امروزه اقتصاد دانشبنیان به عنوان یکی از جدیدترین مباحث در علوم اقتصادی مطرح می باشد. نقش دانش در اقتصاد به دلیل بهبود بهرهوری عوامل تولید از گذشته مورد توجه قرار گرفته و جایگاه آن بهعنوان عوامل درونزا در رشد اقتصادی مورد تأکید قرار گرفته است، از این رو مدلهای سولو، ریکاردو، همیلتون و … نقش دانش و تکنولوژی را انکارناپذیر دانستهاند. با توجه به اینکه در اقتصاد دانشبنیان، تولید، توزیع و کاربرد دانش محرک اصلی رشد اقتصادی، تولید ثروت و اشتغال در فعالیتهای اقتصادی است، فرایندهای خلق دانش، ذخیرهسازی، اشتراک و بهکارگیری آن باید به دقت برنامهریزی شود تا پیشرفت اقتصاد دانشبنیان را تضمین کند. برای دستیابی به اقتصاد دانشبنیان بایستی شرایط لازم برای ابداع و نوآوری فراهم شود تا توانایی تبدیل ایدهها به محصولات از طریق سرمایهگذاری، به تولید محصولات جدید منجر شود. در این مقاله اقتصاد دانش بنیان و نظریات مطرح شده بهطور کامل مورد بررسی قرار گرفته و راهکارهای مناسب برای تسریع همگانی کردن آن قید گردید.

ف

واژگان کلیدیف:اقتصاد دانشبنیان، مکتب نهادگرای، مکتب ساختارگرای، مکتب تکاملی ف

مقدمه:

امروزه ارتباط بین رقابت شدید و تغییرات سریع در اقتصاد ،مفهومی بنام “اقتصاد دانش بنیان”را مطرح مینماید. تغییرات سریع که بر پایه رشد گسترده و پرشتاب علم و دانش و فنآوری و به تبع آن بروز پدیدههای نوین اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همچون جهانیشدن، درحال ظهور و بروز میباشند.ظهور اقتصاد نوین، برپایه خدمات میباشد که در واقع، محور آن، از تولید صنعتی به سوی عرضه انواع خدمات مبتنی بر دانش و فنآوری، جابهجا گردیده است. زمزمههای این اقتصاد نوین که از دهه ۱۹۸۰ آغاز گردید، عدهای را به ترس واداشت که شاید اقتصاد خدمات، دارای رشدی کُند، قیمت های بالا و شغلهای کمدرآمد باشد. اما در سال ۱۹۹۶، مایکل مندل، اقتصاد نوین را توسعه یک اقتصاد فنآوریمحور، با رشد بالا و کم تورم معرفی نمود. ف جدای از این نکته،تولید و توزیع دانش نیز به فرایند بسیار مهم، حیاتی و تعیینکننده در رشد و توسعه اقتصادی و ایجاد مزایای

• نویسنده مسئول: مهدی سراج ( آدرس: تهران، میدان گلها، خیابان جهان آرا، کوچه ۳۹، پلاک ۴۲، ساختمان مروارید. تلفن:۰۲۱۴۲۷۱۲۲۵۴ mailto:m_seraj@modernisc.com09360555093 ؛ فکس: ۰۲۱۸۸۰۲۲۷۱۷ ، (m_seraj@moderniscHYPERLINK “mailto:seraj.mehdi@ymail.com” .com , seraj.mehdi@ymail.com

×

×

»دومین اجلاس مدیران تحقیق، توسعه و فناوری« با رویکرد نسل چهارم تحقیق و توسعه

رقابتی تبدیل گردیده است. انعکاس نتایج این فرایند کلیدی، به وضوح در رشد اقتصادی، تغییر در اشتغال و سطوح رفاه جامعه، مشهود است. البته توسعه سرمایه انسانی و کسب فرصت برای تسهیم دانش تبدیل به یکی از استراتژی های مهم توسعه شده است. در این میان رایانه ها و مخابرات زیرساخت های کلیدی اقتصاد دانش بنیان هستند (مانند جاده ها و راه آهن در اقتصاد صنعتی) که دانش را خلق، انباشته، مدیریت و تسهیم می نمایند. همچنین عوامل نرمی مثل سرمایه فرهنگی، منابع انسانی و ذهنیت کارآفرین نیز اهمیت بسیار دارند.این اقتصاد دانش محور اقتصادی است که به طور مستقیم وابسته به تولید، توزیع و استفاده از دانش و اطلاعات باشد.

اصول مکاتب اقتصادی:

در مطالعه و بررسی هر مکتب اقتصادی میباید اصول و قواعد آن را شناخت. هر مکتب بر مبنای اصول یا قاعده مشخصی ایجاد شده که آن اصل خود به مبانی و احکام دیگری تقسیم میشودمثلاً. اساس ثروت در مکتب مرکانتیلیسم، فلزات قیمتی، در مکتب فیزیوکرات، کشاورزی و در مکتب کلاسیک، کشاورزی و صنعتی میباشد. همین مسئله یعنی شناخت عامل اصلی ثروت خود مسائل دیگری را مطرح میسازد. ف طی دویست سال گذشته، اقتصاد دانان نئوکلاسیک، به دو عامل مؤثر در “تولید” می نگریستند: نیروی کار و سرمایه؛ و “دانش، بهره

وری، آموزش و سرمایهی فکری” را بعنوان عوامل خارجی می انگاشتند. در تئوری رشد جدید که براساس کار اقتصادان استانفوردی، پل رومر و دیگران، شکل گرفته است، به عوامل رشد پایدار که در مدل های قدیمی اقتصاد به آن توجه نمی شد، توجه نشان داده شده است. براساس تغییری که پل رومر به مدل نئوکلاسیک اقتصاد داد، تکنولوژی و دانشی که برآن بنیان نهاده شده است، بعنوان بخش درونی سامانهی اقتصادی در نظر گرفته شد و براساس نظر رومر، دانایی اساسی ترین شکل سرمایه بوده و رشد اقتصادی با انباشت دانش، امکان پذیر می گردد. از این رو، اقتصاد دانش بنیان، اقتصادی است که آشکار سازی دانش در آن،

نقش برجسته ای را در خلق ثروت بازی می کند. ف
از این رو شرایط کسب و کار، از دنیای لمس پذیر به سوی سرمایه های ناملموس روی می گرداند. ف
سرمایهی غیر ملموسفتچسظشبسشفسچذشقلسظلمففدر دو دامنه جای می گیرد: یکی سرمایه گذاری در خلق و انتشار دانش (مانند
آموزش، تحقیق و توسعه، اطلاعات و هماهنگی)؛ و دیگری، سرمایه گذاری بر روی پایدار نمودن شرایط فیزیکی سرمایهی انسانی
(هزینه های سلامت)ل
خلق دانش ف
ف

در اقتصاد کلاسیک، هدایت و تنظیم نیروی کار و سرمایه بود که خلق ثروت میکرد، امّا در اقتصاد دانش بنیان، سرمایه و نیروی کار، جایگاه خود را به دانش که در فرایند تولید محصول و خدمات، با آنها عجین گردیده، داده است. متفکران قرن حاضر، مانند دراکر (۱۹۹۳)، گیدنز ( ۱۹۹۴) و کاستلز (۱۹۹۸) دلایل فراوانی را ارائه داده اند که چرا انسان هزارهی جدید، با ترک محوریت سرمایه و نیروی کار در اقتصاد سنتی به سوی اقتصاد دانش بنیان گام نهاده است. از این رو خلق دانش، در فرایند تولید، بعنوان درونداد (ابزار رقابت) و هم برونداد (نوآوری)، بعنوان عامل چیرگی سازمان محسوب می شود.

ذخیره سازی/ دستیابی دانش ف ذخیره سازی دانش، منظر بسیار مهم در مدیریت دانش سازمانی در اقتصاد دانش بنیان است. انبار ذخیرهی داده ها و بازار داده ها،

نمایانگر نظامهای کلیدی فعال پخش و انتشار دانش می باشند. از خصوصیات ذخیره سازی و اشتراک دانش، نقش آن در ارزش افزودهی کالای دانش است. زیرا با ذخیره سازی و اشتراک دانش، بر خلاف اقتصاد صنعتی، تولید داده ها و افزایش دانش، شدت

»دومین اجلاس مدیران تحقیق، توسعه و فناوری« با رویکرد نسل چهارم تحقیق و توسعه

یافته و موجب تندتر شدن چرخهی دانش و خلق دانش جدیدتر می شودل ف اشتراک دانایی ف

برنامهی مدیریت دانایی اقتصاد نو، اشکال متفاوتی را به خود می گیرد که یکی از آنها مشارکت در دانایی است که گاهی از آن به عنوان سکوی یادگیری الکترونیکیفتقلشللسسفوقففنیز یاد می کنند. انقلاب تکنولوژیک اطلاعات/ ارتباطات، اکنون این امکان را برای پژوهشگران زیست پزشکی فراهم آورده تا دانش خود را در پهنه ای گسترده به اشتراک گذارند. زیرا اشتراک در دانش موجب کاهش هزینه ها و خطراتی که توأم با نوآوری است خواهد شد. ف بکارگیری دانش ف

منظر بسیار مهمی که در تئوری دانش بنیان اقتصاد جدید وجود دارد آن است که منبع برتری در رقابت که ارزش آن از دانش نیز بیشتر است، مقولهی بکارگیری دانش است. وفور اطلاعات فزاینده در محیط سلامت دانش بنیان هزارهی جدید، نیازمند آن است که این اطلاعات و اکتشافات علمی به شکل کاربردی ترجمه شوند. امروزه واژههای اقتصاد دانشمحور، اقتصاد دانشبنیان، اقتصاد دانش و غیره بهوفور به گوش میرسند و در لابهلای متون مختلف و سخنان سیاستمداران فراوان از آنها یاد میشود که پایه و اساس همه اینها مکاتب ساختارگرایی، نهاد گراها و تکاملی ها می باشند.

مکتب نهادگرای:

نهادگرایی یک روش تحقیق است که فروض اثبات گرایی(طششخشلشبطس) و تجربه گرایی (طششئشظششثب) در اقتصاد را به چالش کشیده است. در واقع این مکتب استدلال می کند که عوامل تاریخی، اجتماعی و ساختاری که قوانین اقتصادی را شکل می دهند باید در اقتصاد و توصیه های سیاستی مورد توجه قرار بگیرند و بسیاری از عوامل در اقتصاد تحت تأثیر وقایع تاریخی که دائماً در حال تغییر هستند قرار گرفته و این وقایع چه بطور مستقیم و چه غیر مستقیم، از طریق ساختارها و جامعه ای که فرد را احاطه نموده اند بر روی او تأثیر گذاشته اند. مهمترین عقیده ساختارگرایانفعبارتند از: تصویر کلی و عملکرد گروهی، اهمیت دادن به نقش دولت، تمرکز بر نهادها و نهادگرایی، بکار بردن روش تاریخی- قیاسی استنتاجی، برخورد منافع و حضور دولت، رد ایده و نظریه تعادل نرمالاصلاح، سیستم کاملاً لیبرال.ف

مکتب ساختارگرایی:

ساختار گرایی روش تجزیه و تحلیلی است در جغرافیای انسانی ( مخصوصآ در جغرافیای مارکسیستی و در جغرافیای صنعتی ) که بر اساس آن پدیده های مشاهده شده حاصل نیروها یا پدیده های منحصر به فرد نیستند ، بلکه پدیده های مشاهده شده حاصل مکانیزهای کلی تر و عمیقتر می باشند.فبه طور کلی جغرافیای ساختاری به منزله یک فرایند در جستجوی شناخت کیفیت،توزیع منابع کمیاب ،مثل زمین شهری، ثروت کشور، توزیع درامد میان مردم و … می باشد. در جغرافیای ساختاری پدیده های مشهود جغرافیایی نتیجه عملکرد نیروهای منحصر به فرد و خلق الساعه نمی باشد، بلکه این پدیده های جغرافیایی حاصل یک رشته ساز و کارهای ریشه داری است که در طول زمان بوجود آمده اند و شکل گیری خود را از ساختارهای پنهان وآشکار اخذ می نمایند. در جغرافیای ساختاری شرایط و ساختارهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بر توزیع ثروت ، درامد و قدرت حاکمیت دارند و این ساختارها شیوه زندگی و مسیر تحرک اجتماعی انسان را تعیین می کنند، در جغرافیای ساختاری دو گانگی روابط میان ساختار و عاملیت (انسان) و پیوستگی میان این دو در زمان و فضا تبیین می شود.

»دومین اجلاس مدیران تحقیق، توسعه و فناوری« با رویکرد نسل چهارم تحقیق و توسعه

مکتب تکاملی:

اساس و اصول این نظریه بر این اصل استوار است که فرهنگ جامعه بشری از آغاز تا به امروز ثابت نبوده و تغییر و تحول یافتهاست. به سخن دیگر اصل حرکت یا پویایی، اساس و زیربنای این تئوری را تشکیل میدهد. بنابراین آنچه که در این مکتب مورد بررسی است جامعه و فرهنگ انسانی است که از مرحله ساده به پیچیده سیر کردهاست. اولین کسانی که تلاش کردند تغییرات فرهنگی را بررسی کنند تکامل گرایان (Evolutionists) یا همان تحول گرایان (تطور گرایان) می باشد. و به عنوان نخستین نظریه ای است که پس از اعلام موجودیت علم انسان شناسی در آن ظاهر شد و ریشه های این نظریه را باید در علوم طبیعی جست و دو چهره اساسی در این علوم که در شکل دادن و تداوم نظریه تطوری تعیین کننده بودند لامارک و داروین بودند و اینها به عنوان دانشمندان طبیعت شناس مطالعات گسترده ای را بر روی موجودان طبیعی به ویژه بر گیاهان و جانواران انجام دادند.

اقتصاد دانش بنیان:

نظم نوینی در حال شکل گیری است که پایههایش بر دانش جدید و نوآوری مبتنی بر دانش است. در نظم نوین اقتصاد جهانی، ایجاد دانش جدید و بهره برداری مطلوب از آن، شرط حیات سامانههای اقتصادی و اجتماعی است . برنامه توسعه ملل متحد (UNDP)بر مبنای فرایندهای اساسی معرفی شده و نمایه پیشرفت فنّاوری کشورها را در چهار گروه تقسیم بندی کرده است:

۱٫ رهبران فنّاوری
۲٫ رهبران فنّاورانه بالقوه
۳٫ اقتباس کنندگان پویا

۴٫ کشورهای در حاشیه

نظریههای نوآوری و توسعهفنّاوری:

اولین الگوهای ارائه شده برای تبیین نوآوری، الگوهای خطی بودند. نخستین الگوی خطی نوآوری یعنی الگوی کارآفرینی
(Entrepreneurship)از سوی»شومپیتر« در اواسط قرن نوزدهم مطرح شد.در این الگو، نوآوری از بنگاه نشأت میگیرد و در داخل بنگاه، فردی پیدا میشود که با توجه به دانش و تجربه اش، به نوآوری دست میزند و در واقع نوآوری، قائم به فرد بوده است. الگوی دوم، الگوی ادغام عمودی (vertical Integration) بوده که بنگاه در درون خودش، مرکز تحقیق و توسعه را به وجود میآورد و در چنین حالتی، یک مرکز، متولی نوآوری میشود. الگوی سوم، تعاونفنّاورانه (Technological Cooperation)است. مفهوم تعاونفنّاورانه این است که چند بنگاه با همدیگر یک مرکز تحقیق و توسعه را به وجود بیاورند و هزینه تحقیقاتی و خطرپذیری آن را بر تعداد شرکتها سرشکن کنند و تا حدودی خطرپذیری تحقیقات را کاهش بدهند.در دهههای اخیر دانشمندان و محققانی همچون »نلسون«، »روزنبرگ« و »فریمن« انتقاداتی بر الگوهای خطی نوآوری وارد و الگوهایی غیرخطی را مطرح کردند که در قالب الگوی تنوع نهادی (Institutional Variety) قابل بررسی است و اعتقاد بر این است که نهادها و عوامل مختلف در شکل گیری ایده و تبدیل آن به نوآوری فنّاوری دخیل هستند.

نتیجه:

»دومین اجلاس مدیران تحقیق، توسعه و فناوری« با رویکرد نسل چهارم تحقیق و توسعه

تبدیل شدن یک سامانه اقتصادی به اقتصاد دانش بنیان مستلزم وجود دولت دانش بنیان، بنگاه دانش بنیان، دانشگاه دانش بنیان و کارآفرین است.. در اقتصاد مبتنی بر دانش، از سرمایه فکری به منظورخلق وافزایش ارزش سازمانی استفاده می شود و موفقیت یک سازمان به توانایی اش درمدیریت این منبع کمیاب بستگی دارد .به علاوه، یکی از قابلیت های مهم سازمانی که می تواند ” مزیت پایدار” به سازمان ها در خلق و تسهیم دانش کمک بسیار نماید و برای آنها در مقایسه با سازمان های دیگر ایجاد کند، یادگیری سازمانی است.درنتیجه با استفاده از دانش می توان بهرهوری انسانی و سازمانی را تعالی بخشید. ف

منابع:
http://info.worldbank.org/etools/docs/library/145261/India_KE_Overview.pdf http://www.jobportal.ir http://www.knowledgecommission.org/focusareasPage.aspx