چکیده:

دیپلماسی شهری به مثابه شاخه ای از دیپلماسی عمومی، از لحاظ کاربردی از جمله پدیده های نوظهور به شمار آمده و در کنار توسعه شهر و شهرنشینی و در جریان جهانی شدن اهمیت یافته است. روند جهانی شدن با ایجاد تغییر و تحولات بنیادین، زمینه ساز نقش آفرینی بازیگران غیردولتی در سیاست و روابط بین الملل و اهمیت یافتن افکار عمومی در عرصه سیاست خارجی گردیده است. بدین خاطر دولت ها، در کنار امنیت بین المللی، به امنیت انسانی و در کنار دیپلماسی رسمی، به دیپلماسی عمومی، موازی و شهری توجه می نمایند. در این راستا، از زاویه ای نو، نقش دیپلماسی شهری در سیاست بالا (در بعد امنیتی) بررسی شده است. (هدف) نقشی که می توان از آن، در قالب »ارزیابی بازیگران، بسترسازی و عامل پیشبرد«، در جهت پیشگیری از بحران های امنیتی، و حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی، بهره گرفت. (یافته) پژوهش پیش رو، در چارچوب این سوال »نقش دیپلماسی شهری در پیشبرد راهبردهای پیشگیری و حل اختلافات بین المللی چگونه است؟)«سوال) به طرح فرضیه ای در قالب »بهره گیری از دیپلماسی شهری، در راستای بستر سازی و پیشگیری از بحران، و افزایش حل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی میان کشورها موثر است.« پرداخته است. (فرضیه) کلیت نوشتار با استفاده از روش »توصیفی- تحلیلی« نوشته شده است. (روش)

واژگان کلیدی:جهانی شدن، امنیت بین الملل، دیپلماسی سنتی، دیپلماسی عمومی، دیپلماسی شهری، پیشگیری، حل و فصل اختلافات بین المللی

.۱ کارشناس ارشد روابط بین الملل دانشگاه مازندران، ۰۹۳۵۷۹۳۲۸۸۶، raminghauor@yahoo.com
. دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران، m.ghezel@umz.ac.ir

۱

مقدمه و طرح مساله:

پس از دوره موسوم به عصر پساجنگ سرد، شاهد دوره ای با عنوان »جهانی شدن « هستیم که ویژگی محوری آن، »فشرده شدن زمان و مکان« و تاثیرات متقابل کشورها و به تبع بحران ها از یک نقطه، مکان و کشور به دیگر نقاط می باشد. در این میان با توجه به پیشرفت سریع تکنولوژی و رشد اقتصاد جهانی، پیوندی از روابط اقتصادی با نام » وابستگی متقابل« اقتصادی، کشورها را در برگرفته است(شولت، (۴۷ : ۱۳۸۲ که همزمان، هم نوید امید توسعه و پیشرفت را سر می دهد و هم در شیپور ناامیدی، خاطره سال های نامنی را زنده می گرداند. به خصوص اینکه قریب به اتفاق کشورها، اینک نه نگران تهدیدات نظامی، بلکه بیشتر نگران تهدیدات مرتبط با عامل انسانی می باشند. تهدیداتی از جنس بیماری، تروریسم، فقر و … که هر آن در تلاش برای روشن کردن آتش زیرخاکستر اختلافات دولت ها و گداختن هیزم شک و تردید میان آن ها، می باشد. پس به همان نسبت رفاه، تهدیدات امنیتی گسترده تر و پیچیده تر گردیده است. به خصوص اینکه دولت ها و نخبگان سیاسی، هر چه بیشتر بر دایره مسائل امنیتی می افزایند تا از این رهگذر با ارائه تمهیدات اضطراری، از وظیفه بین المللی خود شانه خالی کنند. در این میان نکته ای که غفلتا از آن گذر کردم، تغییر و تحولات بنیادین در عرصه سیاست خارجی و دیپلماتیک دولت ها می باشد. در دوره ای که افکار عمومی مجال توجه، صحبت و عرض اندام را در کنار دولت ها یافته اند؛ دولت ها نیز برای اینکه از این قافله تغییر و تحول عقب نمانند در یک دگرگونی راهبردی، توجه ویژه ای را به مساله دیپلماسی عمومی در کنار دیپلماسی رسمی مبذول داشته اند. از آنجا که دیپلماسی عمومی و بالتبع دیپلماسی شهری، پدیده ای نوظهور می باشد، در زمینه کارهای آکادمیک و کاربردی کمتر به آن پرداخته شده است و آنچه که پرداخته شده هم نیز، بیشتر حول به کارگیری دیپلماسی شهری در مسائل مرتبط با سیاست های پایین (توسعه، مدیریت شهری) می باشد. در این پژوهش نگارنده با طرح این سوال »نقش دیپلماسی شهری در پیشبرد راهبردهای پیشگیری و حل اختلافات بین المللی چگونه است؟« به بررسی نقش دیپلماسی شهری در سیاست های بالایی، در قالب »ارزیابی بازیگران، بسترسازی و عامل پیشبرد« و در جهت پیشگیری از بحران های امنیتی، و حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی، پرداخته شده است.

بر این مبنا، کلیت نوشتار با بهره گیری از روش » توصیفی – تحلیلی«، در راستای تجزیه و تحلیل جایگاه، نقش و عملکرد دیپلماسی شهری در راهبردهای پیشگیری و حل اختلاف در امنیت بین الملل، به پیش رفته و بر اساس مطالعات کتابخانه ای و با کمک از منابع اینترنتی و یافته های سایر پژوهشگران، اقدام به بررسی موضوع گردیده است. از روش توصیفی، برای پرداخت و تبیین مبانی نظری و شناخت مفاهیم پایه ای و مرتبط با متغیرهای پژوهش و از روش تحلیلی، برای بررسی و تجزیه و تحلیل نقش دیپلماسی شهری در راهبردهای فوق الذکر بهره گرفته شده است.

جهت آزمون فرضیه پژوهش، ابتدا به تببین مبانی نظری بحث و سپس تشریح راهبردهای پیشگیری و حل و فصل اختلافات بین المللی، اقدام گردیده و در ادامه، به واکای دیپلماسی شهری، نقش و جایگاه آن در راهبردهای فوق الذکر، پرداخته شده است.
(۱قسمت اول: مبانی تئوریک طرح دیپلماسی شهری
(۱-۱مفهوم شناسی جهانی شدن:

واژه جهانی شدن،۳ نخستین بار برای طرح تحولاتی که در عرصه فعالیت های اقتصادی پدید آمده بود، مطرح گشت. پس از آن و بر سیاق مباحث اقتصادی، در موضوعات دیگری که دامن گیر ملل متعددی بود – همچون قاچاق مواد مخدر و تروریسم – به کار رفت؛ یعنی با تمامی پدیده هایی که به نظر می رسد بدون ملاحظه به حوزه های ملی، تعریف شده و عمل می نمایند. به همین خاطر است که جهانی شدن از بدو پیدایش، به نوعی با نگرش ملی گرایانه در تعارض بوده است و حکومت های ملی، آن را مایه فرسایش حاکمیت خودشان دیده اند. (تهرانیان، (۲۶ :۱۳۸۰ در خصوص جهانی شدن، دیدگاه های مختلفی وجود دارد که هر یک بر وجهی متمرکز شده اند. برخی، تغییرات اساسی در سازمان دهی سرمایه داری جهانی در عرصه های تولید، توزیع، تجارت، مالیه، و تکنولوژی را که می توان آن ها را در قالب گذار از سرمایه داری سازمان یافته به سرمایه داری بدون سازمان در مقیاس جهانی خلاصه کرد، خصیصه اصلی جهانی شدن می دانند. )Lash and Urry,7891( و بعضی دیگر آن را فرآیندی که در حال ساختن فضای جدید اجتماعی است، تعریف می کنند. )شولت،)۵۰ :۱۳۸۲ لیکن تعاریف دیگری وجود دارد که از جامعیت بیشتری برخوردار بودهو بر »به هم فشرده شدن« جهان در بعد زمان و مکان و کوچکتر گردیدن آن، در نتیجه نوآوری در وسائل ارتباطی و ارتباط تنگاتنگ فعالیت های اقتصادی و …دلالت دارد.

به عقیده دیوید هلد،۴ جهانی شدن دال بر : »فرآیندی (مجموعه فرآیندهایی) که تجلی بخش دگرگونی سازمان فضایی- مکانی مناسبات و تعاملات اجتماعی است که خود این مناسبات و تعاملات بر حسب گستردگی، شدت، سرعت و تاثیرشان ارزیابی می شوند و جریان ها و شبکه هایی فرا قاره ای یا بین منطقه ای از فعالیت، تعامل و اعمال قدرت پدید می آورد.« (گریفیتس، (۴۲۴ : ۱۳۹۰

گیدنز۵هم جهانی شدن را پیام فرآیند مدرنیته می داند و آن را »تشدید روابط اجتماعی جهانی« تعریف می کند. همان روابطی که موقعیت های مکانی دور از هم را چنان به هم پیوند می دهد که هر رویداد محلی ای، تحت تاثیر رویدادهای فوق العاده دورتر شکل گرفته (کردی،(۳۱ :۱۳۸۸ و موجب شده است که حاضر و غایب به لحاظ زمانی و مکانی به یکدیگر نزدیک شوند. (همان، (۳۳ بدین جهت است که طبق نظر اندیشمندان روابط بین الملل، بارزترین اثر جهانی شدن را می توان در »تشدید همگرایی« جهانی دید.

. Globalization

. David Held . Anthony Giddens

۳

(۱-۲مفهوم شناسی دیپلماسی:
کارشناسان مختلف، دیپلماسی را در یک نگاه کلان، در چهارچوب چنین مفاهیمی، معنا می کنند: الف)علم یا هنر تنظیم روابط بین دولت ها با رعایت حق تقدم منافع ملی ب)فن مذاکره و همسازی در سیاست بین الملل
ج)روش های حفظ و ارتقای منافع و امنیت ملی در عرصه بین المللی (آشوری، (۱۶۹ : ۱۳۸۹ د)کارکرد و روش دستگاه اداره کننده روابط بین المللی کشورها (وزارت امور خارجه) و تخصص کارکنان آن ه)مدیریت رسمی و قانونی روابط بین دولت ها با اتکا بر نزاکت و درایت. (آقابخشی، (۱۸۳ : ۱۳۸۳

لیکن،اینگونه مفاهیم بیشتر بر رویکرد سنتی دیپلماسی تاکید داشته و بسیار کلی و تقلیل گرایانه می باشند. با توجه به جهانی شدن و گستره ارتباطات جهانی و پیشرفت فناوری اطلاعات، دستور کار دولت ها نیز بنابر اهمیت یافتن سایر بازیگران موثر بین المللی چون مردم، افکار عمومی، سازمان های دولتی و غیردولتی بین المللی و … در زمینه به کارگیری دیپلماسی در عرصه سیاست خارجی، متحول گردیده است. امروزه دیپلماسی نوین قائل به توجه به نظرات و آراء افکار عمومی جهانی است؛ بدین خاطر به عنوان دیپلماسی عمومی یا مردم محور شناسایی می شود.