گوساله

مقدمه
گوساله هايي كه به آنها آغوز حاوي پادتن ضد ويروس لوكوز خورانده شده ممكن است به همان ميزان گوساله هايي كه به آنها آغوز فاقد چنين پادتن خورانده شده در معرفي خطر فونت قرار داشته باشند. احتمالاً، در اكثر موارد كمتر از ۱۰% از گوساله هايي كه از شير آلوده تغذيه مي كنند، در شرايط گاوداري ممكن است به ويروس لوكوز آلوده شوند.

شيري كه حاوي مقدار بيشتري از لنفوسيت هاي آلوده مي باشد (كه در گاوهاي دچار لنفوسيتوز پايدار يا لنفوساركوم ممكن است يافت شود) بايد پر خطرترين شير از اين لحاظ محصوب گردد.
در شير ترش شده اي كه PH آن به كمتر از ۴/۴ مي رسد و در دماي يا به مدت ۲۴ ساعت نگعداري شده، ويروس لوكوز گاوي از بين رفته است، بعلاوه، منجمد كردن يا پاستوريزه كردن آغوز و شير باعث از بين رفتن عفونت لوكوز در اين تركيبات مي شود.

بهترين پيشنهاد در رابطه با تغذيه گوساله ها با شير و آغوز آن است كه آغوز حاصل از گاوهاي لوكوز منفي به تمامي گوساله ها خورانده شده و پس از آن از مواد جايگزين كننده شير تا زمان از شير گرفتن گوساله، استفاده شود.

۱-۴-۸- انتقال بين گونه اي:
گاو تنها گونه اي است كه به صورت طبيعي آلوده مي گردد، اگرچه گوسفند و بز مي توانند به طريق تجربي آلوده شوند. عفونت از گوسفندي كه به طريق تجربي آلوده شده به گوسفند ديگر انتقال پيدا نمي كند.

با آنكه، انتقال افقي لنفوساركوم كه به صورت طبيعي در گوسفند توسط ويروسي كه از لحاظ ژنتيكي به ويروس لوكوز گاوي شباهت دارد رخ داده، جنين فرض مي شود كه گسترش افقي ويروس لوكوز گاوي از گاو به گوسفند رخ نخواهد داد، انتقال تجربي عفونت از گاو به گوسفند به سهولت انجام گرفته كه از اين جهت، اين كار به عنوان تكنيك ارجح، جهت آزمايش وجود ويروي بكار مي رود.

۱-۵-منبع عفونت:
در گاو منبع عفونت با ويروس به صورت دائمي مي باشد، درمان خود به خودي تا كنون مشاهده نشده و ويروس در بين جمعيت گاوها حفظ شده است. ويروس در مرجله پنهان بدون تكثير كردن در داخل لنفوسيت ها قرار دارد كه سبب جلوگيري از مهار عفونت توسط پادتن ها مي شود، و تكثير ويروس براي بقاء و انتقال آن ضروري نيست. ويروس همچنين قادر به تغيير آنتي ژنتيكي دوره اي و پيشدستي كردن بر سيستم كنترل پادتن مي باشد، بنابراين حيوان آلوده براي مدت طولاني به عنوان منبع آلودگي (احتمالاً براي تمام عمر) بدون توجه به حضور همزمان پادتن ها اختصاصي، باقي مي ماند.

سيستم ويروس-ميزبان به مانند ساير رتروويروسها مي باشد، بخصوص شبيه كم خوني عفوني اسب و مدي- ويسناي گوسفند.
در اكثر موارد عفونت در زمانيكه حيوانات در تماس فيزيكي نزديك با يكديگر هستند و بيشتر از ۱۲ ماه سن دارند رخ مي دهد. انتقال عفونت به سهولت از راه تزريق زير جلدي و بين جلدي و تلقيح داخل ناي، صورت پذيرفته اما از راه خوراكي رخ نداده است.

انتقال تجربي عفونت توسط اجزاء توموري، خون آلوده يا كشت بافتي ويروس، مي تواند در گاو، گوسفند و بز با اندك ترديد در شامپانزه صورت پذيرد اما تومورها فقط در سه حيوان نشخوار كننده ذكر شده رخ مي دهد. زيست سنجي گوسفندي جهت تشخيص حضور ويروس در دام آلوده مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.

۱-۶-فاكتورهاي مخاطره اي:
۱-۶-۱-فاكتورهاي مخاطره اي حيوانات:
شيوع آلودگي بر پايه شيوع سرمي با افزايش سن در گاوهاي شيري و گوشتي رابطه دارد. شيوع عفونت در بين گاوهاي شيري كه كمتر از ۱۷ تا۲۴ ماه سن دارند بسيار كمتر از گاوهاي بالغ است و پس از سن ۲۴ ماهگي در زمانيكه تليسه به گاوهاي شيرده مي پيوندد و در تماس نزديك با گاوهاي مسن تر قرار مي گيرد، شديداً افزايش مي يابد. همچنين ميزان انتشار ممكن است با ميزان شيوع در ارتباط باشد:

در زمانيكه براي اولين بار گله هاي با ميزان شيوع ۱۳ تا ۲۲ درصد مورد آزمايش قرار گرفتند، ميزان انتشار كند بود، در حاليكه در يك گله با ميزان شيوع ۴۲ درصد، ميزان انتشار بسيار سريعتر بود.

۱-۶-۲- مقاومت و حساسيت ژنتيكي:
آلودگي با ويروس لوكوز گاوي مترادف با بيماري باليني نمي باشد، اكثر حيواناتي كه دچار عفونت مي شوند، دچار بيماري بدخيم نمي گردند. همينكه آلودگي ايجاد شود، پاسخ متعاقب آن فقط با ايجاد پادتن يا با ايجاد پادتن به همراه لنفوسيتوز پايدار يا با ايجاد پادتن بعلاوه لنفوساركوم با يا بدون ايجاد لنفوسيتوز پايدار، كه توس آرايش ژنتيكي ميزبان تعيين مي شود.

لنفوساركوم، مرحله پاياني عفونت ويروس لوكوز گاوي است كه با تغيير شكل تقسيم سلولي سلولهاي لنفوسيت B همراه است و در ۱% از گاوهاي آلوده به ويروس اوكوز گاوي رخ مي دهد و اين امر تحت كنترل ژنتيكي ميزبان مي باشد.
يك ارتباط پيچيده بين قابليت ژنتيكي، توليد شير، ژنوتيپ BOLA و حساسيت به لنفوسيتوز پايدار وجود دارد. گاوهاي داراي توانايي ژنتيكي بالا در توليد شير و چربي، به ميزان بيشتري به لنفوسيتوز پايدار حساس هستند تا گاوهاي با توانايي ژنتيكي كمتر، اما گاوهاي دچار لنفوسيتوز پايدار مطابق با قابليت هاي ژنتيكي پيش بيني شده براي آنها، شير و چربي توليد نمي كنند.

تلاشهاي نخستين جهت اندازه گيري ميزان خسارتهاي مالي حاصل از عفونت تحت درمانگاهي لوكوز گاوي، بر وجود تفاوت بين ميزان توليد شير در گاوهاي سرم مثبت و سرم منفي، تأكيد كرد اگرچه، گاوهاي سرم مثبت ممكن است در مراحل مختلف بيماير پيچيده باشند. بدون در نظر گرفتن قابليت ژنتيكي حيوان، پادتن ضد ويروس لوكوز گاوي ممكن است در گاوهايي كه بيش از ۳ سال دارند به همراه لنفوسيتوز پايدار و در حيوانات مسن تر از ۶ سال به همراه تومور، حضور داشته باشد. اكنون مي دانيم كه قاليت ژنتيكي با حساسيت نسبت به آلودگي با ويروس لوكوز گاوي و لنفوسيتوز پايدار رابطه دارد و بنابراين نتايج متناقض، شگفت انگيز نمي باشد.

ايدار تقسيم شدند و قابليت ژنتيكي هر حيوان در مورد معيارهاي مختلف توليد شير در نظر گرفته شد، نتايج بسيار واضح تر بود.
در گاو و ساير گونه ها، ژنهاي عمده اي كه كنترل كننده پاسخ ايمني همورال و ايمني سلولي در مقابل آنتي ژنهاي گوناگون مي باشند به منطقه اي از كروموزوم كه بنام كمپلكس عمده سازگار نسجي معروف است، نسبت داده شده، با اين حال، مقاومت و حساسيت نسبت به ويروس، باكتري و بيماري انگلي با گونه هاي غير ذاتي، اغلب به صورت پيچيده بوده كه سن، استرس و وضعيت فيزيولوژيكي بدن، همگي فاكتورهاي مهمي هستند كه در نتيجه حاصل از آلودگي به شمار مي آيند.

مقاومت ژنتيكي نسبت به لنفوسيتوز پايدار ساختاري مشابه با ژن كلاس ۲ مجموعه سازگار نسجي در گاو، بنام BOLA دارد.
تواترهاي فنوتيپ، در دو آلل BOLA-A با مقاومت و حساسيت در ايجاد لنفوسيتوز پايدار رابطه دارد.
طي مطالعه اي پلي مرفيسم اكسون ۲ در ژن DRB3- BOLA توسط روش RFLP-PCR در نمونه خون حاصل از گاو سالم و گاو آلوده به لوكوز نژاد مشكي خافال روس مورد مطالعه قرار گرفت و مشخص شد كه آلل هاي ميانجي مقامت

BOLA-DRB3.2*11,*23,28*)) و حساسيت به لوكوز (DRB3.2*22, 24*,*16*8) در اين نژاد هستند، بر پايه اطلاعاتي كه از نژاد هولشتاين- فريزين در گذشته بدست آمده بود، چنين نتيجه گيري شد كه آلل هاي BOLA-DRB3 بطور كلي، حساس بودن يا مقاوم بودن گاو را نسبت به لوسمي تحت كنترل خود دارند.
همچنين نتايج حاصل از تحقيق ديگري كه در آمريكا صورت گرفته مشخص كرد كه در حالت آزمايشگاهي، DRB3 يا يك ژن نزديك مربوط به آن ممكن است نقش مستقيم در كنترل تعداد سلولهاي آلوده لنفوسيت B داشته باشد.
ارتباط آلل هاي فاكتور عمده سازگار نسجي درجه ۲ با مقاومت در برابر پيشرفت بيماري در گاوي كه به صورت طبيعي به ويروس لوكوز گاوي آلوده شده الگوي ايمونولوژيك واحدي جهت مطالعه مقاومت ميزبان به رتروويروسها در انسان يا ساير حيوانات فراهم مي آورد.
تواتر آلل BOLA-A14 كه با مقاومت نسبت به لنفوسيتوز پايدار رابطه دارد در هر گروه سني، در گاوهاي آلوده فاقد لنفوسيتوز پايدار نسبت به گاوهاي آلاوده دچار لنفوسيتوز پايدار در همان گروه سني بيشتر بوده و از ۳۰% در گاوهاي سه ساله به ۵۲% و ۵۹% در گاوهاي ۷ و ۸ ساله اي كه در گاوداري باقي مانده بودند افزايش يافت. در مقابل، تواتر BOLA-A14 در گاوهاي دچار لنفوسيتوز پايدار از ۷% در سن ۳ تا ۵ سالگي به۰% در گاوهاي مسن تر از ۶ سال كاهش يافت.

رابطه تواتر بين آللBOLA-A و عفونت طولاني مدت ويروس لوكوز گاوي و همچنين رابطه بين عفونت ويروس لوكوز گاوي و ميزان توليد شير، در شرايطي كه ويروس لوكوز گاوي شايع مي باشد بر وجود ارتباط بين آللBOLA-A14 با پتانسيل توليد شير و چربي، اشاره دارد. اين امر نشانگر آن است كه مقاومت ژنتيكي در برابر لنفوسيتوز پايدار با طول عمر حيوانات داخل گله، در جاييكه عفونت لوكوز گاوي شيوع بالايي دارد، در ارتباط است.