چکیده

دیپلماسی مهمترین شاخصه سیاست خارجی کشورهاست که در طول تاریخ ظهور دولتها، تحولات گوناگونی در شکل، محتوا و ساختار آن پدید آمده است. با ظهور و گسترش رسانهها و شکسته شدن اسطوره جغرافیا، تحول مفهومی شگرفی در شکل و معنای دیپلماسی پدیدار شده است. امروزه فرایند جهانیشدن وجوه گوناگونی دارد که بر تمامی جنبههای زندگی بشر تأثیرات بسیار زیادی داشته است که حوزه دیپلماسی و سیاست خارجی نیز از این تحولات مستثنی نبوده است. روی آوردن به دیپلماسی مطلوب و منفعت محور که به تأمین قدرت ملی میپردازد، نیازمند تصمیمگیری در سطح کلان و آگاهی از جهان پیرامونی و هدایت بخشهای غیردولتی به منظور تولید و تأمین ثروت اقتصادی میباشد و دولت جمهوری اسلامی منطبق بر سند چشم انداز ۱۴۰۴ میتواند با بهرهگیری از فرصتهایی که جهانی-شدن در اختیار کشورها قرار داده، قدرت ملی کشور را افزایش داده و امنیت ملی را با استفاده از ابزار دیپلماسی در خارج از کشور و رفاه عمومی در داخل را تأمین نماید.لذا ما در این پژوهش برآنیم تا به بررسی نقش دیپلماسی در تحکیم قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در هندسه قدرت نظام جهانی بپردازیم.

واژههای کلیدی: دیپلماسی، قدرت ملی، سیاست خارجی، نظام جهانی

مقدمه

جمهوری اسلامی ایران هم اکنون در موقعیتی است که با قدرت های بین المللی بر سر مسـائـل هستـه ای و نیز جغرافیای نفوذ در عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین و دیگر کشورهای منطقه با قدرت های بین المللی رقابت و چانه زنی می کند و از تـوانـایی ایجاد ائتلاف منطقه ای برخوردار است، ایجـاد روابط استـراتـژیـک بـا سـوریـه و عراق، از مهم ترین دلایل توانایی جمهوری اسلامی ایران در رهبری و مدیریت مسائل و بحران های منطقه ای است. چنین قدرتی حتی از ادوات لازم برای حضور در قاره آمریکا، اروپا و آفریقا و ایجاد روابط استراتژیک در دیگر مناطق جهان برخوردار است.مفاهیم قدرت ملی و منافع ملی از محوری ترین و بنیادیترین مفاهیم علم سیاست و روابط بینالملل به شمار میروند. در فرمولبندی مفهوم قدرت ملی به عنوان یک کلیت، همواره ربط وثیق فیمابین اجزای آن و تأثیر و تأثر متقابل بین عوامل قدرت مد نظر بوده است. امروزه در عصر آکواریومی شدن جهان و غالب شدن سیاست اندیشهمند و شبکهای که از قابلیت تبیین بیشتری نسبت به سیاست واقعی در مورد تحولات حادث در عرصه بینالمللی برخوردار است، در قالب قدرت هوشمند، اجزای سخت افزاری و نرم افزاری قدرت چنان در هم آمیخته و کارکردشان موکول به یکدیگر شده که در این راستا مؤلفههایی چون دیپلماسی که از جلوهای چندوجهی برخوردار است، نقشی محوری را در ارتقای قدرت ملی کشورها و در سلسله مراتب هرم قدرت جهانی ایفا مینمایند. با توجه به تدوین و ابلاغ سند چشم انداز بیست ساله کشور و تعیین اولویتهای دیپلماسی ایران و این امر که شرط لازم برای توسعه یافتگی و ارتقای توان ملی کشور، تقویت و نتیجه محور کردن سیاست خارجی فرض شده و در صورت اجرای دقیق و توأم با ابتکار و انسجام لازم این اولویتها، میتوان از پارادوکس قدرت تحقق نیافته اجتناب نمود. همچنین با مد نظر داشتن مدیریت جدید جهانی و حضور خردمندانه در عرصه رقابت جهانی و گسترش بازیگران غیردولتی از یک سو و از طرف دیگر اتخاذ دیپلماسی هدف محور و تیزبین میتوان در راستای اهداف کشور و ارتقای قدرت ملی گام برداشت. باید درنظر داشت که همبستگی مفهومی بین » امنیت و توسعه« و تأثیر سیاست داخلی و مؤلفههای قدرت درونی بر سیاست خارجی یک کشور امری مفروض و روشن است که در واقع دالّ بر این است که سیاست خارجی به نوعی ادامه سیاست داخلی است و تأثیر و تأثر متقابل فیمابین عوامل قدرت و گذر از فضای امنیتی به فضای ماورای امنیتی از مؤلفههای مهم روی آوردن به چنین سیاستی میباشد. مهمترین عامل قدرت ملی، کیفیت و نحوه بهکارگیری دیپلماسی است. هرچند که عاملی بیثبات میباشد و میتوان گفت که سایر عوامل تعیین کننده قدرت ملی به منزله مواد خامی هستند که قدرت ملی از آن به وجود میآید. دیپلماسی مغز متفکر قدرت ملی است، همان گونه که روحیه ملی نیز، روح آن است. دولت ها باید به کیفیت دیپلماسی خود به عنوان کاتالیزوری برای عوامل مختلفی که قدرت آنها را تشکیل میدهد، متکی باشند. اتکا بر سنت و نهادها، به جای تکیه بر ظهور گاه و بیگاه افراد برجسته، تداوم کیفیت دیپلماسی را به بهترین نحوی تضمین میکند.)«سیف زاده، (۲۲۰ : ۱۳۸۴ محققین توسعه صلح آمریکا عقیده دارند که » انقلاب عظیم بعدی در عرصه دیپلماسی رخ خواهد داد. ایالات متحده از دهه شصت، انقلاب در امور بازرگانی را تجربه کرده و از اواخر دهه هفتاد انقلاب در امور نظامی را شاهد بوده است و اینک زمان انقلاب در عرصه امور دیپلماتیک فرا رسیده است.(بیات، (۱۰۶ : ۱۳۸۵ جهانیشدن جدید، ساختارهای کلاسیک و سنتی در همه عرصهها از جمله دیپلماسی را متحول ساخته است. این تحول به معنای پایان تمام پدیدههای سنتی دیپلماتیک نیست ولی مفاهیم، روشها و ساختارهای جدیدی از مناسبات دیپلماتیک را مطرح ساخته است. برخلاف دیپلماسی سنتی که ملک طلق دولتها بوده، روابط دیپلماتیک در دوران پست مدرن دچار گسستگی و پیچیدگیهای فزایندهای شده است.(سجادپور، ۲۱ : ۱۳۸۳و( ۱۵۷ عصر اطلاعات، دیپلماسی کلاسیک را که مبتنی بر سیاست واقعی و قدرت سخت بود، دچار چالش کرده و لذا دیپلماسی نوینی مبتنی بر سیاست اندیشهمند در حال شکلگیری است. شکلگیری فضای مجازی، فضای اندیشه و فضای اطلاعات بازتاب تحولات و تغییرات تکنولوژیک، نهادی و هنجاری در عصر سیاست جهانی است.(وحیدی، (۳۶۲ :۱۳۸۶ هر کشوری با وفق دادن دیپلماسی خود در این عرصه پرگزینه و به شدت رقابتی سعی در بهدست آوردن بیشترین بهره را دارد که کشور ایران با درنظر گرفتن این تحولات عظیم در عرصه جهانی که البته نیازمند اتخاذ سیاست هوشمند و آگاهانه میباشد،

نمیتواند نسبت به این مسائل حتی به منظور بقای خود بیتفاوت باشد تا چه رسد به اینکه بخواهد قدرت ملی خود را در عرصه رقابت تنگاتنگ بین فناوری، اقتصاد و منافع، ارتقا بخشد. اگر دیپلماسی را ترجمه درخشندگی قدرت ملی و منطقه ای کشورمان برای دیگران تصور بدانیم، در ایـن صـورت زبـان دیپلمـاسـی برای بیان چنین ویژگی ها و عناصر قدرت بسیار تعیین کننده خواهد بـود، چـه بسـا قـدرتـی کـه بـه سبـب ناکارآمدی دیپلمات هایش، پیام خود را به خوبی به مخاطب تفهیم نکرده باشد و چه بسا کشورهایی که با وجود آنکه از عناصر واقعی قدرت بهره لازم را نداشته اند با کمک تجربه و لیاقت دیپلمات های خود، اهداف و امیال خود را به مخاطبان خود تحمیل کرده و یا نقش مؤثری در تأمین منافع ملی خود برداشته اند، دیپلماسی از این منظر، نقش بسیار مهمی برای بیان چهره واقعی قدرت و اقتدار یک کشور دارد.