روشهاي جراحي جلوگيري از بارداري
بستن لوله ها يا عقيم سازي توسط جراحي پر طرفدارترين شكل پيشگيري از بارداري در ميان زوجهاي واقع در سنين باروري مي باشد.در سال ۱۹۸۷ مطابق با اظهار انجمن داوطلبان بستن لوله به طريق جراحي نزديك به ۹۷۶۰۰۰ عمل بستن لوله در ايالات متحده انجام شده كه ۶۶ درصد آنها روي زنان صورت گرفته است.

تا چندين سال اخير ,بستن لوله در زنان به عنوان يك روش تنظيم خانواده توسط گروههاي مختلف اجتماعي محكوم شده بود. براي مثال تا سال ۱۹۶۹ ,كالج آمريكائي متخصص زنان و زايمان توصيه مي كرد كه هر خانم ۳۰ ساله پيش از بستن لوله ها,بايد چهار بچه سالم داشته باشد. حتي امروزه محدوديتهاي اعمال شده توسط دولت مركزي باعث گرديده كه ناني كه تمكن مالي لازم ندارند از بستن لوله ها بي نصيب بمانند چرا كه ممكن است بودجه سازمان ارائه دهنده اين خدمات قطع شود. اين محدوديتها علاوه بر نسلهاي آينده در نظر نرداني كه آنها را اعمال كرده و ترويج داده اند هم مسخره بنظر خواهند رسيد.

بستن لوله ها در زنان
بيش از ۵ ميليون زن در ايالات متحده و در خلال سالهاي دهه ۱۹۷۰ تحت عمل جراحي بستن لوله ها قرار گرفتند . از لحاظ پزشكي , اين عمل را در حين سزارين انجام مي دهند.در زناني كه به صورت واژينال زايمان مي كنند, اوايل دوره نفاس زمان دلخواهي براي بستن لوله هاست. لوله هاي فالوپ به طور مستقيم در زير ديواره شكم قرار داشته و در دسترس هستند كه البته اين حالت به مدت چند روز پس از زايمان وجود دارد.

بنابراين انجام عمل جراحي ساده بوده و نياز به بستري شدن دراز مدت ندارد .وجود تمامي اين عوامل باعث مي شود كه انجام عمل را در اين زمان كم خطر تر از هر زمان ديگر بدانيم.
بستن لوله ها بلافاصله پس از زايمان واژينال ,معايبي به دنبال دارد. از آنجا كه مادر معمولاً چند زاست ,احتمالاً بدون دريافت بي حسي مناسب براي وارد شدن به حفره صفاق زايمان نموده است.به اين دلايل بعضي تمايل دارند كه ۱۲ تا ۲۴ ساعت صبر كنند.

براي مثال در بيمارستان پاركلند به منظور كاهش دوره اقامت در بيمارستان ,بستن لوله ها در اوايل دوره نفاس در بخش جراحي مامائي و در صبح روز پس از زايمان صوت مي گيرد. احتمال ايجاد خونريزي پس از زايمان در زنان چند زا بعد از ۱۲ ساعت نخست پس از زايمان , به مقدار قابل توجهي كاهش مي يابد.مسئله ديگر آنكه وضعيت نوزاد را مي توان در چند ساعت پس از تولد بصورت دقيق تري تعيين نمود.

بستن لوله ها در دوره نفاس
نخستين مورد بستن لوله ها در ايالات متحده در بيش از صد سال پيش صورت گرفت كه شامل بستن لوله هاي فالوپ بوسيله نخ سيليك در حد يك اينچي از محل اتصال لوله ها به رحم بود و پس از دومين عمل سزارين مادر صورت مي گرفت . پس از آن ميزان عدم موفقيت بالا به خاطر بستن لوله بدون رزكسيون لوله گزارش شد.امروزه روشهاي متعددي جهت قطع لوله وجود دارند.

روش Irving : احتمال عدم موفقيت در اين روش به كمترين حد مي رسد. همانطور كه در شكل مشخص شده است لوله فالوپ را قطع نموده و از مزوسالپنكس جدا مي كنند تا يك قطعه داخلي از لوله حاصل شود.انتهاي ديستال بخش داخلي لوله را در داخل مجرايي در ميومتر و در قسمت خلفي قرار داده و انتهاي پروگزيمال بخش ديستال لوله را در درون مزوسالپنكس جا مي دهند.براي انجام اين روش نياز به ميدان عمل بيشتري است.

روش Pomeroy : از ميان تمامي روشهايي كه جهت قطع لوله بكار مي روند,ساده ترين روش Pomeroy مي باشد.تاكيد اصلي در اين روش بر استفاده از نخ كاتگوت ساده براي بستن لوله تا شده مي باشد زيرا كه اساس اين روش بر پايه جذب فوري نخ و جدا شدن انتهاهاي بريده لوله است.
روش Parkland : اين روش در سالهاي دهه ۱۹۶۰ در بيمارستان پاركلند ابداع شد.در اين روش بر خلاف روش pomeroy ,از نزديك شدن دو انتهاي بريده شده لوله فالوپ جلو گيري مي شود.(شكلc 1-62 ).يك برش شكمي كوچك در زير ناف ايجاد مي گردد.بوسيله كلامپ Babcock بخش مياني لوله را مشخص مي نمايند تا بتوانند فيمبريا را در بخش ديستال بطور مستقيم مشاهده كرد.اين عمل سبب تشخيص ميان ليگامان گرد وبخش مياني لوله فالوپ مي شود .هر گاه لوله فالوپ بطور سهوي پائين بافتد

,مي بايست عمليات شناسايي اوله را مجددا وبطور كامل اجرا نمود.
پس از اين با استفاده از يك پنس هموستات كوچك بخشي از مزوسالپنكس را كه بدون رگ بوده (با توجه به شكل)و در نزديكي لوله فالوپ مي با شد سوراخ مي كنند,سپس پنس را آزاد كرده و لوله فالوپ را به طول ۵/۲ سانتي متر از مزوسالپنكس جدا مي نمايند. لوله فالوپ آزاد شده را در انتهاي پروگزيمال و ديسمتال با نخ كروميك صفر مي بندند و بخش حدفاصل لوله به طول ۲ سانتي متر را با قيچي بريده و از هموستاز اطمينان حاصل مي كنند. هر دو قسمت لوله فانلوپ رزكسيون شده را علامت گذاري نموده و براي تائيد بافت شناسي به آزمايشگاه مي فرستند .ميزان عدم موفقيت حدود يك در ۴۰۰ مي باشد.

روش Madiener بوده بجز آنكه بخشي از لوله تاشده را كلامپ نموده ,با نخ غير قابل بسته ولي رزكسيون انجام نمي گيرد .اينروش از آن جهت شرح داده مي شود كه ديگر بكار برده نمي شود زيرا ميزان عدم موفقيت آن ۷ در صد مي باشد.
فيمبريكتومي:در آوردن تمام بخش ديستال لوله جهت بدست آوردن نتيجه موثر در پيشگيري از باردداري توسط Kroener و ديكران شرح داده شد. Kroerne ,لوله فانلوپ را دو بار با نخ سيلك دوخته و سپس انتهاي فيمبريابي لوله را بريد. اگر چه او هيچگونه عدم موفقيتي را گزارش نكرده اما ديگران مواردي از عدم موفقيت را گزارش نموده اند و در بعضي موارد ميزان عدم موفقيت غير قابل قبول قبول مي باشد. Taylor (1972) در ميان ۲۰۰ خانم ,۶ مورد بار داري را گزارش كرده و Metz (1977), 7 مورد عدم موفقيت را در ميان ۳۸۸ خانم گزارش كرد . موارد عدم موفقيت معمولا ثانويه به باقي ماندن مقدار كمي از بافت فيمبريا يا ناشي از باز شدن مجدد مجراي بخش پروگزيمال لوله مي باشد.

بستن لوله ها در زمان ديگري غير دوره نفاس
روشهاي توصيه شده جهت بستن لوله ها از نظر از تعداد بسيار زياد مي باشند. از لحاظ اصولي اين روشها عبارتند از :
۱-بستن و رزكسيون لوله ها با انجام لاپارومي همانطور كه در مبحث بستن لوله ها در دوره نقاهت پس از زايمان شرح داده شد.
۲-قرار دادن دائمي انواع حلقه ها يا گيره ها بر روي لوله هاي فالوپ كه معمولا از طريق لاپاروسكوپ يا برش كولپوتومي صورت مي گيرد.
۳-الكتروكواگولاسيون قسكتي از لوله فالوپ كه باز هم از طريق لاپاسكوپ انجام مي شود.
لاپاروتومي: پس از آنكه رحم به طور كامل جمع شده و به درون لگن حقيقي باز مي گردد,مي توان با به كار بردن يك مانيپولاتور كه از پيش در رحم جا داده شده و رحم و روي سمفيز پوبيس قرار داد كه با انجام چنين اقدامي مي توان ميدان عمل خوبي بوجود آورد. با اين روش مي توان طريق يك برش ۳ سانتي در بالاي پوبيس اقدام به لاپاروتومي هاي كوچك و بستن لوله نمود.

كولپوتومي(Colpotomy) :بستن لوله از طريق واژان را معمولا در زناني كه بطور واژينال زايمان كرده اند و پس از جمع شدن رحم و بر طرف شدن پر خوني ناشي از بارداري , انجام مي دهند. از طريق فورنيكس خلفي واژن وارد حفره و سپس رزكسيون با روش Pomeroy يا فيبر يكتومي را انجام مي دهند . ميزان عفونت در اين روش زياد خواهد بود.