دستگا ههاي پيشگيري از بارداري داخل رحمي(IUD )
از ابتداي اين قرن,تلاشهايي به عمل آمد تاوسيله اي ساخته شود  تا با قرار دادن آن در رحم بتوان با حداقل اثرات جانبي جلوي بارداري را گرفت .اين تلاشها از سال ۱۹۶۰ حالت جدي تري پيدا كرد. دريكي از داستانهاي جالب وتاييد نشده نقل مي شود كه در سفرهاي طولاني با كاروان ,با قرار دادن سنگهاي كوچك در داخل رحم شترها از بارداري آنها جلوگيري به عمل مي آوردند.تخمين مي زدند كه در يك زمان در ايالات متحده حدود۷%از زنان فعال از نظر جنسي از IUD جهت پيشگيري از بارداري استفاده مي كردند .دو نوع IUDتاييد شده در شكل۱-۶۱ و۲-۶۱ نمايش داده شده اند. ميزان بارداري در مطالعات وسيعتر معمولا از ۵%تا۵درصد درسال فرق مي كند(Hatcer وهمكاران,۱۹۹۴ ).در سال ۱۹۸۶ ,دو نوع IUD پر طرفداركه توسط  زنان آمريكايي استفاده مي شد توسط توليد كنندگانشان از بازار جمع آوري شده اند.

دليل جمع آوريLippes  Loop   وcu7 ,فشار مالي ناشي از پرداخت خسارت مربوط به شكايت هاي قضايي اعلام گرديد.نزديك به دو ميليون خانم به طور ناگهاني در ادامه استفاده از اين روش موثر وايمن پيشگيري كه توسطFDA تاييد شده بود دچار ترديد شدند.در آن زمان, حدود نيمي از زنان در ايالات متحده كه ازIUD استفاده مي كردند ,نامزدهاي مناسبي جهت مصرف قرصهاي ضد بارداري بودند. تعدادي از بقيه خانمها به استفاده از IUD پلاستيكي بي اثر كه مي توان آنرا براي مدت نا مشخصي در محل باقي گذاشت,ادامه دادند.اما بسياري از زنان مجبور به استفاده از روشهاي ضد بارداري كم اثرتر ويابستن دائمي لوله ها بودند.خوشبختانه فروش دستگاهProgestasert (شكل۱-۶۱ )به مقدار محدود در بازارهاي ايالات متحده ادامه يافت هر چند كه بهاي آن براي مصرف كننده زياد بود.اگر چهIUD نوع Copper   T   مدل ۳۸۰A   پيش ازآن وتوسط موسسه غير انتفاعيPopulation  Council   ساخته شده بود اما تاسال ۱۹۸۸ در بازار ايالات متحده وجود نبود.اين نوع نيز بسيارگران است.

فوائد فرضيIUD
شرايط دلخواه يك IUD آن است كه يك بار كار گذاشته شده وپيشگيري كامل از بارداري ايجاد نمايند,به طور خود به خود خارج نشده وبه خاطر اثرات جانبي مجبور به خارج كردن از آن نباشيم,واينكه پس از خارج نمودن آن بتوان يك بارداري برنامه ريزي شده را فراهم كرد ,ونكته آخر اينكهIUD      باعث ايجاد تغييرات مضر براي بارداري نشود.

انواعIUD  
كلا اين دستگاها بر دو نوع مي باشد:۱-انواع خنثي از نظر شيميايي كه از يك ماده غير قابل جذب كه اكثرا پلي اتيلن است ساخته شده وبراي حاجب شدن در زمان پرتو نگاري باسولفات باريم مخلوط شده است,۲-انواع فعال از نظر شيميايي كه كم وبيش مواد شيميايي چون مس يا يك عامل پروژستروني را آزاد مي نمايد.

از ميان انواع خنثيLippes-loop-IUD   تا پيش از آنكه درسال ۱۹۸۵از بازار جمع آوري شود بسيار مورد توجه واستفاده بود.بعضي اززنان آمريكايي هنوز از اينIUD استفاده مي كنند كه پيش از آن تاريخ مصرف مي شدند .
Progestasert :اين دستگاه يك كوپليمر اتيلن وينيل استات به شكل Tهمراه با يك ساقه عمودي است كه حاوي۳۸ميلي گرم پروژسترون وسولفات باريم در يك بنيان از جنس سيليكيون) silicone )  مي باشد. اين منبع پروژستروني روزانه به طور تقريبي۶۵ ميكروگرم پروژسترون را به مدت يكسال به داخل حفره رحمي آزاد ميكند.اين مقدار,ميزان پروژسترون پلاسما راتغيير نمي دهد.اين دستگاه۳۶ميلي متر طول,۳۲ميليمتر عرض,و داراي يك نخ آبي تيره مايل به سياه است كه به ابتداي ساقه آن وصل  مي باشد(۱-۶۱).براي اين گذاشتنIUD مي بايست از روش عقب كشيدن استفاده نمود كه در صفحات بعدي شرح آن داده خواهد شد.

IUD لوونورژسترل(LNg-IUD  ):
اين دستگاه شبيه لوونورژ سترل ميباشد اين دستگاه امروزه در اروپا وايالات متحده بطور فراوان آزمايش مي شود.فايده اصلي آن تعويض دستگاه هر ۵سال يكباراست در حاليكه در موردProgestasert  مي بايست دستگاه بطور ساليانه عوض گردد.اين نوعIUD سبب آزاد سازي لوونورژسترل به درون رحم وبه ميزان ثابت۲۰ميكرو گرم در روز ميگرددكه به ميزان قابل توجهي اثرات سيستميك پروژستين راكاهش مي دهد.اين نوعIUD پلي اتيلني وشبيه به حرفT بوده وپايه ان توسط استوانه اي متشكل از تركيب پلي دي متيل سيلوگزان/لوونورژ سترل پوشيده شده است.يك غشاي نفوذ پذير اين تركيب را احاطه كرده وميزان آزاد سازي هورمون را تنظيم مي نمايد.

دستگاهCopper   T    ۳۸۰A :
اين دستگاه نيز به شكل T  است ولي از جنس پلي اتيلن وسولفات باريم مي باشد.ساقه آن توسط يك سيم مسي نازك با سطحي معادل ۳۱۴ ميلي متر مربع پيچانده شده است وهر كدام از بازوهاي آن داراي يك حلقه مسي باسطحي برابر با ۳۳ميلي متر مربع مي باشند  كه بدين ترتيب اين دستگاه مجموعا ۳۸۰ ميليمتر مربع سطح مفيد جهت آزاد سازي مس خواهد داشت. دو عدد نخ نيز ازپايين ساقه آن اويزان است. در ابتدا اين نخها آبي رنگ بودند ولي اكنون به رنگ سفيد توليد مي شوند.حرف(A)درنام اين مدل ازIUD معرف اين است كه پايين ساقه آن بزرگتروكروي شكل است.گفته مي شود كه وجود چنين حالتي,احتمال ايجاد سوراخ درسرويكس وانتهاي تحتاني رحم توسط ساقه عموديIUD را كاهش مي دهد.به هنگام گذاشتن اينIUD نمي بايست بيش از ۵ دقيقه آن را در لوله پلاستيكي جاي دهنده نگاه داشت.بازوهاي قابل انعطاف سبب حفظ((خاطره))جاي دهنده
(inserter )مي شوند.

مكانيسم اثرIUD
مكانيسم هايي كهIUD  به توسط آنها از بارداري جلو گيري مي كند بدرستي مشخص نشده اند.زماني باور بر اين بود كه IUD  از لانه گزيني تخم در داخل رحم ممانعت بعمل مي آورد,ولي امروزه به نظر مي رسد كه اين كم اهميت ترين مكانيسم آن باشد.بطور مشخص,پس از گذاشتن IUD يك واكنش شديد التهابي موضعي ايجاد مي شود,خصوصا در استفاده از دستگاههاي حاوي مس,كه اين التهاب خود موجب فعال شدن ليزوزومها وساير فعاليتهاي التهابي گرديده كه براي اسپرم كشنده مي باشند(Alvhrez ودستياران,۱۹۸۸    

                        
Moyer وMishell,1971 Ortiz و Croxatto1987).در موارد نادري كه گشنيدگي اتفاق بيافتد,همين مكانيسم ها برعليه بلا ستوسيست عمل مي كنند.گزارشLippes وهمكاران(۱۹۷۸)مبني بر اين كه گذاشتن دستگاههاي      
CopperياCu7,5روز پس از نزديكي مي تواند از بارداري جلوگيري نمايد,خود دليل محكمي براي اثبات اين مدعا است كهIUD هاي مس مي توانند اثر كشنده اي بر روي بلاستوسيست داشته باشد.Buhierو              Papiemik(1983) نيز از چنين مكانيسمي حمايت مي كنند,بدين ترتيب كه آنها دو بار داري متوالي در هر يك از چهار زني كهIUD داشته ولي بطور مستمر از داروهاي ضد التهاب استفاده مي كردندرا شرح داده اند.

درIUD      هايي كه از لحاظ شيميايي بي اثر هستندهر چه اندازه آنها بزرگترو سطح تماس شان با آن دو متر بيشتر باشد,كارايي بيشتري خواهد داشت.فلزات مشخصي چون مس به مقدار زيادي سبب افزايش اثر ضد بارداريIUD       هاي خنثي مي شوندكه احتمالا اين كار را با ايجاد پاسخ التهابي موضعي در داخل رحم انجام مي دهند.براي مثال يكي از انواعIUD پلي اتيلني كوچك   Tشكل همراه با وقوع بارداري به ميزان ۱۸در صد درسال بودتا زماني كه نوار نازكي از مس به مساحت ۲۰۰ميليمتر مربع به آن اضافه گرديد.

پس از اين ميزان بارداري  تا حدود ۲در صد در سال سقوط كرد.نقش موضعي مس از اهميت اصلي بر خوردار است زيرا با قرار دادن فلز مس دريكي از شاخه هاي رحم خرگوش ميتوان از لانه گزيني بلاستوسيست جلوگيري كرد درحالي كه نمي توان در شاخ ديگر رحم چنين نتيجه اي بدست آورد(Zipper           وهمكاران,۱۹۷۱).يك مكانيسم احتمالي ديگر,افزايش حركات لوله تخمداني احتمالا به علت التهاب داخل رحم است.همچنين در صورت لقاح وانتقال لوله اي موفق  هم اندو متر محل مناسبي جهت لانه گزيني نخواهد بود.براي مثال استفاده طولاني مدت ازprogestraser موجب اتروفي اندومتر مي شود.عملكردIUD ممكن است بخوبي ودر خارج از رحم اعمال گردد(Sivin        ,۱۹۸۹) ويك اثر مهم آن مي تواند جلو گيري از لقاح بوسيله عمل نابود سازي اسپرمها و/يا افزايش سرعت حركت تخمك از درون لوله فالوپ باشد(Alvarezوهمكاران,۱۹۸۸,Ortizو Croxatto ,1987)

ميزان كارايي
بسياري از زنان,پس از مدتي استفاده از يك روش ضد بارداري,به دلايل مختلف ديگربه استفاده از آن ادامه نمي دهند.ميزاني كه خانمها پس از بك سال مصرف يا بيشتر,همچنان به استفاده ازIUD ادامه مي دهند,بسيار بالا بوده وتنها نسبت به روشهاي كاشت داروهاي ضد بارداري در بدن,در مرتبه دوم قراردارد(۱-۶۱)ميزان ادامه استفاده يكسالهIUD معادل با داروهاي ضد بارداري خوراكي است .

اين نتايج قطعا مربوط به ميزان تاثير بالاي آنها در جلو گيري از بارداري وهمچنين اين مزيت است كه تنها يك بار گذاشته مي شود.ميزان كاراييIUD مشابه با ميزان كلي تاثير داروهاي ضد بارداري خوراكي است.همانگونه كه در جدول۱-۶۱ نشان داده شده است,ميزان عدم موفقيت در سال اول برايprogestasert حدود چهار برابر ميزان عدم موفقيتCopper  T 380A (2در صد در برابر۸%درصد) مي باشد.استفاده از دستگاهCopper T380Aاز موثرترين روشهاي جلو گيري از بارداري مي باشد.مهم است بدانيم كه,ميزان بارداريهاي ناخواسته بطورمستمر از سال اول استفاده به بعدكاهش مي يابد
(Vesseyودستياران,۱۹۸۳ ).احتمالا اين به علت عدم موفقيت حود روشها ونه بدليل مسائل مربوط به استفاده كننده است.به نظر مي رسد كهIUD لونورژ سترل حتي از نوعCopper T 380A هم موثرتر است(Rove   ,۱۹۹۲)

اثرات سودمند
IUD هاي پروژستروني ونوع جديدتر حاوي لوونورژسترون سبب كاهش خونريزي قاعدگي شده وحتي مي توان از آنها جهت درمان منوراژي استفاده نمود.علاوه در اين كاهش خونريزي قاعدگي اغلب همراه باتخفيف ديسمنوره مي باشد.اقتصاد يك جنبه خوب ديگر است زيرا با وجود انكه بهاي دستگاه وهزينه جايگذاري آن در ابتدا زياد است اما استفاده گسترده وهمگاني از     Cu T380A وLNg كاربرد آنها را بسيار مقرون به صرفه كرده است .يك جنبه مثبت ديگر آن است كه درموارد منع مصرف قرصهاي ضد بارداري تركيبي ونور پلانت اغلب مي توان استفاده از اين شيوه را تجويز نمودحتي مي توان ازLNg  -IUD استفاده كرد زيرا سبب آزاد سازي مقادير بسيار كمي از هورمون محدود شده مي گردد.گزارش شده كهLNg-IUD  حتي سبب كاستن از بروزعفونتهاي لگني شده است(Toivonen               وهمكاران,۱۹۹۱).

عوارض جانبي
عوارض متعددي پس از استفاده از انواع مختلفIUDگزارش شده اند.ولي در اغلب موارد عوارض شايع آنها شديد نبوده وهمچنين عوارض شديد آنها,شايع نبوده بعلاوه اينكه با استفاده طولاني مدت وبالا رفتن سن مصرف كننده ميزان بارداريهاي ناخواسته بيرون افتادن ودفعIUDوخونريزي كمتر مي شود.نهايتا با قطع استفاده از آنها اشكالي در باروري پيش نمي آيد(Sivin      وهمكاران۱۹۹۲)
سوراخ شدن رحم وسقط:اولين عوارضIUDبه هنگام گذاشتن آن به وقوع مي پيوندند.اين عوارض شامل مواردزير مي باشد:پرفوراسيون يا سوراخ شدن مخفي يا آشكار رحم,چه در زمان سوند زدن رحم وچه به هنگام گذاشتن خود دستگاه وبالا خره سقط يك بارداري تشخيص داده نشده.احتمال بروز چنين عوارضي بستگي به مهارت فرد گزارنده ورعايت تدبير لازم جهت جلوگيري از ختم بارداري دارد.اگر چهIUD ممكن است در هر زماني پس از گذاشتن از جدار رحم عبور كندولي در اكثر موارد سوراخ شدن رحم در موقع قرار دادنIUDرخ داده ويا حداقل مقدمات آن فراهم مي شود.

كرامپهاي رحمي وخونريزي:
احتمال دارد بلافاصله پس از قرار دادنIUD كرامپ رحمي ومقداري خونريزي پديد بياورند كه تا زمان متغيري ادامه خواهند داشت.با مصرف يك داروي غير استروئيدي ضد التهابي(NSAID )حدود يك ساعت قبل از گذاشتنIUD مي توان اين كرامپها را به حد اقل رساند.افزايش كرامپها در زمان قاعدگي را هم به همين طريق مي توان كنترل نمود.اين داروهاي مهار كننده پروستا گلاندين سنتتاز را نمي بايست در ساير زمانهاي چرخه قاعدگي مصرف كرد,چرا كه اثر ضد التهابي آنان از اثرات جلوگيري از بارداريIUD مي كاهد(Buhler              وpapimik 1983)

منوراژي:با مصرفIUD ميزان خونريزي در زمان قاعدگي به حدود دو برابر مي رسدوگاهي ممكن است آنقدر شديد باشد كه انمي فقر آهن ايجاد نمايد.بدين جهت عاقلانه است كه هموگلوبين,هماتوكريت واحيانا سطح فريتين پلاسما در زناني كهIUD مصرف مي كنند بطور سالانه وياهر وقت كه ازخونريزي زياد قاعدگي شكايت دارند كنترل شود.اين عارضه ناراحت كننده اي براي خانمها است وحدود ۱۵در صد زناني كه ازIUD استفاده مي كنند آن را به دليل همين مشكل درمي آورند (Hatcher وهمكاران۱۹۹۰)دستگاه پروژستاسرت به علت اثرات موضعي پروژستروني, خيلي كم با منوراژي وانمي همراه است.براي مثال ,قاعدگي طبيعي موجب از دست رفتن حدود۳۵ميلي ليتر خون مي شود,متوسط خونريزي با استفاده از اكثر دستگاههاي حاوي مس در حدود۵۰تا۶۰ميلي ليتر است ولي ممكن است بيشتر هم باشد.

(Guillebaud وهمكاران,۱۹۷۹).متوسط خونريزي قاعدگي نزد زناني كه از پروژستاسرت استفاده مي كنند تقريبا ۲۵ميلي ليتر است .از دست رفتن خون باLNg-IUDممكن است حتي از نوع پروژستاسرت هم كمتر باشد.
عفونت:جهت اطمينان از قرار گيري مناسب در رحم ,بيشترIUD ها داراي نخي از جنس الياف مصنوعي بوده كه بهIUD متصل است اين قسمت ازIUD كه دم ناميده مي شود از سوراخ خارجي بيرون آمده وپس از قطع آن حدود دو سانتي مترآن دروسط سرويكس مشخص مي باشد.در گذشته نيز اين طور تصور مي شد كه نخIUD مي تواند نظير يك فتيله عمل كند وباعث انتقال باكتريهاي بيماري زا به درون حفره رحم شود.Purrier            وهمكاران(۱۹۷۹)نشان دادند كه موكوس پوشاننده نخ در نيمي ازIUD      ها بوسيله كلني باكتريهاي بالقوه بيماريزا پوشانيده شده اند.

عفونتهاي لگني:از جمله سقط عفوني در موارد مصرف گونه هايي ازIUD     هاگزارش شده اند.آبسه هاي لوله اي تخمدانيكه ممكن است يك طرفه باشند توسطDawoodوBirnha (1975),  Taylo و همكاران (۱۹۷۳و۱۹۷۵) شرح داده شده است. در صورت مشكوك بودن به عفونت ,مي بايستIUDرا خارج كرده ودرمان آنتي بيوتيكي راآغاز نمود.بيمار مي بايست تحت نظر دقيق باشد زيرا موارد مرگ ومير ناشي ازIUD       كمتر از مرگ ومير ناشي از مصرف قرصهاي ضد بارداري استروژن-پروژستين يا حتي بارداري است.به هر جهت بخاطروجود خطر سالپنژيت,پريتونيت لگني وابسه لگني ومتعاقب آن عقيمي,معمولا درزنان كمتر از ۲۵ سال ويا زايمانهاي كم,استفاده ازIUD توصيه نمي گردد.Vesseyوهمكاران(۱۹۸۳)مداركي ارائه نموده اند كه پس از خارج كردنIUD رحم خانمهاي چند زا,اختلال طولاني مدتي در باروري آنان مشاهده نگرديد.آنان نتيجه گيري كردند كه عفونت لگني كه بتواند باروري را مختل نمايد ,مي بايست دسته كم در زنان چند زا كه ازIUDاستفاده مي كنند ,بسيار نا شايع باشد .

پس ازآنDaiing (1985)وcramer (1985)وهمكارانشان اطلاعات مشابهي را ارائه دادندمبني بر اينكه استفاده از IUD همراه با افزايش نا باروري ناشي از عوامل لوله اي مي باشد. اين اثرات درIUDهاي حاوي مس قابل چشم پوشي بودند اما در زناني كه هرگز باردار نشده بودند بويژه اگر چندين شريك جنسي داشتند وازIUD منسوخ شده استفاده مي كردند ,نمايانتر بود.جالب است كهLee وRubin  گزارش كردند كه خطر بروز عفونت لگني زنان شوهر دار وآنهايي كه تنها يك شريك جنسي دارند,چهار ماه پس از مصرفIUD,تفاوتي با زنان شاهد ندارد.بلافاصله پس از قرار دادن يكIUD وتا چند روز پس از آن مي توان از حفره رحمي,باكتري بدست آورد كه البته ميزان آن پس از ۲۴ ساعت بسيار كمتر است(Mishel وهمكاران,۱۹۶۶).بر اساس مطالعات اخير,تنها افزايش كمي كه در ميزان بروز عفونتهاي لگني وآنهم تنها در ۲۰ روز اول قرار دادنIUD ,ايجاد ميشود (Farleyو همكاران,۱۹۹۲).

بنابراين خطرعمده عفونت ,ناشي از فرآيندقراردادنIUD است وبا مصرف طولاني چندان بيشتر نمي شود.واقعيت اين است كه ميزان بروز عفونتهاي لگني نزد زناني كه به مدت طولاني ازIUD هاي حاوي مس ويا هورمون استفاده كرده اند در مقايسه با كساني كه داروهاي ضد بارداري خوراكي مصرف مي كنند يكسان مي باشد.پس از ۴۵تا۶۰ روز,حفره رحمي استريل مي شود.بدين جهت هر گونه عفونت پس از اين مدت را مي بايست بيماري مقاربتي تلقي كرد ودرمان لازم را انجام داد (Lee ودستياران,۱۹۸۳,Mishel وهمكاران۱۹۶۶).اين احتمال وجود دارد كه انواع جديدIUDحاوي مس يا مواد پروژستيني,ميزان عفونتهاي لگني را كاهش مي دهند(مقاله سر دبير,۱۹۹۲,Toivonen ,1991).زناني كه ازIUD  استفاده مي كنند در مقايسه با زناني كه ساير روشهاي پيشگيري را بكار مي بندند بيشتر در معرض ابتلا به عفونت با ويروس نقص ايمني انساني مي باشند(Musiccoوهمكاران ۱۹۹۶).اين مسئله مي بايست به صورت قاطع مشخص شود.

وجود اجسام شبهه اكتينوميستدر پاپ اسمير با استفاده مداوم ازIUD        
در ارتباط است.Fiorino (1996)در بررسي علمي خود نشان داد كه اكتينوميسه هابه ميزان ۷%در اسميرسيتولوژي زنان استفاده كننده ازIUD    
ديده مي شود در حالي كه اين ميزان در ديگر زنان كمتر از ۱در صد مي با شد.اهميت باليني اين نكته نا مشخص بوده اما قدري نگران كننده مي باشد.

در بعضي مطالعات تنها پس از سالها استفاده ازIUD ,شيوعActinomyces    israelii   يا ارگانيسمهاي شبهه اكتينو ميست افزايش يافته است.علاوه بر اين ديده شده كه زنان مبتلا به آبسه لگني ناشي از اين ارگانيسم پيش از شروع علائم بطور متوسط ۸سال ازIUDاستفاده كرده بودند.Keebler وهمكاران(۱۹۸۳)نشان دادند كه وقتي اسمير از نظر اكتينوميسه مثبت شد تا زماني كهIUDخارج شود تمام اسميرهاي بعدي نيز مثبت خواهند بود.

پيدا كردن اكتينو ميسه ها بوسيله سيتولوژي در غياب علائم مشكل ساز مي شود.در مان با پني سيلين موثر نيست بنابراين بعضي اعتقاد به خارج نمودنIUD دارند اگر چه معلوم نيست كه آيا اين كار سبب پيشگيري از عفونت مي گردد يا خير(Fiorino 1996)بيشتر محققان معتقدند كه اگر نشانه هاوعلائم عفونت در خانمي كه داراي اجسام اكتينوميسه است بروز نمايد بايدIUD را خارج نمودو درمان آنتي بيوتيكي را شروع كرد.

سياست مولفان درمانگاهاي سلامت مادران وتنظيم خانواده,مبني بر خارج نمودنIUD,درمان آنتي بيوتيكي,پيشگيري از بارداري توسط يك روش ديگر وجايگزيني دوبارهIUD در يك زمان مناسبترودر صورت تقاضا مي باشد.Hill (1992)گزارش نمود كه ممكن استEubacterium  nodatum  در پاپ eli اشتباه شود.اين باكتري مي تواندعفونت لگني ايجاد نماياسميرباActinomyces     isra د ودر صورت شناسايي آن حتي در زنان بدون علامت ميبايستIUDرا خارج كرد.

بارداري در حضورIUD :
همانگونه كه در فصل۹ ذكر شد تشخيص بارداري درتمامي زنان استفاده كننده ازIUD چه در داخل رحم باشدوچه در خارج از رحم,بسيار اهميت دارد.وجودIUD در درون رحم بارداربراي مادر وجنينش خطر آفرين است.IUD   
قرار گرفته در خارج از رحم نيز مي تواند براي مادر خطر آفرين باشد.مي بايست در زمان زايمان,اقدامات مناسبي جهت شناسايي محلIUD       وخروج آن به عمل آورد.پس از تشخيص بارداري ومشخص شدن نخIUD در درون سرويكس مي بايست آنرا خارج نمود.اين كار سبب كاستن از عوارض بعدي نظير سقط دير رس,سپسيس وزايمان نا رس مي گردد.Tatum وهمكاران(۱۹۷۶ )مشاهده نمودندكه ميزان سقط در صورت باقي ماندنIUD      
دررحم۵۴درصد ميباشد در صورتي كه با در آوردن به موقعIUD اين مقدار به ۲۵ درصد خواهد رسيد.به علاوه در صورت باقي ماندنIUD  در محل شيوع كم وزني نوزادان كه عمدتا ناشي از زايمان زود رس است۲۰درصد بوده در حاليكه درصورت خارج نمودنIUD اين مقدار نيز به ۵در صد خواهد رسيد.

 Vesseyوهمكاران(۱۹۷۹)نيزاين مشاهدات راثابت نمودند.اگرIUD      ديده نشودنبايستIUD راخارج نمود زيرااين كار ميتواند منجر به سقط جنين شود.گزارشهايي دال برخارج نمودن موفقIUD با كمك سونو گرافي در مواردي كه نخIUD قابل مشاهده نيست,وجود دارد.احتمال سقط سه ماهه دوم در بيماراني كه با وجود داشتنIUD در رحم خود باردار شدند حدود ۵۰درصد است .بعلاوه احتمال اين كه اين سقط عفوني باشد ,بيشتر است(Lewit ,1970,  
Vesseyودستياران,۱۹۷۴ ).سيپسيس گاهي برق آسا بوده واغلب كشنده مي باشد.به علت اين خطرات مي بايستي به زن بارداري كهIUD در رحم خود دارد ,امكان سقط راهم داد(انجمن پزشكان زنان وزايمان آمريكا ,۱۹۹۲).زناني كه با وجود داشتنIUD در رحم خود ,باردار شدند وشواهدي از عفونت رحمي رانشان مي دهند مي بايست تحت درمان وسيع آنتي بيوتيكي وتخليه سريع محصولات بارداري وIUD قرار بگيرند.موردي كه شرح داده مي شود بيانگر خطرات مربوط به وجودIUD همزمان بابارداري مي باشد:

خانمي با وجود قرار داشتنIUD از نوعLippes  loop   در رحمش,باردار شد وهر گونه تلاش براي به منظور ديدن نخIUD وخارج كردن آن ناموفق بود.او ترجيح داد كه به بارداريش ادامه دهد كه تا هفته۲۰موفق بود.در اين زمان به خاطر تب ولرز در بيمارستان بستري گرديد.در معاينه پرده هاسالم بود,سرويكس بسته بود,هيچگونه انقباضي وجود نداشت وحساسيت لگني يا رحمي نيز مشاهده نگرديد.كشت خون انجام شدودرمان با داروهاي ضد ميكروبي وسيع الطيف اغاز گرديد.بيمار نخست احساس بهبودي داشت اما در عرض ۲۴ساعت دچار لرز بعدي همراه باتب۴۰ درجه سانتي گراد شد.

نتيجه كشتهاي خون اوليه منفي بود اما در كشتهاي بعديEcoli رشد نمود.همچنين بيمار دچار ادم ريوي تراوشي گرديد كه ناشي از آسيب ايجاد شده توسط اندوتوكسين بود(فصل۴۶).زايمان بطور خود به خود شروع شد ونوزاد۲۰ هفته اي بلافاصله پس از آن بدنيا آمدودر حاليكهIUD  برروي قفسه سينه نوزاد قرار داشته ودر جفت فرو نرفته بود.ضايعه ريوي بيمار به آهستگي بهبود يافت اما با وجود ادامه درمان آنتي بيوتيكي,۷روز بعد اختلال انعقادي مصرفي بروز كرد.سي تي اسكن شواهدي از نكروز رحمي را مشخص نمودودر لاپاروتومي معلوم شد كه رحم وهر دو لوله هاي رحمي دچار نكروز شده اند.علاوه بر اين ترومبوفلبيت عفوني وريد تخمداني نيز موجود بود.براي بيمار عمل هيستركتومي وادنكسكتومي دو طرفه انجام گرديد.پس از گذرانيدن دوره دراز مدت پس ازعمل, سر انجام بيمار جان سالم بدر برد.
در موارد بارداريهاي همراه باIUD ,افزايش وقوع نا هنجاريهاي مادر زادي ديده نمي شوند.

بارداريهاي خارج از رحم:
اگر چهIUD از بارداريهاي داخل رحمي جلو گيري به عمل مي آورد اما كمتر مانع لانه گزيني تخم در خارج از رحم  مي گردد.به اين مسئله توجه شده بود كه استفاده ازIUD,خطر بروز بارداري نا بجا را افزايش مي دهد اماVessey          و همكاران(۱۹۷۹)پي بردند كه خطر ايجاد اين حالت در مدت زمان استفاده نسبتا ثابت بوده و به ميزان ۲/۱در ۱۰۰۰ زن در سال مي باشد .ولي در مواردي كه با وجود استفاده ازIUD,بارداري اتفاق بيافتد ,احتمال بروز بارداري نا بجا افزايش يافته كه اين ميزان در مواردي كه از دستگاه پروژستاسرت استفاده شده است ,بيشتر هم مي باشد.از آن جهت كهIUD      بطور يقين مانع بارداري خارج رحمي نمي شود لذا خانمهايي كه در معرض خطر بالاي ابتلا بارداري نابجامي باشند(نظير مبتلايان قبلي به سالپنژيت,بارداري نابجا يا جراحي لوله اي)افرادمناسبي جهت استفاده ازIUD نيستند.