مقدمه

یکی از ارکان هوش بشري، زبان است. زبان نقش مهمی در تحلیل وقایع، حلّ مسأله و…

ایفا میکند. بعضی از دانشمندان معتقدند که تحول زبان، تفکّر انسانی را امکانپذیرساخته است (لوینسون۲ و همکاران، .(۲۰۰۲ بیش از هر چیزي زبان به انسانها اجازه میدهد در مورد

۱- positron emission tomoyraphy
2- Levinson, S. C.

١٣٧

تفکّر، ادراك و احساسشان با یکدیگر صحبت کنند. این سؤال که چطور کودکان یاد میگیرند به زبان مادري شان صحبت کنند توجه بسیاري از روانشناسان را به خود جلب نموده است.

کودکان در حدود یک سالگی زبان باز میکنند. آنها در این سنّ با مفهوم بسیاري از چیزها مانند اعضاي خانواده، حیوانهاي دستآمـوز، غـذاها، اسـباب بـازي و انـدامهـاي بـدن آشـنا میشوند، و میکوشند بین این مفاهیم و واژههایی که بزرگسالان به کار میبرند ارتباط برقـرار کنند. از این مرحله به بعد واژگان کودك به صورت کم و بیش انفجاري افزایش مییابد. خزانه واژگان کودك که در یک و نیم سالگی فقط ۲۵ واژه است در ۶ سالگی به ۱۵۰۰ واژه میرسد.

این افزایش باورنکردنی واژگان مستلزم آن است که کودك هر روز در حدود ۱۰ واژة تازه یاد بگیرد. گویی کودك براي فراگیري واژههاي تازه کـوك شـده اسـت (لوینـسون، .(۲۰۰۱ ایـن زنجیرة رشد زبانی به میزان چشمگیري در مورد همه کودکان یکسان است. روانشناسان دربارة چگونگی فراگیري زبان سه نظریه اصلی مطرح نمـودهانـد. نظریـه یـادگیري، نظریـه تعـاملات اجتماعی و نظریه فطري.

نظریه یادگیري: براساس نظر نظریـهپـردازان یـادگیري اصـل دخیـل در فراگیـري و تغییـر بسیاري از رفتارها از جمله زبان، تقلید از الگو و عامل تقویت است. در نظریه یادگیري بیـشتر به تبیین رفتار (تولید گفتار) پرداخته میشود تا چرایی رفتار و یا عوامـل زیربنـایی مربـوط بـه درك زبان. به همین دلیل در این دیدگاه اعتقاد بر این است که والدین به کودك در برابر تولید آواهایی که شبیه کلمهها هستند، پاداش میدهند. به همین ترتیب کودکان تقویت میشوند طبق قواعد دستور زبان سخن بگویند. هر چند نمیتوان منکر نقش تقلید در یادگیري واژههـا شـد، نمیتوان آن را تنها شیوة یادگیري تولید و فهم زبان در کودکان دانست. زیرا کودکان خردسـال پیوسته جملههایی میسازند که هرگز چنین جملهاي را از بزرگسالان نشنیدهاند.

نظریه فطري: بخشی از دانش زبانی ما فطري است و به همین دلیل کودك در خانوادة خود

میتواند زبان یاد بگیرد، ولی حیوانهاي دستآموز خانگی نمیتواننـد؛ امـا در مـورد میـزان و ماهیت این دانش فطري اختلاف نظر وجـود دارد. ایـن دسـته از روانشناسـان زبـان معتقدنـد کودکان خردسال دستور زبان را یاد نمیگیرند، بلکه آنان از کلمهها و جملههـایی که میشـنوند،

١٣٨

به نحوي قواعد پیچیده را استنباط و انتزاع میکنند. نوام چامسکی(۱۹۷۲) ۱ یکی از رهبران این نظریه، معتقد است در انسان سازوکار مغزي ذاتیاي وجود دارد که به فراگیري زبان اختصاص دارد. فطري بودن سازوکار زبان از آنجا ناشی میشود که روند تولید آوا در همه کودکان داراي نظم یکسان است.

به نظر میرسد همه کودکان صرف نظر از نوع فرهنگ و زبان خود، ازلحـاظ رشـد زبـانی مراحل همانندي را طی میکنند (جنتنر۲، .(۲۰۰۴ در پژوهشی گروهی از پژوهشگران (کرینـا۳،
(۱۹۹۸ به بررسی کودکان ناشنوایی پرداختند که والدین آنها از شنوایی طبیعی برخوردار بودند

.این کودکان هیچ آموزشی در زمینه لب خوانی دریافت نکرده بودند، با این وصف شـروع بـه استفاده از علایم ساختگی کردند. روش آنها در آغاز نوعی لال بازي بود ولـی بـه تـدریج بـه ویژگیهاي یک زبان آراسته شد. براي مثال، این زبان هم در سـطح واژكهـا و هـم در سـطح نحوي، از علایم خاصی سازمان یافته بود. در واقع این کودکان ناشنوا زبانی براي خود سـاخته بودند، و از لحاظ رشد زبانی همان مراحلی را گذرانده بودند که کودکـان بهنجـار شـنوا طـی می کنند. این یافتهها تأییدي است بر این که دانش فطري زبانی ما از غنا و جزییات برخـوردار است.

دورة حساس:۴ یادگیري زبان نیز همانند سایر رفتارهاي فطري، دورههـاي حـساس خـاص خود را دارد. تقریباً بزرگسالان همه چیز را آسانتر از کودکـان یـاد مـیگیرنـد، زیـرا دسـتگاه شناختی کودك به اندازة بزرگسالان براي یادگیري امور و اطّلاعـات پیچیـده، ظرفیـت لازم را ندارد. اما یک استثناء در این مورد وجود دارد و آن یادگیري زبان است. کودکان بهتـر از افـراد