راههای پیشرفت تحصیلی

مقدمه :
یکی از عاملهای بسیار مهم در تکوین شخصیت نوجوان و جوان مدرسه می باشد. مدرسه بعد از خانواده مهمترین نقش را در فرایند اجتماعی کردن نوجوان به عهده دارد. مدرسه از طریق آموزش مهارتهای علمی و فنی و فراهم آوردن زمینه همکاری گروهی و مسیولیت

پذیری نوجوان و جوان موجبات رشد همه جانبه و متعادل شخصیت آنان را فراهم می سازد. گرچه مدارس وقت خود را صرف ایجاد آمادگی در نوجوانان و جوانان به منظور کسب مدارج عالی تحصیل می کنند با وجود این بسیاری از نوجوانان بدون دریافت مدارج عالیه مستقیماً به زندگی وارد شده و چون فاقد آمادگی لازم برای ورود به آن می باشند. احساس شکست و درم

اندگی نموده به بهداشت و سلامت روانی آنان آسیب وارد می شود . علاوه بر آن فاکتورهای دیگری نیز وجود دارد که در موفقیت و یا عدم موفقیت دانش آموزان در مدرسه ودر نتیجه در زندگی آینده آنها تاثیر دارد که به ذکر پاره ای از آنها می پردازیم.

تاکید بر رشد عقلانی :
در حالی که هدف تعلیم و تربیت تأکید بر رشد عقلی توأم با رشد عاطفی، سازگاری نوجوان و جوان با خود و سایر افراد خانواده اش می باشد. مدارس تنها بر جنبه عقلانی تأکید می نمایند و این باعث می شود که جوانان تک بعدی و ناموزون به بار آیند.
جو عاطفی مدرسه :
جو عاطفی مدرسه نیز در پیشرفت تحصیلی شاگردان تأثیر دارد. تحقیقات نشان داده که دانش آموزان در جوی که فشار روانی کمتری داشته باشد. جوی که در آن راهنمایی شده و احساس امنیت کنند، بیشتر سود می برند. دانش آموزان بیشتر از آنکه به عواملی چون امکانات فیزیکی، تعداد کتابهای کتابخانه، اندازه مدرسه و هزینه سرانه توجه نمایند. به عوامل زیر توجه دارند .
معلم و جهت گیری آنها به سمت پیشرفت شاگرد، وجود نظم در دادن تکالیف منزل- اوقاتی که معلم صرف تدریس می کند و نه صرف حفظ نظم و انضباط، ح

ساس بودن معلم نسبت به ارایه بازخوردبه دانش آموزان در مقابل عملکرد خوب . مطالعه دیدگاههای دانش آموزان گویای این است که برخی خصوصیات معلمین از قبیل همدردی و همفکری- انعطاف پذیر بودن- خوش خلقی- آمادگی برای قبول اظهار نظرها و گوش دادن به پرسش های دانش آموزان و علاقه مند بودن به کار و انضباط و به کارگیری روش تدریس مناسب از ویژگیهای معلم خوب وکارامد است .
پیش فرضهای معلمان در مورد شاگردان:

 

بسیاری از معلمان به هنگام تدریس فرض می کنند که دانش آموزان مطالب قبلی را یاد گرفته اند چنین فرضی در اغلب دانش آموزان صدق نمی کند. زیرا گروهی از آنها تنها به این دلیل که پیش نیاز های لازم را برای شروع و ادامه درس جدید ندارند آن را یاد نمی گیرند و در نتیجه به خیل عقب ماندگان تحصیلی می پیوندند و باورشان می شود که برای جبران عقب ماندگیهای خود قادر به هیچ کاری نیستند.
نگرش معلم:
نگرش معلم بر عملکردوی تأثیر داردپژوهشگران در یک تحقیق یک کلاس عادی را به معلمی واگذار نمودند و به او یادآور شدند که این دانش آموزان از استعدادهای خوبی برخوردارند در پایان سال عملکرد آنها نسبت به گروه همسان بهتر شده بود.این بدین معنی است که اگر معلم نگرش مثبتی برکلاس داشته باشد با برخورد های امید بخش بهتر می تواند در تعلیم وتربیت آنها پیشروی نماید .
عقب ماندگی آموخته شده:
وقتی نوجوان بر این باور باشد که هیچ کدام از فعالیتهای وی تغییری در موقعیت ایجاد نمی کند. یا اینکه وی به اندازه کافی با هوش نیست. و یا اینکه تکالیف تعیین شده برای او دشوار می باشد. و یا اینکه معلم او را دوست ندارند در آینده نیز برای خود انتظار شکست دارد و کسانیکه شکست را به صورت متوالی تجربه کنند. ممکن است که به این باور برسند که شکست آنان در هر فعالیتی حتمی و غیرقابل اجتناب است. چنین افرادی دچار درماندگی آموخته شده می شوند. نگرشی که احتمال دارد زمینه های شکست بیشتری را برای آنان فراهمشخیص عملکرد سالم دانسته اند. به عقیده ایشان نوجوانانی که علی رغم برخورداری از هوشبهر طبیعی کارکرد رضایت بخشی در مدرسه نداشته باشند، مسایل روانی قابل ملاحظه ای نشان خواهند داد. وپیشرفت تحصیلی را به عنوان شاهدی برای سلامت روانی دانش آموزان ارزیابی نموده اند.
سیف (۱۳۶۳) به نقل از بلوم می نویسد هنگامی که محیط مدرسه شواهدی حاکی از شایستگی و لیاقت برای دانش آموز در طی چند سال اول فراهم کند و در چهار پنج سال بعد نیز همین تجارب موفقیت آمیز تکرار شود، نوعی مصونیت در برابر بیماریهای روانی برای مدتی نامحدود در فرد ایجاد می شود. چنین فردی قادر خواهد بود که به راحتی بر فشارها و بحرانهای زندگی غلبه کند.
باور شکست در امتحان به هر حال موجب تأثر و تألم خاطر کودکان  می گردند. یکی از علل اساسی شکست در امتحان عدم آشنایی دانش آموزان با شرایط و نحوه برگز

اری امتحان است. ترس دانش آموزان از شکست در امتحان همچنین موجب ار

تکاب تقلب می گردد.

علل ترک تحصیل :
مطالعاتی که درباره ویژگیهای ترک تحصیل کنندگان صورت گرفته نشان می دهد که آنان نسبت به فارغ التحصیلان ، هویت و تصور از خود نامشخص تری دارند. مشکلات عاطفی نیز در ایشان بیشتر بوده و اطمینان کمتری به ارزش خود دارند. آنان همچنین احتمال بیشتری دارند که نسبت به اقتدار، از هر نوع که باشد، عناد، خشم و بیزاری بیشتری داشته باشند. به علاوه، ایشان از نوعی احساس بیهودگی که سعی در فرار از آن دارند، رنج می برند. همچنین فاقد هدفهای بلند مدت بوده، مایلند در زمان حال زندگی کرده، کمتر نقشه بریزند و در فعالیتهای هدفمند شرکت کنند.
این افراد دنیا را مکانی غیر قابل پیش بینی، فریبکار، متخاصم و جنگجو می دانند. به علاوه،داشتن هدفهای بلندمدت برایشان بی معنی بوده و احتمال می دهند که نقشه هایشان به خطا رفته و محکوم به شکست می باشد. همچنین برای آنان ارتباطات انسانی شکننده، تصادفی، بی برنامه، فاقد گرمی و صمیمیت و استثمارگرانه می باشد.
ضمنا عوامل متعددی در ترک تحصیل و افت تحصیلی تأثیر دارد که در اینجا به برخی از آنها اشاره می گردد.
عوامل اقتصادی و اجتماعی- نبودیکی از والدین به ویژه مادر- نداشتن جای مناسب برای مطالعه- مردود شدن- کم آموز بودن- فقدان انگیزه ناسازگاری عاطفی- کمبود محبت – شخصیت دانش آموز ورنجش آنها- عوامل درون خانواده ای از قبیل ناخشنودی والدین از ازدواج با یکدیگر- استانداردهای بسیار سخت یا سهل انضباطی- محافظت بیش از اندازه والدین- مجرم بودن ایشان- دوره های طولانی یا منقطع جدایی فرزند از والدین و ارتباط ضعیف اعضای خانواده با یکدیگر- فقر- بیکاری- الکلیسم -اعتیاد- اختلافات خانوادگی- نبود انضباط و فقدان علا

ه والدین به تعلیم و تربیت
● راههای کاهش شکست در تحصیل:
فراهم کردن کمکهای جبرانی برای دانش آموزانی است که

قادر نیستند از عهده انجام امور تحصیلی خود بر آیند در چنین حالتی اولین قدم فرصت دادن به دانش آموز است تا موفقیت را هرچند در سطحی پایین تجربه کنند .این امر کمک می کند تا عزت نفس آنان افزایش یافته ونگرش مثبت تری را نسبت به مدرسه کسب نمایند.
تشخیص این نکته که آیا مشکل کودک ناشی از مشکلات اساسی تر شخصیتی است یا خیر اهمیت خاصی دارد زیرا دراین قبیل موارد لازم است تا ابتدا چنین مشکلاتی بر طرف گردد . شواهدی وجود دارد که ناسازگاری در مدرسه وضعف تحصیلی خود معلول عاملهای دیگری هستند .

مثلا وجود رفتارهای ضد اجتماعی که منجر به ایجاد مشکلاتی در رابطه معلم وشاگرد می شود وسرانجام به ایجاد رفتارهای ضد اجتماعی می انجامد در حالی که تجربه وموفقیت اغلب تاثیر مفیدی بر رفتارهای ناسازگارداشته وموجب بهبود امورتحصیلی می گردد .به نوشته سیف (۱۳۶۱)بیان دقیق هدفهای آموزشی ،استفا

ده از تشویق های کلامی ،بهره گیری از آزمونها ونمرات به منظور ایجاد انگیزش ،ارایه محرکهای جالب وتازه ،ارایه مطلب از آسان به مشکل ،پرهیز از ایجاد رقابتهای نامناسب در بین دانش آموزان ،استفاده از روشهای متنوع تدریس می تواند به معلمان در ایجاد انگیزه در دانش آموز کمک موثری بنماید .

روش های مختلف ارزشیابی پیشرفت تحصیلی
خودارزیابی در آموزش
خودارزیابی به معنای آن است که دانش آموزان در امر ارزشیابی دخالت داده شوند و یاد بگیرند که به خود ارزشیابی بپردازند. در این زمینه معلمان باید فرصت هایی را برای دانش آموزان فراهم آورند تا آن ها بتوانند با انگیزه لازم ارتباط مشارکت جویانه ای نیز با معلم برقرار نمایند. خودارزیابی دانش هرچند هم که نتواند مطابق واقعیات صورت گیرد، اما در ایجاد جلب اعتماد بیش تر دانش آموزان به معلم و تقویت حس اعتماد به نفس در آن ها و احساس فضای مطلوب و به دور از هیجان و اضطراب زیان بار در امر ارزشیابی فوق العاده موثر خواهد بود، ضمن آن که این رویکرد متضمن نوعی آموزش و یادگیری غیر مستقیم نیز می باشد. خودارزیابی دانش آموزان به شیوه های متنوعی می تواند صورت گیرد.

از جمله تهیه سوالات پیشنهادی دانش آموزان برای امتحان که در واقع انعکاسی از علایق و توانایی های دانش آموزان نیز خواهد بود. در تکمیل این روش معلم باید با بررسی سوالات و جرح و تعدیل آن ها، مناسب ترین سوالات امتحانی

د آن ها عوامل ارزشیابی بوده اند.

روش دیگر این که معلم با تهیه سیاهه رفتارهایی مناسب که در اختیار دانش آموزان قرار می دهد، از آن ها بخواهد که هر یک از آن ها براساس مندرجات، سیاهه خود را مورد ارزیابی و قضاوت قرار دهند تا بدین گونه به دانش آموزان فرصت تامل و تعمق در رفتارها و اعمالشان را داده باشد. بدیهی است نحوه عملکرد دانش آموزان در هر یک از این روش ها می تواند بازخورد مناسب و قابل توجهی را برای ارزشیابی های معلم از دانش آموزان فراهم آورد.

اغلب معلمان وقتی که به ارزشیابی شاگردان می اندیشند، فکرشان متوجه تعریف محدود انواع آزمون های کتبی و سوالات امتحانی می شود، ولی باید به خاطر داشت که بسیاری از ارزش گذاری های ما براساس مشاهده فعالیت هایی است که شاگردان در درون مدرسه انجام می دهند. مثلا هنگامی که وقت شناسی، انجام مطلوب فعالیت های آموزشی و یا احساس عدم امنیت شاگردی را در مقایسه با شاگردان دیگر می سنجیم، یا درباره حس همکاری آنان در فعالیت های آموزشی قضاوت می کنیم، یا ابتکار شاگردی را در حل مسائل جدید می ستاییم، همه و همه ارزشیابی هایی هستند که بر مشاهدات رفتار شاگردان در درون مدرسه و موقعیت های آموزشی استوار است. لذا اگر معلم خود را از قید ارزشیابی های کتبی و شفاهی معمول برهاند و روش های ارزشیابی را با روش های مختلف، عمق و محتوا ببخشد، بیش تر می تواند به اعتبار روش ارزشیابی خود متکی باشد و به آن اطمینان کند.

با توجه به مطلب گفته شده و انواع تغییراتی که د

ر حیطه های مختلف یادگیری به وجود می آید، حداقل چهار روش ارزشیابی به شرح زیر پیشنهاد می شود که در این مقاله به شرح مورد اول خواهیم پرداخت.

۱- ارزشیابی از طریق مشاهده
۲- ارزشیابی از طریق انجام دادن کار
۳- ارزشیابی از طریق آزمون شفاهی
۴- ارزشیابی از طریق آزمون کتبی

ارزشیابی از طریق مشاهده
وقتی که از طریق مداخله حواس و به خصوص مشاهده، درباره رفتار و یا عمل معین یک فرد به بررسی و داوری بپردازیم، به روش مشاهده پرداخته ایم. مثلا هنگامی که واکنش دانش آموزی را در برابر دانش آموز زمین خورده ای می بینیم یا حالت بی تفاوتی او را در مقابل یک صحنه یا یک فعالیت آموزشی مورد بررسی قرار می دهیم و به قضاوت می نشینیم، در واقع از روش مشاهده استفاده کرده ایم.
انواع مشاهده
روش مشاهده ممکن است از جنبه های مختلف ممکن است مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد که مهم ترین آن ها عبارتند از:
الف)مشاهده از لحاظ تعمق و دقت – در جریان ارزشیابی، ممکن است مشاهده به صورت سطحی و یا عمقی انجام گیرد. در مشاهده سطحی، تکیه بر شناخت صفات ظاهری رفتار است. اما در مشاهده عمقی کوشش بر آن است که حقایق درونی فرد کشف شود.
ب) مشاهده از لحاظ خارجی یا داخلی بودن – اگر به مشاهده

رفتار فرد در موقعیت های طبیعی بپردازیم، دو امکان وجود دارد:

یا می توانیم از طریق مشاهده رفتارهای فرد در حین عمل خصایص او را ثبت کنیم و بعد بخواهیم به اظهار نظر و داوری درباره آن بپردازیم و یا آن که از خود فرد بخواهیم درباره مشخصات و خصوصیات خود، آن چنان که درک می کند گزارشی بدهد. بدین ترتیب دو تصویر کاملا متفاوت که یکی از خارج و دیگری از داخل تهیه شده است به دست می آید.

ج) مشاهده از لحاظ موقعیت – مشاهده ممکن است در موقعیت طبیعی صورت گیرد، یعنی می توان شاگرد را در وضع و موقعیت عادی خود مورد بررسی قرار داد. مثلا مجموعه فعالیت های دانش آموز در حیاط مدرسه و درون کلاس. مانند جهیدن، بازی کردن، همکاری کردن، تمرین های مختلف را حل کردن و غیره مورد مشاهده قرار می گیرد و ثبت می شود. ممکن است شاگرد یا شاگردان را در موقعیتی که برایشان به وجود آورده ایم بدون آن که خود آن ها از آن مطلع باشند، مورد مشاهده قرار دهیم. به چنین مشاهده ای مشاهده در موقعیت تصنعی گفته می شود.
د)مشاهده مستقیم یا غیر مستقیم – مشاهده ممکن است به طور مستقیم یا غیر مستقیم انجام گیرد. در مشاهده مستقیم، مشاهده کننده افراد را مستقیما زیر نظر می گیرد و به ثبت و بررسی حالات رفتاری آن ها می پردازد. در چنین حالاتی ممکن است شاگردان خود بدانند که در معرض مشاهده و آزمایش قرار دارند. در صورت آگاهی دانش آموزان از این جریان ممکن است رفتار واقعی خود را پنهان کنند و رفتاری تصنعی نشان بدهند. در مشاهده غیر مستقیم مشاهده کننده سعی می کند رفتار شاگرد یا شاگردان را در وضع طبیعی یا تصنعی مورد بررسی

قرار دهد. در این نوع مشاهده افراد مورد مشاهده نمی دانند که در معرض مشاهده و ارزشیابی هستند. به کارگیری این روش، معلم را با حقایق و اسرار بیش تری آشنا می کند.
مزایا و محدودیت های روش مشاهده
مشاهده که یک روش ارزشیابی مبتنی بر واقعیت های زندگی و فعالیت

های مستمر روزانه در آموزشگاه است، معمولا محاسن و محدودیت هایی دارد. از مزایای این روش می توان موارد زیر را ذکر کرد:
زمان این گونه ارزشیابی معمولا نامعین است، در نتیجه می تواند نشان دهنده فعالیت های طبیعی دانش آموزان باشد.
این قبیل ارزشیابی، در موقعیت هایی انجام می گیرد که به تناسب افراد مختلف متفاوت است. در نتیجه تفاوت های فردی را می توان در آن مورد توجه قرار داد.
شخصی که مورد ارزشیابی قرار می گیرد، اغلب از جریان ارزشیابی اطلاعی ندارد و در نتیجه رفتار تصنعی از خود نشان نخواهد داد.
برای همه گروه های آموزشی، در سنین و مراحل مختلف تحصیل قابل اجرا است.
محدویت های این روش عبارتند از:
اجرای چنین روشی مستلزم دقت و هوشیاری مداوم است و در نتیجه خسته کننده است.
امکان بررسی دقیق و همه جانبه نیست، چون مستلزم صرف وقت بسیار است.
امکان ایجاد موقعیت مناسب برای همه دانش آموزان فراهم نیست.
کیفیت برداشت، تعبیر تفسیر یک رفتار برای همگان یکسان نیست.
رفتارها با هم آمیختگی دارند و در برخی موارد بیان یک حالت یا رفتار و باز شناختن آن ها از هم ممکن نیست.

در هر صورت زمانی می توان راجع به نتایج مشاهده، تصمیمات جدی اتخاذ

کرد که اولا مشاهدات در زمینه ای خاص مکرر انجام گیرد و ثانیا این نتایج به وسیله ابزارها و روش های ارزشیابی مورد تایید قرار گرفته باشد. بدیهی است بسیاری از قضاوت های عجولانه ای که ناشی از بی اطلاعی و ندانم کاری معلمان و مسئولان آموزشی است، ممکن است برخلاف عدالت و واقعیت باشد و موجب عواقب زیان باری شود.

۱-طرح مطالب درسي به صورت پرسش هاي جالب : مطلب يا موضوعي را كه مي خواهيم كودك و نوجوان يادبگيرد ، به صورت پرسش يا پرسش هايي روشن و جالب كه آنها را به فعاليت ذهني و پويندگي ترغيب نمايد ، مطرح كنيم . بايد تلاش نمود تا در دانش آموزان احساس نياز به وجود آيد .
۲-دانش آموزان در اثر شكست در درسي نسبت به آن نگرش منفي پيدا مي كنند بايد به آنها كمك كرد تا با كسب موفقيت در درس جديد ، به تصويري مثبت از توانايي خود دست يابند زيرا يادگيري همراه با موفقيت به ايجاد انگيزه منجر مي شود .
۳-تجربه و تماس مستقيم با مطالب درسي : سعي نماييد تا دانش آموزان آنچه را كه مي خواهند يادبگيرند با آن تماس پيدا نموده و تجربه مستقيم و عملي داشته باشند .
۴-اهداف آموزشي مورد انتظار از دانش آموزان را در آغاز درس براي آنها بازگو نماييد . اهداف بايد روشن و متناسب با توانايي دانش آموزان باشد .
۵-اجراي نقش : بهتر است در زمينه برخي از موضوعات ازجمله تاريخ ، ادبيات ، ديني و … دانش آموزان را تشويق نماييم تا موضوع مورد نظر را به صورت نمايش در آورند . اجراي نمايش در تفهيم مسائل تربيتي و اخلاقي بسيار مفيد و مؤثر مي باشد .
۶-در شرايط مقتضي و مناسب از تشويق هاي كلامي استفاده كنيد . مثلا“‌ خوب ، آفرين ، مرحبا و …
۷-بايد شرايطي فراهم شود تا دانش آموز موفقيت خود را احساس كند زيرا هيچ چيز همانند خود موفقيت به موفقيت كمك نمي كند .
۸-تكاليف ارائه شده نه بايد بسيار مشكل باشد و نه ساد .
۹-مشخص كردن نحوه انجام كار براي يادگيرنده : كاري را كه دانش آموز قرار است انجام دهد بايد دقيقا“ مشخص شود .
۱۰-تبادل نظر با دانش آموزان در باره مشكلات درسي و شركت دادن آنها در طرح نقشه هاي كار و فعاليت
۱۱-استفاده از نمرات و آزمون ها براي

ايجاد انگيزه در دانش آموزان
۱۲-علاقه مندي ياددهنده به موضوع : دربسياري از مواقع مشاهده مي كنيم كه بي علاقه بودن يادگيرندگان به موضوعي خاص ناشي از علاقه مند نبودن والدين و مربيان آنهاست . معلمي كه در زنگ انشاء ، ورقه هاي رياضي را تصحيح مي كند يا در ساعت ورزش به بافندگي مشغول مي شود ، عملا“ به يادگيرندگان مي گويد كه براي اين فعاليت ارزش قائل نيست .
۱۳-مطالب آموزشي را بايد از ساده به د

شوار ارائه كرد . مي توان با فعال سازي دانش آموز به هنگام تدريس در او ايجاد انگيزه نمود .
۱۴-به وضع جسماني دانش آموزان و وضع ظاهري كلاس بايد توجه نمود . كلاس درس را بايد از نظر ظاهري و رواني تبديل به محيطي امن و آرام نمود .
۱۵-از مقايسه نمودن دانش آموزان با يكديگر خودداري نماييد .
۱۶-قدرداني از كار دانش آموز او را به كوشش و تلاش بيشتر و دلبستگي به درس وادار خواهد نمود .
۱۷-برقراري ارتباط بين مطالب درسي با واقعيات زندگي در ايجاد انگيزه مؤثر مي باشد .
۱۸-بلافاصله دانش آموز را از ميزان پيشرفت در كارش مطلع نماييد . آگاهي از نتيجه كار در هر مرحله از آموزش ، دانش آموز را از عملكرد خود آگاه نموده و باعث مي شود تا به تقويت نقاط مثبت و اصلاح نقاط ضعف و منفي خود بپردازد .
۱۹-استفاده از علائق يادگيرنده : مربيان و والدين مي‌توانند با شناسايي علائق دانش آموز از آن استفاده مطلوب نمايند .
۲۰-مقابله با بازدارنده هاي عاطفي و هيجا

ني كه موجب دلسردي و كاهش علاقه دانش آموز به درس و تحصيل مي شود . مثلا“ معلمي ممكن است از دانش آموز توقع زياد داشته باشد و يا پس از ورود به كلاس به هيچ دانش آموزي اجازه ورود ندهد و يا تكاليف سنگين تعيين كند ، زياد درس بدهد ، سخت نمره دهد و گاهي تبعيض روا دارد .

۲۱-انگيزش از راه سرمشق گيري : معلم در اين شيوه از شخصيتي خاص تمجيد و تجليل نموده و او را يك نمونه و سرمشق ارزشمند و قابل احترام معرفي مي كند و دانش آموزان نيز از طريق همانند سازي با آن به درس و مدرسه علاقه مند مي شوند .
۲۲-تحريك حس كنجكاوي دانش آموزان
۲۳-آموزش برنامه ريزي به دانش اموزان از طريق رفتار و گفتار و كردار خود در كلاس درس و ارائه نظرات مشورتي به آنها درتهيه برنامه
۲۴-در آميختن درس با تفريح و بازي دانش اموزان را به يادگيري بيشتر علاقه مند مي سازد .

فکر می‌کنید پیشرفت مطلوبی ندارید؟
اول باید ببینید که درست فکر می‌کنید یا نه؟ ملاک شما برای پیشرفت چیست؟ این ملاک تا چه حد عینی است؟ آیا اصلا ملاکی برای پیشرفت دارید یا فقط بر اساس مقایسه خود با دیگران، تصور می‌کنید که پیشرفتتان خوب نیست؟
در هر حال اگر برای‌تان ثابت شد که خوب پیشرفت نمی‌کنید، باید وضعیت را ارزیابی و تحلیل کنید.
ضعف درآمادگی‌های درسی
یک دلیل عدم پیشرفت می‌تواند ضعف پیش‌نیازها باشد. یادگیری‌های جدید بر پایه‌ی یادگیری‌های قبلی ساخته می‌شوند پس اگر در درس یا درس‌هایی ضعیف بوده‌اید و این ضعف را جبران نکرده‌اید، توقع نداشته باشید که همه چیز خوب پیش برود، یا سطح توقعات خود را پایین بیاورید و یا به صورت جدی به دنبال رفع کمبود پیش‌نیازها باشید. فبلا به این نکته اشاره کرده‌ایم که کلاس رفتن اکثر دانش‌آموزان با هدفمندی همراه نیست. درکلاس‌های تقویتی خصوصی و یا کنکور و تست -حتی اگرآموزش‌هاخوب باشند- تفاوت‌های فردی رعایت نمی‌شوند. تعداد زیادی در یک کلاس جمع می‌شوند. در این کلاس همه نوع دانش آموزی وجود دارد، ازضعیف تا قوی، ولی آموزش یکسان است درکلاس‌های کنکور، بیش‌تربرای تشریح مطالب، تست وتمرین و تکرار صرف می‌شود و دانش‌آموزانی که ضعف‌های اساسی در پیش‌نیازها دارند، فرصتی برای
ترمیم این ضعف‌ها پیدا نمی‌کنند.

دانش‌آموزان می‌توانند از زمان و هزینه‌هایی که صرف حضوردرکلاس‌ها می‌کنند، به صورت منطقی‌تری استفاده نمایند.

* اولا لزومی ندارد درهمه‌ی کلاس‌ها شرکت کنید. بایدتشخیص دهید نیازواقعی ما چیست. یعنی در کدام دروس وضع پیش‌نیازهای‌تان خوب است اما نیاز به تمرین و تکرار دارید و در کدام دروس باید وقت‌تان را صرف جبران ضعف‌ها کنید.
* ثانیا برای درس‌هایی که ضعف دارید، به صورت انفرادی یاگروه‌های کوچک (حداکثر ۴ نفری) از دبیرانی استفاده کنید که توانایی تشخیص ضعف‌ها و جبران آنها را دارند. به عبارت سادهتر رفع اشکالی کار کنید. به جای این که دبیر مربوط کلیه‌ی مطالب آن درس را آموزش دهد با هم، اما با وقت و دقت بیش‌تر به دنبال رفع اشکال باشید.
کلید: بدون جبران ضعف‌های پایه‌ای در درس‌ها، صحبت از پیشرفت تحصیلی معنایی ندارد.
ضعف درآمادگی‌های روانی
آمادگی‌های روانی (انگیزه‌ها) علی رغم نقش فوق‌العاده‌ای که دارند کمتر مورد عنایت قرار می‌گیرند. در مورد انگیزه‌ها معمولا دو نوع اشکال وجود دارد:
* بعضی‌ها انگیزه ندارند و یا انگیزه‌ی آنان کامل نیست. در این دسته، انگیزه‌ها دچار تغییرات و دگرگونی‌های زیاد است. زمانی ممکن است کاملا سر حال باشند و در آمادگی روانی در سطح بالایی به سر برند و زمانی هم هیچ حال وحوصله‌ای برای درس و کنکور ندارند. این که چرا تعدادی از دانش‌آموزان انگیزه‌ی کافی ندارند و سطح انگیزه در آنان دائما بالا و پایین می‌رود، موضوعی است که در فرصت دیگر بدان پرداخته خواهدشد.
برای آن که میزان آمادگی‌های روانی خود را ارزیابی کنید به سؤالات زیر با بله و خیر پاسخ دهید:
o آیا از درس خواندن لذت می‌برید؟
o آیا تلاش شما بیش از آن که برای خودتان باشد، برای جلب رضایت دیگران است؟
o آیا برای شما دل کندن ازمحرک‌های خوشایند دیگر مث

لا تفریح، تلویزیون، فوتبال و…. کار سختی است؟
o آیا اهداف روشنی برای درس خواندن و کنکوردارید؟
o آیا ازسر اجبار درس می‌خوانید و آیا از آمادگی‌های درسی لازم برخوردار هستید؟
* بعضی ازدانش‌آموزان هم در مورد انگیزه‌های خود دچار اغراق وخودفریبی می‌شوند. متاسفانه گاه حتی مشاوران نیز متوجه نوع مشکل این دانش‌آموز نم

ی‌شوند. همان گونه که کافی نبودن انگیزه مشکل‌ساز است، بزرگ‌نمایی در این باره هم موجب پوشیده‌ماندن واقعیت‌ها می‌شود.
این دسته ازدانش‌آموزان حتی اگرحرکت خود را با شور و حرارت شروع کنند، معمولا درادامه دچار کندی می‌شوند. مشاوران باید به این دانش‌آموزان واقع‌گرایی و نحوه‌ی تقسیم انرژی روانی از ابتدا تا انتهای کار را آموزش دهند. دانش‌آموزی که کار خود را با سر و صدا و صرف انرژی زیاد
شروع می‌کند، باید بداند که احتمالا در ماه‌های بعد نخواهد توانست این روند را ادامه دهد، پس آهسته و پیوسته رفتن بهتر از تندرفتن است.
توصیه مفید برای این دانش‌آموزان استفاده از خدمات مشاوره‌ای است.
کلید: انگیزه‌های واقعی خود را بشناسید و هر چند وقت یک بار آن‌ها را مرور نمایید و در صورت لزوم اصلاح کنید.
ملاک‌های ارزیابی
عامل دیگر برای عدم پیشرفت مشخص نبودن ملاک‌های پیشرفت است. دانش‌آموزان در مورد پیشرفت یا عدم پیشرفت احساس کلی و مبهم دارند. مثلا اگر یک روز خوب درس خوانده‌باشند، آن را نشانه‌ی پیشرفت می‌دانند و یا اگر یکی دو روز فرصت مطالعه را از دست بدهند، فکر می‌کنند که خیلی عقب افتاده‌اند. اما در واقع هیچ یک از این موارد چیز خاصی را نشان نمی‌دهند. پس، پیشرفت باید ملاک مشخصی داشته‌باشد. این ملاک می‌تواند بر اساس زمان تعیین شود. مثلا مقدار زمان مطالعه‌ی مفید، در این صورت شما باید سعی کنید با یک برنامه‌ی تدریجی و منطقی ساعات مفید خود را افزایش دهید.
یک ملاک دیگر بر اساس موضوعات درسی است.

مثلا شما در محدوده‌ی یک ماهه تصمیم می‌گیرید که ۵ بحث ازفیزیک، ۴ بحث ازشیمی، ۶ بحث از ادبیات و…. را بخوانید و در ماه بعد موضوعات و مباحث دیگر را مطالعه کنید.
توصیه می‌شود ملاک‌های ارزیابی پیشرفت خود را به صورت جزیی مثلا روزانه و یا حتی هفتگی تعیین نکنید، چرا که باعث دل‌سردی می‌شود. در این خصوص بهتر است کمی کلی عمل نمایید. ارزیابی روند پیشرفت در فرصت‌های دو هفته‌ای

خوب است. همیشه به خودتان امید بدهید که

می‌توانید بهتر از گذشته عمل کنید.
کلید: با تعیین ملاک‌های مشخص، کنترل روند پیشرفت خود را تسهیل کنید
نتیجه‌گیری:
* بدون جبران ضعف‌های پایه‌ای در درس‌ها، صحبت از پیشرفت تحصیلی معنایی ندارد.
* انگیزه‌های واقعی خود را بشناسید و هر چند وقت یک بارآنها را مرور نمایید و در صورت لزوم اصلاح کنید.
* با تعیین ملاک‌های مشخص، کنترل روند پیشرفت خود را تسهیل کنید.

منابع :
-اسپادرينگ . چريل ، انگيزش در كلاس

درس ، ترجمه : اسماعيل بيابانگرد و محمدرضا نائينيان
-بلوم .س ، ويژگي هاي آدمي و يادگيري آموزشگاهي ، ترجمه : علي اكبر سيف
-بيابانگرد.اسماعيل ، راهنمايي والدين و معلمان در تربيت و آموزش كودكان
-شهرآراي . مهرناز ، روان شناسي يادگيري كودك و نوجوان
-قشلاقي . محمد ، روان شناسي يادگيري