ديدگاه قرآن نسبت به سيرو سياحت

پيشگفتار
همانطور كه مي دانيم سير و سياحت منشأ بسياري از آثار مادي و معنوي و همچنين زمينه ساز پيشرفتهاي فردي واجتماعي است.
از جمله عواملي كه در شكل گيري تمدن و پيشرفت و مدنيت، در جوامع مختلف بشري موثر بوده مساله ارتباطات و شيوه هاي مختلفي است كه انسان براي برقراري ارتباط با ساير افراد جامعه يا جوامع به كار مي برده.

اصولاً زندگي فردي در جامعة امروزي بدون رابطه با ديگران امكان پذير نيست يا اگر باشد بسيار مشكل است در صورتي كه انسان بخواهد از منافع و فوايدي كه در ساير محيط ها فراهم گرديده استفاده نمايد بايد با آنها ارتباط برقرار كند، و از آنجا كه سير وسياحت يكي از عامترين و رايجترين راههاي برقراري ارتباط با ساير ملت‌ها مي‌باشد، در بيشتر كشورها توجه به توسعه و گسترش راهها و تأمين وسايل ارتباطي يكي از مسايلي است كه دولت ها اهتمام و توجه زيادي به آن دارند.

در قرآن كريم به سير و سياحت و گردش در روي زمين بسيار سفارش شده است و در آيات متعددي بدان پرداخته است آياتي كه مستقيماً به سير اشاره كرده اند جمعاً چهارده آيه و در دوازده سوره مي باشد. دريكي از اين آيات واژة سير به معني تمام آن نمي‌باشد. و در دوازه آيه خداوند اشاره صريح مي كند به گردش و سير در زمين و عبرت گرفتن از گذشتگان و در يك مورد نيز دعوت به تفكر درباره خلفت مي كند.

به اين ترتيب مي توان گفت آيات سير دو گونه اند گونه اي كه سير وسياحت را براي عبرت و گردش در آثار گذشتگان را بيان مي كند، كه بيشترين آيات «سير» در اين دسته جاي مي گيرند مانند «قل سيروا في الارض ثم انظروا كيف كان عاقبه المكذبين» و «قد خلقت من قبلكم سنن فيسروا في الارض فانفروا كيف كان عاقبه المكذبين» ( پيش از شما سنت هايي وجود داشت، پس در روي زمين گردش كنيد و ببينيد سرانجام تكذيب كنندگان چگونه بود) و گونه دوم كه هدف از سير را تفكر در چگونگي شروع خلقت بيان مي كند و مي فرمايد : « قل سيروا في الارض فانظروا كيف بدأ الخلق ثم الله يُنشيءُ النّشاةَ الآخره إنَّ الله علي كُل شَيءٍ قَدير»

( بگو: در زمين بگرديد و بنگريد خداوند چگونه آفرينش را آغاز كرده است؟ سپس خداوند جهان آخرت را ايجاد مي كند؛ يقيناً خدا بر هر چيز توانا است.)
در مفهوم سير و سياحت مي توان قايل به توسعه شد و چون ( همانطور كه در قرآن كريم نيز بدان اشاره شده) هدف از سير مشاهده و عبرت گرفتن است. لزوماً سير و سياحت محدود به سير مكاني نمي شود و هر آنچه كه انسان و روح وي را به حركت واداشته و به گردش مي برد نوعي سير محسوب مي شود. در اين باره كرسي مورسين مي گويد: «‌قوه تخيل يكي از مهمترين مواهبي است كه به انسان عطا شده است. با اين قوه انسان مي تواند به هر كجا كه ميل داشته باشد آنا سفر كند. خطيبي زبردست مي تواند مستعمين خود را در عالم تخيل با خود همراه ببرد و اگر في المثل از جزاير هند شرقي بحث كند و خود او آن جزاير را به چشم خيال ببيند،

آن قوت شنوندگان او هم سنگهاي مرجاني و رنگهاي متغير اقيانوس و آسمان لاجوردي و درختان نخل و جنگلهاي انبوه مناطق حاره را با آبهاي زلال و آينه فام بركه ها و درياچه هاي آن مي بيند و اگر قوه تخيل او قوي تر باشد مستعمين وي حتي اعمال ژرف ترين آبگيرها را به چشم مشاهده مي كنند.»
يقيناً‌ در قرآن كريم نيز نوع خاصي از مسير مدنظر نيست بلكه سياحت به معني عام آن مطرح است و هر سياحتي كه قادر باشد اطلاعاتي در دسترس ما قرار داده و عبرت و در نتيجه تفكر در سرانجام و عاقبت اين جهان و انسان به همراه داشته باشد، به طوريكه بتوان بهره اي از آن برد و به سعادت رسيد، مي تواند در اين حيطه قرار گيرد.

بدين ترتيب مواردي از جمله : مخابرات، مكاتبات، كامپيوتر، مطالعه و .. هم مي تواند مشمول بحث سير و سياحت قرار گيرد و نوعي سير به شمار ايد. به طوريكه از تمام اين امكانات مي توان اطلاعاتي مربوط به ديگر نقاط جهان بدست آورد.

از جمله فوايدي كه ابزارهاي جديد براي سير و سياحت دارند اينست كه در مدتي كوتاه ما را به هر كجا كه بخواهيم سير مي دهند و هر گونه اطلاعاتي ازگذشته تا امروز را در اختيار ما قرار مي دهند و لزومي ندارد براي سفر و كسب عبرت بار سفربنديم و سختي هاي راه را تحمل كنيم.
و بالاخره بايد بگوييم قرآن بهترين خطيبي است كه مستمعين خود را با آيات الهي خود به هر كجا بخواهد مي برد و تصويرهايي واقعي از گذشته و آينده در برابر ذهن بيدارشان نمايان مي كند و آنها را به تفكر وا مي دارد.

 

الف – اهميت و ضرورت سير در قرآن كريم

در آيات سير مشاهده مي شود كه مكرراً‌خداوند انسانها را به سير وعبرت گرفتن از سرانجام كافران تكذيب كنندگان آيات الهي و رسالت انبياء ، منكران معاد و جباران و زورگويان، دعوت مي كند. در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه ضرورت اين همه تكرار چيست؟ و چه چيزي در سير نهفته است كه باعث تأكيد فراوان قرآن روي اين مساله شده است؟
در اين بخش برآنيم كه به اختصار بعضي از ضرورتها و اهميتهاي سير در قرآن كريم بپردازيم:
۱- اتمام حجت

سنت الهي همه جا اين بوده كه قدر كافي مهلت براي تجديد نظر و بيداري و آگاهي بدهد، حوادث دردناك، و وسائل رحمت را يكي پس از ديگري مي فرستد، تهديد مي كند، تشويق مي كند، اخطار مي نمايد تا حجت بر همه تمام شود. ولي هنگامي كه اين مهلت به پايان رسيد سرنوشت قطعي دامنشان را خواهد گرفت، دير يا زود، به خاطر مصالح تربيتي، ممكن است، اما به اصطلاح سوخت و سوز ندارد. ايا توجه به همين واقعيت كافي نيست تا همگان از سرنوشت گذشتگان عبرت گيرند و از مدت مهلت الهعي براي بازگشت و اصلاح ، استفاده كند؟ آيا بايد باز هم نشست تا سرنوشت قوم اقوام گمراه و ستمگر پيشين درباره خ

ود ما نيز تكرار شود و به جاي اينكه از پيشينيان عبرت بگيريم، عبرتي شويم براي آيندگان. ‌
۲- هدايت بخشي
يكي از راههاي بيداري و هدايت بخشي انسانها مطالعه در تاريخ پيشينيان است. آيات سير نيز در اين باره مرتباً انسانها را تشويق به مشاهده و مطالعه آثار گذشتگان مي كنند: « سيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبة الذين من قبل كان اكثرهم مشركين» بگو : « در زمين سير كنيد و بنگريد عاقبت كساني كه قبل از شما بودند چگونه بود! بيشتر آنها مشرك بودند.»
نقش هدايت گري سرنوشت گذشتگان در اين آيه به خوبي بيان شده است

مي فرمايد : ‌«أفَلَم يَهدِ لَهُم كم اَهَلكنا قَبلهم من القرون يَمِشونَ في مساكِنهِم ان في ذلك الآياتٍ لاُولي النهي»
( آيا براي هدايت آنان كافي نيست كه بسياري از نسلهاي پيشين را هلاك نموديم. و اينها در سكنهاي آنان راه مي روند؟ مسلماً در اين امر، نشانه هاي روشني براي خردمندان است.)
۳- پند و اندرز براي مؤمنان

سرگذشتها و تاريخ هاي بيان شده در قرآن را نبايد سرسري شمرد و يا به عنوان يك سرگرمي از آن براي شنوندگان استفاده كرد چرا كه مجموعه‌اي از بهترين درسهاي زندگي در تمام زمينه‌ها و راهگشايي است براي همه انسانهاي «امروز» و «فردا».

بعضي از آيات سير انسان را به عبرت گرفتن از اقوامي دعوت مي كنندكه داراي توان و نيرويي زيادي بودند ولي با اين حال به خاطر كفرشان خداوند آنها را هلاك كرد: « اولم يسيروا في الارض فينظروا كيف كان عاقبه الذين من قبلهم كانوا أشدَّ منهم قوةً و أثار الارضَ و عمروها »
كه اين آيات علاوه بر كسب عبرت براي مومنان مي تواند جنبه پند و موعظه داشته باشد چرا كه خداوند مي فرمايد: « و كلاً نقصُّ عليك من اَبناءِ الرُّسُلِ ما نُثَّبت به فؤادكَ و جاءك في هذه الحقَّ و موعظةٌ و ذكري للمؤمنين»

( ما از هر يك از سرگذشتهاي انبيا براي تو بازگو كرديم، تا به وسيله آن قلبت را آرامش بخشيم و در اين براي تو حق، و براي مومنان موعظه و تذكر آمده است. )
۴- آيينه عبرت
عبرت گرفتن از زندگي ديگران از تجربه هاي شخصي مهمتر و پرارزشتر است، زيرا در اين تجربه ها بايد انسان زيانهايي متحمل شود تا مسائلي بياموزد ولي در عبرت گرفتن از زندگي و تجارب ديگران انسان بي آنكه متحمل سوخت و زياني شود ، توشه گرانبهايي مي اندوزد.

دستور قرآن كريم در زمينه «سيروا الارض» منطبق بر كاملترين شيوه هايي است كه امروزه بشر براي مطالعات خود به دست آورده است و آن اينكه پس از فراگرفتن مسايل در كتابها دست شاگردان را مي گيرند و به سير در ارض و مطالعة شواهد عيني آنچه خوانده اند مي برند.

سرگذشت انسانها همانگونه كه در آيات سير مورد تأكيد واقع شده اند، (فانظروا كيف كان عاقِبةُ المُكذّبيِن) آيينه اي است كه مي توان عوامل پيروزي و شكست، كاميابي و ناكامي، خوشبختي و بدبختي سربلندي و ذلت و خلاصه آنچه در زندگي انسان ارزش دارد و آنچه بي ارزش است، در آن ديده آيينه اي كه عصاره تمام تجربيات اقوام پيشين و رهبران بزرگ در آن به چشم مي خورد و مشاهدة آن عمر كوتاه مدت هرانسان را به اندازه عمر تمام بشريت طولاني مي كند.