گروه درمانی

انسانها در گروههای اجتماعی متنوعی زندگی می‌کنند و فعال هستند. در این شرایط عجیب نیست که بسیاری از مسائل احساسی و عاطفی آنها از روابط مخدوش شده این گروهها ناشی می‌شود. با پی بردن به اهمیت روز افزون روابط اجتماعی و میان فردی در سالهای اخیر بجای توجه به عوامل درون شخصی توجه به عوامل حاکم میان افراد گروههای اجتماعی از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. و بر این اساس در محیط بیمارستانهای روانی ، کلینیکها ، دفاتر مشاوره و روان درمانی و … به شکل بندیهای گروهی توجه خاص مبذول می‌شود. امروزه انواع شیوه‌های گروه درمانی از جمله متداولترین شیوه‌های روان درمانی هستند. در مقابل گروه درمانی ، روان درمانی انفرادی قرار دارد.

تاریخچه گروه درمانی
استفاده منظم از گروه‌ها در روان درمانی پدیده نسبتا تازه‌ای است. هر چند التیام یابی گروهی سابقه‌ای به قدمت تاریخ دارد که نمونه‌های بارز آن را در تعالیم مذهبی می‌توان مشاهده کرد. ژوزف پرات (۱۹۷۴) پزشک اهل بوستون را اغلب پدر گروه درمانی می‌دانند، در آغاز قرن بیستم ژوزف پرات مسأله گردهم آوری بیمارن معلول و آموزش جنبه‌های پزشکی بیماری آنها بطور دسته جمعی را مطرح ساخت. او صرف نظر از کار تعلیم ، فضایی گروهی بوجود آورد تا بیماران در سایه آن در مقام کمک متقابل به یکدیگر برآیند. چندین سال بعد ، تعدادی از روانپزشکان آمریکایی نقطه نظرهای پرات را در زمینه درمان روانی بکار بردند.

از جمله لازل و مارش که از یک شیوه آموزشی به صورت گروهی برای درمان ناخوشیهای دماغی استفاده می‌کردند. این شیوه به زودی منسوخ گردید و جای آنرا روان تحلیلی گران پر کردند. فروید شخصا به کار گروه درمانی نپرداخت، اما مقالاتی که در زمینه روان شناسی گروهی و تحلیل خود منتشر کرد، حاکی از اطلاع او از اهمیت پدیده گروهی بود. آدلر شخصا از برنامه‌های گروه درمانی در مراکز هدایت کودکان و نیز معتادان به الکل استفاده نمود. جنگ جهانی دوم به گروه درمانی وسعت تازه‌ای بخشید. گروه درمانی برای توده‌های عظیم بیماران روانی که به ارتش بریتانیا فرا خوانده شده بودند، نقش مهم درمانی ایفا نمود. بیمارستان نظامی نورت فیلد بخصوص مرکز مهمی برای ابداع شیوه‌های مختلف گروه درمانی بود. از جمله سایر بانیان گروه درمانی در آمریکا می‌توان به گروهی از روانشناسان اجتماعی به سرپرستی کورت لوین اشاره نمود. چه مشکلاتی با استفاده از گروه درمانی می‌توانند درمان شوند؟

مشکلات و مسائلی که با استفاده از گروه درمانی قابل هستند گسترش وسیعی دارند، از جمله مشکلات مرتبط به خود انگاره ، نداشتن احساس هویت ، عزت نفس و هدف و مقصود. مشکلات نشانه‌ای شامل اضطراب ، افسردگی روان تنی ، عملکرد ضعیف شغلی ، برخورد غیر مؤثر با فشارهای روانی ، مشکلات عاطفی ، ناتوانی در ابراز اهمیت ، ناتوانی در کنترل احساسات ، پرخاشگری ، روابط اجتماعی نامناسب ، ناراحتی در مجمع ، ناتوانی در اعتماد به دیگران ، وابستگی شدید به دیگران ، ابراز وجود بیش از حد ، ناتوانی در برقراری ارتباط با جنس مخالف ، اعتیاد ، مشکلات زنانشویی مثل اختلافات و مشاجرات همسران و … .
ویژیگی افرادی که تحت گروه درمانی قرار می‌گیرند.

بسیار باید از انگیزه لازم برخوردار باشد، میل به تغییر داشته باشد و در راستای رسیدن به این هدف بکوشد. ورود به برنامه گروه درمانی باید داوطلبانه باشد و بیمار به صرف توصیه دوستان و اقوام و مسئولین روان درمانی به این کار وادار نشود. بیمار باید به گروه درمانی معتقد باشد و آنرا یک شیوه درمانی درست و مناسب بداند. معتقد باشد که گروه نیازهای او را برآورده می‌سازد و مفید واقع می‌شود.

نظر به اینکه گروه درمانی اصولا فرآیند کلامی است، بیمار باید از مهارتهای کلامی و مفهومی کافی برخوردار باشد. در گروه درمانی برای بیماران شدیدا افسرده ، بیمارن مبتلا به اسکیزوفرنی حاد ، اختلال شخصیتهای پارانوئید ، اختلال شخصیت اسکیزوئید شدید ، اختلال شخصیت جامعه ستیز ، افراد مبتلا به بیمار انگاری و اختلال شخصیت خود شیفته در صورتی که گروه درمانی بلند مدت باشد، نمی‌توانند مفید باشند.

مراحل طبیعی در فرآیند گروه درمانی
در آغاز تشکیل گروه ، گروه هنوز کاملا روشن نشده است. به درمانگر وابسته است چرا که درمانگر را بوجود آورده و ادامه فعالیت گروه به نظر اعضاء گروه به درمانگر ارتباط دارد. اعضاء گروه در انتظار راهنمایی و دستور العمل درمانگر هستند. در نظر آنها درمانگر شخصی با معلومات و متخصص است و اعضاء خود را وابسته به درمانگر احساس می‌کنند و نیز تلاش می‌کنند رفتارهای مناسب داشته باشند تا بتوانند در گروه ماندگار شوند، هر چند آگاهی کامل از اهداف گروه ندارند. در مرحله دوم وابستگی تغییر شکل می‌دهد و گروه یاد می‌گیرد که وابسته به درمانگر نباشد و مسئولیت پذیر باشد.

در مرحله سوم صمیمت بیشتری بین گروه ایجاد می‌شود. احساسات خود را بیان می‌کنند و واکنشهای مناسب در مقابل احساسات دیگران نشان می‌دهند. درمانگر در جلسه درمان حضور دارد، اما تنها اداره کننده جلسه نیست. سعی می‌کند به عنوان یک عضو گروه انسجام جلسه را حفظ کند. و از تکنیکهای مختلف در مورد اعضاء گروه و واکنشهای آنها استفاده کند. ممکن است گروه درمانگر جلسه را با خطاب گروهی آغاز کند و ادامه جلسه را با تشویق و باز خورد به اعضاء تداوم بخشد.
روان درمانی گروهی
سابقه فرهنگی – تاریخی روان درمانی
بقراط روان درمانی علمی – تجربی را از پیش خبر داده بود. این روش از اواسط قرن هیجده بطور مستمر در دنیای غرب مورد استفاده قرار داشته است. آنتوان مسمر نخستین کسی بود که روش درمانی خود را استفاده علمی از خواب مصنوعی حیوان نامید. با آن که نظریه‌های او بی‌اعتبار قلمداد شدند، روان درمانی علمی – تجربی به شکل هیپنوتیزم ادامه یافت و بعد به لطف نبوغ فروید از شهرتی همگانی برخوردار گردید. در دهه‌های اخیر روان درمانی علمی – تجربی با استفاده از نظریه‌های پاولف و اسکنیر و نظریه‌های شناختی بیش از پیش گسترش یافته است.

انواع روان درمانی
روان درمانی انواع خاص بسیاری دارد و تقسیم بندیهای مختلفی بر مبناهای مختلف برای آن صورت گرفته است. از یک تقسیم بندی که طول زمانی روان درمانی مورد توجه بوده روان درمانی را به دو نوع بلند مدت و کوتاه مدت تقسیم بندی کرده‌اند. در تقسیم بندی دیگری بر حسب تعداد افراد شرکت کننده در روان درمانی دو نوع روان درمانی فردی و روان درمانی گروهی را معرفی کرده‌اند. مهمترین تقسیم بندی بر حسب نوع رویکرد مورد استفاده در طول درمان انجام گرفته است. در این دسته روان درمانی مبتنی بر رویکرد روانکاوی ، رفتار درمانی ، شناخت درمانی و روان درمانیهای مبتنی بر روند انسان گرایانه قرار می‌گیرند.
چه افرادی تحت روان درمانی گروهی قرار می‌گیرند؟

نظر به اینکه روان درمانی یک نهاد متکی بر فرهنگ است اشخاصی که مناسب آن تشخیص داده می‌شوند در جوامع مختلف متفاوتند. ولی بطور کلی افراد ذیل عمدتا از روان درمانی بهره می‌برند:
• روان پریشها: برای این که بتوانند با شناسایی تشویقهای خود در موقعیتی قرار گیرند تا با این استرسها برخورد موثرتری داشته باشند.
• روان رنجورها: اشخاصی که برای روبروشدن با فراز و نشیبهای زندگی تحت تاثیر تجربه‌های احتمالا ناخوشایند گذشته که به فرآیند رشد و یادگیری آنها لطمه زده است با دشواری روبرو می‌شوند. این اشخاص و همینطور اشخاصی که تحت تاثیر مشکلات موقت زندگی دچار واکنشهای روانی مثل داغ دیدگی شده‌اند بزرگترین میزان افرادی را تشکیل می‌دهند که تحت روان درمانی قرار می‌گیرند.

• گروه بعد افرادی را شامل می‌شود که رفتار و حالات روانی آنها برای خودشان بلکه برای دیگران آزار دهنده است و اغلب از طرف اطرافیان برای درمان هدایت می‌شوند.
اهداف روان درمانی گروهی
علیرغم تفاوتهای قابل ملاحظه کلیه روشهای روان درمانی شش هدف را مد نظر دارند.

۱٫ رابطه درمانی را تقویت می‌کنند. ایجاد یک رابطه درمانی مناسب و قوی از الزامات اساسی در روان درمانی است. بدون بوجود آمدن چنین رابطه تداوم درمان میسر نخواهد شد.

۲٫ ایجاد امیدواری در بیمار برای دریافت کمک و ادامه درمان
۳٫ روشها و منطق درمانی به بیمار کمک می‌کند تا با کسب اطلاعات تازه درباره مسائل خود و راههای موجود برای کنار آمدن شناخت بیشتری پیدا کنند.
۴٫ ایجاد انگیزش در بیمار
۵٫ افزایش احساس تسلط بر خود و زندگی در بیمار
۶٫ کاربرد آموخته‌ها در طول روان درمانی در زندگی واقعی
شرایط لازم برای روان درمانی گروهی
این شرایط را به سه دسته کلی می‌توان تقسیم بندی کرد: شرایط مربوط به موقعیت و مکان روان درمانی ، ویژگیهای روان درمانگر و نوع بیماری.
در شرایط مربوط به موقعیت و مکان روان درمانی اتاقی که روان درمانی در آن صورت می‌گیرد از حیث آرامش و به دور بودن از هر گونه مزاحمت ، آرایش و لوازم مورد نیاز مورد توجه بوده است. ویژگیهای مربوط به درمانگر در مرحله نخست آشنایی و تسلط او را بر روان درمانی شامل می‌شود. اغلب روان درمانگرها برای هدایت فعالیتهای خود از چارچوب خاصی استفاده می‌کنند و این چارچوب اغلب متناسب با شخصیت و علایق آنهاست.
برخی از درمانگرها در کار استفاده از هیپنوتیزم مهارت دارند. بعضی در گروه درمانی موفق‌ترند. برخی به اصلاح شناختهای فرد مبادرت می‌ورزند و جمعی دیگر معتقد به تغییرات رفتاری هستند. ارتباط محترمانه و در عین حال جدی ، سلامت روان و پختگی شخصیت روان درمانگر از دیگر ویژگیهای مهم آنهاست. انتخاب شیوه روان درمانی از سوی دیگر با نوع اختلال تحت درمان نیز مرتبط است. برخی اختلالات همچون ترسها عمدتا با رفتار درمانی بهبود سریعتر و بهتری می‌یابند و برخی همچون افسردگی با درمان شناختی.

مجریان روان درمانی
از دوران مسمر تا اواسط قرن بیستم روان درمانی از سوی پزشکان ، متخصصین اعصاب و بعدا روانپزشکان مورد استفاده قرار می‌گرفت. در دهه‌های اخیر باید به این گروه مددکاران اجتماعی دست اندرکار روانپزشکی و کمی دیرتر روان شناسان بالینی و پرستارهای روانی را اضافه کرد. اما بطور کلی مجریان روان درمانی بسته بر فرهنگ و شرایط دیگر موجود در هر جامعه با اندک تفاوتهایی همراه است.

در ایالات متحده کثرت تقاضا برای روان درمانی موجب گسترش مراکزی که خدمات روان درمانی ارائه می‌دهند شده است. در ایران این خدمات در بیمارستانهای روانی ، بخشهای اعصاب و روان سایر بیمارستانها ، مراکز دولتی از جمله بهزیستی و درمانهای اخیر در سایر ادارات و کارخانجات که بخشهای مشاوره و روان درمانی دایر کرده‌اند و همچنین در کلینیکهای خصوصی مشاوره و روان درمانی توسط روان شناسان ارائه می‌شود.

اطلاعاتی در مورد خدمات گروه درماني
دفاتر مشاوره دانشگاهها, در اغلب مراكز , خدمات مشاوره گروهي نيز ارائه مي دهند. هر گروه توسط يك روانشناس يا يك متخصص مشاوره هدايت مي شود. بعضي از موضوعات ويژه اين گروهها اضطراب امتحان يا اداره استرس مي باشد. بعضي از گروههاي مشاوره اي حالت عمومي داشته و به شركت كننندگان كمك مي كند تعداد زيادي از مشكلات شخصي, شامل احساس افسردگي, اضطراب افراطي, نگراني, مشكلات مربوط به احساس ارزشمندي و مشكلات ارتباطي را حل و فصل نمايند.
چه چيزي در يك گروه مشاوره اي رخ مي دهد؟

عموماً , گروهها از ۴ الي ۸ نفر كه بطور منظم هفته اي يكبار به مدت ۱ تا ۵/۱ ساعت دور هم جمع مي شوند, تشكيل مي شود. حضور كامل در تمام جلسات از آغاز تا پايان هر جلسه بسيار مهم است. در جلسات گروهي, شركت كننده ها درباه علائق شان بحث مي كنند. در بعضي از گروهها, مشاور ممكن است با هر شركت كننده بصورت فردي كار كند در حالي كه نظر تعداد معدودي از ساير افراد گروه را نيز جويا مي شود. در صورتيكه گروههاي ديگر عمدتاً بر مشاهدات و مباحث بين شركت كنندگان و مشاور استوار هستند و مشاور در مواقع لزوم جهت تسهيل كار, مشاوره هايي را ارائه مي دهد.

در حالي كه مشكلات افراد متفاوت است چگونه گروه مي تواند برايم مفيد باشد؟
هر فرد موجودي منحصر بفرد است و بنابراين علائق اش نيز منحصر به فرد است. با اين همه به عنوان موجودات انساني ما اشتراكات فراواني نيز داريم (ما همگي در خانواده ها رشد و تحول را آغاز مي كنيم, همه ما به يك شيوه نسبت به ضربه ها واكنش نشان مي دهيم, همة ما در اساس از توانايي رشد و تغيير يكساني بخورداريم)و تجربيات ما نشان مي دهد گرچه مشكلاتي كه افراد با آنها وارد مشاوره مي شوند, مي توانند متفاوت باشند اما علل زيربنايي ايجاد كننده اين مشكلات در اغلب موارد مشابه هستند.

عامل اساسي مشكلات ما در زندگي, ريشه در الگوها و عاداتي دارد كه در طي رشد ياد گرفته ايم و اكنون در پيشامدهاي فعلي زندگي موثر نيستند و يا موجب عقب ماندگي ما مي شوند. (به عنوان مثال خانواده ممكن است به ما ياد داده باشد كه از نشان دادن اشكال خاصي از بيان عواطف اجتناب كنيم, اما اكنون كه با فشارهاي طبيعي مربوط به زندگي بزرگسالي مواجه هستيم, احساسات سركوب شده ناشي از اين اجتناب علايمي همچون افسردگي, نگراني يا واكنش افراطي را در ما برمي انگيزند.)

هدف مشاوره، يادگيري در مورد عادات و الگوهاي احساسي و رفتاري و چگونگي نقش آنها در مشكلات مي باشد. در نتيجه مي توانيم عادات و رفتارهاي جديدي را ياد بگيريم كه به موفقيت بيشتر ما كمك نمايند.
گرچه عجيب به نظر مي رسد كه فكر كنيم چيزهايي را كه در مورد خود نمي دانيم ولي تجارب نشان مي دهد كه بسياري از عادات و الگوهاي رفتاري مشكل زاي ما چيزهايي هستند كه در زندگي خودمان انجام مي دهيم ولي آنها آنقدر حالت خودكار پيدا كرده اند كه حتي نمي توانيم فكر كنيم كه شايد حاصل يادگيري بوده و اختياري باشند.

گروه, شرايطي ويژه براي فهم و يادگيري دربارة خودمان، ديگران و ما در رابطه با ديگران فراهم مي كند. در نتيجه ما قادر مي شويم در روابط خود با ديگران و نيز در رابطه با خودمان در خارج از گروه كارآمدتر عمل كنيم. گروه درماني به ما فرصت مي دهد تا از مشاهدات كمك كننده و حمايت ديگران جهت فهم و تغيير شيوه هاي زندگي استفاده كنيم.

آيا نمي توانم از روشهاي (كمكي) فردي استفاده كنم؟
در حالي كه مشاوره فردي در مورد مشكلات شديد خاص بسيار مفيد است, تجارب نشان مي دهد كه گروه درماني حتي در اغلب موارد درباره بسياري از مشكلات مفيدتر است. در مشاوره گروهي ما اين فرصت را پيدا مي كنيم كه بفهميم بسياري از رازهاي وحشت زا و جنبه هاي نفرت انگيز خودمان در واقع تجارب معمول انساني هستند و اين باز شناسي بسيار كمك كننده است.

شرم و خجالت بسياري از مردم را از منافع گروه درماني محروم مي كند. غلبه بر احساسات مربوط به اين جنبه از خودمان بخش مهمي از زندگي و موفق تر شدن حياتمان است. گروه درماني در اين رابطه بسيار سودمند است.
اعتماد و حرمت (رازداري)

هر چيزي كه در گروه گفته مي شود به صورت يك راز حفظ مي شود. آنها به خارج از گروه منتقل نمي شوند و حتي در خارج از گروه يا ساير اعضاي گروه نيز مطرح نمي شوند. هر عضو گروه موافقت خود را در التزام به اين قاعده با امضا كردن (برگه توافق) اعلام ميدارد. (اگر مي خواهيداز فرصت هاي مشاوره گروهي براي شناخت خودتان و تغيير جنبه‌هاي مشكل زاي رفتارتان استفاده كنيد با كارشناسان دفاتر مشاوره تماس حاصل نمائيد

روان درمانی
• روان درمانی چیست؟
• چگونه یك درمانگر انتخاب كنم؟
• چه نوعی از روان درمانی مورد استفاده قرار می گیرد؟
• روان درمانی چه مدت وقت می گیرد؟
روان درمانی چیست؟

روان درمانی به شیوه هایی گفته می شود كه در آن مشكلات روانی و عاطفی از طریق بیان مشكلات به یك درمانگر و گفتگو با او درمان می گردد. روان درمانگر به شناخت شما از خود و بهتر شدن توانایی مقابله تان كمك می كند.

اهداف روان درمانی عبارتنداز:
• تغییر الگوهای آسیب زای رفتاری
• بهبود احساس ارزشمندی
• حل و فصل تعارض ها

روان درمانی به یاد گرفتن مسائلی در مورد خودتان كمك می كند. در بعضی از موارد، شما یاد می گیرید كه چگونه گذشته را درك كرده و آن را با زمان حال تطبیق دهید. در موارد دیگر شما از آن دسته از پاسخ هایتان كه مشكلاتی را در زندگی شما ایجاد می كنند آگاه شده و شیوه های تغییر آنها را یاد می گیرید.
چگونه یك درمانگر انتخاب كنم؟

درمانگر شما باید شخصی باشد كه در حضور او احساس آرامش كنید. درمانگر ها شامل افراد زیر هستند:
روانپزشكان، روانشناسان، پرستاران روانپزشكی، مددكاران اجتماعی، مشاوران آموزش دیده. بسیاری از مردم از اشخاصی كه عقیده آنها را می پذیرند، اسامی درمانگران را به دست می آورند. این اشخاص عبارتند از:

• دوستان
• اعضای خانواده
• پزشكان

حتی با وجود كمك گرفتن از دیگران هم، پیدا كردن یك درمانگر خوب امر بسیار شخصی می باشد. مراقب باشید روان درمانگران زیادی وجود دارند كه صلاحیت كافی برای این كار را ندارند. مطمئن باشید شخصی كه شما به عنوان یك درمانگر انتخاب می كنید، حتماً دارای مجوز كار باشد و اعتبار كافی برای این امر داشته باشد.
ممكن است كه شما قبل از اینكه یك درمانگر انتخاب كنید، با درمانگران زیادی صحبت كنید. هنگامیكه با اولین درمانگر ملاقات می كنید، درباره مطالب زیر از او بپرسید:
• حق الزحمه

• نوع درمانی كه او برای شما به كار می برد
• مجوز قانونی كار مخصوص درمانگران
به همان اندازه كه شما مسائل شخصی خود را برای درمانگر بیان می كنید، انتظار دارید كه به همان اندازه هم او در این رابطه با شما صحبت كند. به مسائل زیر با دقت توجه كنید:

• چگونه درمانگر با شما ارتباط برقرار می كند.
• به چه نحوی شنونده سخنان شماست.
• درجه راحت بودن شما یا درمانگر.

داشتن مقداری احساس تنش و عصبیت در جلسه اول طبیعی است. اگر درمانگر دارای صفاتی است كه فكر می كنید آن صفات نخواهند گذاشت احساسات خود را به راحتی بیان كرده و یا به درمانگرتان اعتماد كنید، بهتر خواهد بود كه درمانگر دیگری انتخاب نمائید.
در اولین جلسه به احساسات خود اعتماد كنید. از احساسات خودتان خود به عنوان یك راهنما جهت تصمیم گیری در مورد ادامه كار با آن درمانگر و یا تغییر او استفاده كنید.
به محض پیدا كردن شخصی كه در حضور او احساس آرامش می كنید، ضمن گشودن دریچه های ذهن خود شرایط را برای اعتماد به درمانگر مهیا كنید. رك و صریح بودن در امر درمان نكته ای بسیار مهم است.

چه نوعی از روان درمانی مورد استفاده قرار می گیرد؟
امروزه انواع بسیاری از درمان ها مورد استفاده قرار می گیرد. انواع درمانهایی كه متداول تر است، عبارتند از:
رفتار درمانی شناختی:

درمانگر به شناختن نگرش غیر واقعی تان نسبت به خود، دنیا و آینده كمك می كند. این درمان به شما در تشخیص روش های فكری نادرست كمك می كند. شما الگوهای رفتاری و فكری جدیدی پیدا خواهید كرد كه شما را به سوی زندگی سالم تری رهنمون می شود.
درمان متمركز بر درمانجو (روان درمانی بی رهنمود):

درمانگر با هدف كشف تجارب و احساسات نیمه آگاه و عمیق مربوط به دوران كودكی به شما گوش می دهد. شما معمولاً درمانگرتان را هر هفته یك بار یا بیشتر و برای چندین سال باید ملاقات كنید.

روان درمانی پویشی:
در این روش درمانگر بدون استفاده از روانكاوی رسمی، احساسات ناخودآگاه شما را به آگاهی آورده و آن را تعبیر و تفسیر می كند.
این نوع درمان، اغلب متضمن این است كه هر چه به ذهنتان می آید، بگویید. (تداعی آزاد)
پسیكودرام (نقش گذاری روانی):

از این نوع درمان برای بیان احساسات پنهان استفاده می شود. از شما خواسته می شود كه در نقش مردم مختلفی كه در زندگیتان وجود دارند، بازی كنید و خود را به جای آنان قرار دهید. این روش هم می تواند به صورت گروهی انجام شود و هم به صورت دو نفره.

مشاوره زناشوئی:
درمانگر زن و شوهر را به بهبودی روابطشان تشویق می كند و به آنها در فائق آمدن بر مشكلات زندگیشان كمك می كند. هر دو نفر (زن و شوهر)، برای یاد گرفتن الگوهای رفتاری جدید، تلاش می كنند. گاهی اوقات زوج پیمان یا توافق نامه ای را مبنی بر چگونگی تغییر رفتارشان می نویسند.

روان درمانی خانواده:
این شكل روان درمانی به جای توجه به تك تك اعضا، خانواده را به عنوان یك كل مورد توجه قرار می دهد. این روش بر این عقیده استوار است كه شخص مشكل دار را جدای از محیط خانوادگی اش، نمی توان شناخت.
درمانگر بیان آزاد احساسات را در بین افراد خانواده تشویق می كند. روان درمانی خانواده اغلب برای خانواده هایی كه دارای بچه هایی با مشكلات رفتاری هستند و نیز برای خانواده هایی كه با سوء استفاده جنسی، بیماری های خطرناك و سایر حوادث آسیب زا مواجهند، مناسب می باشد.
گروه درمانی (روان درمانی گروهی):

یك گروه حدوداً از هشت نفر كه مشكلات یكسانی دارند به طور منظم با درمانگر ملاقات می كنند، تشكیل می شود. آنان در مورد مشكلاتشان با یكدیگر و با درمانگر مذاكره می كنند. گروه درمانی بیشتر برای مسائل رفتاری مانند مشكلات شخصیتی، استفاده از الكل و مواد مخدر، اختلالات در خوردن و انواع مشخصی از افسردگی كاربرد دارد.

روان درمانی چه مدت وقت می گیرد؟
ممكن است روان درمانی جلسات محدودی وقت بگیرد و یا سالیان زیادی طول بكشد. این مسئله بستگی به وسعت مشكلات شما و اهدافی كه در معالجه تان مدنظر است، دارد. هم شما و هم درمانگر لحظه به لحظه پیشرفتتان را تشخیص می دهید. شما باید به طور جدی در مورد اینكه چه مدت تحت درمان قرار بگیرید، تصمیم بگیرید. شما، (نه درمانگر)، تصمیماتی كه می گیرید، بر روی زندگیتان تأثیر مهمی دارد.

روان‌درمانی فردی
منظور از روان‌درمانی فردی آن شكلی است كه فرد با روان‌درمانگر خود در جلسات ملاقاتی كه فقط آن دو در آن شركت می‌كنند حضور می‌يابد. در روان‌درمانی فردی اين امكان فراهم می‌آيد كه فرد با احساسات و افكار خود آشنايی عميق بيابد، به علت وجود آنها پی‌ببرد، روابط فردی خود را با ديگران و با چيزهايی كه زندگی جمعی را می‌سازند آشكارتر درك كرده و آنها را بهتر بشناسد و در نگاه كلی شخصيت خود را بهتر درك ‌كند. تنها بعد از اين مرحله است كه فرد می‌تواند برای رفع مشكلاتی كه وی را فرسوده كرده‌اند اقدام كند،

بدون اينكه مانند گذشته دائما حالت ضعف، ناتوانی، درد، خودخوری، سركشی، پرخاش و خشونت و غيره جلوی رفع مشكلاتش را بگيرند.
سرعت و شكل رفع مشكلاتی كه هر شخصی برای كنارآمدن با آنها به روانشناس رجوع می‌كند از فرد تا فرد متفاوت است. ولی بصورت كلی می‌توان گفت كه رهايی از مشكلات يعنی يادگيری جديد، يعنی يادگيری چيزها و روابط به نوعی ديگر، به نوعی كه ديگر فرد دست وپابسته اسير مسائلش نباشد. اين يادگيری روندی است كه سرعت و كيفيت آن در جريان روان‌درمانی كاملا بعهده خود فرد است و روان‌درمانگر بحكم كسی است كه تشريح اين راه، نحوه شروع آن، پيش‌بردن آن و به سرانجام رساندن آنرا حمايت می‌كند.

روان درمانی گروهی
روان‌درمانی گروهی شكل ديگری از روان درمانی است كه برای مسائل معينی برقرار می‌گردد. و معمولا شكل پيشرفته‌تری نسبت به روان‌درمانی فردی دارد. برای تشخيص اينكه روان‌درمانی گروهی بدرد چه كسی می‌خورد هر فردی تعدادی جلسات روان‌درمانی فردی را پشت سر می‌گذاردو سپس می‌تواند به جمعی از كسانی كه همان مشكلات را دارند بپيوندد. در اين حال اعضاء شركت‌كننده در گروه رفته‌رفته به شكل روابط نزديك هر عضو ديگر درآمده و هر عضو گروه از حمايت كنترل‌شده اعضای گروه برخوردار شده و تمام نقش‌های جديد و چيزهايی را كه می‌خواهد يادبگيرد تا به رابطه بهتری با دنيای درون و دنيای بيرون خود دست بيابد در تمرين با ديگران آنها را در خود درونی كند.

درمانهاي روان‏شناختي معمولاً نياز به دانش و خلاقيت بالا و صرف زماني نسبتاً طولاني دارد. در كشور ما بسياري از افراد از پس هزينه‏هاي يك درمان روان‏شناختي مؤثر برنمي‏آيند
بررسی نمونهای از روان درمانی
بررسي تاثير روان درماني گروهي بر افسردگي واضطراب زنان نازا
مقدمه :
با وجود افزايش بي رويه جمعيت در دنياي امروز ، عده اي از زنان ((بدون بچه)) باقي مي مانند.حدود ۵۰ الي ۸۰ ميليون نفر از زنان دردنيا مسئله نازايي رنج مي بردند(۱). در آمريكا حدود ۸/۶ ميليون نفر از زنان درگير مسئله نازايي هستند(۲). تعداد زنان نازا در انگليس حدود ۶۰۰۰۰۰ نفر مي باشد (۳). در ايران با جمعيتي حدود ۶۰ ميليون نفر، چنانچه آمار جهاني ۱۵ درصد نازايي را در نظر بگيريم ، حدود ۵/۱ ميليون زن نازا وجود دارد(۴).

تجربه حاملگي ، زايمان ، مادر شدن وابراز عشق از طريق مراقبت وتغذيه يك موجود انساني ديگر ، يكي از نيازهاي طبيعي زن محسوب مي گردد . داشتن فرزند مرحله اي از رشد وتكامل و ورود به مرحله بالغ شدن محسوب مي شود. زنان مادر شدن را نقش اوليه خود مي دانند ومسئله نازايي موجب احساس ناتواني وبي كفايتي در آنان مي گردد . از طرفي زنان نازا بيشتر در گير درمان هاي طبي از نظر صرف وقت وتحمل درد مي باشند. استفاده از داروهاي قوي ،‌روشهاي درماني خطرناك ، صرف هزينه بالا، كنترل دوره اي ومرتب وطولاني بودن دوره درمان موجب واكنشهاي رواني ـ اجتماعي در زنان نازا ميگردد(۵).

در اين راستا دخالتهاي بي مورد اقوام نزديك زوجين احساس بي ثباتي ازدواج وفزوني طلاق نيز زنان نازا را تحت فشار قرار مي دهد وموجب بروز افسردگي واضطراب مي گردد كه اين حالات رواني خود جنبه هاي فردي ، اجتماعي ورواني زندگي زن را تحت تاثير قرار مي دهد. در بعد فردي ، كيفيت زندگي وسلامت جسمي ورواني ، نگرش فرد نسبت به محيط فيزيكي واجتماعي وافرادي كه با وي مرتبط هستند را تحت تاثير قرار مي دهد وموجب كاهش علائق وغرايز مي گردد وبدنبال آن روابط فردي وخانوادگي به مخاطره مي افتد(۶) در بعد اجتماعي موجب فقدان انگيزش وناتواني در انجام كار گشته وتوانائيهاي فرد در زمينه اجتماعي وحرفه اي تنزل مي يابد. فرد افسرده ومضطرب نسبت به مسائل اجتماعي ، تفريحات وامور معمول زندگي بي ميل ودلسرد مي گردد واز طرفي زمينه شيوع اعتياد به مواد مخدر والكل ونيز اقدام به خودكشي فراهم مي گردد(۷).

بكارگيري روشهاي درماني درجهت كاهش افسردگي واضطراب براي بيمار، همسر وي وتيم درماني مفيد وسودمند است وموجب بهبود كيفيت زندگي زوج نازا وبالا بردن سازگاري آنان در برخورد با مشكل موجود مي گردد وتاثير بسزايي در پيگيري، درمان وپيش آگهي آن نيز دارد(۸). بررسي هاي انجام شده بيانگر اين مسئله است كه روان درماني گروهي توام با استفاده از تكنيك آرامش عضلاني موجب كاهش افسردگي واضطراب در زنان نازا مي گردد. در روان درماني گروهي بيماران همگون از نظر تشخيصي در يك گروه ۹ تا ۱۲ نفري گذاشته مي شوند وروان درمانگر نقش راهنمائي كننده دارد واين راهنمايي به منظور كمك يك بيمار به ديگري است كه تغييرات خاصي از جهت تشخيصي ، شناختي، بصيرت به خود وآنچه مورد نظر درمان است صورت گيرد(۹). استفاده از روان درماني گروهي بعنوان يك روش درماني جهت كاهش افسردگي واضطراب زنان نازا در كشور ما متداول نبوده ونتايج تحقيقاتي وآماري دراين زمينه در دسترس نمي باشد . اميد است يافته هاي اين پژوهش بتواند نتايج آماري در جهت اثر بخشي اين شيوه درماني ارائه نمايد وموجبات استفاده گسترده تر از آن را درجهت بهبود وضعيت رواني زنان نازا فراهم نمايد.