مقدمه

اهمیت معنویت و رشد معنوي در انسان در چند دهه گذشته، بهصورتی روزافزون توجه روانشناسـان و متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده است. پیشرفت علم روانشناسی از یکسـو، و ماهیـت پویا و پیچیده جوامع نوین از سوي دیگر، موجب شده است که نیازهاي معنوي بشر در برابر خواستههـا و نیازهاي مادي اهمیت بیشتري بیابند. یکی از ضرورتها در عرصه انسانشناسی، توجه به بعـد معنـوي انسان از دیدگاه دانشمندان، بهویژه کارشناسان سازمان بهداشت جهانی (WHO) است که اخیراً انسـان را موجودي زیستی، روانی، اجتماعی و معنوي تعریف میکند. ضرورت دیگر این موضـوع، ظهـور دوبـاره کشش معنوي و نیز جستوجوي درك روشنتر از ایمان و کاربرد آن در زندگی روزانه میباشـد. سـازة هوش معنوي یکی از مفاهیمی است که در پرتو توجه و علاقه روانشناسان بـه حـوزه دیـن و معنویـت شکل گرفته است. مفهوم »هوش معنوي« در ادبیـات آکادمیـک روانشناسـی، بـراي اولـین بـار در سـال ۱۹۸۳ توســط گــاردنر بــا عنــوان هــوش وجــودي و در ســال ۱۹۹۶ توســط اســتیونز و بعــد در ســال ۱۹۹۹توسط رابرت امونز مطرح شد. هوش معنوي سازههاي معنویت و هوش را درون یک سازه جدیـد ترکیب میکند .(Emmons, 2000, p. 4) هوش معنوي بیانگر مجموعهاي از تواناییها، ظرفیتهاي منـابع معنوي میباشد که کاربست آنها در زندگی روزانه میتواند موجب افزایش انطباقپـذیري فـرد شـود. در تعریف از هوش معنوي، بهویژه بر نقش آن در حل مسائل وجودي و یـافتن معنـا و هـدف در اعمـال و رویدادهاي زندگی روزمره میتوان تأکید کرد .(King, 2008, p.11) هوش معنوي موجب مـیشـود کـه انسان با ملایمت و عطوفت بیشتري به مشکلات نگاه کند، تلاش بیشـتري بـراي یـافتن راهحـل داشـته باشــد، ســختیهــاي زنــدگی را بهتــر تحمــل کنــد و بــه زنــدگی خــود پویــایی و حرکــت دهــد .(Elkins, 2004, p.182) کینگ معتقد است که هوش معنوي ظرفیـت و توانـایی منحصـربـهفـردي را در شخص ایجاد میکند تا معنا را در زندگی درك کند و به موقعیتهاي معنـوي بـالاتر راه یابـد، او مـدلی چهار عاملی از هوش معنوي را ارائه میدهد. عناصر این مدل عبارتنـد از: .۱ تفکـر انتقـادي وجـودي در مورد مسائل مربوط به هستی: ظرفیت تفکر انتقادي نسبت به مباحث متـافیزیکی و مربـوط بـه هسـتی از جمله، حقیقت، جهان و مرگ و…؛ .۲ تولید معناي شخصی: توانایی استفاده از تجارب فیزیکی و روحـی جهت ایجاد معنا و هدف شخصی؛ .۳ آگاهی متعـالی: توانـائی شناسـائی جنبـههـاي متعـالی خویشـتن، دیگران و جهان و با استفاده از هوشیاري؛ .۴ بسـط حالـت هوشـیاري: توانـایی ورود بـه موقعیـتهـاي معنوي بالاتر از جمله تفکر عمیق، نیایش، مراقبه و خروج از آن .(King, 2008, p.13)

نقش زندگی مذهبی در رضامندی زناشویی زوجین  ۹۵

ویگلزورث بیان میکند که آگـاهی هشـیارانه و سـازگاري بـا وقـایع و تجـارب زنـدگی و پـرورش خودآگاهی، از جمله عوامل اصلی رشد هوش معنوي تلقی میشوند .(Nasel, 2004, p. 6) بلوغ معنـوي، بهعنوان یکی از جلوههاي هوش معنوي شامل درجهاي از بلوغ هیجانی و بلوغ اخلاقی و رفتار اخلاقـی میشود. میتوان گفت: بلوغ معنوي دید عمیق و گستردهاي است کـه بـا آگـاهی همـراه اسـت و شـامل ارتباط زندگی درونی ذهن با زندگی بیرونی میشود .(Vaugan, 2003, p. 22)

امروزه مردم جهان بیش از پیش به معنویت و مسائل معنوي گرایش دارند. به همـین دلیـل، بررسـی علمی معنویت یکی از مباحث مهم و رایج در بهداشت جسمی و روانی شده است . (Emmons,2000,p.7) پژوهشها حاکی از این است که معنویت ارتباط مثبتی با سلامت جسمی و روانی دارد. طرفداران نقش معنویت در بهبود سلامت روانی و سازگاري بین فردي تلاشهاي متعددي را براي ارتباط بین دو مفهوم سلامتی و معنویت تحت عنوان بهزیستی معنوي انجام دادهاند .(Hawks & et al, 2003, p.31)

الیسون معتقد است که بهزیستی معنوي یک عنصر روانی، اجتماعی و یک عنصـر مـذهبی را شـامل میشود .(Elison,1983,p.335) بهزیستی مذهبی، که عنصر مذهبی است، نشانه ارتباط با یک قدرت برتر یعنی خداست. بهزیستی وجودي، عنصر روانی اجتماعی است و نشانه احساس فرد است از اینکه کیست، چه کار و چرا انجام میدهد و به کجا تعلق دارد. این دو بعد در عین منفک بودن با هم تعامل و همپوشی دارند. در نتیجه، احساس سلامت معنوي، رضایت و هدفمندي بهتبع آن بهوجود میآید .(Ibid)

بهزیستی معنوي، حالتی از سلامتی است که بیانگر احساسات، رفتارها و شناختهاي مثبت از ارتباط با خود، دیگران، طبیعت و موجودي برتر است .(Gomez & Fisher, 2003, p. 1982) بهزیسـتی معنـوي، ارتباط هماهنگ و یکپارچه را بین افراد فراهم میکند و با ویژگیهاي ثبات در زندگی، صـلح، تناسـب و هماهنگی، احساس ارتباط نزدیک با خویشتن، خدا، جامعه و محیط مشخص میشـود. وقتـی بهزیسـتی معنوي به خطر بیفتد، فرد ممکن است دچار اختلالات روحی مثل احساس تنهایی، افسردگی و از دست دادن معنا در زندگی شود که خود میتواند سازگاري در زندگی، بهویژه حیات جاوید فـرد را بـا مشـکل مواجه کند .(Carven&Hirnle,2003,p.1387) نتایج ۳۵۰ مطالعه نشان داده است که افراد داراي بهزیستی معنوي، شیوه زندگی سالمتري را دارند، امیدوارترند، از ثبات روانی بیشتري برخوردارند، رضایت بیشتري از زندگی خود دارند (شهیدي، ۱۳۸۱، ص.(۳۲ روانشناسی در نیم قـرن گذشـته، بـر بیمـاري بیشـتر از سلامتی و بر آسیبشناسی عملکرد انسان، بیشتر از درك کامل از تمام ابعاد آن تکیه داشته و به ویژگیهاي انسان سالم و کامل کمتر توجه کرده است .Terjesen & et al, 2004, p.169) )اما اخیراً با ظهـور رویکـرد

۰۶  ، سال ششم، شماره دوم، تابستان ۲۹۳۱

جدیدي به نام »روانشناسی مثبت«، تأکید بر شایستهسازي و تعریف مفاهیمیاست که به تأمین سلامتی و شادکامی افراد و بهرهمندي آنها از یک زندگی سالم کمک میکند. یکی از این مفاهیم کیفیت زندگی است .(Hagerty& et al, 2001,p.80) برخی محققان، کیفیت زندگی را با رویکرد عینی تعریف میکنند. رویکرد عینی، کیفیت زندگی را بهعنوان مواردي آشکار و مرتبط با اسـتانداردهاي زنـدگی مـیدانـد، ایـن مـوارد میتوانند سلامت جسمی، شرایط شخصی، ارتباط اجتماعی، و یا دیگر عوامل اجتماعی و اقتصادي باشند. در مقابل رویکرد ذهنی، کیفیت زندگی را مترادف با شادي یا رضایت فرد در نظر میگیرد. این منظر، بـر عوامل شناختی در ارزیابی کیفیت زندگی تأکید میکنـد .(Liu, 2006, p. 221) بـین دو رویکـرد عینـی و ذهنی، رویکرد جدیدي به نام رویکرد کلنگر وجود دارد که نظریهپـردازان آن معتقدنـد کیفیـت زنـدگی، همانند خود زندگی مفهومی پیچیده و چندبعدي است. دیدگاه کلنگـر، کیفیـت زنـدگی را یـک پدیـدة چندبعدي ملاحظه میکند و هر دو مؤلفه عینی و ذهنی را در نظر مـیگیـرد. در ایـن رویکـرد، سـلامت جسمی، سلامت روانی، روابط اجتماعی و کیفیت محیط زندگی از مؤلفههـاي سـازنده کیفیـت زنـدگی

هستند .(Lehto & et al, 2005, p. 809)

تحقیقات نشان میدهند که باورهاي مذهبی، آیینها و تعهدات، با نتایج مثبـت ماننـد بهبـود کیفیـت زندگی بهتر، بهزیستی، سلامت جسمی و روانی، رضایت زناشویی و زنـدگی پایـدار و عملکـرد کـارایی مثبت مرتبط هستند .(Seybold & Hill, 2001, p. 22) اعتقادات دینی و تقیدات مذهبی، بـر تمـامی ابعـاد زندگی انسان و از جملـه روابـط خـانوادگی تأثیرگـذار اسـت. رضـایت زناشـویی، یکـی از مهـمتـرین تعیینکنندههاي عملکرد سالم نهاد خانواده است .(Greef, 2000, p. 951) الـیس رضـامندي زناشـویی را حاصل مبادله رفتارهاي پاداشبخش میداند. این نظریهپرداز، رضایت زناشویی را زمانی لذت تجربهشـده توسط زن یا شوهر میداند که همه جنبههاي ازدواجشان را در نظر گرفته باشند. رضایت در این دیـدگاه، یک متغیر نگرشی است که از خصوصیات فردي زن و شوهر محسوب میشود (صالحی فدري، .(۱۳۷۸ نگرش مذهبی میتواند در ارتباط زناشویی مؤثر باشد؛ زیرا مذهب شامل رهنمودهـایی بـراي زنـدگی و ارائهدهندة سامانه باورها و ارزشهاست که این ویژگیها میتوانند زندگی زناشویی را متأثر کنند ( Hunler .(&Gencoz, 2005,p.727 بنابراین، با توجه به اهمیت هوش معنوي و بهزیستی معنوي و تأثیر آنها بر همه جنبههاي زندگی انسانها، تحقیقات متعددي در این زمینه انجام شده است که میتوان به آنها اشاره کرد:

آقابابایی و همکاران (۱۳۹۰)، در رابطه با هوش معنوي و بهزیستی فاعلی پژوهشی انجـام دادنـد کـه نتایج آن نشان میدهد تواناییهاي ذهنی مرتبط با دینـداري و معنویـت، بـهویـژه توانـایی تولیـد معنـاي

نقش زندگی مذهبی در رضامندی زناشویی زوجین  ۱۶

شخصی نقش مثبتی در بهزیستی فاعلی دارند. نتایج تحقیـق غفرانـی و همکـاران (۱۳۹۰)، در رابطـه بـا نقش هوش معنوي در کیفیت زندگی نشان داد که هـوش معنـوي نقـش مـؤثري در پـیشبینـی کیفیـت زندگی دارد. در پژوهش الهبخشیان و همکاران (۱۳۸۸)، در ارتباط با سلامت معنـوي و کیفیـت زنـدگی در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس (ام اس)، یافتهها نشان داد که بین سلامت معنوي و کیفیـت زنـدگی ارتباط معنیداري وجود دارد که میتوان به ضـرورت تقویـت بعـد معنـوي سـلامت، بـهعنـوان عـاملی تأثیرگذار بر کیفیت زندگی بیماران پی برد.

در بین تحقیقات خارجی، پژوهشی با عنوان »شادي تأهل بهعنوان تـابعی از هـوش معنـوي« توسـط الکس و همکاران انجام شد که نتایج بر نقش هوش معنوي در رضایت زناشویی تأکید داشت ( Alex&et .(al, 2011, p.6 در پژوهش سیلوا و همکاران، در رابطه با نقش بهزیستی معنوي در کیفیت زندگی بیماران مبتلا به بیماري مزمن ریوي، نقش بهزیستی معنوي در کیفیت زندگی زنان مبتلا به سـرطان سـینه، نتـایج حاکی از نقش بهزیستی معنوي در بهبود کیفیت زندگی بیماران بود .(Silva & et al, 2009, p. 917)

با توجه به اینکه هوش معنوي و بهزیستی معنوي، شکلدهندة رفتارهـاي فـرد در اجتمـاع هسـتند و مجموعهاي از تواناییها براي بهرهگیري از منابع دینـی و معنـوي هسـتند و در حـل مشـکلات زنـدگی تأثیرگذار میباشند، هدف از این پژوهش، روشن ساختن اهمیت معنویـت (هـوش معنـوي و بهزیسـتی معنوي) بر زندگی انسانها بود. بنابراین، با توجه به اهمیت هوش معنوي و بهزیستی معنـوي و تـأثیر آن بر همه جنبههاي زندگی انسانها، ارزیابی رابطه آنها با زندگی افراد از اهمیت ویژهاي برخـوردار اسـت و درصدد پاسخگویی به این سؤالها است که چه رابطهاي بین هوش معنوي، با کیفیت زنـدگی و رضـایت زناشویی زنان و مردان وجود دارد؟ چه رابطهاي بـین بهزیسـتی معنـوي، بـا کیفیـت زنـدگی و رضـایت زناشویی زنان و مردان وجود دارد؟ چه رابطهاي بین هوش معنوي با بهزیستی معنوي وجود دارد؟ سـهم هوش معنوي، بهزیستی معنوي و کیفیت زندگی در رضایت زناشویی زنان و مردان چقدر اسـت؟ سـهم هوش معنوي، بهزیستی معنوي و رضایت زناشویی در کیفیت زندگی زنان و مردان چقدر است؟

روش پژوهش

طرح پژوهشی حاضر، از نـوع طـرحهـاي توصـیفی، همبسـتگی اسـت. جامعـه آمـاري، کلیـه کارکنـان بیمارستانهاي شهرستان مراغه بودند که ۳۲۰ نفر از آنها بهصورت نمونهگیـري خوشـهاي، بـا توجـه بـه ملاكهاي ورود و خروج (داشتن حداقل دیپلم و متأهل بودن و داشتن سلامت جسمی و روانی) از نمونه

۲۶  ، سال ششم، شماره دوم، تابستان ۲۹۳۱

انتخاب شدند. براي گردآوري اطلاعات، از پرسشنامه هوش معنوي کینگ، بهزیستی معنوي پالوتزیان و الیسون، کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (فرم کوتاه)، رضایت زناشویی انریچ استفاده شد.

١. پرسشنامه خودسنجی هوش معنوی: این مقیاس، توسط دیوید کینگ در سال ۲۰۰۸ تـدوین شـده اسـت. این مقیاس، یک ابزار اندازهگیري مربوط به سنجش هوش معنوي بـا چهـار زیـرمقیـاس (تفکـر انتقـادي وجودي، تولید معناي شخصی، بسط حالت هوشیاري و آگاهی متعالی) و داراي ۲۴ گویه است. مقیـاس براساس طیف پنج گزینهاي لیکرت با گزینههايکاملاً» در مورد من صادق است«، »چندان در مـورد مـن صادق نیست«، »بههیچوجه در مورد من صادق نیست«، »در مورد من بسیار صادق اسـت«، »تـا حـدودي در مورد من صادق است« تنظیم شده است. نمرة کلی مقیاس، یعنی نمره هوش معنـوي مـیتوانـد بـین صفر تا ۹۶ باشد. نمره بالا نشاندهندة میزان بالاي هوش معنوي در افراد است. کینگ بهمنظـور سـنجش پایایی، این مقیاس را با پرسشنامههاي معتبر دیگري ماننـد مقیـاس خـودتفسـیري فراشخصـی، مقیـاس عرفان، مقیاس دینداري درونی و بیرونی مورد مقایسه قـرار داد. ضـریب همبسـتگی آنهـا را بـه ترتیـب ۰/۶۷، ۰/۶۳، ۰/۵۸ بهدست آمد .(King, 2008, p. 17) پایـایی ایـن مقیـاس نیـز در مطالعـات کینـگ بـا ضریب آلفاي ۰/۹۵ تأیید شد. در ایران، در مطالعـه رقیبـی و همکـاران (۱۳۸۹) ضـریب آلفـاي کرنبـاخ پرسشنامه ۰/۸۹، همچنین ضریب پایایی پرسشنامه هوش معنوي از طریق بازآزمایی، در یک نمونـه ۷۰ نفري به فاصله زمانی متوسط ۲ هفته ۰/۶۷ محاسبه شد.

٢. پرسشنامه بهزیستی معنوی: مقیاس بهزیستی معنوي را پالوتزیان و الیسون در سـال ۱۹۸۲ سـاختند کـه داراي ۲۰ گویه است. ده گویه آن مربوط به بهزیستی مذهبی و ده گویه بهزیستی وجودي را اندازهگیـري میکند. دامنه سؤالات بهصورت شش گزینهاي در مقیـاس لیکـرت دسـتهبنـدي مـیشـود. دامنـه نمـره بهزیستی مذهبی و وجودي، هر کدام به تفکیک ۶۰-۱۰ اسـت. نمـرة بهزیسـتی معنـوي، جمـع ایـن دو زیرگروه است که دامنه آن ۲۰-۱۲۰ در نظر گرفتـه شـده اسـت. پالوتزیـان و الیسـون (۱۹۸۲)، ضـرایب پایایی بازآزمایی براي خردهمقیاسهاي بهزیستی مذهبی، بهزیستی وجودي و کل مقیاس بهترتیـب، برابـر با ۰/۶۳، ۰/۸۶، ۰/۹۳ و ضرایب آلفاي کرنباخ، بهترتیـب برابـر بـا ۰/۹۱، ۰/۹۱، ۰/۹۳ گـزارش کـردهانـد. پایایی این مقیاس، توسط دهشـیري و همکـاران (۱۳۸۷) بـر دانشـجویان دختـر و پسـر از طریـق آلفـاي کرونباخ براي کل مقیاس و خردهمقیاس بهزیستی مذهبی و خردهمقیـاس بهزیسـتی وجـودي بـهترتیـب، ۸۲/۹۰،۰/۰و ۰/۸۷و با روش بازآزمایی بهترتیب ۰/۸۵، ۰/۷۸ و ۰/۸۱ گزارش شده است.

نقش زندگی مذهبی در رضامندی زناشویی زوجین  ۳۶

٣. پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشـت جهـانی :(WHOQOL) مقیـاس فـرم کوتـاه کیفیـت زنـدگی

سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۹۸ تدوین شده است. این پرسـشنامـه، داراي ۲۶ سـؤال اسـت کـه چهار حیطه سلامت جسمانی، سلامت روانی و روابط اجتماعی، سلامت محیطی را میسنجد. پاسخ بـه سؤالات بهصورت لیکرتی و بهصـورت ۵ گزینـهاي مـیباشـد. در پایـان، مجمـوع کـل نمـرههـايایـن پرسشنامه بهصورت ۱۰۰ -۰ در نظر گرفته میشود که برحسب امتیازهاي کسبشـده، کیفیـت زنـدگی آنها در یکی از سه گروه نامطلوب، متوسط، مطلوب قرار میگیرد. در ایران، نجـات و همکـاران (۲۰۰۶) این مقیاس را هنجاریابی کردهاند. ضریب آلفاي پرسشنامه را بـراي جمعیـت سـالم در حیطـه سـلامت جسمانی ۰/۷۰، سلامت روانی ۰/۷۳، روابط اجتماعی ۰/۵۵ و ارتباطات محیطی ۰/۸۴ بهدست آوردهانـد. ضریب پایایی روش بازآزمایی را پس از دو هفته ۰/۷ گـزارش کـردهانـد. نصـیري و همکـاران (۲۰۰۶)، ضریب آلفاي کرونباخ را ۰/۸۴ بهدست آوردند. در پژوهش فتحی آشـتیانی (۱۳۸۸)، میـزان پایـایی ایـن پرسشنامه با استفاده از روش آلفاي کرونباخ ۰/۹۵ بهدست آمد.

٤. پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ: این پرسشنامه توسط اولسون و همکاران در سال ۱۹۸۹ تدوین شـده است. این ابزار شامل ۴۷ ماده است. ۹ مقیاس این پرسـشنامـه شـامل موضـوعات شخصـیتی، ارتبـاط زناشویی، حل تعارض، مدیریت مالی، فعالیتهاي اوقـات فراغـت، روابـط جنسـی ازدواج و فرزنـدان، اقوام و دوستان، جهتگیري مذهبی میباشد. پاسخنامه این تست براساس مقیاس لیکـرت و در ۵ گزینـه میباشد. اولسون و دیگران، اعتبار این پرسش نامه را با روش ضریب آلفا، ۰/۹۲ گزارش کردهاند.

یافتههای پژوهش

بهمنظور بررسی رابطه بین هوش معنوي و کیفیت زنـدگی، آزمـودنیهـا از آزمـون همبسـتگی پیرسـون استفاده شد. نتایج آزمون آماري در جدول شماره ۱ مشاهده میشود.

جدول شماره :۱ ماتریس همبستگی بین ابعاد هوش معنوي و ابعاد کیفیت زندگی آزمودنیها

متغیرها تفکر انتقادي وجودي تولید معناي شخصی بسط حالت هشیاري آگاهی متعادلی نمره کل هوش معنوي
سلامت جسمانی **۰/۱۶۴ **۰/۴۵۵ **۰/۳۱۳ **۰/۳۸۲ **۰/۳۹۰
سلامت روانی **۰/۱۸۴ **۰/۴۷۳ **۰/۳۴۱ **۰/۲۸۸ **۰/۳۷۵
سلامت محیطی **۰/۲۱۱ **۰/۳۶۸ **۰/۴۰۹ **۰/۳۰۹ **۰/۳۹۰
روابط اجتماعی ۰/۰۷۲ **۰/۲۸۱ **۰/۱۷۸ **۰/۱۶۷ **۰/۱۹۶
نمره کل کیفیت زندگی **۰/۲۰۴ **۰/۴۸۶ **۰/۳۸۶ **۰/۳۴۹ **۰/۴۱۹

(**)معناداري در سطح ۰/۰۱ و (*) معناداري درسطح ۰/۰۵

جدول فوق نشان میدهد که همبستگی و رابطه بـین ابعـاد هـوش معنـوي و ابعـاد کیفیـت زنـدگی آزمودنیها در سطح (P<0/01)، بهصورت مستقیم معنادار است. همانطور که ملاحظـه مـیشـود رابطـه

۴۶  ، سال ششم، شماره دوم، تابستان ۲۹۳۱

مثبتی بین هوش معنوي و ابعاد کیفیت زندگی وجود دارد. بهعبـارت دیگـر، آزمـودنیهـایی کـه هـوش معنوي بیشتري دارند کیفیت زندگی بیشتري نیز دارند.

بهمنظور بررسی رابطه بین هوش معنـوي و رضـایت زناشـویی، آزمـودنیهـا از آزمـون همبسـتگی پیرسون استفاده شد. نتایج آزمون آماري در جدول شماره ۲ مشاهده میشود.

جدول شماره :۲ ماتریس همبستگی بین ابعاد هوش معنوي و ابعاد رضایت زناشویی ازمودنی ها

متغیرها تفکر انتقادي وجودي تولید معناي شخصی بسط حالت هشیاري آگاهی متعالی نمره کل هوش معنوي
موضوعات شخصیتی *۰/۱۲۹ **۰/۲۹۶ **۰/۲۴۲ **۰/۲۴۸ **۰/۲۶۵
ارتباط زناشویی **۰/۱۶۲ **۰/۳۵۹ **۰/۲۵۲ **۰/۲۶۷ **۰/۳۰۱
حل تعارض **۰/۱۷۸ **۰/۳۴۶ **۰/۲۴۱ **۰/۲۷۵ **۰/۲۹۰
مدیریت مالی **۰/۱۵۷ **۰/۳۰۶ **۰/۳۰۳ **۰/۲۹۰ **۰/۳۱۱
اوقات فراغت ۰/۱۰۸ **۰/۲۳۲ **۰/۲۹۵ **۰/۱۷۴ **۰/۲۳۵
روابط جنسی ۰/۰۶۶ **۰/۲۱۷ **۰/۲۶۷ **۰/۱۶۸ **۰/۲۰۲
ازدواج و فرزندان **۰/۲۲۹ **۰/۳۱۴ **۰/۲۰۸ **۰/۲۵۳ **۰/۲۹۳
اقوام و دوستان **۰/۱۶۷ **۰/۳۷۲ **۰/۲۳۱ **۰/۳۴۱ **۰/۳۲۱
جهتگیري مذهبی **۰/۱۷۸ **۰/۳۱۶ **۰/۲۳۴ **۰/۲۹۱ **۰/۲۸۸
نمره کل رضایت زناشویی **۰/۱۹۸ **۰/۳۹۲ **۰/۳۱۴ **۰/۳۲۳ **۰/۳۵۳

(**)معناداري در سطح ۰/۰۱ و (*) معناداري در سطح ۰/۰۵

جدول فوق نشان میدهد که همبستگی و رابطه بین ابعاد هوش معنـوي و ابعـاد رضـایت زناشـویی آزمودنیها در سطح (P<0/01) بهصورت مستقیم معنادار است. با توجه به نتایج، رابطه مثبتی بین هـوش معنوي و ابعاد رضایت زناشویی وجود دارد. بهعبارت دیگر، آزمودنیهایی کـه هـوش معنـوي بیشـتري دارند رضایت زناشویی بیشتري نیز دارند.

بهمنظور بررسی رابطه بین بهزیسـتی معنـوي و کیفیـت زنـدگی آزمـودنیهـا، از آزمـون همبسـتگی پیرسون استفاده شد. نتایج آزمون آماري در جدول شماره ۳ مشاهده میشود.

جدول شماره :۳ ماتریس همبستگی بین ابعاد بهزیستی معنوي و ابعاد کیفیت زندگی آزمودنیها
متغیرها بهزیستی مذهبی بهزیستی وجودي نمره کل بهزیستی معنوي
سلامت جسمانی **۰/۴۶۳ **۰/۶۰۹ **۰/۵۸۱
سلامت روانی **۰/۴۳۸ **۰/۶۹۰ **۰/۶۳۱
سلامت محیطی **۰/۴۴۵ **۰/۵۲۱ **۰/۵۳۶
روابط اجتماعی **۰/۳۳۶ **۰/۴۹۷ **۰/۴۵۶
نمره کل کیفیت زندگی **۰/۵۱۳ **۰/۷۰۶ **۰/۶۷۳

(**) معناداري در سطح ۰/۰۱ و (*) معناداري در سطح ۰/۰۵

جدول فوق نشان میدهد که همبستگی و رابطه بین ابعاد بهزیستی معنـوي و ابعـاد کیفیـت زنـدگی آزمودنیها در سطح (P<0/01) بهصورت مستقیم معنادار است. همانطور کـه ملاحظـه مـیشـود، بـین بهزیستی معنوي و کیفیت زندگی رابطه مثبتی وجود دارد. بهعبارت دیگر، آزمـودنیهـایی کـه بهزیسـتی معنوي بیشتري دارند کیفیت زندگی بیشتري نیز دارند.