چكيده
با توجه به نقش عمده فرهنگ و اعتقادات ديني در آموزش پذيري جامعه، به عقيدة بسياري از صاحبنظران، راهكار نهايي پايان دادن به بهره برداري بي حد و حصر انسان از منابع طبيعي و ايجاد روحية مسؤليت پذيري مشترك جهت حفاظت محيط زيست احياء فرهنگ هاي اصيل ملل و رويكرد به تعاليم ديني و بهره گيري از رهنمود هاي اديان الهي است.

بسياري از مباني فرهنگي ما كه با اعتقادات ديني آميخته است حاوي تعاليم و رهنمود هاي ارزشمندي است كه ميتواند راهگشاي مشكلات كنوني نسل بشر باشد. از آن جمله نحوه نگرش و برخورد فرهنگ ايراني و منابع اسلامي با طبيعت به عنوان آثار رحمت و بركت و مذموم دانستن بارزترين و عمده ترين عامل كاهش منابع طبيعي و افزايش ضايعات يعني خصلت اسراف و تبذير است.

مقدمه
مشكلات و بحرانهاي كنوني منابع طبيعي و ملي به مرحله اي رسيده است كه ميتوان ادعا كرد حل آنها از عهده دولتها و نهاد ها و تشكيلات دولتي و غيردولتي خارج است، تنها با بسيج عمومي و همكاري و مشاركت همه ساكنان زمين ميتوان اين بحرانها را كاسته و يا به رفع آنها پرداخت. از سوي ديگر به تجربه ثابت شده است كه بسيج عمومي در مواردي كه اهداف برنامه ها ريشه در اعتقادات فرهنگي و باور هاي ديني مردم داشته باشد با موفقيت و پيشرفت بيشتري همراه است. لذا اغلب صاحبنظران بر اين باورند كه تنها راه نجات انسان و خاتمه دادن به تخريب و اتلاف روز افزون منابع طبيعي رويكرد به تعاليم ديني و بهره گيري از دستورات و راهنمايي هاي اديان الهي است.

قرن بيستم كه با جدايي دين از علم، اقتصاد از فرهنگ و ماديات از معنويات شروع شد نهايتاً با بروز بحرانهاي عمده زيست محيطي به رويكرد مجدد انديشمندان و محققين جهان به اصول و مباني ديني و اخلاقي انجاميد. از سال ۱۹۷۷ كه بر اساس برنامه سازمان ملل، بررسي نقش اديان در مقابله با بحرانهاي زيست محيطي توسط دانشگاه هار وارد آغاز شده است تاكنون هزارها مقاله و تحقيق ارزشمند توسط انديشمندان و پژوهشگران دنيا ارائه شده است كه بر ضرورت بازگشت به فرهنگ ديني و بنيان گذاري اخلاق زيست محيطي تأكيد نموده اند و معتقدند كه اديان جهان مي توانند از نيروي خود براي پايان دادن به بهره برداري بي حد و حصر انسان از منابع طبيعي و ايجاد روحية مسئوليت پذيري مشترك جهت حفاظت محيط زيست استفاده نمايند.

در اين ميان مباني فرهنگ ايراني و ديدگاههاي اسلام و قرآن در تبيين ارزش واقعي منابع طبيعي و عوامل محيط زيست به عنوان آيات و نشانه هاي علم، قدرت و عظمت آفريننده جايگاه ويژه اي به خود اختصاص داده است.

جايگاه منابع طبيعي در فرهنگ ايران
خوشبختانه كشور ما با قرار گرفتن در محل تلاقي فرهنگ اصيل ايراني و تعاليم عالي اسلامي از پتانسيل بالايي در زمينه حفاظت و حرمت منابع طبيعي برخوردار است. كتب ادبي ما سرشار از اشعار و تمثيل هايي است كه بيانگر ارزش والاي طبيعت از ديدگاه ايرانيان به عنوان آيه ها و نشانه هاي شناخت و عشق به معبود است. آب، نان و هر جزيي از طبيعت از ديدگاه ايرانيان تنها به عنوان منابع مصرفي محسوب نمي گردند، بلكه نمونه هاي رحمانيت، قدرت و

تدبير باري تعالي به حساب مي آيند و هر برگ درختي دفتري است در معرفت كردگار. به همين دليل ايرانيان به نمك كه ظاهراً فراوان ترين و كم ارزشترين منبع طبيعي است قسم ميخورند، نان را لگد نميكنند و آلوده كردن آب را گناه مي شمرند.
ديدگاه قرآن در مورد اسراف و تبذير

قرآن مجيد آموزش پذيري و توانايي رشد فرهنگي انسان را عامل عمدة مقابلة با فساد و تباهي زمين معرفي نموده است. وقتي خداوند خبر آفرينش انسان و قراردادن او به عنوان خليفه خود در زمين را به ملائكه اعلام مي نمايد، گويا آنها به دليل آگاهي از خصوصيات فطري افزون طلبي و سركشي انسان از قوانين طبيعي نگراني خود از بروز فساد و تباهي توسط انسان در زمين را اعلام مينمايند. (اَتجعَلُ فِيهَا مَن يُفسِدُ فِيهَا وَ يَسفِكُ الدِمَآءَ – بقره ۳۱). خداوند براي رفع تشويش آنها، به آموزش علم اسماء به انسان اشاره مي فرمايد. بديهي است كه مقصود از اسماء تنها لغات و نامها نيست، زيرا تنها فراگرفتن لغات موجب برتري آدمي و دليل خلافت او در زمين نميشود، بلكه قدرت درك و احساس و تعقل حقيقت تعليم اسماء است كه با قدرت اختيار و تصرف بهم پيوسته و نتيجتاً آگاهي از فلسفه خلقت هر يك از پديده هاي آفرينش، آدمي را به مقام خلافت در زمين ميرساند.

از ديدگاه قرآني اسراف كلمه بسيار جامعي است كه هرگونه زياده روي در كميت و كيفيت و بيهوده گرايي و اتلاف و مانند آن را شامل مي شود، يكي از مذموم ترين اعمال محسوب ميگردد و در آيات و روايات فراواني از آن مذمت شده است. با توجه به محدوديت منابع روي زمين، هر اسراف كاري سبب محروميت بسياري از انسانهاي بي گناه خواهد شد. روح اسراف معمولاً با خودخواهي و خودپسندي و بيگانگي از خدا و خلق خدا همراه است.

اين روش قرآني است كه به هنگام تشويق به استفاده از مواهب فوراً جلو سوء استفاده را گرفته و به اعتدال توصيه مينمايد. هنگاميكه امر به خوردن و نوشيدن و استفاده از نعمتهاي الهي مي فرمايد چون طبع زياده طلب انسان ممكن است از اين دستور سوء استفاده كرده به جاي بهره وري عاقلانه و اعتدال آميز از پوشش و تغذيه صحيح، راه تجمل پرستي و اسراف و تبذير را پيش گيرد، بلافاصله تاكيد ميكند كه: كُلوُا وَاشرَبوُا وَلاتُسرِفوُا بخوريد و بياشاميد و از اسراف بپرهيزيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.

به خاطر اثرات زيانبار اسراف و تبذير، اين خصلت ناپسند در كلام الهي شديداً محكوم شده، در رديف گناهان قرار گرفته و مسرفان برحسب مورد به درجات مختلفي از عقاب وعده داده شده اند.

آنگاه كه سخن از اسراف در كارهاي نيكي همچون استفاده از زينت و لباس نيكو به هنگام حضور در مسجد و اداي حقوق فقرا يا اعمال مباحي مثل خوردن و آشاميدن در ميان است مجازات مسرفان محروميت از دوستي خدا است (اِنَهُ لا يُحِبُ المسرِفينَ. اعراف-۳۱، انعام-۱۴۱). اگر اسراف دليل ناديده گرفتن آيات الهي باشد، مسرفان از هدايت الهي محروم (غافر-۲۸) و در گمراهي خواهند بود (غافر- ۳۳)، در آخرت نابينا محشور ميشوند (طه-۱۲۷) و از اصحاب دوزخ محسوب

ميگردند. نفي اسراف در احكام فقهي نيز تسري پيدا كرده است. طبق نظر علماي شيعه و سني اسراف در آب وضو موجب بطلان آن است و اسراف در اموال ديگران و اموال عمومي موجب ضمان مي گردد.

در قرآن مجيد اسراف در نقطة مقابل قوام بكار برده شده است (وَالذين اِذا اَنفِقوا لَم يُسرِفوا و لَم يَقتُرُوا وَ كانَ بَينَ ذلكَ قَواماً – سورة فرقان آية ۶۷)، قوام به معني عدالت، استقامت، حد وسط و چيزي است كه هم معتدل است و هم بايد استقرار داشته باشد. لذا ميتوان گفت اين تعبير زيبا اشاره به اثر زيانبار اسراف در بهم زدن استقرار و تداوم سيستم ها است. اين همان نتيجه اي است كه امروزه در اثر استفاده بي رويه و اسراف گونه از منابع طبيعي شاهد آن هستيم.

اسراف منشاء شومي و بدبختي است (يس-۱۹)، موجب هلاكت مسرفان ميگردد (انبياء-۹)و اسراف كاران در زندگي دنيا دچار سختي معيشت ميگردند (طه-۱۲۳).
بدون شك همانگونه كه تداوم حيات در كره زمين طي مليونها سال نشان داده است نعمتها و مواهب موجود در اين كره براي ساكنانش كافي است، البته به شرطي كه بيهوده به هدر داده نشود و ميزان و اعتدال رعايت گردد. قرآن مجيد در آيات فراواني اسراف و تبذير را محكوم كرده مسرفان را از اصحاب دوزخ و تبذير كنندگان را همراه و همكار شيطان معرفي نموده و راه رسيدن به فلاح و رستگاري را رعايت اعتدال و ميزان دانسته است. حتي در زمانيكه هنوز اثري از كمبود

مواد اوليه و تخريب محيط زيست مشهود نبوده است، مكرراً هشدار داده شده است كه در بهره برداري از مواهب و نعمتهاي خداوند اسراف و تبذير روا مداريد.
از ديدگاه قرآن طبيعت اسراف با ساير گناهان تفاوتهاي زيادي دارد و همين تفاوتهاست كه اثرات زيانبار مادي و معنوي آنرا تشديد مينمايد.