انجام هر نوع فعالیت جدید که منجر به برطرف کردن نیاز در جامعه گردد را کارآفرینی گویند. خصوصی سازی وسیله ای برای بهبود عملکرد فعالیت های اقتصادی از طریق افزایش نقش نیروهای بازار است به شرطی که حداقل ۵۰ درصد از سهام دولتی به بخش خصوصی واگذار شود. همچنین سرمایه گذاری به معنی صرفنظر کردن از عایدات امروز به امید دریافت عایدات بیشتر درآینده می باشد. در این مقاله سعی شده است رابطه بین این سه مؤلفه را در ورزش بررسی کند.

واژههای کلیدی: رابطه، کارآفرینی، خصوصی سازی، سرمایه گذاری، سرمایه گذاری خصوصی، ورزش

۱

-۱ مقدمه

امروزه ورزش به صنعتی بین المللی و درآمدزا تبدیل شده است. در عرصه تجارت جهانی ورزش استثناست، زیرا مشتریانی دارد کـه در ازای تماشای ورزش و نه خرید یا مصرف آن پول پرداخت می کنند. ( رجبی و همکاران، (۱۳۹۱ کارآفرینی از دو لغت کار و آفرینی تشکیل شده که هر کدام از آنها اشاره به نکته و موضوع خاصی دارنـد. منظـور از واژه »کـار« در

کارآفرینی، به معنای خاص آن یعنی شغل، حرفه، پیشه یا امثال آن نیست بلکه به معنای عام کلمه دلالت دارد که شـامل هـر نـوع فعالیتی اهم از فیزیکی، ذهنی و فکری و خدماتی می شود. چنین فعالیت هایی می تواند یک فکر، یک ایده یـا طـرح، اجـرای یـک برنامه، به کاربردن یک الگو یا روش مانند انواع روش های مدیریتی در سـازمان هـا و شـرکت هـا، روش هـای اجرایـی در واحـدها، رهبری و هدایت گروه های کاری در مرکز ستادی و راه اندازی یک مرکز کسب و کار چه به تنهایی و چه بـا بکـارگیری عـده ای را شامل شود. پس هرگونه فعالیتی چه فردی و چه گروهی که منتج به نتیجه ای گردد، به عنوان کـار در ایـن واژه تلقـی مـی گـردد. البته نتیجه حاصل باید نتیجه ای مفید برای جامعه باشد طوریکه یکـی از نیازهـای جامعـه را بـرآورده سـازد. ماننـد تولیـدی یـک محصول، برطرف کردن یک مشکل، ارائه خدمات. و منظور از واژه »آفرینی« در کارآفرینی به معنای خلـق کـردن، بوجـود آوردن و تولید کردن می باشد. همانطور که از معنای آفریدن به طور ضمنی حاصل می شود یعنی به وجـود آوردن چیـزی کـهقـبلاً وجـود نداشته و نو و جدید می باشد.

با این وصف، کارآفرینی به معنای دقیق آن، یعنی انجام هر نوع فعالیتی که نو و جدید و بکـر بـوده و نتیجـه آن منجـر بـه برطـرف کردن یک نیاز یا مشکل و یا مسئله ای در جامعه گردد. (هنرجویی،(۱۳۹۰ »بیس لی« و »لیتل چایلد« خصوصی سازی را چنین تعریف کرده اند: خصوصی سازی وسیله ای برای بهبود عملکرد فعالیـت هـای

اقتصادی از طریق افزایش نقش نیروهای بازار است به شرطی که حداقل ۵۰ درصد از سهام دولتی به بخش خصوصی واگـذار شـود. (حسن زاده و اسماعیل نژاد،(۱۳۸۳ در فرهنگ اقتصادی »پالگریو« خصوصی سازی به این صورت تعریف شده است: »خصوصی سازی، سیاست اقتصادی جهـت تعـادل

بخشیدن میان دولت و دیگر بخش های اقتصادی با هدف ایجاد شرایط رقابت کامل و حصول بیشـتر کـارایی اقتصـادی و اجتمـاعی است.« (طیب نیا و محمدی،(۱۳۸۳ سرمایه گذاری از دید کلی به معنی صرفنظر کردن از عایدات امروز به امید دریافت عایدات بیشتر درآینده است. دو ویژگی عمـومی

در آن وجود دارد: زمان و ریسک. صرفنظر کردن در زمان حال و با اطمینان صورت می گیرد. اگر پاداشـی در کـار باشـد بـه آینـده مربوط می شود معمولاً مبلغ آن نامطمئن است. در برخی موارد عامل زمان برجسته است، در برخی مـوارد ریسـک و در مـواردی هم، هر دو عامل زمان و ریسک دارای اهمیت هستند. (ویلیام اف و همکاران،(۱۳۹۱

-۲خصوصی سازی و کارآفرینی

خصوصی سازی راهبردی برای تجدید ساختار اقتصادی است. این راهبرد بر تشویق نیروهـای سیسـتم بـازار آزاد و انتقـال سـرمایه گذاری های تحت تملک دولت به بخش خصوصی و تغییر سیستم های مدیریت و مالکیت تأکید دارد. این تغییـرات مـی توانـد بـه تغییر فرهنگ های سازمانی و ایجاد ظرفیت های کارآفرینی منجر شود. به عبارت دیگر نیروهای بازار، بنگاه هـا و رهبرانشـان را بـه سمت نوآوری و کارآفرینی سوق داده و کمک می کنند تشکیلات جدید سازمانی در دستور کار آن ها قرار گیرد. (مهـدوی عـادلی و رافعی،(۱۳۸۵ انتظار می رود تغییرات ایجاد شده توسط خصوصی سازی، نتایج راهبردی از قبیـل اکتسـاب مهـارت هـای جدیـد و فعالیـت هـای
کارآفرینی به همراه داشته باشد. همچنین حدود و چگونگی دخالت دولت در اقتصاد یکی از موضوعات مورد بحث اقتصاددانان طـی دهه های گذشته بوده است. در گذشته یعنی تا قبل از جنگ جهانی اول، به واسطه حاکم بودن دیدگاه کلاسیک و حاکمیت بازار بر تصمیم گیری های اقتصادی، دخالت مستقیم دولت در فعالیت های تولیدی و اقتصادی اندک بود، اما پـس از پایـان جنـگ جهـانی اول، دولت نقش مسلطی را در صحنه تولید و اقتصاد به دست آورد. در کشورهای در حال توسعه نیز به واسطه وجود این اندیشه که در این کشورها نظام سازمان یافته ای به نام بازار وجود ندارد تا توانایی تخصیص منابع را دارا باشد، دولت ها از جایگـاه ویـژه ای در اقتصاد ملی برخوردارند و همین امر مانعی در راه کارآفرینی و خصوصی سازی در حوزه هـای مختلـف کـاری محسـوب مـی شـود.

۲

هرچند که در این میان کشورهای در حال توسعه نیز با گسترده شدن بازارهای رقابتی و پیوستن تعداد قابـل تـوجهی از آن هـا بـه سازمان تجارت جهانی (گات) به ضرورت خصوصی سازی واحدهای دولتی پی بردند در این باره فشارهای مالی داخلی و خارجی بـه این کشورها و نیز هزینه حمایت از واحدهای دولتی، عملکرد ضعیف بنگاه های تحت مالکیت دولـت و توسـعه بخـش خصوصـی در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته را می توان از علل اصلی روی آوردن کشورهای در حال توسعه به فرایند خصوصی سازی دانست. هرچند که اندیشه اصلی در تفکر خصوصی سازی یعنی حاکم کردن مکانیزم بازار بر تصمیم های اقتصادی است که نتیجه آن ایجاد فضای رقابتی برای بنگاه های خصوصی بوده تا از این طریق کارایی بنگاه ها نسبت به بخـش عمـومی ارتقـا پیـدا کنـد. (سـمیعی و رضایی،(۱۳۹۰

نوآوری در مؤسسات خصوصی شده

ساختارهایی نظیر بنگاه های دولتی به ندرت نوآور می شوند زیرا آن ها خواهان جهت دهی داخلی بوده و توجه زیادی به تشـویق و حمایت از ایده های جدید برای بهبود محصولات و فرایندها نمی نمایند. همچنین آن ها به طور کلـی نسـبت بـه تغییـر، بـی میـل هستند که همچنان مانعی برای نوآوری است. برای این مؤسسات نوآوری یک اولویت نیست چون صاحبان آن ها تقاضایی بـرای آن ندارند و در جهت تولید نظریات جدید برای ارائه خدمات بهتر به مشتریان تلاش نمی کنند چرا که آن ها نیازی به تطبیـق شـرایط رقابتی در بازار برای ایجاد سود ندارند. در حقیقت حمایت و محافظت در مقابل ورشکستگی سبب فقدان انگیزه کافی جهت نوآوری از طریق فرایندهای کاراتری می شود که بتواند با تقاضای مشتریان، زمان تحویل و محصولات سـاخته شـده بـرای رضـایت منـدی نیازهای جدید یا روش های جدید مذاکره با آن ها انطباق یابد. از سوی دیگر پس از خصوصی سازی، این مؤسسات ملزم بـه پاسـخ گویی به سهام داران خود و تحکیم موقعیت رقابتی در بازارند، در نتیجه آن ها مجبورند خود را با شرایط بازار تطبیق دهند. بنابراین انتظار می رود که پس از خصوصی سازی حرکت به سوی نوآوری و ابتکار و در نتیجه افـزایش ظرفیـت کـارآفرینی تسـریع گـردد. (مهدوی عادلی و رافعی،(۱۳۸۵

عوامل بازدارنده و موانع رشد کارآفرینی بخش خصوصی در ایران

مداخله دولت همواره به عنوان یکی از عناصر مهم و مؤثر در تحلیل کارآفرینی محسوب مـی شـود. در نظـام اقتصـادی ایـران نهـاد دولتی نقش بارز و قابل توجهی را در عرصه اقتصادی بازی می کند. وضع مقررات و قوانین، آثـار زیـادی بـر روابـط و فعالیـت هـای اقتصادی می گذارد و موجبات موانع برای سایر بازیگران اقتصـادی ایـران و از جملـه کارآفرینـان در بخـش خصوصـی و واحـدهای کوچک فراهم می آورد. مشکلاتی همچون جواز تأسیس شروع کـار توسـط کارآفرینـان بخـش خصوصـی، مسـأله نحـوه تخصـیص اعتبارات بانکی به کارگزاران واحدهای کوچک، محدودیت ها و موانع قوانین صادرات و و واردات، قوانین مالیاتی و قـانون کـار بـرای کارآفرینان، عدم ثبات قوانین و مقررات و تغییر مداوم آن ها، بوروکراسی و وجود مسیرها و اخذ مجوزهای متعدد، اخذ وثیقـه هـای سنگین در مقابل پرداخت تسهیلات بانکی و سود بالای تسهیلات از جمله این مشکلات است. (سمیعی و رضایی،(۱۳۹۰

-۳سرمایه گذاری و کارآفرینی

در کارآفرینی چهار نوع سرمایه شامل سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی، سرمایه انسانی و سرمایه فرهنگی مطرح اسـت. (رمضـانی فر،(۱۳۹۲ تنها راه حفظ و بقای طرح های کارآفرینی فناورانه، حضور مؤثر صنعت سرمایه گذاری مخاطره پذیر می باشد. (رحیمی پردنجـانی و علیزاده،(۱۳۹۲

ویکن معتقد است که علاوه بر عوامل اقتصادی همچون مزیت های بـازار و سـرمایه کـه بـر کـارآفرینی تـأثیر گذارنـد، عوامـل غیـر اقتصادی نظیر شبکه های روابط اجتماعی نیز می توانند بر پدیده کارآفرینی تأثیرگذار باشند.

سرمایه اجتماعی به عنوان یک پدیده اجتماعی باعث بروز خلاقیت، ایده پروری، تسهیل رفتارهای نوآورانه و ریسک پذیری می شود که از جمله شاخص های کارآفرینی محسوب می شوند.

افراد با سرمایه اجتماعی بالاتر به منابع و اطلاعات بیشتری دسترسی دارند که می تواند در روند تشـکیل و توسـعه کسـب و کـار و دستیابی به بازارهای جدید تأثیرگذار باشد. از این رو سرمایه اجتماعی اهمیت ویژه ای برای کارآفرینان دارد. برای درگیـر شـدن در فعالیت کارآفرینی، اشخاص باید بتوانند تغییرات محیطی را تحت نظر بگیرند و تأثیر این تغییرات را بر روی کسب و کار جدید خود

۳

ارزیابی کنند. ناتوانی کارآفرین ارزش بینی موفقیت تجاری باعث عدم اطمینان محیطی می شود که مـی توانـد از مشـارکت وی در فعالیت کارآفرینانه جلوگیری کند.

شرایط محیطی متأثر از سرمایه اجتماعی می تواند فرصت تبدیل خلاقیت به کارآفرینی را دستخوش تغییر دهد. داشـتن شـبکه ای از روابط گسترده، بالا بودن اعتماد و تبادل اطلاعات میل به کارآفرینی را افزایش می دهد. حمایت از ریسک خلاقانه و ارتقاء روحیه کار تیمی و فعالیت های مشارکتی و روابط متقابل با اعتماد از زمینه های اجتماعی کارآفرینی محسوب می شود. سرمایه اجتمـاعی در رابطه با کارآفرینی نقش اهرم را بازی می کند و نمی توان از آن به عنوان ایجادکننده کارآفرینی نام برد اما برای این که خلاقیت موجود در فرد کارآفرین به عمل درامده و منجربه کارآفرینی شود عوامل محیطی زیادی دخالت و تـأثیر دارنـد کـه یکـی از آن هـا سرمایه اجتماعی می باشد. (مختاری و همکاران،(۱۳۹۲ در کشورهای توسعه یافته سرمایه گذاری ریسک پذیر به عنوان منبعی برای توسعه کـارآفرینی نهادینـه شـده اسـت. امـروزه همـه

صاحبنظران اقتصادی و کارآفرینی معتقدند سرمایه گذاران مخاطره پذیر یکی از حلقه های اصلی و عوامل کلیدی رشـد و پیشـرفت خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی محسوب می شود.

یکی از بزرگ ترین چالش های کارآفرینان و مهم ترین مانع آن ها برای راه اندازی کسب و کارشان کمبود منابع مالی بـرای تـأمین نیازهای سرمایه ای است. فرایند تأمین مالی برای کارآفرینان ممکن است سال ها به طول انجامد و کارآفرینان را از حرفه و کسب و کارشان منصرف نماید. کمبود سرمایه گذاری عامل مؤثر در شکست بسیاری از کسب و کارها محسوب می شود.