چکیده

حل مشکلات توسعه نیافتگی شهری در کشورهای در حال توسعه به تنهایی از عهده دولت ساخته نیست.ضرورتهایی مانند ناکارامدی دستگاههای دولتی، کمبود منابع مالی و افزایش خواست مردم برای مشارکت در امور و فشار سازمانهای بینالمللی، به عنوان مشکلات مطرح شده درون شهرها میباشد. اما فعالیت مطلوب درون شهرها، بستگی به وجود شرایط مناسبی در چهار عرصه دولت، شهرداری، سازمانهای غیردولتی، و دولت محلی دارد.به لحاظ نظری دولتی که در ساختار و سیاستها و برنامهها ظرفیتی برای پذیرش مشارکت و همکاری بازیگرانی چون سازمانهای غیردولتی ندارد، بدیهی است که عرصه چندانی برای فعالیت این سازمانها فراهم نیست.همچنین در نظام کنونی اداره امور کشور که نهادهای محلی مانند شهرداری وابستگی شدید به دولت از نظر مسائل مالی و اداری دارند، عرصه چندانی برای آنها به جهت داشتن ابتکارات مدیریتی و ظرفیتسازی و ایجاد انعطاف سازمانی برای همکاری با سازمانهای غیردولتی در دسترس نیست. لذا مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی درصدد آن است که نقش و جایگاه دولت محلی را در توسعه شهری با تأکید بر ایران مورد بررسی قرار دهد.

واژهگان کلیدی : دولت محلی، شهر، توسعه شهری، مشارکت، نهادهای محلی

-۱ استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران
۲ – دکتری جغرافیای سیاسی و مدرس دانشگاه جامع علمی کاربردی شهرداریهای شیراز

۳ – کارشناسی ارشد جمعیت شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

۱

.۱ مقدمه

اهمیّت مسائل شهری هیچ گاه به اندازه امروز، نمایان نبوده است.اکنون پس از قرنها، شهرها به عنوان مهمترین ثمرات تلاش-های تکنولوژیکی، هنری، فرهنگی و اجتماعی انسان به حساب میآیند ].در حال حاضر[ یکی از عوامل ایجاد نشاط و سرزندگی در شهرهای کوچک و بزرگ، تنوع در آنهاستنواحی. متفاوت، خصوصیات، فعّالیّتها، اندازهها، کاربریها و عملکردهای متفاوتی دارند.بعضی مکانها زنده و شلوغ و مکانهای دیگری آرام و دور افتادهاند.در این شهرها ترکیبات پیچیدهای وجود خواهند داشت: نواحی پرتراکم، نواحی یادمانی و باز، نواحی نرم (فضای سبز)، نواحی سخت (ساختمانها)، نواحی کهن، نواحی جدید، نواحی با ساختمانهای بلند و نواحی با ساختمانهای کوتاه، مراکز خرید و تجاری، مناطق تفریحی و گذران اوقات فراغت، و باید این تنوع را شناخت تا بتوان ویژگیهای مرتبط مناطق را تعریف کرد.در دنیای امروز با تحولاتی که در نحوه زندگی بشر روی داده و برای زندگی انسانها در قرن بیستویکم و دورههای زمانی پیشرو، طراحی فرایندهای شهری امروزی، که بتواند پاسخگوی سلایق و خواستههای مردم امروزی باشد متفاوت و زیاد است.در روند شهرنشینی، هنر شهرسازی باید آن گونه که مسلئل روز و آینده بشر ایجاب میکند کارایی داشته باشد.به طوری که »راهبرد های طراحی یک شهر کوچک یا بزرگ باید همواره ناظر بر سه حوزه اصلی و محوری باشند : -۱ حفظ بهترینهای گذشته؛ -۲ توجه به نیازهای فعلی؛ -۳ تدارک آینده مناسب.)«تیبالدز،» (۸۸: ۱۳۸۷در حال حاضر یک میلیارد نفر زاغهنشین در جهان وجود دارد که تبعات حضور این تعداد، عدم دسترسی ۲ میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر به امکانات بهداشتی، محرومیت ۱۲۱ میلیون کودک شامل ۶۵ میلیون دختر و ۵۶ میلیون پسر از تحصیل، بیسوادی ۵۷۵ میلیون زن، عدم دسترسی ۵۰ درصد زنان کشورهای در حال توسعه به مامای تخصصی و پزشک، دسترسی تنها ۱۴ درصد زنان به کرسیهای پارلمانی و وجود ۸۰۰ میلیون نفر گرسنه است.)«بحیرایی و اسدی، (۳۲ :۱۳۸۸ همه این موضوعات و حل آنها در گرو داشتن نظام مدیریتی کارامد و مطلوب به همراه شهروندمداری در درون شهرها میباشد.که این خود با ایجاد نظام شورایی درون شهرها و الگوی دولت محلی قابل دسترس است.

.۲ سؤال و فرضیه تحقیق

این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع و اسناد کتابخانهای و سایتهای اینترنتی در صدد است تا به این سوال که الگوی دولت محلی چگونه به توسعه شهری کمک مینماید و رابطهی بین دولت محلی و توسعه شهر چگونه است؟ و این رابطه در ایران چگونه میباشد؟ پاسخ لازم را ارایه نماید؛ بر این اساس فرضیه تحقیق این است که الگوی دولت محلی در توسعه شهرها در قرن بیستویکم با توجه به ساختار شکل گرفته در نظام جهانی و روند ارتباطات میان شهرها، این الگو می-تواند نقش و کارکرد مطلوبی را در توسعه شهرها ایفاء نماید.البته الگوی دولت محلی در ایران شکل نگرفته و توسعه شهرها روند مطلوبی را ندارند.
.۳ مبانی نظری

.۳,۱ دولت محلی

۲

دکتر دره میرحیدر در کتاب مفاهیم بنیادی در جغرافیای سیاسی، حکومت محلی را یک سلسه نهادهایی که به منظور حفظ و نگاهداشت روابط اجتماعی در سطح محلی (زیرملی) تأسیس میشوند، و این نهادها شامل دولت محلی۱، قوه قضاییه محلی، مقامات جواز دهنده و … میباشند؛ تعریف میکند و دولت محلی را پایینترین ردهی تشکیلاتی دولتی به منظور ساماندهی امور محلی (تکتک شهرها، شهرکها و جماعتها) میداند.(میرحیدر ،(۵۱ :۱۳۸۶براساس تعریف سازمان ملل متحد حکومت محلی تقسیمبندی سیاسی یک کشور و یا یک ایالت (در سیستم فدرال) است که به وسیلهی قانون ایجاد شده و کنترل اساسی امور محلی مانند وضع مالیات را در دست دارد که هیئت اداره کنندهی آن موجودیت خود را با انتخابات محلی به دست میآورند.در این تعریف چند نکتهی کلیدی مورد توجه است : .۱ حکومت محلی باید به وسیلهی قانون ایجاد شده باشد؛ .۲ این قانون باید بر امور محلی کنترل اساسی داشته باشد؛ . ۳ هیئت اداره کننده، منتخب مردم محل باشد.(مقیمی،(۳۴۰ : ۱۳۸۷ از دید تاریخی شایان ذکر است که قرنها قبل از پیدایی سیستمهای سیاسی امروزی، حکومتهایی در سطح واحدهای ارضی
کوچک وجود داشتهاند.این حکومتهای کوچک محلی، در شرق و به ویژه در خاورمیانه، دارای سوابق تاریخی طولانی بوده-اند.تحول تدریجی این حکومتهای محلی، کوچک بوده که بعدها برای نخستین بار در تاریخ موجد امپراتوریهای بزرگی در این منطقه شدهاند . در اروپا نیز سابقهی تاریخی حکومتهای محلی به مراتب کهنتر و ریشهدارتر از سابقهی حکومتهای ملی است.در آمریکا نیز قدمت حکومتهای محلی از حکومت ایالات بیشتر است.در این کشور، میتوان چگونگی تحولی که حکومت محلی را به حکومت ایالتی و سپس به حکومت مرکزی یعنی به حکومت فدرال آمریکا تبدیل کرده، مشاهد نمود.در اواخر قرن پانزدهم، اولین گروه کوچک مهاجران در این منطقه از جهان پیاده شدند، سپس به تدریج گروههای دیگری به آنان پیوستند و یا در قسمتهای دیگری از سرزمین پهناور آمریکا ساکن شدند.هر یک از این گروههای کوچک طبق آداب و رسوم، طرز تفکر اجتماعی، سیاسی و مذهبی خویش برای تنظیم روابط میان خود، حکومتهای محلی متناسب با نیازمندیهای گروه تشکیل دادند.این حکومتهای کوچک محلی به تدریج موجب پیدایی واحدهای بزرگتر شدند، تا بهتر به توانند منافع اقتصادی و سیاسی آنها را در قلمرو وسیعتری حفظ نمایند .به دنبال چنین تحولاتی بود که سرانجام در هنگام جنگهای استقلال، ابتدا از اجتماع سیزده ایالت مستقل قبلی، کنفدراسیون ایالات متحدهی آمریکا و سپس در سال ۱۷۸۸ میلادی کشور آمریکا به صورت فدرال در آمد.(قالیباف،(۸۵ -۸۶ :۱۳۹۱ در طبقهبندی انواع حکومت، مرسوم است که صاحب نظران بین حکومت متمرکز و حکومت فدرال فرق میگذارند.گرچه

حکومتهای فدرال که غولهایی مانند کانادا، استرالیا، برزیل و شوروی سابق را شامل میشوند، بیش از نیمی از خاک جهان را در بر میگیرند؛ اما سه چهارم کشورهای جهان دارای قانون اساسی واحدی هستند.حکومت متمرکز در سنت تمرکزگرای فلسفهی سیاسی فرانسه، در عقیده به این که قدرت تنها بایستی برای سهولت ادارهی امور واگذار شود و این که اجزای سرزمینی حکومت باید در تمام جوانب، تابع یک مرکز سیاسی باشند، ریشه دارد؛ اما در فدراسیونها، سطحی از دولت محلی دارای وجودی ضمانت شده در نظام سیاسی است.برای مثال حکومت فدرال آمریکا نمیتواند به عنوان مثال بزرگراه بسازد، بیمهی اجتماعی و دستمزد بیکاری را بپردازد و یک سرویس بهداشت ملی را ایجاد کند، زیرا این وظایف در قانون اساسی ذکر نشده و بر عهدهی ایالتها میباشد.(مویر، (۲۵۱ -۲۵۲ :۱۳۷۹ دولتهای محلی به عنوان یک بازیگر در عرصه بینالمللی و یا عاملی است که به مشکلات و مشوقهای جدید در مورد آنچه که

روند جهانی شدن به ارمغان آورده است، واکنش نشان میدهد؛ از جمله اهداف تأسیس و یا کاربرد الگوی دولت محلی میتوان

۱ – Local Government

۳

به : تبادل اطلاعات و دانش، دادن یا گرفتن کمک مادی، لابی دولت مرکزی و یا سازمانهای بینالمللی، دفاع از منافع محلی و
یا پیشنهاد سیاستهای مشترک شهری در فرایندهای یکپارچه سازی منطقهای، نام برد.(( Salomon,2009: 10 حکومت
محلی به عنوان جزیی از ساختار حکومت و دولت مرکزی از نظر جغرافیای سیاسی بر شناسایی واقعیتی به نام امور محلی تأکید
دارد.بدین معنی که فضاهای جغرافیایی در مقیاس خود ویژگیها و اموری دارند که حوزهی اثرگذاری و نفوذ آنها محدود و
انحصاری است، به بیان دیگر از مرزهای جغرافیایی مقیاس میکرو فراتر نمیرود.(قالیباف،(۷۰ :۱۳۹۱
جدول شماره : ۱ برخی از ویژگیهای حکومت محلی
ویژگیها توضیحات
انتخابی بودن هرچند در برخی نواحی که وسعت کمی دارند، حکومت محلی جلسات
خود را به صورت ساده و با شرکت تمام اهالی تشکیل میدهد، ولی در
بیشتر نواحی، کارگزاران محلی (مسئولان حکومت محلی) نمایندگانی
هستند که به وسیلهی اعضاء جامعه در یک فضای انتخاباتی مناسب،
انتخاب میشوند.این اعضای منتخب برای ادارهی امور عمومی محل،
ستادی متشکل از کارگزاران و کارمندان تمام وقت، شامل مهندسان،
حسابداران، معلمان، کارمندان دفتری، مأموران نظافت را تشکیل می-
دهند.
سازمانی با هدفهای چندگانه هر حکومت محلی وظایف متعدد و متنوعی دارد تا بتواند خدمات مورد
نیاز مردم محل را فراهم آورد.کارگزاران محلی در حوزههای مختلف،
مانند تأمین امکانات مورد نیاز مؤ سسات آموزشی و مدارس، ایجاد خانه-
ی سالمندان، مراکز بازآموزی معلولین، خدمات آتش نشانی، جاده
سازی و نگهداری جادهها، مدیریت ترافیک، کنترل محیط از طریق
مقررات ساختوساز و توسعه محل، ارایه خدمات بهداشتی و … فعالیت
میکنند.
فعالیت در مقیاس محلی هر حکومت محلی فقط در حوزه ی خود مسئلویت دارد.قلمرو فعالیت
بعضی از حکومتهای محلی، محدود است (حکومتهای محلی در
روستاها و شهرهای کوچک)، اما برخی در مقیاس وسیعتر فعالیت می-
کنند (حکومتهای محلی در شهرهای بزرگ).
ساختار تعریف شده حوزه اقتدار، اختیار و روابط حکومت محلی تعریف شده است و وظایف
هر جزء در قالب روابط تعریف شده مشخص میشود.
حکومت محلی تابعیت از اقتدار ملی اقتدار ملی عمولاً از طریق پارلمان اعمال میگردد.بر این اساس،
موجودیت حکومتهای محلی از قانونگذاری پارلمان نشأت می-
گیرد.حکومتهای محلی به این ترتیب، تابع قانون ملی هستند.چنانچه
حکومتهای محلی خارج از چارچوب قانونی عمل کنند، مورد مآخذه
قرار میگیرند.
خودگردانی اگرچه حکومتهای محلی براساس مسئولیتهایی که به وسیلهی
پارلمان به آنها داده شده، انجام وظیفه میکنند، ولی نباید آنها را به
عنوان عوامل حکومت مرکزی در سطح محلی فرض کرد.
سیستم نرخ گذاری مالیاتی برای انجام خودگردانی نیاز به منابع درامدی است که از محل عوارض و
مالیاتها کسب میشود.حکومتهای محلی دارای نظام مالیاتی هستند
۴