مقدمه
آدمي در فراز و نشيب زندگي و حادثه هاي تلخ و شيرين گاهي چنان دچار آزردگي مي شود كه با هيچ وسيله مادي آرامش نمي يابد. در چنين حالتي گاهي انسان به سراغ بهترين دوست و نزديكترين كس مي رود تا با او راز دل گويد ؛ و تنها راه درمان و آرامش را انس با محبوب و باز كردن سفره دل نزد معشوق مي داد كه رو به سوي بارگاه حق نموده و دستان پر از نياز خود را به سوي او دراز مي كند و با او زمزمه مي كند. آري دعا عمق احساس انسان نسبت به بندگي خويش و طنين آهنگ روح انسان از قرب الهي است.‌

مگر مي توان در نوشته اي اندك ، اخلاق كسي را منعكس كرد كه خدا درباره اش فرموده است : « انك لعلي خلق عظيم » تو بر خلق بزرگي هستي .
او كسي است كه تولدش شعله هاي آتشكده فارس را خاموش كرده و بعثتش شعله هاي فساد را. تولدش پايه هاي كاخ كسري را تكان داد و بعثتش قلب و مغز افراد آماده را.
كسي است كه از يك سو به معراج رفت و مهمان خدا شد و از سوي ديگر اگر برده اي او را براي غذاي ساده اي در فاصله دوري دعوت مي كرد ، مي پذيرفت.

پيامبر اكرم (ص) از همان دوران كودكي مشغول عبادت پروردگار بودند. از آن بزرگوار سئوال مي كنند كه شما قبل از رسالت تابع كدام دين بوده ايد كه حضرت در پاسخ مي فرمايند : « كنت نبيا آدم بين الماء و الطين» ؛ يعني قبل از اينكه حضرت آدم (ع) بين آب و گل باشد، من پيغمبر بودم . يعني لياقت ذاتي را خداوند تبارك و تعالي از بدو خلقت در وجود من قرار داده بود. عبادت پيامبر (ص) قبل از بعثت ، مي تواند يك الگو و اسوه باشد براي ما كه پيرو آن حضرت هستيم.

دعا به تعبير برخي از بزرگان ، قرآن صاعد است كه معصومين در خلوت خويش
مي خوانده اند .
پيامبر (ص) فرمود : جبرئيل به من دستور داد كه قرآن را ايستاده بخوانم و حمد او را در حال ركوع و تسبيح او را در حال سجود به جاي آورم و نشسته دعا بخوانم.
پيامبر (ص) دستان خود را هنگام دعا بلند مي كرد و مانند فقيري كه غـذا درخواست مي كند دعا مي كرد.  دعاي هر روز پيامبر  ص 
حضرت رسول گرامي (ص) فرمود : فرزند آدم سيصد و شصت رگ دارد كه صدوهشتاد عدد از آن متحرك و صدو هشتاد عدد آن ساكن هستند. پس اگر رگ هاي متحرك ساكن و يا رگهاي ساكن متحرك شوند ، انسان نمي تواند بخوابد و پيامبر بامداد و شامگاه سيصد و شصت مرتبه مي فرمود :

« الحمدلله رب العالمين كثيراً علي كل حال »
« ستايش خداي عالميان را بسيار زياد در هر حال »

عبادت و عبوديت رمز عظمت و برگزيدگي هر پيامبر و به ويژه پيامبر اعظم (ص) است كه هم در قرآن به آن اشاره شده و هم به عنوان مهمترين ويژگي حضرت براي سفر آسماني مطرح شده است.
شب سرشار از سكوت و آرامش بود و بر مخمل سياه آسمان ستاره ها چنان درشت به نظر مي رسيدند كه گويي از هر زمان ديگري به زمين نزديك تر شده اند.
در پايين كوه ، شهر مكه با چراغهاي اندكي كه سوسو مي زد ، هويدا بود و همين منظره حكايت از آن داشت كه مردم شهر خسته از كار روزانه ، تن به خواب سپرده اند.
اما بر فراز كوه ، مردي چهل ساله غرق در انديشه هاي بلند خويش بود و چشمهايش با خواب بيگانه ، او بارها به تنهايي به اين نقطه از كوه صعود كرده بود و در كنار غار كوچكي به نام «حرا» كه يك نفر بيشتر در آن جا نمي گرفت براي خود خلوتي آسماني فراهم كرده بود و با خداي خود راز و نياز مي كرد .
وضو و غسل پيامبر (ص)

 

پيامبر (ص) براي هر عمل واجب و هر نمازي ، وضوي خود را تجديد مي فرمود .
امام صادق فرمود :

مضمغه و استنشاق از سنت پيامبر (ص) است .
پيامبر (ص) فرمود : ما دستور داريم كه وضو را كامل بگيريم.
پيامبر (ص) با ده سير آب وضو مي گرفت و با سه كيلو آب غسل مي كرد.
نماز پيامبر (ص)

عايشه در خصوص نماز پيامبر (ص) گفت : وقتي كه پيامبر (ص) با ما صحبت مي كرد و در همان وقت نماز فرا مي رسيد ، آنگاه مثل اين بود كه ما او را نمي شناسيم و او نيز ما را نمي شناسد.
پيامبر (ص) قبل از قرائت در نماز مي فرمود : اعوذ بالله من الشيطان الرجيم .
پيامبر (ص) در ركوع به اندازه أي خم مي شد كه اگر قطره أي آب روي پشتش مي ريختند ثابت مي ماند.
پيامبر (ص) وقتي كه با مردم نماز مي خواند (بسم الله الرحمن الرحيم ) را بلند مي گفت .
نمازهاي مستحبي پيامبر (ص)

پيامبر (ص) دو برابر نمازهاي واجب نماز مستحبي به جا مي آورد ايشان هنگام اذان ظهر هشت ركعت نافله ، چهار ركعت نماز ظهر سپس هشت ركعت نافله و چهار ركعت نماز عصر مي خواند.
و سه ركعت مغرب و سپس چهار ركعت نافله و چهار ركعت عشا و هشت ركعت نماز شب و سه ركعت وتر (۲ ركعت شفع و يك ركعت وتر) و دو ركعت نافله صبح و دو ركعت صبح به جاي مي آورد.
نماز جماعت پيامبر (ص)

لقمان مي گويد : پيامبر (ص) صفوف ما را منظم مي كرد كه گويا مانند چوب هاي تير هيچگونه كجي نداشت و گاهي كه مي ديد ما غفلت داريم تذكر مي داد و لذا روزي هنگام تكبيره الاحرام متوجه مردي شد كه سينه اش جلوتر از ديگران است فرمود : بندگان خدا صفوف خود را منظم كنيد و گر نه بين دلهايتان اختلاف و تفرقه خواهد افتاد.
پيامبر (ص) در نماز دست به شانه هاي ما مي گذارد و مي فرمود منظم و صاف بايستيد وگرنه دلهايتان دچار تفرقه
خواهد شد.
قرآن خواندن پيامبر (ص)
هيچ چيز جز جنابت مانع قرآن خواندن پيامبر (ص) نبود.
پيامبر (ص) وقتي كه سوره اعلي را مي خواند مي فرمود : سبحان ربي اله علي .
پيامبر (ص) نمي خوابيد مگر آنكه سوره هاي حديد و حشر و صف و جمعه و تغابن را مي خواند .
بنابراين پيامبر اعظم(ص) به قرآن به تلاوت آن بسيار اهميت مي داد چرا چون قرآن كتاب قانون و برنامه حيات بخش و سعادتمندي براي آنهايست كه بدان تمسك و عمل نمايند
گريه و ذكر پيامبر (ص)

پيامبر (ص) آنقدر در شب گريه مي كرد كه جاي نمازش تر مي شد و اين گريه نه به خاطر گناه ، بلكه به دليل خشبت از مقام خداوند بود.
پيامبر (ص) آنقدر مي گريست كه غش مي كرد ، مي گفتند : مگر خداوند گناهان گذشته و آينده ات را نبخشيده است فرمود : آيا بنده شاكر خدا نباشم .
پيامبر (ص) وقتي كه نماز صبح مي خواند ، رو به قبله مي نشست و تا طلوع آفتاب ذكر مي گفت و حضرت امير پشت سر ايشان رو به جمعيت مي نشست و مردم خواسته هاي خود را مطرح مي كردند و پيامبر آنها را به اين كار امر كرده بود.

پيامبر (ص) مانند حصرت ابراهيم وقتي كه به نماز مي ايستاد از خوف خدا ناله اي جانسوز (همچون افراد ترسيده و وحشت زده) سر مي داد.
چون پاسي از شب مي گذشت رسول خدا صلي الله عليه و آله از بستر بر مي خاست و پس از گرفتن وضو و زدن مسواك و تلاوت آياتي چند از قرآن كريم ، در گوشه اي به عبادت مي پرداخت و اشك مي ريخت.
ام سلمه مي گويد : شبي پيامبر (ص) در خانه من بود نيمه شب او را نيافتم به سراغش شتافتم ديدم در تاريكي ايستاده دست ها را بلند كرده اشك مي ريزد و مي گويد : خدايا ! هر چه نعمت به من داده اي از من مگير ، دشمنم را خشنود مكن ، به بلاهايي كه مرا از آنها نجات دادي گرفتارم مكن حتي به اندازه چشم بر هم زدني مرا به خود وامگذار. به او گفتم پدر و مادرم فدايت شوند شما كه بخشوده شده اي ! فرمود : هيچ كس از خدا بي نياز نيست . حضرت يونس آني به خودش واگذار شد در شكم ماهي زنداني شد.

چون ماه رمضان مي رسيد پيامبر (ص) خود را آزاد مي كرد ، به هنگام نماز مي لرزيد و هرگاه نماز را به تنهايي مي خواند ركوع و سجود آن را طول مي داد ولي هرگاه با مردم به جماعت نماز مي خواند بسيار عادي و ساده برگزار مي كرد. به يكي از يارانش كه امام جماعت ساير مسلمانان شده بود سفارش فرمود : هر گاه با مردم به نماز مي ايستي سعي كن بعد از حمد ، سوره كوچكي قرائت كني و نماز را طول ندهي.
به هنگام سجده ، پيشاني و قلب خود را تسليم خدا مي كرد و در همان حال اگر كودكان بر پشت او سوار مي شدند آن حضرت ، سجده را طولاني مي كرد تا بازي بچه ها بر هم نخورد.
الهي ! درود فرست بر محمد (ص) و خاندانش و قرار ده يقين در دلم و روشنايي در چشمم و نصيحت در سينه ام و ذكرت را شبانه روز بر زبانم و بر من مقرر فرما روزي گسترده اي كه آلوده به منت و خطر نباشد و بر آنچه روزي من قرار داده اي بركت بخش و بر من بي نيازي عنايت فرما و رغبتم را به سمتت افزون كن .

پيامبر و اولين نماز جماعت
اولين چيزي كه پس از توحيد و يكتا پرستي بر پيامبر اسلام و پيروان او واجب شد ، نماز بود و از اينجا عظمت نماز كه اساس ارتباط انسان با خدا و قدرداني از نعمتهاي بي پايان اوست روشن مي شود ؛ لذا پيشوايان اسلام به ويژه پيامبر گرامي دربارة نماز سفارش هاي بسيار مي كردند و مي فرمودند :
« نماز ستون دين است »

« اگر كسي نماز را سبك بشمارد ، در آخرت و سراي جاودان به دستگيري و شفاعت ما نمي رسد » .
در هر صورت خداوند به وسيله جبرئيل ، كيفيت نماز و شرايط آن را اعلام كرد و محمد (ص) آن را به خديجه (س) و علي (ع) ياد داد و نماز گروهي را كه نماز جماعت ناميده مي شود ، بر پا نمود.
محمد (ص) همراه علي (ع) و خديجه (س) در مراكز پر جمعيت مانند «مسجدالحرام» و مني مي آمد و در برابر چشم مخالفين نماز گروهي را بر پا داشته و بدين ترتيب با آيين چندگانه پرستي مبارزة عملي مي كرد.
لحظه لحظة زندگي پيامبر ، عبادت و نيايش بود . سخن گفتن ، جنگ و مبارزه و همه اعمال پيامبر نيايش خدا بود. به
اندازه اي پيامبر در نماز گريه مي نمود كه مصلا از اشك چشم مرطوب مي شد. وقتي هنگامه نماز مي رسيد ، ديگر كسي را نمي شناخت .
عايشه ، همسر پيامبر مي گويد : « پيامبر با ما سخن مي گفت و سخنان ما را مي شنيد ولي وقتي هنگامة نماز فرا مي رسيد ديگر ما را نمي شناخت».
رمز استجابت دعا از ديدگاه پيامبر

امام صادق (ع) مي فرمايد : « روزي رسول خدا (ص) با گروهي از يارانشان در مسجد نشسته بودند. مردي وارد مسجد شد و دو ركعت نماز خواند، و از خداي بزرگ درخواستي كرد. رسول خدا (ص) فرمود : « اين بنده نسبت به درخواست خود از خداوند عجله و شتاب كرد.» در اين هنگام مرد ديگري آمد و دو ركعت نماز خواند ، سپس به ستايش خداي عزيز پرداخت و بر پيامبر و خاندانش صلوات و درود فرستاد. در اين هنگام رسول خدا (ص) به او فرمود : « اكنون خواسته هاي خود را از خدا درخواست كن تا به تو داده شود » .
رسول خدا (ص) مي فرمايد : « دعا ، سلاح مؤمن و ستون دين و نور آسمانها و زمين است ».
پيامبر و حج

بيست و پنجم ذيقعده سال دهم هجري قمري پيامبر بزرگ اسلام (ص) به قصد انجام فريضه حج از مدينه خارج شدند.
پيامبر اكرم از ذيقعده سال دهم هجري قمري به اهالي مدينه و قبيله هاي اطراف اعلام كرد كه آن حضرت قصد زيارت خانه خدا و برپايي مراسم حج را دارد. به همين جهت شمار زيادي از مسلمانان به همراه ايشان رهسپار مكه شدند. پيامبر در چنين روزي از مدينه حركت نمود و در مكاني به نام « ذوالحليفه» احرام بست . تمام همسران آن حصرت و يگانه دختر گراميش حضرت فاطمه زهرا (س) در اين سفر همراه پيامبر (ص) بودند. حضرت علي (ع) نيز پس از ماموريت جهادي و تبليغي در منطقه يمن به دستور پيامبر (ص) در مراسم بزرگ حج حضور يافت. چون حج اين سال آخرين حج پيامبر (ص) بود به حجه الوداع مشهور شد .
پس از پايان مراسم حج هنگام بازگشت به مدينه در مكاني به نام « غدير خم» پيامبر (ص) در اجتماع يكصد هزار نفري مسلمانان حضرت علي (ع) را به فرمان خداوند متعال به جانشيني خود نصب فرمودند و همگان با حضرت علي (ع)

بيعت كردند.
پيامبر (ص) و امامان (ع) و اولياي دين ، سرمشق مسلمانان اند و آشنايي با سيره اخلاقي و عبادي آنان براي بهتر پيمودن اين مسير بسيار مفيد است . خانه مسلمين و قبله مسلمين كه بازسازي آن يادگار ابراهيم خليل (ع) است مكاني است مقدس و شهري است مورد احترام . پيامبر (ص) نيز اين حرمت را پاس مي داشت و با ذكر و دعا و رعايت ادب ، بر قداست آن توجه مي داد و با تهليل و تكبير وارد شهر و حرم الهي مي شد .

هنگام رفتن به مكه از تپه شمالي وارد و از ناحيه جنوب خارج مي گشت.
نقل شده است كه تنها يك بار به درون كعبه رفت جامه و عبايش را زير پاي خود انداخت و كفش هايش را از پاي در آورد و ميان دو ستون داخل كعبه دو ركعت نماز گزارد.
هنگام ورود به مكه ، خدا را به عنوان «ذي المعارج» و صاحب والايي بسيار مي ستود در مسير راه هنگام برخورد با هر سواره أي يا فراز آمدن بر هر تپه أي يا فرود آمدن به هر وادي و در فرصت هاي آخر شب و در پي نمازها « لبيك الهم لبيك لبيك لا شريك لك لبيك » مي گفت و گاهي در طول راه پياده ها سوار بر شتر خويش مي كرد.
احرام و تلبيه

پيامبر (ص) در دو پارچه يماني احرام مي بست ؛ همان دو جامه احرام كه هنگام وفات نيز در همان ها كفن شد جابربن عبدالله نقل كرده كه پيامبر (ص) هنگام احرام اينگونه لبيك گفت .
همچنين نقل شده كه آن حضرت ، شب را در ذوالحليفه مي گذراند. هنگام صبح پس از نماز فجر بر مركب خويش سوار مي شد و لبيك مي گفت فضل بن عباس نيز نقل كرده كه پيامبر در طول سفر لبيك مي گفت تا آن كه رمي جمره عقبه كند آنگاه هفت سنگ بر جمره عقبه مي زد و با هر سنگريزه تكبير مي گفت و چون از گفتن لبيك فراغت مي يافت از خداي متعال مغفرت و رضايت او را مي خواست و درخواست رهايي از آتش دوزخ داشت.
از محرمات احرام زير سايه رفتن است مگر انگاه كه به منزلگاه برسند و زير سقف يا خيمه بگذرانند.
ادب طواف

در سيره نبوي درباره « طواف» نكات متعددي نقل شده كه به برخي از آنها اشاره مي شود.
از امام صادق (ع) درباره ويژگي طواف پيامبر خدا (ص) پرسيدند . حضرت فرمود : پيامبر خدا (ص) شب و روز ده بار طواف مي كرد ؛ هر بار هفت دور سه بار در آغاز شب سه بار در آخر شب دو بار هنگام صبح و دو بار بعدازظهر و در فاصله اين نوبت ها به استراحت مي پرداخت . در حديثي از امام هادي (ع) نقل شده كه آن حضرت فرمود : پيامبر خدا (ص) خانه خدا را طواف مي كرد و حجرالاسود را مي بوسيد.
امام صادق (ع) در حال طواف بود كه سفيان ثوري از آن حضرت پرسيد : وقتي پيامبر (ص) هنگام طواف به حجر الاسود مي رسيد ، چه مي كرد؟

حضرت فرمود : در هر طواف واجب و مستحب ، دست بر آن مي كشيد آنگاه امام صادق (ع) به طواف پرداخت و چون مقابل حجر الاسود رسيد عبور كرد و آن را استلام نكرد سفيان ثوري خود را به حضرت رسانيد و گفت : مگر نفرموديد كه پيامبر در هر طواف و مستحب حجرالاسود را لمس مي كرد ؟ پس چرا خودتان چنين نكرديد ؟ امام فرمود : مردم براي پيامبر خدا (ص) جايگاهي قائل بودند كه براي من قائل نيستند وقتي پيامبر به حجرالاسود مي رسيد ، راه را براي حضرتش مي گشودند تا استلام كند و من خوش ندارم كه در ازدحام و شلوغي جمعيت وارد شوم .

از علي (ع) نيز روايت شده است كه حذيفه نقل مي كند پيامبر خدا (ص) فرمان داد كه مؤذنان همه جا در مناطق بالا و پايين اعلام كردند كه رسول الله امسال قصد حج دارد كه به مردم حج و مناسك آن را بياموزد و اين آموزش و فراگيري پايه و سنتي شود تا آخر روزگار . همه مسلمانان در سال دهم هجرت در حج مشاركت كردند تا هم شاهد منافع خويش باشند و هم پيامبر خدا حج را به آنان بياموزد و مناسكشان را به ايشان بشناساند.

پيامبر همراه مردم و همسرانش به حج رفت . همان سال حجه الوداع ، حج خود و مناسكشان را انجام دادند و مردم همه آنچه را بدان نياز داشتند آموختند و حضرت رسول (ص) به آنان اعلام كرد كه آيين حضرت ابراهيم را بر ايشان بر پا

داشته است .
همه بدعت هاي مشركان را پس از ابراهيم زدوده و حج را به حالت نخستين خود بر گردانده است .
از ابن عمر نيز روايت است كه : پيامبر خدا (ص) يك روز قبل از ترويه براي مردم خطبه مي خواند و آنان را نسبت به مناسك خود آگاه مي كرد . حج آگاهانه ، توصيه حضرت رسول بود.
در خطبه روز عيد غدير هم در بازگشت از حجه الوداع در جمع مسلمانان حاضر فرمود : أي مردم ، با كمال دينداري و همراه با دين شناسي و تفقّه ، حج خانه خدا كنيد .