رازهاي شادي و آرامش در زندگي
در دنياي پراضطراب امروز آرامش وراحتي خيال نعمتي است که بسياري آرزوي آن را دارند اما براي رسيدن به آن تنها آرزو کافي نيست بلکه بايد قدم پيش نهاد و کاري کرد. آنچه در پي مي آيد برخي تکنيکهاي رواني شناختي است که ضمن کمک به رفع تشويش ونگراني آرامش و نشاط و شادي را در زندگي ما رونق مي بخشد

راز اول : با خدا ارتباط برقرار کنيد
حداقل نياز انسان به روح خدايي مانند احتياج نوزاد به مادر است به همان ميزان که جسم براي ادامه حيات به هوا وغذا نيازمند است، روح و باطن نيز به هدايت الهي وروح رباني محتاج است.
آرامش جان، زميني حاصلخيز است که دانه هاي”خواست ونياز”درآن به خوبي مي رويد.نيازهاي به حق را درياد خداوند که آرامش جان وقلب است بکاريد تا به خوبي تحقق يابند. خداوند همراه کسي است که او همراه خداوند باشد با توجه به خداوند وخواندن نامهاي اوهمراهي وپشتباني خدا را به سوي خودجلب کنيد

پس به خداوند توجه کنيد تا الهي شويد! به خدا توکل کنيد.هرچه ارتباط شما با خدا اين نيروي عظيم وخرد لايتناهي بيشتروبيشترشود آرامش ونشاط بيشتري را در خود تجربه مي کنيد و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر شود ترس واضطراب بيشتري بر شما چيره مي شود. خداوند فرموده است”اگر مرا ياري کنيد شما را ياري مي کنم وقدمهايتان را استوار ميگردانم”يار خدا بودن يعني براساس قوانين الهي رفتار کردن، گناه نکردن، کمک به ديگران، نرنجاندن ديگران، احترام به والدين و درواقع يار خدا بودن همان ياري کردن به خود است.

 

رازدوم:ازآنچه هستيد راضي باشيد
بدن وسيله زندگي است نه جوهرآن.آن قدرکه ما انسانها با ظاهر جسمي خود مشخص مي شويم يک درخت با تنه اش مشخص نمي شود.تجربيات ما بايد مثل درخت به ما شکل بدهد ولي اين کار را نمي کند.فقط جوهره وجودمان است که با شرايط محيط از بين نمي رود، شکسته نمي شود ويا درمعرض ديد وبررسي ديگران قرار نمي گيرد.وجود داشتن پر معنا وپر مفهوم است.من وجود دارم، من هستم، من اين جا هستم، من در حال شدن هست،

تنها من هستم که زندگي را مي سازم و..هر کدام از ما انسانها در اين دنيا ما موريتي خاص داريم.باکمک به ديگران ومهرورزي به آنان باعث تکامل روحمان مي شويم.رسالت اصلي ما در اين دنيا بيدار شدن و بيدار کردن است وزندگي ما به منزله يک سفراست و هدف نيست.منظور از بيداري فعال شدن در همه ابعاد وجود و همه زواياي زندگي است مانند بيداري جسمي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي و…خلاصه در يک کلام”بيداري الهي”.
راز سوم:مثبت فکر کنيد
ياد بگيريد که احساس هايتان را از طريق افکار مثبت مهار کنيد.به دقت افکارتان را زيرنظربگيريد و هنگامي که يک فکر منفي هجوم مي اورد خودتان را وارسي و به جاي آن يک فکر مثبت جايگزين کنيد.ذهن مثبت اوضاع مثبت را به خود جلب مي کند.به خاطر داشته باشيد که عالم به نيات ما پاسخ مي دهد.

افکار وعقايد ما به صورت انرژي از وجودمان ساطع ميشود وبه جهان بيرون راه مي يابد ومحيط سعي مي کند آنچه را مي خواهيم به ما هديه کند.راز توفيق آن است که ميزان انرژي خود را در جهت مثبت و صعودي افزايش دهيم و براي خود وديگران هميشه بهترينها را بخواهيم.چرا که حتي اگر در مورد ديگران نيت بد و منفي داشته باشيم آثار مخرب آن گريبانگير خودمان مي شود.چه زيباست که بهترين نيات وآرزوها وافکار را براي خود وديگران داشته باشيم تا به اوج آرامش وشادي برسيم.
راز چهارم:بر آرامش دروني تمرکز کنيد
در دل توفان هم آرامش نهفته است.مهم نيست که درهرزماني از روز چه اتفاقي بيفتد.هر چه مسايل به نظر مشکل وپر دردسر بيايند و هر چه قدر که بخواهيم کارهاي زيادي را در آن واحد انجام دهيم بايد فقط به خلوتگاه درون خويش برگرديم و آرامش دروني پيدا کنيم.براي دسترسي به خلوتگاه دروني چشمهايتان را ببنديد و روشنايي آرام و ملايمي را درون خود تصور کنيد.اين فضا جايي است که ضربان قلب شما به فرمان شما آرام مي تپد.به آن جا برويد واز دوردست استاد معنويتان از راه ميرسد در گوشتان زمزمه مي کند:”هر جا مي توانيد خوبي کنيد در هر چه مي توانيد به هر شکل که مي توانيد هروقت که مي توانيد به همه اشخاصي که مي توانيد و تا زماني که ميتوانيد”نور سفيدي فضاي دلتان را آرام مي کند.سپس بر اين آرامش حاصل شده تمرکز کنيد.
راز پنجم:قضاوت خود را به تاخير بيندازيد
در اين جهان هيچ حادثه اي بر حسب تصادف ودر همه وقايعي که روي ميدهند لطف و رحمت الهي نهفته است.تمام حوادث براي ما پيامهايي دارند که سبب تکامل روحمان ميشوند.مثلاً شما مي توانيد پيام آن حادثه به ظاهر بد را بعد از گذشت مدت زماني بفهميد و يا حتي ممکن است تا زماني که زنده هستيد، متوجه نشويد زيرا بسياري از اين وقايع فراسوي درک ما و جزء اسرار الهي هستند و تلاش براي فهم حکمت خداوند با هوش محدودمان مانند سنجش اقيانوس با پيمانه است.همچنين در ذهن الهي، از دست دادني اي وجود ندارد واگر شما به ظاهر چيزي را از دست ميدهيد معادل آن شئ و يا حتي بالاتر از آن را به دست خواهيد آورد و تمام اين اشياء وسيله اي براي تکامل و زيبايي شما هستند.بياييد کاملاً بپذيريم که در هر موقعيت نامطلوب، نيکي پنهاني براي همه وجود دارد.”ساقي هر چه ريزد لطف اوست”

راز ششم:صفتهاي مثبت خود را افزايش دهيد
از غيبت، تهمت و صفتهاي نسنجيده درباره افراد يا حوادث، حسادت، كينه، دروغ، جر وبحث كردن با ديگران و خلاصه رنجاندن ديگران به شدت پرهيز كنيد.زيرا كسي كه با انجام دادن اين گونه اعمال تراكمي از نيروهاي منفي عذاب مي كشد، خودتان هستيد. زماني كه به ديگران خوبي و كمك مي كنيد تجمعي از نيروهاي مثبت به دور خودتان فراهم مي اوريد

و اين نيروهاي مثبت باعث آرامش و شادي شما مي شوند.هنگامي كه وضو مي گيريد الكتريسيته هاي ساكن را به سطح بدن خود مي اوريد.آب نيز زسانا است وشما امواج الفا {امواج آرامش بخش} توليد مي كنيد.با كشيدن مسح سراين امواج را به كورتكس مغزانتقال مي دهيد و باعث مي شويد كه ناحيه شلوغ ذهن آرام گيرد.با مسح پا انتقال امواج آلفا را در اندامهاي پاييني سرعت مي بخشيد.بيشترين منطقه اي كه در كره زمين امواج آلفا دارد كعبه است.

زماني كه شما نماز مي خوانيد و جهت خانه خدا قرار مي گيريد وهفت قسمت بدن شما با زمين تماس پيدا مي كند، امواجي را دريافت مي كنيد كه باعث آرامش شما مي شوند.براي افزايش نيروهاي مثبت خود مي توانيد در يك وان حمام پر از آب ونمك به مدت بيست دقيقه قرار بگيريد.در بطري هاي رنگي آب خوراكي بريزيد و به مدت دو ساعت در معرض نور شديد آفتاب قرار دهيد سپس آنها را در يخچال بگذاريد و در موقع لزوم بنوشيد.بدون كفش وجوراب روي چمن راه برويد زيرا طبيت منبع انرژي نيروهاي مثبت است.

راز هفتم:به دستورات اخلاقي احترام بگذاريد
از كنجكاوي كردن در زندگي ديگران دوري كنيد.از خواندن نامه هاي شخصي ودفتر خاطرات محرمانه ديگران و گوش دادن به مكالمات خصوصي آنها اجتناب كنيد.بدون در زدن واجازه گرفتن وارد هر مكاني نشويد.سعي در اثبات درستي نظرات و عقايد خود به ديگران نداشته باشيد.تلاش نكنيد كه به زور افكار و عقايد ديگران را تغيير دهيد، زيرا در صورت رعايت نكردن اين دستورات آرامش خود را بر هم مي زنيد.به پدر ومادر خود نيكي كنيد.با آنان با صداي بلند صحبت نكنيد.