چکیده :

اساس ساختن ، دست اندازی به طبیعت است . نوع این دست اندازی ارتباط بسیار نزدیک با طرز تفکر انسان در مورد طبیعت دارد

. در بسیاری از فرهنگ های شرقی ، ارتباط کاملا نزدیکی بین انسان و طبیعت وجود داشته و امروزه نیز گاهی این ارتباط به چشم می خورد . انسان خود را جزئی از طبیعت می دانسته و به این دلیل در ارتباطی چندگانه با آن بوده است. این ارتباط نزدیک هم به انسان و هم به طبیعت امکان ادامه زندگی را می داده است . چنین ارتباطی بین انسان و طبیعت در جوامع غربی نیز وجود داشته اما بعد ها جهان بینی مسیحی آن را تغییر داد . این ارتباط دو گانه از طریق مسیحیت تبدیل به یک ارتباط مثلث شد ، بر اساس این تفکر ، خداوند طبیعت را خلق کرده و بشر بایستی از آن استفاده کند . در شرق آسیا آنچه خدایی بود علیرغم مافوق طبیعی بودنش در ارتباط نزدیک یا حتی یگانگی با طبیعت قرار داشت . به این ترتیب با خود انسان نیز یگانه به حساب می آید . حال آنکه بر اساس تثلیث غربی ، به ناچار یک رشته رابطه دوگانه بوجود می آمدند : انسان – خدا ، خدا – طبیعت ، طبیعت – انسان ، عینیت – ذهنیت ، جسم – روح و غیره که هرکدام از این روابط از کنار گذاشتن یکی از قطب های تثلیث حاصل می شد. (گروتر ، یورگ ،( ۱۴۶ : ۱۳۸۶

در این تحقیق به بررسی جایگاه طبیعت در معماری و چگونگی رابطه ی درست معماری با طبیعت پرداخته می شود. طبیعت با همه ی زیبایی و جذابیت آن، دو محدودیت مادی و نظری برای انسان فراهم می کند، چرا که انسان نمی تواند همه ی شرایط طبیعت را تحمل کند و ناچار بر جدایی از طبیعت و رجوع به محیطی متفاوت است ، همچنین بینش انسان درباره ی جایگاه طبیعت و نسبت آن با انسان، گاه آن را بالاتر یا پایین تر از سطح انسان تعریف می کند.

هر دو عامل سبب شکل گیری معماری و محیط هایی متفاوت در دل طبیعت می شود. گونه های گوناگون آب و هوایی ویژگی های معمارانه خاصی را پدید می آورند. این عامل یک معیار هویت بخش در معماری و بازغسازی جهان بوده و این وجه را می توان لایه روبنایی و کالبدی هویت معماری دانست.

عامل دوم پنهان است؛ چون علت تفاوت های کالبدی معماری های گوناگون در تفاوت نگاه آنها به انسان، طبیعت و ماوراء طبیعت جستجو می شود. این لایه را می توان لایه زیربنایی و مفهومی هویت معماری نامید.

×واژه های کلیدی : طبیعت ، معماری ، نظم در طبیعت ، اندیشه هلوگرامیک ، اندیشه پیچیده .

×مقدمه :

سالهای متمادی بشر بدون قدرت تسلیم طبیعت بود . از آنجا که سیستم فکری غربی مسیحی جنبه خدایی برای طبیعت قائل نبود برای انسان این امکان وجود نداشت که ب هطبیعت جنبه تقدیس یا مافوق عادی داده و از این راه پذیرای آن باشد.( گروتر ، یورگ ( ۴۶۵ : ۱۹۷۶ .نخستین تلاشها برای توجه به عینیت طبیعت و برابر قرار دادن آن با انسان در دوره رنسانس صورت گرفت . به این ترتیب نقش خارق العاده یا خدایی طبیعت در رابطه با انسان – طبیعت روز به روز ضعیفتر شد و این آغاز تحولی بود که تا امروز نیز هر لحظه این رابطه را مصیبت بارتر کرده است . بشر به عنوان موجود زنده ، جزئی از طبیعت است که در آن زندگی می کند و به آن وابسته می باشد . قوانین فیزیک بر طبیعت یا دست ساخته انسان به نحو یکسان حاکم است به این ترتیب کاملا طبیعی به ×نظر می رسد که در بسیاری از موارد مانند ساختمان ، طبیعت برای بشر عنوان مدل و نمونه داشته باشد.

انسان اغلب تصور می کند آنچه ” طبیعی ” است چه از نظر فرم و چه از نظر عملکرد به حدی از تکامل رسیده است که بهتر از آن ×قابل تصور نیست ، حال آنکه چنین نیست

آدلف پورتمان می گوید ” ساده ترین فرم که به گونه ای کامل در خدمت عملکرد باشد و بسیاری از مردم آن را ” طبیعی ” ×خوانده ، و ستایش می کنند گاه در طبیعت نادر است .( گروتر ، یورگ ، . ( ۱۴۸ : ۱۳۸۶

همچنین پورتمان بیان می کند که ” در برخی از آفرینش ها اغلب به نظر می رسد که خیالبافی آزاد و یا حتی بازی های لجبازانه ×یک قدرت خلاقه ، بیشتر دست داشته اند تا ضرورت های تکنیکی ” . (پورتمان ، آدولف ، . ( ۳۶ : ۱۹۶۰

ابوریحان بیرونی نیز در باره غلط طبیعت چنین نگاشته است : “در افعال طبیعت گاهی به طور نادر غلط و اشتباه روی می دهد تا ×دانسته شود که طبیعت خدا نیست و خدا غیر از آن است . ( بیرونی ، ابو ریحان ، ( ۳۶۰ : ۱۳۲۰

البته طبیعت می تواند به عنوان مدل برای انسان قابل استفاده باشد : گفته می شود که برونلسکی برای ساختن گنبد کلیسای جامع فلورانس تخم مرغ را به عنوان مدل در نظر گرفته است یا جوزف پاکستون در ساختن کاخ کریستال از برگ های ویکتوریا ریجیا که نوعی نیلوفر آبی بسیار بزرگ می باشد الهام گرفته است ک اما با این وجود این تصور اشتباهی است که هر سازه در ×معماری را به ترتیبی تقلیدی از پدیده ای طبیعی بدانیم . ( گروتر ، یورگ ، . ( ۱۴۹ : ۱۳۸۶

طبیعت نیرویی است که مخلوقات را بنا به تدبیر الهی و بدون افراط و تفریط نظم می بخشد ، نظمی که درک آن با معیار فکری بشر میسر نیست . بلکه حکمت الهی است که عالم را نظم بخشیده ، گاهی مخلوقات را به صورتی نادرالوقوع می آفریند که نشانه الوهیت علم و قدرت او ماوراء معیارهای بشری از مفهوم هماهنگی و تناسب است . انسان فقط با درک عجز و ناتوانی خود و تسلیم

شدن به اراده ی الهی می تواند به هماهنگی و زیبایی طبیعت پی برد ، نه با اکتفای به تصورات محدود فکر بشری . ( نصر ، سید ×حسین ، . ( ۱۹۸ : ۱۳۷۷

×پیشینه ی تحقیق :

این فکر اساسی که مسکن را بایستی به طبیعت نزدیکتر کرد در غرب به تدریج گسترش یافت . آنچه که در ابتدا به قصر پادشاهان محدود می شد رفته رفته به کاخ های اشراف و سرانجام به خانه ثروتمندان نیز راه پیدا کرد و این مسئله تاثیر به سزایی در شهرسازی قرن نوزدهم به جا گذاشت . در آغاز قرن نوزده به جان نش سفارش داده شد که طرحی برای آ پارتمان سازی در ریجنز پارک لندن – که متعلق به خانواده سلطنتی بود – تهیه کند . نتیجه این کار به صورت یک مجتمع ساختمانی بزرگ در میان یک پارک طبیعی بود . در پایان قرن نوزدهم این ایده تکامل پیدا کرده و نتیجه آن به صورت ساختن ” باغ شهرها ” تجلی نمود . این شهرها می بایستی قطب مقابل ” شهر صنعت زده ” باشد . دست کم در شروع کار ، این طرز تلقی ایده ای بود که همراه ×خود یک بار اجتماعی را به دنبال داشت .( گروتر ، یورگ ، . ( ۱۵۰ : ۱۳۸۶

اندیشه ایجاد فضای سبز در داخل یک شهر ایده ای قدیمی است که از قرن پانزدهم وجود داشته است . (گیدیون ، زیگفرید ، .( ۱۳۸۸

در قرن هفدهم بزرگترین پارک سلطنتی در لندن به نام هاید پارک به روی عموم گشوده شد . در این زمان نیز بسیاری از اشراف اقدام به احداث ساختمان در باغ ها و پارک های شهر خود کردند . با الهام از معماری باروک این ساختمان ها به جای آنکه در امتداد خیابان ها بنا شوند در کنار میادین جدید ساخته شدند . به این ترتیب ، اولین اسکویرها به وجود آمدند : یعنی فضای سبز عمومی که خیابانی بر آن محاط بود و ضلع دیگرش را ساختمان های متصل به هم تشکیل می داد . ( گروتر ، یورگ ، : ۱۳۸۶ . ( ۱۵۱ ×

اسکویرهای قرن هفدهم و هجدهم در شهرسازی اهمیت بسیاری دارند . زیرا برای اولین بار از این طریق اقدام به ساختمان سازی در طبیعت کردند بی آنکه با کوهی از سنگ یا شبکه هایی از خیابان ، طبیعت را خفه کنند . (گیدیون ، زیگفرید ، ( ۱۳۸۸

در بررسی های نظری گروتر دو مکتب نظری (شرقی و غربی) و سه مکتب باغ سازی (ژاپنی، فرانسوی و انگلیسی) را از هم تفکیک کرده و ویژگی های هر یک را تشریح کرده است. ولی او اشاره ای به باغ سازی کهن و ریشه دار ایرانی با سابقه چند هزار ساله و متفاوت با هر سه مکتب او نکرده است. مطالعات دقیق تر جواهریان به شکل بهتری ریشه ژاپنی باغ انگلیسی و ریشه ایرانی باغ

فرانسوی را نشان داده است. به گفته جواهریان اساساً دو اَبَر الگوی باغ ایرانی و ژاپنی در طول تاریخ بوده که به دو صورت منظم و آزاد شکل یافته اند و با تغییر شکل هایی در مکاتب گوناگون بکار رفته اند.

جواهریان سخن درستی را در ریشه یابی مکاتب مطرح نموده است. اما برای دسته بندی وضعیت موجود مکاتب گوناگون به نظر ×می رسد نیاز به مطالعات گسترده تری وجود دارد که بتواند هر دو دیدگاه را با هم جمع کند.

×

×روش تحقیق :

روش تحقیق از نوع توصیفی – تحلیلی با روش تحقیق کتابخانه ای است . ابتدا در مطالعات کتابخانه ای با مطالعه ی منابع معتبر سعی در جمع آوری نظریات و اطلاعات شده و سپس با استفاده از استدلال استقرایی به بررسی اطلاعات مربوطه پرداخته و در ×پایان به شیوه استدلال استنتاجی به ارائه نتایج حاصله از این بحث می پردازیم .

×نگرش به طبیعت :

در جهان غرب شیوه ی استفاده از زمین و طراحی بناها ارتباط نزدیکی به سنت مسیحیت دارد . این استنباط تا حدودی در نگرش به جهان طبیعی نیز قابل مشاهده است . نگرش غالب ، اعتقاد به غلبه ی انسان بر طبیعت بوده است . در مقابل بعضی از فلسفه های شرقی انسان را بخشی از طبیعت می دانند . از سوی دیگر ، مثال های فراوانی هم در شرق و هم در غرب دیده می شود که ×بین مواضع فلسفی و اعمال طراحی هماهنگی وجود ندارد .

باغ سنتی ژاپنی به گونه ای طراحی می شود که مناظری را برای ساکنین فراهم آورد . در این فرهنگ منظره موضوعی است برای اندیشیدن . در جوامع غربی ، باغ محیطی است برای فعالیت ها و نشانه قلمرو انسانی یا شکل دهنده به منظره خانه . در باغ ژاپنی از درختان برای ایجاد خطای عمق استفاده می شود ، به این ترتیب که درختان بلندتر نزدیک خانه و درختان کوتاهتر دورتر از آن قرار می گیرد ، در کشور های غربی درختان در پشت صحنه خانه یا برای ایجاد احساس فضای محصور استفاده می شوند

(Eliovson 1971)

چنین نتیجه گیری هایی برای تبیین فلسفه های مختلف مفید است ، ولی در عمل در محیط های شرقی و غربی تنوع قابل توجهی ×وجود دارد .

کشور های مختلفی چون آمریکا ، اتحاد جماهیر شوروی (سابق) ، هند و آفریقای جنوبی خرده فرهنگ هایی دارند که هرکدام نگرشهای خاص خود را به محیط طبیعی و عناصر آن دارند . این نگرش ها در موضع گیری های هنجاری طراحان انعکاس می یابد

.× در امریکا بعضی از گروههای اجتماعی ترجیح می دهند که محیط به حالت باغهای انگلیسی ( طبیعی ) به نظر برسد . گروههای دیگری ظاهر تزئین شده ی شیوه ی باروک فرانسوی را ترجیح می دهند . مردم بعضی از خرده فرهنگ ها درخت را

دوست دارند ، و بعضی دیگر آنرا موجب آزار می دانند . طراحان محیط نسبت به محیط طبیعی و چگونگی یکپارچه شدن آن با ×شهر یا به گفته لوکوربوزیه چگونگی سازگار شدن با محیط طبیعی را به طرق مختلفی به نمایش گذاشته اند.

اگرچه نگرش مسیحیت به ماهیت طبیعت تا حد زیادی استثماری بوده است ، ولی ویژگی های اخلاقی آن در این نگرش تفاوتهایی ایجاد کرده است. طراحی محیط و منظر انگلیسی منعکس کننده توجه به ظاهر و خوشایندی محیط است ، در حالیکه طراحی ×منظر آمریکایی بهره کشی مستقیم جهت انتفاع ابزاری از محیط است

( Lowenthal & Prince 1965 , Lowenthal 1968).

طراحان زیادی واکنش شدیدی به این نگرش نشان داده اند ( از قبیل دیدگاه اکولوژیک یان مک هارگ با طبیعت در کتاب طراحی ×با طبیعت (۱۹۶۹) و زیبایی شناسی محیطی یا حفاظتی راندولف هستر .( ۱۹۶۵)

سیاست های عمومی مربوط به محیط که بازتاب نگرش های مردم به محیط است ، سعنی درک مردم از اینکه محیط چگونه کار ×می کند و چگونه باید استفاده شود و ارزش هایی که برای درک آن می توان قائل شد ، در طول زمان تغییر می کند

(Parker 1969 , T uan 1974 , Saarinen 1976).

بسیاری از نویسندگان معتقدند که تماس با عناصر طبیعی محیط برای بهزیستی و شادابی انسان مهم است . این گفته ها به شدت نظری است و به جای اتکا به مدارک علمی بیشتر مبتنی بر بینش هنجاری به زندگی انسان است . با توجه به تحقیقات سازمان یافته ی اندک در مورد چنین اظهار نظرهایی ، ارزیابی تاثیر این گونه تماس ها بر شادابی روانشناختی انسان دشوار است . ( لنگ ، ×جان ، ( ۲۵۷ : ۱۳۸۸

برای درک رابطه بین ساختمان با محیط ابتدا بایستی به دیدگاه انسان در مورد محیط و یا به طور کلی نسبت به طبیعت نظر ×داشت . ( گروتر ، یورگ ، . ( ۱۴۶ : ۱۳۸۶

دسته بندی دیدگاه ها درباره طبیعت :

برای شیوه های گوناگون ارتباط با طبیعت در مکاتب معماری و باغسازی دسته بندی های متفاوتی وجود دارد، که ما در اینجا از نظریه سامانه ها یاری گرفته ایم.