مقدمه

»خوشبینی« یکی از مفاهیم روانشناسی مثبت است که مطالعات متعددي در مورد آن انجام شده اسـت. اما عمده این پژوهشها تحت عنوان »خوشبینی سرشتی« در چارچوب نظریه انتظار ـ ارزش ( Carver (& Scheier, 2002, p. 231، یا تحت عنوان »خوشبینی آموختهشده« در قالب نظریه اسـناد (سـلیگمن و همکاران، ۱۹۹۶، ص (۷۲ انجام شده است و یک مطالعه نیز با تأکید بر آمـوزههـاي اسـلامی صـورت گرفته است (نوري و سقايبیریا، .(۱۳۸۸ اما تحلیل مفهـوم خـوشبینـی نشـان مـیدهـد کـه باورهـا و فرایندهاي فراشناختی در شکلگیري و تداوم آن نقش اساسی دارند. شایسته است این مفهوم با رویکـرد فراشناختی نیز مورد مطالعه قرار گیرد. در این مقاله، بـه زمینـههـاي ارتبـاط خـوشبینـی بـا فراینـدها و باورهاي فراشناختی اشاره خواهد شد.

در چارچوب نظریات فراشناختی، تاکنون مدل نظري خاصی در مـورد خـوشبینـی مشـاهده نشـده است. یکی از مدلهاي فراشناختی، که میتوان خوشبینی را در چـارچوب آن مـورد مطالعـه قـرار داد، »الگوي کنش اجرایی خودنظم جویی« است. این مدل بهمنظور تبیین اختلالات هیجانی ارائه شده اسـت. در این مدل، نظریه طرحواره بک، رفتار شناختی خودنظم جویی (سایبرنتیک) و تحقیقات تجربی، کـه در قالب پردازش اطلاعات انجام میپذیرند، تلفیق شدهاند .(Wells & Matthews, 1996, p. 881) این نظریه، بـا توجه به خلأ موجود در نظریه طرحواره ارائه شده است؛ زیرا در نظریه طرحـواره شـناختهـا بـهعنـوان اطلاعات اخباري ثابت در نظر گرفته میشوند. هرگاه این اطلاعات اخباري غلط باشند، اخـتلال در فـرد شکل میگیرد. فرد زمانی درمان میشود که این شناختها تصحیح شوند و در جریان درمان تغییر یابنـد. اما ولز و متیوس معتقدند که این اطلاعات ثابت نیستند، بلکه در زیربناي آنها طرح پـردازش وجـود دارد که این اطلاعات نتیجه آن پردازشهاي معیوب است. بنابراین، اگر بخواهیم اختلالات درمان شـود، بایـد طرحهاي پردازش معیوب اصلاح شوند (ولز، ۲۰۰۰، ص .(۱۵ در مدل »کنش اجرایی خودنظـمجـویی«، تعاملات علّی دو جانبه بین باورهاي فرد نسـبت بـه خـود، فراشـناختهـا، کنتـرل و سـوگیري توجـه،

پردازش »روي خط« اطلاعات و خودنظمجویی مدنظر قرار گرفته شده است. این مدل، داراي سه سـطح پردازش است.

سطح اول، پردازشی است که توسط محركهاي خارجی برانگیختـه مـیشـود و تـا حـدود زیـادي خارج از دانش آگاهانه ما و بیشتر بهصورت بازتابی انجام میپذیرد. هرچنـد ایـن پـردازش، انعکاسـی و بازتابی است، اما نتیجه تولیدات آن بهصورت یک گزارش به آگاهی راه مییابد.

رابطه خوشبینی از دیدگاه اسلام با افکار اضطرابی و افکار فراشناختی نگرانی (فرانگرانی)  ۵۶

سطح دوم، یک سطح پردازش کنترل شده و »روي خط« اسـت کـه در ایـن سـطح فـرد بـهصـورت آگاهانه تفکرات و پردازشهاي خود را ارزیابی میکند. همچنین راهبردهـاي مقابلـه و رفتارهـایی کـه از این پردازش ناشی میشوند، بهصورت آگاهانه مورد ارزیابی قرار میگیرند.

سطح سوم، باورهاي فراشناختی و دانشی که فـرد نسـبت بـه خـود و شـناختهـاي خـود دارد، در حافظه بلندمدت قرار دارنـد. ایـن فراشـناختهـا و باورهـا، هنگـام پـردازش سـطح دوم فعـال شـده و فرایندهاي پردازش سطح دوم را تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین، سـطح دوم نمـیتوانـد مسـتقل عمـل کند و تحت تأثیر فعال شدن سطح سوم قرار میگیرد .(Wells & Matthews, 1996, p. 881) به نظر ولز، این ساختار سه سطحی تمام دامنه پردازش فرد را شامل میشود، اما شـیوههـا و شـکلبنـديهـاي پـردازش تفاوت میکند. مفهوم »شیوه«، به دیدگاه فرد در مورد افکار و باورهـایش اشـاره دارد. دو شـیوه عینـی و فراشناختی وجود دارد؛ در شیوه عینی افکار و ادراکات فـرد از وقـایع بـدون اینکـه مـورد ارزیـابی قـرار گیرند، بهعنوان نشاندهنده وقایع پذیرفته مـیشـوند. در شـیوة فراشـناختی فـرد از افکـار خـود فاصـله میگیرد و قادر است افکار و ادراکات خود را مورد ارزیابی قرار دهد. اما شکلبنديها بـه نحـوة ارتبـاط رویدادها، سطوح مختلف پردازش، باورهاي خود و فراشناختها اشاره دارد (ولز، ۲۰۰۰، ص .(۱۶

براساس این دیدگاه، میتوان مفهوم »خوشبینی« را مـورد مطالعـه قـرار داد؛ زیـرا در ماهیـت سـازه خوشبینی و فرایندهاي فراشناختی مدیریت »توجه« نقش اساسـی دارد. درواقـع، مفهـوم »توجـه« نقطـه اتصال »اندیشههاي اسلامی« با مفاهیم »خوشبینی« و »فراشناخت« است. از یکسـو، در منـابع اسـلامی، آموزههاي متعددي وجود دارد که انسان را برمیانگیزد بهصـورت آگاهانـه و هشـیارانه »توجـه« خـود را مدیریت کند. »عدم توجه« به برخی امور مورد تأکید اسلام است. بـراي مثـال، نادیـده گـرفتن خطاهـاي دیگران، بیتوجهی به عیوب دیگران، عدم توجه به کاستیهاي زندگی، عدم توجه بصـري بـه نـامحرم و مانند آنها در منابع اسلامی مورد تأکید قرار گرفتهاند. همچنین از »توجه کردن« به برخی امور، مثل توجـه به نعمتهاي خداوند، امکانات، توانمنديهـا، صـفات و خصـایص مثبـت دیگـران، توجـه بـه حضـور خداوند، توجه به نشانههاي خداوند در عالم خلقت توصیه شده است. آیات و روایات تأکیـد دارنـد کـه افراد بهصورت آگاهانه به این امور و مانند آن »توجه« نمایند.

از سوي دیگر، فرایند »توجه« در مفهوم خوشبینی نیـز نقـش اساسـی دارد. در مفهـوم خـوشبینـی اسلامی، »توجه« یکی از مؤلفههـاي اساسـی آن اسـت. در بررسـی رابطـه بـین خـوشبینـی سرشـتی و خوشبینی از دیدگاه اسلام، توجه بهعنوان یکی از مؤلفههاي خوشبینـی اسـلامی، بـیش از مؤلفـههـاي

۶۶  ، سال ششم، شماره چهارم، زمستان ۲۹۳۱

دیگر هم با خوشبینی سرشتی و هم با خوشبینی اسلامی رابطه مثبت و قـويتـري نشـان داد (نـوري، جانبزرگی و سقايبیریا، .(۱۳۸۸ همچنین مفهوم »توجه« در نظریه فراشناختی نیز جایگـاه مهمـی دارد. براساس این دیدگاه، فرایند »سوگیري توجه« تحت تأثیر فراشناختها و »دانشخود« موجـود در حافظـه بلندمدت قرار دارد .(Cisler & Koster, 2010, p. 203) در مورد خوشبینـی نیـز »دانـشخـود« موجـود در حافظه بلندمدت نقش مؤثر ایفا نموده و فرد با توجـه بـه دانـشهـاي خـود یـا فراینـدهاي فراشـناختی میتواند خوشبین یا بدبین باشد. به بیان دیگر، خوشبینی و بدبینی نوعی ارزیابی فرد از خـود و جهـان عینی است. از نظر ولز، این ارزیابیها تحت تأثیر فراشناختهاي موجود در حافظه بلندمـدت قـرار دارد. این فراشناخت یک طرح پردازش را به راه میاندازد که در آن ارزیابیهاي فرد از خود و دیگـران تحـت تأثیر قرار میگیرد (ولز، ۲۰۰۰، ص .(۱۸

تبیین خوشبینی با رویکرد فراشناختی، با رویکردهاي موجود در زمینه خـوشبینـی همـاهنگی دارد؛ زیرا شییر و کارور (۱۹۸۵) روي مفهوم انتظار تأکید کردند و سلیگمن و همکاران (۱۹۹۶) روي تبیـین و تفسیر تأکید کردند. فریرز و گیلهام (۲۰۰۶)، این دو رویکرد را ایـنگونـه تلفیـق کردنـد کـه تفسـیرها و تبیینهاي خوشبینانه از رویدادها موجب شکلگیري انتظارات مثبت میگردنـد. امـا نظریـه فراشـناختی ولز و متیوس (۱۹۹۴)، تفسیرها و تبیینهاي فرد تحت تأثیر فراشناختها قرار دارند. بنـابراین، مـیتـوان گفت: فراشناختهاي مثبت، تبیینها و تفسیرهاي خوشبینانه را در پـی دارد و تفسـیرهاي خـوشبینانـه انتظارات مثبت نسبت به آینده ایجاد میکند.

نقش فرایندهاي فراشناختی در شکلگیري و تداوم اضطراب پشتوانه مطالعاتی زیادي دارد. امـا ولـز، یک الگوي نظري فراشناختی در مورد اختلالات هیجانی و بخصوص اضـطراب تعمـیمیافتـه ارائـه داده است. وي معتقد است: اختلالات هیجانی از شناختهاي منفی به وجود نمیآید. مثـل اینکـه فـرد فکـر کند: »من بیارزش هستم، دنیا جایی خطرناك است.« بلکه اختلالات از یک دانش پایه مجـزا بـه وجـود میآیند که ماهیت فراشناختی دارند و سیستم شناختی را کنترل میکنند. دانش فراشناختی مشتمل اسـت بر باورهاي مثبت و منفی درباره تفکر (مثل اینکه، برخی افکار مضرند، توجـه بـه تهدیـدها مـرا از خطـر بازمیدارد، نگرانی به من کمک میکند تا آماده مقابله باشـم). در ایـن نظریـه، الگوهـاي تفکـر ناسـازگار (مانند نگرانی و توجه به تهدیدها) از فعال شدن باورهاي فراشناختی ناشی میشـوند. ایـن نظریـه، یـک الگوي شناختی را شناسایی کرده است که در تمام اختلالات فعال مـیشـود و در پیـدایش و بقـاي آنهـا نقش دارند. این الگو »سندرم توجهی شناختی« نامیده میشود کـه مشـتمل اسـت بـر نگرانـی، نشـخوار

رابطه خوشبینی از دیدگاه اسلام با افکار اضطرابی و افکار فراشناختی نگرانی (فرانگرانی)  ۷۶

فکري، تمرکز توجه به منابع تهدیـد و بـهکـارگیري راهبردهـاي مقابلـه ناکارآمـد .(Wells, 2006b, p. 180) براساس این مدل، اضطراب تعمیمیافته تنها پیامد بیمارگونه باورهاي ناسازگارانه نیست، بلکه یـک شـیوه فعال ارزیابی و انتخاب راهبرد است که فراشناختها در آن نقش اساسی دارد. این مـدل از چنـد بخـش تشکیل شده است: ماشهچکان (رویداد بیرونی)، باورهاي فراشـناختی مثبـت، نگرانـی نـوع ۱، باورهـاي فراشناختی منفی، نگرانی نوع ۲ (فرانگرانی)، هیجان، کنترل فکر و رفتار. ماشهچکـان نگرانـی یـک فکـر مزاحم است که معمولاً یک رویداد بیرونی یا یک تصور درونی آن را فعال میسازد. پس از ماشهچکـان،

باورهاي فراشناختی مثبت بهصورت یک راهبرد ظاهر میشوند. براي مثال، تصور میکنـد: »نگرانـی مـرا آماده مقابله میکند«، این باورها طبیعی هستند نه اختلالی، این پـردازشهـا نگرانـی نـوع ۱ را بـهوجـود میآورد. این نوع نگرانی میتواند راهبردهاي مقابلهاي مؤثر را ایجاد نموده و علائم هیجانی اضـطراب را کاهش دهد. اما افراد دچار اختلال، باورهاي فراشناختی منفی نیز دارند و تصور میکنند که »نگرانی آنـان را دیوانه میکند«، »نگرانی به آنان آسیب میزند« در این صورت، نگرانی نوع دوم (فرانگرانی) بـهوجـود می آید، اضطراب عمیق تر میگردد، پاسخهاي هیجانی شدیدتر میشود. در ایـن شـرایط، رفتـار و کنتـرل فکر در تداوم مشکل دخیل هستند (ولز، ۲۰۰۰، ص .(۱۸۰

به این ترتیب، ولـز نقـش باورهـاي فراشـناختی را در پیـدایش و تـداوم اخـتلال اضـطرابی روشـن میسازد. امروزه تحقیقات زیادي در زمینه فراشناخت و اضطراب انجام می شود؛ ازجمله اینکـه توجـه و آگاهی در تأثیر تکنیکهاي شناختی رفتاري در درمان اضطراب تعمیمیافته نقـش میـانجی ایفـا مـیکنـد؛ زیرا توجه و آگاهی پردازش فراشناختی خلق را فعـال مـیسـازد، تـأثیر باورهـاي ناسـازگارانه بـر روي پردازش را کاهش میدهد، طرحهاي فراشناختی براي مهار شناختها را تقویت میکند ( Wells, 2002, p. .(95 مطالعات متعددي در زمینه تأثیر در مان فراشناختی انجـام شـده اسـت. در یکـی از ایـن مطالعـات، بیماران که با استفاده از ملاكهاي DSM IV داراي اختلال اضطراب فراگیر تشخیص داده شده بودنـد، بـا تکنیکهاي فراشناختی مورد درمان قرار گرفتند. این افراد پـس از پایـان دوره و ۶ مـاه و ۱۲ مـاه بعـد از درمان نیز ارزیابی شدند، نتایج نشان داد که افراد از نظر نگرانی، اضطراب و افسردگی در حـد معنـاداري بهبود یافته بودند .(Wells & King, 2005, p. 206) تـأثیر دانـش فراشـناختی در پیـدایش و بقـاي نشـانگان وسواس بیاختیاري مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که سه نوع دانش فراشناختی سـببشناسـی

و حفظ نشانگان نقش دارند: باورهایی مربوط به آمیختگی فکري، باورهایی مربوط به لزوم انجام آیینهـا

و باورهایی مربوط به اینکه آیینها میتوانند نشـانگان را متوقـف سـازند .(Myers & et all. 2009, p. 436)

۸۶  ، سال ششم، شماره چهارم، زمستان ۲۹۳۱

براي آزمون فرضیه ولز، که نگرانی نوع ۱ را از نگرانی نـوع ۲ متمـایز مـیسـازد، مطالعـاتی انجـام شـده است. در یکی از مطالعات، نتایج نشان داد که اضطراب اختلالی بـا نگرانـی نـوع دوم رابطـه دارد و ایـن رابطه مستقل از ارتباط آن بـا رگـه اضـطرابی و نگرانـی نـوع اول اسـت .(Wells & Carter, 1999, p. 585) بررسی رابطه بین افکـار اضـطرابی و باورهـاي فراشـناختی، نشـان داد کـه افکـار اضـطرابی (جسـمانی، اجتماعی و فرانگرانی) با باورهاي فراشناختی در مورد غیرقابل کنترل بودن نگرانی رابطـه معنـادار دارنـد. همچنین بین افکار فرانگرانـی و باورهـاي فراشـناختی غیرقابـل کنتـرل بـودن نگرانـی و بـین باورهـاي فراشناختی پرهیز از نگرانی و فرانگرانی رابطه مثبت و معنـادار وجـود دارد. پـس، باورهـاي فراشـناختی مثبت و منفی موجب تداوم نگرانی میشوند (بهرامی و رضوان، .(۱۳۸۶ در بررسـی رابطـه فراشـناخت، خوشبینی و اضطراب امتحان، یافتهها نشان داد که بـین فراشـناخت، خـوشبینـی، اضـطراب امتحـان و تنظیم هیجانی رابطه چندگانه وجود دارد. بین فراشناخت و اضطراب امتحـان، رابطـه منفـی وجـود دارد

(حیدري و دیگران، .(۱۳۸۹

رابطه خوشبینی و اضطراب در پژوهشهاي دیگر نیز مـورد مطالعـه قـرار گرفتـه اسـت. تحقیقـات نشان میدهد که خوشبینی با اضطراب رابطه منفی دارد. افراد خوشبین در موقعیتهـاي اضـطرابآور، از اضطراب کمتري رنج میبرند. براي مثال، مطالعه بر روي مـادرانی کـه فرزندانشـان بایـد مـورد عمـل جراحی نخاع قرار میگرفتند، نشان میدهد که سطوح اضطراب و نحوة مقابله با مشکل، در پیش و پـس از عمل جراحی، بهطور معناداري به خوشبینی مادران وابسته اسـت. مـادرانی کـه سـطوح خـوشبینـی بالاتري نشان دادند، اضطراب کمتري را تجربه میکردند. بخصـوص پـس از جراحـی میـزان اضـطراب مادران خوشبین بهطور معناداري کاهش یافت .(LaMontagne & et all, 2003, p. 112)