دوران جنگ های صلیبی یکی از زمان های تاریخ ساز در سرنوشت غرب بود که اثرات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بسیاری در فرهنگ غرب داشت.مرتضی رهبانی در کتاب «فرهنگ غرب و چالش های آن» به بررسی عوامل شکل دهنده فرهنگ غرب و سیر تاریخی آن از یونان و رم تا خروج از قرون وسطی می پردازد تا از رهگذر آن،جامعه پیشرفته امروز مغرب را بشناسد. یکی از

مقاطع مهم تاریخی که رهبانی به آن پرداخته است «جنگ های صلیبی و تاثیرات آن بر غرب» است که به عقیده او این نبردها برای غرب نقش آموزندگی فرهنگی و مدنی بسیار وسیعی داشته است که وی آنها را به هفت بخش تاثیرات هنری، فنی و حرفه ای، سیاسی، نظامی، علمی، اخلاقی و مدنی و اقتصادی تقسیم می کند.

از نگاه رهبانی در هنگامه جنگ های صلیبی غرب با مفاهیم عرفانی شرقی آشنا شد و آن را در شعر و ادبیات و معماری اروپا منعکس کرد و درک جدیدی

از جهان برای مغرب زمین پدید آمد که جلوه باشکوه این درک را باید در معماری گوتیک با آن سقف ها و پنجره های بلند و رنگارنگ دید. همچنین ساخت های جدید قلعه های مربع و مستطیل شکل به جای قلعه های مدور ژرمنی و ساختار جدید برج ها و باروها و پنجره ها به اضافه معماری مراکز تجاری به ویژه بندرها همه تحت تاثیر معماری در شرق است. صنعت پارچه بافی، فولادسازی،

کاغذسازی و سلاح های انفجاری هم مهم ترین صنایعی بودند که غرب آنها را آموخت به اضافه آسیای بادی، گلیم بافی، تولید شیشه های رنگی، ساعت و قطب نما که در شرق در آن زمان وجود داشت و مرتباً توسعه می یافت. رهبانی برآمدن روح خلاقیت و ابتکار فردی و اجتماعی در غرب را محصول برخورد غرب با شرق و هوشیاری اروپا در آموزش پذیری از دستاوردهای تمدن شرقی می داند که یکی از این دستاوردها، تجارت پررونق شرق است.

با هم نگاهی داریم به فصل خواندنی «صلیبیون و جاذبه های اقتصادی شرق» که روابط اقتصادی شرق و غرب را در این ایام مورد بررسی و مطالعه قرار داده است.

در دوران جنگ های صلیبی مشرق زمین از نظر قدرت اقتصادی، کیفیت و کمیت اجناس، نسبت به اروپا برتری داشت. فقط دوران صنعتی جدید این رابطه را بر هم زد. نه تنها از نظر کالای اقتصادی بلکه از نظر فرهنگ، اخلاقیات، افکار و مذاهب، مشرق زمین صادرکننده بود و اروپا واردکننده کالاهای مبادلاتی اروپا محدود بودند. گران ترین آنها برده ها بودند، سپس پوست های زینتی حیوانات وحشی، کهربا نیز یکی از اقلام صادراتی اروپا را تشکیل می داد ولی از شرق پارچه ها و لباس های ابریشمی، پشمی و زربفت به رنگ های مختلف، ترمه با نقش های دقیق، زینت آلات،

شمشیر و قمه آبداده، انواع ادویه به خصوص فلفل و زنجبیل، شکر و شراب و چای های مختلف، روغن های گیاهی برای چراغ های «پیه سوز» میوه های خشک یا کنسرو شده، شکر، مرباجات و ترشیجات که بعضی از اینها حتی از چین و هندوستان بودند و در کوزه های سفالی لعابدار یا چینی با نقش ها و طرح ها و منظره های زیبا که خود هنرمندانه می نمود وارد بازار جهان آن روز می شدند.

این رابطه تجاری با غرب قبل از سقوط رم به دست ژرمن ها از این جهت با پس از آن متفاوت شد که اصولاً قدرت جدید نه از نظر فرهنگی در سطحی بود که نیاز به اجناس مشرق زمین داشته باشد و نه از نظر اقتصادی توان خرید این اجناس را داشت. در این زمان ثروتمندان و اشراف رم غربی، بردگان و کارگزاران بربرها شده بودند یا به رم شرقی مهاجرت کرده و جای خالی آنان را

غالبان جدید که به این گونه چیزهای لوکس عادت نداشتند پر کردند. بنابراین آنچه از تجارت شرق و غرب باقی ماند بیشتر با رم شرقی بود و این رابطه هم پس از ظهور قدرت اسلام در مدیترانه به دلایلی روبه ضعف گذاشت که مهم ترین دلیل آن همانا ترس مسیحیت از تاثیرات فرهنگی در برقراری ارتباط با مسلمانان بود. شایعاتی رواج می دادند و مانع روابط سالم بین شرق و غرب می شدند.

با وجود این، ارتباطات تجاری بسیار کمی از طریق شمال اروپا و روسیه با غرب اروپا وجود داشت و از قرن دهم روابط نسبتاً بیشتری در جنوب اروپا از طریق شهرهای ایتالیایی مانند بندقیه، آمالفی، پالرمو و مسینا با مسلمانان شمال آفریقا برقرار شد که «پرده های ابریشمی گران قیمت، پارچه هایی برای زینت کلیسا، پارچه های سیاهرنگ، جبه های بسیار زیبا به رنگ نیلی از شهر قیروان در تونس، از شوش واقع در خوزستان و جابس در تونس» به اروپا وارد می شدند ولی این اجناس از جنوب اروپا به شمال اروپا راه نمی یافتند.

مضافا اینکه در سال ۹۹۱م/۳۷۰ه.ش حاکم ونیز (بندقیه) به نام «دوک پتر دوم ارزئولو» با فرستادن سفرایی به کشورهای اسلامی خواستار رابطه بازرگانی با آنان شد. به این ترتیب رابطه تجاری با مصر و سوریه برقرار شد و کشتی های تجاری ونیز (بندقیه) و جنوا بین مصر و سوریه دررفت و آمد شدند. اجناس پارچه ای، شیشه ای، سرامیکی، کله قند، فلفل، دارچین، جوزهندی، کافور، کندر، صمغ های عربی معطر و زاج، چوب صندل به طرف ایتالیا سرازیر شدند. «تجاری که با این اجناس سروکار داشتند، تمدن را نیز از میدان های تجاری مصر به اروپا آوردند.»

این رابطه تجاری جدید بود که بین شرق و غرب پس از پیروزی اسلام در دریای مدیترانه برقرار شد. اجناسی که از شرق به ونیز و جنوا وارد می شدند از این پس کم و بیش می توانستند در سراسر اروپا راه یابند. تسهیلات ونیزی ها به خصوص موجب جریان اجناس وارداتی به شمال اروپا شد و این تحول جدید، قشرهایی را در اروپای شمالی راضی می کرد. به این ترتیب عده ای با اجناس «جدید شرقی» خو گرفتند.

رابطه تجاری مشرق زمین موجب گسترش جهان بینی اسلامی در کشورهای مختلف می شد و البته این جهان بینی هابیلی محیط دوست که با طبیعت و خالق طبیعت باید هماهنگ باشد با جهان بینی قابیلی سلطه جوی برده دار خشنی که حتی با طبیعت سرستیز و تخریب دارد متفاوت است.همین که اروپاییان به رشد نسبی دهه های پس از جنگ صلیبی دست یافتند با همان شدتی که رقابت بین خود را ادامه می دادند روبه طرف منابع ثروت انباشته شرق آوردند

. در این ضمن اروپاییان متوجه شدند که در نظام ارباب- رعیتی شرق به آسانی می شود ثروت ملی را از دست ملل شرق خارج کرد. برای این کار کافی است از ارباب امتیازاتی را با تهدید و تطمیع به شکل قرارداد بگیرند و در این کار ملت حق هیچ گونه مداخله و اظهارنظر و امکان ممانعت نخواهد داشت. چون ارباب شرقی به طور سنتی عملاً صاحب همه چیز است در نتیجه جمع آوری و تصاحب دستاوردهای ملت برای او امری بدیهی است و به خود اجازه می

دهد به هر وسیله متوسل شود و به هر کاری دست بزند حتی اعدام و مصادره دارایی ها.
این بود مختصری از رابطه تجاری ما و اروپا در طول تاریخ. اما مشخصاً تاثیرات جنگ های صلیبی در این میان چه بود؟
۱- رواج محاسبات و تنظیم دفاتر تجاری به وسیله اعداد هندی (معروف به اعداد عربی) شاید مستقیماً در جنگ های صلیبی صورت نگرفته باشد ولی شهر پیزا در جنگ های صلیبی بود که به طور غیرمستقیم آشنایی با روش محاسبات ما برایش ممکن شد. یکی از افرادی که این تحول را موجب شد شخصی به نام لئوناردو از شهر پیزا بود. او شاخص «مدرنیزه کردن» محاسبات را به سبک شرقی در اروپا رواج داد.

۲- ساختن سراهای تجاری در سواحل دریای مدیترانه.
شهر پیزا در حمل ونقل دریایی برای جنگ های صلیبی شرکت می کند و ضمناً به تجارت با شرق می پردازد، «کاروانسراهای خود را که ساختن آن را از مسلمانان اقتباس کرده بود» در سواحل دریای مدیترانه بنا می کند.
۳- برقراری روابط دادوستد به وسیله حوالجات و بروات با طرف های تجاری از شهرهای داخل کشور و حتی کشورهای دیگر و معاملات مدت دار که همه اینها مستلزم اعتبار و اعتماد و دقت و صحت در کار تجارت بوده است و گاه با صرافی و مبادلات سکه های معتبر از کشورهای مختلف می

توانست همراه باشد. همه اینها مبنای امور بانکی بود که قرن ها در کشورهای مشرق زمین رواج داشت. صلیبیون این را آموختند و مانند دیگر ابتکاراتی که در شرق رشد نمی کرد در اروپا تحت شرایط آزادی و استقلال فرد به وسیله فعالیت های خصوصی و امنیت اقتصادی شکل رشدیابنده به خود گرفت و به سطح بانک ارتقا یافت.
۴- حضور صلیبیون در مصر و سوریه و رفت و آمد در بنادر مهم تجاری مشرق زمین که مرکز اقتصاد جهان آن روز بود، چشم و گوش صلیبیون را به امکانات اقتصادی باز کرد. شناخت اقلام و اجناس مورد خرید و فروش، رویت چگونگی مصارف آنها، آگاهی از مبدأ و مقصد آنها، مقایسه قیمت خرید در مراکز شرق و مقایسه آن با قیمت فروش در مغرب زمین، آشنایی و تجربه شخصی با طرف های معامله از لحاظ روحیات و طرز برخوردها که با نرمش و انعطاف هابیلی شرقی همراه بوده است، مسلماً برای چشم انداز پیروزی های تجاری بعضی از صلیبیون نویدبخش معنی می داد ضمناً در این مراکز بود که برای اولین بار با پول کاغذی (اسکناس) آشنا شدند. فریدریش دوم که خود در جنگ های صلیبی بود در اروپا به تهیه پول کاغذی اقدام کرد ولی موفقیتی حاصل نکرد.

«در مدار دولت های اسلامی، تنها فرهنگ فکری و علمی شکوفا نبود بلکه آنجا مرکز تجارت جهانی بود. در این کشورها جنگ های صلیبی در جریان بود و از طرفی محل رفت و آمد عظیم اقتصاد جهانی نیز بود.»

۵- پادشاه فرانسه لودویک مقدس در سال ۱۲۵۳ میلادی برای تدارک حمله گازانبری، سفیری نزد خان مغول فرستاد. این سفیر به نام گیوم دوروبریکی (ویلهلم فون رویزبروک) ضمن انجام وظیفه از وضعیت جغرافیایی دو روددون و ولگا محل دریاچه بالخاش و از آیین دالایی لاما و از دهکده های مسیحیان نسطوری در چین و چیزهای دیگر آگاه شد. این سفری بود که هفت سال قبل از سفر نیکو و مافئوپلو و ۱۸ سال قبل از سفر مارکوپولو به چین صورت گرفت و این در واقع آگاهی های لازم را برای سفرهای تجاری بعدی فراهم ساخت.

۶- هانسه حدود قرن دوازدهم میلادی تشکیل شد و یکی از اهدافش تدارک جنگ های صلیبی و معاملات تجاری بود. از آنجا که دولت های قوی در اروپا وجود نداشت که بتواند راه ها را امن کند و دادگاه های قابل قبول برای تجار ایجاد کند و قوانین یکسانی داشته باشد باز هم طبق سنن اروپایی، افراد ملت خود به ایجاد تاسیساتی به نام هانسه اقدام کردند.

وقتی به تاریخ تحولات اروپا و حرکات اولیه خروج از قرون وسطی نگاه کنیم، می بینیم معمولاً این تحولات اولیه بین سال های ۱۱۵۰ تا ۱۳۵۰ میلادی صورت گرفته است. در این دوران است که با رشد نیازها و انتظارات، بازرگانی هم رشد می کند و در نتیجه تولیدات شکل نوین و تحرک جدیدی می یابند. استخراج زغال سنگ، استخراج معادن مس، نقره و طلا که پس از سقوط رم غربی در اروپا به فراموشی سپرده شده بود دوباره جان تازه گرفت.

شروع ساخت پل های مهم روی رودخانه ها، شروع جاده سازی با سنگ های مکعب شکل که در بستری از ماسه قرار داده می شد، به کار بردن چرخ چاه، اره ای که با نیروی آب رودخانه حرکت می کرد، آسیای آبی و بادی، ایجاد کارگاه های بزرگ بافندگی، کاغذسازی، ضرب سکه های طلا و نقره با عیار ثابت، برقراری یک نوع بیمه خصوصی بین چندین بازرگان برای کمک به یکدیگر در مورد خسارات شدید، بانکداری به شکل ابتدایی، ایجاد اصناف و برآمدن استقلال شهرها در اروپا خصوصیات این دوران است که رهبانی آن را مقدمه رنسانس می داند.
مرتضی رهبانی در نگاه کلی روح خردگرای غرب را نتیجه زنده شدن خط فکری یونانی توسط فلاسفه شرق به چهره فلاسفه مسلمان می داند و از الگوبرداری غرب از مدارس شرقی در تاسیس دانشگاه ها سخن می گوید.
آنچه رهبانی در پایان کتاب ستایش می کند هویت و مسوولیت اجتماعی غربیان در شهرهاست و آنچه نسبت به آن هشدار می دهد روحیه فردگرایی خودخواه رادیکال غربی است که تاریخی تلخ به ویژه برای مشرق زمینان دارد،از دزدهای دریایی تا استعمارگران اروپا

یی که با حذف امیرکبیرهای شرق از مشرق می خواستند تسلیم خواست های اروپاییان شود.
نشر ثالث «فرهنگ غرب و چالش های آن» را به قلم مرتضی رهبانی در ۳۳۲ صفحه و با قیمت ۵۰۰۰ تومان منتشر کرده است؛ کتابی برای بازخوانی تجربه ای تاریخی که در آن غرب از رهگذر جنگ های صلیبی راه و رسم تجارت پرسود شرق را می آموزد.

تاثیر جنگ های صلیبی بر دنیای اسلام :
دین اسلام در سرزمینی نزول کرد که در آن انواع خرافات و بت پرستی ها و بدعت ها رایج بود، سرزمین حجاز با حضور بادیه نشینان اکثریت و شهرنشینان اقلیت میزبان محمد امین (ص)، رسول خدا شد.

سرزمینی که در آن قبایل مختلف برای بقا یکدیگر را مورد حجوم و غارت قرار می دادند. اما این سرزمین با دعوت رسول خدا، رنگ و بویی دیگر به خود گرفت و در طول ۱۲ قرن توانست به بزرگترین امپراتوری منطقه با فرهنگی غنی، اقتصادی قدرتمند و سیاستی مستبدانه، به جز دوران پیامبر اکرم (ص) و خلفای راشدین، تبدیل شود.

هر چند که کمیت و کیفیت حکومت ها در این سرزمین که نام امت را یدک می کشید، دست خوش تغییرات می شد، اما ماهیت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی آن در اکثر دوره ها همانند و بیشتر اوقات در آن پیشرفت های چشمگیری نیز دیده می شد.

دین اسلام از همان دوران خلفای راشدین در دو قرن اول خود توانست فتوحاتی را در بیزانس و بخش آسیایی آن و سایر نقاط کسب کند. از این فتوحات می توان به فتح انطاکیه در ۶۳۶ م./۱۵ هـ.، شام ۶۴۰ م./۲۰ هـ.، در افریقا مصر ۶۴۱ م./ ۲۱ هـ.، مراکش، الجزیره و تونس ۸۰۱ م./ ۱۸۵ هـ. و در اروپا به اسپانیا (۷۱۱م./۹۳۰هـ) و سیسیل (۸۳۱م./۹۰۲هـ) اشاره داشت. هرچند پس از این فتوحات حملاتی به قسطنطنیه، پایتخت بیزانس، در زمان معاویه و هم چنین حملاتی نیز به اروپای مرکزی همچون فرانسه و ایتالیا بعد از فتح اندلس صورت گرفت، اما در کل نتیجه ای در بر نداشتند.

«مارسل بوازر» در کتاب «انسان دوستی در اسلام» درباره ذهنیت مسیحیان و بیزانسی ها از لشکرکشی اعراب می نویسد: «بیزانس از ابتدا، سپاهیان عرب را به منزله نیروی شر در نظر مجسم می کرد و استیلای آنان را غضب خداوند بر مسیحیان گناهکار به شمار می آورد. مسیحیان، در این استیلا، تنبیهی خدایی یا توطئه ای یهودی را تصور کردند.

فتوحات مسلمین در سرزمینهای مسیحی منافع و موقعیت اشراف، سلاطین و پاپ ها را به خطر انداخته بود و همچنین تبلیغات وسیع آنان علیه مسلمین، در تشدید و توسه جو خصمانه توام با بیم و تنفر آنان با مسلمان موثر بود؛ البته با توجه به شدت عقب ماندگی و اختلافات داخلی مسیحیان در اروپا و سلطه فئودالیته و ظلم اشراف، سلاطین و زعمای کلیسا بر مردم و جهل و خرافه گرایی، زمینه ورود فرهنگ و تمدن اسلامی را به اروپا فراهم کرد.

در اواخر قرن ۱۱ میلادی (۵ هجری)، طوایف مسیحی با هدف های گوناگون در حالی به سمت سوریه و فلسطین هجوم آوردند