دفاع از دیدگاه امام

هجوم وحشیانه و گسترده رژیم بعث عراق در آخرین روز شهریور ۱۳۵۹، حادثه ای بزرگ را در تاریخ انقلاب اسلامی به ثبت رساند که سرانجام به خلق حماسه ای جاودا و حیرت انگیز در تاریخ سرزمین ایران انجامید.
“جنگ هم یک مساله‌ای بود که انسان خیال می‌کرد بسیار مهم است، لکن معلوم شد که منافعش بیشتر از ضررهایش بود.آن انسجامی‌که در اثر جنگ بین همه

قشرهای مردم پیدا شد و آن معنای روحانی و معنوی که در خود سربازان ارتش و ژاندارمری و سپاه پاسداران به نمایش گذاشته شد و آن روح تعاونی که در همه ملت از زن و مرد در سرتاسر کشور تحقق پیدا کرد، به دنیا فهماند که این مساله ای که در ایران است با همه مسائل جداست.”
همچنین امام جنگ را برای ملت مقاوم و مبارز ایران ، عامل آگاهی، حرکت و خروج از فترت و سستی می‌دانست:”وقتی یک جنگی شروع شود، ملت ما بیدار می‌شود، بیشتر متحرک می‌شود.”
رژیم بعث عراق که خود آغازگر تجاوز به میهن اسلامی ایران بود در همان روزهای شروع جنگ برای فریب افکار عمومی جهان و ملت های مسلمان و اعراب منطقه، علل ذیل را برای این تهاجم برشمرد:
۱ـ الزام ایران به شناسایی حاکمیت عراق بر اروند رود.
۲ـ بازگرداندن سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک به اعراب.
۳ـ قطع دخالت ایران در امور داخلی عراق.
۴ـ مجبور کردن ایران به پذیرش خودمختاری برخی از استانهای مرزی همچون خوزستان و کردستان.
هر چند مجامع و محافل بین المللی در روزهای آغاز جنگ به گمان پیروزی نظامی عراق، درباره دلایل واقعی عراق سکوت اختیار کردند، اما هنگامی که عراق را در نابودی انقلاب اسلامی ناکام دیدند اعتراف کردند که رژیم عراق به قصد سرنگونی نظام اسلامی ایران و

شکست انقلاب اسلامی و پیشگیری از نفوذ آن به جهان اسلام و خاورمیانه به ایران حمله کرده است.
علل تجاوز دشمن از دیدگاه حضرت امام:
امام خمینی (ره) که از اهداف دشمن و استکبار جهانی در رویارویی با انقلاب اسلامی شناخت ژرف و عمیقی داشت در روزهای آغازین جنگ ریشه و علت تهاجم را در چند موضوع مهم مشخص و تبیین کردند:

۱ـ اسلام خواهی نظام و حکومت
اینکه انقلاب اسلامی برای تحقق حاکمیت دینی به وجود آمده و بر مسائلی همچون رهایی از سلطه بیگانگان، قطع رابطه با رژیم اشغالگر قدس، تاکید بر مشترکات اسلامی و وحدت فرقه های اسلامی اصرار دارد، واکنش و مخالفت استکبار جهانی را برانگیخت و بر دشمنی آنان افزود.حضرت امام در این باره می‌فرمایند:”اینکه می بینید عراق به ایران حمله می‌کند، علتش گرفتن چهار وجب خاک نیست، بلکه علت اصلی آن ترس آنها از حکومت اسلامی و اتحاد اسلامی است.”
“جرم واقعی ما از دید جهانخواران و متجاوزان، دفاع از اسلام و رسمیت دادن به حکومت جمهوری اسلامی به جای نظام طاغوت ستمشاهی است.”
۲ـ جلوگیری از صدور انقلاب اسلامی
حرکت توفنده انقلاب اسلامی برای رهایی از ظلم بانگ بیدار باش را برای خفتگان در چنگال استعمار به صدا درآورد و استکبار جهانی که این خیزش اسلامی را برنمی‌تابید برای مهار آن به جنگ متوسل شد.

“آنها -استکبار جهانی-می‌دانند که مردم کشورهای اسلامی در مقابلشان می‌ایستند و همچنین است مردم کشورهای غیر اسلامی که متوجه ما هستند، مثل سیاهپوستان.”
۳ـ دشمنی شیطان بزرگ
با پیروزی انقلاب اسلامی سلطه ۳۰ ساله آمریکا بر فرهنگ، اقتصاد، سیاست و نیروهای مسلح ایران پایان یافت.اخراج مستشاران نظامی آمریکا، قطع رابطه سیاسی و اقتصادی، تصرف لانه جاسوسی و مخالفت جمهوری اسلامی ایران با سیاست های استکباری آم

 

ریکا در منطقه خلیج فارس خواب آمریکا را برای سلطه مجدد بر ایران آشفته ساخت.
“قدرت های بزرگ که دستشان از مخازن بزرگ ایران کوتاه شده است و سلطه و قدرتشان با همت ملت ایران و قوای مسلح آن قطع گردیده است، اکنون به دست و پا افتاده اند تا با جنگ افروزی بین برادران، سلطه خود را اعاده کنند و چپاولگری خود را از سر گیرند.”
۴ـ تبانی اسرائیل و آمریکا
نکته مهمی که در تحلیل علل تحمیل جنگ از نظر حضرت امام مخفی نماند، دشمنی رژیم غاصب اسرائیل با اهداف و سیاست های انقلاب اسلامی در جهان اسلام است.رژیم ستمشاهی از قوی‌ترین پشتیبانان و هم پیمانان اسرائیل در منطقه خاورمیانه محسوب می شد که با پیروزی انقلاب اسلامی نه تنها ضربه سختی به اسرائیل وارد آورد بلکه عامل مهمی در بسیج مسلمانان علیه سیاست های غاصبانه این رژیم گردید.لذا یکی از راه های جلوگیری از وحدت مسلمانان، تبانی اسرائیل و آمریکا برای تحمیل جنگ علیه ایران بود.برخی از سردمداران اسرائیل با خوشحالی اعتراف کردند که ما از درگیری ایران و عراق شدیدا شادمان هستیم زیرا با تحلیل رفتن قدرت نظامی عراق و ایران، اسرائیل با خطر بزرگی روبرو نیست و فرصت می‌یابد تا سیاست توسعه طلبانه خود را ادامه دهد .
“قدرت هایی که باید صرف برانداختن اسرائیل و نجات بیت المقدس بزرگ شود، با تبانی بین شیاطین بزرگ و صهیونیسم جهانی و بین حزب بعث، صرف هجوم بر ضد مخالف سرسخت اسرائیل و آمریکا شد و می‌شود.”
۵ـ توسعه طلبی رژیم عراق
پس از فروپاشی رژیم ستمشاهی ایران که با حمایت آمریکا سالها ژاندارم منطقه بود، این منطقه عملا با خلاء قدرت سیاسی و نظامی مواجهه گردید.از منظر امام این حادثه حاکمان قدرت طلب عراق را تحریک کرد تا با تهاجم به ایران و برتری نظامی خود در منطقه، حاکمیت خود را بر خلیج فارس تحمیل کند.همچنین خلاء قدرت در رهبری اعراب رژیم عراق را وسوسه کرد

تا شاید در این موقعیت بتواند رهبری اعراب را به دست بگیرد.
“صدام در تهاجم خود به این کشور اسلامی نقشه رهبری خود بر اعراب و منطقه و ژاندارمی خلیج فارس را تعقیب می‌کرد و آمریکا نیز از جهالت و غرور و بلند پروازی صدام استفاده کرد و او را به هجوم به ایران واداشت.”
۶ـ مساعد بودن شرایط داخلی
شرایط سیاسی داخل کشور در اوایل سال های انقلاب، زمینه مناسب سیاسی و روانی را برای حمله عراق آماده کرده بود.وجود تنش های سیاسی، ضعف بنیه نظامی ارتش به علت اخراج مستشاران نظامی و دستگیری تعدادی از افسران نظامی خائن در کودتای نوژه، اختلاف نظر مسئولان و خیانت بنی صدر اولین رئیس جمهوری ایران، زمینه مناسب شکل گیری تهاجم بود.
“صدام را وادار کردند که به این کشور اسلامی حمله کند و بعضی از اشخاص

ی که آن وقت سردمدار بودند خیانت کردند به این کشور و در عین حالی که اطلاع داشتند چیزی نگفتند.”
گواه خیانت بنی صدر در اوان جنگ، داشتن حالت انفعالی در مقابل هجوم دشمن، عدم تحرک جدی برای بیرون راندن دشمن و به کار نگرفتن نیروهای عظیم مردمی در یگان های رزمی در طول مدت ریاست جمهوری و جانشینی فرماندهی کل قوای او است که پس از عزل وی این مشکل جدی بر طرف شد و عملیات های مهم پی در پی با حضور جوانان پرشور بسند لکن آن وقتی که جوان ها در مقابلشان ایستادند دیگر نتوانستند یک قدم پیش بیایند.”
ماهیت جنگ تحمیلی از دیدگاه حضرت امام خمینی(ره):
در روزهای آغازین جنگ شبهاتی درباره دفاع مشروع مطرح می‌شد. زمینه بروز این شبهات، اسلامی بودن کشور عراق و مسلمان بودن آنها بود.از این رو امام خمینی (ره) به دفع این شبهات و تبیین ماهیت جنگ و متجاوزان پرداختند تا رزمندگان با بصیرت کامل به دفاع مقدس خویش ادامه دهند.ماهیت جنگ عراق علیه ایران از دیدگاه امام دارای سه مشخصه ذیل بود:
۱ـ جنگ اسلام و کفر
با مروری بر عملکرد حزب بعث عراق از آغاز تسلط بر کشور عراق که با کودتا انجام پذیرفت تاکنون، مخالفت شدید آنان با احکام و قوانین اسلامی به خوبی مشهود است.امام به عنوان یک مرجع دینی سال های متمادی در عراق تبعید بودند و از نزدیک شاهد فعالیت های ضد دینی آنان بود، می‌فرمود:
“ما حزب بعث عراق را می‌شناسیم و می‌دانیم که این‌ها به اسلام عقیده ندارند و دشمن اسلامند و اسلام را خار راه خویش می‌دانند و صدام حسین این جنگ را بر ملت مسلمان ا

یران تحمیل کرد.ما کسانی را که از اصول اسلام و قرآن کریم انحراف حاصل می کنند و به قتل عام مسلمانان می‌پردازند را مسلمان نمی‌دانیم…و شما –رزمندگان –برای حفظ اسلام دارید جنگ می‌کنید و صدام برای نابودی اسلام، الآن اسلام به تمامه در مقابل کفر واقع شده است.”
۲ـ جنگ حق و باطل
از معیارهایی که نشان می‌دهد ملتی در یک حرکت و عمل در موضع حق یا باطل

قرار دارد، انگیزه های درست یا نادرستی است که از انجام آن دارد. رژیم عراق با انگیزه نابودی انقلاب اسلامی و تصرف بخش هایی از میهن اسلامی تجاوز به خاک ایران را آغاز کرد و برای تحقق آن از هیچ جنایتی فرو گذار نکرد، اما رزمندگان اسلام با انگیزه دفاع از اسلام و ارزش های اسلامی پا به عرصه جنگ گذاشتند.
“این جنگ، جنگ اعتقاد است، جنگ ارزش های اعتقادی –انقلابی و ما در مقابل ظلم ایستاده ایم.”
۳ـ جهاد دفاعی
ماهیت جنگ ایران در برابر عراق از دیدگاه حضرت امام جهاد دفاعی بود:
“ایران برای خدا قیام کرده است، برای خدا ادامه می‌دهد و جز دفاع، جنگ ابتدائی با هیچ کس نخواهد کرد.”
رژیم عراق همزمان با هجوم گسترده خود به شهرهای غربی و جنوبی، مناطق مسکونی و اقتصادی دیگر شهرها را با بمب، توپ و موشک هدف قرار می‌داد. امام پس از مشورت با مسئولان و فرماندهان نظامی، سیاست دفاعی کشور را بر هجوم پیشگیرانه بنیان نهاده و فرم

ودند: “وارد شدیم در عراق برای اینکه نگذاریم هر روز شهرها مورد حمله واقع شود و می‌خواهیم این حملات را به حدی برسانیم که نتوانند کاری بکنند و این یک دفاعی است که ما داریم.”
ایشان خطاب به فرماندهان نظامی، سیاست پیشروی در داخل خاک عراق را اینگونه ترسیم نمودند:

“تکلیف ما اینست که جلوی اینکار را بگیریم. تکلیف ما این است که تا هر کجا که جلوگیری از این امر لازم است، پیش برویم و تا هر کجایی که باید دفاع کرد، پیشروی باید کرد.”
حضرت امام ضمن تبیین علت ورود به خاک عراق از نظر سیاسی و نظامی، ازاین اقدام به عنوان اهرمی برای فشار به مجامع بین المللی استفاده می‌کند و اتمام عملیات دفاعی رزمندگان را در خاک عراق متوقف بر پذیرش خواسته های جمهوری اسلامی می داند.

جـهـاد در مـنـطق قرآن قانونى است خدايى و مقدس كه از روى ناگزيرى و براى اصلاح جـامـعـه و پديد آوردن جامعه اى توحيدى و رسيدن به صلح پايدار, تشريع شده است.
در بـيـنش قرآنى امام خمينى, هدف از جنگ, از بين بردن فتنه است. امام در برابر شعار توده مردم در دوران دفاع مقدس: جنگ جنگ تا پيروزى, يادآور مى شد: (جنگ جنگ تا رفع فتنه, قرآن مى فرمايد: وقاتلوهم حتى لاتكون فتنه۲۹٫ همه بشر را دعوت مى كند براى رفع فتنه.)۳۰

در قـرآن فـتـنـه, بـه مـعـنـاى آزمـايش۳۱, بلا و عذاب۳۲, فريب و اغوا۳۳, ستم و بـيـدادگـرى۳۴ و شـرك به كار رفته است. همه اين معانى يك ريشه دارد و آن عبارت اسـت از: فـشـار و اختناق, گمراهى و توطئه, بدبين كردن مردم به اسلام و جلوگيرى از دعوت به دين, و بستن راه برحقيقت.
احترام به مال و جان انسانها ضرورت دارد, ولى پاسدارى از كرامت و حقوق انسانى, مـانـند: عدالت اجتماعى و ستيز با ستم, آزادى و حريت انسانى, خداپرستى و آزادى تـبـلـيغ دين, صلح و امنيت عمومى وو از آن بالاتر است. براى نجات ارزشهاى والا و نـجـات انـسان و دفاع از حقوق عمومى, بايد شمارى از مردم جان خود را فدا كنند.
در مـنـطق اسلام, جهاد, نه مبارزه براى گستراندن قلمرو و رسيدن به مال و ثروت و زمين كه مبارزه براى خدا و خدمت به خلق اوست.

۱٫ دفـاع: اگـر دشمن به سرزمينهاى اسلام هجوم آورد, بر همه مسلمانان, در هر كجا بـاشـنـد, واجـب اسـت از حـوزه اسـلام دفـاع كنند و اسلام و مسلمانان را از سلطه بـيـگـانگان نجات دهند. در منطق امام, چيرگى كافران و بيگانگان تنها هجوم و يا اشـغـال نـظـامـى نـيـست كه سلطه سياسى و اقتصادى و فرهنگى ديگران بر مسلمانان پـذيـرفته نيست و بر مسلمانان لازم است در صورت امكان و آماده بودن شرايط, براى دفاع از عزت اسلامى با حاكميت كافران بستيزند.۳۵
نظام اسلامى و مسلمانان مى بايد چنان توانمند باشند كه دشمن خيال ت

اخت و تاز به آنـهـا را در سر نپروراند. اگر دشمن, در انديشه هجوم به سرزمينهاى اسلامى است و مـقدمات آن را تدارك مى بيند, مسلمانان بايد به او مهلت ندهند و پيش از اين كه بـه مـرزهاى اسلام حمله ور گردد, رو در روى او قرار گيرند با همان حربه هايى كه دشمن عليه مسلمانان استفاده مى كند, او را از هجوم, باز دارند.
عـلى(ع) به سپاهيان خود مى فرمود: چرا منتظر مى مانيد دشمن به سرزمين شما حمله بـرد و در خـانه با شما درگير شود, بلكه شما بايد پيش از رسيدن دشمن بر او راه بنديد و او را در خانه اش مشغول سازيد: (وقلت لكم اغزوهم قبل ان يغزوكم فما غزى قوم قط فى عقر دارهم الا ذلوا.)۳۶
و گـفـتـم: با آنان بستيزيد, پيش از آن كه بر شما حمله برند و بگريزند. به خدا سـوگـنـد بـا مردمى در استانه خانه شان نجنگيدند, جز آن كه جامه خوارى بر آنان پوشيدند.
امـام امت, به پاسداران نظام اسلامى پيشنهاد مى دهد: پرواى دشمن را داشته باشيد و مـسـتكبران و بدخواهان انقلاب اسلامى را در مرزهاى آنان مشغول سازيد. آنان اگر در آرامـش يـابـنـد و جـنـايـتـكارانى چون اسرائيل خيالشان از سوى فلسطينيان و لـبـنانيان, آسوده باشد, به سوى ما خواهند آمد و با محاصره همه جانبه ما را در چهار ديوارى خود خفه خواهند ساخت.
امـام, بـا ارائه نمونه هايى از تاريخ صدر اسلام, ابراز مى دارد: جنگهاى پيامبر بـا كـافـران, بيش تر جنبه دفاعى و بازدارندگى داشته است. كفار قريش همواره در انـديـشـه تـهاجم به

ام القراى اسلام و نابود كردن هسته مركزى مسلمانان بودند و اگـر مـسـلـمانان به استقبال خطر نمى شتافتند و فتنه گريهاى كافران قريش را بى پاسخ مى گذاشتند, در خ

انه خود محاصره و نابود مى شدند.۳۷
۲٫ برداشتن بازدارنده ها از سر راه دعوت: از ديگر دليلهايى كه به جهاد مشروعيت مـى دهـد, بـرداشـتن بازدارنده ها از سر راه دعوت است. اسلام, دينى است

 

جهانى و مـسـلـمانان وظيفه درند پيام توحيد رهايى بخش را به ديگران ابلاغ كنند و مرزهاى فـكـرى و عـقـيـدتى اسلام را بگسترانند. براى اين ماموريت, مى بايست آزادى دعوت وجـود داشـتـه بـاشد. اگر نظام شرك و الحاد با تكيه بر اين انديشه, مردم را به بـنـد كشيده باشد و به مردم ستم روا دارد و از گسترش اسلام جلو بگيرد, مسلمانان وظيفه دارند اين, بازدارنده را از ميان بردارند. در واقع اين نوع جهاد, مبارزه با اختناق و استبداد است.
امام بر اين نظر است كه جنگهاى پيامبران و نبردهاى رسول اكرم(ص), بيش تر, براى از بين بردن بازدارنده هاى نشر توحيد در جهان انجام گرفته است:
(و انبيا كه جنگ مى كردند با مخالفين توحيد, مقصدشان اين نبوده كه جنگ بكنند و طـرف را از بـيـن بـبـرندو آنها مانع بودندو رسول اكرم(ص) مقصدشان اين نبود كه مـشـركـين مكه را از بين ببرند و يا مشركين جزيره العرب را از بين ببرند, مقصد ايـن بـود كـه دين اسلام را منتشر كنند و حكومت حكومت قرآن باشدو آنها چون مانع بودندو منتهى به جنگ مى شد و معارضه.)۳۸

۳ . جهاد ابتدايى: در ديد امام, جهاد ابتدايى ويژه روزگار حضور معصوم است, هدف از آن گـسترش توحيد و يكتاپرستى است. امام شرح مى دهد: اين بخش از جهاد نيز به انـگـيزه جهانگشايى و رسيدن به مال و منال انجام نمى گيرد, بلكه رزمندگان براى هـدفهاى برتر, از جان و مال و آسايش خود مى گذرند. جهاد مبارزه با شرك و چپاول اسـت.۳۹ دفـاع از حـقـوق انـسـانى انسانها, به هدف آزاد كردن انديشه ها از بند خـرافـات و چيرگى خدايگان گوناگون. پيام مسلم

انان صدر اسلام به ملتهاى ديگر اين بود: ما آمده ايم شما را از بندگى و بردگى خدايان و اربابان گوناگون نجات دهيم و بندگى خداوند يكتا را به شما هديه كنيم.

۴٫ دفـاع از سـتـمـديـدگـان: از ديـگر انگيزه هاى جهاد است. مبارزه با كسان كه انـسـانـها و جامعه هاى بشرى را به بند مى كشند و منابع اقتصادى و انسانى آنان را بـه يغما مى برند وو جهاد براى گسترش عدالت اجتماعى, پس از شعار توحيد, مهم تـرين برنامه هاى پيامبران است. رسولان خدا براى نبرد با فرعونيان و قارونيان و سـتـمكاران, توده ها را بسيج كردند و با نبردهاى خونين طاغوتهاى روزگار خود را برانداختند و مستضعفان را به حكومت نشاندند:

(تـمـام انبيا, از صدر بشر و بشريت براى اين بوده است كه جامعه

را اصلاح كنند و فـرد را فـداى جـامـعه مى كردندو خداى تبارك و تعالى مى فرمايد كه انبيا را ما فـرستاديم, بينات به آنها داديم, آيات به آنها داديم, ميزان برايشانو فرستاديم (لـيـقـوم الـنـاس بـالـقـسط)۴۰ غايت اين است كه مردم قيام به قسط بكنند عدالت اجـتماعى در بين مردم باشدو دنبالش هم مى فرمايد: (و انزلنا الحديد) تناسب اين چـيـست؟ تناسب اين است كه با حديد بايد اينها انجام بگيرد. با بينات, با ميزان و با حديدفيه باس شديد.)