رفتاری و مطرح شده اند.
حال به توضیح مفهوم سود در هر یک از سطوح مذکور می پردازیم:

۱-۲-۲-۲-مفهوم سود در سطح تئوری ساختاری
در این سطح ، سود با استفاده از قواعد و روشهای خاص اندازه گیری می شود و ممکن است رابطه ای با سود واقعی نیز داشته باشد. در تئوری ساختاری برای محاسبه سود دو روش وجود دارد:
الف) روش معاملات: این روش که در بین حسابداران خیلی معمول می باشد ، فقط ثبت و تغییرات در ارزش داراییها و بدهیها را بعنوان نتایج معاملات در نظر میگیرند. مفهوم معاملات در این تعریف شامل معامللات داخلی و خارجی می شود. معاملات داخلی ناشی از بکارگیری و یا تبدیل داراییها درداخل شرکت است ولی معاملات خارجی از داد و ستد با اشخاص خارج از شرکت و انتقال داراییها وبدهیها از انها و یا به آنها ناشی می شود.
مزایای روش معاملات این است که سود را می توان برحسب نوع استفاده طبقه بندی کرد و سود حاصل از منابع مختلف را می توان به تفکیک نشان داد .
یکی از ایرادات وارده بر این روش عدم تطابق هزینه با درآمد می باشد. یعنی نمی توان مشخص کرد که کدام هزینه کدام درآمد را ایجاد کرده است. به همین دلیل حسابداران متوسل به دوره مالی می شوند.

ب) روش فعالیتها: این روش مانند روش معاملات است با این تفاوت که به جای معاملات ، اثر هر فعالیت را بر داراییها و بدهیها اندازه گیری می کند. ولی چون اثر بسیاری از این فعالیتها بر بدهیها و داراییها در حال حاضر قابل اندازی گیری نیست ، این روش تنها از نظر تئوری مطرح بوده و در عمل مطرح نشده است.

۲-۲-۲-۲-مفهوم سود در سطح تئوری تفسیری
حسابدارن برای تعیین مفهوم سود حسابداری ، از دو مفهوم اقتصادی رفاه و حداکثر کردن منافع تحت شرایط خاص ساختار بازار ، تقاضای محصول و هزینه های تولید استفاده می کند.
در این سطح از تئوری تعریف سود که از لحاظ جامعیت مورد پذیرش اقتصاددانان و حسابداران قرار گرفته است عبارت است از « سود مبلغی است که یک شخص طی یک دوره می تواند مصرف کند و در پایان دوره ، وضعیتش طوری باشد که در اول دوره بوده است». بنابراین در این سطح از تئوری ، سرمایه جمع ثروت در یک تاریخ معین بوده و سود گردش و خدمات سرمایه در ان دوره می باشد.برای اندازه گیری سود با استفاده از تعریف فوق ، بایستی ثروت در اول و آخر دوره را اندازه گیری کرده و تفاوت آنها را به عنوان سود تلقی کرد ولی بزرگترین مشکل اندازه گیری این سود ، اندازه گیری سرمایه (خالص داراییها) در اول و آخر دوره می باشد .

 

۳-۲-۲-۲-مفهوم سود در سطح تئوری رفتاری
مفاهیم رفتاری سود با فرایند تصمیم گیری سرمایه گذاران واعتباردهندگان ، عکس العمل قیمت اوراق بهادار در بازارهای سازمان یافته ، تصمیمات مدیریت در زمینه مصارف سرمایه ای ، عکس العملهای مدیریت ، حسابداران و گزارشگری سود ارتباط پیدا می کند. بعبارت دیگر در این سطح تئوری رفتار انتشار دهنده اطلاعات ، بر گیرنده اطلاعات تاثیر می گذارد ، در این سطح از تئوری برای سود مفاهیم زیر بیان شده است:

الف) سود بعنوان معیاری برای جهت پیش بینی ارزش بازار و یا وجوه نقد آتی: در این مورد بیانیه شماره یک FASBمی گوید که سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان نسبت به پیش بینی های شرکت در مورد جریانات نقدی خالص ذی علاقه هستند ، آنان غالباً از سود برای ارزیابی قدرت سودآوری ، پیش بینی سودهای آتی یا تعیین ریسک سرمایه گذاری و یا اعطای وام به شرکت استفاده می کنند. در نتیجه بین سود گزارش شده و جریانات نقدی از جمله سود نقدی توزیع شده ، ارتباطی در نظر گرفته می شود. ارزش جاری یک شرکت و ارزش هر سهم آن ، به جریان سود سهام آتی مورد نظر که بین سهامداران توزیع خواهد شد بستگی دارد. بر پایه این انتظارات ، سهامدار فعلی شرکت می تواند نسبت به فروش یا نگهداری سهام خود تصمیم گیری نماید وسرمایه گذار بالقوه نیز می تواند در مورد خرید سهام شرکت م یا سرمایه گذاری در سهامی دیگر تصمیم گیری نماید.
دارندگان اوراق مشارکت واعتباردهندگان کوتاه مدت نیز در مورد سود آتی ذی علاقه هستند. پیش بینی برای شرکت ، موجب افزایش اطمینان آنان در خصوص دریافت سود سالانه و همچنین بازپرداخت اصل وام در سررسید می شود.
ب) سود بعنوان معیاری برای تصمیم گیری مدیریت:
اگرچه صورتهای مالی اساسی بدواً برای استفاده کنندگان خارج از شرکت تهیه می شود ولی حسابداران باید اطلاعات مورد نیاز مدیریت را جهت کنترل و اتخاذ تصمیم مناسب فراهم کنند. همانند سرمایه گذاری که به جریانات سود سهام اتی شرکت علاقمند است ، مدیران نیز به آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد علاقه دارند . یک تئوری وجود دارد که بیان می کند مدیریت همواره با استفاده از روشهای حسابداری اقدام به هموارسازی سود می کند و از این طریق استفاده کنندگان گمراه می شوند . بنابراین مادامی که مدیریت از سود به عنوان مبنایی برای اهداف تصمیم گیری و کنترل استفاده می نماید مسئله و مشکلی بوجود نخواهد آمد ولی نباید سود مبنایی برای تصمیمات مدیریت در جهت گمراه کردن استفاده کنندگان ، سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان مورد استفاده قرار گیرد.
ج) رویکرد بازار سرمایه
سود گزارش شده هر سهم و سود پیش بینی شده هر سهم تاثیر مستقیمی بر قیمت بازار سهام دارد و از جمله اطلاعات مورد درخواست سرمایه گذاران نیز می باشد. در این رویکرد آثار بالقوه ارقام سود بر بورس اوراق بهادار بطور کلی مورد بررسی قرار می گیرد
د) رویکرد قراردادی
سود حسابداری مبنای بسیاری از ارتباطات قانونی و قراردادی جامعه قرار گرفته است . از این دیدگاه سود حسابداری آثار رفتاری مشخصی را در بر دارد اگر چه ممکن است از لحاظ مبانی قابل تفسیر نباشد (بعنوان مثال حفظ نمودن نسبتی از بدهی به منظور اخذ وام).

۳-۲-۲-اهداف گزارشگری سود
شرکتها بایستی در پایان هر دوره فعالیت ، صورتهای مالی اساسی را تهیه نمایند. یکی از این صورتهای مالی ، صورت سود و زیان است که آخرین رقم آن سود واحد تجاری می باشد. با توجه به اهمیت و کاربردهای مختلف سود ، اهداف گزارشگری سود شامل موارد زیر می باشد:
۱- سود بعنوان مبنایی برای محاسبه مالیات و توزیع مجدد ثروت بین افراد می باشد.
۲- سود بعنوان راهنمایی است که بر اساس آن سیاستهای مربوط به سود تقسیمی و نگهداری سود تدوین می شود . سود را بعنوان شاخصی از بیشترین مبلغی می دانند که می تواند به صورت سود تقسیمی توزیع و یا در شرکت سرمایه گذاری مجدد شود.

۳- سود بعنوان معیاری برای سرمایه گذاری و تصمیم گیی مورد توجه قرار می گیرد . معمولاً چنین فرض می شود که سرمایه گذاران می کوشند با توجه به درجه قابل قبولی از ریسک ، بازده مبلغی را که سرمایه گذاری میکنن به حداکثر رسانند.

۴- سود بعنوان یک ابزار یا وسیله پیش بینی کننده به حساب می آید که افراد را در امر پیش بینی سودها و رویدادهای اقتصادی آتی یاری می دهد. سود شامل نتایج« عملیاتی یا سود عادی» و نتایج «غیر عملیاتی یا سود و زیان غیر عملیاتی ناشی از رویدادهای غیر مترقبه» می باشد که مجموع آنها برابر است با سود خالص. فرض بر این است که سود عملیاتی امری جاری و مستمر است ولی سود و زیان غیر عملیاتی ناشی از رویدادهای غیر مترقبه چنین نیست. نتیجه تحقیقها نشان داده که برای پیش بینی سود آینده ، سود عملیاتی نسبت به سود خالص برتری دارد.

۵- سود بعنوان معیاری از کارایی مورد استفاده قرار می گیرد. سود معیاری است که از مباشرت مدیریت بر منافع شرکت و کارایی در به انجام رساندن امور شرکت ، بطوریکه هیات استانداردهای حسابداری مالی این موضوع را بدین صورت ارائه کرده است: یکی از اهداف صورتهای مالی اینست که اطلاعات مفیدی را در مورد قضاوت در مورد تواناییهای شرکت از نظر استفاده بهینه یا اثر بخش از منابع شرکت و جهت دادن به عملکرد در راستای دستیابی به اهداف اولیه شرکت ارائه نماید، که بتوان با گذشت زمان بالاترین مقدار نقد را به مالکان بازگرداند.

۳-۲-سیاستهای تقسیم سود
سود از جمله مفاهیم با اهمیت حسابداری و مالی است که موجب با اهمیت شدن سیاست تقسیم سود در مدیریت مالی می گردد. تقسیم سود، از جمله استراتژیهای کوتاه مدت و بلند مدت شرکتها است که آثار آن در هر سال مالی در مجامع عمومی شرکت آشکار می گردد، و بر پایه آن عملکرد شرکت ارزیابی می گردد.
سیاست تقسیم سود ، خط مشی است که بر پایه ان میزان سود تقسیمی ، میزان سود انباشته ،پاداش هیات مدیره، نحوه تامین مالی و دیگر موضوعات مرتبط با آن مدون و مکتوب به مجمع عمومی سهامداران ارائه می گردد.

سیاست تقسیم سود ، از خط مشی های با اهمیت و از جمله مهمترین تصمیمات مالی شرکتها تلقی می گردد که با توجه به نظریه های مربوطه تدوین شده و عوامل موثر بر آن شناسایی می شود.
موضوع سیاستهای تقسیم سود همواره بعنوان یکی از مباحث بحث بر انگیز علم مالیه مطرح بوده ، بطوریکه علاقه اقتصاددانان قرن حاضر و بیش از پنج دهه اخیر را به خود معطوف کرده است و موضوع الگوهای نظری جامع و بررسیهای تجربی بوده است.( گئورگ ،۲۰۰۲ ،۱۵۵ )
تقسیم سود از دوجنبه بسیار مهم قابل بحث است : از یک نظر، تقسیم سود عاملی اثرگذار بر سرم

ایه گذاریهای پیش روی شرکتهاست، هر قدر سود بیشتری تقسیم گردد ، منابع داخلی شرکت برای اجرای پروژه های سرمایه گذاری کمتر خواهد بود و نیاز به منابع مالی خارج از شرکت بیشتر می شود که این عامل می تواند بر قیمت سهام شرکتها در آینده تاثیر داشته باشد. از طرفی دیگر بسیاری از سهامداران شرکت خواهان تقسیم سود نقدی هستند. از این رو مدیران(با هدف حداکثر کردن ثروت سهامداران) همواره باید بین علایق مختلف سهامداران تعادلی برقرار نماید. تا هم فرصتهای مناسب سرمایه گذاری را از دست نداده باشد و همم سود نقدی مورد نیاز برخی از سهامداران را بپردازند.
بنابراین تصمیمات تقسیم سود که از سوی مدیران شرکتها اتخاد می گردد بسیار حساس م بااهمیت است. (مهرانی و تالانه , ۱۳۷۷)