روانشناسی نوجوانی

 

تاریخچه روانشناسی نوجوانی
در نوشته‌های پاپیروس مصری حدود ۴۰۰۰ سال پیش نسبت به دوره نوجوانی اظهار نگرانی شده است و نیز در قدیمیترین مطالعاتی که در زمینه نوجوانی به عمل آمده است، فلاسفه بزرگ یونان جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده‌اند، از جمله افلاطون و ارسطو. ارسطو تغییرات مربوط به دوره نوجوانی را شرح داده و تاریخ تقریبی آن را در نزد دختران و پسران یونانی در حدود چهارده سالگی تعیین کرده است. در دوارن اخیر ژان ژاک روسو در کتابهای خود از اسرار دوران رشد که آن را تولد ثانوی نامیده است بحث می‌نماید.

مقاله‌ای که برنهایم در سال ۱۸۹۲ به نام مطالعه درباره بلوغ منتشر ساخت، اولین اثری است که پژوهشگران مختلف را به اکتشاف در جان بلوغ وادار کرد. ۱۸۰۰ پزشک به مطالعه بلوغ جنسی و تغییرات همزمان با آن توجه خاصی پیدا کردند. اما برای اولین بار استانلی هال نوجوانی را به حیطه روانشناسی نوین وارد کرد. او توجه خود را بر خصوصیات روانی نوجوانان متمرکز کرد و اهمیت مطالعه این دوارن را یادآور شد. نظریه‌های تحولات فرد را تکراری از تحولات نوع می‌داند و به طبع نوجوانی به علت نزدیک بودن به بالاترین مرحله تحول نوع ، مقام ممتازی می‌یابد.

پژوهشهای استانلی هال که او را پدر روان شناسی نوجوانی می‌دانند با انتشار کتاب “بلوغ” در سال ۱۹۰۵ به اوج اهمیت خود رسید و سبب پیدایش علمی بنام هبلوژی یا علم به احوال جوانی شد. محققین با اتکا به این علم جدید و جوان به اکتشاف در جهان ناشناخته‌ای به نام نوجوانی پرداختند و نتیجه این تلاشها منجر به این مفهوم گردید که قرن بیستم را عصر نوجوان شناسی علمی لقب داده‌اند.

نظریات مختلف در روانشناسی نوجوانی

نظریاتی که در ارتباط با روانشناسی نوجوانی ارائه شده‌اند و یا به نحوی در مسیر مباحث خود به بررسی نوجوانی پرداخته‌اند را می‌توان در چند دسته طبقه بندی کرد:

* نظریات زیست شناختی نوجوانی شامل نظریه بازپیدایی هال
* ریخت شناسی تکوینی گزل
* ریختهای بدنی کرچمر
* هیات بدنی زیلر
* نظریات روان شناختی شامل نظریه ساختار مرحله‌ای کراچ
* سلسله مراتب ارزشی اسپرانگر
* نظریه میدانی لوین
* نظریات روانی اجتماعی و جامعه شناختی شامل نظریه اجتماعی کردن دیویس
* وظیفه رشدی هویگهرست
* نظریه جامعه شناختی کینگزلی دیویس
* نظریه روان علیل گری شامل نظریات اریک اریکسون
* نظریات انسان شناختی

علیرغم نظریات پراکنده و بعضا متعارفی که در زمینه نوجوانی مطرح گردیده است، وجود مفاهیم متشابهی نیز میان برخی از آنها به چشم می‌خورد که پیوند زدن تعدادی از نظریه‌ها را با یکدیگر ممکن می‌سازد.

مباحث مورد بحث در روانشناسی نوجوانی

آنچه عمدتا در روانشناسی نوجوانی مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد، تغییرات مربوط به این دوران ، مسائل و مشکلات مربوط به این تغییرات و شیوه‌های تربیتی مربوط به این دوره است. در بخش مربوط به تغییرات ، تغییر و تحولات در زمینه‌های جسمی و جنسی ، روانی – عاطفی ، اخلاقی و اجتماعی بررسی می‌شوند. مسائل و مشکلاتی که در هر یک از زمینه‌ها ممکن است رخ بدهد و شیوه حل این مشکلات در سطح فردی و اجتماعی مورد بحث قرار می‌گیرند. بطور کلی اهداف عمومی روانشناسی نوجوانی را را می‌توان به صورت زیر بر شمرد:

* شناخت علمی نوجوانان در ابعاد گوناگون (فیزیکی ، جسمی ، اجتماعی ، عاطفی و اخلاقی)
* شناخت نیازهای اساسی نوجوانان و تلاش در جهت تامین آنها
* درک صحیح مساله بلوغ به عنوان نقطه عطف زندگی نوجوان
* شناخت مشکلات اصلی نوجوانان

* راهنمایی و هدایت و یاری رسانیدن به نوجوانان برای حل مشکلات خویش
* اتخاذ شیوه های اصولی در برخورد صحیح با نوجوانان
* ایجاد هماهنگی و تدابیر خاص به منظور یک دست نمودن سیاست های تربیتی نوجوانان
* ارائه بینش صحیح به نوجوانان در جهت شناخت بلوغ و ایجاد واقع بینی در آنان
* چگونگی اتخاذ تدابیر مشاوره‌ای در رابطه با نوجوانان دشوار

روش پژوهش در روانشناسی نوجوانی
روش پژوهش این حوزه نیز همچون سایر حوزه‌های روانشناسی ، با روشهای علمی پژوهشی صورت می‌گیرد. به لحاظ اینکه نوجوانی از مباحث مربوط به روانشناسی رشد است، مطالعات طولی معمولا مورد استفاده قرار می‌گیرد و بسته به نوع موضوع مورد مطالعه از مطالب مربوط به نوجوانی شیوه‌های فردی یا گروهی پژوهش کاربرد دارند. در هر حال رعایت کلیه جوانب شیوه‌های علمی پژوهشی در این حوزه نیز تحقق می‌یابد.

کاربرد یافته‌های روانشناسی نوجوانی
یافته‌های حاصل از پژوهشهای روانشناسی نوجوانی در تمام بخشهایی که به نحوی با گروه نوجوانان در ارتباط هستند کاربرد دارد. عمده‌ترین این بخشها ، آموزش و پرورش است که با گروه گسترده‌ای از نوجوانان در مقطع راهنمایی و متوسطه در ارتباط است می‌باشد. یافته‌های حاصل از روانشناسی نوجوانی به صورت کاربرد در طرح برنامه‌ریزیهای آموزشی و تربیتی کاربرد دارد.

که در این راستا آموزش و اطلاع رسانی به کلیه دست اندکاران آموزشی و پرورشی ، معلم ، مدیر ، سایر مسئولین ضرورت می‌یابد. در جنبه‌های مختلف و آگاهی از شیوه‌های تربیتی مناسب برای این دوران خانواده‌ها را در اتخاذ روشهای مناسب در برخورد با نوجوانان یاری خواهد داد.

مراکز مشاوره‌ای ، ورزشی ، فرهنگی و تفریحی و همچنین کانونهای اصلاح و تربیت از جمله مراکزی هستند که یافته‌های روانشناسی نوجوانی کاربرد فزاینده در آنها می‌تواند داشته باشد. شناخت رفتار هنجار متضمن آشنایی با ویژگیهای طبیعی دوران نوجوانی است. بنابراین آنچه که تحت عنوان منفی گرایی نوجوان و یا استقلال طلبی او برای خانواده و مربیان نگران کننده باشد، به مدد یافته‌های روانشناسی نوجوانی قابل تحملتر شده و اتخاذ تدابیر تربیتی مناسب و شیوه‌های برخورد مطلوب با این ویژگیها الزامی می‌نماید.

ویژگی های دوران نوجوانی

نوجوانی اغلب به دوره ای بین كودكی و بزرگسالی اطلاق می شود . این واژه ، برچسب مناسبی جهت دوره ای از زندگی فرد ( تقریباً سنین ۱۲ – ۲۰ سالگی ) است و چنین استعمالی ، هیچ گونه قید و تعریفی درباره ی خصوصیات رشد نوجوان ها یا علل اختصاصی نوجوانی ندارد.

هر دوره ای از زندگی را می توان بر مبنای پاره ای از مسائل رشدی ، نظیر : مسائل بیولوژیكی ، روانی و اجتماعی دسته بندی كرد. از جمله آنها كه به طور مشخص ، ولی نه الزاماً در طی دهه دوم زندگی ، اتفاق می افتد ارتباط با جنس مخالف ، آگاهی های شغلی ، رشد ارزشها و خود محوری های مسئولانه و باز شدن گره های عاطفی با والدین است.

دوره نوجوانی را باید یك مرحله بسیار مهم از زندگی تلقی كرد. دوره ای كه با ویژگی هایش از سایر دوران زندگی متمایز می شود. این ویژگی ها عبارت اند از :

۱ – نوجوانی ، یك دوره مهم به شمار می رود.
گرچه همه ی دوران عمر مهم است ولی این دوره مهمتر از سایرین می باشد . زیرا تأثیرات ناگهانی بر رفتار و دیدگاه فرد دارد. با در نظر گرفتن این كه سایر دوره های زندگی ، به دلیل تأثیرات درازمدت آن ، پرمعنی و قابل توجه هستند ، لیكن دوره ی نوجوانی ، یكی از دوره هایی است كه از هر دو جنبه ی تأثیرات ناگهانی و درازمدت برخوردار و قابل توجه است. برخی از ادوار زندگی به دلیل تأثیرات فیزیكی و بدنی ، با اهمیت و برخی دیگر از لحاظ تأثیرات روانی قابل اعتنا هستند، لیكن نوجوانی از هر دو جهت مهم است.

۲ – نوجوانی ، یك دوره ی انتقال ( برزخی ) است.
انتقال به معنی یك وقفه یا تغییر از آنچه كه قبلاً انجام شده نیست، بلكه بیشتر عبور از مرحله ای از رشد به مرحله ی دیگر می باشد. این به آن معنا است كه آنچه قبلاٌ واقع شده ، نشانه ی خود را روی آنچه كه در زمان حال و آینده اتفاق می افتد ، باقی می گذارد . كودكان در زمانی كه از خردسالی به بزرگسالی می رسند، باید جنبه های كودكانه را كنار بگذارند. همچنین باید الگوهای جدید رفتاری و نگرشی را بیاموزند تا جانشین آن چیزهایی شود كه ترك كرده اند.

به هرحال ، این مهم است كه درك كنیم آنچه قبلاً واقع شده ، نشانه های خود را باقی گذاشته است و بر الگوهایِ نوینی از رفتارها و نگرش های فرد اثر می گذارد.

در طی هر مرحله ی انتقالی ، وضع و جایگاه فرد مبهم است. نوجوان در این زمان نه كودك و نه بزرگسال است. اگر مانند كودكان رفتار كند ، به او گفته می شود كه به مانند سن خودش عمل كند و اگر سعی كند نظیر بزرگسالان عمل كند ، اغلب متهم می شود كه برای شلوارهای كوتاه خود ، خیلی بزرگ شده و برای این تلاشی كه انجام می دهد تا مثل بزرگترها عمل كند ، مورد سرزنش واقع می شود. از طرف دیگر ، موقعیت مبهم نوجوانان امروز ، این منفعت را برای آنها در بر دارد كه فرصتی را به منظور آزمودن شیوه های مختلف زندگی به آنها می دهد تا آنها تصمیم بگیرند كه چه الگوهای رفتاری ، ارزشی و نگرشی ، بهتر می توانند نیازهای آنان را تأمین نمایند.

۳ – نوجوانی ، یك دوره ی تغییر است.
میزان تغییر در نگرش ها و رفتار در طی دوره ی نوجوانی با میزان تغییر در وضعیت بدنی برابر است و در طی سال های اولیه نوجوانی ، زمانی كه تغییرات بدنی با سرعت انجام می شود ، تغییرات در نگرش ها و رفتار نیز با شتاب به وجود می آید و همچنان كه تغییرات بدنی آرام به پیش می رود. به همان نسبت نگرش ها و رفتار نیز تغییر می یابند.

تقریباً پنج نوع تغییر وجود دارد كه در طی دوره ی نوجوانی واقع می شود:
نخست
آن كه ، حیات عاطفی ( انفعالی ) توسعه می یابد. شدت آن به سرعت و میزان تغییرات بدنی و روانی بستگی دارد كه در این زمان واقع می گردد. زیرا این تغییرات ، معمولاً در اوایل نوجوانی سریع تر اتفاق می افتد. توسعه ی حیات عاطفی معمولاً در آغاز نوجوانی بیشتر از انتهای نوجوانی مطرح می شود.دوماین كه ، سرعت تغییراتی كه با رشد جنسی همراه است، نوجوانان را از خودشان و از استعدادها و علائقشان نامطمئن می سازد. آنها به شدت احساس بی ثباتی می كنند، احساسی كه اغلب با تدابیر مبهمی كه آنها از سوی معلمان و والدین دریافت می كنند، تشدید می شود.

سوم ، تغییراتی است كه در بدن ، علائق و نقش هایی كه در گروههای اجتماعی از آنان انتظار می رود ایفا نمایند، به وجود می آید و مسائل جدیدی را می آفریند. برای نوجوانان كم سن وسال ، این تغییرات بسیار زیاد است و كمتر از آنچه كه قبلاً تصور می كردند قابل حل به نظر می رسد. قبل از این كه آنها مسائلشان را حل كرده و به رضایت برسند ، با خودشان و مسائلشان درگیر خواهند بود.

چهارم ، همچنان كه الگوهای علائق و رفتار تغییر می یابد، ارزش ها نیز متغیر خواهند بود . آنچه كه در زمان كودكی برایشان مهم بود، اكنون كه در آستانه ی بزرگسالی قرار دارند ، كمتر اهمیت پیدا می كند؛ به عنوان مثال ، برای بیشتر نوجوانان ، مسئله ی دوستانی كه از همسالان هم تیپ و جذاب باشند ، مهمتر از تعداد زیادی دوست است كه سنخیت روحی با او نداشته باشند. آنها اكنون به مسئله كیفیت ، بیشتر از كمیت، اهمیت می دهند.

پنجم این كه ، بیشتر نوجوانان در مورد تغییرات ، حالتی متغیـّر دارند. زمانی درخواست و تقاضای استقلال دارند، ولی اغلب از مسئولیت هایی كه همراه با استقلال و ارزیابی آنهاست ، هراس دارند.

۴ – نوجوانی ، سنی مسئله آفرین است
گرچه هر سنی مسائل خاص خودش را دارد ، با این حال ، مسائل نوجوانان اغلب برای پسران و دختران به گونه ای است كه آنها به سختی از عهده ی حلشان برمی آیند. دو دلیل برای این مسئله وجود دارد:
اول اینكه ، در سرتاسر دوره ی كودكی ، مسائل آنها بالاخره توسط والدین و معلمان حل می شود، در حالی كه بسیاری از نوجوانان به دلیل بی تجربگی ، به تنهایی از عهده ی حل مسائلشان برنمی آیند.
دوم اینكه نوجوانان دوست دارند احساس كنند كه افرادی مستقل و آزاد هستند . آنها درخواست ارائه راهی را دارند كه خودشان بتوانند از عهده ی حل مسائل برآیند و كوشش هایی را كه از جانب والدین و معلمان برای كمك به آنها ارائه می شود ، نمی پذیرند.
۵ – نوجوانی ، زمان جستجوی هویت است

در سراسر سن گروه گراییِ اواخر كودكی ، انطباق با معیارهای گروه به مراتب بسیار مهمتر از فرد گرایی است. همچنان كه قبلاٌ اشاره شد ، كودكان در لباس ، گفتار و رفتار علاقه مندند كه تقریباً و در حد امكان شبیه افراد گروه باشند. هرگونه انحراف از معیار گروه به تهدید علیه تعلق به گروه شباهت دارد. در سال های اولیه نوجوانی ، تطابق با گروه هنوز برای دختران و پسران حائز اهمیت است. به تدریج آنها درصدد جستجوی هویت برمی آیند و تمایل چندانی به این كه شبیه همسالان خود در گروه باشند، ندارند.
۶ – نوجوانی ، سن هراس است
بسیاری از عقاید عمومی درباره نوجوانان، به شرح وضعیت آنها و ارزیابی هایی در این زمینه پرداخته است و متأسفانه تعدادی از آنها ، نظری منفی نسبت به نوجوانان می باشد. پذیرش قالب های فرهنگی در مورد نوجوانان ( ۱۳ تا ۱۹ ساله ها ) بسیاری از بزرگسالانی را كه باید راهنمایی و حمایت از نوجوانان را عهده دار شوند به این مرحله هدایت كرده است كه از چنین مسئولیتی در قبال نوجوانان بهراسند و در نگرش های خود نسبت به آنان و تدابیری كه در رابطه با رفتار نوجوانان باید اتخاذ شود ، احساس همدلی نداشته باشند.
۷ – نوجوانی ، زمانِ آرمان گرایی است

نوجوانان تمایل دارند كه به زندگی از ورای عینك سایه و روشن نگاه كنند. آنها به خود و سایرین آن چنان می نگرند كه دوست دارند بهتر از آنچه كه هستند ، خود را باور كنند. این مطلب به ویژه در مورد آرزوهای نوجوان صادق است . این آرزوها در اوایل نوجوانی با توسعه ی عواطف همراه هستند. بیشتر حالات غیر واقعی آنان شامل رنجش زیاد ، آزار و ناكامی است و نوجوانان زمانی كه احساس كنند دیگران آنها را دست كم می گیرند و یا به اهدافشان دست نمی یابند ، این حالات را از خود نشان می دهند.

با توسعه ی تجارب اجتماعی و شخصی و با افزایش قدرت تفكر عقلانی ، نوجوانان رشد یافته تر ، به خود ، خانواده ، دوستان و زندگی به طور كلی واقع بینانه تر می نگرند. در نتیجه آنها كمتر از ناامیدی و توهم معقول رنج می برند و نسبت به سالهایی كه جوانتر بودند واقع گراتر می شوند. این یكی از موقعیت هایی است كه آنها را در شادی های بیشتری كه خاص نوجوانان رشد یافته تر است ، مشاركت می دهد.
۸ – نوجوانی ، آستانه بزرگسالی است
همچنان كه نوجوانان به بلوغ قانونی می رسند و می خواهند این باور را پیدا كنند كه نزدیك بزرگسالان هستند . مثل آنها لباس می پوشند و مانند آنها عمل می كنند ولی با این حال تصور می كنند كه اینها كافی نیست. بنابراین ، روی رفتارهایشان متمركز می شوند تا بتوانند با بزرگسالان معاشرت نمایند. نوجوانان معتقدند كه این رفتارها تصویری دلخواه از آنان را به وجود می آورد.
ویژگی های عاطفی دوره نوجوانی چیست؟
-عدم تعادل و بی ثباتی عاطفی یکی از بارزترین ویژگی های این دوره است. بیشتر وقت ها نوجوانان به هنگام بروز خشم نمی توانند رفتار و گفتارشان را کنترل کنند. خیلی زود متأثر می شوند. به خصوص زمانی که احساس می کنند کسی به حرفشان گوش نمی دهد. به همین خاطر دست به اعمال ناخوشایندی می زنند و سپس پشیمان شده خود را سرزنش می کنند.
نوجوان می خواهد به دیگران بقبولاند که فرد مهمی ست. اثبات این امر که او چندان هم مهم نیست او را می رنجاند.

حساسیت ها و هیجانات ناشی از زودرنجی که از خصوصیات دایمی این دوران است, اغلب به علت تغییر و تحولات غدد داخلی و میزان ترشح هورمون ها و نوع تربیت و آموزش دوران گذشته است که در مجموع وضع زندگی عاطفی نوجوان را تغییر می دهد. چنان که گاهی با کوچک ترین برخوردی عصبانی می شود و به هنگام عصبانیت و خشم ممکن است به گریه متوسل شود و یا غمگین و افسرده به تنهایی پناه ببرد.

 

-تمایل به مورد توجه همسالان واقع شدن و به خصوص کسب تأیید آنها و افزودن به دوستان همجنس باعث می شود که اهمیت بزرگسالان در نزد آنها کمتر از همکلاسی ها و همسالان شود. بنابراین کسب استقلال عاطفی از والدین نیز در این دوره برای نوجوان اهمیت خاصی پیدا می کند.

-نوجوان تحمل شنیدن انتقاد و سرزنش را ندارد. ولی برعکس خودش از دیگران انتقاد می کند که گاهی اوقات منجر به بروز اختلاف نظر با والدین و عدم ارتباطات صمیمانه با آنها می شود.
-احساسات فداکارانه و مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم در این دوره ظاهر می شود.
-نوجوان می خواهد به دیگران بقبولاند که فرد مهمی ست. اثبات این امر که او چندان هم مهم نیست او را می رنجاند.
-در برابر ناکامی ها, حالت یأس و ناامیدی به نوجوان دست می دهد. او بسیار غمگین و افسرده می شود و به گریه های شدید متوسل می شود.
-نوجوان به وضع ظاهری و لباس و آرایش خود توجه دارد و گاهی مدت ها وقت را جلوی آینه می گذراند.
-نوجوان حالت رؤیایی و عاشق پیشگی دارد.
-نوجوان نگران آینده است. این نگرانی ها شامل نگرانی از آینده تحصیلی, شغلی, اقتصادی, اخلاقی, جنسی می شود. این نگرانی ها خود موجب پیدایش اضطراب و پریشانی خاطر در نوجوان می شود.
سالهاست که خوب یا بد بودن تماشای تلویزیون باعث مناقشات زیادی شده است. براساس مطالعات انجام شده کودکان به طور متوسط ۲۰ ساعت در هفته تلویزیون تماشا می کنند. دانش آموزان دبیرستانی معمولاً بیش از زمانی که در مدرسه به سر می برند, مقابل تلویزیون می نشینند. نیمی از ۱۵ هزار کودکی که از آنها پرسش شده بود گفتند که تلویزیون را بیشتر از پدرشان دوست دارند! روشن است که تلویزیون بخش زیادی از زندگی ما را تشکیل می دهد. بنابراین اگر تلویزیون هیچ تأثیر دیگری بر زندگی ما نداشته باشد, همین تأثیرش بس است که در هنگام اوقات فراغت از فعالیت هایی چون مطالعه, گفت و گو, دوستیابی, اندیشیدن به زندگی شخصی می گذریم و تلویزیون نگاه می کنیم.

همان طور که روبروی تلویزیون نشسته ایم می توانیم غذا بخوریم یا چیزی بنوشیم. کسانی که روزانه بیش از چهار ساعت تلویزیون نگاه می کنند, کمتر به ورزش می پردازند و بیشتر از افرادی که کمتر از دو ساعت در روز تلویزیون نگاه می کنند, به خوردن و نوشیدن مشغول اند. به طور کلی تماشاچیان حرفه ای پرخورترند.

در تلویزیون چه چیزی تماشا می کنیم؟
دنیایی که در آن زندگی می کنیم با آن چه که در تلویزیون نشان داده می شود کاملاً متفاوت است. محققانی به نام “مک آرتور” و “رسکو” حدود ۲۰۰ آگهی تجاری را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند و دریافتند که در تلویزیون مردها بیش از زن ها نمایش داده می شوند و بیشتر احتمال دارد که در نقش فردی قدرتمند و متخصص جلوه کنند. مردان سه برابر زنان نشان داده می شوند و به

ندرت می بینیم که زنان بیرون از خانه کار کنند. افراد غیر سفیدپوست, بچه های کم سن و سال, پیران و کارگران به ندرت نشان داده می شوند. رنگین پوست ها معمولاً در قالب مشاغل پست نشان داده می شوند. در بیش از نیمی از برنامه های پربیننده شخصیت اصلی فیلم هر هفته مرتکب یک جرم می شود! (در زندگی واقعی فقط یک درصد مردم در طول هفته جرمی را مرتکب می شوند).

جهانی که تلویزیون نشان می دهد نسبت به جهان واقعی تنوع کمتری داشته و خشونت آمیزتر است. اخبار نیز نمایش گر یک دیدگاه جهت دار است. پوشش خبری تلویزیون برای یک رویداد خشن بیشتر از پوشش خبری یک کوشش موفق برای میانجی گری صلح آمیز است.

تلویزیون چه اثری بر نگرش ها به جا می گذارد؟
تلویزیون بر دیدگاه انسان ها درباره جهان تأثیر می گذارد. بینندگان حرفه ای تلویزیون بیش از بینندگاه عادی تصور قالبی نژادی دارند و از جرم و جنایت بیشتر می ترسند. آنها معتقدند که افراد پیر از سلامت اندکی برخوردارند و در جمعیت تعداد افراد متخصص و ورزشکاران را بیش از اندازه برآورد می کنند. بینندگان حرفه ای بیشتر معتقدند که یک متهم بالقوه حتماً گناهکار است. در چندین بررسی مشخص شده که تماشای خشونت در تلویزیون باعث می شودافراد خشونت های زندگی واقعی را بیشتر تحمل کنند.
اثر تلویزیون بر تحصیل دانش آموزان چگونه است؟
شواهد مربوط به پیشرفت تحصیلی حاکی ست که دانش آموزانی که در حد متوسط تلویزیون نگاه می کنند در مقایسه با کسانی که به هیچ وجه تلویزیون نگاه نمی کنند نمرات بهتری می گیرند. حال آن که کسانی که روزانه بیش از چهار ساعت تلویزیون تماشا می کنند بین دو دسته دیگر کمترین نمره را می گیرند.
جوانی مرحله انتقالی بین کودکی و بزرگسالی است، نوجوانان از بعضی جهات شبیه کودکان هستند، با این حال تغییرات بسیاری که در این مرحله روی می دهد، آنها را متقاعد میسازد که تفاوتهای زیادی با کودکان دارند، به همین دلیل، ما بعضی رفتارهای بزرگسالان را در نوجوانان می بینیم، اما در غالب اوقات آنها مانند بزرگسالان رفتار نمی کنند. به تدریج که نوجوانان بالغ می شوند، همانندی کمتری با کودک و شباهت بیشتری با بزرگسال از آنها مشاهده می شود

.
پیامبر اسلام «صلی الله علیه و آله» فرمودند:
«اوصیکم بالشبان خیرا فانهم ارق افئده » به شما سفارش می کنم که نسبت به جوانان نیکی کنید زیرا آنان نازک دل هستند.
نوجوانی همچو آذرخشی در بهار عمر است که به ناگاه فرا می رسد و آسمان زندگی را نور باران می کند.
و یا همچون دشتهای پوشیده از شقایق است که باید از آن گذر کرد تا به قله های رفیع و مغرور جوانی رسید؛ قله هایی که ریشه در خاک و سر در افلاک دارند.
● نوجوانان چه کسانی هستند؟

نوجوانی مرحله انتقالی بین کودکی و بزرگسالی است، نوجوانان از بعضی جهات شبیه کودکان هستند، با این حال تغییرات بسیاری که در این مرحله روی می دهد، آنها را متقاعد میسازد که تفاوتهای زیادی با کودکان دارند، به همین دلیل، ما بعضی رفتارهای بزرگسالان را در نوجوانان می بینیم، اما در غالب اوقات آنها مانند بزرگسالان رفتار نمی کنند. به تدریج که نوجوانان بالغ می شوند، همانندی کمتری با کودک و شباهت بیشتری با بزرگسال از آنها مشاهده می شود.
روان شناسی نوجوانی عبارت است از مطالعه رشد و تحول جسمانی، شناختی، شخصیتی و اجتماعی در آدمی، از آغاز بلوغ تا هنگام پذیرش مسئولیتهای بزرگسالان در جامعه. این تغییرات اغلب بین سنین ۱۳ تا ۲۲سالگی روی می دهند.

● بلوغ نوجوان:
بلوغ به موقعیت و یا مرحله ای اطلاق می شود که فرد از نظر جنسی قادر به عمل تولید مثل می گردد و علائم آن رشد اعضای تناسلی، تحول خصوصیات ثانویه جنسی است. به عبارتی بلوغ بخشی از دوره نوجوانی و قسمتی از دوره کودکی است. به همین دلیل رفتار نوجوان نوعی عدم تعادل دارد، او از یک سو هنوز پیوند خود را از قلمرو کودکی قطع نکرده و از دیگرسو به عنوان یک جوان در جامعه، پذیرفته نمی شود، لذا نوعی نوسان شخصیتی در برخوردهای وی مشاهده می شود.

▪ ویژگیهای بلوغ
بلوغ، یک دوره بی نظیر و مشخص است و به وسیله تغییرات رشدی مطمئنی توصیف می شود که در هیچ دوره دیگری از زندگی اتفاق نمی افتد، مهمترین آنها به عبارت زیر است:
۱) بلوغ، یک دوره شمول است.
و آن همان دوران بین کودکی و نوجوانی است که به کودکان بالغ موسومند.
۲) بلوغ، یک دوره کوتاه است.