مقدمه

یکی از ابزارهاي بسیار مهم در دستیابی به اهداف سیاسـت خـارجی کشـورها در صحنههاي مختلف جهانی، استفاده از دیپلماسـی اسـت کـه اهمیـت آن در اسـلام از ابتداي رسالت پیامبر اکرم۹ از سوي ایشان مورد توجه و اهتمام جدي قرار گرفتـه است. فرستادن سفیر و نماینده به سوي قدرتهاي بزرگ آن زمـان، فرسـتادن سـفیران اسلام جهت تبلیغ و ارشاد مردم سرزمین حجاز و دیگر مناطق به دین مبـین اسـلام و مذاکرات و پیمانهاي مختلف با قبایل و سران آنها، همگی نشـان از اهمیـت و توجـه مضاعف به دیپلماسی صلحآمیز در اسلام و سیرة حضرت رسول بوده است. بنابراین، شناخت ابعاد مدیریتی و رفتار سیاسی پیـامبر اکـرم و راز و رمـز موفقیـت ایشـان در روابط خارجی دولت اسلامی، امري لازم و ضروري بهنظر میرسد؛ بهویـژه اینکـه آن بزرگوار، علیرغم مشـکلات فـراوان، توانسـتند بـا بـهکـارگیري شـیوههـاي مناسـب دیپلماسی، اسلام را به فراسوي مرزهاي دولت اسلامی گسترش دهند. بر این اسـاس، پرسشی که در این پژوهش، مطرح میشود این است که رمز موفقیت سیاست خارجی پیامبر اکرم۹ در گسترش فرامین الهی بر چه اصولی مبتنی بوده است؟ با نگاهی بـه عملکردها و سیرة حضرت رسول، بهنظر میرسـد کـه دیپلماسـی مبتنـی بـر صـلح و تجویز آموزههاي مبتنی بر همزیستی مسالمتآمیز در حکومت پیامبر اسلام، در توسعه دین مبین اسلام، مؤثر بوده و ضمناً در منشور سیاست خارجی ایشان نیـز از جایگـاه بالایی برخوردار بوده است.

.۱ دیپلماسی

دیپلماسی با ریشهاي یونانی بهمعناي نوشـته طومارماننـدي اسـت کـه بـه موجـب آن امتیازات خاصی به کسی داده میشود. بعدها این واژه بر منشور یا سند رسـمی سـفیران و فرستادگان دولتها نزد دولتهاي دیگر اطلاق گردید. علیرغم اجماع نظر نسبی در تلقی از مفهوم دیپلماسی، تعاریف متعددي از آن ارائه شده که برخی از تعاریف ناظر به ماهیت دیپلماسی و برخی دیگر ناظر به کارکرد ویژه آن است (آلادپوش، ۱۳۷۲، ص.(۶ آنچه از

مجموع تعاریف دیپلماسی به دست میآید این است کـه دیپلماسـی، داراي مـاهیتی مسالمتجویانه بوده و مذاکره و گفتوگو از ویژگیهاي بارز آن میباشد؛ بهطـوري که برقراري و ایجاد صلح و زندگی مسالمتآمیز در دستور کار اصـلی ایـن فعالیـت قرار داشته و تمام این فعالیتها در حوزة موسوم به سیاست خارجی، انجام میشود.

بر این اساس، دیپلماسی را بهعنوان فن ادارة سیاسـت خـارجی و یـا تنظـیم روابـط بینالمللی و همچنین حلّ و فصـل اختلافـات بـینالمللـی از طریـق مسـالمتآمیـز، تعریف و توصیف کردهاند (قوام، ۱۳۸۱، ص.(۲۰۷ به عبارت دیگر، میتـوان گفـت: »دیپلماسی وسیلهاي است که سیاست خارجی با بهرهگیري از آن، بهجاي جنـگ، از راه سازش به هـدفهاي خـود مـیرسـد« (آشـوري، ۱۳۸۱، ص.(۱۷۰ در ایـن میـان، دیپلماسی به مفهوم بـهکـارگیري شـیوههـاي مسـالمتآمیـز و اسـتفاده از مـذاکره و گفتوگو براي ختم جنگ، اعادة صلح و تأمین اهداف، به بهترین شکل در حکومت پیامبر اکرم۹، مورد توجه قرار گرفته و ایشان در راستاي تعقیب اهـداف سیاسـت خارجی خود؛ یعنی دعوت افراد بشر بـه سـوي تعـالیم الهـی، از آن بیشـتر اسـتفاده کردند. در دیپلماسی پیامبر اسلام، راهبردها و تدابیر عملی و اجرایی، همگی منطبـق بر اصول و مـوازین الهـی مـیباشـد. بـر ایـن اسـاس، منظـور از دیپلماسـی رسـول اکرم۹، فعالیتهایی است که آن حضرت بهعنوان رئیس حکومت و نماینـدگان و سفراي منتخب او در راه نیل به مقاصـد و اداي وظـایف سیاسـی دولـت اسـلامی و تحققبخشیدن خط مشیهـاي کلـی اسـلام در زمینـه سیاسـت خـارجی و همچنـین پاسداري از حقـوق و منـافع دولـت اسـلامی در میـان قبایـل و گروههـاي دینـی و دولتهاي غیر مسلمان در خارج از قلمرو حکومت اسلامی، انجام میدادنـد (عمیـد زنجانی، ۱۳۷۳، ج۳، ص.(۱۱۶ به هر حال، آنچه از مجموع دیپلماسی پیامبر۹ بـر میآید این است که ایشان، همواره نگاهی رحیمانه به افـراد بشـر داشـته و صـلح را مبناي سیاست خارجی حکومت خود قرار داده بودند.

نیاحضی ناصر ۹/اسلام پیامبر آمیزصلح دیپلماسی

۱۴۷ ش

۶۸پیاپی /شمارةدوم / هجدهم سال

۱۴۸ ش

.۲ صلح

صلح، یکی از اهداف اساسی در صحنه بینالمللی و حالـت طبیعـی و بـدون جنـگ است؛ حـالتی کـه در آن همزیسـتی مسـالمتآمیـز رواج دارد و جـزء ارزشـمندترین و اصولیترین نیازهاي بشري است. مراد از صلح، سازش، تسلیم یا استسلام نیست؛ بلکـه منظور، وجود روابط عادي، طبیعی و آرام بین کشورهاست، بدون آنکـه زمینـهاي بـراي تهدید یا توسل به زور و برخورد مسلحانه فراهم آید. به عبارت دیگـر، مـیتـوان آن را همزیستی مسالمتآمیز، شرافتمندانه و دوستانه تعریف کرد که براساس آن کشـورها بـا پــذیرش موجودیــت یکــدیگر و رعایــت صــمیمانه حقــوق متقابــل، بــه تعهــدات و مسؤولیتهاي خود در قبال دیگر کشورها پايبند باشند (ملکمحمدي، ۱۳۷۲، ص.(۶۸

دین اسلام دین صلح است، نه دین جنگ و مسلمانان، حق جنگافروزي نسبت به سایر ملتها حتی دارالحرب را ندارند، مگر اینکه جنگ از سوي آنان آغاز شود. بـه عبـارت دیگر، تنها جنگ مشروع در اسلام، جنگ دفـاعی اسـت. اسـلام، هرگـز بـه خـونریزي برنخواسته و »سلام« اسلامی، صلحجویانهترین شعاري است که دینی در عالم بـه خـود دیده است (آل احمد، ۱۳۸۸، ص.(۱۷ در اسلام، صلح یک قاعدة اصلی اسـت و جنـگ یک استثناء و جواز جنگ، فقط در تحققبخشیدن به رستگاري، امنیت و عـدالت بـراي بشریت است. در شریعت اسلام، ممیز »دارالاسلام« و »دارالحرب«، حالت جنگ و ستیز بین آن دو نیست؛ بلکه شاخص، عبارت از وجود امنیت و صلح میباشد که نبود آن دو براي مسلمان در هر سرزمین و کشوري که باشد موجب صدق عنـوان دارالحـرب بـر آن خواهد بود؛ زیرا وقتی مسلمانی در جایی از امنیت برخوردار نباشدالزامـاً شـرایط تجـاوز حاکم پدید خواهد بود و هرگاه امنیت باشد جایی براي تجاوز بـاقی نخواهـد مانـد

(عمید زنجانی، ۱۳۶۷، ج۲، ص.(۲۴۳ ضمن اینکه در صورت وجود روابط مسالمتآمیز، دارالاسلام میتواند از روابط با دارالحرب به صورت یک سلاح تعیینکننـده در پیشـبرد اهداف اسلامی و سیاستهاي کلی اسلام، بهرهبرداري کنـد. حـدود صـد آیـه در قـرآن کریم وجود دارد که مسلمانان را به صلح دعوت میکند و جنگ را جز در مـوارد دفـاع از نفس یا دفاع از دین، جایز نمیشمرد. برخی از این آیات بدین قرارند:

یالفاأَی)» هالﱠذاینَآمادنُواْخُلُواْالسفیلْمِکَĤفﱠهًتَتﱠبِعولاَخُطُوواْاتالشﱠـیطَانإِنﱠـهلَکُـم

عدموبِـینٌ« (بقـره((۲۰۸ :(۲؛ اي مؤمنـان! همگـی از در ایمـان و اطاعـت درآییـد و از گامهاي شیطان پیروي مکنید که او دشمن آشکار شما است.

الْمإِنﱠمب)»ؤْماإِخْونُونفَأَصةٌ لأَخَحبیوانَیکُم« (حجرات((۱۰ :(۴۹؛ مؤمنان برادران

یکدیگرند، پس میان برادران خود صلح دهید.

ینْهج)لَ»اکُماللﱠهعنِالﱠذینلَمیاتقَلوکُمفیالـدوینلَـمِخْرِجـوکُممـارِکُمدـنیأَن

تَبووهرﱡتُقْسمإِلَیطُواهِمإِناللﱠهیالْمحبقْسطینَیإِنﱠمنْه*اکُماللﱠهعنِالﱠذینَقـاتَلوکُمفـی

والدأَخْرَجینِدوکُمیمارِکُمنوظَاهرُواعإِخْرَاجِکُملَیتَوأَنـولﱠهم« (ممتحنـه((۸-۹ :(۶۰؛

خداوند، شما را منع نمیکند که با کسانی که با شما در کار دین، نجنگیـده و از خانـه و شهرتان بیرون نکردهاند، دوستی نمایید و با عدالت و انصاف با آنان رفتار کنید، به یقین خداوند مردم عادل را دوست میدارد. فقط خداوند، شما را از دوستی و اتحاد با آنهایی که در کار دین با شما جنگ کردهاند و از شهرتان بیرون نمودهاند و با یکدیگر بـر ضـد شما همکاري کردهاند، نهی میکند و کسانی که آنها را براي خود دوست انتخاب کننـد همانا ظالمند.

از دیدگاه قرآن کریم، صلح خود، ارزش و هدف است و کافی است که پیامد خطرناك و فریبی به دنبال نداشته باشد. هدف از صلح، مصلحتگرایـی نیسـت، بلکـه خـود صـلح مصلحت است؛ زیرا با زندگی فطري انسانها سازگارتر اسـت و در شـرایط صـلح، رشـد و تعالی انسان و تفاهم براي رسیدن به توافقها و سرانجام به یگانگی آیین بشـري و گـرایش انسانها به حق، امکانپذیرتر است. قرآن، وصول به اهداف خود را از طریق صلح نزدیکتر، آسانتر و معقولتر میداند. ازایـنرو، بـدان تأکیـد مـیورزد (عمیـد زنجـانی، ۱۳۷۳، ج۳،

ص.(۱۴۳ بر این اساس، صلح اسلامی معناي عمیق و گستردهاي دارد که عبـارت اسـت از

»همزیستی مسالمتآمیز« و یا به تعبیر شهید مطهري، »همزیسـتی شـرافتمندانه« بـا رعایـت حقوق متقابل و پايبندي متقابل به وظایف و مسؤولیتها (مطهري، بیتا، ص.(۱۶ بنابراین، صلح اسلام بهمعناي عدم جنگ و صرف خودداري از جنگ، آن هم به هر قیمتـی نیسـت، بلکه حالت طبیعی مسالمتجویانهاي است که طی آن، بشر به رشد و کمال خود میرسد.

نیاحضی ناصر ۹/اسلام پیامبر آمیزصلح دیپلماسی

۱۴۹ ش

.۳ اصول دیپلماسی صلحآمیز پیامبر اسلام۹

به دلیل انسانیبودن مناسبات در روابط دیپلماتیک، آزادي، اختیـار، احتـرام متقابـل، حسن نیت و صداقت از جمله اصولی است که پیامبر اسلام۹ در برخورد بـا قبایـل، نمایندگان اقوام و زمامدارانی که به نحوي بـا آنـان ارتبـاط دیپلماتیـک داشـتند، پایـه و اساس مذاکرات و مناسبات قرار میگرفت. اگر دیپلماسی را هنر مذاکره بدانیم یـا آن را یک وسیله کاربردي بـراي رسـیدن بـه هـدفها توصـیف کنـیم، ایـن تعریـف در مـورد دیپلماسی فعال پیامبر اسلام۹ به صورت بارزي، صادق خواهد بود. امتیاز دیپلماسـی پیامبر اسلام در این است که بر قوانین اجتمـاعی و جهـانبینـی واقـعبینانـه و اصـول و ارزشهاي انسانی متکی است و اساس آن را اصول و ضوابطی تشـکیل مـیدهـد کـه از وحی و موازین شناختهشده عقلی نشـأت مـیگیـرد (عمیـد زنجـانی، ۱۳۷۹، ص.(۱۳۴

دیپلماسی حضرت رسول۹ در راستاي تحقق فـرامین الهـی، داراي مفـاهیم بنیـادینی است که در ذیل به برخی از آن مفاهیم، اشاره شده است: