فهرست مطالب

عنوان صفحه
مقدمه
هدف اساس
مضموم نقش
افرادي كه در روش ايفاي نقش شركت دارند
مراحل اجراي روش تدريس ايفاي نقش
محاسن و محدوديتهاي روش ايفاي نقش
منابع و مآخذ

مقدمه
« مي شنوم فراموش مي كنم، مي بينم به خاطر مي آورم. انجام مي دهم درك مي كني»
به نقل از :Mark Sutcliffe
« يكي از روشهاي خلافي كه در فعاليتهاي يا دادن براي ياد گرفتن به كار مي رود، روش ايفاي نقش يا وانمود سازي است. اين روش علاوه بر اين كه يادگيري كودكان و نوجوانان را عميق و پر بار مي كند. بسيار دكش و ذوق آفرين نيز هست. روش وانمود سازي از زندگي واقعي انسان ها، به ويژه زندگي شعف انگييز كودكان و نوجوانان گرفته شده است. همه دوست دارند در قالب شخصيت هاي ديگر در آيند و به بازي نقش بپردازند. انسان ها در زندگي روز مره خود همواره از شخصيت هايي كه دوست دارند يا از آنها خوششان مي آيد تقليد مي كنند و مي كوشند دفتار و منش آنها را به خود نسبت دهند، يا آرزو مي كنند كاش مي توانستند همچون آنان باشند.

گاه آنان از روي تفريح يا طنز رفتار و كردار كساني را تقليد مي كنند كه سبب خنده و شادماني اطرافيان مي شود. كودكان و نوجوانان بيشتر از بزرگسالان اين گونه تقليد هاي صوري را دوست دارند آنان وقتي از كسي يا از رفتار و گفتار كسي به واقع خوششان بيايد خود را در هيأت و سطوت او فرو مي برند و خويش را همانند او مي پندارند،‌و نيز وقتي از كسي بدشان بيايد، يا از رفتار و گفتارش دلزده شوند فوري در نقش او ظاهر مي شوند و ادا و اطواري در مي آورند كه سبب تحريك ديگران نيز مي شود. گاه اين « ديگر شدن» به قدري طبيعي و جدي ظاهر مي شود كه آنان حيرت بزرگسالان را بر مي انگيزند.

ماند گارترين يادگيري ها با شيوة ايفاي نقش صورت مي پذيرند.چون ايفاي نقش تنها شيوه اي است كه ياد گيرندگان از خود مايه مي گذارند. خود را در معرض مطالب يادگيري قرار مي دهند. و همان طور كه مي خواهند و مي توانند مطالب را دروي مي كنند و بروني ابزار مي دارند.» علي رؤوف ماهنامه رشد تكنولوژي آموزشي. ۱۳۸۲ ص۱۶٫

هدف اساسي
« ايفاي نقش به مثابه يك روش تدريس ريشه در دو بعد شخصي و اجتماعي فرد كه مورد تأكيد آموزش وم پرورش است دارد. در قالب روش تدريس حاضر تلاش مي شود به ياد گيرندگان ياري گردد تا معنا و مفهوم خويش را در درون فضاي اجتماعي كه در آن زندگي مي كنند، بيابند و نكات مبهم تصورات خود را در بارة وجود خويش با ياري گرفتن در گروههاي اجتماعي روشن سازند. روش حاضر ايجاد مي كند كه در آن يادگيرندگان در تحليل موقيعتهاي اجتماعي به صورت هميار و مشترك فعاليت مي كنند، به ويژه يادگيرندگان راه حل مسائل بين شخصي را در اين روش مي يابند و شيوة آزا د منشانه براي پرداختن به انواعي از موقعيتهاي اجتماعي را به وجود مي آورند.»

محمد احديان، راهنماي روش هاي نوين تدريس: ۱۳۷۸ص،۲۵۶ . « اين نوع يادگيري ها سبب مي شود تا يادگيرندگان خود را همراه و همگام با موضوعات درسي، و در متن زندگي فردي و اجتماعي خويش ببينند و آن چه را در تفكر و پندار دارند به طرقي غييت ببخشند و با سازگاري هايي كه از عهده شان بر مي آيد توانمندي هاي خويش را درك كنند، در تقويت آنها بكوشند يا تصميم بگيرند تلاش هاي بيشتر و بيشتري را به ثمر برسانند.» علي رؤوف، ماهنامه رشد تكنولوژي آموزشي ، ۱۳۸۲ص،۱۶٫

مفهوم نقش
هر شخصي يك رسم خاصي در ارتباط با افراد،‌موقعيت ها ، و موارد دارد. فردي ممكن است اكثر مردم را متقلب و غير قابل اعتماد بداند كسي ديگر ممكن است احساس كند كه همة مردم جالبند و با آغوش باز به استقبال ملاقات با افراد جديد برور . افراد به همينسان به ارزشيابي و رفتار ديگران نسبت به خود، ملاحظه خود به عنوان فردي قوي و زيرك يا شاليد ترسو و كودن عمل مي كنند. اينگونه احساسات در بارة مردم، موقعيت ها و دربارة خود، بر رفتار افراد تأثير مي گذارد و نحوة تصميم گيري آنان در موقعيت هاي گوناگون را تعيين مي كند.

بعضي از افراد با رفتاري پرخاشگر و خصومت آميز برخورد مي كنند و حالتي از قلدري نشان مي دهند. برخي ديگر خود را كنار مي كشند. در گوشة عزلت به سر مي برند و حالتي از آدمي خجالتي و رنجور را نشان مي دهند. بخش هايي را كه افراد ايفا مي كنند نقش مي نامند. يك نقش طراحي از تداوم احساسات، كلمات اقدامات و ….. رفتار خاص و عادت يافته در ارتباط با ديگران است. ممكن است افراد از نقشي كه پذيرفته اند خوشحال نباشند. و ممكن است سوء تفاهم آنان نسبت به نگرش ها و احساسات ديگران به دليل نشناختن نقش خود و نداشتن دليل ايفاي آن باشد. دو نفر مي توانند با احساسات همسان به روش هاي بسيار مختلفي رفتار كنند. آنان مي توانند هدفهاي مشابعي را مطلوب بدانند ولي به دليل كج فهمي يكي از رفتار ديگري نتوانند به هدف خود برسند. بنابراين براي درك روشن فرد از خود و ديگران آگاهي او از نقش ها و نحوة ايفاي آن بسيار مهم است.» محمد رضا بهرنگي، الگوهاي تدريس ۲۰۰۰ سال ۱۳۸۲ ص،۹۴٫

« افرادي كه در روش ايفاي نقش شركت دارند. عبارتند از :
۱- معلم يا مسئول اجرا: برنامه ريزي، فراهم كردن امكانات، و مديريت اجرايي عمليات و برنامهم نمايش به عهده معلم اسم و اوست كه در حقيقت، كارگردان نمايش است.
۲- ايفا گران نقش :‌ايفاگران نقش شاگرداني هستند كه به طور داوطلب يا انتخابي در برنامه شركت مي كنند. اين افراد الزاماً نيازي به داشتن تجربه و ذوق هنري در زمينة نمايش ندارند.
۳- مشاهده كنندگان:‌ساير شاگردان جزء مشاهده كنندگان به حساب مي آيند. اين افراد در جريان يا پايان نمايش مي توانند در باره عمليات نمايش اظهار نظر، سئوال يا بحث كنند.» حسن شعباني، روش ها و فنون تدريس، ۱۳۸۲، ص۲۶۸٫

مراحل اجراي روش تدريس ايفاي نقش:
« مرحلة نخست: آمار كردن يا گرم كردن گروه
مرحلة نخست روش تدريس بازي داراي سه قسمت است: ۱- آشنا سازي دانش آموزان با مسئله، ۲- آماده كردن گروه با توصيف روشني از مسئله با استفاده از مثالها،۳-پرسيدن سئوالاتي براي برانگيختن تفكر دانش آموزان.
براي مثال، فرض كنيد معلمي در نظر داشته براي مفهوم كردن بحث گروه و همكاري گروهي، دانش آموزان را به گردش علمي ببرد. امروز روزي است كه معلم موفق شده است برنامه گردش را هماهنگ كند. مطابق قرار و مشورت با دانش آموزان، محل گردش علمي، تعيين شده است. پيش از اقدام به حركت و در حين برنامه ريزي براي گردش همة دانش آموزان قول مساعد براي همكاري مي دادند. اكنون آنان در مرحله اي از كار قرار گرفته اند كه هر كس به دنبال كار خود است و گروه انجام خود را از دست داده است معلم براي رفع تنش در بين دانش آموزان و وادار كردن آنان براي درك مفهوم عمل گروهي، همة آنان را يكجا جمع مي كند. او مي گويد: روزي را به ياد آوريد كه همه شور و شوق انجام دادن كارهاي زيادي را با ياري يكديگر در نظر دارند، به ياد آوريد كه همه چه وعده هايي مي دهند. گاه ما هم دچار چنين مشكلاتي مي گرديم.

( قسمت اول) « به خاطر مي آوريم كه روز سه شنبه آقاي حميدي و پناهي چه شور و شوقي در كلاس نشان مي دادند و الان هنوز در جمع ما نيستند. يا آقاي قرباني كه مي گفتند اگر اجازه دهيد من كنترل و هدايت گروه را به عهده مي گيرم، بيشترين دشواريها را خودش به وجود مي آورد. به هر صورت مجموعة ناهماهنگيها باعث شده است، مشكل عدم هماهنگي بين همه روي دهد و هيچ كس با اشتياق مسئوليت نپذيرد. ( قسمت دوم)» « در هر حال بايد مشكل پيش آمد را رفع كرد و نتيجة خوبي از اين گردش به دست آورد. شما فكر مي كنيد با جريان نابسامانيهاي فعلي در بين اعضاي گروه به هدفي كه در بيشتر در نظر بود خواهيم رسيد، به نظر شما مؤثرترين عامل براي رسيدن به هدف چيست؟ ( قسمت سوم)

مرحلة‌ دوم: انتخاب شركت كنندگان بازي نقش
معلم با توجه به آمادگي كه به لحاظ ذهني در دانش آموزان ايجاد شده است كه همه احساس مي كنند مسئله دشواري مربوط به آنهاست. سعي مي كند از افراد داوطلب براي ايفاي نقش هايي بهره گيرد.
مثال: معلم با طرح سئوالاتي عده اي از دانش آموزان را در حل مشكل شركت مي دهد.
سئوالات عبارتند از :‌چه كسي مسئوليت هدايت گروه را به عهده مي گيرد؟ چه كسي به او كمك مي كند؟ چه كسي مسئول اتفاقات مي شود و…. با توجه به روند همياري و همكاري گروهي مطلوب، معلم بازيگران نقش ها را بر مي انگيزد و در حين گزينش توضيحاتي دربارة نقش ها ارائه مي كند. معلم از بازيگران انتخاب شده مي خواهد تا نشستي با وي داشته باشند. معلم در اين نشست اشاره شده دربارة‌نقش، گفته هاي ويژة نقش و وادار كردن حس به گفتار و نقش بحث مي كند.