دولت ملی و تئوری انجمن چند ملیتی

گرازی لیتو – گلیلینر
دانشگاه بانک جنوب نورن
دانشگاه مکاتبه ای
خلاصه : این مقاله با بررسی تئوریهای کمپانی (TNC) و فعالیت آنان آغاز می گردد. با توجه به نقش ملی و مرزها و ایجاد سوالاتی که آیا به تئوریهای ویژه درباره کمپانی های چند ملیتی نیاز داریم و در عملیات بین مرزی چه چیز ویژه ای هست تا تئوریهای خاص را تضمین نماید. تحلیلی ، ابعاد عملیات بین مرزی را پیگیری می نماید. بین دولت ملی و جایگاه رژیم های نظارتی ، ارتباطی وجود دارد.

آنها امکاناتی را به دلیل منافع خاص چند ملیتی ایجاد می نمایند و هم زمان از عمده استراتژی خاصی برای افزایش این منافع بر می آیند. منافع تئوری کمپانی های چند ملیتی TNCs نه تنها در مورد نیروی کار بلکه برای دولتها هم مطرح است . فعالیتهای TNCs تجزیه استراتژیک با برنامه ریزیها می تواند هم به جهت عاملان گوناگون در سیستم اقتصاد و هم کمپانی های رقیب طراحی گردد،
بررسی اجزای تولید بویژه در گیریها با نیروی کار.

نتایج و دخالتهای آموزش سیاسی را به دنبال داشت.
ژل: ۲۳F و ۲۱F .
کلمات کلیدی ؛ کمپانیهای چند معینی با تئوری کمپانیهای چند ملیتی و نیروی کار ؛ کمپانیهای چند ملیتی و دول ، کمپانیهای چند ملیتی و دولت ملی .
۱- مقدمه

در دهه ۱۹۵۰ الی ۱۹۶۰ رشد قابل توجهی در سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) بویژه در کمپانیهای امریکایی و انگلیسی به طور گسترده در بخش تولید مشاهده شد. تغییری را از قبل از FDI WWII اعلام کرد. که بر روی کوچکترین کند به درون اصلی ترین منابع بود. این تغییر نیاز برای توضیحاتی از FDI می توانند طولا نباشد را سبب می شود و نیاز از جهت و اطمینان مواد خام غیر قابل دسترسی در کشورهای توسعه یافته ناشی می شود.

موج جدیدی از FDI در عمل به سوی دیگر کشورهای توسعه یافته هدایت می شود. این مسیر از سئوالات از عهده مقایسه عملکرد کمپانی های بومی و خارجی و برخورد FDI با کشور میزبان بر می آید. این گونه سئوالات موضوع تحقیقات اولیه جان دانبگ با منابعی از سرمایه گذاری تولید امریکا در انگستان بود (۱۹۵۸) بعلاوه ، میزان FDI بحدی افزایش یافت که آن توضیح تئوکلاسیک را که همه انواع سرمایه گذاریهای خارجی را دور هم جمع می کرد زیر سوال برد. یک جوان دانشجوی دکترا در مورد تکنولوژی ماساچوست با این سوال مواجه شد. این سوال او را به سمت ایجاد فاصله بین مجموعه اوراق بهادار و سرمایه گذاری خارجی مستقیم بر مبنای کنترل هدایت نمود. تحقیق دکتری همیوز (۱۹۷۶ / ۱۹۶۰) سالها ناشناخته بود و بعد از مرگش به چاپ رسید. گر چه امروزه وی به عنوان پدر تئوری کمپانی بین المللی شناخته شده است.

باید متذکر شد که موضوع مطالب تئوریهای گوناگون طی چهل یا پنجاه سال گذشته گسترده شده است. بعضی تمرکزها بویژه بر تولید بین المللی و نماینده نزدیک FDI با برخی توجهات دیگر هم به شیوه انترناسیونالیسم و هم FDI – مانند تجارت یا مجوز یا سرمایه گذاری های مشترک – برخی توجهات به همکاریهای بین المللی بصورت کامل ؛ درتکاملش ، سازماندهی و حوزه فعالیتها داشته است. این مقاله در بخش دو با گزینه ی خلاصه به تئوریهای اصلی همکاری بین المللی و تحلیلی درباره برخی اجزاء کلیدی ادامه می یابد. این بخث اینگونه دنبال خواهد شد که چرا ما به مطالعه TNC و یا چرا به مطالب مرزهای ملی برای سیاستهایشان نیازمندیم ( بخش ۳ و ۴) بخش آخر نتایجی در مورد پیامدهای سیاسی و آموزشی را به دنبال خواهد داشت.

۲- خلاصه ای از بازنگری تئوریها
تحقیق هیمرز به دو بخش تقسیم می شود: فاز اول رادیکال شامل رساله دکتریوی فاز بعدی مارکیست در حالیکه کار او درباره کمپانی بین اللملی (IF) او را بدست تجزیه موضوعات گسترده تر مانند سازمان دهی کار هدایت می شود رابطه بین IF و دولت با رابطه بین IF و توسته و توسعه کشورها و هم دخالت بین فعالیتها و این کشورها (۱۹۷۹ و ۱۹۷۲ و ۱۹۷۱ و ۱۹۷۰ )

عقاید اصلی تئوریش در رساله او موجود است : ۱- مفهوم کنترل که برای تمایز بین مجموعه اوراق بهادار و سرمایه گذاری مستقیم حیاتی است همینطور انگیزه سرمایه گذاری مستقیم درمقابل دیگر شیوه ای انترناسیونالیسم مانند مجوز حیاتی است.
همچنین ویژگیهای کنترل در کاربعدی او در شرایط مدیریت کنترل فراتر از نیروی کار است ۲- معایب بازار و ارتباط بازار قدرت کمپانیهای عملیاتی در بازارهای آلیکو پالستیک کلیدی برای تحلیلهای او بود که چرا کمپانیها سرمایه گذاری را افزایش می دهند. در مقاله ۱۹۶۸ او، هیمر کارکوآس را درسال (۱۹۷۳) دنبال کرد و تئوریش را در مورد سازمانهای همجوار کمپانیها بیشتر گسترش داد. برخی از نکات کار بعدی او را درباره تئوری های بین المللی پیش انداخت. این مقاله به راحتی با بخشهای رادیکال و با کمیت او هماهنگ نمی شود.

کار از MIT جدا نبود در جائیکه همیر رساله اش را ریمون و رسن بر پایه مدرسه تجاری های وارد بود و او را با مشکلات مشابهی در روندی متفاوت مواجه می کرد. نکته اصلی ورنون در کل کمپانی نیست بلکه تولید است. او از مفاهیمی در دو مسیر اصلی در وجود آثاری بر طبق توسعه تئوری وتولیدات بین المللی چرخه زندگی، بهره می جوید. یک مسیر در مراحل گوناگون تولید روزمره زندگی است ( کوتزن ۱۹۵۳) مسیر دیگر .تئوری تجارت بر پایه خلا تکنولوژی است ( پوزنر ۱۹۶۱) . در تئوری ورنون ، نوآوری تولیدات کمپانی مبتکر با منافع مونوپالستیک را ایجاد می کند که در ابتدا درون کشور سپس در خارج کشور مورد بهره برداری قرار می گیرد. فعالیتهایشان به خارج از کشور پی در پی در زمینه تجارت جهت سرمایه گذاری مستقیم

توسعه می یابد. گام بعدی درکشورهای توسته یافته و دست آخر در کشورهای در حال توسعه رخ می دهد . بعد از ابتکار تولید بدست کامل شدن سپس به فاز استاندارد شدن می رسد، و در سطح رقابت کمپانی ها افزایش یافته و این در حالی است که به بازارهای جدید نیاز می شود همین طرو مناطقی هست که منطقه توزیع کالاهای ارزان می شوند. نیازهایی موجود است که مطابقت با تولیدات روزمره زندگی دارند و در کشورهای گوناگون مناطقی زنجیروار برای این گونه تولیدات هست. این تئوری به دلیل پویایی بیش از تئوریهای دیگر شناخته شده است: یعنی موقعیت را مطابق زمان تغییر داد، تغییر سیاست کمپانی همراه با موقعیت و محیط تازه صورت می پذیرد.

منافع تکنولوژی و ابداع کلدی این تئوری است که بسیاری از سالها در بحبوحه تردیدها و انتظارم در آثار آن تسلط داشته است.
درونی سازی در طول مرزهای ملی رخ می دهد ما تولیدات داخلی و TNC را داریم. FDI بر پایه منابع ، بین دو جنگ جهانی موجب درونی سازی در مرزها به طور قائمی گردید. بعد از جنگ جهانی دوم تولیدات بین المللی بسیاری ساخته شد و نتایج تحقیق را شکل بخشید. سپس درونی سازی و تلاش برای نگهداری آن در نتیجه تحقیق و ابتکار میان بوجود کمپانی، بوجود آیند ، در حالی که توسعه انواع بازار و مناطق تولید در میان مرزها ادامه دارد. در آخرین تحلیل تئوری با پدیدار شدن فرض شرکتهای چند ملیتی خواهان کاهش قیمت و تردید عملکرد بازار بودند.

در این میان تأکید بر اهداف سودمند و تغییر تولیدات وابسته به کمپانی است ( کت ول ۲۰۰۰) تئوری مطالعات عمیقی درباره سازمان تولیدات را ایجاد کرده بود. جان دانینگ در کار فعالیتهای کمپانی های خارجی پیشگام بوده است. اولی از تخصص و دانش در زمینه توسعه بحث می برد که گاهی آن را تئوری یا تئوری سیستمیک و یا الگو می نامند. طرح وی تلاش برای توضیحی کل حوزه فعالیتهای MNC بود: یعنی تجارت مجوز یا FD4 ( دانینگ ۱۹۷۷ و ۱۹۸۰ ) . تحت چند محیطی نقد صریحی توسط ورنون (۱۹۷۹) صورت گرفت. آن بر اساس نظریه ای در اواخر دهه ۷۰ بود، محیط بزرگ تغییر یافته بود و مرتبه انترناسیونالیسم داشت. این اجزا به ترتیب به شکاف اقتصادی کوچکتر بین اروپای غربی و امریکا و به احتیاط کمی در روند انترناسیونالیسم کمپانی ها منجر شد.

تئوری انترناسیونالیسم ( مانوس ۱۹۷۲ با بوکلی و کیسون ۱۹۷۶ تیس ۱۹۷۷ راگمن ۱۹۸۸ با هنرت ۱۹۸۲ و ۲۰۰۰ وکاوس ۱۹۷۱ و ۱۹۸۲ TNC ریشه هایش در تئوری کمپانی رونالد کیاس دارد که کمپانی در نتیجه تلاشهای اقتصادی در زمینه ارزش مذاکرات بازار رشد بیشتری نمود و او آنها را گستراند و خواستار مذاکره بها و توضیح مفاهیم در بسیاری جوانب کمپانی از سازمان به رشد توسعه بود. بازار مذاکره ای بهتر از نوع ساختاری در رساله هیمر یا ورنون است. این نقصها شکلها و ارزشهایی را به وجود می آورد که بهتر است از مذاکرات انترنالیسم اجتناب شود. هنگامی که (۲۰۰۰ و ۱۹۸۹) کانت ول نگرش و پویا راجهت رشد MNC بر پایه ابتکار و گردآوری تکنولوژی پیش برد. مدل او نتیجه مطالعه تجربی جامع از اقدامات ابتکاری بخش تولید صنعتی کشورهای توسعه یافته است.

وی مسلم می داند که مدیران اقدامات ابتکاری شان را بر اساس افزایش کمپانیها در اقدامات ابتکاری در چندین مرکز با سرمایه گذاری کرده و از محیطهای متعدد یادگیری می کنند. بعلاوه ، فواید ابتکار و تکنولوژی در صنعت و منطقه منتشر می شود که MNC2 عمل می کند و این موضوع کمپانیهای دیگر را ترغیب به سرمایه گذاری در همان محل می نماید.
تأثیرات انباشتگی و انتشار مفهوم منافع منطقه ای اندوجینس را منجرمیشود . ابداع مراکز چند سیاستی به این معنی است که درحالیکه ما سلسله مراتب کمپانیها را در شرایط گردآوری تکنولوژی می بینیم، سلسله مراتب کشورها را نداریم. این نتایچ ورنون را نقض می کند. این آخرین مدل انتقال تکنولوژی است در حالیکه کنت ول مول اختراع تکنولوژی و انتشار آن را ارائه نمود. در دو دهه گذشته شسته ، بیشتر آثار اقتصادی سنتی و ظهور جذابیت و اقداماتش را مشاهده می نمائیم.

MNC در یکی و یا دیگری به کار گرفته می شود یا در مسیرهای متفاوتی گذاشته می شود به تحت چه شرایطی کمپانی با تولید مستقیم بهتر از صادرات و مجوزات چطور سرمایه گذاری کشور بسته می شود؟

بر حسب نیازها او جوابهایی را برای سوال پیشنهاد کرده که ساختار تحلیلی سه گروه منافع را در بر می گیرد: منافع مالکیت کمک می کند تا بفهمیم چرا کمپانی خاص در یک موقعیت مطلوب فرصتهای سرمایه گذاری را درمقابل رقبا بر می دارد ، منافع موقعیت توضیح می دهد چرا یک کشور ونیز یک منطقه سرمایه گذاری را ترجیح می دهد؛ منافع درونی سازی توضیح می دهد چرا وتحت چه محیط هایی کمپانی مجوز برای تولیدات مستقیم را ترجیح می دهد. هنگامی که منافع منطقه ای تولیدات مطلوب در کشور میزبان و اقدامات بین المللی صادرات اتفاق می افتد.

وقتی آنها برای کشور خارجی مطلول باشد. ما FD4 داریم ( یا مجوز بین المللی اگر فواید درونی سازی خیلی وسیع نباشد) این روند محدود به یک ادعا می شود که تئوری انتخاب نامیده می شود و بیش از یک لیست خرید متغیر نبوده است.
وانینگ ۲۰۰۰ دانینگ اینگونه پاسخ داد که به آن نباید به عنوان یک تئوری نگاه کرد بلکه آن یک سیستم و یا الگوئی است که چتری برای نگرش تئوری های متفاوت است. ( دانینگ ۲۰۰۰) .
تئوریهای برجسته گوناگونی در بالا نکات بسیاری داشتند و هنوز هم تفاوتهای بسیاری وجود دارد . در برخی تئوریهای ویژه فرضیات صریح و جسم در رابط اهداف ضروری دارند و در حالیکه دیگران بر اساس فرضیات اهداف استراتژیک برای کمپانی رشد بیشتری داشته اند. دوره کوتاه گسترش هر چه بیشتر در آمد و تحلیل نهایی در بعضی تئوریها نقش بزرگی را ایفا می کند وانگیزه مهم در پس FD4 وجود دارد که خواهان سازمان دهی تولیدات بر طبق کاهش قیمتها بویژه در بازار معامله ارزشها می باشد. تئوری درونی سازی اینگونه طبقه بندی می شود، وانینگ به برخی دامنه ها نزدیک است . نگرش تئوری تجارت نو با اقدامات برخورد می کند. – از دیدگاه من – همچنین در این طبقه بندی قرار می گیرد.

دلیل آن این است که اجزاء قیمت و هم توازنشان،؛ در تحلیل نهائی چنین نقش بزرگی را ایفا می کند. توسعه استراتژیها حاکی از وجود برخی مراتب قدرت است. معمولاً بازار قدرت و تمرکز بر استراتژیها حاکی از وجود برخی مراتب قدرت است. معمولاً بازار قدرت و تمرکز بر استراتژیها فراتر از کمپانیهای رقیب برای موقعیت و سهام بازار است. تولیدات بین المللی هست بنابراین دیدن نتایج استراتژیها برای افزایش سهم بازار توسعه تئوریهای تجارت نو با فشارهایش بر انباشتگی منافع و جغرافی تولیدات موجب بالا رفتن جذابیت اقدامات TNc گردیده است. این امر موجب همکاری ای گوناگون گردیده است ( هلپ من ۱۹۸۴ و ۱۹۸۵ ، و هپسمن و کروگمن ۱۹۸۵ ، کروکمن مارکوسن ۱۹۸۴ ، ۱۹۸۵ و ۱۹۹۸ ) که اقدامات TNC اساساً در مناطق چند طرحی مشاهده شده است از طریق ترکیب ساختار قیمتها توضیح داده می شود. مانند نقل و انتقال و دیگر قیمتهای مکانی . و وجود اقتصادی داخلی و خارجی انباشتگی منافع را به دنبال دارد. نگرشهای تئوری اساسی در توضیح اقدامات وجود دارد.

نویسندگان دیگری بر اجزای اصلی گردش های مالی پرداخته اند آلیبر ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱ یا در متن کشورها الگوهای رشد متفاوتی هست.
آلیبر ۱۹۹۳ برخی رشد بیشتری در پیامدهای ساختاری آلیکو پالتیک برای مدلهای جغرافیایی FDI داشت کنیکر باکد ۱۹۷۳ و گراهام ۱۹۹۰ و ۱۹۷۸ اقتصاد کلاً هم تولیدات بین المللی و هم تأثیرات آن است.
کونیگ سوژن ۱۹۸۷ تئوریهای برجسته گوناگونی در بالا نکات بسیاری داشته وهنوز هم تفاوتهای بسیاری وجود دارد. در برخی تئوریهای ویژه فرضیات صریح و مجسم در رابطه اهداف ضروری دارند و در حالکیه دیگران براساس فرضیات اهداف استراتژیک برای کمپانی رشد بیشتری داشته اند. دروه کوتاه گسترش هر چه بیشتری درآمد و تحلیل نهایی در بعضی تئوریها ای نقش بزرگی را ایفا می کند و بنابراین اهداف مفید نقش ممکن را برای آنها ایفا می کند و بنابراین اهداف مفید نقش ممکن را برای آنهاایفا می کند. انگیزه ای مهم در پس FDI وجود دارد که خواهان سازمان دهی تولیدات بر طبق کاهش قیمتها بویژه در بازار معامله ارزشها می باشد. تئوری درون سازی اینگونه طبقه بندی میشود ؛ دانینگ به برخی دامنه ها نزدیک است، نگرش تئوری تجارت نو با اقدامات برخورد می کند. – از دیدگاه من –همچنین در این طبقه بندی قرار می گیرد. دلیل آن این است که اجزا قیمت و هم نوازنشان. در تحلیل نهائی چنین نقش بزرگی را ایفا می کند. توسعه استراتژیک ها حاکی از وجود برخی مراتب قدرت است. معمولاً بازار قدرت و تمرکز بر استراتژیها فراتر از کمپانیهای رقیب برای موقعیت و سهام بازار است. تولیدات بین المللی هست بنابراین دیدن نتایج استراتژیها برای افزایش سهم بازار استراتژیها با توجه به راهبردهای گوناگون تئوری به استراتژیهای کمپانی های رقیب رجوع می کنند و بنابراین به موجودیت خود متصل شده و بازار قدرت را افزایش می دهند. گر چه کمپانیهای بزرگ از سوی دیگر فعالان اقتصادی و سیستم اجتماعی از سوی نیروی کار، دولتها در کشورهای میزبان و میهمان یا کمپانیهای با باندازه متوسط می توانند درجه ای قدرت را داشته باشند.
بنابراین ممکن است پانصد استراتژیها به سوی یکی یا بیشترین فعالان باشد. به این موضوع در دو بخش بعدی اش اشاره خواهیم کرد .
۳- چرا در مورد TNC مطالعه می کنیم؟
اولین جزو کلیدی که به سخنی در هر تئوری آشکار می گردد عبارت است این جز که به نظر کلید تبیین اقدامات است ، نمودارهای بسیاری کمی در تئوریها برای توضیح آنها برنامه ریزی شده است . آن فقط از تحلیل دلایل کاربودجه ای انتقال قیمتها تشخیص داده می شود و معمولاً با نرخهای مالیاتی متفاوت در کشورهای مختلف جذب می شود. کروگمن و دیگر محققان یا قدرت بازار است یا پاسخهای دفاعی برای استراتژیها از رقیبان است. نکته کلیدی این است که تولیدات بین المللی در نتیجه واسطه سیاستهای طولانی مدت است که هدف اصلی بازار قدرت بهبود آن یا دفاع از آن است.
البته ، ر استراتژی هر کمپانی منفعت هدف نهائی است ، نگرشها معمولاً از تکنیکهای گسترش هر چه بیشتر سود حاشیه ای استفاده نمی کنند . بازیگران بزرگ در دنیا با تردید از سوی ساختار ارزشها و واکنش دیگر بازیگران ، با تغییرات پویا در واسطه دوره ای طولانی ، با دانش مبهم از سوی ساختار ارزشها و عایدات ، استراتژیها ممکن است نتایج بزرگتری نسبت به بهینه سازی به لحاظ ریاضیات مو به مو به دست آورد. همه تئوریها بر بازار قدرت داشتن و اجزاء استراتژیک تأکید دارند. ( هیمر، ورنون ، کینکر باکر، گراهام، کولینگ و سوژن )
تئوری کنترل با فرضیات ویژه ای ساخته شد که کمپانی ها فعالانه برخورد کنند و یا توسعه استراتژی منافع مالکیتشان را در زمینه ابداع افزایش دهند.
نادیده گرفته شده بنابراین با نادیده گرفتن ویژگیهای داخلی در برابر ویژگیهای خارجی مخترعان و تولید کنندگان و یا به طور ویژه تری ، نادیده گرفتن عملی ملیت مخترع مواجه می شود. در عوض ، تمرکز گرایش به موردتوجه قرار دادن موارد ذیل دارد:

کمپانی در کل یا تجارت اقتصاد کلان مشتمل تولیدات کمپانی ملی ، سرمایه گذاری یا تجارت . این همان چیزی است که زمانی در باره اش مطالعه می کردیم یا برای مثال تئوری تجارت : یعنی شرایط وابسته و منافع تجاری کشورها تجزیه می کنم و یا اینکه تجارت بر استقلال هویت ملی کمپانی صادر کننده تأثیر گذار است.
چرا ما از چنین هویتی رنج می بریم وقتی صادر کننده کسی است که سرمایه گذاری وسیعی کرده است؟ به همان ترتیب ، بسیاری از مناسبتها را به هویت مخترعان ربط نمی دهیم وقتی آنان از نواحی دیگری در میان همان دولت ملی پدید می آیند. مثلاً وقتی کمپانی تکزان در میثاگن سرمایه گذاری می کند یا کمپانی توسکان در سیبل سرمایه گذاری می کند. (۱۹۹۹۱) تئوری تجارت نو به وجود دولت ملی با شرایط ارزشها توجه دارند – به ویژه به مکان – و در شرایط نظارت آنها حرکت منابع – هم از جنبه انسانی و پایتختی و هم تولیدات مطرح

می گردد و طبق این تحلیل چگونه و چطور دولت ملی ممکن است یقیین کند و مناسبی برای اندازه و ساختار تولیدات بین المللی باشند ، ما بایستی سوالاتی در عنوان این بخش مطرح کنیم و فعالیتش را مطالعه کنیم.؟ این سوال ممکن است استثنائی باشد بویژه از افرادی که مطالعات خود را در بیست سال گذشته یا سالها به شرکتهای چند ملیتی و فعالیتهایشان اختصاص داده اند. هنوز چنین سوالی نامعقول نیست.