روزه ،‌ انفاق ، ازدواج و طلاق

احكام

۱-روزه
۲-انفاق
۳-ازدواج و طلاق

مقدمه
يكي ديگر از موضوعات مشترك ميان قرآن كريم و اناجيل اربعه، موضوع احكام و فروعات فقهي است كه اين امر هم در تعاليم و آموزه هاي موجود مسيح در اناجيل چهارگانه و هم در آيات شريفة قرآن كريم بدان اشاره شده است. در اين دو كتاب علاوه بر آنكه به موضوعات مهمي از قبيل

خداشناسي، معاد و داستان پيامبران و نيز اخلاقيات اشاره شده از ذكر احكام عبادي و اجتماعي و حتي اقتصادي فروگذار نشده و براي تكاهل و هدايت پيروان خويش، احكام و دستورات و فروعات ديگري را به آنها گوشزد نموده اند. همچنانكه عيسي مي گفت:«گمان مبريد كه آمده ام تا تورات موسي و نوشته هاي ساير انبياء را منسوخ كنم، من آمده ام تا آنها را تكميل نمايم و به انجام برسانم»(متي:۵:۱۷). مسيح آمد تا حقيقت دين را از زير آوار نفس گير شريعت سخت گيرانة

فريسيان يهودي بيرون كشيده، آفتابي كند. فريسيان با حهود بر ظواره شريعت روزنه هاي درخشش گوهر دين را كور كرده بودند و به نام دين، راه را بر ملكوت خدا بسته بودند. البته هرگز مسيح احكام شريعت را سبك نمي شمرد و ترك آنها را روا نمي دانست:«به راستي به شما مي گويم كه از ميان احكام تورات، هر آنچه بايد عمل شود يقيناً همه يك به يك عملي خواهند شد، پس اگر كسي از كوچكترين حكم آن سرپيچي كند و به ديگران نيز تعليم دهد كه چنين كنند او در ملكوت آسمان از همه كوچكتر خواهد بود.»(متي،۱۸:۵).

قرآن كريم نيز شرط ايمان و تقوا را ايمان به پيامبران و كتابهاي پيشين آسماني مي‌داند. قرآن كريم خود را مصدق و مؤيد كتابهاي پيشين مي داند و اگر از هيمنة خويش بر كتابهاي پيشين سخن مي گويد به شأن نگاهباني خويش از ميراث پيشينيان- همراه با حق تصرف در برخي از جزئيات- اشارت دارد. از اين رو ما به آنچه آخرين پيام آسماني آورده است مأمور و متعهديم، نه از آن رو كه خط

بطلاني بر شرائع گذشته مي كشد، بلكه از آن رو كه آيين حنيف نوح، ابراهيم، موسي و عيسي را احياء كند و غبارها را از چهرة پاك آن مي زدايد تا هرچه بيشتر، شعاع نور الهي بتابد و راه ملكوت آشكارتر شود. روشن است كه در اينجا سخن از خطوط كلي و اصلي اديان پيشين است وگرنه، تغيير و تبديل در برخي از فروع در هر دين جديدي وجود داشته و نشانة مراعات تحولات زمانه است.(درك: اناجيل اربعه بويژه آيه پيش گفته (متي،۸:۵) و قرآن كريم، آل عمران/۵۰ كه ناظر به تحليل

برخي از محرمات شريعت موسي توسط حضرت عيسي است و انعام/۱۴۶-۱۴۵ و اعراف ۱۵۷ كه به تغيير و تسهيل برخي از فروعات فقهي در اسلام نسبت به آيين هاي گذشته به ويژه يهود اشاره دارد.)
با اين مقدمه، مي توان گفت كه احكام مشترك ميان قرآن كريم و اناجيل اربعه از اين قرارند: روزه، انفاق، ازدواج و طلاق.

۵-۱-روزه
۵-۱-۱-روز در اناجيل اربعه
مسأله روزه از جمله مسائل و موضوعاتي است كه به عنوان احكام عبادي در اناجيل وارد شده كه به وجود اين مسأله در ميان پيروان مسيح و آيين او دلالت دارد كه ذيلاً به آن اشاره مي شود:

۵-۱-۱-۱- روزه گرفتن مسيح:
«آنگاه عيسي به دست روح به بيابان برده شد تا ابليس او را تجربه نمايد. و چون چهل شبانه روز روزه داشت آخر گرسنه گرديده پس تجربه كنند نزد او آمده گفت اگر پسر خدا هستي بگو تا اين سنگها نان شود. در جواب گفت مكتوب است انسان نه محض نان زيست مي كند بلكه به هر كلمه اي كه از دهان خدا صادر گردد.»(انجيل متي، باب چهارم۴-۱)

 

۵-۱-۱-۲- پرهيز از ريا در روزه داري:
«اا چون روزه داريد مانند رياكاران ترشرو نباشيد زيرا كه صورت خويش را تغيير مي دهند تا در نظر مردم روز دار نمايند هر آينه به شما مي گويم اجر خود را يافته اند. ليكن تو چون روزه داري سر خود را تدهين كن و روي خود را بشوي تا در نظر مردم روزه دار ننمايي بلكه در حضور پدرت كه در نهان است و پدر نهان بين تو، ترا آشكارا جزا خواهد داد.» (انجيل متي، باب ششم، ۱۸-۱۶)

در اين قسمت از انجيل متي، علاوه بر اشاره به اصل وجود روزه داري در آيين و تعليمات مسيح، به اخلاق روزه داري اشاره شده است و اينكه در زمان روزه داري به واسطة ترشرويي و گرسنگي به شدت از رياي در ان بپرهيزيد زيرا كه اجرتان ضايع خواهد شد. بلكه برعكس در هنگام روزه داري، به خاطر پرهيز از رياكاري سر و روي خود را مرتب و معطر كن تا آنكه دچار ريا نشوي و در برابر اين تواضع، پروردگارنهابين، تو را آشكارا پاداش دهد.

۵-۱-۱-۳- روزه گرفتن ]يحيي[ و شاگردان يحيي:
«آنگاه شاگردان يحيي نزد وي آمده گفتند چون است كه ما و فريسيان روزة بسيار مي داريم لكن شاگردان تو روزه نمي دارند. عيسي بديشان گفت آيا پسران خانة عروسي مادامي كه داماد با ايشان است مي توانند ماتم كنند ولكن ايامي مي آيد كه داماد از ايشان گرفته شود در آن هنگان روزه خواهند داشت.» (انجيل متي، باب نهم، ۱۵ و ۱۴) و نيز در اين قسمت نيز فقط به اصل روزه از زمان يحيي و پس از آن اشاره شده است.

۵-۱-۱-۴- دعا و روزه شرط توفيق:
«اما شاگردان نزد عيسي آمده در خلوت از او پرسيدند چرا ما نتوانسيم او را بيرون كنيم. عيسي ايشان را گفت به سبب بي ايماني شما زيرا هر آينه به شما مي گويم اگر ايمان به اندازة دانة خردلي مي داشتيد بدين كوه مي گفتيد از اينجا بدين جا منتقل شو البته منتقل مي شد و هيچ امري بر شما محال نمي بود. ليكن اين جنس جز به دعا و روزه بيرون نمي رود.»(انجيل متي، باب هفدهم، ۲۱-۱۹)

۵-۱-۱-۵-روزه گرفتن پيروان مسيح:
«و زني نبيه بود حنا نام دختر فنوئيل از سبط اشير بسيار سالخورده كه از زمان بكارت هفت سال با شوهر بسر برده بود. و قريب به هشتاد و چهار سال بود كه او بيوه گشته از هيكل جدا نمي شد بلكه شبانه روز به روزه و مناجات در عبادت مشغول مي بود.» (انجيل لوقا، باب دوم، ۳۷ و ۳۶).
«آن فريسي ايستاده بدين طور با خود دعا كرد كه خدايا ترا شكر مي كنم كه مثل ساير مردم حريص و ظالم و زناكار نيستم و نه مثل باجگير، هر هفته اي دو مرتبه روزه مي دارم و از آنچه پيدا مي كنم ده يك مي دهم.» (انجيل لوقا، باب هجدهم،۱۲-۱۱)

در اين دو فراز از انجيل لوقا، به اين نكته اشاره شده كه مطابق تعاليم عيسي مسيح در تشريع روزه پيروان آن حضرت نيز به اين امر مهم، اهتمام مي ورزيدند.
همچنانكه در اين چند فراز از اناجيل اربعه، ذكر شده، فقط به اصل وجود روزه در تعاليم مسيح و اقدام پيروان يحيي و عيسي به امر روزه اشاره شده است بدون آنكه به شرايط، حدود و كيفيت روزه در عقايد مسيح اشاره شده باشد.

۵-۱-۲- روزه در قرآن
مسأله روز و احكام پيراموني آن در آيات قرآن كريم وارد شده و به عنوان يكي از فروعات دين مبين اسلام مورد تأكيد و توجه قرار گرفته تا جايي كه ۶۷ آيه در قرآن به امر روزه و احكام و آثار آن اختصاص پيدا كرده است كه ذيلاً به آن مي پردازيم و از بيان مسائل تخصصي روزه در احكام فقه پرهيز مي كنيم:

۵-۱-۲-۱-روزه، حكم مشترك خدا در امتهاي گذشته و حاضر:
«يا ايهاالذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون» :
«اي اهل ايمان بر شما هم روزه داشتن فرض گرديد

چنانكه امم گذشته را فرض شد و اين دستور براي آن است كه پاك و با تقوا شويد.»
در اين آيه، علاوه بر آنكه بر اصل وجوب روزه گرفتن براي مؤمنين و مسلمين اشاره شده به دو نكتة مهم ديگري هم اشاره شده است: نخست آنكه به روزه بعنوان حكم مشترك خداوند در ميان تمام امتهاي گذشته نگريسته شده و اينكه، روزه تنها اختصاص به اسلام ندارد بلكه براي اديان گذشته نيز تشريع شده بود و اين علاوه بر آنكه اهميت روزه گرفتن را در شريعت الهي روشن مي كند، به اشتراكات موجود در اديان الهي از جمله روزه، اشاره مي كند كه چگونه اديان توحيدي در مواضع و احكام گوناگوني با يكديگر مشتركند و اين خود، توحيدي بودن دين شما را تثبيت مي كند كه همة احكام از جانب يك شارع، تشريع شده است.
دوم آنكه، به حقيقت و آثار روزه اشاره شده كه ثمره و حقيقت روزه، تقوا و پرهيزگاري شماست كه ببينيد چگونه با نفس و مشتقيات نفساني خويش به مبارزه بر مي خيزد. بنابراين مي توان گفت، مطابق بيان اين آيه، روزه، يعني تمرين تقوا.

۵-۱-۲-۲-احكام روزه:
«اياماً معدودات فمن كان منكم مريضاً او علي سفر و غده من ايام اخر و علي الذين يطيقونه فديه طعام مسكين فمن تطوع خيراً فهو خيرُ له له و ان تصوموا خير لكم ان كنتم تعلمون- شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن هدي للناس و بينات من الهدي و الفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه و من كان مريضاً او علي سفر فعده من ايام اخر يريدالله بكم اليسر و لا يريدكم لكم العسر و لتكملوا العده و لتكبروا الله علي ما هديكم و لعلكم تشكرون»:

«روزهايي به شمارة معين روزه داريد (تمام ماه رمضان) و هركس از شما كريض باشد يا مسافر به شمارة آن از روزهاي آن از روزهاي غير ماه رمضان، روزه دارد و كساني كه روزه را به زحمت و مشقت توانند داشت، عوض هر رود خدا دهد يك مد طعام آنقدر كه فقير گرسنه اي سير شود و هركس بر نيكي بيفزايد اين رفتار بسيار براي او بهتر است و روزه داشتن شما را از هركار بهتر

خواهد بود اگر فوائد بيشمار اين عمل را بدانيد. ماه رمضان، ماهي است كه قرآن در آن نازل نازل شده است براي هدايت بشر و براي راهنمايي و امتياز حق از بازل پس هركه دريابد ماه رمضان را روزه بدارد و هركس مريض يا در سفر باشد به شمارة آنچه روزه خورده است از ماههاي ديگر روزه دارد كه خداوند براي شما حكم را اسان خواسته و تكليف را مشكل نگرفته است تا اينكه عدد روزه را تكميل كرده خدا را به عظمت ياد كنيد كه شما را به دين اسلام هدايت فرمود كه از اين نعمت بزرگ سپاسگذار گرديد.»

در اين قسمت از آيات، هم به احكام و شرايط روزه گرفتن و هم به احكام مكلفين پرداخته شده است. توضيح آنكه، در آية نخست، به طول مدت روزه يعني يك ماه كامل و همچنين كساني كه توان روزه گرفتن ندارند از قبيل مريض و نيز مسافر و احكام جبراني آنها اشاره شده و در آية دوم، به اين نكته اشاره شده كه آنان كه در ايام ماه رمضان توان و شرايط روزه گرفتن را ندارند و در ايام و ماههاي ديگر به جبران آن مي‌‌پردازند. آنگاه در ادامه، چنين بيان شده كه هدف از تشريع روزه از ناحية خداوند، عسر و به سختي افكندن شما نيست بلكه خداوند حكم آسان را براي شما مي خواهد. و نشانة و دليل همين كلام آن است كه خداوند روزه گرفتن شما در ماههاي ديگر يا جبران آنرا به صورت فديه، برايتان جايز شمرده است و اين همان آسان گرفتن حكم است نه اعسار.
و در جاي ديگر، به طول زمان روزه در يك روز اشاره مي كند:
«… كلوا و اشربوا حتي تبيين لكم الخيط الأبيض من الحيظ الأسود من الفجر ثم اتمّوا الصيام الي الليل» :
«… و رواست كه بخوريد و بياشاميد تا آنگاه كه خط سفيدي روز از سياهي شب در سپيده دم پديدار گردد پس از آن روزه را به پايان رسانيد تا اول شب…»
و در برخي از آيات، از روزه بعنوان كفاره اي براي برخي از گناهان از چمله قتل غير عمدي ، قسم هاي قلبي و عقيدتي و نيز ظهار نام برده شده كه نقش جبراني براي گناهان فوق را ايفا مي كند.

۵-۱-۲-۳- نذر روزة مريم (س):
«فلكي و اشربي و قري عيناً فاما ترين من البشر احداً فقولي اني نذرت للرحمن صوماً فلن اكلم اليوم انيساً »:
«پس از اين رطب تناول كن و از آب بياشام و چشم خود (به عيسي) روشن دار و هركس از جنس بشر را كه ببيني به او بگو براي خدا نذر روزة سكوت كرده ام و با هيچكس(تا روزه ام) سخن خواهم گفت.»
اين قسمت از آيات نيز به اصل وجود روزه در آيين يهود اشاره دارد كه بر اساس آن، مريم عذراء، براي سهولت زايمان خود، روزة سكوت نذر كرد. بنابراين، طبق بيان اين آيه، اصل روزه، اصل مشترك تمام اديان آسمان و الهي است.

مقايسه
۱)مسأله روزة، از مسائل مشتركي است كه هم در قرآن و هم در اناجيل وارد شده است با اين تفاوت كه در اناجيل اين موضوع به اختصار و اجمال و تقريباً در حد ذكر عنوان بيان شده در حالي كه در قرآن كريم، مسأله روزه به تفصيل بيان شده و احكام و شرائط، طول مدت و نيز مكلفين و معذورين از روزه مورد بررسي قرار گرفته اند.

۲)قرآن كريم، صراحتاً روزه را بعنوان اصل و حكم مشترك خداوند در ميان تمام امتها معرفي مي كند و در اين راستا، نذر كردن مريم را روزه سكوت را شاهدي بر اين مدعا، اعلام مي دارد و در حالي كه در اناجيل چهارگانه هيچ تصريح يا تلويحي مبني بر وجود حكم روزه بعنوان دستور مشترك خداوند براي امتهاي پيشين وجود ندارد.
۳)در قرآن كريم، صراحتاً به وجوب روزه گرفتن پيروان اسلام اشاره شده است در حالي كه در گزارشهاي اناجيل هيچ گونه تصريح يا تلويحي مبني بر وجوب روزه گرفتن پيروان مسيح از زبان آن حضرت وجود ندارد.