مقدمه

اختالل بیشفعالی/ نارساییتوجه(ADHD) 1 یکی از شایعترین اختاللهای شناختی و رفتاری کودکان سنین مدرسه است که افراد مبتال را در حالت ناتوانی و عقبمانده از نظر اجتماعی نگه میدارد. والدین غالباً از عهدۀ چنین فرزندانی برنمیآیند و فرزندان نیز در حال تقالکردن بهحال خود رها میشوند. اختالل بیشفعالی/ نارساییتوجه مجموعهای از عالئم است که با پرتحرکی و رفتارهای تکانهای و محدودیت میزان توجه که منجر به اختالل تمرکز میشود، قابل تشخیص است )خوشابی و دیگران )۱۳۸۵ و با توجه به احتمال باقیماندن تا بزرگسالی و طوالنی بودن دورۀ آن، در صورت شیوع زیاد، از اهمیت باالیی برخوردار است؛ از این رو، امروزه ADHD صرفاً بیماری دوران کودکی محسوب نمیشود )هالجین و ویتبورن، )۲۰۰۳ و در كودكان همراه با افزایش میزان سایر اختالالت، مانند اختالالت رفتاری، اختالل شخصیت ضداجتماعی، اختالالت تبدیلی، سوء مصرف مواد و اختالالت اضطرابی در سالهای بعد دیده میشود )اعرابی، شفیقی، و قرهخانی .)۱۳۸۹ بیشفعالی برای بیشترِ مردم بهخصوص معلمان، واژهای آشناست. کودکی که در حرکت دائم است، با انگشتانش ضربه میزند، پاهایش وول میخورد، دیگران را هل میدهد، بدون دلیل کنترل خود را از دست میدهد و بیقراری میکند، اغلب بیشفعال نامیده میشود. این کودکان معموالً دشواریهایی در تمرکز بر تکالیف دارند. زمانی که این مشکالت شدید و مداوم باشد، این کودکان واجد دریافت مالکهای تشخیص اختالل ADHD میشوند .(Kring et al. 2007)

پژوهشهای همهگیرشناسی آمارهای متعددی از این اختالل را ارائه کردهاند. بسته به تعریفی که از این اختالل توسط محققان مختلف پذیرفته شده، درصد شیوع آن حتی تا ۱۵ درصد نیز گزارش شده است .(Barkley 2006) راسل و دیگران در تحقیقی، بار اختالل بیشفعالی/ نارساییتوجه را ۳ تا ۱۵ درصد در کودکان سنین مدرسه ابراز کرهاند .(Russell et al. 2006) اما بنا بر اعتقاد كاپالن و سادوك، رقم ۳ تا ۷ درصد محتاطانهتر است Kaplan and Sa-) .(dock 2003 برخی پژوهشها نیز حاکی از آن است که در حدود ۵۰ درصد از کودکان مراجع کننده به کلینیکهای روانپزشکی و همچنین حدود ۳ تا ۵ درصد کودکان در سن مدرسه، متبال به اختالل مذکورند .(Cantwell 1996) تحقیقات انجامشده در مناطق مختلف ایران۲ نتایج متفاوتی از میزان شیوع اختالل را نشان داده است Taghizad) (and Fallahzade 2003; Gaffarinejad 2000، ولی بهطور کلی، نتایج مطالعات اپیدمیولوژیک نشان میدهد که ۰۱ درصد کودکان، ADHD هستند )عالقهبند .) ۱۳۸۳ جمعیت محصل کشور در سال ۱۳۹۲-۹۱ تعداد ۱۲٫۳۶۲٫۶۴۹ دانشآموز است که از این تعداد، ۶٫۱۷۶٫۹۱۶ نفر در مقطع آمادگی و ابتدایی تحصیل میکنند. همانطورکه در جدول ۱ مالحظه میشود، براساس درصد شیوع ۱۰ درصد، احتماالً ۶۱۷٫۶۹۲ از دانشآموزان مبتال به اختالل مذکورند که

جدول :۱ احتمال ابتال به اختالل بیشفعالی/ نقص در توجه در جمعیت محصل سال تحصیلی ۱۳۹۲-۹۱

تعداد دانشآموزان در مقطع احتمال ابتلا به اختلال بیشفعالی/ نقص در توجه
آمادگی و ابتدایی ۳ درصد ۷ درصد ۱۰ درصد
ایران ۶٫۱۷۶٫۹۱۶ ۱۸۵٫۳۰۷ ۴۳۲٫۳۸۴ ۶۱۷٫۶۹۲
استان تهران ۱٫۰۳۳٫۴۳۶ ۳۱٫۰۰۳ ۷۲٫۳۴۱ ۱۰۳٫۳۴۴
تهران ۵۸۸٫۸۸۷ ۱۷٫۶۶۷ ۴۱٫۲۲۲ ۵۸٫۸۸۹

خود رقم قابل توجهی است و ضرورت توجه به راههای کمکرسانی به این کودکان را توجیه میسازد.

رایجترین درمان پیشنهادی برای کودکان دارای اختالل ADHD، دارودرمانی است، بهطوریکه حدود ۷۵ درصد از ایشان، تحت درمان با داروهای محرک قرار میگیرند .(Rowland et al. 2002) علیرغم اثرهای بالینی نیرومند داروهای محرك، بهویژه ریتالین بر عالئم اصلی ADHD ، شواهد علمی فزایندهای وجود دارد مبنی بر اینكه نسبت قابل مالحظهای از بیماران مبتال به اختالل، در حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد به داروهای محرك پاسخ نمیدهند Bark-) (ley 2005؛ و اینكه عوارض جانبی داروها شامل اختالالت دستگاه گوارش، كاهش اشتها، خشکی دهان، افزایش فشار خون، افزایش ضربان قلب، بینظمی قلبی، بیخوابی، بیقراری، سردرد، تپش قلب، سرآسیمگی و بیتابی، گیجی، نگرانی و دلیریومSadock and Sadock 2007; Anderson and Martin 2007; Greydanus,) 3 (Pratt, and Patel 2007; Greenhill and Hechtman 2009، کاربرد هریک از داروهای محرک را با ترس و عدم یقین همراه کرده است، بهطوریکه گاهی اثربخشی ضعیفی داشته و پیچیدگیهای بالقوهای دارد که فقط درمانگران بیپروا آن را بهراحتی تجویز میکنند Scarnati 1986; Simeon 1993; Breggin and Breggin) .(1995; Findling and Dogin 1998; Marcus et al. 2005; Molina et al. 2009 گرچه یافتهها حاکی از تأثیر شدید ژنتیک، در حدود ۷۶درصد (Biederman and Faraone 2005; Whitea and Shah 2011) بر اختالل ADHD میباشند، در حقیقت برآوردهای ژنتیکی بهطور ۱۰۰ درصد مؤثر نبوده و تأثیرات محیطی نیز قابل توجه است و تعجبآور نخواهد بود که تأثیر متقابل ژنتیک و محیط، هر دو دخیل باشند، این تأثیر به این حقیقت برمیگردد که محیط میتواند زمینۀ ژنتیکی فردی را تغییر دهد و تأثیر ژنها بر فنوتیپ را تقویت یا تضعیف کند .(Whitea and Shah 2011) بسیاری از مطالعات نتیجه دادهاند که بسیاری از مشکالت کودکان ADHD فقط ناشی از عوامل بیولوژیکی زمینهساز اختالل نیست، بلکه از «عدم مطابقت محیط و کودک» ناشی میشود

Weaver 1992; Goldstein and Goldstein 1992; Reeve 1994; Barkley 1994; United States De-) .(partment of Education 1994; Pelligrini and Horvat 1995 همچنین برخی از محققان، عالوه بر عوامل زیستشناختی، زندگی در مسکن نامناسب را نیز در ایجاد این اختالل مهم دانستهاند Spencer et al. 1996;) .(Kaplan and Sadock 1998

هارکنس و دیگران معتقدند که عوامل محیطی که رفتارهای کودکان دارای اختالل را تحت تأثیر قرار میدهد، بهخوبی بررسی نشدهاند و بر این باورند که محیط کودک میتواند بر توسعۀ رفتارهای ناشی از اختالل تأثیر گذارد، درحالیکه استفاده از داروها بهدلیل تأثیر سریع و مقرون بهصرفهبودن رواج بیشتری دارد .(Harkness et al. 2000) سامروف بیان میکند که استفادۀ بیش از حد از درمانهای دارویی، درمانی موقتی است که بهجای پرداختن به مسئلۀ پیچیدهتر تالش برای «انطباق کودک و محیط»، مشکل را منحصر به خود کودک میکند و نقش محیط را نادیده میگیرد .(Sameroff 2001) از این رو، تا زمانی که استفاده از دارو برای حل مشکل کودک مقرون بهصرفه و کارآمد بهنظر میرسد، جامعه تمایلی به صرف منابع برای طراحی محیطهای مناسبی که پاسخگو به نیازهای رفتاری کودکان است، ندارد .(Gretchen et al. 2003) واضح است که خانۀ کودکان، محیط مدرسه و محیط اجتماعی آنها میتوانند تا حد زیادی متفاوت باشند، لذا ایدئال است قبل از اینکه داروها بهعنوان برنامۀ درمانی معرفی شوند، سعی گردد تمهیدات روانی اجتماعی مانند آموزش پدر و مادر و نیز «ایجاد محیطهای مناسب برای کودکان بهمنظور تعامل کودک با محیط خود(Parens and Johnston 2009) »، به کار گرفته شود.

.۱ پیوند طراحی و تحقیق

امروزه کاربریهای معماری بسیار متنوعتر از گذشته است و با توسعۀ زندگی شهری، کاربریهای مورد نیاز زندگی روزمره تنوع یافته است. همچنین بهرهبرداران از بناهای معماری بهگونهای متغیر و انبوه شدهاند که معمار بهجای طراحی برای سلیقۀ کارفرمای مشخص، بهناچار باید برای نیازهای تعمیمدادهشدۀ جمعیتهای انبوه طراحی کند. از این رو، انجام پژوهشهایی برای درک نیازهای مصرفکنندگان از فضاها ضرورت یافته است. از طرفی، این حقیقت

دو فصلنامه معماری ایرانی شماره ۶ ـ پاییز و زمستان ۹۳

۱۴۳

نیز قابل توجه است که معماری با رشتههای گوناگونی ارتباط دارد و تحقیق معماری باید از ویژگیهای مثبت این رشتهها بهره گیرد. از این رو، تحقیق معماری از این نظر بین رشتهای است که راهبردها )روشها( و تدابیر )فنون( را از رشتههای دیگر گرفته و آنها را در تبیین دانش کاربرد محیط انسانساخت برای رشد زندگی انسان بهکار میگیرد )گروت و وانگ .)۲۰۰۲

در این راستا راپاپورت )۲۰۰۵( اعتقاد دارد معماری یک فعالیت هنری آزاد نیست، اما حرفهای بر پایۀ علم است که با حل یک مسئله مورد توجه واقع میشود. به عبارت دیگری، مسائل باید کشف و شناسایی شوند، نه اینکه توسط طراح دوباره تعریف گردند، به عبارتی خلق نشوند. هدف طراحی این نیست که طراح خود را هنرمندانه بیان کند، بلکه هدف از طراحی، خلق محیطها و بخشهای اصلی آن است که مناسب استفادهکنندگان باشد؛ یعنی استقرار و چیدمان آنها برای استفادهکنندگان، خواستهها، فعالیتهایشان و مانند آن سودمند باشند. طراحی جهتگیری برای استفادهکننده است، طراحان باید خود را بهجای مصرفکنندگان قرار دهند. این بدین معناست که محصوالت از این دست )طراحی ساختمانها و دیگر محیطهای فیزیکی( باید مطابق ویژگیها و شخصیتهای انسانی و مناسب و مددکار آنها باشند. طراحی باید بر پایۀ دانشی از چگونگی عمل متقابل مردم و محیط باشد، یعنی بر پایۀ تحقیق بر ارتباطات محیط- رفتار. در این صورت، طراحی، کاربردی از دانشی میشود که بر پایۀ تحقیق است. چنین دانشی نه نیاز دارد نه میتواند همیشه کامل باشد )میتواند همراه با پیشرفتها در تحقیق تغییر کند(، اما باید بر پایۀ بهترین دانش در دسترس در هر زمان باشد.

.۲ کنش متقابل محیط و سرشت

در تحقیقات معاصر، انسان محصول محیط، بیولوژی و تعامل این دو باهم شناخته شده است. به این ترتیب، عوامل فیزیکی و محیطی بهطور مداوم بر زندگی انسان تأثیر گذاشته و او نیز بیش از هر موجود دیگری محیط پیرامون خود را تغییر میدهد )آلتمن .)۱۹۷۵ غالب روانشناسان متفقالقولاند که متغیرهای زیستشناختی و متغیرهای محیطی )فیزیکی و اجتماعی( هر دو در الگوهای رشد نقش دارند. در الگوی ساختاری رفتاری رشد، انسانها در یک پیوستار از آسیبپذیری سرشتی تا آسیبناپذیری سرشتی قرار گرفتند و محیط براساس پیوستاری از آموزنده تا غیر آموزنده طبقهبندی شده است. این الگو با این قصد بنا شده که نشان دهد که بیشترین احتمال خطر برای کودکانی است که از لحاظ زیستشناختی آسیبپذیرند و محیط اطرافشان نیز امکاناتی در اختیارشان نمیگذارد )ماسن و دیگران .)۱۹۹۰

دو فصلنامه معماری ایرانی شماره ۶ ـ پاییز و زمستان ۹۳

۱۴۴

تصویر :۱ کنش متقابل بین سرشت و محیط در الگوی ساختاری رفتاری رشد )همان(

.۳ تأثیر محیط کالبدی معماری بر رفتار

غالباً منظور از کلمۀ محیط در اکثر قریب به اتفاق متون برمیگردد به محیط اجتماعی- فرهنگی، در صورتی که تأثیر محیط کالبدی معماری، خود، مبحث بسیار قابل توجه و ارزشمندی است. امروزه تنها برخی از جدیدترین تحقیقات انجامشده، به نقش و تأثیر محیط کالبدی در رشد توجه کردهاند؛ برای مثال، در متن ۳۴۳ صفحهای تحقیق انجامشده در استرالیا با موضوع «برنامهریزی و طرحریزی قرارگاههای کودکان» تنها یک صفحه را به فضاهای بازی، پنج صفحه به ظواهر کالبدی و هفت صفحه به جنبههای کالبدی محیط پرداخته، درحالیکه اذعان شده است که کودکان بهصورت فیزیکی، محیط اطرافشان را کشف میکنند. کیفیت محیط کالبدی بهگونهای که بتواند اهمیت رشد را حمایت کند، اغلب بسیار نادر مورد توجه قرار گرفته است .(Moore et al. 2006)

بنا بر عقیدۀ راپاپورت )۱۹۸۲(، ازآنجاکه همۀ رفتارها در بستر یک زمینه اتفاق میافتند و هر زمینهای بر پایۀ معانی ساخته شده است، چنین نتیجه میشود که افراد در زمینههای مختلف با یافتن اشارههای ممکن برای آن معانی، رفتارهای متفاوتی از خود بروز میدهند و این اشارهها ممکن است در محیط کالبدی وجود داشته باشند. محیطها نه تنها موجب یادآوری میشوند، بلکه پیشبینیکننده و تجویزکننده هستند. در واقع، جوابها را هدایت میکنند؛ یعنی احتمال جوابهای معینی را توسط محدود و منحصرکردن دامنۀ پاسخهای ممکن و بدون اینکه تعریف شوند، بیشتر میکنند. انسان با توجه به نیازها، ارزشها و هدفهای خود محیط را دگرگون میکند و بهطور متقابل، تحت تأثیر محیط دگرگونشده قرار میگیرد ]…[ محیطهای ساختهشده، برخی الگوهای رفتاری و نقشهای اجتماعی نوینی را بر ساکنان خود تحمیل میکنند یا برخی الگوها و معیارهای رفتاری را تقویت و برخی دیگر را تضعیف کرده و بهطور خالصه، جهت و ابعاد جدید به رفتار ساکنان خود میبخشند )مرتضوی .)۱۳۶۷

اثرات محیط بر افراد میتواند مستقیم یا غیرمستقیم باشد )ویژگیها و کیفیات محیط مستقیماً روی فعالیتها، خلقوخوها و… عمل میکنند(. محیط میتواند برای بروز رفتارهای خاص، مراحل شناخت، خلقوخوها و مانند آن تسهیلکننده یا بازدارنده باشد. میتوان اینگونه بیان کرد که محیطهای بازدارنده تأثیر بیشتری دارند تا تسهیلکنندهها. برخی اوقات بهنظر میرسد که رفتارهای جدید از تغییرات محیطی پیروی میکنند ولی بهعنوان نتیجه، فعالیت محیطهایی که همچون کاتالیزورها عمل میکنند، بهتر درک میشوند؛ آنها رفتارهایی را که قبالً توسط محیطهای بسیار بازدارنده مسدود شده بودند، رها میکنند. در شرایطی که افرادی بنا بر دالیلی در بعضی قسمتها تواناییهایشان کاهش یافته است، محیطها تأثیرات بیشتری بر آنها دارند. چنین افرادی به استرس و تالش بیشتری برای غلبه بر اثرات بازدارنده نیاز دارند. در این موارد، محیطهای بسیار حمایتکننده ضروری میشوند )راپاپورت .)۲۰۰۵

.۴ مؤلفههای محیط کالبدی معماری مؤثر بر نشانههای اختالل ADHD

مشکل اصلى کودکان مبتال به ADHD این است که نمىتوانند رفتارشان را کنترل کنند و به آنها نظم ببخشند، در نتیجه نمىتوانند رفتارى هماهنگ و مناسب با محیط اطراف نشان دهند. سالها قبل، کودکان بیشفعال را در اتاقهای لخت قرار میدادند با این اعتقاد که هر محرک اضافی میتواند آنها را غیر قابل کنترل سازد Cruick-) .(shank 1975 کودکان ADHD تحت تحریک بوده و نیاز بهُدز قویتری از محرک نسبت به کودکان عادی دارند؛ از این رو، ریتالین برای آنها تجویز میشود، ولی امروزه مشخص شده است که استفاده از محرکهای محیطی )نور، صدا و…( میتواند در آرامکردن رفتارهای کودکان ADHD و افزایش توجه آنها مؤثر باشد .(Zentall 1975)

فضای اطراف اصلیترین معیار تعریف محیط است .(Gibson 1966) محیط مفهومی است پیچیده و مرکب که دارای ابعاد مختلف است. دادههای فضایی، جنبههای اجتماعی، فرهنگی، فیزیکی، معماری، نمادی جغرافیایی، تاریخی و زیستی، از ابعاد مهم محیط محسوب میشوند. انسان از یک سو تحت تأثیر شرایط محیط قرار میگیرد و از سوی دیگر، به محیط سازمان میبخشد و شرایط آن را متناسب با هدف و نیازهای خود دگرگون میکند. ترکیب محیط ساختهشده، انگیزش بصری، المسه و همچنین انگیزش صوتی و بویایی را فراهم میآورد. عالوه بر این

دو فصلنامه معماری ایرانی شماره ۶ ـ پاییز و زمستان ۹۳

۱۴۵

دو فصلنامه معماری ایرانی شماره ۶ ـ پاییز و زمستان ۹۳

۱۴۶

انگیزشها، قابلیتهای محیط ساختهشده از بعضی رفتارها حمایت میکند و رفتارهای دیگری را محدود میکند. این قابلیتها تقریباً نامحدودند )لنگ .)۱۹۸۷ از این رو، نمیتوان نقش مهم محیط اطراف کودک را در رفتاری که از خود بروز میدهد، نادیده انگاشت. همانطورکه اشاره شد، این مهم در زمانی توجه به کودکان مبتال به اختالل ADHD اهمیت بیشتری مییابد. تحقیقات مختلف نشان داده است که جنبههای خاص محیط شامل تراکم فضایی، نور طبیعی، فضای سبز طبیعی و… میتواند روی رفتارها و ظرفیت توجهی کودکان دارای اختالل، اثرات مثبت و منفی گذارد .(Armstrong 1999)

تراکم فضا: امروزه انبوهسازیهای کلیشهای مسکن باعث میشود انسانها بهصورت توده در کنار هم قرار گیرند

و بهجای اینکه گروههای اجتماعی مثبتگرا و هدفمندی تشکیل شود، انبوههای از نفرها تشکیل میشود که کنار هم قرار گرفتن آنها فقط ازدحام، شلوغی و هرجومرج را در پی دارد. در چنین شرایطی، افراد خانواده برای تأمین حداقل امنیت و آرامش از جمع فرار کرده و به کنج خانه پناه میبرند و غرامت و محرومیت اجتماعی از اینجا آغاز میشود. در این میان، کودکان بیش از همه صدمه میبینند )ضرغامی .)۱۳۸۹ تمام هنجارهای معمول در خانهسازی، فقط فضایی محدود در اختیار کودک میگذارد و او را مجبور میکند که دائم در گفتوگوی بزرگترها و در تعامالت ناخوشایند با والدین باشد و این نپذیرفتنی است )پوردیهیمی ۱۳۸۲، )۳۶ و تبعات آن صدمه به بنیان و سالمت خانواده، افراد و جامعه است. این در حالی است که رعایت حریم و قلمرو کودک و فضای شخصی او اهمیت بسیار دارد. این امر کمک میکند تا او آزادی عمل کافی در تصمیمگیری دربارۀ وسایل خود داشته باشد )عمرانیپور و محمدمرادی .)۱۳۹۰ از این رو، توصیه شده است که اتاق کودک به ویژه فضای خواب وی را، باید از سایرین جدا ساخت )مجد .)۱۳۸۶ توجه به این مطلب اهمیت فراوان مییابد زمانیکه صحبت از کودکان دارای اختالل ADHD است که نسبت به سایر کودکان به فضای بیشتری برای انجام فعالیتهای جسمی و حرکتی نیاز دارند و وجودنداشتن فضای کافی باعث ایجاد تنش و پرخاشگری در آنان میشود. بسیاری از محققان همچون زرین و همکاران )۱۹۹۸(

و گروه تعاونی «ام. تی. ای.» در تحقیقات خود، استفاده از اتاق انفرادی برای کودکان دارای اختالل ADHD را بهمنظور كاهش رفتارهای نامناسب ضروری دانستهاند .(MTA Cooperative Group 1999) تحقیقات همچنین، مزایای فضاهای شخصی و کوچکی را پشتیبانی میکند که کودکان مبتال میتوانند از آنها برای کنارهگیری از فعالیتهایی که باعث احساس خستگی، ناراحتی یا ازدحام در آنها میشود، استفاده کنند .(Lowry 1993)
نور طبیعی و ارتباط بصری: پدیدۀ نور بهطور اعم و نور روز بهطور اخص، از اساسیترین نیازهای جسمی

و روانی انسان بهشمار میرود. تحقیقات نشان میدهد که میزان شدت، نوع منبع, رنگ، جهت و شیوۀ توزیع نور در محیطهای متفاوت فعالیت انسانی ممکن است تا حدود زیادی بر رفتارها، روحیه، بازدهی و کارایی وی تأثیر بگذارد. در این میان، نقش نور طبیعی بهمثابۀ کاملترین و مطلوبترین نور انکارناپذیر است. نور طبیعی و ارتباط بصری با محیط خارج در فضاهای زیستی انسان اعم از محل کار، فراغت، تفریح، تحصیل و… عالوه بر افزایش کارایی و بازدهی موجب کاهش اضطراب، بهبود رفتار، و نیز حفظ و افزایش سالمتی و آسایش میشود )پوردیهیمی

و حاجی سید جوادی .)۱۳۸۷ معماران و طراحان میتوانند از طریق طراحی سنجیده و دقیق پنجرهها، کمک شایانی به افزایش بازدهی و سالمتی جسمی-روانی ساکنان بناها کنند .(Franta and Anstead 2003, 49) امروزه در بیشترِ آپارتمانها نورگیری فضاها تنها از طریق نورگیرهایی امکانپذیر است که دید و منظر به جایی نداشته و فقط حفرهای برای تأمین نورند. در صورتی که تحقیقات نشان داده است که قرار گرفتن در معرض نور طبیعی و روشن ممکن است برای سالمت کودکان )برای مثال در کاهش افسردگی، بهبود خواب و کاهش استفاده از داروها( مناسب باشد .(Sherman et al. 2005) نتایج تحقیق ضرغامی و دیگران )۱۳۹۲( نشان داد که نورگیری طبیعی و مناسب فضا، بر کاهش نشانههای اختالالت رفتاری در کودکان میتواند تأثیر گذارد. وقتی صحبت از یک کودک ADHD میشود، توجه به نورگیری مناسب فضا و امکان برقراری ارتباط بصری با فضای بیرون از خانه، اهمیت بیشتری مییابد. بررسیهای متعدد نشان داده است که درنظرگرفتن پنجرههایی با داشتن دید به طبیعت، برای بهبود تمرکز در میان کودکان مبتال به ADHD تأثیر بهسزایی دارد؛ بهطوریکه گاه این تأثیر بهبود تمرکز با بهبود تمرکز حداکثر

حاصل از )وابسته به( داروی متداول برای اختالل مشابه است .(Swanson et al. 2004) مطالعات نشان میدهد که تغییرات نور ممکن است بر ریتم شبانهروزی تأثیر گذارد و باعث اختالالت خواب در کودکان مبتال به ADHD شود .(Gruber et al. 2009; Ryback et al. 2006) براساس یافتهها ممکن است نوسانات فصلی در مقدار زمان تغییرات نور روز، بر کیفیت خواب کودکان مبتال اثر گذارد .(Langevin and Ramdé ۲۰۱۲) استفاده از نورپردازی دورهای )برای مثال، نوری که شرایط روز و شب را تقلید میکند( در تنظیمات مراقبتهای بهداشتی کودکان، الگوی خواب طبیعی را ترغیب کرده و در سالمت کودکان مبتال تأثیر بسزایی دارد .(Rivkees et al. 2004)