راه سازی

فهرست مطالب
عنوان صفحه

انواع راه ………………..………………………………………………………………………….۱
انواع معابر ……………………….……………………………………………………………….۲
معابر اصلي ………………………..……………………………………………………………..۲
معابر فرعي ………………………………………………………………………………………..۲
معابر بن بست ……………………………..…………………………………………………….۳
كوچه باغها ……………………………….……………………………………………………….۳

انواع بازار ……………………………..……………………………………………………………۴
بازارهاي دائمي …………………………………………………………………………………..۴
بازارهاي ادواري ……………………………..…………………………………………………۴
بازارچه ها …………………..…………………………………………………………………….۵
پيوند ارگانيك راهها با ساير فضاها و عناصر شهري ……………….…………….۶

سلسله مراتب كاركردي – فضايي راهها ………………………………………………..۸
راههاي شهري …………………..………………………………………………………………۹
راههاي ناحيه اي ………….………..………………………………………………………….۱۰
راههاي محله اي …………..……………………………………………………………………۱۱
راههاي همسايگي ….……….………………………………………………………………….۱۲
برخي اصول و عوامل مؤثر در نحوه استقرار فعاليتها در كنار راهها ……….۱۴
امنيت ……..………………………………………………………………………………………..۱۴

مذهب ………………………………………………………………………………………………۱۵
همگرايي فعاليتهاي همنوع و هماهنگ ……………………………………………………۱۷
واگرايي فعاليتهاي نا سازگار ………………..…………………………………………….۱۸
كار كردهاي اجتماعي راهها ………………………………………………………………..۱۹
نحوه استقرار فعاليتها و فضاها در كنار معابر ………………..……………………۲۰

معابر اصلي …………………………………………………………………………………….۲۰
معابر فرعي ……………………..………………………………………………………………۲۱
معابر بن بست …………………..…….……………………………………………………….۲۲
كوچه باغها ……………….……………………………………………………………………..۲۲
برخي عوامل مؤثر در نحوه شكل گيري راهها ………………….………………….۲۲
شكل راهها ………………………………………………………………………………………۲۴
راههاي ارگانيك………………………….…………………………………………………….۲۵

راههاي مستقيم ………………………………………………………………………………..۲۵
شكلهاي غير منظم …………………….………………………………………………………۲۶
انواع ميدانها ………………….…………………………………………………………………۲۶
ميدانهاي عمومي ………………….………….……………………………………………….۲۶
ميدانهاي تجاري ……………………………………………………………………………….۲۷
ميدانهاي حكومتي ……………………………………………………………………………..۲۷

ميدانهاي نظامي …………………….…………………………………………………………۲۸
ميدانهاي محله اي …………………….…….………………………………………………..۲۹
ميدانهاي ارتباطي …………………..….…………………………………………………….۳۰
ميدانهاي ورزشي ………………….………………………………………………………..۳۰
پيوند ارگانيك ميدانها با ساير فضاها و عناصر شهري ………………….…….۳۱

سلسله مراتب كاركردي – مكاني ميدانها …………………….………………………۳۳
ميدانهاي برون شهري …………………………….……………………………………….۳۳
ميدانهاي شهري ………………………………….…………………………………………..۳۴
ميدانهاي ناحيه اي ……………………………………….…………………………………..۳۵
ميدانهاي محله اي ………………………………….…..…………………………………….۳۶

ميدانهاي همسايگي ……………………………….…………………………………………۳۷
موقعيت ميدان نسبت به راههاي منتهي به آن ……………………..……………….۳۸
ميدان در محل تقاطع راهها …………………….…………………………………………۳۸
ميدان در كنار راهها ………………………………..…………………………………….۳۹
ميدان در امتداد راهها……………………………………….……………………………۴۰
شكل زمين ………………………………………………………………………………….۴۰
شكلهاي منظم ……………………………..……………………………………………….۴۰

انواع راه
انواع راهها را از لحاظ كاركردي مي توان به دو گروه طبقه بندي كرد . نخست راههايي كه از ميان محله ها و برخي از فضاها و بناهاي معماري و شهري مي گذرند و ضمن آن كه كاركرد حركتي و عبوري دارند ، دسترسي به واحدهاي مسكوني و ساير بناها رانيز مُيسر مي سازند . اين گونه راهها را معبر مي ناميم . البته در مناطق و شهرهاي گوناگون نامهاو اصطلاحات مختلفي براي ناميدن اين معابر وجود داشته است ، چنانكه آنها را كوي ، كوچه ، راسته ، گذر و غيره مي گفته اند كه برخي از آنها هنوز به كار ميروند .

گروه دوم راههايي هستند كه ضمن دارا بودن كاركرد حركتي و عبوري ، از جهت اقتصادي و اجتماعي نيز اهميت بسيار داشتند و در واقع مركز اقتصادي و اجتماعي شهر به شمار مي آمدند ، زيرا كه همه يا اغلب بناهاي مهم اقتصادي و اجتماعي در كنارآنها ساخته مي شدند . اين راهها بازار ناميده مي شوند . هريك از اين راهها شامل انواع گوناگوني اس كه به اختصار به آنها اشاره مي شود .

انواع معابر
معابر اصلي
اين معابر كويهاي ممتدي بودند كه محله هاي اصلي و ساير فضاهاي معماري و شهري را به يكديگر متصل مي ساختند . بعضي از اين معابر از يك دروازة‌ شهر تا دروازة‌ ديگر امتداد مي يافتند . در بيشتر موارد اين معابر به همة محله هاي شهر يا حداقل به تعداي از آنهاتعلق داشتند . در برخي از شهرهاي بزرگ نيز يك معبر اصلي درميان برخي از فضاهاي مهم معماري و شهري ، مانند خيابان چهارباغ اصفهان ، ساخته مي شد .

معابر فرعي :
همة راههايي كه معابر اصلي را به يكديگر متصل مي كردند يا معابري كه براي تأمين دسترسي بخشي از يك محله ياتعدادي از واحدهاي مسكوني يا شهري ساخته مي شدند ، معابر فرعي به شمار مي آيند . طول اين راهها كمتر از طول معابر اصلي بود ، اما محدوده اي كه يك معبر فرعي آن را در بر مي گرفت ، متنوع بود . برخي از اين معبرها دومحله را به هم مرتبط مي ساختند ودر نتيجه بين آنها مشترك بودند و گروهي نيز تنها در محدودة يك محله قرار داشتند . شكل اين معابرگاه مستقيم و گاه پيچ در پيچ بود .

معابربن بست
ساخت شبكة‌ارتباطات در شهرهايي كه بافت پيوسته و متراكم داشتند و از يك رشد تدريجي و ارگانيك برخوردار بودند به پيدايش معابري بن بست براي تأمين دسترسي به تعداي واحد مسكوني يا واحدهاي معماري ديگر مي انجاميد . طول اين معابر بن بست بسيار متفاوت بود وازچند متر تا پنجاه متر و درمواردي تا چند صد متر مي رسيد . بسياري از آنهابه صور ت راستة‌ مستقيم يا با انحناء و برخي از آنها نيز به صورت يك راستة‌ پيچ در پيچ بودند .

كوچه باغها
معمولاً بين بعضي از باغهاي درون شهر( يا بيرون شهر ) معابري براي عبور از ميان آنها يا دسترسي به آنها يا به ساير فضاهاي شهري و بيرون شهري ساخته مي شد . بسياري از اين معابر به تبعيت از محدودة‌ باغ كمابيش مستقيم بودند . عرض بيشتر آنها كم بود ، زيرا كه حجم رفت و آمد در آنهانسبت به ساير راههاي شهر اندك بود .

انواع بازار
بازارهاي دائمي
در شهرهاي متوسط و بزرگ و گاهي در شهرهاي كوچك ، يك يا چند را ه اصلي شهر به بازار اختصاص مي يافت . معمولاً بازار دائمي و اصلي هرشهر از مهمترين دروازه شهر شروع مي شد و تا مركز شهر يا تا دروازه يا دروازه هاي ديگر امتداد مي يافت . در دو سوي راسته هاي اين بازارها تعدادي دكان متصل به يكديگر وجود داشت . درپشت دكانها تعدادي كاروانسرا و تيمچه مي ساختند كه در ورودي آنها در راسته اصلي و گاه در راسته هاي فرعي قرار داشت .

بازار ها مهمترين محور ارتباطي ، اقتصادي و اجتماعي و به عبارت ديگر مركز شهر بودند و علاوه بر فضاهاي اقتصادي ،مهمترين فضاهاي فرهنگي و اجتماعي شهر مانند مسجد جامع و ساير مساجد بزرگ ، مدرسه هاي علميه ، خانقاه ها ، زورخانه ها و غيره در امتداد آن قرارداشتند .

بازارهاي ادواري :
تا گذشته اي نه چندان دور در بعضي از شهرها ( و نيز در بعضي از روستاها ) بازارهايي در مواقع معيني از سال يا ماه يا حتي هفته به صورت ادواري تشكيل مي شد . وسعت و دورة‌ زماني اين بازارها به نوع كالاهاي مورد معامله و حجم مبادلات و حوزة‌ نفوذ آنها بستگي داشت و معمولاً اين بازار به نام همان روز موسوم مي شد مانند دوشنبه بازار ، پنجشنبه بازار ، جمعه بازار … درمواردي نيز اين بازارها ماهانه يا سالانه برگزار ميشد .

زمين پهن مي كنند . در چاه بهار نيز بازارگاهي وجود دارد كه درآن كالاهاي وارداتي عرضه مي شود . د رآنجا نيز هر فورشنده يك دكة‌ معين دارد . در شيراز ، تهران ، اصفهان ، تبريز و ساير شهرها نيز نمونه هايي از اين بازارگاهها ، به خصوص بازارگاههاي ميوه و تره بار يافت مي شود .

بازارچه ها
درشهرهاي بزرگ و متوسط درمركز هر محله يك بازار كوچك متشكل از چند دكان مانند بقالي ، قصابي ، ميوه فروشي و گاه نانوايي ، نجاري و پينه دوز ي كه نياز هاي روزانه و هفتگي مردم محله را تأمين مي كردند ، وجود داشت . و معمولاً بازارچه ناميده مي شد .وسعت هر بازارچه وتعداد دكانهاي آن بستگي به وسعت و جمعيت محله داشت . فضاي محله ها و بازارچه ها دو نوع بود نخست به صورت ميدانچه كه در مبحث ميدانها به آن اشاره مي شود .

نوع دوم به صورت يك گذر بود كه در بخشي از معبر اصلي محمله قرارداشت . در مواردي عرض آن بخش از معبر كه بازارچه در ان جاي داشت ، پهن تر از ساير قسمتها ي معبر بود تا توقف وداد و ستد خريداران و مردم محله ايجاد زحمت براي عابران نكند . بازارچه هاي همدان و تهران قديم داراي اين خصوصيت بودند .

پيوند ارگانيك راهها باساير فضاها و عناصر شهري
فضاها و عناصر شبكه ارتباطات با ساير فضاها و عناصر شهري داراي يك رابطه كمابيش سازمان يافته ومنظم بوده است ، زيار نحوة‌شكلگيري فضاها و عناصر شهري دركنار راهها ، تحت تأثير الگوهاي رفتاري و فرهنگ مردم جامعه قرارداشته است و شهرهاي تاريخي مانند بسياري از شهرهاي امروز همواره با يك آهنگ سريع و شتابان و تحت تأثير نيازهاي آني گروههاي مختلف شكل نمي گرفتند ، بلكه در حالت معمول، هماهنگ با نيازهاي مادي و معنوي جامعه و با رشد و توسعه اي تدريجي پديد مي آمدند و تغيير شكلهاي لازم را مي پذيرفتند .

بعنوان مثال از الگويي ياد مي كنيم كه در بسياري ازشهرهاي تاريخي كشور مشاهده مي شود ، در كنار جادة‌ اصلي منتهي به شهر و درمكاني نزديك شهر و حوالي دروازه يا مدخل آن ، گورستان شهر قرارداشت و معمولاً در كنار بزرگترين گورستان شهر ، مزار يكي از بزرگان مذهبي بنا شده بود . بعد از آن در داخل شهر و در امتداد راه مزبور ، بازار و ميدان شهر به چشم مي خورد و آنگاه راسته ها و كويهاي اصلي از آن منشعب مي شد و به محله ها و فضاهاي مسكوني و غيره منتهي مي شده است .

بازار در شهرهاي كوچك و بزرگ ، مهمترين مسيرو فضاي ارتباطي بشمار مي آمده است كه مسجد جامع جامع و برخي از مساجد بزرگ شهر ، بعضي از مدرسه ها ي علميه ،كاروانسراها و تيمچه ها ي متعدد و ساير فضاهاي تجاري در كنارآن يا در ارتباط نزديك با آن قرارداشتند .

در واقع ، بازار به صورت همزمان يك محور مهم ارتباطي ، اقتصادي و فرهنگي شهر بود و نقش و منزلت بسيار مهمي در حيات اجتماعي شهر داشت و به همين جهت بود كه در مواقع بسيار حساس اجتماعي ، اعتصاب بازاريان و تعطيل بازار تأثير مهمي بر روند رويدادهاي اجتماعي و سياسي داشت ، به سخن ديگر همان رابطه و پيوندي كه در تاريخ اجتماعي كشور بين تجار و بازاريان بزرگ ، اصناف و پيشه وران ، علما و روحانيون و گاه كشاورزان و دهقانان وجود داشت ،

در شهر نيز بين فضاهاي كالبدي متعلق به هي يك از گروههاي فوق كمابيش برقرار بود ، زيرا شهرهاي تاريخي انعكاس كالبدي وملموس روابط اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي بوده اند كه در آنها برقرار بوده است .

بازار رضا در مشهد كه برخي از مسؤلان آن در شهر در پيش از انقلاب ، پس از ويران كردن بافت كالبدي پيرامون مجموعه مطهر حضرت امام رضا (ع) آنرا ساختند ، مثال خوبي براي تبيين بيشتر اين موضوع است . اين بازار به صورت يك راسته فقط تجاري و كاملاً مجزا و منفك از محيط پيرامون آن ساخته شده است و از نظر كاركردي و حتي كالبدي هيچ ارتباط و پيوند مناسبي با فضاهاي مجاور ندارد ، به گونه اي كه اگر زماني آن را خراب كنند

و در نقطه ديگري ازشهر احداث نمايند ، هيچ اتفاق مهم و خاصي در محيط پيرامون آن روي نمي دهد ، مگر انيكه مقداري از حجم تردد در آنجا كاسته مي شود .در حاليكه بازارهاي قديمي ، علاوه بر جنبة‌اقتصادي ،‌ازنظر ارتباطي ، اجتماعي ، مذهبي و سياسي از نقش و موقعيت ممتازي برخوردار بودند و با عناصر و فضاهاي پيرامون خود رابطه اي ناگسستني داشتند و علاوه بر دربر داشتن فضاهاي اقتصادي ، جايگاه ساير فضاهاي مهم شهري نيز بوده اند .

سلسله مراتب كاركردي – فضايي راهها
هر يك از انواع راهها از موقعيت و خصوصيات كمابيش معيني برخوردار بود كه موجب هدايت و كنترل فعاليتها و رفتارهاي جاري د رآن مي شد .

مثلاً بچه هاي متعلق به يك محلة‌مسكوني در شهر به صورت مستقيم يا غيرمستقيم فرا مي گرفتند كه مي توانستند تنها در كوي و محله خودشان بازي كنند و در بازارشهر ، يا در كويهاي محله هاي ديگر بدون اجازة‌ضمني اهالي آنهانبايد به بازي بپردازند . به همين ترتيب بازرگانان و پيشه وران يا افراد ديگري كه به يك شهر وارد مي شدند ، مي دانستند

كه نبايد د ركويهاي مسكوني دور از بازار و ساير فضاهاي عمومي براي ملاقات يكديگر به انتظار بايستند ، بلكه بايد در بازار يا كاروانسراهاي تجاري يا محلهاي ديگر ي كه براي اين منظور مناسب بود ، توقف يا اقامت كنند . بنابراين موقعيت و خصوصيات هر را ه ، براي هدايت و كنترل فعاليتهاي جاري درآن از خوانايي كافي برخوردار بود .

دريك منطقه بندي كلي ، راههاي درون شهري راميتوان به چهارنوع طبقه بندي كرد :
راههاي شهري
منظور از راههاي شهري ، راههايي هستند كه به همة‌اهالي شهر تعلق داشت و همة‌ مردم كمابيش به يك نسبت از حق استفاده از آنها برخوردار بودند علاوه براين ، كساني هم كه ازشهرها و مناطق ديگربه آن شهر مي رفتند به آساني حق استفاده از آنها را داشتند زيرا اين راهها داراي جنبة‌ عمومي بودند . بازارهرشهر از مهمترين اين گونه راهها بود .

برخي ازراسته ها و كويهاي اصلي هر شهر بويژه راههايي كه به دروازه هاي شهر منتهي مي شدند ، جنبة عمومي داشتند .
راههاي ناحيه اي
در بسياري از شهرهاي تاريخي ، به علل گوناگون ، ميان هر چند محله بايكديگر ، يك رابطه و پيوند وجود داشت كه آنها را به صورت يك واحد متشكل اجتماعي – فضايي در مي آورد . مثلاً در شهرهايي كه تا پيش از دورة‌ صفويه متشكل از تعدادي محله شيعه نشين و تعدادي محله سني نشين بودند ، محله هاي شيعه نشين با يكديگر و محله هاي سني نشين نيز باهم ،

هركدام يك واحد بزرگتر را پديد مي آوردند كه تحت عنوان محله هاي شيعه نشين و محله هاي سني نشين شناخته مي شدند. به همين ترتيب در دورة‌ صفويه ، محله هاي واقع در بسياري ار شهرهاي كشور به دو گروه حيدري و نعمتي تقسيم شده بودند كه به نامهاي « نعمتي محله » و « حيدري محله » مشهور بودند وهريك از آنها شامل چند محله مي شد .

در بعضي از شهرها مانند تهران قديم دو نوع فضا و محدوده را محله مي ناميدند ، به اين ترتيب كه شهر متشكل از چند محله بزرگ بود كه هر كدام از آنها از چند محلة‌ كوچكتر تشكيل شده بود . در اين مبحث ، منظور از يك « ناحية‌ شهري » هيمن بخشها ، واحد ها و محله هاي بزرگ است كه هركدام به چند محله كوچكتر تقسيم مي شدند.
راههاي اصلي هرناحية‌ شهري نيز كمابيش جنبة‌عمومي داشتند و همة‌ ساكنان شهر مي توانستند به صورت عبوري ازآنها استفاده كنند . اما در مواقعي كهامنيت شهربه خطر مي افتاد يا به ويژه در اوقاتي كه بين ساكنان محله ها و ناحيه هاي مختلف شهر نزاع و درگيري پديد مي آمد ، عبور ساكنان يك ناحيه از راههاي متعلق به ناحية‌متخاصم به دشواري صورت مي پذيرفت

، زيرا ساكنان هر ناحيه يا محلة‌بزرگ ازعبور ساكنان ناحيه يا محله متخاصم در محلة‌خود جلوگيري مي كردند. بنابراين راههاي هر ناحية‌شهري ضمن آن كه در مواقع عادي جنبة‌عمومي داشت ، اما د ربعضي اوقات ، مخصوص ساكنان همان ناحيه بود . البته در دوراني كه ميان ساكنان ناحيه هاي مختلف شهر برخلاف اوقات نزاع و درگيري ، انس و الفت وجودداشت ،

در هنگام اجراي بعضي از مراسم ، بخصوص در هنگام برگزاري مراسم عزاداري درماه محرم ، دسته هاي عزادار هر ناحيه با عبور از راهها و گذرهاي ناحيه هاي ديگر به مركز آن محله مي رفتند و به اين ترتيب نسبت به يكديگر اظهار دوستي و مودّت مي كردند.

راههاي محله اي
راههاي هر محله به ساكنان آنب يش از ديگران تعلق داشت و آنان خود را محق مي دانستند كه در ايام ناامني و جدال از ورود ساكنان محله هاي متخاصم به محلة‌ خود جلوگيري كنند . معمولاً در بعضي از شهرهاي متوسط و بزرگ در كنار يكي از راسته هاي اصلي محله تعداد ي دكان مانند بقالي ، قصابي و در مواردي نانوايي و غيره وجود داشت

كه اين بخش از راه را اغلب « بازارچه » مي ناميدند . دريك نوع محله بندي ، مركز محله به صورت يك راسته در كنار بازارچه محله شكل مي گرفت . كه رد برخي موارد ، عرض آن بيشتر از ساير بخشها بود ، به گونه اي كه مردم مي توانستند از آن براي تجمعهاي كوچك استفاده كنند . برخي از اين گونه گذر ها پاتوق يك يا چند پهلوان و لوطي بودند .

در موارد بسياري كوي مزبور به نام آنان نامبرداري مي شد ، مانند « گذر لوطي صالح » در تهران . بنابراين راههاي داخلي هر محله براي ساكنان آن جنبة عمومي و براي ساير اهالي شهر ، در اوقا عادي ،‌جنبة‌ نيمه عمومي داشت .

راههاي همسايگي
وسعت و اندازه محدوده اي كه ساكنان تعداي خانه خود را همساية‌ يكديگر مي دانستند همانند محله هاي مسكوني داراي ابعاد معين و مشخص نبود ، بلكه به عوامل متعدد از جمله خصوصيات كاركردي و كالبدي معبري كه چند واحد مسكوني در آن قرار گرفته بود و نيز خصوصيات اجتماعي و معيشتي مردم هر شهر بستگي داشت .

همچنين كيفيت رابطه ميان همة‌ساكنان خانه هايي كه همسايه محسوب مي شدند يكسان نبود . د رحالت عمومي ، همسايه هاي ديوار به ديوار داراي بهترين روابط همسايگي بودند ، سپس همسايه هايي كه در يك كوچه بن بست قرارداشتند داراي روابط مستحكمي با يكديگر بودند . د رمرحله بعد همه يا بيشتر خانه هايي كه در يك كوي قرارداشتند همساية يكديگر به شمار مي آمدند . بنابراين كيفيت روابط همسايگي بيش از هر عامل به رابطة‌مكاني – فضايي بين خانه ها بستگي داشت .

همسايه ها در تعيين سرنوشت كوي خود و نحوة‌ استفاده از آن با يكديگر همكاري داشتند و به صورت ضمني همة‌آنان به طور مشترك خود را صاحب اختيار راهها و معابر محدودة‌مسكوني خود مي دانستند . مثلاً بچه هاي متعلق به محدودة‌ مسكوني خود مي دانستند . مثلاً بچه هاي متعلق به محدوده اي كه ساكنان آن همساية‌ يكديگر به شمار مي آمدند ، مي توانستند با يكديگر در محدوده مزبور بازي كنند . بدون اينكه كسي متعرض آنان شود ،

در حاليكه اگر بچه هاي يك كوچه به كوچه اي دور حتي واقع در محلة‌ خود مي رفتند و در آنجا بازي مي كردند ممكن بود كه مورد اعتراض ساكنان آنجا قرارگيرند . بنابراين ساكنان هر واحد مسكوني ، نخست خودشان را به صورت مشترك باهمسايه ها، صاحب اختيار گذر و كوي محدودة‌ خود و همسايه ها مي دانستند و در مرحلة‌ بعد خودشان را در تعيين سرنوشت محله و نحوه استفادهاز راههاي متعلق به محلة‌خود سهيم مي شمردند . البته تذكر اين نكتة‌مهم در اينجا ضروري است

اغلب افراد و خاندانهاي قدرتمند ، در صورت امكان از قدرت خود در جهت اعمال نظر در تعيين سرنوشت شهر ، محله و واحدهاي همسايگي خودداري نمي كردند . ناگفته نماند كه دخالت آنان در بسياري از موارد ، اثر سازنده ومفيد داشت ، زيرا آنان با احداث بناهاي عمومي در جهت رفع نيازهاي مردم محله و شهر خود و به منظور پيروي از احكام مذهبي يا براي كسب اعتبار اجتماعي ، اقدامات مفيدي نيز انجام مي دانند .

برخي اصول و عوامل مؤثر در نحوة‌استقرار فعاليتها در كنار راهها
امنيت
در آن گروه از شهرهاي تاريخي ايران كه به علت مسائل امنيتي و انتظامي داراي حصار بودند ، ياحتي در بسياري از شهرها و سكونتگاههاي فاقد حصار ، راههاي واقع درنزديك حصار يا نواحي كناري شهر، از امنيت عمومي و اعتبار اجتماعي كمتري نسبت به راههاي مركزي شهر برخوردار بودند

. زيراهم درمواقع ناامني راههاي حاشيه اي زودتر تصرف مي شدند و فضاهاي مجاور آنهامورد چپاول و تعرض و تاخت و تاز غرتگران و بيگانگان قرار مي گرفتند و هم استقرار فعاليتهايي مانند كاروانسراها و كارگاهها در اين گونه نواحي ،

رفت و آمد زياد كاروانيان ، قطرچيان و مسافران در آنجاها موجب مي شد كه ، راههاي اين نواحي در مجموع از ارزش و اعتبار اجتماعي كمتري نسبت به راههاي مركزي شهر برخوردار باشند و در نتيجه ارزش و بهاي زمين در ناحيه هاي مزبور نسبت به ناحيه مركزي شهر كمتر بود . اين موضوع باعث مي شد كه فضاهايي كه هم بيشتر در ارتباط با فعاليتهاي خارج شهر بودند و هم به امنيت كمتري نياز داشتند در كنار راههاي اين ناحيه ها مستقر شوند ،

و فضاهايي مانند جواهر فروشينها ، فرش فروشيها و كاروانسراهاي مهم تجار بزرگ در كنار راههاي مركزي شهر استقرار يابند . همچنين خانه هاي اعيان و اشراف در ناحيه مركزي يا ساير ناحيه هاي امن شهر ساخته مي شدند ، در حاليكه خانه هاي فقرا و گروههاي كم درآمد در ناحيه هاي حاشيه اي شهر و نزديك حصار قرارداشتند .

مذهب
راههايي كه در كنار مسجد جامع وساير مساجد بزرگ و مدارس علميه و سايرفضاهاي مذهبي قرارداشتند نسبت به ساير راههاي شهر ، داراي جنبه اي مقدس بودند كه به طور معمول و به ويژه در دوره هايي كهعلما و روحانيون از قدرت و نفوذ زياد برخوردار بودند ، برخي از فضاها يا فعاليتهاي مكروه و حرام در كنارآنها استقرار نمي يافت

. براي مثال ، دكانهايي كه مشروبات الكلي يا كالاهاي مكروه مانند برخي از آلا ت و ابزار موسيقي را به فروش مي رساندند ، در اين گونه معابر احداث نمي شدند ، بلكه اين گونه فضاها و ساير فضاهايي كه از نظر مذهبي ناپاك و آلوده شمرده مي شدند ، بيشتر در محله هاي متعلق به اقليتهاي مذهبي يا در ناحيه هاي حاشيه اي و فقير نشين شهر احداث مي شدند .

چنين فضاهايي همچنين در كنار راههاي متعلق به محله هاي اعيان نشين يامتوسط نشين شهر احداث نمي شدند ، زيرا وجود اين فضاها و عبورو مرور مراجعه كنندگان در آنها ، از ارزش اجتماعي راههاي فوق مي كاست و ساكنان محله هاي مزبور به سادگي چنين موضوعي را نمي پذيرفتند.

علاوه برموارد فوق ، موقعيت شهري برخي از مساجد جامع قديمي شهرها به صورتي بود كه بخشي از فضاي بازيا حياط آنها د رمسير راههاي شهر قرارداشت و مردم از يك فضاي ورودي وارد مي شدند و پس از عبور از صحن مسجد از در ديگر خارج مي شدند ، مانند مسجد جامع اصفهان ، مسجد جامع سلطاني (امام) تهران ، مسجد شاه (امام ) قزوين مسجد شاه (امام ) بروجرد و مسجد جامع عتيق شيراز اين قسمت از راه كه در داخل مسجد قرارداشت ، مقدس شمرده شده است و براساس احكام مذهبي ، فرد مسلماني از آن عبور مي نمايد بايد از نظر شرعي پاك باشد ، در غير اين صورت عبور او از فضاي مسجد مجاز نيست ، مگر در مواردي كه قانونگذاران پيش بيني مي كردند .

همگرايي فعاليتهاي همنوع و هماهنگ
فعاليتهاي مستقر در كنارهر راه يكي از عوامل بسيارمهم در تعيين هويت كالبدي و كاركردي آن به شمار مي آيد . براي مثال اگر تعدادي دكان مسگري دريكي از راسته هاي بازاراحداث شود صداي ناشي از كار آنها ، فضايي خاص پديد مي آورد كه راستة مزبور را براي بسياري از ديگر فعاليتها مانند تجارت كالاهاي ظريف و گران قيمت ، تحصيل علم در مدرسه هاي علميه ،

( كه بعضي از آنها در جوار بازارها احداث مي شدند ) و توليد كالاها و اشياء‌هنري نامناسب مي گرداند . بنابراين بهترين راه حل كه در گذشته انتخاب مي شد ، اين بود كه بسياري از اصناف و پيشه وراني كه در يك حرفه اشتغال داشتند ، در يك راسته يا فضا فعاليت مي كردند و به اين ترتيب آلودگي و عوارض ناشي از ان صنعت و حرفه تنها به آن را ه يا فضا محدود مي شد .

اين همگرايي فعاليتهاي همنوع و هماهنگ ، يك پيامد مفيد ديگر هم داشت وآن اين بود كه همة‌مردمي كه قصد خريد كالاها و اشياء معيني را داشتند ، مي دانستند كه بايد به كجا مراجعه كنند تا به سادگي بتوانند كالاي مورد نظر خودر ا از بين كالاهاي متنوع و مشابه انتخاب كنند . علاوه براين رقابت سازنده اي نيز بين توليد كنندگان و عرضه كنندگان كالاهاي مشابه پديد مي آمد ، در نتيجه در بازار و ناحيه هاي مجاورآن راسته هاي تخصصي پديد مي آمد

كه هر كدام محل تجمع و كار اعضاي يك صنف بود . همچنين برخي از فعاليتهاي متنوع اما هماهنگ و سازگار نيز در كنار يكديگر شكل مي گرفتند . البته برخي از فعاليتهاو فضاها مانند دكانهاي بقالي ، قصابي ، كبابي ، ميوه يا سبزي فروشي و نانوايي به سبب ماهيت كالايي كه عرضه مي كردند و نياز دائم وكمابيش يكسان مردم به آنها ، در سراسر بازارو بازارچه ها و محله هاي شهر با فاصله هايي كمابيش مناسب براي توزيع كالاها و محصولات خود پراكنده بودند .

واگرايي فعاليتها ي ناسازگار
فعاليتهاي ناسازگار بايكديگر هيچگاه در كنارهم مستقر نمي شدند ، زيرا راهي كه آنها را به يكديگر پيوند مي داد نمي توانست از كارآيي و كيفيت كافي براي ايجاد يك ارتباط فضايي ، حركتي و دسترسي مناسب برخوردار شود . بنابراين هيچ گاه يك گارگاه رنگرزي ، يك فرش فروشي ، يك جواهر فروشي ، يك مسگري و يك نجاري دركنار يكديگر شكل نمي گرفتند . بنابراين هر فعاليت در كنار راهي مناسب با خصوصيات آن فعاليت ايجاد مي شد .

چنان كه بعضي از كارگاههاي توليدي بزرگ مانند كوزه گريها و كاشيگري ها در كنار راههاي حاشيه اي و بيروني شهر ساخته مي شدند . همچنين كاروانسراهايي كه بيشتر محل تردد و توقف كاروانهاي حامل بار و چهارپايان باربر بود ، در ابتداي راههاي منشعب از دروازه ها مستقر مي شدند تا عبور و مرور چهارپايان و كالاها ، مزاحم مردم شهر و خريداران كالا و كسبه نشود ، د رحالي كه كاروانسراها و تيمچه هايي كه محل رفت و آمد بازرگانان بزرگ و كالاهاي سبك و گران قيمت بود ، در ميان بازار و گاه نزديگ به مراكز مهم شهري احداث مي شدند .

كاركردهاي اجتماعي راهها
علاوه بر فعاليتهاي ارتباطي و دسترسي كه يكي از مهمترين كاركردهاي فضاهاي شهري و ارتباطي به شمار مي آيد ، فعاليتهاي ديگري نيز دراين فضاها جريان مي يافت . نخستين فعاليت اجتماعي جاري در معابر و كوچه ها ، تماس و ارتباط حضوري بين افرادي بودكه در هنگام ملاقات يكديگر به گفتگو مي ايستادند و به تبادل اطلاعات و افكار مي پرداختند .

اين امر درسطح ديگري ، در كويهاي متعلق به محله هاي مسكوني بين مردان و بين زنان هم محله يا هم كوچه صورت مي گرفت و مرم بخشي از اوقات فراغت خود را دركوچه ها صرف گفتگو و بحث مي كردند. قدم زدن و گردش د ربازار ها نيز يكي از روشهاي گذراندن اوقات فراغت بود .

اهميت راهها در كل نظام شبكة‌ارتباطات و اطلاعات شهر چنان بود كه براي ترساندن و عبرت خلافكاران و گاه مردم ،‌برخي ازمحكومان را در بازار و كويهاي پر رفت و آمد به مجازات مي رساندند يا بعضي از مجرمان را به گونه اي مضحك ( وارونه و كلاه كاغذي بر سر ) سوار قاطر يا الاغ مي كردند و در بازار و كويهاي اصلي شهر مي گرداندند . همچنين در اوقات ضروري اگر مي خواستند خبر يا فرماني را به سرعت به گوش مردم برسانند ، عده اي موسوم به جارچي در بازار و معابر اصلي «جار » مي زدند و مطلب موردنظر رابه اطلاع مردم مي رساندند .

بعضي از مراسم و آداب اجتماعي ومذهبي نيز در معابر برگزار مي شد . بهترين نمونة‌آن ، مراسم عزاداري ايام عاشورا است كه ضمن آن بخشي از مراسم يعني حركت گروههاي عزادار و سينه زن از بازار و كويهاي شهر انجام مي گرفت و بخش مهم و پرشوري از مراسم به شمار مي آمد . بنابراين بسياري از فعاليتهاي اجتماعي در درون فضاي معابر جريان مي يافت .

نحوة‌استقرار فعالينها و فضاها دركنار معابر
معابر اصلي
در شهرهاي بزرگ مانند اصفهان ، تبريز ، شيراز و تهران بعضي از فضاهاي عمومي و شهري مانند مساجد ومدارس علميه و حمامها و برخي از كاروانسراها ، ميدانهاي تجاري و فضاهاي تجمع كاروانيان و فضاهاي انتظامي و نظامي مانند سربازخانه ها و قراولخانه ها ومراكز عمومي ديگر معمولاً در كنار معابر اصلي شهر قرارداشتند.

همچنين بعضي از بازارچه ها ، بازارگاهها و بازارهاي ادواري دركنار اين معابر تشكيل مي شدند . فضاي اين معابر بيشتر عرصة فعاليتهاي عمومي و شهري بود . نحوة استقرار فضاها نسبت به معبر و ساير بناها بستگي به بافت شهر داشت . در بافتهاي پيوسته ، فضاها به يكديگر متصل بودند ، اما در بافتهاي گسسته فضاهاي باز و خالي ميان آنها وجود داشت . البته در شهرهاي كوچك در فضاهاي پيرامون معابر اصلي واحدهاي مسكوني نيز احداث مي شد .

معابر فرعي
فضاهاي پيرامون معابر فرعي به واحدهاي مسكوني تعلق داشت و عرصة‌فعاليت هاي مربوط به خانواده ها به خصوص زنان و بچه ها بودند . د رگذشته ( وحتي امروزه در بعضي از شهر هاي قديمي و كوچك ) زنان در كنار فضاي ورودي خانه ها دورهم جمع مي شدند و به گفت و گو مي پرداختند . در كنار برخي از اين معابر يك يا چند فضاي عمومي كوچك مانند مسجد ، مدرسه ، آب انبار و سقّا خانه وجود داشت .

معابر بن بست
بيشتر معابر بن بست به واحدهاي مسكوني اختصاص داشتند و عرصه اي نيمه خصوصي براي ساكنان آن به ويژه زنان وكودكان بودند .
كوچه باغها
بيشتر كوچه باغها جنبة‌ ارتباطي و حركتي داشتند . معمولاً در ورودي يك يا چند باغ در آنها قرارداشت ، به همين جهت اغلب اوقات خلوت و خالي از فعاليت بودند .

برخي عوامل مؤثر در نحوة‌ شكل گيري راهها
راههاي اصلي بسياري از سكونتگاهها اغلب در امتداد جاده هاي منشعب از آن سكونتگاههاي توسعه مي يافته است . رشد ارگانيك و تدريجي سكونتگاه نيز د رامتداد يا به موازات راههاي مزبور صورت مي گرفته است . راههاي تهران قديم ، نايين ، يزد و بسياري از شهرهاي تاريخي كشور ، نمونه هايي از اين نوع شكل گيري شهري بوده اند . د راين حالت ، در اغلب موارد ساير معابر كمابيش به موازات يا عمود برراههاي فوق شكل مي گرفتند .

راههاي ارتباطي بعضي از شهرها و ساير سكونتگاهها به موازات مسير رودخانه ، نهرها ، يا جويهاي آب شكل مي گرفته است . همچنين گاه مسير هاي آب در نواحي كوهستاني و كوهپايه ها الگويي براي نحوة‌ شكل گيري راههاي شبكه ارتباطات بوده اند . د ربعضي از مناطق كه بادهاي مطلوب يا نامطلوب و زيان آور نقش مهمي در زندگي مردم داشته اند ،

معابر را اغلب به گونه اي طراحي مي كردندكه حتي الامكان از آسيب بادهاي مضر در امان باشند و از بادهاي مطلوب حداكثر استفاده را بنمايند . براي نمونه راهها و كويهاي بافت قديمي برخي از شهرها و آباديهاي واقع در حاشيه خليج فارس ،

مانند بندرعباس ، عمود برساحل و به گونه اي بوده است كه صبحها نسيمي كه از سوي دريا به طرف ساحل مي وزد ، بتواند به سادگي بيشترين مسافت ممكن را در درون معابر طي كند و هواي موجود در راهها و خانه هاي كنار ساحل را جابه جا نمايد . همچنين بادي كه در شبها از سوي ساحل به سمت دريا حركت مي كند ، به سادگي بتواند د رامتداد راههاي موجود در بافت شهر حركت نمايد و هواي داخل آنها و خانه ها را تعويض كند و به حركت درآورد.

خصوصيات و عوارض جغرافيايي ، جهت تابش آفتاب و نحوة‌جهت گيري واحدهاي معماري و شهري نسبت به آن نيز در سمت يابي راههاي برخي از سكونتگاهها مؤثر بوده است ، چنان كه در بسيار ي از شهرها واحدهاي مسكوني پيروي مي كرد تا به بهترين شكل ممكن دسترسي به آنهارا تأمين نمايد .

البته در مواردي كه حاكم يا يكي از اعيان و بزرگان با نفوذ شهر تصميم مي گرفت محله اي مسكوني يا يك فضاي شهري احداث كند ( مانند ربع رشيدي در تبريز كه توسط خواجه رشيدالدين فضل الله ساخته شد ) نحوة‌ تقسيم زمين به قطعاتي مناسب جهت واحدهاي مسكوني و تعيين جهت آنها و ديگر خصوصيات شبكه ارتباطات برخلاف موارد عادي شكل گيري بافت شهر ، تدريجي و بدون طراحي از پيش انديشيده شده نبود ،

بلكه نخست زمين را به قطعات معين تقسيم مي كردند ، راهها را مشخص مي نمودند و سپس واحدهاي مسكوني و شهري ساخته مي شد . البته در اين گونه موارد نيز مي توان گفت كه شبكة‌ راههاي مزبور از جنبة‌ جهت يابي اغلب اختلاف زيادي با شكبه راههاي موجود در محيط پيرامون خود نداشت ، زيرا جهت و مسير راههاي جديد را نيز به گونه اي در نظر مي گرفتند كه حداكثر استفاده را از عوامل محيطي ببرند و فضاي ساخته شده جديد تا حد امكان با فضاهاي پيرامون سازگار و هماهنگ باشد . اما به هر حال ، شكل راههاي جديد اغلب منظم و هندسي بود .

شكل راهها
راههاي ارگانيك
راههاي ارگانيك راههايي هستندكه به صورت تدريجي و خود به خودي شكل مي گرفتند . اغلب اين گونه راهها به شكل غير مستقيم و پيچ د رپيچ بوده اند . برخي از اين گونه راهها در يك امتداد معين داراي پيچ هاي متعددي بودند ، و در مواردي مشاهده شده كه يك معبر بانام تعداد پيچ و خمهاي ان مشهور مي شده مانند كوچه هاي « يازده پيچ » و « هفت پيچ » در اصفهان .

راههاي مستقيم
معدودي از راههاي شبكه ارتباطات در شهرهاي تاريخي به علت آن كه به صورت از پيش فكر شده ، ساخته مي شدند ، يعني ابتدا مسير و امتداد آنها به صورت مستقيم مشخص مي شد و سپس فضاهاي پيرامون آنهاايجاد مي گرديدند ،

مستقيم بوده اند . مانند بازار وكيل شيراز و بخشي از بازار گنجعليخان كرمان و بعضي از معابر واقع در محله هاي مسكوني در شهرهاي مختلف . درزمان حاضر نحوة تقسيم زمين و استفاده از اتومبيل موجب شده است كه كمابيش همة‌راههاي جديد شهري به صورت مستقيم ساخته شوند .

شكلهاي غير منظم
بعضي از انواع ميدانها مانند ميدانهاي تجاري و به خصوص ميدانهاي برون شهري مانند ميدانهاي اسب وكاه و غيره فاقد زميني هندسي شكل و حتي گاه فاقد ابعاد معين بودند . در بعضي ازموارد يك يا چند جبهه از اين گونه ميدانها توسط عوارض وپديده هاي طبيعي يا فضاهاي ساخته شدة‌مستقل از ميدان محدود مي شد .