متأسفانه در کشورهای جهان سوم که سلطه سالها استعمار و استثمار آنان  را از قافله پیشرفت تمدن عقب نگاهداشته درصد نابینایان بعلت فقدان بهداشت عمومی، سوء تغذیه، عدم رعایت مسائل ایمنی در کار، بی اطلاعی از مسائل بهداشتی چشم و غیره. بسیار بالا و نگران کننده است. این در جائیست که نقد علمی و مالی دولتها اجازه ایجاد سازمانهای رفاهی و انجام

تحقیقات علمی در زمینه رفاه نابینایان را نمی دهد درواقع کشورهای جهان سوم با کمترین امکانات توانبخشی تعداد قابل ملاحظه ای نابینایی محروم از شغل، خانواده وامکانات آموزشی دارد که وضع آنها وخیم تر می شود.

 

 بیان مسئله

نابینایی فاجعه نیست بلکه پدیده ای است بس کهن که قدمت آن را نمیتوان با پیدایش بشر همزاد وهمزمان دانست. با این عارضه و اتفاق باید به درستی روبرو شد. با قبول واقعیت  آن را از طریق صحیح، سعی در برطرف کردن مشکلات آن تلاش کرد. با وجودی که نابینایی از نظرگذراندن زندگی صحیح وسالم فرد در موارد خاصی کمتر از بسیاری از معلولیتهای دیگر محدودیت ایجاد می کند مردم و جامعه نسبت به آن حساسیت بیشتری دارند و گاه نسبت به این گروه ترحم نابجایی از دیگران سر می زند. شاید به دلیل این است که اولاً نابینایی قابل دیدن است و نقصی ظاهری است در حالی که مثلاً ناشنوایی و معلولیتی به ظاهر پنهان است وشخص ناشنوا از نظر ظاهر،

فردی سالم جلوه می کند دوم اینکه هر کسی قادر است د رتاریکی یا با بستن چشم خود دنیای نابینایی را حس کند در حالی که کسی قادر نیست گوش خود را ببندد و دنیای سخت شنوایی را لمس نماید. دلیل دیگر شادیوجود وسایل کمکی مخصوص نابینایان باشد مانند عصای سفید، عینک سیاه، یا سگ راهنما که همگی نقص این گروه را بزرگتر جلوه گر می سازند و بهتر در معرض دید دیگران قرار  میدهند و دنیای آنان را یادآور می گردند.( پاکزاد ۷۶، ۲۹۲)

کودکان نابینا بعنوان عقب افتاده یا معلول و یا غالباً استثنایی می نامند. اینگونه کودکان برای اینکه امکان نیل به هدفهای آموزشی را داشته باشند به راهنمایی ویژه، کمکهای فنی، تربی

ت های خاص در مدارس و برنامه هایی که برای آنها تهیه شده است نیاز دارند.

 پیروزی بر مشکلات و کامیابی در این امر مستلزم پشتیبانی مؤثر جامعه از برنامه آموزش و پرورش استثنایی است نخستین وظیفه جامعه در این زمینه بدون شک آن است که برای یک جامعه آموزش استثنایی، امکانات و تسهیلاتی فراهم کند.

 برای آنهکه آموزش ا ستثنایی مشاکت موثر  مردم را برانگیزد باید آنان به ضرورت و ارزش این آموزش پی ببرند و به فایده و اثر آن اطمینان حاصل کنند. درواقع آموزش استثنایی که هدفش آماده ساختن کودکان برای زندگی اجتماعی است باید در محیط مساعد و مناسبی گسترش یابد و این آموزش هنگامی می تواند قرین کامیابی گردد که جامعه اهمیت پذیرفتن معلولان خود به قدر کافی واقف باشند و در رفتار نسبت بدانان رشد خود را نشان بدهد از اینرو باید از همه وسایل ارتباط جمعی مانند مطبوعات، رادیو و تلویزیون کنفرانس ها و غیره بر آموزش و روش ساختن طرز فکر جامعه استفاده کرد.

 درصدد تقریباً چشمگیر نابینایان در کشورهای مختلف دنیا و احساس نیاز به تأمین رفاه معنوی و مادی آنان و لزوم انجام اقداماتی بمنظور هرچه بیشتر کاستن از عوارض اجتماعی و فردی نابینایان تا حدی که بتوان شخص نابینا را به صورت عضوی فعال، اجتماعی و متکی به خو و غیر متروی بار آورد. سازمانهای دولتی، خصوصی، محققین، کارشناسان، دست اندرکاران را بر آن داشته است تا توجه به وضع نابینایان را بعنوان لزوم عینی اجتماعی بپذیرد و درصدد یافتن راه حل های علمی

معقول و مناسب برآیند به همین علت در بسیاری از کشور های دنیا تحقیقات دامنه داری در این زمینه انجام گرفته و سرمایه گذاریهای وسیعی برای بهبود وضع نابینایان و آموزش آنان بریا مواجهه با وضع جدید و گماردن آنان در مشاغل مناسب بعمل آمده است.

 با توجه به ارقام چشمگیر تعداد نابینایان در کشور مسائل مربوط به آنها کمتر مورد توجه جدی قرار گرفته است و تحقیقات محدودی دراین زمینه انجام شده است در  حالی که آرزوی کودک نابینا و بطورکلی معلول و جود نداشته باشد آرزوی کاذب است زیرا برغم پیشرفتهای مداوم و جدی در زمینه علوم بویژه چشم پزشکی باز هر ساله تعدادقابل ملاحظه ای کودک نابینا پا به عرصه حیات می گذارند و یا به علت  فقر غذایی و بهداشتی و نبود امکانات اولیه زندگی همه ساله تعداد زیادی از  کودکان بینایی خود را از دست می دهند و این در حالی است از ابتدائی ترین امکانات توانبخشی و آموزشی و حرفه ای، اجتماعی محرومند.

 

 

انگیزه تحقیق:

با توجه به اینکه محقق خود نیمه بینا بوده است و در زمینه آموزشی با مشکلات و مسائل عدیده ای برخورد کرده است همیشه به دنبال فرصتی برای پژوهش در این زمینه بود ه است.

 امید آن است این تحقیق باعث آگاهی بیشتر خوانندگان از مسائل و مشکلات آموزشی این قشر شود و باعث حل مشکل آنان گردد.

اهداف تحقیق

۱-  بررسی مسائل و مشکلاتی که کودکان و نوجوانان نابینا را از جذب آموزش کافی و حصول تطابق اجتماعی لازم باز می دارند.

  ۲- شناسایی مشکلات و مسائلی که دانش آموزان در این مدارس و خانه و اجتماع با آنها مواجه هستند که مانع رشد و شکوفایی شخصیت آنها می گردد.

 ۳- یافتن راه حلهایی که میزان اینگونه مسائل و مشکلات را تقلیل دهد و در اجتماعی تر ساختن کودکان و نوجوانان نابینا مؤثر باشد.

 اهمیت موضوع مورد بررسی

اهمیت موضوع مورد بررسی در نظر داشتن مسائل نابینایان که از جمله زمینه های است که کمتر مورد توجه جدی قرار گرفته، آرزوی اینکه کودک نابینا یا هر فرد نابینایی وجود نداشته باشد آرزوی کاذب است زیرا به زعم پیشرفتهای مداوم و جدی در زمینه علوم، بویژه چشم پزشکی باز هر ساله تعداد قابل ملاحظه ای کودک نابینا باقی می گذارد و یا به علت فقر غذایی و بهداشتی ونبود امکانانت اولیه زندگی، هرساله تعداد زیادی از کودکان بینایی خود را از دست می دهند و این در حالی است که از ابتدایی ترین امکانات توانبخشی، آموزشی و حرفه ای و اجتماعی محرومند.(درویار ریچارد، ۱۳۶۸، ص ۱)

بدین ترتیب امروزه هیچ کس نمی تواند مطمئن باشد که خود و یا سایر بستگان نزدیکش تا پایان عمر هرگز به هیچوجه در معرض خطر نابینایی و یا کاهش شدید بینایی قرار نخواهد داشت. با وجود این امر آیا بازهم مانند گذشته ها باید با نابینایی بدترین مجازات و تاریکترین سرنوشت باشد؟( درویا ریچارد، ۱۳۶۸ ص ۱) 

آیا بازهم مانند گذشته باید نابینایان تا پایان عمر خود را از داشتن یک زندگی خوب و مناسب و از تحقق ساختن آرزوهایشان محروم و ناتوان احساس کنند؟ از این رو ضروری است بطور مستمر تلاش گردد تا از یکسو برای پیشگیری از وقوع نابینایی و از سوی دیگر در صورت بروز نابینایی، جهت مقابله و عرضه بر عوارض آن کلیه امکانات لازم علمی، و عملی و تکنولوژی

کی پیش بینی و فراهم گردیدند. لذا انجام پژوهش های علمی در این راستا دارای نقش ارزنده و حائز اهمیت می باشد و امید است این مطالعه اندک کمکی هرچند نا

چیز ارائه دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

تاریخچه توجه به نابینایان

قدیمی ترین نوشتارهای پزشکی که بدست ما رسیده است و متعلق

به تمدن رایج در منطقه بین النهرین می باشد مبین آن است که لااقل ۵۰۰۰ سال پیش مراقبت از چشم یکی ازتخصصهای پزشکی بوده است قانون حمورابی که در سال ۱۲۸۰ شمسی در شوش بدست آمد و حاوی قوانین حاکم بر سرسری ها در ۳۰۰۰ سال پیش بود حاوی مطالبی درباره چشم پزشکی است و نشان میدهد که جراحی های چشم همانقدر که برای بیمار مخاطره آمیز بوده است برای پزشک نیز مخاطراتی دربرداشته است. زیرا که  هیچ چشم پزشکی حق به دریافت بیش از ده سکه نقره برای جراحی های موفقیت آمیز چشمی نمی باشد. اما اگرچراحی های موفقیت آمیز انجام نگیرد دست جراح قطع می شود.

 

 در سراسر تاریخ نابینایی بلیة بزرگی برای انسانها محسوب می شده است زیرا بزرگترین موفقیتی که یک نابینا می توانست بدست بیاورد این بود که گدای موفقی بشود. حتی حقایقی در دست است که نشان می دهد در برخی موارد افراد فوق العاده فقیر کودکان خود را کاملاً کور می ساختند تا ترحم بیشتر بسویشان جلب شود. چنین  مشهود است که در برخی از جوامع بدوی کودکانی  را که متولد می شدند بعلاوه با وجود آن که در وشته های مذهبی تذکر داده شده است که باید نسبت به نابینایان رفتاری انسانی داشته باشیم مردم چنین عقیده داشتند که کوری نوعی تنبیه آسمانی است ولی از موراد خیلی نادر مثل هومر  که از نعمت بینایی محروم بود، این ظر نادیده می گرفتند.

 

عصر کار جدید که برای نابینایان، عصری حمایت کننده است برای افراد این گروه از اجتماع خیلی بآهستگی فرا رسید.

 یکی از قدیمی ترین آسایشگاههایی که اختصاصاً برای نگهداری از نابی

نایان تأسیس شد،ا احتمالاً آسایشگاهی است که در قرن چهارم میلادی در Caelazea واقع در پادریسه Cappadezia اسقف شهر لومان Leman در فرانسه انستیتوییب رای نگهداری از نابینایان در نزدیکی شهر پونیلیوتا تأسیس کرد و م یگویند ویلیان فاتح پادشاه نورین ها هم که در سال ۴۴۴ شمسی(۱۰۶۶) میلای انگلستان را فتح کرد برای  جبران گناهان عظیمی که مرتکب شده بود چندین نوانخانه ای درست کرد که در آن از کوران نگاهداری میشد. قرنها بعد فاتحون جنگهای صلیبی پس از مطالعه غرامت جنگی که برای آنکه این غرامت ها هر چه

زودتر پرداخت گردد اعلام داشتند که در ازاء هر روز تأخیر در پرداخت غرامت ۲۰ نفر از اسراء را کور می کنند و تهیه غرام ۱۵ روز به طول انجامید یعنی سیصد نفر کور شدند.

برطبق رویات موجود این رویداد چنان خاطرلوئی نهم پادشانه فرانسه را آزرده ساخت که او در سال۶۲۸شمسي (۱۲۶۰ ميلادی) دستور داد تا انستیتویی تحت نظر شخصی خودش برای نگاهداری از نابینایان در پاریس بوجود بیاید و این همان آسایشگاهی است که تحت نام کز- ون Ceuze-vingts( به معنی پانزده – بیست) هنوز هم وجود دارد.

 

 برخلاف ژاپ که نابینایان بعنوان مشت و مال دهنده دارای منزلت خاص اجتماعی بودند در اروپا و اغلب نقاط دنیا نانبیایان گروهی سربار جامعه بحساب می آمدند ما در سال ۹۰۴ شمسی( ۱۵۲۶ م) انسان درست بزرگ اسپانیولی خوان لویش ویوس Juan Luis Vives قطعه ای به نام اضمحلال بینوایان نوشت که در آنه پیشنهاد شده بود نابینایان نباید بیکار گذارده شوندبلکه باید به ایشان کارهای تولیدی که برآورنده نیازهای خودشان باشد واگذار شود. این یک نظریه انقلابی بود و  به این دلیل به آهستگی طرفدارانی پیدا کرد. اما به هرحال اولین قدمی وبده در راه پیدایش عصر جدیدی برای نابینایان برداشته شد و موجب شد که این افراد سرانجام در بقیه افراد اجتماع ادغام گردند.

 قسمت اعظم اقدامات مربوط به بازشدن درهای آموزش و پرورش برروی نابینایان توسط یک نفر فرانسوی بنام والنتن هوی(Valentine Hauy)  انجام گرفت که در سال ۱۱۶۲ شمسی( ۱۸۷۴ م) اقدام به افتتاح انستیتویهایا جوانان کور در پاریس کرده موفقیت او در تعلیم دوازه کودک نابینایی که از طرف انجمن دوستان به انستیتوی وی اعزام شده بودند موجب گردید که به او لقب( پدر و حواری نابینایان) داده شود. پس از انقلاب فرانسه مدرسه هوی به آسایشگاه کنز – ون ملحق شد و در آن ادغام گردید.

هور همچنین اولین کسی بود که کاغذ برجسته را که می شد از راه لمس مطالب روی آن را خواند مورد استفاده قرار داد و داستان از این قرار است که از اولین شاگردان او به نام فرانسوا لسوئور Francia Lesar موقعي كه ميخواست چند برگ کاغذ را  طوری روی میز معلمش بگذارد دست به کارت پستالی خورد که حروف نوشتجات روی آن قدری فرورفتگی پیدا کرده بود و لسوئو توانست برخی از این حروف را تشخیص بدهد و تصمیم گرفت این روش را امتحان کند. لذا چند حرف از حروف الفبا را محکم با مداد روی کاغذ نوشت و بنحوی که محل نوشته ها قدری فررفتگی پیدا کرد و لسوئو توانست آنها را بخواند. پس از این رویداد اقدامات و تجربیات گون

اگونی بعمل آمد و روی حروف برجسته و گود شده امتحاناتی شد تا اینکه سرانجام لوئی بریل Louis Braille معلم نابيناي انستيتو ملي جوانان نابينا الفبايي را كه هر يك از حروف آن بوسیله نقطه برجسته مشخص می شود ابداع کرد در ماه مه ۱۹۷۵ یکصد

وپنجاهمین سال تولید بریل چنین جشن گرفته شد  الفبای ابداعی او بعنوان الفبای بین المللی نابینایان مورد قبول قرار گرفت( نیمی بینا ۱۳۷۰- ص ۱۸)

 

گذری برتاریخچه آموزش و پرورش در جهان و ایران:

دیرزمانی بود که نابینایان در مزره ناتوانان بشمار می آمدند و بجز گروهی معدود انگشت شمار که دارای نبوغ ذاتی و امکانات محیطی ویژه خود بوند را ه مشخص و  سیر معینی برای آموزش  توانبخشی و رفاه آنان وجود نداشت لکن از حدود ۲۰ سال یپش در برخی از کشورهای جهان در این زمینه گامهای برداشته شد و از آن زمان رسیدگی به امور نابینایان با تأسیس مراکز، سازمانهای و …د رامور مختلف آموزشی، توانبخشی و بهزیستی پی ریزی گردید. این توسعه گسترش با تلاش مؤثر خود نابینایان و نشانه های درخشاان شکوفایی و کارآیی آنها تا به آن حد رسیده است که در بسیاری از موارد در انجام وظایف اجتماعی و کسب موقعیت های محیطی میتوانند با دیگر به افراد به رقابت برخیزند.  

در ایران از حدود ۵۰ سال قبل توجه به امور مختلف آموزشی و رفاهی نابینایان بطور پراکنده آغاز گردید خوشبختانه در سالهای اخیر با مشارکت و همگامی مستقیم خود نابینایان اقدامات چندی در این زمینه بعمل آمده است:

الف) در جهان:

در طی قرنهاکودکان نابینا در مدارس کودکان عادی به تحصیل مشغول بوده اند لکن برخی از والدین متمکن از معلمین و مربیان خصوصی جهتتعلیم کودکان نابینای خود استفاده می کردند و بعنوان یک سابقه تاریخی باید اشاره نمود که در سال ۱۹۷۰ بعد از میلاد دانشگاه الزهرا در مصر ولین برنامه ریزی آموزش نابینایان را در جهان پی ریزی نمود لیکن آغاز آموزش مدون و برنامه ریزی شده برای نابینایان اولین بار در سال ۱۷۸۵ با تأسیس آموزشگاه نابینایان هیوئی در فرانسه پایه گذاری شد. هیوئی که در زمان انقلاب کبیر فرانسه می زیس

ت برای تأمین بودجه و اداره آموزشگاهش تلاش زیادی بعمل آور وحتی در حکومت نفوذ کرد.  پس از آن آوزشگاههای ویژه نابینیان در لیورپول(۱۷۹۱) برلن(۱۸۰۶) میلان(۱۸۰۷) آمستردام(۱۹۸۵) و دیگر شهرهای اروپای یکی پس از دیگری ایجاد گردیدند. تقریباً همزمان با ایجاد مدارس در شهرهای یادشده درسال ۱۸۲۹ و ۱۸۳۱ در مدرسه شبانه

روزی در آمریکا در ایالات ماساچوست و نیویورک تأسیس شدند.  در سال ۱۸۶۱ انستیتوی مازارت برای نابینایان در مونترلا آموزشگاههای فاکس در سال ۱۸۶۲ و مدرسه انتاریو در برند فورد در سال ۱۸۷۲ در کشور کانادا تأسیس شدند.

 در استرالیا اولین آموزشگاه نابینایان در ۱۸۶۲   در یس شد پس از آن مدارس ویژه نابینایان در سراسر نقاط جهان قارچ وار روئیدند و در دهه ۱۹۵۰ به اوج خود رسیدند.

 در کشورهای جهان سوم آموزشگاههای مناسبی برای نابینایان ایجاد کردند. از میان ایثارگرانای که در مراکز آموزش نابینایان نقش عمده ای داشتند ن ۳ تن بیشتر از همه به چشم می خورد.

۱- والنتین میوئی   ۲- جووآن ویلهم ۳- ساموئل کریولی ها می باشد.

 “هاو” اولین مدیر موسسه نابینایان در ینوانگلو بود که بعدهانام مؤسسه پرکنیز بر آن نهاد هاشد« لوئی بریل»(۱۸۵۲-۱۸۰۹) در سال ۱۸۲۴ در ۱۵ سالگی زمانی که شاگرد مدرسه هیوئی بود خط بریل را برای نابینایان که تا آنوقت سیستم واحدی برای نوشتن نداشتند اختراع کرد( یمینی نیا، ۱۳۷۰ ص۲۰)

 

ب) در ایران:

  با وجود یکه در قرن ۱۹ و اوایل قرن  ۲۰ در اکثر کشو رها  چه از طرف دولت وچه از طرف مردم خیر و بشردوست به اور آموزش نابینایان توجه شده بود، لذا هنوز در کشور ما کوچکترین قدمی در این راه برداشته نشده بود تا اینکه در سال ۱۲۹۹ شمسی یک نفر کشیش  آلمانی بنام ارنست کریستونل اولین گام را برداشت و در  شهر تبریز مدرسه ای برای آموزش نابینان دائر نمود و در سال ۱۳۱۹ تعطیل شد. در سال ۱۳۳۰ شمسی یک شعبه از مدرسه فوق الذکر بنام مدرسه نور آئین جهت آموزش دختران نابینا در اصفهان شروع به کار کرد  وبه امر آموزش دختران نابیینا همت گماشت. همچنین در سال ۱۳۴۰ شمسی موزشگاه کریستو نل جهت تعلم و تربیت پسران نابینا گشایش یافت. اولین آموزشگاه ویژه نابینایان در تهران در سال ۱۳۲۸ شمسی توسط سازمان خدمات اجتماعی تأسیس گشت. آموزشگاه فوق الذکر به آموزشگاه رودکی موسوم بود و بطور

شبانه روزی اداره می شد. در سال ۱۳۳۹ منحل گردید و بعد آموزشگاه نابینایان خزائلی که ابتدا تحت عنوان ایتجمن هدایت و حمایت از نابینایان در سال ۱۳۴۲ شمسی شروع بکار نمود این آموزشگاه امروزیهدارای دوره ابتدایی و راهنمایی می باشد. آموزشگاه شهید محبی که قبل از انقلاب تحت عنوان مدرسه رضائی پهلوی به امر آموزش نابینایان اشتغال داشت در سال ۱۳۴۳ در تهران شروع به کار کرد.

   تا قبل ازانقلاب و پیروزی انقلا ب اسلامی بو جه آموزشگاه فو ق الذکر ا زراههای مختلفی تأمین می گردید ولی از سال ۱۳۵۸ کلیه امور آن چه از نظر اداری و چه ا زنظر آموزشی و پرورش تأمین می گردد. همچنین مدرسه و آموزشگاههای ویژه نابینایان در تهران آموزشگاه دخترانه نرجس

و آموزشگاه دخترانه عبدالعظیم را میتوان نام برد.

دفتر برنامه ریزی آموزشی کودکان استثنایی در سال ۱۳۴۷ به امر تربیت ویژه نابینایان توجه کرد لازم به یادآوری است که از نیمه اول سیستم تلفیقی آموزش نابینایان توجه شده و بطوریکه در حال حاضر عده زیادی از دانش آموزان نیمه بینا در مدارس عادی زیر نظر معلمین در تهران مشغول به تحصیل هستند.( یمینی نیا، ۱۳۷۰ ص ۳۱).

تاریخچه خط بریل در جهان و ایران:

با آنکه در طی قرون وسطی نابینایان فرانسه از برخی مزایا برخوردار بودند ولی بطور کلی وضعشان چندان مطمئن نبود. کار آنان عمدتاً گدایی بود و جاده های اصلی و فرعی پر از فقرای نابینایی از زن و مرد که با فلاکت و سرگردانی از جایی به جای دیگر می رفتند. گام های لرزان و لباسهای کثیف و مندرس و ظاهری ترسناک به آنان می داد. در نیمه دوم قرن      ۱۸ وضع اسفبار نابینایان و در نتیجه احساس حقارت آنان باعث متأثرشدن« والنین هائوی» شد. وی بخصوص در سال ۱۷۷۱ با مشاهده سوءاستفاده از نابینایان در نمایشها که وادارشان می کردند عینک های تخته ای به چشم بزنند و با سازهای درهم شکسته آهنگ های وارونه اجرا کنند سخت به چشم آمد و آن وقت بود که تصمیم گرفت عمر خود را وقف بهبود شرایط زندگی آنان کند او در سال ۱۷۸۴ مؤسسه سلطنتی نابینایان را تأسیس کرد و به سوادآموزی نابینایان پرداخت و برای این کار از ح

روف الفبای عادی که بصورت برجسته و بزرگ چاپ می شد استفاده می کرد و این نخستین کتابهای مخصوص نابینایان بود که تعدادشان کم و حملشان پرزحمت و هزینه شان زیاد بود و با این همه حروف و کلمات عطش دانش را در شاگردان ارزنده کرد.

هائوی گام بزرگ برداشت که ادامه آن به عهده مرد برجسته ای بنام لوئی بریل بود که بر اثر حادثه مسخره ای بینایی خود را از دست داده بود. او که پسر یک زین ساز بود در چهارم ژانویه ۱۸۰۹ در دهکده در پاریس به دنیا آمد. پس از آن که لوئی بریل به راه افتاد روزها در کارگاه پ

درش به بازی با تکه های چرم سرگرم می شد یک روز کاردی که با آن مشغول بازی بود به چشمش فرو رفت و در آن هنگام ۳ ساله بود. عفونت چشم آسیب دیده و به زودی به چشم دیگر نیز سرایت کرد و بکلی کور شد. پدرش برای تعلیم و خواندن به او میخ هایی را به شکل حروف الفبا بر روی تخته می کوبید. او در سال ۱۸۱۴و در سن ۱۰ سالگی به مؤسسه سلطنتی نابینایان در پاریس فرستاده شد. در سال ۱۸۲۱ شارل ماری و باربیه دولاسوله وان وانسه فرانسه سیستم آوانگاری یا نگارش شبانه به دانش آموزان.

نابینا عرضه کرد که در آن سیستم فونتیک اصوات مختلف به دو ستون ۶ نقطه ای برجسته نماینده می شدند. لوئی بریل در سال ۱۸۲۵ سیستم ۶ نقطه را به نام الفبای برجسته خواندن و نوشتن نابینایان ابداع نمود که در این سیستم روی هم رفته ۶۳ آرایش مختلف برای نقطه ها امکان پذیر است و فاصله میان نقطه های بریل ۲ تا ۵/۲ میلی متر است و شخص برای خواندن باید نوک انگشتان خود را بر روی سطور برجسته    این جزوه در سال ۱۸۳۷ انتشار یافت و بتدریج سیستم او در سراسر دنیا مورد پذیرش واقع شد و در ژانویه سال ۱۸۵۲ درگذشت.

در ایران فردی بنام کریستوفل که در زیر پوشش دایره اسقفی ارامنه از طریق ترکیه و لبنان وارد تبریز شده و در سال ۱۳۰۴ به تأسیس آموزشگاهی ویژه نابینایان دست زد

و خط را به طریق ابتکاری وارد کشور نموده و از آنجایی که آشنایی او به زبان فارسی کافی نبوده است که بتواند تمام نیازمندیهای زبان را برطرف کند فردی بنام محمدعلی خاموش در تدوین خط با او همکاری نموده است وهمواره با ورود او خط بریل از طریق آموزشگاه کریستوفل تبریز و اصفهان وارد کشور می شود و در ترویج خط و شیوه کامل آن در بین نابینایان

چاپخانه کیهان که بنیانگذاری آن را دکتر مصباح زاده نموده است و همچنین سازمان آموزش ابایصیر که بنیان گذار آن آیت ا… شمس آبادی بوده است نقش مؤثری داشته است.( دکتر افروز ۱۳۶۵)

 

تعریف و طبقه بندی نابینایی:   

 در حوزه نقایص بینائی تعاریف زیادی وجود ندارد اما درباره تعاریف موجود همچون حوزه های دیگر مربوط به معلولیتها درباره بهترین تعریف بین متخصصان اختلاف عقیده زیادی باشد. دو نمونه از شایعترین تعاریف که در این زمینه ارائه شده است عبارتنداز تعریف قانونی، تعریف تربیتی. تعریف اول بیشتر بوسیله افراد عادی و متخصصان پزشکی به کار می رود و تعریف دوم مورد کاربرد معلمان و مربیان تربیتی است.

تعریف قانونی که شامل ارزیابیهای از حدت دید و میزان دید است برای این منظور به کار می رود تا معلوم شود آیا شخص شمول امتیازاتی که قانونی برای افراد نابینا معین کرده است می شود یا خیر، انجمن پزشکی امریکا این تعریف را در سال ۱۹۳۴ پیشنهاد کرد که او هم اکنون نیز مورد قبول بنیاد نابینایان آمریکا است: نابینای قانونی به کسی گفته می شود که تیزبینی او در چشم بهتر و حتی با استفاده از وسایل عادی( مثلاً استفاده از عینک) و یا کمتر باشد، یا کسی است که میدان دیدش آنقدر کم است که وسیعترین قطر آن نتواند فاصله زاویه ای را که بیشتر از ۲۰ درجه است فراگیرد، دید  به معنای آن است که شخص در فاصله ۲۰ پایی چیزی می بیند که یک فرد با دید معمولی آن در ۲۰۰ پایی تشخیص می دهد.

 

نابینایی:

هر شخصی که در جه بینایی او بعد ازاستفاده از عینک از  و یا  باشد نابینا به حساب میآید. بعبارت دیگر منظور این است که شخص آنچه را که باید در فاصله۶ متری مشاهده کند در فاصله ۶  متری می بیند. البته ملاحظات و جوانب دیگری هم مانند دید در نظر گرفته می شود. این میزان عدم دید جهت تعیین یک شخص بعنوان  نابینا اختیاری بوده د ر چندین کشور دنیا رایج است . مقصود این است که بدانیم آیا یک شخص به سرحد نابین

ایی رسیده است تا از امکانات اجتماعی و خیریه ای جامعه بهره مند شود(  طاهری ۱۳۷۷ ص ۱۲)

بسیاری از افراد که قانوناً نابینا به حساب می آیند در واقع مقدار ناچیزی بینایی دارند که در بسیاری از موارد مفید بوده و میتوانند ابتدا با بکارگیری لوازم و وسایل خاص از این دید که بهره مند شوند استفاده از وسایل علمی در افزایش قابه ها و مراکز توانبخشی نابینایان د رکشورهای صنعتی دیده میشود. کتابهای با حروف درشت نیز برای برآورده ساختن نیازهای نیمه نابینایان در اکثر  کشورهای دنیا به چاپ می رسد متأسفانه امکان درسترسی به اینگونه وسایل در کشور حاکم است.

 از طرفی کتابهای باحروف درشت ویژه نابینایان در اوایل سالهای دهه ۱۳۶۰ برای دانش آموزان دستیبابی به چاپ رسیده است بعلت کمبود کاغذ و سایر امکانات غیر قابل دسترسی است به همین علت نیمه نابینایان در ایران از طریق خط برجسته نیازهای آموزشی خود را برطرف می کنند که اینکار عواقب نامطلوب فراوانی را به بار می آورد.

(طاهری ۱۳۶۷ ص ۱۳و ۱۲)

 

سازگاری با محیط  کار و فعالیت های اجتماعی

الف) حس تشخیص موانع

قسمتهای عمده ای از توان حرکت در افراد نابینا بستگی به مهارت آنها در تشخیص موانع موجود در محیط دارد.

 آزمایشات مختلفی که اکثر آن در دانشگاه کونل انجام شده است که نشان می دهد افراد نابینا به تدریج مهارت فراوانی در حس کردن و دیدن

موانع پیدا می کند خلاصه ای از نتایج این آزمایشات به شرح زیر است:

 ۱- حس تشخیص مانع افراد نابینا به یک اندازه نیست بلکه در بین آنان اختلافات فراوانی وجود دارد.

 

۲- افراد نابینای ناشنوا فاقد این قدرت هستند و به نظر می رسد که قادر به فراگیری آن هم نیستند.

۳- تحریک پوست صورت و یا پوستهای قسمتهای دیگر بدن نه لازم و نه کافی برای تشخیص موانع است.

 ۴- در اکثر مواقع ایجاد صدا شرط لازم کافی برای درک مانع است.

 ۵-   تغییر تن وصدا و انعکاس آن یکی از شرایط لازم برای تشخیص مانع است.

 ۶- درهنگام راه رفتن به سرعت عادی فرکانس صوتی در حدود ۱۰۰۰ سیکلی و یا بیشتر برای تشخیص مانع لازم است فرکانس کمتر کافی نیست اهمیت

فرکانس های بالا در آن است که در برخورد با اشیاء کوچک انعکاس بهتری دارند.

 ۷- افراد نابینا که فاقد تشخیص مانع هستند با تمرین منظم می توانند این حس را در خود بوجود بیاورند( یمینی نیا، ۱۳۷۰ ص ۴۳)

ب) حرکت

 احتمااً مهمترین توانایی لازم برای نابینایان که به سازگاری آنا

ن هم کمک فراوان می کند توانایی حرکت آنان در محیط اطراف خود اوست میل به حرکت یکی از مهمترین عوامل لازم و مؤثر می باشد. وارون و کوبن نمونه هایی ازمشکلات حرکت افراد نیمه بینا را ذکر میکنند این اشکالات ممکن است به این دلیل باشد که شخص نیمه بینا قادر به دیدن است ولی نه آنقدر که بتواند براحتی در محیط حرکت کند و این ناتوانی ممکن است بتدریج منجر به سرخوردگی کامل شود و شخص نیمه بینا کاملاً متکی به دیگران می گردد اما افراد نیمه بینا ممکن است تمایل بیشتری به یادگرفتن و بکاربردن هرچه بیشتر علائم و  نشانه های اطراف خود باشند چون نمی توانند این علایم را بوسیله قوه دید خود ببیند و یا بیابند.

 

 ج) پیشرفت آموزشی نابینایان

 مطالعاتت کمی در زمینه مقایسه و پیشرفت د رسی کودکان بینا و نابینا انجام شده است بیشتر متخصصین معتقدند که مقایسه مستقیم این دو گروه صحیح نیست برای آنکه شرایط لازم آزمایش آنان با یکدیگر بسیارمتفاوت است همچنین پذیرفته شده است که پیشرفت در سی کودکان نیمه بینا و نابینا به نسبت بهتر ا زکودکان ناشنوا است و به نظر می آید که مواد آموزشی را بهتر می شود به کودک نابینا در مقایسه با کودک ناشنوا عرضه کرد.

 لوئنلند(۱۹۷۱) می گوید کودکان نابینا در صورتی که در آموزش آنان از تکلم بیشتری استفاده می شود از لحاظ آموزشی صدمه کمتری خواهند دید.

 

 عوامل مؤثر در نابینایی:

۱- علل ارثی و ژنتیکی: که غالباً تحت تأثیر یک ژن نهفته بوجود می آید مانند بیماریهای پلکی، خوداشکی و کره چشم

۲- علل مادرزادی: شامل بیماریهای مادر دردروان بارداری است که برروی عضلات و اعصاب بینایی جنین تأثیر می گذارد، مانند سرخجه، توک و پلاسموز.

 ۳- عوامل محیطی: که به دو گروه تقسیم می گردند:

 الف) بیماریها: شامل بیماریهای عفونی( مننژیت) بیماریهای مقاربتی( سفلیس)، بیماریهای داخلی( دیابت)، بیماریهای مغز( تومورهای مغز او بیماریهای چشم نظیر کاتارک و آب مرواربد) گلکوو( آب سیاه)، تراخم.

ب) حوادث: شامل حوادث ناشی از کار، تصادفات، وسایل نقلیه جنگ( کریمی درمنی، ۱۳۸۲، ص ۱۶۹)

 

 

ویژگیهای افراد دارای آسیب بینای بویژه کودکان

افراد مبتلا به آسیبهای بینایی بسته به شدت آسیب بینایی، سن و وقوع نابینایی، چگونگی آسیب دیدگی و چگونگی برخورد اطرافیان و محیط بامشکل آنان دارای ویژگی های خاص خود هستند. در فرهنگ همه جوامع در مورد نابینایان نوعی خرافات شکل گرفته است که حاکی از عدم شناخت دقیق این جوامع از مسأله ای بنام آسیب بینایی است اعتقاد و اینکه نابینایان دارای حس ششم می باشند یا از نظر برخی خصوصیات از جامعه همگنشان برتر هستند از جمله اعتقادات ناصحیحی است که در بین مردم رواج دارد.

 واقعیت این است که نابینایان به دلیل محرومیت حسی خاصی که دارند به جای آنکه از ادراکات دیداری خود برای غنابخشیدن به شناختشان از جهان اطراف استفاده کنند به کانالهای درونداد حسی جایگزینی چون ادراکات شینداری روی می آورند در نتیجه از حافظه شنیداری قدرتمندی برخودار می شوند که موجبات برتری آنان را برای افراد عادی فراهم می آورد. طبیعی است که این برتری پرورش یافتگی ادراکات شنیداری قدرتمندی، پویایی، لامسه، حاصل تمرینها و کوششهایی است که فرد نابینا از راه این حواس برای برقراری ارتباط با دنیای پیرامون خود بدست آورد است.در مقابل محرومیتهایی را هم برای آنان فراهم می آورد و این زمانی اهمیت می یابد که دریابیم امروزه بیشترین اطلاعاتمان و از راه دروندادی بینایی به دست می آوریم. به هر شکل آسیبهای بینایی در افراد بویژه کودکان موجب عدم توازن در تحول، شناختی، عاطفی، زبانی، اجتماعی و حرکتی گروه برای مثال کودکان دارای آسیب بینایی بخصوص اگر بصورت مادرزادی نابینا بوده باشند. در هر پنج زمینه مذکور دچار تأخیر تحول می باشند. از نظر تحول شناختی کودکان نابینا بدلیل محرومیت از حس بینایی نمیتوانند تجربیات زیادی از محیط به دست آورند درنتیجه شکل گیری مفاهیم دچار وقفه می شود و رشدی آرام در پیش خواهد گرفت . 

از اینرو تحول شناختی آنان نسبتبه همگنان طبیعی شان در رده ای پائین قرار می گیرند.

 تأخیر در شکل گیری مفاهیم بدلیل ارتباط تنگاتنگی که میان زبان و ذهن وجود دارد موجب تأخیر در شکل گیری مفاهیم زبانی می گردد.نابینایی لطمه ای نسبتاً شدید به تحول فکری- حرکتی کودکان نابینا می زند زیرا شناخت فضای اطراف و تنظیم جابجایی اندامهای بدن در آن مستلزم بهره گیری از ادراکات دیداری سات.در نتیجه فراگیری مفاهیم فاصله،جهت یابی، وضعیت بدن در فضا، وضعیت شیء، را در فضا و حرکت سالم از راه فضا در محیط های آشنا و ناآشنا معمولاً نیازمند اقدام بلاواسطه در محیط هستند که دراین دسته از کودکان با تأخیری جدی صورت می گیرد.

 تأخیر در مخهارتهای شناختی، زبانی،حرکتی به نوبه خود موجب تأخیر در تحول اجتماعی می شود. و امکان یک تعامل سالم به دیگری یا دیگران را از کودک دارای آسیب بینایی می گیرد. این کودکان به دلیل محدودیتهای ذکرشده غالباً از فرصتهای طبیعی که موجب تحول اجتماعی هستند مثل بازی با همسالان،گردش، تفریح و امکان آموزش در کنار همسالان طبیعی نمی توانند سود ببرند، از سوی دیگر نگرشهای معیوب اجتماعی مثل ترحم، مراقبت، ترس، و فرار از تعامل با این کودکان و …. نیز روند این تحول را با وقفه های بیشتر همراه می کند. همه عوامل بالا دست بدست یکدیگر داده، کودک دارای آسیب بینای را در فضایی قرار می دهد که در آن با ناکامیها، محرومیتها مضاعف( علاوه برمحرومیت های طبیعی او) مقایسه های نابجا، شکست های متعدد و از همه مهمتر تربیت عاطفی غلط که غالباً  مبتنی بر افراط و تفریط است روبرو می شود. خود پنداره منفی در او شکل  می گیرد که امکان تعامل عاطفی و سازنده از وی گرفته شده و تحول عاطفی نامناسب را برای او به ارمغان می آورد تربیت عاطفی کودکان دارای آسیب نابینایی می تواند درمحیط های مختلفی چون خانه، مدرسه، اجتماع از راههای متعدد صورت پذیرد( کریمی درمنی ۱۳۸۳، ص ۱۷۲) و فرد با توجه به رشد فیزیکی و ذهنی نیاز به آموزش متناسب با طبقه خود دارد. در بیشتر جوامع مراکز رسمی  آموزشی مثل مدرسه بیشترین نقش را در ارائه آموزشهای فنی و تخصصی عهده دار هسند و ارائه این آموزشها نیاز به افراد متخصص دارد و هرچقدر که آنها از آگاهی لازم در برخورد با نابینا و چگونگی ارائه آن دارا باشند فرد نابینا پیشرفت مؤثری خواهد داشت.

 رفتار و طرز برخورد معلمان و مربیان آموزشگاه با دانش آموزان در پیشرفت تحصیلی او و کاهش تنش و یا رفع مشکلات آنها بسیار مؤثر است. اگر معلمان در سر کلاسهای درس با دانش آموزان رفتار خوب داشته باشند و بین آنها تمایزی در رفتار قائل نشوند و او با انگیزه دو چندان در سر کلاسها حاضر می شوند و این رفتارها برمی گردد به تشویق و تنبیه دانش آموزان و چگونگی آن از طرف معلمان مدرسه و تأمین بهداشت روانی آنها در سر کلاسها و محیط مدرسه.

و نیز وجود مشاوران و استفاده از آنان از طرف دانش آموزان نابینا و برخورداری از راهنمایی و ارائه طریق آنها از مشکلات و مسائل دانش آموزان خواهد کاست.

( خسروبیگی ۱۳۷۹ ص ۲۹)

 

تعلیم و تربیت کودکان نابینا و نیمه بینا:

بدون شک نقص بینای در احراز تجربه و سبک دانش محدودیتی ایجاد می کند ولی این محدودیت به آن اندازه نیست که فرد نابینا از تمام فعالیت های آموزشی فراگیر حرفه و تجربه اندوزی محروم گردد. نابینا ممکن است در فراگیری برخی از حرفه ها محدودیتی ایجاد کند و  ولی چه بسیارند افراد نابینا که در آموزش بسیاری ازعلوم و فنون از بینایان نیز بهتر عمل کرده اند. بطورکلی حرفه و شغلی که نیاز به بینائی نداشته باشد فراگیریش برای نابینایان امکانپذیر است نابینایان در علوم انسانی پیشرفتی قابل توجه دارند. در موسیقی ممتاز می شوند و از عهده حرفه و مشاغلی چون فیزیوتراپی یا بالندگی برمی آیند برخی از کارها را میتوانند مشترکاً با بینایان انجام دهند فکر و دست آنان با کمک دید بینایان بر بسیاری از مشکلات فایق می آید. در آموزش کودکان نابینا یا نیمه بینا چهار اصل مهم و حیاتی است.

 ۱- اصل فراگیری خط بریل              

  ۲- استفاد از باقیمانده بینایی هرچقدر که کم باشد 

۳- حرکت و جهت یابی

۴- تسلط بر هنر گوش دادن و فراگیری از راه شنوایی

 

محیط های آموزشی برای کودکان نابینا:

 بطورکلی کودکان نابینا و نیمه بینا را به چهار طریق می توان آموزش داد:

 ۱- مراکز شبانه روزی

۲- مراکز روزانه

۳- کلاسهای خاص در مدارس عادی

۴- کودک نابینا در کلاس عادی

 

۱) مراکز شبانه روزی

گرچه برای مدتی به تدریج تعلیم و تربیت نابینایان در مدارس شبانه روزی متداول گردید و روز بروز در اکثر کشورها مراکز آموزشی شبانه روزی برای نابینایان گسترش یافت ولی درواقع شبانه روزیها باید آخرین علاج در آموزش و پرورش نابینایاان باشد. مراکز شبانه روزی باید بیشتر برای کودکان نابینایی مناطق دوردست و یا گروهی که علاوه بر نابینایی ناراحتی دیگر برای از جمله عقب ماندگی ذهنی و نقص شنواییی دارند و یا به هر علت امکان زندگی برای آنان در محیطی که زندگی می کنند، نیست بوجود آید.

 

۲) مراکز روزانه

دانش آموزان ساعات معینی از روز را به مدرسه می روند و زیر پوشش آموزشی قرار می گیرند. این مراکز علاوه بر آموزش و روش پرورش روح و جسم کودک باید در هدایت آنان به رفتار صحیح و قابل قبول جامعه کوشش نمایند.

 

 ۳) کلاسهای خاص در مدارس عادی

در مواردی که ایجاد مراکز با آموزش کودکان در مراکز روزانه امکان پذیر نباشد می توان در مدارس عادی کلاسهای خاص جهت کودک نابینا ایجاد نمود.

 ۴) دانش آموزان نابینا در کلاس عادی

یکی از مناسبترین انواع و آموزش برای کودکانی که نقص بینایی دارند ادامه تحصیل آنان همراه با کودکان عادی است. در سالهای اخیر در بسیاری از کشورهای جهان این نوع آموزش روبه ازدیاد گذارده و بر همین لحاظ معلمان مدارس عادی در دوره های تربیت معلم و آموزشهای لازم را در برطرف کردن نیازهای کودکان نابینا و نیمه نابینا و نحوه تدریس به آنان می بیند.( خسروبیگی، ۱۳۷۹، ص ۳۴)

 

آشنایی با آموزش نابینایان و روشهای مورد استفاده  

بنا به قول بسیاری از مردم چشم سلطان بدن است. زیرا که از صبح تا شب هر کاری که می کنیم اول با چشم آن می بینیم و بعد آنها را انجام می دهیم به عبارت دقیق تر چشم دروازه مغز است و حس بینایی مهمترین راه ارتباطی انسان با خارج می باشد موقعی که این دروازه بسته و این راه مسدود می شود تماس انسان با محیط خارج تشکیل شده و کسب اطلاعات و معلومات محققان بشردوستان همواره معطوف به این امر بوده که در صورت مسدودبودن این راه چگونه مغز با دنیای بیرون رابطه برقرار کرده و انسان را از انزوا آزاد و رها می سازد، برای این منظور تاکنون سعی شده است که ازراههای ارتباطی دیگری مانند حس لامسه و شنوایی بجای چشم حداکثر استفاده را بعمل آورده و تا آنجا که ممکن است این راهها را جانشین چشم بسازند.

 

 روشهایی که برای آموزش نابینایان مورد استفاده قرار می گیرد عبارتند از:

 ۱- روش بریل

۲- استفاده از بینایی باقیمانده

۳- آموزش گوش دادن

۴- آموزش تحرک و فعالیت برای زندگی مستقل

 

۱) روش بریل

بریل خط الفبای مخصوص نابینایان است. مبتکر آن شخصی به نام لوئی بریل( ۱۸۵۲-۱۸۰۹) است این فرد یک معلم نابینای فرانسوی که بر اثر تصادف بینایی خود را از دست داده بود.

 برای نوشتن خط بریل از ۲ وسیله استفاده می شود:

 الف) ماشین تحریر بریل: که برروی آن ۶تا کلید تعبیه گردیده و مانند ماشین تحریر معمولی با فشار دکمه در روی صفحه کاغذ نقاط برجسته نمودار از خط بریل نقش می بندد.

ب) لوح و قلم( برجسته نگار): علیرغم اینکه حمل و نقل این وسیله به مراتب راحت از ماشین تحریر است اما عمل نوشتن با آن کندتر ا زماشین تحریر انجام می گیرد.

 ۲) استفاده از بینایی باقیمانده: از نابینایان که نابینایی آنان مطلق نبوده و از باقیمانده دیده قابل استفاده ای برخوردارند اقداماتی از قبیل زیر برای آموزش و بهره گیری از وسایل روزمره زندگی صورت می گیرد.

 – تهیه کتاب یا پلی کپی با حروف درشت

– سیستم تلویزیونی مداربسته با درشت نمایی

– تجهیزات روشنایی و تأمین مطلوب ترین حد آن برای جابجایی و کار کردن

۳) آموزش گوش دادن

آموزش مهارت گوش دادن یکی دیگر از رو شهای یادگیری در نابینایان است. آموزش بوسیله نوارهایی که از قبل ضبط شده است انجام می گیرد. در این روش کودک با گوش دادن به نوار کاست حروف شنیده شده را یاد می گیرد و سریع تر از روش بریل  حروف را می شناسد و می تواند سریع تر هم بخواند و تایپ کند.

 ۴) آموزش تحرک و فعالیت برای زندگی مستقل

هدف از این نوع آموزش که اهداف مهم توانبخشی نابینایان می باشد این است که نابینا می تواند برای خود زندگی مستقل داشته باشد و احتیاج به دیگران نداشته باشد. آموزش شامل:

 – آموزش استفاده از عصای سفید که معرف نابینایان در جامعه می باشد و جنبه بین المللی دارد.

– آموزش استفاده از نقشه های راهنمای برجسته

 

شورای جهانی رفاه نابینایان

 شورای جهانی نابینایان یک سازمان غیردولتی است که اعضاء و نمایندگان مؤسسات نابینایان کشورهای جهان را در یک اجتماع گردهم می آورد.

از تأسیس این سازمان جهانی ۲۹ سال می گذرد و دارای ۶۷ عضو اصلی در سراسر جهان و ۶۱ عضو وابسته از ۲۷ کشور جهان می باشد. علاوه بر آن دارای ۳ عضو متعهد و ۴ عضو بین المللی است. هدف اصلی و اساسی این شورای جهانی همکاری های بین المللی بین سازمانهایی است که برای رفاه نابینایان فعالیت دارند و پیشگیری از نابینایی و نیز حفظ و حراست از باقیمانده بینایی است. از نظر تاریخی باید اذعان کرد که اولین قدم اساسی شورای جهانی رفاه نابینایان در کنفرانسی که در سال ۱۹۳۱ در نیویورک تشکیل گردیده برداشته شد. ولی بعلت وجود مسائل سیاسی تشکیل شورا برای مدتها به تعویق افتاد تا بالاخره در سال ۱۹۴۹ کنفرانس کلیه کشورهای آمریکایی و اروپایی و اسکاندیناوی در تشکیل یک شورای جهانی نابینایان اصرار ورزیدند. قطعنامه آلفورد ایجاد یک کمیته بین المللی را بمنظور بررسی ومطالعه امکانات لازم جهت تأسیس یک شورای جهانی توصیه نمود.

 در سال ۱۹۵۱ اساسنامه ای تدوین گردید و در آن پاریس بعنوان مغز شواری جهانی رفاه نابینایان انتخاب شد. انتخاب پاریس بعنوان فقر اداری این شورا گزینش شایسته و مناسب بود چون فرانسه موطن لوئی بریل مخترع الفبای خط نابینایی( بریل) بود که هنوز هم این خط مورد استفاده میلیونها نفر نابینا در جهان می باشد.  

 شورای جهانی رفاه نابینایان از آن تاریخ به بعد بر فعالیت خود افزود و با ایجاد رابطه بین کلیه کشورهای عضو نقش یک همآهنگ کننده فعال را ایفا نمود و در کشورهای عضو را به همکاری بیشتر دعوت کرده شورای جهانی رفاه نابینایان در راه رسیدن به هدفهای خود و ایجاد یک را بطه صمیمانه و تفاهم چند جانبه بین کلیه سازمانهایی که به نحوی اعم از اینکه در راه نابینایان و یا برای نابینایان تلاش و کوشش می نمایند وازهیچگونه سعی دریغ نمی ورزند  از دیگر فعالیتهای این شورای جهانی و تشویق و ترغیب مؤسسات ملی،دولتی ویا انجمن های نابینائی است که علاوه بر تشویق در موارد ضروری استاندازد و معیارهای مورد احتیاج را در سطح جهانی تعیین و مؤسسات را از چگونگی استانداردهای تعیین شده آگاه نمود و در کاربرد آنها را راهنمایی می نماید.

از دیگرخدمات شورای جهانی ارائه کمک های فنی و تجهیزات مربوط به آن رشته خاص و مبادله اطلاعات و تجربیات کسب شده از سایر منابع  مآخذ تحقیق می باشد.

 برخی دیگراز فعالیتهای این سازمان توسعه طرح های تحقیقاتی است که بمنظور باقیمانده بینایی انجام می گیرد و اضافه می شود که جمع آوری اطلاعات از کشورهای مختلف جهان پس ازمطالعه و بررسی کافی نکات مهم آن بین کلیه کشورها توزیع می شود. تصویب و پیشنهاد قوانین حمایتی و مقررات اجتماعی بمنظور شناسایی جامعه و نابینا و همچنین مبادله اطلاعات وعقاید با سازمان ملل متحد وارسال نتایج کلیه تلاشهای خود به کشورهای عضو از دیگر فعالیتهای این شورای جهانی است. این شورا در راه معرفی و شناساندن نابینا و نقش فعالی که وی در جامعه ایفا می نماید از کمک های بی دریغ سازمان ملل متحد و دستآوردهای تخصصی آن برخودار می گردد.این شورا در راه شناخت و معرفی نابینایان و کلیه استعداهای آشکار و نهان آنان به جامعه ای که در آن زندگی می کند نقش فعالی بعهده دارد. (شورای رفاه جهانی، نابینایان، شماره ۱، سال ۱۳۵۷) .

 

 آمار نابینایان در جهان و ایران:

سازمان بهداشت جهانی(WHO ) در روز جهانی نابینایان(    ) درسال ۲۰۰۲ میلای طی بیانیه ای اعلام کرد در حدود ۴۵ میلیون نفردرجهان نابینا هستند که ۹۰ درصد آنها درکشورهای در حال توسعه زندگی می کنند و تقریباً ۱۸۰ میلیون نفر نیز اشکال بینایی دارند و این آمار نشان می دهد در هر ۵ دقیقه یک نفر و در هر کی دقیقه یک کودک در نقطه ای از دنیا دچار نابینایی می شود و ۸۰  درصد این نابینایی ها اجتناب ناپذیر هستند.

 سازمان بهداشت جهانی همچنین طی هشداری اعلام کرد انتظار می رود این آمار با توجه به رشد جمعیت و بالارفتن سن این جمعیت تا سال ۲۰۲۰ میلادی به دو برابر برسد. در سال ۱۹۹۹ میلادی سازمان بهداشت جهانی و و احدهای تابعه ابتکاری جهانی را بام بینایی ۲۰۲۰ حق داشتن بینایی بمنظور محدودکردن نابینایی اجتناب ناپذیر تا سال ۲۰۲۰ آغاز کردند. تااکنون بیش از ۴۰ کشور دنیا برنامه های« بینایی» ۲۰۲۰ را پذیرفته اند در این برنامه محافظت یا اعاده بینایی می تواند با حداقل هزینه و بعنوان کمکی برای تأمین سلامت بیناییی مردم اعمال شود.( درمنی ۱۳۸۲ ص ۱۸۰)

 

مهمترین سئوالات تحقیق:

 ۱- آیا سن وقوع نابینای در چگونگی آموزش و یادگیری دانش آموز نابینا مؤثر بوده است؟

۲- آیا وضعیت پایگاه اجتماعی خانوادگی در آموزش و یادگیری دانش آموزان نابینا مؤثر بوده است؟

 ۳- آیا چگونگی حمایت خانواده در آموزش یادگیری دانش آموزان نابینا مؤثر بود ه است؟

 ۴- آیا چگونگی ارتباط با همسالان …………………………………………………….؟

۵- آیا چگونگی رفتار مربیان با دانش آموزان……………………………………..؟

 ۶- آیا چگونگی محتوای کتابهای درسی ……………………………………………؟

۷- آیا چگونگی وسایل کمک آموزشی موجود در مدرسه……………………؟

۸- آیا وجود مراکز رفاهی در ……………………………………………………………؟

۹- آیا نبود مراکز رفاهی در ………………………………………………………………؟

۱۰- آیا وجود تسهیلات رفت وآمد …………………………………………………….؟

۱۱-آیا میزان نابینایی در پیشرفت تحصیلی و یادگیری دانش آموزان نابینا تأثیر داشته است؟…………………………………………………………………………………………………؟

 

تعریف نظری و عملیاتی متغیرها:

 ۱- وضعیت آموزشی

« آموزش اساسی ترین رکن پیشرفت هر فرد است و از آغاز تولد و گهواره به طفل آموخته می شود و فرد با توجه به رشد فیزیکی و ذهنی نیاز به آموزش متناسب با طبقه خود دارد. رفتار و طرز برخورد معلمان و مربیان آموزشگاه با دانش آموز و پیشرفت تحصیلی او د رکاهش تنشها و رفع مشکلات آنها بسیار مؤثر است وضعیت دانش آموزشی این دانش آموزان با شرایط مختلف تغییر می کند.

 

 ۲- سن(ago )

تعريف نظری

سن عبارت است از فاصله زمانی تخمین زده شده یا محاسبه شده از زمان تولد تا کنون که به سال مشخص کامل بیان می شود( مرکز آمار ایران سرشماری ۱۳۵۷ ص ۲)

 

تعریف عملیاتی

در این تحقیق منظور از میزان سن تعداد سالهای کاملی است که از زمان تولد فرد گذشته است و از طریق پرسش از جانبازان و با مراجعه به پرونده پزشکی آنان در بیمارستان تکمیل می گردد.