چکیده

هدف از انجام این پژوهش رتبه بنـدي شـرکت هـاي فعـال در بـورس اوراق بهـادار تهـران براسـاس معیارهـاي حسـابداري و غیرحسابداري با استفاده از روش تاپسـیس فـازي و بررسـی همبسـتگی بـین معیارهـاي ارزیـابی عملکـرد مـدنظر پـژوهش بـا شاخصهاي ارزیابی عملکرد مؤثر در رتبه بندي سازمان بورس می باشد. در این پژوهش شرکت هاي فعال در بـورس بـر اسـاس معیارهاي حسابداري(چرخه تبدیل وجه نقد، نقدینگی، سـاختار سـرمایه، بـازده دارایـی هـا و انـدازه شـرکت و نیـز معیارهـاي غیرحسابداري ارزیابی عملکرد(ارزش افزوده اقتصادي، آلفاي جنسن، نسبت شارپ و نسبت ترینور)، با استفاده از روش تاپسـیس فازي رتبه بندي شده و با رتبه بندي بر اساس نماگرهاي بورس اوراق بهادار مورد مقایسه قرار گرفته است. نتایج نشان میدهنـد که شرکت هاي برتر منتخب بورس لزوماً رتبه هـاي بـالائی را از جنبـه معیارهـاي حسـابداري و غیرحسـابداري نداشـته و ایـن

معیارها عامل ضعیفی براي احتمال برتري آنها در بورس به شمار می آیند. همچنین نتایج بـه دسـت آمـده از آزمـون فرضـیات فرعی نشان داد که متغیرهاي چرخه تبدیل وجه نقد، ساختار سرمایه و اندازه شرکت در افزایش عملکرد شرکت هـا مـؤثر نمـی باشند، ولی متغیرهاي نقدینگی و بازده دارایی در افزایش عملکرد شرکت ها مؤثر می باشند و نیز طبق نتایج به دسـت آمـده از آزمون هریک از شاخصهاي معیارهاي غیرحسابداري، مشخص گردید که متغیرهاي نسبت شـارپ و نسـبت ترینـور در افـزایش عملکرد شرکت ها مؤثر نمی باشند، ولی متغیرهاي آلفاي جنسن و ارزش افزوده اقتصادي در افزایش عملکرد شـرکت هـا مـؤثر می باشند.

واژگان کلیدي: رتبه بندي شرکتهاي برتر، معیارهاي حسابداري و غیرحسابداري، تاپسـیس فـازي، چرخـه تبـدیل وجـه نقـد، نسبت شارپ

مقدمه

بازار سرمایه در شکل یک بازار مالی، محل تلاقی عرضه و تقاضاي منابع مالی میان مدت و بلندمدت می باشد. عرضه کنندگان سرمایه در این بازار را اغلب پس انداز کنندگان فردي، اشخاص حقوقی داراي پس انداز یا مازاد پولی، سازمان ها و مؤسسات اعتباري و دولت تشکیل می دهند. این بازار به عنوان یکی از مرکز تأمین وجوه سرمایه اي، پس انداز و نقدینگی، افراد را به وسیله کارگزاران و واسطه هاي مالی به جانب سرمایه گذاري هاي بلند مدت تولیدي و بازرگانی هدایت می کند(قلی زاده،.(۱۳۸۳

فرآیند سرمایه گذاري مستلزم تجزیه و تحلیل تصمیمات سرمایه گذاري است. در این حالت فعالیتهاي مربوط به فرآیند تصمیم گیري تجزیه شده و عوامل مهم در محیط فعالیت سرمایه گذاران که بر روي تصمیمات آنها تأثیر می گذارد مورد بررسی قرار می گیرد(تهرانی،.(۱۳۸۶

شرکتهاي سهامی نقش عمده اي در اقتصاد بازي می کنند و موفقیت این شرکتها به میل سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان به سرمایه گذاري در این شرکتها بستگی دارد. نتایج بررسی ها و مطالعات انجام شده بر روي بازارهاي سرمایه این امکان را فراهم میآورد که سرمایهگذاران و استفادهکنندگان از اطلاعات با سهولت بیشتري شرکتهاي برتر را نسبت به سایر شرکتها تمیز دهند و بدین ترتیب سرمایهگذاري معقول تري انجام دهند. این نقش در کشورهاي توسعه یافته بوسیله مؤسسات رتبهبندي ایفا میشود،اما بازار سرمایه ایران فاقد چنین مؤسساتی بوده و تنها رتبهبندي رایج، معمول و معتبر شرکتها، رتبهبندي سازمان بورس اوراق بهادار تهران و رتبهبندي سازمان مدیریت صنعتی است(قلی زاده،.(۱۳۸۳

یکی از گزارش هایی که در بورس اوراق بهادار تهران منتشر می شود گزارش مربوط به پنجاه شرکت برتر پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار است. سازمان بورس این کار را در راستاي تدوین و معرفی معیارهاي کارآمد سنجش عملکرد و با استفاده از شاخص هاي متناظر با این پنجاه شرکت انجام می دهد. شرکت ها سعی می کنند براي بازماندن در فهرست یادشده به ناچار موقعیت خود را در تالار معاملات بورس و در جریان رقابت با سایر اوراق حفظ کنند و وضعیت خود را از نظر شاخص هاي مدنظر بورس بهبود دهند. نگاهی به تجربه بورس هاي اوراق بهادار در کشورهاي مختلف نشان می دهد به رغم وجود معیارهاي مالی و غیرمالی زیادي که در تعیین شرکت هاي موفق و برتر وجود دارد، متأسفانه هنوز هم شناسایی شرکت هاي ممتاز یا داراي موقعیت برتر بر پایه یکی یا برخی از عوامل زیر انجام می شود(اداره مطالعات و بررسی هاي اقتصادي سازمان بورس اوراق بهادار تهران،.(۱۳۷۷

۱٫ قدرت نقد شوندگی سهام به معناي پر معامله بودن آن در تالار بورس؛
۲٫ میزان تأثیرگذاري شرکت بر بازار یا سهم آن در ارزش جاري بازار؛

۳٫ وضعیت شرکت از نظر برتري نسبت هاي مالی و به ویژه میزان سودآوري به ازاي هر سهم؛

این در حالی است که شناسایی شرکت هاي برتر در بورس اوراق بهادار تهران برپایه ترکیبی از قدرت نقدشوندگی سهام و میزان تأثیرگذاري شرکت ها بر بازار و درچارچوب معیارهاي سه گانه و نماگرهاي شش گانه زیر انجام شده است:
الف) میزان داد و ستد سهام در تالار معاملات شامل:
۱٫ تعداد سهام داد و ستد شده؛

۲٫ ارزش سهام داد و ستد شده.

ب) تناوب داد و ستد سهام در تالار معاملات شامل:
۱٫ تعداد روزهاي داد و ستد؛

۲٫ دفعات داد و ستد انجام شده؛

پ) متغیر هاي مقیاس نماگر میزان تاثیر گذاري بر بازار شامل:
۱٫ میانگین تعداد سهام منتشره شده؛

۲٫ میانگین ارزش جاري سهام شرکت در دوره بررسی؛

که در نهایت هم، سنجش و رتبه بندي فعالیت شرکت هاي پذیرفته شده در بورس برپایه نماگرهاي برشمرده و به کمک روش میانگین همساز آنها صورت می گیرد.(اداره مطالعات و بررسی هاي اقتصادي سازمان بورس اوراق بهادار تهران، .(۱۳۷۶

در این پژوهش شرکت هاي فعال در بورس اوراق بهادار تهران براساس معیارهاي حسابداري شامل: چرخه تبدیل وجه نقد، نقدینگی، ساختار سرمایه، بازده دارایی ها و اندازه شرکت و نیز معیارهاي غیرحسابداري ارزیابی عملکرد شامل: ارزش افزوده اقتصادي، نسبت شارپ، آلفاي جنسن، نسبت ترینور و با استفاده از روش تاپسیس فازي رتبه بندي می شوند.

رویکرد فازي به دلیل توانایی کمیسازي عوامل کیفی و همچنین مدلسازي عدم قطعیت در خطاهاي برآورد برخی از عوامل کمی انتخاب شده است.
از مهمترین تحقیقاتی که به بررسی رتبه بندي شرکت ها براساس اطلاعات مالی و غیر مالی و تفکیک آنها به موفق و ناموفق پرداخته اند می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

در سال ۲۰۰۰ تحقیقی در ایالات متحده توسط ردمن، آرنولد و گولت۱ بر روي هفت پورتفوي با استفاده از شاخص هاي شارپ، ترینور و آلفاي جنسن صورت گرفت. نتایج تحقیق آنها براي دو دوره زمانی از سالهاي ۱۹۸۵ – ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ –۱۹۹۴ نشان داد که رتبه بندي حاصل از دو معیار شارپ و ترینور براي چهار پورتفويدقیقاً یکی بودند. این نشان دهنده این است که بازده بدست آمده با ریسک کل و با ریسک سیستماتیک نتایج یکسانی دارد و بنابراین ریسک کل به ریسک سیستماتیک نزدیک است.

در سال ۲۰۰۰ پیتروسکی۲ مطالعه اي جهت تفکیک شرکت هاي موفق از ناموفق انجام داد. سوأل محقق این بود که آیا میتوان با استفاده از تحلیل هاي بنیادي مبتنی بر حسابداري، از شرکت هایی که نسبت ارزش دفتري به قیمت بازار بالایی دارند، بازدهی بالاتري کسب کرد؟ مطالعه فوق نشان داد که استفاده از علایم بنیادي براي شرکت هایی که نسبت ارزش دفتري به قیمت بازار بالایی دارند باعث تغییر در چولگی۳ توزیع بازده می گردد. وي نشان داد که شرکت هایی که از نظر علائم بنیادي قوي و همچنین داراي نسبت ارزش دفتري به قیمت بازار بالاتري هستند و بطور متوسط بازدهی بالاتري را کسب نموده اند و براي رتبه بندي شرکت ها از شاخص اف استفاده کرد( مهرانی،۱۳۸۳،ص.(۸۲

جانسن و سونن۴ در سال ۲۰۰۳ در تحقیق خود نتیجه گرفتند که بین رتبه بندي شرکت ها بر اساس معیارهاي ارزیابی عملکرد ارزش افزوده اقتصادي، نسبت شارپ و آلفاي جنسن و معیارهاي مالی نظیر: اندازه شرکت،نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار سهام، نرخ رشد فروش، ساختار سرمایه، نقدینگی، چرخه تبدیل وجه نقد، تغییرات سودآوري و نرخ بازده دارایی ها رابطه معنی داري وجود دارد.

در سال ۲۰۰۷ تحقیقی توسط یینگ الف بکر، هارولد فاکس و پنگ۵ با عنوان مطالعه کاربردي الگوریتم هاي چند منظوره جهت رتبه بندي سهام انجام گردیده است، بطوریکه مدلهاي کمی مدیریت پرتفوي و سهام را در جهت تعیین مؤثرترین فاکتورها و چگونگی عکس العمل آنها را مشخص می کنند. برنامه ریزي ژنتیک با استفاده از هدف ساده و تابع،تکنیکهاي مؤثر را با معیارهاي انتخابی نشان داده و ایجاد مدلهایی با فاکتورهاي چند گانه براي رتبه بندي سهام بوجود آورده اند.

استفانو مالاگولی۶ و همکاران در سال ۲۰۰۷ تحقیقی در رابطه با رتبه بندي واحدهاي تجاري با استفاده از مدلهاي فازي و متغیر هاي کمی و کیفی انجام داده اند . محرکهاي و یا معیارهاي مورد استفاده شامل بیست و یک متغیر بوده است که بر اساس اهداف شرکت مانند دارایی هاي استراتژیکی و عملکرد مالی، ارزیابی کیفیت عملکرد مدیریت و وضعیت رقابتی بوده است.

از جمله تحقیقاتی که به بررسی رابطه رتبه بندي شرکت ها با عوامل مختلف(از جمله قیمت سهام وسطح معاملات) و نیز بررسی تحلیلی این رتبه بندي ها پرداخته اند، می توان به بررسی تغییرات در شاخص داوو جونز بر اساس قیمت و سطح معاملات اشاره کرد.

قدرتیان در سال ۱۳۸۳ در پژوهش خود به طراحی مدلی جامع براي ارزیابی عملکرد و رتبه بندي شرکت ها اقدام نمود. مدل پیشنهادي وي بر پایه ارزیابی متوازن طراحی شده است،ولی تفاوتهاي عمده اي با آن دارد یعنی علاوه بر چهار مؤلفه مورد

۱ – Redman,Arnold & Gullet 2 – Piotroske 3 – Skewness 4 – Johnson & Soenon

۵ – Ying L. Becke , Harold Fox, Peng Fei 6 – Stefano Malagoli

نظر ارزیابی متوازن دو مؤلفه دیگر شامل نیروي انسانی و را نیز مدنظر قرارداد و۴۲۲ شاخص عملکردي بر مبناي ۶ مؤلفه مدل جهت ارزیابی و رتبه بندي استخراج نمود. ایشان در تحقیق خود از مدل تصمیم گیري چند شاخصی و تکنیک هاي تاپسیس و مدل آنتروپی شانون استفاده نمود.

قلی زاده در سال ۱۳۸۳در تحقیق خود با استفاده از تحلیل پوششی داده ها اقدام به اولویت بندي متغیرهاي مؤثر بر ارزش شرکت ها نمود و معیارهاي ریسک،کارایی مالی،کارایی عملیاتی و عملکرد مدیریت را به عنوان سرفصل هاي کلی در سلسله مراتب تصمیم و تعیین در نظر گرفت.

صارمی در سال ۱۳۸۵ در تحقیق خود مدلی براي رتبه بندي شرکت هاي انفورماتیکی ارائه نمود. در مدل ایشان یک شرکت براساس سه حوزة ورودي، پردازش و خروجی مورد بررسی قرار می گیرد و سپس نوعی تکنیک کمی، مدل مذکور را تکمیل می کند. در نهایت نیز نمره هر شرکت براساس جذابیت سرمایه گذاري محاسبه شده و بر مبناي آن رتبه بندي صورت میگیرد.

در همین راستا تحقیقی در سال ۱۳۸۳ توسط مؤمنی و نجفی مقدم با عنوان ارزیابی عملکرد اقتصادي شرکتهاي پذیرفته شده در بورس تهران با استفاده از روش تاپسیس انجام شد. شاخصهاي ۹ گانه براي حدود ۱۷ شرکت در۱۳ صنعت جداگانه محاسبه شد و مقادیر بدست آمده دربرنامه تهیه شده براي تکنیک آنتروپی به منظور تعیین درجه اهمیت هر شاخص(وزن شاخص) وارد گردید. اوزان بدست آمده به همراه مقادیر شاخص هر صنعت در برنامه مدل تاپسیس وارد شد. عملیات فوق براي هر ۱۳ صنعت جداگانه انجام گرفتو نهایتاً رتبه هر شرکت در صنعت خاص خود مشخص گردید.

روش تحقیق :

جامعه آماري تحقیق محدود به پنجاه شرکت برتر پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در سال ۱۳۸۹ بوده است. از آنجایی که کلیه اطلاعات مربوط به این شرکتها در اختیار می باشد و بحث اصلی این تحقیقی نیز در رابطه با کلیه این شرکتها است، بنابراین از روش نمونه گیري استفاده نشده و تحقیق بر روي کلیه این شرکتها متمرکز شده است.دراین تحقیق براي دستیابی به نتایج واقعی تر و دقیق تر، از رتبه بندي سال ۹۰ که بر اساس اطلاعات یکسال و صورتهاي مالی حسابرسی شده شرکتها می باشد بهره گرفته شده است.

گزینه هاي مورد نظر پژوهش را با توجه به شاخصها از روش تاپسیس فازي و به کمک نرم افزار صفحه گسترده((EXCEL رتبه بندي می نمائیم.(لازم به ذکر است نرم افزار انجام تکنیک فازي نیز موجود است که تحت((EXCEL انجام می شود) سپس توسط نرم افزارSPSS و با استفاده ضریب همبستگی اسپیرمن به بررسی همبستگی و ارتباط میان متغیرها می پردازیم.

روش تاپسیس فازي
تکنیک تاپسیس که یکی از بهترین مدلهاي تصمیمگیري چندشاخصه است و روشی کارآمد در اولویتبندي به حساب میآید. در این روش mگزینه به وسیله nشاخص،مورد ارزیابی قرار میگیرد. بر اساس این تکنیک،بهترین گزینه،گزینهاي خواهد بود که کوتاهترین فاصله را با راهحل ایدهآل مثبت و بیشترین فاصله را با راهحل ایدهآل منفی دارد. راهحل ایدهآل مثبت راهحلی است که منفعت شاخصها را به حداکثر و هزینه آنها را به حداقل میرساند،در حالی که راهحل ایدهآل منفی هزینه شاخصها را حداکثر و منفعت آنها را به حداقل میرساند.