چکیده

در مسایل آموزشی از عوامل موثر بر یادگیری دانش آموزان، نحوه مدیریت کلاس به وسیله معلمان می باشد، که دارای اهمیت شایان ذکری است. نحوه مدیریت معلمان ناشی از عوامل متعددی دیگری از جمله ویژگی های شخصیتی یک معلم می باشد که سبک مدیریت وی را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف از این پژوهش بررسی رابطه سبک های مدیریت کلاس با ویژگی های شخصیتی معلمان مدارس ابتدایی شهرستان قروه می باشد که بر روی ۲۴۶ نفر ( ۱۴۹نفر زن و ۹۷ نفر مرد) از معلمان انجام شد . روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود که در آن معلمان به پرسش نامه های سبک مدیریت کلاس ( (ABCC و پرسش نامه پنج عاملی شخصیت ( (NEO فرم کوتاه به همراه یک سری پرسش های جمعیت شناختی پاسخ دادند. نتایج نشان داد که سبک مدیریت آموزش از بین پنج ویژگی شخصیتی، تنها با ویژگی با وجدان بودن رابطه معناداری داشت ( r=0/165 و.( p< 0/05 هم چنین رابطه معنادار بین سبک مدیریت رفتار با ویژگی روان آزرده گرایی، سازگاری و وظیفه شناسی در سطح ۰/۰۱) p< و( p< 0/05 وجود داشت. در بررسی سبک مدیریت افراد نیز رابطه مثبت معنا داری با برون گرایی، سازگاری و وظیفه شناسی به ترتیب r =0/291) وr =0/232 و (r=0/164 مشاهده شد، اما با روان آزرده گرایی رابطه منفی معنادار در سطح r= -0/164) و( p< 0/05 داشت.

واژگان کلیدی: سبک های مدیریت کلاس، ویژگی های شخصیتی، معلمان.

-۱ مقدمه

آموزش موثر یکی از مهمترین موضوع های روان شناسی تربیتی است. بسیاری از مطالعات تمایل دارند که عوامل مرتبط با آموزش موئثر را مشخص نمایند. این عوامل می توانند در زمینه های بسیاری یافت شوند. اما مطالعات متعدد پیشنهاد می کنندکه اقدامات معلم در کلاس درس در مقایسه با هر آنچه مسئولان مدرسه وآموزش انجام می دهند، مهم تراست(.(Marzano&Marzano,2003رویکردهای گوناگونی به نقش معلم در ارتباط با آموزش و یادگیری موثر وجود دارد. برخی به شخصیت معلم توجه می کنندو دیگران بر نقش ها و شایستگی های معلم تأکید دارند. به تازگی بسیاری از نویسندگان با مفهوم مدیریت کلاس درس سروکار دارندکه در برگیرنده تمام این جنبه ها است وآن براساس رفتار واقعی معلم در کلاس درس است.

دانش مدیریت و سبک های گوناگون آن از مهمترین عوامل تعیین کننده کارایی و اثربخشی می باشد. از بین انواع مدیریت، مدیریت آموزشی و پرورشی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و نقشی استراتژیک دارد، زیرا نمای اهداف و عوامل این سازمان ها متکی برانسان و روابط انسانی است و رسالت آنها از یک سو تبدیل انسان های خام به انسان های صنعتگر، خلاق، خودآگاه و رشدیافته است و از سوی دیگر، تأمین کننده نیازهای نیروی انسانی جامعه در بخش های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است(.(Bakhshayesh&Azarniyaad,2012 از زیرمجموعه های مدیریت آموزشی می توان به مدیریت کلاس درس اشاره نمود.

مدیریت کلاس درس به یک محیط امن و تحریک کننده یادگیری اشاره دارد. این اصطلاح تر کیبی از شخصیت معلم، رفتار حرفه ای و توانایی های اوست. و طراحی شده تا همه نقش های حرفه ای معلم انجام شود. هم چنین شامل فرآیندهایی است که بر روی گروهی از دانش آموزان اتفاق می افتد((Djigic&Stojiljkovic,2011، برو، استنفنس و تورشیم موارد زیر را به عنوان ابعاد اساسی مهارت مدیریت کلاس درس در نظر گرفته اند: (۱ فراهم کردن حمایت تحصیلی، (۲ فراهم کردن حمایت عاطفی، (۳نظارت هم زمان و دقیق کلاس درس، (۴ مدیریت تعارض.

تعداد زیادی از مطالعات متغیرهای تأثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را بررسی کرده اند. نکته قابل توجه این است که از بین متغیرهای متعدد، مدیریت کلاس درس بیشترین تأثیر مستقیم را بر پیشرفت دانش آموزان دارد. مدیریت کلاس درس، شامل جنبه های بسیاری می شود: مدیریت فضا، زمان، فعالیت ها، موادآموزشی، ارتباطات اجتماعی و رفتار دانش آموزان. بنابراین، این مفهوم با طیف گسترده ای از فعالیت های بر عهده گرفته شده به وسیله معلم در کلاس درس، مرتبط است(.(Djigic&Stojiljkovic,2011

به طور کلی مدیریت کلاس درس یکی از زمینه های اصلی نگرانی های ابراز شده به وسیله معلمان در تمام سطوح است. تعدای از مطالعات نشان می دهندکه باورهای شخصی معلمان، انتخاب های آنان در مورد رویکرد مدیریت کلاس درس را تحت تأثیر قرار می دهد( .(Konit,2011

مدیریت کلاس یک فرایند چرخشی است که شامل طراحی پیشرفته ، اجرا، ارزیابی در طول اجرا و ارزیابی نهایی است که عوامل مربوط به کودکان و محیط آنها را در نظر می گیردو موجب پیشرفت در فعالیت های انجام شده برای یادگیری و سلامت عاطفی کودکان در کلاس می شود(.( Tal,2010

۱

یک تعریف ساده و جامع دیگر از این مفهوم به وسیله مارتین،بالدوین و ین( (Martin,Baldwin&Yin,1995، ارائه شده است که باتوجه به آن مدیریت کلاس درس ، یک سازه چند وجهی است که شامل سه بعد گسترده شخصیت، آموزش و نظم و انضباط می باشد. بعد شخصیت شامل اعتقادات معلم در مورد شخصیت دانش آموزان است و همچنین در بر گیرنده اقداماتی است که به وسیله معلم انجام می شود و به رشد فردی دانش آموزان کمک می کند. این بعد با ادراکات معلم از ماهیت عمومی توانایی ها، انگیزش و جو روانی دانش آموزان مرتبط است. بعد آموزش شامل همه آن اقداماتی است که معلم در رابطه با فعالیت های یادگیری کلاس درس ، ترتیب فضا و استفاده از زمان انجام می دهد. بعد سوم یعنی نظم و انضبلط شامل اقداماتی است که معلم انجام می دهد تا استاندارد های مناسب رفتار در کلاس درس را ایجاد کند(.(Djigic&Stojiljkovic,2011 بردون (Burdon,2003)، نیز بیان می کند که مدیریت کلاس باید رابطه اجتماعی مثبت و مشغولیت فعال در یادگیری را تشویق کند. روشن است که در آموزش ایجاد جو کلا سی مناسب بسیار مهم است. برای انجام این کار، معلم باید بر اساس یک سبک مدیریتی کلاس درس که مبتنی بر روابط سازنده و مولد با دانش آموزان است ، عمل کند.

گلیگمن و تمایشرو((Geligman&Tamayeshrow,1980، یک چارچوب را برای برای توضیح باورهای معلم در مورد مدیریت کلاس درس در ۳ رویکرد مفهوم سازی کردند. این سه رویکرد عبارتند از مداخله گر،غیر مداخله گرو تعاملی. براساس این مدل مداخله گرایان بر این باورندکه دانش آموزان رفتارهای مناسب را هنگامی یاد می گیرند که رفتارهای آنها به وسیله پاداش ها و مجازات های معلم تقویت شود. بنابراین معلم باید کنترل زیادی را بر کلاس درس داشته باشد. رویکرد عدم مداخله بر اساس این اعتقاد است که شخص نیازهایی دارد که خودش تمایل به ابراز و رفع آنها دارد. بنابراین معلم کنترل ناچیری دارد . از طرف دیگر، بین این دو نقطه افراطی، رویکرد تعاملی وجود دارد که بر آنچه فرد بمنظور تغییر محیط انجام می دهد وهم چنین این که چگونه محیط بر فرد تأثیر می گذارد، تمرکز می کند. در این مورد کنترل بر وضعیت کلاس درس، بین معلم و دانش آموز مشترک است. به طور کلی می توان گفت که سبک تعاملی بهترین راه برای ایجاد محیط یادگیری تحریک کننده است
.(Djigic&Stojiljkovic,2011

در مجموع پژوهش ها، تأثیر عوامل کلاسی و ویژگی های مربوط به معلمان از جمله سطح تحصیلات، تجربه کاری، نوع شخصیت، آموزش های ویژه و اندازه کلاس را بر سبک و الگوی رفتار مدیریتی معلمان حائز اهمیت دانسته اند(.(Aminyazdi&Ali,2008 لذا، می توان گفت که نوع شخصیت معلم یک متغیری است که ممکن است با سبک مدیریت کلاس مرتبط باشد.در این رابطه پژوهش هایی نیز انجام شده است، به طور مثال چمپرز، هنسن و سینتی( (Chambers,Henson&Sienty,2001 رابطه نوع شخصیت و اثربخشی تدریس را به عنوان عوامل پیش بینی کننده جهت گیری کنترل کلاسی بررسی کرده اند و دریافتند که بین نوع شخصیت و بعد مدیریت افراد و هم چنین بین اثر بخشی تدریس و بعد مدیریت آموزش رابطه معنا دار وجود دارد.

معلمان باید سبک تدریس و مدیریت کلاس درس خود را با شخصیتشان به عنوان نقاط قوت و ضعف های شخصی ای که مرزهای هویت معلمی خودشان را تنظیم می کند، انطباق دهند. شخصیت یک معلم از راه تجربیات زندگی اش و داده های نظری ارائه شده به وسیله آموزش و پرورش توسعه می یابد(.(Aho&etal,2010

شخصیت به عنوان یک ساختار روانی بسیار دشوار است که کمیت و کیفیت آن را تعیین کرد، زیرا بسیار متنوع است و تعیین کردن تأثیر آن بر روی افکار و احساسات بسیار دشوار است(.(Just,2011 همانند هوش روان شناسان به تعیین اجزای اصلی شخصیت علاقمند هستند. برخی از پژوهشگران عقیده دارند که آنها ۵ عامل عمده شخصیت را مشخص کرده اند: پایداری هیجانی، گشودگی نسبت به تجربه، برون گرایی، توافق پذیری/ سازگاری و وظیفه شناسی((Santrock,2009، که با دامنه ای وسیع از رفتارها در ارتباط است شماری از مطالعات پژوهشی خاطر نشان کرده اند که این عوامل مهمترین اجزای تشکیل دهنده شخصیت هستند. این پنج عامل شخصیت می توانند تفاوت های فردی را دامنه ای وسیع شامل سلامت روانی، رضایت شغلی و عملکرد شغلی را پیش بینی کنند( بهاری ۱۳۷۹، شنبدی،.(۱۳۸۶

برخی از کارشناسان عقیده دارند که پنج عامل عمده تمام انواع شخصیت را شامل نمی شود، آنها می گویند که دامنه شخصیت باید شامل عواملی از قبیل مثبت ( شادو خوشحال) و یا منفی ( خشمگین و غمگین) و مقدار ابراز وجود افراد نیز باشد( .(Santrock,2009 همچنان که یک فرد در یک فعالیت ارتباطی و رفتار خاص درگیر می شود، معلم تأثیر عینی و اصلی را روی دانش آموزان می گذارد. هنگامی که دانش آموز داده ها را

کسب می کند، معلم تغیر در حیطه شناخت، هیجان و مهارت ها را فراهم می کند( .(Lupu,2010, Lupu,2011