مقدمـه :
باورها و ارزشها به فرهنگ كلي و جامعه مفهوم و معني مي بخشد. وقتي مسئله قضاوت و ارزشيابي جامعه مطرح مي شود عملاً با مفهوم مقايسه ميان بهتر و بدتر سر و كار خواهيم داشت . در واقع باورها و ارزشها ي هر جامعه معرف شخصيت و هويت اجتماعي ، فرهنگي افراد و حتي جوامع هستند ، چرا كه خصيصه ” انسان ” داشتن نظامي از باورها ، هنجارها و ارزشهاست. اين نظام باورها است كه مقررات و قوانين جامعه حول آن شكل مي گيرد. به تعبيري نه فقط حيات اجتماعي و سالم انسانها نيازمند داشتن مجموعه اي از باورها و نظام هاي ارزش است ، بلكه تداوم زيست معني دار و با هدف انسانها ” تعالي و كمال‌” جز با برپايي و اقامه نظام ازشي ميسر نيست.

در نظام اجتماعي ايران كه متكي به باورهاي اسلامي است توجه به باورهاي مذهبي افراد جامعه حائز اهميت است.
جامعه بشري همواره جهت حفظ و استمرار و صيانت از ” انسانيت” خويش نيازمند داشتن پروراندن نظام هاي باورهاي مذهبي است. امروز بر همه انسانهاي اهل شعور و منطق اثبات شده كه ارزشها و هنجارهاي ديني است كه همواره انسجام بخش حيات جامعه انسانها است و تنظيم كننده روابط اجتماعي و حدود و شعور مقررات هر جامعه و اجتماع انساني است.

از اين روست كه ” سوروكين” جامعه شناس شهير از نظام باورهاي ديني به عنوان دم مسيحايي ياد مي كند، كه مي تواند آخرين پناهگاه براي بشر باشد.
(گرامي – عبدالرحيم- جامعه شناسي اديان – تبيان – تهران ۷۹ )

در جامعه ايران نيز همچنانكه داده هاي تجربي نشان داده است ، همه اقشار جامعه ، اعم از پير و جوان همچنان به باورهاي مذهبي خود معتقد هستند و عاملي كه از همه بيشتر مي تواند بر اين باورهاي مذهبي تأثير داشته باشد نقش تلويزيون و رسانه ها در اين امر است. در ايران معمولاً اعضاي خانواده با هم به تماشاي تلويزيون مي پردازند و تلويزيون همواره با اين معضل روبرو بوده است كه چگونه مي توان ارزشهاي فرهنگ سنتي را با رسانه هاي مدرن معاصر تركيب كرد تا هم جذابيت آنها محفوظ بماند و هم اثر جاذبه خود را از دست ندهد..

موضوع بحث اين تحقيق بررسي رابطه تماشاي تلويزيون با باورهاي مذهبي مخاطبان است به بررسي ميزان باورهاي مذهبي مخاطبان و تأثير تأتر تلويزيون بر آن مي پردازيم.

بيان مسئله‌ :
طي سالهاي اخير ساختار اجتماعي و اقتصادي كشورهاي اسلامي و از جمله ايران دگرگون و تا حدي مدرن شده است. با وجود اين، مسلمانان هنوز براي محترم داشتن دستورهاي خداوند و آموزه هاي قرآن اهميت زيادي قائل هستند. مسلمانان نشان داده اند كه تا حد زيادي توانسته اند انگيزه هاي ديني خود را در دنياي مدرن حفظ كنند . دنيايي كه مشاهده گسترش روز افزون مطالعات رسانه اي و تأثيريافته هاي آن در عرصه هاي متفاوت زندگي بشر از جمله اعتقادات

و باورها است و اگر نگوئيم كه سرنوشت جوامع انساني و افكار عمومي يكسره در اختيار نگاههاي عظيم خبررساني و اطلاع رساني است ، دست كم بايد بپذيريم كه متوليان رسانه هاي گوناگون توانسته اند تا حد زيادي واقعيات را آنگونه كه همسو با منافع و اهداف آنان است نمايش دهند. امروزه امكان استفاده جهاني از رسانه ها باعث شده است كه مخاطب بنا به دلايل شخصي و اجتماعي به سوي استفاده از رسانه اي خاص گرايش يابد و انگيزه اصلي وي كه دستيابي به رضايت شخصي ناشي از انتخاب رسانه و بهره گيري از آن است ، جايگزين ارتباط يكسويه سابق شود. بر اين اساس ، سليقه و انتخاب مصرف كننده رسانه در تنظيم محتواي پيام ها اثر مي گذارد.

(سعيديان- ايما- نگاهي نو به مفهوم مخاطب – انتشارات سروش – سال بيستم – تهران)
آگاهي از انگيزه ها و انتظارات بينندگان و مخاطبان برنامه ها ، عامل مهمي در موفقيت سياستگذاران و برنامه ريزان تلويزيون در زمينه كسب رضايت مخاطبان است.

بنابراين با توجه به تأثير روزافزون رسانه هاي رقيب در القاي ارزش ها و افكار جديد و تغيير نگرش و رفتارها و باورهاي مذهبي و نيز تحول نيازها و انتظارات مخاطبان و همچنين تعدد و تنوع شبكه هاي تلويزيوني ، برنامه سازي و برنامه ريزي جهت تقويت نگرش ها و باورها و بررسي رابطه تماشاي تلويزيون با باورهاي مذهبي مخاطبان امري است ضروري كه خود مستلزم آگاهي از ارتباط ميان ميزان تماشاي برنامه هاي تلويزيون و نوع برنامه هاي منتخب از سوي مخاطبان با باورهاي مذهبي مخاطبان است.

براين اساس، در پژوهش حاضر به بررسي رابطه ميان باورهاي مذهبي مخاطبان با ميزان ساعات تماشا و نوع برنامه هاي منتخب آنان پرداخته ايم.

اهميت تحقيق :
با گسترش ارتباطات در سطح جهان و نزديك شدن فرهنگ هابه يكديگر ، نوعي همرنگي و همزيستي در نگرش و باورهاي مذهبي و سياسي افراد به چشم مي خورد و اين امر حتي در جامعه اسلامي ما به ويژه در ميان جوانان به نحو چشمگيري ملاحظه مي شود.
امروز تحقيقات انجام گرفته حاكي از تغيير ساخت نگرش و باورهاي مذهبي مخاطبان جامعه و تمايل بيشتر آنان به استفاده از رسانه هاي غيررسمي است كه مستقيماً سنگر مذهب را مورد تهاجم خويش قرار داده اند. در چنين اوضاعي توجه جدي به برنامه هاي صدا و سيما جمهوري اسلامي ايران جهت شناخت سليقه ها و تقويت نگرشها و باورهاي ديني مخاطبان حائز اهميت است.

 

تلويزيون به عنوان وسيله اثر بخش در گسترش اسلام و انتقال فرهنگ ، به خوبي در قانون اساسي مورد تأكيد قرار نگرفته است، از اين رو هر گونه توليد و برنامه سازي تلويزيوني مستلزم رعايت اصول ديني و اخلاقي است. از اين نظر تلويزيون در ايران منحصر به فرد است . زيرا كه اين رسانه از يك سو مي كوشد تا با الزامات تكنولوژيك سازماني و برنامه سازي كنار آيد و از سوي ديگر مسئوليت تطابق برنامه ها و قالب هاي برنامه ريزي را با موازين اخلاقي برعهده گيرد.
(مولانا- حميد- ” چگونه تلويزيون در ايران اسلامي شد” – انتشارات سروش ، سال بيست و دوم – شماره ۱۰۲۶)

 

ضرورت تحقيق :
با هجوم روز افزون رسانه هاي رقيب و شبكه فارسي زبان خارج از كشور و كوشش آنها در القاي ارزش ها و افكار جديد و تغيير نگرشها و رفتارها و باورهاي مذهبي و نيز تحول نيازها و انتظارات مخاطبان ، شناخت سلايق و نوع برنامه مورد انتخابي آنها و همچنين ساعات تماشاي تلويزيون از سوي آنها براي برنامه ريزي در جهت برنامه هاي مطلوب ضرورت اين تحقيق را مشخص مي كند.

اهداف تحقيق :
هدف كمي تحقيق، عبارت است از دستيابي به وجود يا عدم وجود رابطه بين باورها و رفتارهاي ديني بينندگان تلويزيون با كميت تماشاي برنامه ها و نوع برنامه هاي انتخابي و هدف آنان از تماشاي برنامه ها.
اهداف جزئي شامل وجود تفاوت در خصوص متغير مؤلفه باورهاي مذهبي با توجه به متغيرهاي جنس ، سن و تحصيلات و درآمد و … مخاطبان است.
سؤالات تحقيق :
– مفهوم باورهاي مذهبي چيست ؟
– مفهوم برنامه هاي تلويزيوني چيست ؟
– رابطه بين ساعات تماشاي تلويزيون با باورهاي مذهبي مخاطبان چيست‌؟
– رابطه بين نوع برنامه انتخابي با باورهاي مذهبي مخاطبان چيست ؟

– رابطه بين قالب برنامه با باورهاي مذهبي مخاطبان چيست ؟
– وضع موجود نظام باورهاي مذهبي مردم چگونه است ؟

فرضيـات :
– به نظر مي رسد بين ساعات تماشاي برنامه هاي تلويزيون با باورهاي مذهبي مخاطبان رابطه وجود دارد.
– به نظر مي رسد بين باورهاي ديني مخاطبان و نوع برنامه اي كه انتخاب
مي كنند رابطه وجود دارد.
– به نظر مي رسد بين باورهاي ديني مخاطبان و هدف آنان از تماشاي برنامه هاي تلويزيون رابطه وجود دارد.

تعاريف مفهومي :
«مقدمه»
باورها به صورت طيف گسترده اي بنيان رفتار و حركات انساني را تشكيل مي دهند، منظومه باورهاي انسان كه هنوز به صورت كامل شناخته نشده اند توسط ” ميلتون روكيج” مورد بحث و علاقه قرار گرفته و در اين بين ۵ دسته باور مورد شناسايي و تبيين قرار گرفته اند كه از باورهاي عيني و مركزي شروع (نوع A) و تا باورهاي بدون عواقب نوع(E ) ادامه دارد كه بر حسب نوع از بار اهميتي گوناگون برخوردارند، تغيير در باورهاي انسان داراي فرآيند خاصي است كه مشخص مي

شود چه ميزان چالش لازم است كه بتوان هر باور را در يكي از تقسيم بندي هاي باوري دچار تزلزل يا تغيير كرد، ” به طور كمي يك باور (اعتقاد) هر جمله ساده اخباري است كه مي توان از آنچه فرد مي گويد يا انجام مي دهد آن را استنباط كرد و مي توان به راحتي با عبارت ” من اعقاد دارم كه … ” بيان نمود.
بنابراين ، باورها ، تمام اعتقادات و آمادگي هاي ذهني قبلي براي عمل هستند و هر اعتقاد داراي ۳ جزء شناختي ، احساسي و رفتاري است.
باورها و ارزشها به فرهنگ كمي و جامعه مفهوم و معني مي بخشد. در واقع باورها و ارزشهاي هر جامعه معرف شخصيت و هويت اجتماعي- فرهنگي افراد و حتي جوامع هستند. چرا كه خصيصه انسان داشتن نظامي از باورها و ارزشها است.

مفهوم باورهاي مذهبي :

باور ديني اعتقادي است كه فرد يا گروهي در مورد موضوعات ديني دارا هستند به طوريكه اين عقايد بر قضاوت هاي ارزشي يا استدلال و دلايل منطقي متكي است.
(گرامي – عبدالرحيم – جامعه شناسي اديان – تبيان – تهران – ۷۹)

مفهوم برنامه هاي تلويزيون :
تلويزيون يك ابزار مخابراتي براي ارسال و دريافت عكس هاي متحرك و صدا از يك فاصله دور مي باشد. اين لغت به تمام بخش هاي تلويزيون ، برنامه هاي تلويزيون و پخش آن اشاره مي كند.
كلمه تلويزيون يك كلمه دو قسمتي است كه از زبان يوناني و لاتين مي آيد. تل در يوناني به معناي دور در حاليكه ويزيون كه از زبان لاتين ويزيو مي آيد به معناي ديدن يا بينايي مي باشد.
منظور از برنامه هاي تلويزيوني تمامي برنامه هايي است كه توسط گروههاي ديني ، اجتماعي ، فرهنگي ، تفريحي ، ورزشي و … در شبكه هاي مختلف توليد و پخش مي شود.

قالب هاي برنامه اي :
انواع و اقسام برنامه هاي توليد شبكه ها كه در زمينه ها و
قالب هاي ، فيلم و سريال ، جنگ و برنامه هاي شاد خبر ، گزارش و مصاحبه ، موسيقي و تصوير ، دكلمه و پيام هاي كوتاه ، كارتون ، تبليغات و غيره از شبكه هاي مختلف توليد و پخش مي شوند.

انواع برنامه :
انواع برنامه هاي توليدي شبكه ها در زمينه هاي علمي و آموزشي ، خانوادگي ، اجتماعي و فرهنگي ، اخلاقي و فرهنگي ، اخلاقي و مذهبي ، ورزشي ، سياسي ، اقتصادي ، تاريخي ، بهداشت و ايمني ، هنر و ادب ، پليسي و جنايي و غيره كه از نظر نوع با هم متفاوتند.

منابع و مأخذ اين فصل به ترتيب كاربرد :
۱) گرامي – عبدالرحيم – جامعه شناسي اديان – تبيان – ۷۹
۲) سعيديان – ايما – نگاهي نو به مفهوم مخاطب – انتشارات سروش – سال بيستم – تهران
۳) مولانا – حميد ” چگونه تلويزيون در ايران اسلامي شد ” – سروش – سال بيستم و دوم – شماره ۱۰۲۶
۴) گرامي – عبدالرحيم – جامعه شناسي اديان – تبيان – ۷۹

 سوابق نظري موضوع
o مقدمه
o تاريخچه
o مباني نظري
 سوابق تجربي
 فهرست منابع و مأخذ

پيشينه نظري موضوع :
«مقدمه »
يكي از مشخصات برجسته دوران ما مقامي است كه وسايل ارتباط جمعي در زندگي اجتماعي و سياسي و فرهنگي ملل بدست آورده اند. مارشال مك لوهان معتقد است كه اگر دوران فن آوري يك دوران مصنوع فكر و عمل انسان است مي توان گفت كه انسان هر عصر به سهم خود مصنوع فن آوري زمان خود است.
(ساروخاني- باقر “جامعه شناسي ارتباطات “تهران ۷۱ ) انتشارات اطلاعات نقش تلويزيون در شكل دهي رفتارها و باورهاي مردمي به علت جنبه هاي

شنيداري و ديداري و حركتي آن داراي ويژگي هاي خاص است و به دليل همين ويژگي ها و تأثيرات عميقي كه اين رسانه مي تواند به افراد جامعه به خصوص جوانان و نوجوانان داشته باشد ، حساسيت داشتن جامعه به محتواي پيام هاي ارائه شده از طريق اين رسانه ضرورت پيدا مي كند. نتايج تجربيات كه بتازگي انجام شده حاكي از آن است كه تأثير رسانه هاي گروهي و به خصوص تلويزيون بر مردم به منزله مسموميتي شبيه مسموميت مواد مخدر است و يكي از روانشناسان مدعي است كه تلويزيون مانند مواد مخدر پاره اي از اختلاف ها را مي پوشاند و از بروز آنها جلوگيري مي كند .
(شراير- شروان – نيروي پيام – ترجمه سروش حبيبي – تهران ۷۱)

در بحث از آثار وسايل ارتباط جمعي از جمله تلويزيون ، دو ديدگاه افراطي و يك ديدگاه معتدل به چشم مي خورد برخي مانند مك لوهان معتقدند كه وسايل ارتباط جمعي داراي چنان قدرتي هستند كه مي توانند براي نخستين بار نسلي تازه در تاريخ انسان پديد آورند. به نظر وي تلويزيون يك وسيله ارتباطي سرد به شمار مي آيد كه مي تواند موجبات مشاركت انساني را فراهم كند.

تاريخچه باورهاي مذهبي:
دين و باورهاي مذهبي يكي از اساسي ترين و مهمترين نهادهايي است كه جامعه بشري به خود ديده است به طوريكه هيچگاه بشر خارج از اين پديده زيست نكرده و دامن از آن بر نكشيده.
به گفته پلوتارك اگر به صحنه گيتي نظري بيافكنيم، بسياري از محل ، اماكن را خواهيد ديد كه در آنجا نه آباديست نه علم و نه دولت ، اما يكجا كه خدا نباشد و باور مذهبي نمي توان پيدا نمود.

(كوزر – لوئين – جامعه شناسي معرفت : به ترجمه سعيد سبزيان – نامه علوم اجتماعي ۷۳ )
در واقع هيچ فرهنگي در گذشته يافته نمي شود كه دين در آن جايي نداشته باشد و هيچ كس فكر نمي كند كه در آينده نيز فرهنگي غير از اين بتواند به وجود آيد . مطالعه انسان فهم و درك اين نكته را براي ما ممكن مي سازد كه نياز به يك نظام مشترك جهت گيري و باوري و مرجع اعتقاد داراي ريشه عميق در شرايط زيستي انسان است.
(فرم – اريك – روانكاري و دين – به ترجمه آرسن نظريان – انتشارات مرواريد – چاپ اول – ۸۲)
به زعم يونگ ” دين حالتي خاص از روح انسان است كه بر طبق معني اصلي كلمه دين و باور مذهبي به اين عبارت تعريف مي شود ، بعضي از عوامل مؤثر كه بشر عنوان ” قدرت قاهره ” را به آن اطلاق مي كند و آنها را به صورت ارواح ، شياطين ، خدايان، قوانين ، صور مثالي ، كمال مطلوب و غيره تجسم مي كند.
(يونگ – كارل گوستاور – روانشناسي و دين – ترجمه فواد روحاني – انتشارات علمي و فرهنگي چاپ سوم – ۸۲)

استعمال كلمه دين و باور مذهبي ، اعتقاد به ملك معيني را در نظر ندارد . اما هر ملكي در اصل از يك طرف به احساس مستقيم كيفيت قدسي و نوراني متكي است و از طرف ديگر به ايمان يعني وفاداري به اعتقاد و تأثير عوامل قدسي و نوراني و تغييراتي كه در وجدان انسان از آن تأثير حاصل مي شود.
به نظر فرويد منشاء دين و باور مذهبي ناتواني انسان در مقابله با نيروهاي طبيعت در بيرون از خود و نيروهاي غريزي درون خويش است . به نظر او دين در مراحل ابتدايي و اوليه تكامل انسان به وجود آمده يعني زماني كه هنوز بشر از عقل و دانش كافي برخوردار نبوده و قادر به استفاده از خرد خود در مقابله با اين نيروهاي بيروني و دروني نبوده است . در نتيجه به جاي مقابله با‌ آنها و استفاده از خرد از “ضد انفعالات ” و ديگر باورهاي احساسي و عاطفي كمك گرفته و در اين فراگير چيزي را در خود پرورش مي دهد كه فرويد آن را ” توهم ” مي نامد .

بنابراين نتيجه مي گيريم مذهب و باور مذهبي از همان ابتداي تاريخ بشر هميشه همراه و همگام انسان بوده و موجبات اعتلاي رواني و تكامل و آرامش و تعالي انسان شده است.

تاريخچه تلويزيون :
«مقدمه »
تلويزيون يک ابزار مخابراتي براي ارسال و دريافت عکسهاي متحرک و صدا از يک فاصله دور مي باشد . اين لغت به تمام بخشهاي تلويزيون ، برنامه هاي تلويزيون و پخش آنها اشاره مي کند . کلمه تلويزيون يک کلمه دو قسمتي است که از زبان يوناني و لاتين مي آيد . تل در يوناني به معناي دور در حالي که ويزيون که از زبان لاتين ويزيو مي آيد به معناي ديدن يا بينايي مي باشد .
پيشرفت تکنولوژي را مي توانيم به دو قسمت تقسيم کنيم : اول پيشرفت و توسعه وابسته به مسائل مکانيکي و الکترونيکي و ديگري که به الکترونيک وابسته بود . تمام تلويزيونهاي مدرن از قسمت دوم هستند ، ولي اين غير ممکن است که بدون کشفيات و بينش از سيستمهاي مکانيکي بتوانيم سر در بياوريم .
تلويزيون الکترومکانيکي :
پول گوتليپ نيپ کوو به اولين تلويزيون الکترومکانيکي در سال ۱۸۸۴ م امتياز داد . مردم بر اين عقيده اند که او هرگز نتوانست نمونه اصلي را طراحي کند . تا سال ۱۹۰۷ م که نمونه اصلي آن بطور آزمايشي طراحي شد . در سال ۱۹۰۷-۱۹۱۰م ، بوريس روسينگ و دانش آموزش ولاديمير زوريکين يک سيستم تلويزيوني

را نشان داد که از يک جستجوگر آينه اي مکانيکي در نمايشگر و ليوب براون الکترونيکي در دريافت کننده استفاده مي کردند . روسينگ در مدت انقلاب بولشويک ۱۹۱۷ م ناپديد شد ، ولي زوريکين بعداً براي RAC کار مي کرد تا يک تلويزيون الکترونيکي بسازد ، طراحي آن نتيجتا حق انحصاري و امتياز را توسط فيلوتيلورفرنس فورس به او دادند . يک تلويزيون مشابه نيمه مکانيکي براي اولين بار در لندن نشان داده شد ، در فوريه ۱۹۲۴ توسط ژان لوجي بيرد با تصوير فليکس گربه و تصوير متحرک بيرد در۳۰ اکتبر ۱۹۲۵م ، نشان داده شد. سيستم بيرد نتيجتاً توسط شرکت BBC دوباره بازسازي شد .

تلويزيون الکترونيکي :
با وجود اينکه نيپ کوف ، روسينگ ، بيرد خيلي خارق العاده بود . قسمت کمي از تکنولوژي آنها در تلويزيون امروزي کاربرد داشت . در سال ۱۹۳۴ ، تمام سيستمهاي تلويزيوني الکترومکانيکي ديگر خارج از مد شده بود . کمپل سوينتون يک نامه به مجله طبيعت در ۱۸ ژوئن ۱۹۰۸م نوشت که در آن استفاده از اشعه کاتدي در تلويزيون الکتريکي که توسط کارل فرديناند براون اختراع شده بود را شرح داد . او نظريه داد که از پرتو الکترون هم در دوربين و هم در دريافت کننده استفاده شود ، که مي تواند بصورت الکترونيکي بچرخد و تصاوير متحرک توليد کند . او سخنراني در رابطه با موضوعي در سال ۱۹۱۱م داشت و يک نمودار را نشان داد که هيچ کس ، حتي سوينتون ، نتوانست طرح او را بفهمد ، سيستم او هيچ وقت ساخته نشد .

سيستم تمام الکترونيک اولين بار توسط فيلوتيلور فرانس وورس در پائيز سال ۱۹۲۷م نمايش داده شد . فرانس وورس مزرعه مورمون پسري از ايداهو ، او اولين بار در سن ۱۴ سالگي اين سيستم را در نظر داشت . اولين ايده را با معلم شيمي دبيرستانش بحث مي کرد ، کسي که فکر مي کرد که آن بدون دليل کار نمي کند (فرانس وورس بعدا به معلمش ثابت کرد ژاستين تال من که يک کليد بر روي اختراعش قرار داد) او به دنبال ايده خود در آکادمي جوانان بريگهام (جديداٌ دانشگاه جوانان بريگهام) بود .

در سن ۲۱ سالگي ، او يک سيستم کاربر را در لابراتور شخصي اش در سان فرانسيسکو نشان داد . تمام تلويزيونهاي امروزي بطور مستقيم از طراحي او پيروي مي کنند . ولاديمير زوريکين بخاطر اختراع مفيدش ايکونوسکوپ در سال ۱۹۲۳ و اختراع کينسکوپ در سال ۱۹۲۹ بعنوان پدر تلويزيون الکترونيکي شناخته مي شود . طراحي او جزء اولينهايي بود که سيستم تلويزيون را نشان مي داد . کار قبلي او با روسينگ بر روي تلويزيون الکترومکانيکي به او آموخت که چگونه يک سيستم توليد کنند ، ولي ادعاي او و (RCA) که اين اختراع اصلي آنها بود به سه دليل بيهوده به حساب مي آيد :

امتياز ۱۹۲۳ زوريکين يک طرح ناتمام را نشان داد ، ناتوان در کاري که مي خواست انجام دهد (تا سال ۱۹۲۳ طول کشيد تا زوريکين توانست طرح کاري خود را کسب کند .)

درخواست نامه امتياز سال ۱۹۲۳ تا سال ۱۹۳۸ قبول نشد و بطور جدي مورد قبول واقع نشده بود .
دادگاه دريافت که RAC امتياز طرح تلويزيوني که توسط فيلو تيلور فرانس وورس داده شد را نقض کرد . اختلاف در اين بود که آيا اولين بار فرانس وورس بود يا زوريکين که تلويزيون امروزه را اختراع کرد . بعضي از اينها ادعا دارند وقتي که فرانس وورس براي اولين بار مي خواست آن را بسازد ، اين RAC بود که اولين بار به خريد و فروش تلويزيون مي پرداخت و کارمندان RAC بودند که تاريخ اختراع تلويزيون را نوشتند . با اين وجود فرانس وورس جنگ قانوني در برابر اين مسئله را برد ، او هرگز قادر نبود تا سرمايه گذاري تمام و کامل روي اختراعش بکند .

پخش کردن برنامه از تلويزيون :
اولين فاصله زياد پخش تلويزيون عمومي که از واشنگتن DC به نيويورک پخش شد ، در ۷ آوريل ۱۹۲۷ پديدار شد . تصويرهاي پخش شده در مورد مسائل بازرگاني بود . هربرت هوور اولين سرويس مشابه WGY بود ، شنکتدي ، نيويورک در ۱۱ مي ۱۹۲۸ افتتاح شد . اولين نمايش تلويزيون انگليسي مردي با گل در دهانش بود، که در ژوئيه ۱۹۳۰م پخش شد . ايستگاه CBS در نيويورک اولين برنامه هاي منظم خود را در هفت روز هفته در ايالات متحده پخش مي کرد . در ۲۱ ژوئيه ۱۹۳۱م اولين پخش جيمز جي .واکر ، کيت اسميت و جورج گرش وين اولين تلويزيون تمام الکترونيکي در لوس آنجلس شروع به کار کرد .

CA توسط پخش دن لي . تاريخ شروع آنها از ۲۳ دسامبر ۱۹۳۱م در W6XA0 که بعدا KTSL شد . اصولا تجهيزات مکانيکي استفاده شد ، ولي در ژوئن ۱۹۳۶ سرويس ۳۰۰ خطه تمام الکترونيکي راه اندازي شد . در سال ۱۹۳۲ برنامه BBC راه اندازي شد که از سيستم ۳۰ خط استفاده مي کرد ، اين پخشها تا ۱۱ دسامبر ۱۹۳۵ ادامه داشت . در ۲۱ نوامبر ۱۹۳۶ ، BBC شروع به پخش سيستم دو طرفه نمود . شش ماه بعد ، انجمن شهر بيان کرد که تصوير الکترونيکي EMI مارکوني ، برترين تصوير گرفته شده است و آنها را يک نمونه استاندارد انتخاب کردند . اين سرويس به عنوان اولين سرويس تلويزيون عمومي منظم و با محدوديت بالاي جهاني نامگذاري شد .

از وقتي که سرويس تلويزيوني منظم به صورت استاندارد ۱۸۰ خطي در آلمان پخش شده است ، خسارات جنگ جهاني دوم باعث شد تا اختلالاتي در سرويس بوجود آيد . نمايشهاي تلويزيوني فقط از محل الکساندرا ۱۹۴۶ پخش شد . اولين پخش تلويزيوني منظم در کانادا از سال ۱۹۵۲ شروع شد ، دقيقا از وقتي که CBS دو ايستگاه در فضا تاسيس نمود . يکي در مونترال ، کبک در ۶ سپتامبر و ديگري در تورنتو ، اونتاريو در دو روز بعد راه اندازي شد .

اولين پخش زنده تلويزيوني:
اولين پخش زنده تلويزيوني (سراسري) يا قاره اي در سان فرانسيسکو ، کاليفرنيا از کنفرانس عهدنامه صلح ژاپن در ۴ سپتامبر ، ۱۹۹۵ انجام شد . در سال ۱۹۵۸ ، شرکت CBC برنامه تلويزيوني وسيعي را در جهان کامل نموده از سيدني ، نووآ اسکويتا به ويکتوريا ، کلمبياي انگليس . برنامه در تلويزيون پخش شد .

(B) ايستگاههاي تلويزيوني :
در ابتدا پخش خشکي زميني تنها راهي بود که تلويزيون پخش مي شد . زيرا قدرت پخش محدود بود ، نظم دولت بصورت معمولي بود . در آمريکا نمايندگي ارتباطات فدرال از ايستگاه اجازه پخش تبليغات را گرفت . ولي شامل اين بود که تعهد در قبال سرويس برنامه عمومي به عنوان يکي از نيازمنديهاي گرفتن جواز مي باشد . در مقايسه ، پادشاهي متحده يک برنامه مختلفي را انتخاب کرد ، قيمت يا نرخي را براي صاحبان براي جواز تلويزيون وضع مي کند که هر شخصي هر برنامه اي را مي خواهد دريافت کند . براي تاسيس BBC که به عنوان بخشي از مجوز سلطنتي بود سرويس عمومي داشتند .

توليد کابل و ماهواره ها به عنوان وسايل پخش در سال ۱۹۷۰ تاجران را بر اين داشت تا کانال هايي را براي مخاطبان تاسيس کنند ، به عنوان HBO و يا مثل پخش آسمان انگليسي . نتيجتا هر کشوري در جهان حداقل يک کانال تلويزيوني توليد کرده است . تلويزيون در تمام جهان رشد کرده است ، تمام کشورها را قادر مي سازد تا پخشهايي از فرهنگ و جامعه را به ديگران نشان بدهند . در اواخر سال ۱۹۸۰ در تمام خانه ها در ايالات متحده حداقل يک تلويزيون وجود داشت . بر طبق ميانگين آمار ، مردم آمريکا در هر روز ۴ ساعت برنامه تلويزيوني نگاه مي کنند و ۳/۲ مردم آمريکا بيشتر خبرها را از تلويزيون دريافت مي کنند و بقيه تمام اخبار خود را از تلويزيون دريافت مي کنند .

استانداردهاي تلويزيون :
 تلويزيون زميني «خشکي»
 تلويزيون ماهواره اي
 تلويزيون کابلي
 سيستم پخش چند کانالي چند منظوره
 نسبت جنبه يا بعد تلويزيون

تمامي اين سيستمهاي اوليه تلويزيوني داراي يک نسبت بعد از ۴:۳ که براي تناسب (۰) نسبت آکادمي انتخاب شده از فيلمهاي سينمايي استفاده مي شد ، اين نسبت کافي بود تا در اطراف مشاهده شود . تيوپ اشعه کاتد CRT همه آنها مي توانند توليد کنند که به ساخت تکنولوژي روز مي پرداخت (تکنولوژي CRT امروزي مجوز ساخت تيوبهاي عريض را داد . سطح صاف که بسيار شهرت پيدا کرده است ديگر محدوديتهاي نسبت بعد را ندارد) . در سال ۱۹۵۰ استوديوهاي فيلم با سطح عريض و مسطح داراي چند بعد مثل سينما بودند که در تلاش بودند تا محصولاتشان را از تلويزيون پخش کنند . با وجود اينکه اين يک وسيله غلط انداز بود ، اما بسياري از مردم مي گفتند که اين در واقع يک ضرر است فرض کنيد که يک چيزي را نشان مي دهند و آنها در واقع يک منظره باز و گسترده هستند ، سطح پهن امروزه هنوز مورد استفاده قرار مي گيرد .

براي استفاده از DTV به عنوان يک فرصت براي تعويض فرمت تصوير استاندارد تلويزيون از بعد قديمي (۳۳:۱ ، ۱) ۴:۳ به بعد جديد (۷۸:۱ ،۱)۱۶:۹ استفاده شد . اين حرکت سيستم تلويزيون براي نزديکتر شدن نسبت بعدي جديد فيلم سطح پهن توانا ساخت ، که آمار را از ۸۵:۱ ، ۱ به ۱ ، ۳۵ ، ۲ رساند . فرمت ۱۶:۹ اولين براي DVD سطح پهن انجام شد DVD . دو را براي صفحه پهن فراهم مي کند و اولين و بهترين آن فرمت آنامورفيک صفحه پهن مي باشد . اين فرمت شباهت زيادي به اين تکنيک دارد که براي تنظيم فيلم صفحه پهن استفاده مي شد ۳۳:۱ ، ۱ و فيلم mm35 تصويروقتي ضبط مي شود به صورت افقي و تختي له مي

شود ، و وقتي فيلم بر مي گردد دوباره به حالت اول خود بر مي گردد . سيستم HDTV ATSC امريکا از فرمت صفحه پهن مستقيم استفاده مي کند ، تصوير بصورت له و بار نمي شود . هيچ دليل تکنيکي نيست که چرا پخش تلويزيون ديجيتال از تغيير نسبت بعد استفاده مي کند ، در هر حال بيان اين تغييرات براي بيان دلايل بکار مي رود .

منبع : اينترنت
تاريخچه پيدايش راديو وتلويزيون :‌
انديشه ايجاد فرستنده بي سيم در ايران در سال ۱۳۰۳ مطرح گرديد وبا خريد يك دستگاه فرستنده موج بلند براي تهران وشش دستگاه براي شهرستانها ، ازاواخر همين سال پيام رساني به صورت بي سيم در ايران عملي شد و در آن روزها فرستنده هاي موج كوتاه در سال ۱۳۰۹ در محل بي سيم نجف آباد (جنوب تهران ) گشايش يافت كه باعث ارتباط بين ايران با برلن ، پاريس ، آنكارا وتفليس شد وبه اين ترتيب زمينه گسترش ارتباطات در ايران آن روز فراهم گرديد .

تشكيل راديو :‌
انديشه ايجاد راديو در ايران به حدود ۱۳۱۳ برمي گردد .پس از تهيه مقدمات وخريد دستگاه فرستنده راديويي موج كوتاه وموج متوسط واحداث ساختمانهاي مربوط به اداره راديو واولين فرستنده راديويي در ايران در تاريخ چهارخرداد سال ۱۳۱۹ در محل بي سيم تهران افتتاح شد كه اداره آن به وزارت پست وتلگراف وتلفن وقت محول گرديد .

در سال ۱۳۲۱ با به وجود آمدن اداره كل انتشارات وتبليغات نخست وزيري اداره امور راديويي به نخست وزيري ودر سال ۱۳۲۴ به وزارت كار سپرده شد . درشهريور ماه سال ۱۳۲۶ مجدداً اداره امور راديويي به اداره كل انتشارات وتبليغات نخست وزيري محول گرديد ودر سال ۱۳۲۷ اولين استوديوي راديويي در محل اداره فوق واقع در ميدان ارك ساخته شد .

از سال ۱۳۳۲ با كودتاي ۲۸ مرداد راديو مورد توجه بيشتري قرار گرفت وبا ايجاد استوديوهاي جديد وفرستنده ۵۰ كيلو واتي در سال ۱۳۳۴ و۱۰۰ كيلو واتي درسال ۱۳۳۵ ، شبكه راديويي كشور تقويت شد كه به تدريج برچيده شد وپخش برنامه هاي راديويي روي موج متوسط در قالب دو برنامه اول ودوم انجام شد .
همراه با گسترش تاسيسات راديويي تهران فكر ايجاد مراكز راديويي درشهرستانها نيز دنبال شد .در سال ۱۳۳۶ فرستنده راديو تبريز شروع بكار كرد وبه تدريج فرستنده هاي ديگري در شهرهاي رضائيه ، اهواز ، شيراز ، كرمانشاه ، مشهد ، كرمان ، اصفهان ، سنندج ، زاهدان ، رشت وگرگان ايجادشد . به اين ترتيب تا سال ۱۳۴۰ تعداد فرستنده هاي راديويي شهرستانها به ۱۲ عدد رسيد .

از سال ۱۳۳۹ برنامه هاي راديو۲۴ ساعته شد وساعتهاي پخش برنامه هاي محلي نيز افزايش يافت . در نيمه اول دهه ۱۳۴۰ برنامه دوم راديو ودر سال ۱۳۴۶ برنامه سوم راديو تهران فرستنده اف . ام به مجموعه برنامه هاي راديويي افزوده شدند .
در سال ۱۳۴۲ اداره كل انتشارات وراديو به وزارت اطلاعات تبديل گرديد كه اهم فعاليتهاي آن ايجاد برنامه دوم (راديو تهران ) برنامه سوم (راديو اف .ام ) وايجاد فرستنده براي شهرهاي بندرعباس وساي وايجاد فرستنده ۱۰۰ كيلو واتي براي شهرستانهاي تهران ، تبريز، كرمانشاه ، زاهدان ، اهواز ورشت بود .

تشكيل تلويزيون :‌
پيدايش وگسترش تلويزيون در جهان انتظار عمومي براي ايجاد تلويزيون در ايران را ايجاد كرده بود و در پاسخ به اين تقاضا ، اولين فرستنده تلويزيوني در سال ۱۳۳۷ با دو مركز فرستنده تلويزيوني در تهران وآبادان به قدرت ۴ و۱۰ كيلو وات توسط بخش خصوصي (حبيب الله ثابت ) به نام تلويزيون ايران تاسيس شد ودر مورد بهره برداري قرارگرفت .

در ارديبهشت ماه ۱۳۴۳ با همكاري ي گروه فرانسوي طرح ايجاد تلويزيون ملي ايران به دولت وقت ارائه شد .در سال ۱۳۴۵ طرح مذكور كه شامل تاسيس مركز فرستنده بزرگ تهران ، تلويزيون آبادان ، فرستنده اهواز ، مركز تلويزيون رشت ورله دزفول بود به تصويب سازمان برنامه وبودجه رسيد واز آبان ماه ۱۳۴۵ تلويزيون دولتي تهران در يك ساختمان يك طبقه در خيابان جام جم با پخش مراسمي از باشگاه امجديه ، كارآزمايشي خود را شروع كرد وبالاخره در روز ۹ اسفندماه ۱۳۴۵ تلويزيون ملي ايران به طوررسمي گشايش يافت .

با تصويب لايحه دولت مبني بر تشكيل تلويزيون ملي ايران (۶/۴/۴۶) سازمان مذكور به وزارت اطلاعات وابسته گرديد ولي با شخصيت مالي ، حقوقي مستقل كه طبق اصول بازرگاني اداره مي شد واز شمول مقررات قانون محاسبات عمومي وآئين نامه معاملات دولتي خارجي بود. هزينه هاي سازمان از محل اعتبارات بودجه كشور ودرآمدهاي اختصاصي خود تامين مي شد .

هدف از تاسيس تلويزيون ملي ايران بالابردن سطح فكر ودانش عمومي ، پرورش ذوقي وهنري ، رشد سياسي ، معرفتي آداب ورسوم وتمدن وفرهنگ ملي ، فراهم آورد زمينه هاي ذهني براي تسريع وتوجيه پيشرفتهاي اجتماعي واقتصادي كشور وايجاد سرگرمي وتفريحات سالم بود .
تلويزيون ملي ايران پخش برنامه هاي رسمي خود را از آغاز سال ۱۳۴۶ با روزي سه ساعت وهفته اي ۲۱ ساعت با كمك دو فرستنده به قدرت ۱۲ كيلو وات شروع كرد وتوانست ۵/۲ ميليون نفر از جمعيت تهران را تحت پوشش قرار دهد . در همين سال نيز اولين فرستنده اف .ام در تهران آغاز به كار كرد .
در سال ۱۳۴۷ نخستين مراكز توليد وپخش راديو تلويزيوني افتتاح شد واز سال ۱۳۴۸ با توسعه شبكه مخابراتي ومايكروويو ، تلويزيون ملي ايران به تدريج توانست مراكز توليد راديو تلويزيوني را با ايستگاههاي مختلف در سطح كشور مرتبط سازد .

در خرداد ماه ۱۳۴۹ تاسيسات وايستگاههاي تلويزيون بخش خصوصي خريداري شد وتشكيلات آن در سازمان تلويزيون ملي ايران ادغام گرديد وپخش دو برنامه تلويزيوني از دو كانال به نام برنامه اول ودوم ادامه يافت .

تشكيل سازمان راديو وتلويزيون ‌:‌
درتيرماه ۱۳۵۰ قانون تشكيل راديو وتلويزيون ملي ايران به تصويب دو مجلس سنا وشوراي ملي رسيد واداره راديو از وزارت اطلاعات منفك شد وعملاً راديو وتلويزيون در يكديگر ادغام شده وتوسعه ساختنمان ها ومراكز توليد وپخش وايستگاههاي راديويي وتلويزيون ادامه يافت .
تلويزيون آموزشي تهران نيز همزمان با گشايش رسمي سازمان راديو تلويزيون ، براي كمك به تدريس درسهاي دوره دبيرستان (تحت نظارت وزارت آموزش وپرورش ) افتتاح شد .

مبانـي نظري :
ديويد رايزمن مي گويد : (( در تقسيم دوران تاريخي – اجتماعي انسان ، دوران ظهور وسايل ارتباط جمعي را دوران پيدايي انسان “دگر رهبر ” مي خواهد كه در آن پديده هايي چون هدايت از راه دور ، بتواره پرستي و شيء سروري و همراه آنان ” از خود بيگانگي ” جلوه مي كند. در اين دوران ، افرادي با استفاده از قدرت جادويي اين ابزار موفق مي شوند تا توده ها را تحت سيطره خود قرار داده از تنوع انساني بكاهند و الگوهاي خاص حيات اجتماعي را بسازند. ))

فيل پستمن مي گويد : ” تأثير رسانه ها و وسايل ارتباط جمعي را به عنوان يكي از فن آوري هاي فراگير و مدرن بر فكر و انديشه و شعور و رفتار انسان ها و نيز بر فرهنگ و ارزش ها و باورهاي ديني جوامع مورد بررسي قرار داده. وي معتقد است هر وسيله تكنيكي و هر ابزاري از تكنولوژي و به عبارتي خود تكنيك داراي ايدئولوژي است و نمي توان آن را خنثي و بي طرف انگاشت و انسان را بي قيد و شرط حاكم بر آن تلقي كرد.‌”

به زعم وي بي فرهنگي ، فقدان شعور اجتماعي ، انهدام مباني خانواده ، تخريب باورهاي انسان ساز مذهبي تخليه ارزشي نمادها و مظاهر علمي و به عبارت ديگر افول ملي و هرم قدرت تسلط انسان سرنوشت خويش و جامعه همه و همه معلول تسليم بي قيد و شرط است. به رسانه اي به نام تلويزيون و به نظامي به نام نظام تكنوپولي و در يك كلام ما از خوشي و تفريح و سرگرمي براي خود مهلكه اي ساخته ايم در شادي و تفريح زندگي مي كنيم و در خوشي مي ميريم.
 ( پستمن – نيل “زندگي در عيش ، مردن در خوشي” ترجمه صادق طباطبايي – تهران – ۷۵)
برخي ديگر معتقدند كه وسايل ارتباط جمعي تأثير چنداني بر مخاطبان ندارند و اين وسايل يا وجود فن آوري برتري كه از آن سود مي گيرند ، با موانع بسياري در راه اثر گذاري بر ديگران مواجهند.

انگ مي گويد : « زماني كه فرد يا وسيله ارتباطي انگ يا نشاني نامطلوب بر پيشاني يافت ، از آستانه اعتماد فرو مي افتد و تمامي محتواي آن با نيشخند يا خشم مخاطب مواجه مي شود».
لازارسفلد و مرتن نيز ضمن ارائه نظريه ” تكمله ” در آثار خود به اين نتيجه رسيده اند كه بايد اين نظر را كه اثر تبليغات بر جمع مخالف نخضت را پديد مي آورد و از آن نگاهباني مي كند ، رها ساخت.

 ( كازنو – ژان – جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي ” ترجمه باقر ساروخاني” – انتشارات اطلاعات – ۷۰ )
براساس اين نظريه ، وسايل ارتباط جمعي زماني داراي تأثير قطعي خواهند بود كه كمك هاي جني دريافت كنند و از جانب محيط پيرامون نيز تكميل شوند و اين امر مستلزم همگن بودن پيام و شرايط محيطي است.

انگ مي گويد : ” اين مخاطبان هستندكه تلويزيون معنا مي بخشند” او تلاش كرده است تا روشن سازد كه مخاطبان در زندگي روزمره خود چه مفاهيمي را از تلويزيون دريافت مي كنند ، چگونه به آن معنا مي بخشند و در نهايت از آن لذت مي برند.
 (ساروخاني- باقر – جامعه شناسي ارتباطات – تهران – انتشارات اطلاعات – ۷۱ )
براساس اين ديدگاه «استفاده و رضايتمندي از رسانه ها » زمينه هاي اجتماعي و روانشناختي نيازهايي بوجود مي آورند اين انتظارات ، به الگوهاي گوناگون استفاده از رسانه ها شکل مي دهند و در نهايت به ارضاي نياز منجر مي شوند يا نتايج ديگري به بار مي آورند که از قبل نمي توان پيش بيني کرد .
 (سعيديان – ايما – «نگاهي نو به مفهوم مخاطب» سروش – سال ؟ – تهران)

ديدگاه سوم که قابل قبول تر به نظر رسيده و چارچوب نظري اين تحقيق را تشکيل مي دهد ، معتقد به وجود تداخل و تعامل بين نظام ارتباطات و نظام اجتماعي است . ژان کازنو مي گويد : «ديالتيک پيچيده اي در روابط اثرات و کارکردهاي وسايل ارتباط جمعي به چشم مي خورد . بايد پذيرفت که وسايل ارتباط جمعي ابزاري اجتماعي و فرهنگي به معناي عالي آن هستند و از اين جهت اثرات چشمگيري بر جاي مي گذارند اما اين آثار نه آنچنان هستند که هيچ محدوديتي را نشناسند و نه آنچنان ناچيزند که شايسته هيچ اعتنايي نباشند و از اين جهت وسايل ارتباط جمعي چنانچه بخواهند بر مردم اثر کنند و يا صرفاٌ آنان را به خود جلب کنند و مشتريان خود را حفظ کنند بايد گرايشهاي محيط گيرنده خود را در نظر آورند .

 (کازنو- ژان «جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي» ترجمه باقر ساروخاني – انتشارات اطلاعات)
رابين ويليافر مي گويد : «هنجارها و باورها بعنوان معيارهايي هستند که بر مبناي آنها ارزش يابيها انجام مي گيرند ، ارزش بعنوان معيار کاربردي مهم تر براي تجريه و تحليل هاي علمي اجتماع دارد .

 (گرامي – عبدالرحيم – جامعه شناسي اديان – تنبيان – تهران ۷۹)
ويليام جيمز مي گويد : «باورهاي مذهبي عبارتند از تاثيرات احساسات و رويدادهايي که براي هر انساني در عالم تنهايي و دور از همه وابستگيها روي مي دهد ، به طوريکه انسان از اين مجموعه در مي يابد که بين او و آن چيزي که او آن را امر خدايي مي نمايد ، رابط برقرار مي کند اين رابطه يا از راه قلب و يا از روي قلب و يا از روي عقل و يا بوسيله اجراي مراسم و اعمال مذهبي برقرار مي گردد .»

 (جيمز – ويليام – دين و روان – ترجمه بيژن محمد ايليايي – انتشارات نسل نو انديش – چاپ چهارم – ۸۴)
سوروکين در مورد باورهاي مذهبي مي گويد : «باورهاي مذهبي را بعنوان دم محيايي ياد مي کند که مي تواند آخرين پناهگاه براي بشر باشد .»
 (فصلنامه پژوهش – شماره هاي ۷ و ۸ وزارت ارشاد ۷۸)

ميلتون ركيج مي گويد : «ارزشها و باورها بار مثبت دارند و مثبت بودن آن در ميان فرهنگهاي مختلف پذيرفته شده است . وي ارزشها را به ارزشهاي ابزاري و آرماني تقسيم مي کند و ارزشهاي ابزاري را آنها مي داند که براي رفتار روزمره انسان به آن باور دارد ، ولي ممکن است در طول زندگي به آن دست پيدا کند .
 (گرامي – عبدالرحيم – جامعه شناسي اديان – تبيان – تهران ۷۹)
مک لوهان مي گويد : «وسايل ارتباط جمعي داراي چنان قدرتي هستند که مي توانند نسلي تازه در تاريخ انسان پديد آورند . او مي گويد رسانه از طريق دگرگوني ساختن محيط نسبت ها تغيير مي کند ، انسانها متحول مي شوند .
 (به نقل از زهره بيدخي-۱۳۸۰)

سوابق تجربي موضوع :
براساس بررسيهاي انجام شده ، تحقيق مشابهي در مرکز تحقيقات صدا و سيما در سال ۷۸ انجام شده که نشان مي دهد ۸۷ درصد از مخاطبان در گروه سني ۲۹-۱۵ سال قرار دارند و همچنين از نظر نوع فعاليت نيز دانش آموزان و دانشجويان به ترتيب ۹۵% و ۹۰% گروه مخاطبان را تشکيل مي دهند – در تحقيق ديگري علي اصغر صباغ پور در پژوهشي در زمينه ساخت نگرشي جوانان تهران دريافت که ميزان استفاده از رسانه هاي غير رسمي بيشترين وزن را در توضيح نگرشهاي مذهبي به خود اختصاص داده است . وي د رتوجيه اين مطلب آورده است : مهمترين رسالت رسانه هاي غير رسمي زير سئوال بردن ارزشها ، گرايشها و آداب و رسوم جامعه است وي در بررسيهاي خود به اين نتيجه رسيده که به طور کمي ميزان استفاده يا تمايل جوانان به استفاده از رسانه هاي گروهي غير رسمي بيشتر از تمايل آنان به استفاده از رسانه هاي رسمي است .

 (صباغ پور – علي اصغر «ساخت نگرشي جوانان تهراني» – تهران فصلنامه پژوهش)
بر طبق گزارش شماره مرکز تحقيقات صدا و سيما حاکي از آن است که يکي از انگيزه هاي عمده و اصلي پاسخگويان براي ديدن تلويزيون ، تماشاي فيلم و سريال هاي تلويزيوني است . بر طبق پژوهش ديگري در سال ۱۳۸۰ در صدا و سيما ، درصد بالايي از بينندگان ، تلويزيون را تنها براي سرگرمي و تنوع تماشا مي کنند وتنها ۷% از بينندگان ، برنامه هاي ديني و مذهبي را برنامه مورد علاقه خويش عنوان کرده اند .

منابع و ماخذ فصل دوم :
۱) ساروخاني – باقر – جامعه شناسي ارتباطات «تهران ۷۱» – انتشارات اطلاعات
۲) ثراير – شروان – نيروهاي پيام – ترجمه سروش حبيبي – تهران ۷۱
۳) کوزر – سوئيس – جامعه شناسي معرفت – به ترجمه سعيد سبزيان – نامه علوم اجتماعي ۷۳
۴) فرم – اريک – روانکاوي و دين – به ترجمه آرمن نظريان ، انتشارات مرواريد – چاپ اول – ۸۲

۵) يونگ – کارل گوستاو – روانشناسي و دين – ترجمه فواد رحماني – انتشارات علمي و فرهنگي – چاپ سوم – ۸۲
۶) پستمن – نيل «زندگي در عيش ، مردن در خوشي» ترجمه صادق طباطبائي – تهران ۷۵
۷) کازنو – ژان – «جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي» ترجمه باقر ساروخاني – انتشارات اطلاعات ۷۰
۸) ساروخاني – باقر «جامعه شناسي ارتباطات» تهران – انتشارات اطلاعات ۷۱
۹) سعيديان – ايما – نگاهي نو به مفهوم مخاطب – سروش – سال ؟ – تهران

۱۰) کازنو – ژان «جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي» ترجمه باقر ساروخاني – انتشارات اطلاعات
۱۱) فصلنامه پژوهش – شماره ۷ و ۸- وزارت ارشاد ۷۸
۱۲) گرامي – عبدالرحيم – جامعه شناسي اديان – تبيان – تهران ۷۹
۱۳) جيمز – ويليام – دين و روان – ترجمه – بيژن محمد ايليايي- انتشارات نسل نوانديش – چاپ چهارم – ۸۴
۱۴) صباغ پور – علي اصغر «ساخت نگرشي جوانان تهراني» تهران – فصلنامه پژوهش

 روش شناسي تحقيق :
o روش تحقيق
o ابزار تحقيق
o جامعه آماري
o جامعه نمونه
o روش نمونه گيري
o شاخصها
o روشهاي آماري

روش شناسي تحقيق :
روش تحقيق :
روش تحقيق به صورت ميداني و تهيه پرسشنامه و استفاده از جدول مادر بوده است .