مقدمه

خانواده نخستین محیط اجتماعی است که کودك را تحت سرپرستی و مراقبت قـرار میدهـد. ازایـنرو، میتوان گفت: بیش از تمام محیطهاي دیگر در رشد و تکامل فـرد تـأثیر دارد. تـأثیر خـانواده بـر فراینـد »تحول« چنان روشن است که با وجود اختلافـات میـان صـاحبنظران روانشناسـی، در زمینـه اهمیـت خانواده و تأثیر آن بر تحول نقطهنظر مشترك وجود دارد. اکثر روانشناسان، صرفنظر از مکتبی که دارند، کنشهاي میان والدین و فرزندانشان را اساس تحول عاطفی تلقی نمودهاند (بالبی، ۱۹۶۹، ص .(۲۵

یکی از معتبرترین رویکردها در زمینه چگونگی تـأثیر والـدین بـر رشـد اجتمـاعی و شایسـتگی در کودکان، مطالعهاي تحت عنوان »شیوههاي فرزندپروري« است که توسـط دارلینـگ و اسـتنبرگ در سـال ۱۹۹۳ صورت گرفته است. شیوههاي فرزندپروري مجموعهاي از نگرشهاي والدین نسبت بـه فرزنـدان است که منجر به ایجاد جو هیجانی میشود که در آن جو رفتارهاي والدین بروز مینماید. ایـن رفتارهـا، هم دربرگیرندة رفتارهاي مشخصی است که از طریق آنها، والدین به وظایف والدینیشان عمـل میکننـد

و در جهت هدف والدین است و هم دربرگیرندة رفتارهاي غیرمرتبط با هـدفهاي والـدینی کـه شـامل ژستها، تغییر تن صدا یا بیان هیجانهاي غیرارادي است (گلاسکو و همکاران، .(۱۹۹۷
پژوهشهاي وسیعی که در زمینه چگونگی برخورد والدین با کودکانشان انجام شده، نشـان میدهـد که روشهاي تربیتی والدین آثار طولانی بر عقاید و افکار، رفتار و عملکرد، انتظارات و شخصـیت افـراد در آینده دارد (هریس و سرتین، .(۲۰۰۲

پیاژه در سال ۱۹۵۴ و بالبی در سال ۱۹۶۹ بیان کردند که عملکرد والـدین سـبب ایجـاد و گسـترش مدلهایی در درون سازمان شناختی فرد به نـام »طرحـواره« میشـود. ایـن طرحوارههـا در زنـدگی فـرد بهعنوان عدسیهایی عمل میکنند که تفسیر، انتخاب و ارزیـابی فـرد از تجـارب وي را شـکل میدهنـد (گانتی، ۲۰۰۸، ص .(۳۳ متعاقب این دیدگاه، یانگ، نظري را در رابطه بـا طرحوارههـاي ناسـازگار اولیـه گسترش داد. وي معتقد بود که طرحوارههاي ناسازگار اولیه، الگوها یا درونمایـههاي عمیـق و فراگیـري هستند که از خاطرات، هیجانها، شناختوارهها و احساسات بدنی تشکیل شدهاند و طی دوران کـودکی

و نوجوانی شکل گرفته و در سیر زندگی تداوم یافته، در مورد خـود و رابطـه بـا دیگـران هسـتند و بـه شدت ناکارآمدند. برخی از این طرحوارهها، بهویژه آنهایی کـه در نتیجـه تجـارب نـاگوار دوران کـودکی شکل میگیرند، ممکن است هسته اصلی اختلالات شخصـیت، مشـکلات مـنش شـناختی خفیـفتر و بسیاري از اختلالات مزمن محور یک قرار بگیرند (یانگ و همکاران، .(۲۰۰۳

رابطۀ شیوههای فرزندپروری ادراکشده با طرحوارههای ناسازگار اولیه و جهتگیری مذهبی  ۵۹

رایت و همکاران طی پژوهشی به این نتیجه دست یافتند که سـبک والـدینی بـر شـیوة شـکلگیري طرحوارهها اثر دارد. این طرحوارهها در آسیبشناسی روانی بعدي افراد مؤثر اسـت (رایـت و همکـاران، .(۲۰۰۹ بارانف و تیان نیز تعاملات ناکارآمـد والـدین بـا کـودك را پیشبینیکننـدة بسـیار خـوبی بـراي طرحوارههاي ناسازگار اولیه یافتند (بـارانف و تیـان، .(۲۰۰۷ سسـرو و همکـاران نشـان دادنـد کـه بـین طرحوارههاي ناسازگار اولیه، با مورد بیتـوجهی و غفلـت قـرار گـرفتن و بـدرفتاري در دوران کـودکی رابطه معناداري وجود دارد (سسرو و همکاران، .(۲۰۰۴ تیم به این نتیجـه دسـت یافـت کـه پـنج حـوزة طرحوارههاي ناسازگار اولیه (بجز دامنهاي از حوزة محدودیتها)، با طرد پـدر و مـادر رابطـه معنـاداري دارد (تیم، .(۲۰۱۰ وي دریافت که حوزههـاي بریـدگی/ طـرد، دیگـر جهتمنـدي، گـوش بـه زنگـی و بازداري بیش از حد، با گرمی و پذیرش کم مادر ارتباط معناداري دارد. همچنین نشـان داد کـه بـرخلاف یافتههاي هـریس و سـرتین (۲۰۰۲) و لیونـگ و همکـاران (۲۰۰۰)، مراقبـت بـیش از حـد والـدین بـا طرحوارههاي ناسازگار اولیه، بهطور معناداري رابطه ندارد. گانتی در بررسی اثر عملکرد والدین در رابطـه با سه مولفه مهرورزي، اقتدار و کنترل و شکلگیري طرحوارههاي ناسازگار اولیـه بـه ایـن نتیجـه دسـت یافت که عملکرد والدین پیشبینیکننـدة معنـاداري بـراي برخـی از حوزههـا ازجملـه بریـدگی/ طـرد و عملکــرد و خــودگردانی مختــل اســت (گــانتی، ۲۰۰۸، ص .(۳۳ مــوریس طــی پژوهشــی پیرامــون طرحوارههاي ناسازگار اولیه و بعد فرزندپروري محبت/ طرد والدین دریافت، رابطـه مثبـت و معنـاداري بین طرد و عدم پذیرش والدین و طرحوارههاي ناسازگار اولیه و رابطه منفـی و معنـاداري بـین گرمـی و محبت والدین با نمرات بالاي طرحوارههاي ناسازگار اولیه در پرسـشنامه یانـگ وجـود دارد (مـوریس، .(۲۰۰۶ هریس و سـرتین در پژوهشـی بـه ایـن نتیجـه رسـیدند کـه بـین ادراك از مراقبـت والـدینی و طرحوارههاي نقص/ شرم، خویشتنداري ناکافی، وابستگی/ بیکفایتی و آسیبپذیري رابطه منفـی وجـود دارد (هریس و سرتین، .(۲۰۰۲ این طرحوارهها (بجز مقیاس وابستگی/ بیکفایتی)، در ارتباط بـا والـدین بیش حمایتگر نیز وجود دارد.

شــهامت و همکــاران (۱۳۸۹) بــه ایــن نتیجــه دســت یافتنــد کــه ســبک فرزنــدپروري مقتدرانــه، پیشبینیکنندة معناداري براي سطوح پـایین طرحـوارة ناسـازگار طـرد/ بیثبـاتی و سـبک فرزنـدپروري سهلگیر پیشبینیکنندة معناداري براي سطوح بالاتر طرحوارة استحقاق/ بزرگمنشی است. شـایقیان نیـز دریافت که بین پیوند والدینی ضعیف و باورهاي ناسازگار هسـتهاي رابطـه مسـتقیم و معنـاداري وجـود دارد؛ یعنی با ضعیفتر شدن متغیر پیوند والدینی، میزان باورهاي ناسـازگار هسـتهاي بیشـتر میشـود (ر.

۶۹  ، سال هفتم، شماره سوم، پاییز ۳۹۳۱

ك. شایقیان، .(۱۳۸۷ صدوقی نشان داد که پیوند والدینی ضعیف پیشبینیکنندة زمینـهاي، بـراي تشـکیل طرحوارههاي ناسازگار اولیه میباشد (ر. ك. صدوقی، .(۱۳۸۶

از سوي دیگر، پژوهشگران، خانواده را اساسیترین بستر شکلگیري باورهاي مذهبی و معنـوي میدانند و بر این نکته تأکید دارند که غالب این باورها از دوران کودکی و از کانون خـانواده ناشـی میشود. نتایج پژوهشها نیز نشان میدهد که اهداف و سبکهاي والدینی با تحول دینـی فرزنـدان مرتبط بوده و والدین، نقش بسزایی در نوع تربیت دینی و مذهبی فرزندان ایفا میکنند (پـالکویتز و پالم، .(۱۹۹۸

از نظر آلپورت، مذهب طیفی است که در یک سوي این طیف، مذهب، بـراي افـراد معنـایی ابـزاري دارد و در سوي دیگر، طیف مذهب، نوعی معنا و معنایابی است که خود انگیزة اصـلی زنـدگی اسـت و ارزش درونی دارد (آلپورت، ۱۹۶۸، ص .(۱۴۹ به نظر آلپورت و راس، شخصی که جهـتگیري مـذهبی درونی دارد، با مذهبش زندگی میکند. اما شخصـی کـه جهـتگیري مـذهبی بیرونـی دارد، از مـذهبش استفاده میکند (آلپورت و راس، .(۱۹۶۷ اشخاصی کـه جهـتگیري مـذهبی درونـی دارنـد، انگیزههـاي اصلی خود را در چارچوب مذهب مییابند و شخصیتشان با مذهب یکی شده، درحالیکـه اشـخاص بـا جهتگیري بیرونی براي رسیدن به اهدافی دیگر به سمت مذهب میروند. در حقیقت، این اشخاص بـه سمت خدا میروند بدون اینکه از خود روي بگردانند. براي این افـراد، مـذهب وسـیلهاي بـراي ارضـاي نیازهاي فردي چون کسب مقام و موقعیت اجتماعی است.

هانزبرگر و بران در مطالعهاي گزارش کردند که دانشجویان، والدین را مهمترین عامل ارتقـاي عقایـد و تربیت دینی خود دانستهاند (اسپیلکا و همکاران، ۲۰۰۳، ص .(۱۵۲ بـر ایـن اسـاس دادلـی و ویبسـی، مهمترین عامل براي انتقال آموزهها و ارزشهاي دینی به فرزنـدان را حضـور گـرم و روابـط حمـایتی و مراقبتی والدین میدانند (دادلی و ویبسی، .(۲۰۰۰ دیکی و همکاران، بر اهمیـت والـدین در شـکلگیري مفهوم خداي کودك هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم تأکید کردند و نتایج بررسی آنـان نشـان داد که مفهوم »خدا« در دختران نسبت به پسران با اسنادها و سبک تربیتی آنها همبسـتگی نزدیـکتـري دارد (دیکی و همکاران، .(۱۹۹۷ در بررسی رابطه شیوههاي فرزندپروري و تعهد مذهبی نوجوانان، این نتیجـه بهدست آمد که شیوههاي فرزندپروري حمایتی و مقتدرانه، بهعنوان ابـزاري بـراي تعهـد مـذهبی درونـی نوجوانان میباشد (جاسبرگ، .(۱۹۹۵ سبک فرزندپروري والدین بر مفهوم خداي جوانـان تـأثیر بسـزایی دارد. بدینترتیب، سبک والدینی و مفهوم خداوند پدر و مادرها، پیشگوییکنندة تصویر خـداي کودکـان

رابطۀ شیوههای فرزندپروری ادراکشده با طرحوارههای ناسازگار اولیه و جهتگیری مذهبی  ۷۹

است (هرتل و دوناهو، .(۱۹۹۵ زابالا نیز در بررسی رابطه سبکهاي والـدینی و خودمختـاري نوجوانـان در فعالیتهاي علمی، مـذهبی و تلویزیـونی بـه ایـن نتیجـه دسـت یافـت کـه شـیوههاي فرزنـدپروي، کنترلکننده و اجتماعگرا با جهتگیري مذهبی درونی بهطور معنادار و مثبتی ارتباط دارد (زابـالا، .(۱۹۹۴ در پژوهشی نشان داده شد که بین سبک والدینی و تعهد مذهبی در دانشجویان ارتباط معنـاداري وجـود دارد و افزایش در تعهد مذهبی تنها در چارچوب شیوههاي مقتدرانه امکانپذیر است (کارتر، .(۲۰۰۰
صادقی و مظاهري (۱۳۸۶)، طی پژوهشی که بهمنظور بررسی کیفیت ارتبـاط والـد- فرزنـد بـهعنوان پیششرط تربیت دینی فرزندان انجام دادنـد، دریافتنـد کـه منـابع شـناخت دینـی در سـبکهاي تربیتـی مختلف متفاوت است. بهطوريکه در سبک تربیتی مقتدر، شناخت دینـی بیشـتر از طریـق خـانواده و در سبک تربیتی مسامحهکار و بیتوجه، شناخت دینـی بیشـتر از طریـق امـاکن مـذهبی اسـت. کریمـی در پژوهشی بهمنظور بررسی رابطه نگرش مـذهبی و شـیوههاي فرزنـدپروري والـدین، بـا نگـرش مـذهبی دختران، نشان داد که بین نگرش مذهبی دختـران و شـیوههاي فرزنـدپروري والـدین ارتبـاط معنـاداري وجود ندارد (ر.ك. کریمی، .(۱۳۸۰

با توجه بهاینکه غالباً پژوهشها حاکی از این بود که ریشه اصـلی طرحوارههـاي ناسـازگار اولیـه در تجربههاي نامساعد دوران کودکی و تعاملات ناکارآمد والدین با کـودك وجـود دارد، در ایـن پـژوهش، بهعنوان یکی از اهداف به بررسی رابطه شیوههاي فرزندپروري و طرحوارههاي ناسـازگار اولیـه و تعیـین میزان سهم شیوههاي فرزندپروري در پیشبینی طرحوارههاي ناسازگار اولیه پرداخته شده اسـت؛ چراکـه چنانچه مشخص گردد بین شیوههاي فرزندپروري بـا شـکلگیري طرحوارههـاي ناسـازگار اولیـه رابطـه معناداري وجود دارد و نوع فرزندپروري میتواند طرحوارههاي ناسازگار را پیشبینـی کنـد، میتـوان بـا آمــوزش شــیوههاي فرزنــدپروري مناســب بــه والــدین و تــلاش در جهــت ارتقــاي آن، از شــکلگیري طرحوارههاي ناسازگار اولیه در فرزندان و متعاقب آن اختلالات شخصیت پیشگیري کرد.

از سوي دیگر، با توجه به اینکه مـذهب بـهعنوان یـک متغیـر مهـم در زنـدگی افـراد اسـت و غالبـاً پژوهشها نشان داده است که روشهاي تربیتی والدین، نقش مهمی در انتقال ارزشهاي دینی و نگـرش مذهبی فرزندان دارد، در ایـن پـژوهش بـهعنوان یکـی دیگـر از اهـداف، بـه بررسـی رابطـه شـیوههاي فرزندپروري والدین و جهتگیري مذهبی فرزندان و تعیین سهم ایـن شـیوههاي فرزنـدپروري در نـوع جهتگیري مذهبی فرزندان، پرداخته شد؛ چراکه اگر مشخص گردد بین این دو مؤلفه، رابطـه معنـاداري وجود دارد و شیوههاي فرزندپروري پیشبینیکنندة معناداري براي جهتگیري مـذهبی فرزنـدان اسـت،

۸۹  ، سال هفتم، شماره سوم، پاییز ۳۹۳۱

میتوان با کار بر روي شیوههاي فرزندپروري و آموزشهاي مناسـب بـه والـدین، دربـارة تربیـت دینـی فرزندان گرایش نسل نوجوان را به سمت جهتگیري مذهبی درونی سوق داد.

روش پژوهش

پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی است. بدین منظور، کل دانشآموزان دختر پایه دوم و سـوم مقطع متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی ۱۳۹۰-۹۱، بهعنوان جامعه آماري در نظـر گرفتـه شـد. ۳۰۰ نفر از آنها براساس شیوة نمونهگیري طبقهاي خوشهاي بهعنوان نمونه ایـن پـژوهش انتخـاب گردیـد. بـه این ترتیب، ابتدا بهطور تصادفی ۲ منطقه (مناطق یک و سه) از مناطق ۱۹گانه آمـوزش و پـرورش شـهر تهران انتخاب شد و از بین مدارس دخترانه مقطع دبیرستان این دو منطقه، ۳ مدرسه بهطور تصـادفی و از هر مدرسه، تعداد ۵۰ دانشآموز از پایه دوم و سوم (هر پایه ۲۵ دانشآموز) انتخاب گردید.

ابزارهای پژوهش

پرسشنامه ابعاد رفتاري والدین (محیط خانوادگی): ایـن پرسـشنامه براسـاس کارهـاي شـیفر (۱۹۶۵) توسـط

نقاشیان در شیراز تهیه شده و داراي ۷۷ ماده است که ابعاد کنتـرل- آزادي (شـامل: آزادي بـیش از حد، انضباط ملایم، دخالت بـیش از حـد، کتمـان پرخاشـجویی، کنتـرل از طریـق احسـاس گنـاه، جهتدهی، انضباط پیوسته یکسان، انتظار رفتاري بالغانه و تنبیه) و محبت- طرد ( شـامل: حمایـت عاطفی، تأیید و ابراز نظر مثبت، شرکت در امور، ابراز محبت، ارتبـاط، ابـراز نظـر منفـی، خشـم و عصبانیت، طرد و نادیده گرفتن کودك) را در روابط خانوادگی، از نگاه آزمودنیهـا مـورد سـنجش قــرار میدهــد (آقــاجري، ۱۳۷۴، ص .(۹۸ ضــریب پایــایی پرســشنامه، توســط ســازنده آن، ۰/۸۷ گزارش شده است. یعقوبخانی غیاثوند در پژوهش خود، ضریب پایـایی پرسـشنامه را از طریـق ضریب آلفا و بازآزمایی به ترتیب، براي بعد کنترل- آزادي ۰/۶۳ و ۰/۷۴ و محبـت- طـرد ۰/۸۲ و ۰/۹۳ و ضــریب پایــایی آلفــا بــراي کــل پرســشنامه، بــه ترتیــب ۰/۹۲ و ۰/۸ بهدســت آورد (یعقوبخانی غیاثوند، ۱۳۷۲، ص .(۸۵ صادقی و مظاهري نیز در پژوهش خود، کـه آزمودنیهـاي آن را دانشجویان تشکیل میدادند، ضریب پایایی را از طریـق آلفـاي کرونبـاخ بـراي بعـد کنتـرل-آزادي، ۰/۷۸و براي بعد محبت- طرد ۰/۹۴ و براي کل پرسـشنامه، ۰/۸۸ بهدسـت آوردنـد. بـراي تعیــین روایــی پرســشنامه نقاشــیان از روش اعتباریــابی محتــوا اســتفاده شــده اســت (صــادقی و مظاهري، .(۱۳۸۶

رابطۀ شیوههای فرزندپروری ادراکشده با طرحوارههای ناسازگار اولیه و جهتگیری مذهبی  ۹۹

فرم کوتاه پرسشنامه طرحوارههاي ناسازگار اولیه: این پرسشنامه توسط یانگ (۱۹۹۸) بـراي ارزیـابی ۱۵ طرحـوارة ناسازگار اولیه ساخته شده است. یک ابزار خودتوصیفی است که شامل ۷۵ سـؤال ۶ گزینـهاي میباشـد. پایایی و روایی این ابزار در پژوهشهاي متعـددي بـه اثبـات رسـیده اسـت (راجیکبـور و بـرگ، ۲۰۰۶؛ بارانف و تیان، .(۲۰۰۷ پایایی مقیاس، بهوسیله آلفـاي کرونبـاخ بـراي کـل آزمـون ۰/۹۶۴ و بـراي تمـام خردهمقیاسها بالاتر از ۰/۸۰ گزارش شده است (والر و همکـاران، .(۲۰۰۱ هنجاریـابی ایـن پرسـشنامه در ایران توسط آهی (۱۳۸۵) در دانشگاههاي تهران انجام گرفتـه اسـت. همسـانی درونـی بـا اسـتفاده از آلفاي کرونباخ در جمعیت مؤنث، ۰/۹۷ و در جمعیت مذکر، ۰/۹۸ بهدست آمده است.