روانشناسی کودک

 

 

کودکان سرمایه های ارزشمند و سازنده آینده جامعه هستند. آموزش وپرورش در دوره کودکی که زمان شکل گیری شخصیت و ایجاد عادات مختلف وپیشگیری از بروز مشکلات است. آینده فرد و جامعه را بنا می نهد و مسیر حرکت مملکت را مشخص می سازد. توجه به مسائل و مشکلات کودکان باعث پیشرفت و ترقی جامعه می شود و غفلت در رفع مشکلات آنان ، خسارات جبران ناپذیری به بار می آورد ؛ از این رو ، سرمایه گذاری و برنامه ریزی در آموزش وپرورش ابتدایی ، از حساس ترین و مهمترین وظایف دست اندر کاران و مسوولان جامعه است و باید از اولویت ویژه ای برخوردار باشد.

 

تعاریف

راهنمایی کودک

راهنمایی ، که معنی لغوی آن هدایت وارشاد و اداره کردن است ، مفهوم و کاربرد گسترده ای دارد وپند و اندرز و مطالعه کتاب یا جدول یا مقاله و گوش دادن به یک سخنرانی و خطابه را شامل می شود. راهنمایی ، بصیرت و آگاهی کودک را در زمینه های گوناگون افزایش می دهد و موجبات رشد و نیل او را به درجات بالاتری از کمال فراهم   می آورد. راهنمایی کودک ، یک سلسله فعالیتهای یاری دهندهء منظم و سازمان یافته است که به رشد متعادل وهمه جانبه وحداکثر استفاده از امکانات و تواناییهای بالقوه کودک می انجامد.

کودک از طریق راهنمایی:

  • تواناییهایش را می شناسد.
  • به محدودیتهایش پی می برد.
  • با امکانات محیطی آشنا می شود و نحوه استفاده موثر از آنها را می آموزد
  • چگونگی برقراری ارتباط درست و همزیستی مسالمت آمیز با دیگران را یاد می گیرد.

راهنمایی ، کودک را یاری می دهد تا دریابد که کیست؟ چگونه رفتار کند؟

انتظارات دیگران از او چیست؟ و در نهایت با شناخت خود و محیط بتواند برای تامین نیازهای فردی و اجتماعی خود تصمیمات مناسبی بگبرد.

    همه کودکان را نمی توان با یک روش راهنمایی کرد.حتی برای حل مشکلات به ظاهر مشابه ، ممکن است روشهای متفاوتی به کار رود ؛ از این رو ، در راهنمایی کودکان نباید از یک روش قالبی استفاده شود ، بلکه راهنما با توجه به خصوصیات کودک و علل مشکل ، باید روشهای مناسبی انتخاب کند و به مرحله اجرا در آورد.همچنین راهنمایی کودکان به صورت فردی و گروهی انجام می شود. از طریق راهنمایی گروهی ، به تعدادی کودک که در یک مکان گرد آمده اند ، در زمینه های متعدد اطلاعات می دهند.راهنمایی گروهی که نقش آن پیشگیری از بروز مشکلات است ، موجب صرفه جویی در وقت وهزینه می شود. مشاور و معلم می توانند با استفاده با استفاده از ابزار و وسایلی نظیر فیلم و اسلاید و بروشورهای مختلف ، کودکان را از طریق گروهی راهنمایی کنند.

مشاوره کودک

معنی لغوی مشاوره ، همکاری کردن و رای و نظر تخصصی دیگران را برای انجام دادن کاری خواستن است. مشاوره کودک ، به منزله یک هنر ، تعامل فعال بین مشاور و کودک است که بدان وسیله کودک پس از طرح مشکل ، با کمک مشاور ، تواناییها ، امکانات و نیز محدودیتهایش را می شناسد و در نهایت به حل مشکلش اقدام می کند. در مشاوره کودک ضرورت دارد. با برقراری این ارتباط عاطفی و پذیرا ، کودک مشکلش را به نحو مقتضی مطرح می سازد و از مشاور تقاضای کمک می کند.

انواع مشاوره. مشاوره از دیدگاههای مختلف به انواع متعددی تقسیم می شود. این تقسیم بندی صوری است و به منظور سهولت عمل مشاور انجام می شود و مشاور هنگام مشاوره از همه انواع ، همزمان استفاده می کند. مشاوره از نظر موضوع به مشاوره تحصیلی ، شغلی ، خانوادگی و بهداشتی و از نظر اجرا به فردی و گروهی تقسیم می شودو در مشاوره فردی ، مشاور در هر جلسه فقط با یک کودک به مشاوره می پردازد ؛ در حالی که در مشاوره گروهی تعداد کودکان در هر جلسهء مشاوره بیش از یک نفر است.

مشاوره گروهی با کودکان. چون مشاوره گروهی با کودکان در سطح وسیعی انجام میشود ، مشاور باید با نحوه تشکیل و اداره جلسه مشاوره گروهی آشنا باشد. مشاورهء گروهی ، یک سلسله فعالیتهای سازمان یافته است که با تعدادی کودک در زمان معینی انجام می شود. .هدف این فعالیتها در مرحله اول معمولاً حل مشکل و در مرحلهء بعد پیشگیری از بروز مشکلات است.

مشاوره گروهی باعث می شود :

  • کودک با دیگران دوست شود.
  • بداند که دیگران نیز همچون او مشکل دارند.
  • حمایت و پذیرش دیگران را به دست آورد.
  • از دیگران بیاموزد
  • احساساتش را بیان کند و به آرامش درون برسد.
  • در مقایسه با دیگران خودش را بهتر بشناسد.
  • انتقاد دیگران را با متانت و بردباری بپذیرد.
  • برقراری روابط اجتماعی را بیاموزد

مشاوره گروهی همچنین از نظر زمان وهزینه در مقایسه با مشاوره فردی ، مقرون به صرفه است وتصمیمات اتخاذ شده در گروه از ضمانت اجرایی بیشتری برخوردار است.

برای تشکیل مشاوره گروهی با کودکان ، مشاور باید مواردی را رعایت کند:

  • عضویت کودک در گروه کاملاً آزاد وداوطلبانه انجام می شود
  • تعداد کودکان در گروه پنج یا شش نفر بیشتر نباشد.
  • گروه در اتاقی تشکیل شود که آزادی حرکت وجابه جایی صندلیها برای کودکان به آسانی ممکن باشد
  • کودکان مجاز باشند در صورت تمایل ، حضور در گروههای مختلف را تجربه کنند.
  • با کودکان گروه در صورت نیاز ، مشاور فردی نیز انجام پذیرد.
  • گفتگوها ومباحث جلسات گروهی محرمانه تلقی شود.

مشاور برای تشکیل گروه باید هدف یا اهداف معینی داشته باشد.مشاور در جلسه اول ، خود را به کودکان معرفی می کند ودرباره گروه با آنان به گفتگو می پردازد و از کودکان می خواهد تا خود را معرفی کنند وعلایق و هدفهای خود را مطرح سازند ، سپس با توافق اعضای گروه ، حد و مرزی برای رفتارهای خاص در گروه معین می شود  برای مثال ، در گروه بازی درمانی ، توافق می شود که کودکان ابزار و وسایل بازی را نشکنند ، به سوی یکدیگر پرتاب نکنند و آنها را از اتاق بیرون نبرند.

برای آنکه مشاوره گروهی به نتایج موثری بیانجامد مشاور باید:

  • علاوه بر ایفای نقش رهبری ، خود نیز به عنوان یک عضو در بحثها وفعالیتهای گروه شرکت کند؛
  • به همه کودکان توجه داشته باشد ومسائل آنان را بخوبی درک کند.
  • همه کودکان را در فعالیت گروهی شرکت دهد و طوری عمل کند که هیچ کودکی خود را منزوی نسازد.
  • در مواقع ضروری روشهای مناسب برای حل مشکلات پیشنهاد کند

 

 

مقایسه راهنمایی کودک با مشاوره کودک

مقایسه راهنمایی کودک با مشاوره کودک تفاوت دارد. راهنمایی کودک دارای مفهوم کلی و کاربرد وسیعی است وتمام برنامه ها وتلاشهایی را شامل می شود که برای کمک به بهبود رفتار و رشد کودک تهیه شده ، به مرحله اجرا در می آید. راهنمایی کودکدر وهله اول از بروز مشکلات پیشگیری می کند ؛ در حالی که در مشاوره کودک که یکی از فنون و خدمات راهنمایی است.اولویت بر درمان مشکلات است. همان گونه که می دانیم پیشگیری نه تنها بر درمان تقدم دارد ، بلکه پر اهمیت تر ، ساده تر ، ارزانتر وعملی تر نیز خواهد بود.

 

روان درمانی کودک

مقایسه روان درمانی کودک با مشاوره کودک ، بی فایده نخواهد بود. روان درمانی ، تلاش تخصصی پویانی است که بدان وسیله درمانگر به درمان کژ رفتاریها واختلالات روانی ، تغییر یا توقف علائم بیماری ودر نهایت دگرگون سازی شخصیت کودک در جهت معیارهای مطلوب فردی واجتماعی اقدام می کند.از طریق روان درمانی ، درمانگر متخصص با بهره گیری از روشهای روانشناختی به حل مشکلات کنشی درمانجو می پردازد واو را در نیل به رشد فکری وسلامت روانی یاری می دهد.

درباره تمایز مشاوره با روان درمانی سخن بسیار گفته شده است.همه نظریه پردازان مشاوره و روان درمانی بر این مورد اتفاق نظر دارند که مشاوره و روان درمانی ، یک رابطه تخصصی یاری دهنده بین درمان جو ودرمانگر است که به حل مشکل کنشی درمانجو می انجامد. عده ای از متخصصان ، بین روان درمانی ومشاوره تفاوت قائلند و روان درمانی را برای حل مشکلات حاد و ایجاد تغییرات بنیادی در شخصیت موثر می دانند و مشاوره را برای رفع مشکلات سطحی توصیه می کنند.عده دیگری از متخصصان تفاوت چشمگیری بین مشاوره و روان درمانی کودک بیش از آنکه کیفی باشد ، کمی است ؛ یعنی در مشاوره مسائل عاطفی حاد کمتر مطرح می شود ، نگرش مثبت بیشتری نسبت به مراجع ونگرانی او وجود دارد و مدت درمان کوتاه تر است.

اهداف راهنمایی ومشاوره کودک

هدف به معنی نشانه تیر ، آنچه آدمی برای رسیدن به آن می کوشد ونقطه مورد نظر است. هدف ، محرک اصلی رفتار است و فرد را به کوشش و فعالیت وا می دارد.بدون درک روشن از هدف نهایی فرد ، شناخت دقیق رفتار او ممکن نیست.اهداف راهنمایی و مشاوره کودک از دیدگاههای متعدد قابل بررسی است.

راهنمایی و آموزش وپرورش از یکدیگر تفکیک ناپذیرند واهداف آنها موید یکدیگر است. اعمال برنامه های راهنمایی مناسب وپویا ، به غنای آموزش وپرورش می انجامد وکودک را در خود شناسی ، مسئولیت پذیری ، شناخت محیط ، توانایی تصمیم گیری  ، حل مسائل ، برقراری رابطه با اطرافیان ، شناخت وارضای مناسب نیازهای فردی اجتماعی و آشنایی با ارزشهای مطلوب وقبول آن یاری می دهد.

 

 

از طریق راهنمایی

  • کودکانی که استعداد ویژه دارند یا کسانی که به کمکهای خاص نیازمندند شناخته می شوند و برای کار کردن با آنان وضعیت مطلوب فراهم می آید.
  • به کودکان فرصت داده می شود تا تصمیم گیری درست را بیاموزند و مشکلاتشان را حل کنند.
  • به کودکان کمک می شود تا پس از پایان تحصیلات دوره ابتدایی احتمالاًبتوانند به کاری مشغول شوند وزندگی رضایت بخشی داشته باشند.
  • به کودکان فرصت داده می شود تا برای تامین نیازهایشان از منابع وامکانات جامعه حداکثر استفاده را بکنند.

مشاوره سه هدف آنی ، میانی و غایی را دارد. اهداف آنی مشاوره از آنچه در لحظه به لحظه جلسه مشاوره واقع شده ، ناشی می شود.اهداف میانی مشاوره به دلایل وعللی وابسته است که کودک به منظور آنها تقاضای کمک کرده است و در نهایت ، اهداف غایی مشاوره از نظریات فلسفی مشاور درباره انسان سرچشمه می گیرد. هر متخصص با توجه به اعتقادات ، آموزشها و نگرش خود نسبت به ماهیت انسان ، هدف مشخصی برای مشاوره پیشنهاد میکند.تقریباً تمام مشاوران معتقدند که مشاوره باید به ایجاد تغییرات مناسب در رفتار کودک به منظور تامین زندگی مفیدتر و رضایت بخش تر و خلاق تر بی انجامد. افزایش

خودشناسی ، بهبود وتسریع رشد همه جانبه ، یادگیری شیوه های صحیح تصمیم گیری و حل مساله ، ارضا نیازها به طور مناسب ، استفاده بهتر از امکانات ومنابع جامعه ، افزایش احساس مسئولیت در قبال خود وجامعه ، برقراری رابطه معکوس با اطرافیان ، افزایش احساس مسئولیت در قبال خود وجامعه ، برقراری رابطه معکوس با اطرافیان ، افزایش احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس وتغییر در نگرشها و رفتارهای نا مطلوب از دیگر اهداف مشاوره کودک محسوب می شود.

می توان گفت هدف از مشاوره کودک ، نخست تغییر در رفتار کودک است ، به طوری که بتواند

  • زندگی مفید وهماهنگ با تقاضاهای جامعه داشته باشد ؛
  • تامین بهداشت روانی مناسب است ، به طوری که کودک بتواند با خود ودیگران مسوولانه زندگی کند ورفتارش مستقل و منسجم باشد.
  • کودک به حل مشکلاتش موفق شود وبتواند در آینده با بررسی صحیح مشکلات ، تصمیمات مناسبی در زمینه های گوناگون بگیرد.

قبل از رنسانس وحتی سالها پس از آن ، آموزش وپرورش کودکان وبرخورد با آنان بر اساس تواناییها وعلایق آنان انجام نمی گرفت و از کودکان انتظار می رفت همچون بزرگسالان بیندیشند و رفتار کنند. در آن دوره ، راهنمایی کودک معنی ومفهوم چندانی نداشت.در سالهای بعد ، بتدریج نگرش متداول گذشته نسبت به کودک بویژه در خانواده های طبقات مرفه تغییر کرد و والدین به بازی کردن و سرگرم ساختن کودکان پرداختند و به طور دوستانه با آنان رفتار کردند وتفاوتهای کودکان را در آموزش وپرورش آنان در نظر گرفتند.

    متفکران بسیاری از جمله اسپنسر ، بینه وگالتون در پیدایش راهنمایی و مشاوره کودک نقش مهمی داشته اند. اولین بار در سال ۱۸۸۴ گالتون و سپس در سال ۱۸۹۳ سولی ضمن تحقیقات وفعالیتهای خود به نوعی ، اهمیت شناخت خصوصیات کودکان وضرورت همکاری معلمان را در ارتقای کیفی آموزش و پرورش مطرح ساختند.

    حدود سال ۱۹۰۰ با تهیه آزمونهای روانی وتوجه به تشخیص و تربیت عقب مانده های ذهنی ، کلینیکهای  راهنمایی کودک در برخی نقاط جهان تاسیس شد و بدان وسیله مقدمات ایجاد مراکز مشاوره فراهم آمد. مقارن همان زمان ، درمان رسمی مشکلات رفتاری کودکان آغاز شد و زیگموند فروید کودک پنج ساله ای را که بشدت از اسب می ترسید واز خانه بیرون نمی رفت ، با موفقیت درمان کرد. تقریباً بیست سال بعد ، روش درمانی فروید به طور وسیع در مورد کودکان به کار گرفته شد.

    در سال ۱۹۱۴٫با به رسمیت شناخته شدن راهنمایی کودک ، علل سازگاری و ناسازگاری کودکان در مدرسه وجامعه وخانواده مورد بررسی جدی قرار گرفت.در نتیجه این تلاش ها ، نقش عوامل اجتماعی خارج از مدرسسه در ایجاد مشکلات دانش آموزانموزان ، مهم تلقی شد وروانشناسان با کمک مدد کاران اجتماعی در کلینیکهای روانشناسی ، مشکلات کودکان را بررسی و حل و فصل کردند.

بعد از جنگ جهانی اول ، آدلر به تاسیس کلینیکهای راهنمایی کودک در مدارس وین اقدام کرد.در این مراکز علاوه بر راهنمایی کودکان ، به والدین نیز آموزشهای ضروری به منظور اگاهی از روشهای تربیت صحیح کودکان داده می شد.این مراکز در سال ۱۹۳۴ با روی کار آمدن فاشیسم تعطیل شد و به آمریکا انتقال یافت.

به دنبال جنگ دوم جهانی ، تاسیس مراکز راهنمایی ومشاوره کودک در کشورهای اروپایی و امریکایی بیش از پیش ضروری تشخیص دادهخ شد. با تاسیس این مراکز ، روان شناسان و مدد کاران اجتماعی به کودکان کمک کردند تا مشکلات مربوط به خود را حل کنند.

در قرن بیستم به ایجاد برنامه های تربیتی برای بهبود و رشد کودکان توجه بیشتری شد ، به طوری که بین سالهای ۱۹۵۹-۱۹۷۹ (برگزاری اولین کنفرانس درباره کودکان و سال جهانی کودک) برای شناسایی و درمان اختلالات رفتاری کودکان ، اقدامات چشمگیری انجام گرفت. نتایج این تلاشها به صورت کتابهای گوناگون وتحقیقات مختلف دربارهء کودکان به بازار علم عرضه شد.

 

ضرورت راهنمایی ومشاوره کودک

تحقق اهداف آموزش وپرورش و ارضا نیازهای کودکان به طور مناسب ، راهنمایی ومشاوره کودک را ضرورت می بخشد. نیازهای کودکان از جمله نیازهای جسمانی ، نیاز به ایمنی ، نیاز به محبت واحساس تعلق ، نیاز به ارزشمندی و اعتماد به نفس و نیاز به خود شکوفایی ، از طریق اجرای برنامه راهنمایی ومشاوره به طور مناسب تر ومطلوب تر تامین می شود.