رابطه خويشتن پنداري و رضايت شغلي دبيران در سطح دبيرستان استان زنجان

چكيده :
هدف از تحقيق حاضر بررسي رابطه بين خويشتن پنداري و رضايت شغلي دبيران در سطح دبيرستان استان زنجان مي باشد كه فرضيه عنوان شده عبارتند از ميزان خويشتن پنداري و رضايت شغلي دبيران تفاوت خويشتن پنداري دبيران زن و مردتفاوت و رضايت شغلي دبيران زن و مرد كه جامعه مورد مطالعه عبارتند از دبيران زن و مرد كه ۴۰ نفر عنوان نمونه انتخاب گرديده كه جهت آزمون فرضيه ها از روش آماري استباطي و ضريب همبستگي پيرسون و T متغير مستقل

استفاده گرديده كه نتايج به دست آمده نشان مي دهد بين خويشتن پنداري و رضايت شغلي رابطه معني داري وجود دارد و رضايت شغلي در بين دبيران زن بيشتر از دبيران مرد است و همين طور خويشتن پنداري دبيران زن نسبت به دبيران مرد بيشتر است.

مقدمه :
با پیشرفت جامعه امروزی و توسعه بروکراسی در نظامهای شغلی یکی از عمده ترین و شاید جنجال برانگیزترین مفاهیمی که از یک سو تلاشهای نظری و بنیادی بسیاری را به خود معطوف ساخته و از سوی دیگر در تمامی سطوح مدیریت و منابع نیروی انسانی سازمانها اهمیت زیادی پیدا کرده رضایت شغلی

است – اهمیت این موضوع از یک سو به دلیل نقشی است که این سازه در پیشرفت و بهبود سازمان و نیز بهداشت و سلامت نیروی کار دارد و از سوی دیگر علاوه بر تعاریف متعدد، سازه مشترک بسیاری از حوزه های علمی از جمله آموزش و پرورش، روان شناسی، مدیریت، جامعه شناسی، اقتصاد و حتی سیاست می باشد – جامعه جهانی به نهاد تعلیم و تربیت به عنوان نهادی ارزشمند می نگرد و می کوشد تا دامنه های سرمایه گذاری در این نهاد را گسترش و توسعه

دهد بسیاری از متخصصان و مدیران آموزش به این مهم واقف گردیده اند که نظام آموزش همانند یک سیستم است که ایجاد خلل در هر بخش از این سیستم می تواند عملکرد کل سیستم را با مشکل مواجه سازد – بدیهی است با توجه به اهمیت شغل معلمی در پرورش استعدادها و تربیت نیروی انسانی کارآمد جهت ساختن آینده ای روشن و موافق، خودشناسی و بررسی جهانی بینی این گروه و در نتیجه رضایت شغلی حاصله از اهمیت خاصی برخوردار می باشد که این پژوهش سعی بر آن دارد به بررسی این مهم بپردازد.

بیان مسأله :
آخرین پدیده ای که در قلمرو تئوریهای مدیریت عرضه شده تئوری بروکراسی و یا دیوان سالاری است، بنیان گذار این تئوری ماکس و بربود که تکوین تئوری ساخت گرایان را قلمرو و تئوری بروکراسی می نامید. اصول و مفاهیمی را که ماکس وبر در این تئوری عرضه داشته همگی جهت کنترل اختیارات سازمانی بوده است که در این نظریه، مسأله سنجیدن رضایت شغلی کارکنان به دلیل نداشتن ارتباط رویاروی بین مدیران و کارکنان مسأله مهمی می باشد.
سوال مساله :

۱- آيا بين خويشتن پنداري و رضايت شغلي دبيران رابطه وجود دارد ؟
۲- آيا خويشتن پنداري در بين زنان دبير بيشتر از مردان است ؟
۳- آيا رضايت شغلي در بين زنان دبير بيشتر از مردان است؟
اهمیت مسأله :

صاحبنظران بر این باورند که، رفتارهای انسانی به استثنای برخی بازتابهای ساده و غریزی، به انگیزه بستگی دارد و معتقدند که انگیزه زمینه پیدایش رفتارها را سبب می شود – فیشر و هانا رضایت شغلی را عاملی روانی قلمداد می نمایند و آن را نوعی سازگاری عاطفی با شغل و شرایط و شرایط اشتغال می انگارند – فرد با تأکیدی که بر عوامل مختلف از قبیل میزان درآمد، ارزش اجتماعی شغل، شرایط محیط کار و فرآورده اشتغال در زمانهای متفاوت دارد به طرق گوناگون

احساس رضایت از شغل می نماید (شفیع آبادی، ۱۳۶۷ ، ص ۱۲۳ – ۱۲۴ ) جان هالند روان شناس معروف تحقیق گسترده ای در رابطه با انتخاب شغل نوع شخصیت انجام داد و به این نتیجه رسید که افراد با خودشناسی بهتر و بیشتر در مقایسه با کسانی که خودشناسی آنها کمتر است انتخابهای بهتری را انجام می دهند – آثار به دست آمده از گذشته های دور، تعالیم آسمانی و بررسیهای فیلسوفانه در توجه انسان به شناخت خود همگی حاکی از جریان سیاسی از

تفکر و تعقل است که به خویشتن شناسی ختم می شود – بدیهی است با توجه به اهمیت شغل معلمی، خودشناسی و بررسی جهان بینی این گروه از اهمیت خاصی برخوردار می باشد که این پژوهش سعی بر آن دارد که به بررسی این مهم بپردازد. درخصوص اهمیت مسئله باید گفت : دستگاه عظیم آموزش و پرورش در هر جامعه ای نقش موثری را در تعلیم و تربیت نیروی انسانی بر عهده دارد. این وظیفه مهم بر عهده معلمین جامعه می باشد لذا در انتخاب افراد جهت این شغل حساس می بایست دقت عمل به خرج داد – در اقتصاد جدید، زندگی شغلی یک فرد در جهات بسیاری می تواند گسترش یابد، در این خصوص افرادی

که خصوصیات حرفه ای خود را می شناسند و مبتنی بر جهان بینی خاصی هستند بیشتر احتمال دارد که از زندگی حرفه ای خود رضایت کسب کنند – با توجه به رسالت آموزش و پرورش شایسته است پژوهش هایی در این زمینه صورت گیرد تا از طرفی در برنامه های تربیت معلم و گزینش افراد تغییرات مطلوب صورت پذیرد از طرفی دیگر جاذبه های شغل معلمی ازدیاد یابد تا بدین ترتیب بتوان رضایت از شغل را در معلمین افزایش داد که چنین رضایتی ضمن بازدهی آموزشی و بهبود تعلیم و ترتبیت موجبات اعتماد به نفس و رشد دانش آموزان را فراهم می آورد.

هدف تحقيق :
هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین رابطه خویشتن پنداری و رضایت شغلی دبیران است.
اهداف جزئی :
۱ ) تعیین تفاوت خویشتن پنداری دبیران زن و مرد
۲ ) تعیین تفاوت رضایت شغلی دبیران زن و مرد
فرضیات تحقیق :
۱ ) بین میزان خویشتن پنداری وئ رضایت شغلی دبیران رابطه وجود دارد.
۲ ) خویشتن پنداری دبیران زن و مرد متفاوت است.
۳ ) رضایت شغلی دبران زن و مرد متفاوت است.
تعاریف عملیاتی :
در این پژوهش دو متغیر اصلی یعنی خویشتن پنداری بعنوان متغیر مستقل و رضایت شغلی بعنوان متغیر وابسته مورد بررسی واقع شده اند.
خویشتن پنداری از دیدگاه راجرز مدنظر این تحقیق می باشد – به نظر راجرز، خویشتن پنداری عبارت است از : نظام ادراکی انسان که تعیین کننده شیوه زندگی اوست، نظام ادراکی که به طور آگاهانه عمل می کند و از زمینهایی نظیر درک توانائیهای فردی، درک روابط فرد با خود و دیگران، درک ارزشها و درک هدفهای زندگی تشکیل می گردد (شفیع آبادی ۱۳۵۹).
رضایت شغلی نوعی احساس مثبت فرد نسبت به شغلش می باشد. منظور از رضایت شغلی عوامل گوناگونی است که سبب می گردد فرد شاغل در لحظه معینی از زمان از شغل خود احساس رضایت نماید و به خود بگوید از شغلش راضی است و از آن لذت می برد. (شفیع آبادی ۱۳۵۹).
رضایت شغلی نگرشی است که افراد درباره شغل خود دارند. این نگرش نشأت گرفته از ادراک افراد نسبت به شغلشان می باشد.
در این تحقیق رضایت شغلی بعنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است و منظور از آن است که خود از پرسشنامه رضایت شغلی دبیران دریافت می دارد.
تعريف عملياتي :
خويشتن پنداري : عبارت است از نمره اي است نمره اي است كه آزمودني از آزمون خويشتن پنداري كسب مي كند
رضايت شغلي : عبارت است از نمره اي است كه آزمودني از آزمون رضايت شغلي بدست مي آورد

فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق

پيشينه تحقيق در رابطه با خويشتن پنداري
ارسلان اميري در سال (۱۳۷۰) در تحقيقي تحت عنوان بررسي رابطه بين خويشتن پنداري و اضطراب در بين جوانان ۲۲ ساله شهرستان آباده تحقيقي انجام داده اند كه نتايج بدست آمده حاكي از آن است كه بين خويشتن پنداري و اضطراب رابطه مهني داري وجود دارد به اين صورت كه خويشتن پنداري بالا باعث كاهش اضطراب و بالعكس آنهم مي تواند اتفاق بيافتد.

آزاده رهنما در سال ۱۳۷۴ در تحقيقي تحت عنوان مقايسه خويشتن پنداري در بين دختران و پسران حدود سني ۱۸ ساله شهرستان نور كه نتايج بدست آمده حاكي از آن است كه خويشتن پنداري در بين پسران بيشتر از دختران است.

بياباني در سال ۱۳۷۶ در تحقيقي تحت عنوان بررسي رابطه بين خويشتن پنداري و سلامت رواني در بين زنان شاغل حدود سني ۳۵ ساله طالقان ارائه كرده اند كه نتايج بدست آمده حاكي از آن است كه بين خويشتن پنداري و سلامت رواني زنان شاغل رابطه معني داري وجود دارد.
پارسا در سال ۱۳۸۰ در تحقيقي تحت عنوان مقايسه خويشتن پنداري در بين زنان مطلقه و مردان مطلقه حدود سني ۳۰ ساله شهرستان نوشهر از توابع مازندران تحقيقي ارائه كرده اند كه نتايج بدست آمده حاكي از آن است كه بين زنان مطلقه و مردان مطلقه از لحاظ خويشتن پنداري تفاوت وجود دارد و مردان مطلقه به نسبت زنان خويشتن پندارتر هستند.

در سال ۱۹۸۴ در تحقيقي كه اندرسون و ساركي انجام داده اند تحت بررسي رابطه بين خويشتن پنداري و استرس در بين زنان و مردان و مقايسه اين متغيرها بر روي آنها با آزمايشات و آزمونهاي بيماري كه انجام داده اند به اين نتيجه رسيده اند كه بين كاهش اضطراب و خويشتن پنداري بالا رابطه معني داري وجود دارد به اين صورت كه كاهش استرس باعث بالا رفتن خويشتن پنداري و افزايش اضطراي باعث پايين آمدن خويشتن پنداري و توجه به خود در فرد مي شود و همين طور تحقيقات انجام شده نشان مي دهد كه خويشتن پنداري در مردان بيشتر از زنان است و بر عكس استرس در بين زنان بالاتر از مردان است.