روش تدریس ساختن گرایی
مقدمه
یکی از نظریه های جدید یادگیری نظریه سازندگی یادگیری است. این نظریه برخاسته از فلسفه نسبت گرایی است که در آن هر چیزی نسبت به چیز دیگر مورد داوری قرار می گیرد برای نسبت گرایان واقعیت جنبه روان شناختی دارد و همان چیزی است که فرد ادراک می کند لذا برای اینان ملاک حقیقت انطباق واقعیت ذهنی با واقعیت عینی نیست بلکه امری نسبی است.
اعتقاد پیروان این نظریه بر آن است که یادگیرندگان بر اساس تجارب شخصی خود دانش

را می سازند و این کار را به طور فعال انجام می دهند، بنا به تعریف می توان گفت سازندگی به آن دیدگاهی گفته می شود که بر نقش فعال یادگیرنده از درک و فهم و معنی بخشیدن به اطلاعات تاکید می کند و نیز می توان گفت این دیدگاه معتقد است یادگیری معنی دار زمانی رخ می دهد که یادگیرندگان از اندیشه ها و تجارب خود تفسیرهای شخصی به عمل آورند. (س

یف، ۱۳۸۰)
در رویکردهای ساختن گرایی دنیای ذهنی فراگیر اهمیت خاصی دارد زیرا فراگیر اطلاعات را به درون برده و آنها را به روشهایی پردازش می کند که بازتابی است از نیازها، آمادگی ها، نگرش ها، باورها و احساسات او، ساختن گرایی به تولید معنی از تجربه باور دارد. (جوناسن، ۱۹۹۱ به نقل از کدیور، ۱۳۸۶، ص ۹)
رویکردهای سازنده گرایی (ساختن گرایی) وجوه مشترکی با نظریه های رفتارگرایی و شناختی دارند از جمله درگیر کردن فعالانه فراگیر در یادگیری و سازماندهی موقعیت ها تا فراگیر بتواند حداکثر اطلاعات را یاد بگیرد. بنابراین فراگیر از افراد برتر یاد می گیرد ولی این آزادی را نیز دارد که دانش خود را به طور متفاوتی بسازد، اگرچه اصول ساختن گرایی گاهی مبهم به نظر می رسد و اغلب چگونگی طراحی آموزشی را روشن نمی کند چهارچوب کلی آن قابل استفاده است و بر دامنه گسترده ای از شناخت و باورهای فراگیر تاکید دارد. (کدیور، ۱۳۸۶، ص ۹)
چکیده
در ساخت گرایی به طرز ساختن یا پدید آوردن دانش بر مبنای تجارب شخصی،ساخت های ذهنی وباورها تاکید می گردد.ذهن است که دنیای خاصی را برای هر انسان پدید می آورد

.بنابراین از دیدگاه هیچ جهانی واقعی تر از دیگری نیست به سخن دیگر دنیای هر کس بر خود او واقعیتی ملموس دارد.در این روش یادگیرندگان اطلاعات را در زمینه تجارب خود تفسیر می کنند وتفسیر آنان هر چه با شد تفسیر فرد گرایانه است.لازم است یاد آوری شود که هر چه از سوی معلم،مواد آموزشی به صورت عینی یادگیری طراحی شود دانش آموزان آن ها را در قالب تجارب و دانسته های خود تفسیر خواهند کرد ومتناسب با نیاز،زمینه ها وعلاقه ی خود به ساختن معنای ویژه خواهند پرداخت.معلمانی که علاقه دارند با استفاده از نظریه ساخت گرایی

به طراحی آموزشی بپردازند می پذیرند که نقش های متفاوتی را باید ایفا کنند با این همه عمده ترین نقش که معلم برای این کار به عهده می گیرد نقش آسان سازی فرایند دانش سازی است.روش تدریس ساخت گرایی بر مبنای چند مفهوم اساسی استوار است،یکی از آن ها مفهوم ساخت است منظور از ساخت شبکه ی در هم تنیده ای از مفاهیم است مفاهیم مربوط به یک حادثه یا یک رخداد،یک نظام آموزشی ویک شبکه ی مفهومی را شکل می دهند.ساخت گرایان براین باورند که یادگیرنده باید به صورت آگاهانه و به منظور معنا بخشیدن به انواع پدیده های هستی اقدام به ایجاد ساخت های ذهنی بکند.یکی دیگر از مفاهیمی که توجه فیلسوفان وروانشناسان را به خودجلب کرده،واقعیت است.واقعیت در نظریه ساخت گرایی آن چه در جهان و درمکان خاص ودر خارج از ذهن انسان واقع اند،نيست. ساخت گرایان براین باورند که واقعیت معنایی است که شخص آن را از جهان ساخته است
ساخت گرایی
ساخت گرایی یا همان روان شناسی محتوایی به عنوان نخستین موضعگیری علمی در قلمرو روان شـنــاســی نــویــن بــا تــاسـیــس آزمــایـشـگـاه روان شناسی وونت مطرح گشت. جامعه علمی آمریکا وونت را به عنوان پیشگام این مکتب وتیچنر انگلیسی را به عنوان موسس آن معرفی کرده است. با این وجود برخی بر این اعتقادند که نقش وونت در شکل گیری این مکتب به مراتب بیش از تیچنر است.
از نگاه پیروان این مکتب عناصر بنیادی تجارب هشیار عبارتند از:
) احساس ها مانند مزه ها، صداها و…
۲) تصاویر ذهنی
۳) عواطف یا واکنش های هیجانی همچون عشق و نفرت.
با شناخت این عناصر می توان به چگونگی ترکیب آنها و به وجود آمدن یک پدید

ه ذهنی پیچیده پی برد. درون نگری شیوه ای است که ساخت گرایان برای بررسی پدیده ها و فرآیندهای ذهنی به کار می برند. بدون شک ساخت گرایی در چنین معنایی مفهومی استقرایی و عنصرنگر به دنبال دارد.
ساخت گرایی با وجود تاثیر بسزای خود در تاریخ روان شناسی نوین مورد انتقادهای بسیاری واقع شده است. مهم ترین انتقادها پیرامون روش این مکتب یعنی درون نگری ا

ست. سابقه برخی از این انتقادها حتی به پیش از تاسیس این مکتب نیز می رسد. برای مثال فردی چون کانت معتقد بود که «تلاش برای درون نگری، با وارد کردن یک عنصر مشاهده گر در محتوای تجربه هشیار، تجربه هـشـیـار را تـغـیـیر می دهد» و یا اگوست کنت اثبات گرا گفته بود «که ذهن می تواند همه پدیده ها را به جز پدیده مربوط به خود را مشاهده کند… در اینجا عنصر مشاهده شده، و مشاهده کننده یکی هستند و عمل آن نمی تواند خالص و طبیعی باشد. به منظور مشاهده، ذهن شما باید از فعالیت باز ایستد در حالی که خود همین فعالیت است که شما می خواهید مشاهده کنید.»

ساخت گرایی چیست ؟
ساخت گرایی در معنای عام خود ، قلمرویی وسیع تر از آموزش را در بر می گیرد . همچون بسیاری از معانی که زاییده در حیطه فلسفه اند و سپس به درون اجتماع وشاخه های علوم جریان یافته اند ، خاستگاه ساخت گرایی را نیز در درجه اول می توان فلسفه وشناخت شناسی دانست . نفوذ ساخت گرایی در حیطه هایی همچون روانشناسی ، آموزش ، جامعه شناسی و تکنولوژی چشمگیر است .
ولتانشنگ بیان می کند ساخت گرایی بیش از آنکه یک نظریه باشد ، یک جهان بینی وباور است . از این رو به نقل از دیوید تال در نظر گرفتن یک چارچوب ساختاری ( برای آن ) امری تقریباً مهال است . تا کنون هزاران مقاله در رابطه با ساخت گرایی و تحقیقات مربوط به آن در سراسر جهان نوشته شده است ولی به سختی می توان کتاب یا مقاله ای یافت که در آن چهارچوب ، اصول ویا به اصطلاح الفبای ساخت گرایی توضیح داده شده باشد .

بخشی از سنت های قدیمی به همراه برخی از تئوری های جدید در موزه فلسفه ، پیکره مفهومی فلسفه ساخت گرایی را تشکیل می دهد .
از این دیدگاهها ، ادراک وباورهای ما از جهان ، صرفاً ساخته های بشری هستند که به گونه ای فعال بنا گشته اند ودریافت منفعلانه داده های حسی ، ادراک ما را تشکیل نمی دهد . ساخت گرایی فلسفی معتقد است ما هیچ چیز را خارج از حوز

ه فعالیت ها وتجارب خویش درک نمی کنیم ودر واقع ما هستیم که جهان دانسته های خود رابر پایه تجربه و گسترش فعالانه دانش بنا می سازیم . ون گلسر فلد بیان می کند صرفنظر از این که ما چقدر در پیش بینی نتیجه برخی اعمال ویا تأثیرات بعضی علل موفق هستیم ، نمی توانیم اثبات کنیم که چگونگی واقعیت جهان را کشف کرده ایم . پذیرش این باور که دانش واقعیتی فراتر از تجارب ما را منعکس نمی سازد به همان اندازه دشوار است که رای مردمان قرن شانزدهم میلادی ترک باور مرکزیت زمین در جهان هستی دشوار بود .
شرایط یادگیری از نظر پیروان نظریه ساختن گرایی:
از آنجا که هدفهای آموزشی مبتنی بر ساختن گرایی شامل حل مساله، استدلال، تفکر انتقادی، استفاده ؟ دانش است پیروان این نظریه شرایطی را پیشنهاد کرده اند که برای تحقق یادگیری در یادگیرندگان مفید تشخیص داده شده است که در اینجا این شرایط را به طور مختصر مورد بررسی قرار می دهیم.
۱- محیط های یادگیری پیچیده: مربیان پیرو نظریه ساختن گرایی این گونه استدلال می کنند که چون دنیای واقعی غالبا مسائل و موقعیت های پیچیده را بر سر راه یادگیرندگان قرار می دهد محیط های آموزشی نیز باید یادگیرندگان را با این گونه مسائل و موقعیت ها روبرو سازد در ضمن معلمان باید بکوشند تا در یادگیرندگان توانایی برخورد درست با محیط های پیچیده را ایجاد کنند.
– مذاکره اجتماعی (مشارکت اجتماعی): پیروان نظریه ساختن گرایی بر این باورند که مشارکت اجتماعی یکی از شرایط مهم یادگیری می باشد. طبق این باور بسیاری از مسائلی که هیچ یادگیرنده ای به تنهایی نمی تواند آنها را حل کند از طریق تبادل اندیشه و مشارکت گروهی یادگیرندگان حل می شوند.
۳- پهلوی هم نهادن وجوه چندگانه: منظور از پهلوی هم نهادن وجوه چندگانه این است که موضوع واحدی از دیدگاههای متفاوت مورد توجه قرار گیرد این خود باعث وسعت اندیشه خواهد شد.
۴- درک فرآیند ساختن: مفهوم شناخت به عنوان کسب آگاهی و فراشناخت آگاهی از نحوه آگاهی یافتن یا یاد گرفتن یادگیری تعریف می شود و دانش ش

ناختی و فراشناختی عامل مهم پیشرفت در یادگیری به حساب می آید. نظریه پردازان ساختن گرایی گامی فراتر می روند و اظهار می کنند که علاوه بر دانش شناخت و فراشناختی یادگیرندگان موفق از نقش خود در ساختن دانش نیز آگاه هستند.
ساخت گراییعنوان نخستین موضعگیری علمی در قلمرو روان شـنــاســی نــویــن بــا تــاسـیــس آزمــایـشـگـاه روان شناسی وونت مطرح گشت. جامعه علمی آمریکا وونت را به عنوان پیشگام این مکتب وتیچنر انگلیسی را به عنوان موسس آن معرفی کرده است. با این وجود برخی بر این اعتقادند که نقش وونت در شکل گیری این مکتب به مراتب بیش از تیچنر است.
از نگاه پیروان این مکتب عناصر بنیادی تجارب هشیار عبارتند از:
) احساس ها مانند مزه ها، صداها و…
۲) تصاویر ذهنی
۳) عواطف یا واکنش های هیجانی همچون عشق و نفرت.
با شناخت این عناصر می توان به چگونگی ترکیب آنها و به وجود آمدن یک پدیده ذهنی پیچیده پی برد. درون نگری شیوه ای است که ساخت گرایان برای بررسی پدیده ها و فرآیندهای ذهنی به کار می برند. بدون شک ساخت گرایی در چنین معنایی مفهومی استقرایی و عنصرنگر به دنبال دارد.
ساخت گرایی با وجود تاثیر بسزای خود در تاریخ روان شناسی نوین مورد انتقادهای بسیاری واقع شده است. مهم ترین انتقادها پیرامون روش این مکتب یعنی درون نگری است. سابقه برخی از این انتقادها حتی به پیش از تاسیس این مکتب نیز می رسد. برای مثال فردی چون کانت معتقد بود که «تلاش برای درون نگری، با وارد کردن یک عنصر مشاهده گر در محتوای تجربه هشیار، تجربه هـشـیـار را تـغـیـیر می دهد» و یا اگوست کنت اثبات گرا گفت

ه بود «که ذهن می تواند همه پدیده ها را به جز پدیده مربوط به خود را مشاهده کند… در اینجا عنصر مشاهده شده، و مشاهده کننده یکی هستند و عمل آن نمی تواند خالص و طبیعی باشد. به منظور مشاهده، ذهن شما باید از فعالیت باز ایستد در حالی که خود همین فعالیت است که شما می خواهید مشاهده کنید.»
ساخت گرایی چیست ؟

ساخت گرایی در معنای عام خود ، قلمرویی وسیع تر از آموزش را در بر می گیرد . همچون بسیاری از معانی که زاییده در حیطه فلسفه اند و سپس به درون اجتماع وشاخه های علوم جریان یافته اند ، خاستگاه ساخت گرایی را نیز در درجه اول می توان فلسفه وشناخت شناسی دانست . نفوذ ساخت گرایی در حیطه هایی همچون روانشناسی ، آموزش ، جامعه شناسی و تکنولوژی چشمگیر است .
ولتانشنگ بیان می کند ساخت گرایی بیش از آنکه یک نظریه باشد ، یک جهان بینی وباور است . از این رو به نقل از دیوید تال در نظر گرفتن یک چارچوب ساختاری ( برای آن ) امری تقریباً مهال است . تا کنون هزاران مقاله در رابطه با ساخت گرایی و تحقیقات مربوط به آن در سراسر جهان نوشته شده است ولی به سختی می توان کتاب یا مقاله ای یافت که در آن چهارچوب ، اصول ویا به اصطلاح الفبای ساخت گرایی توضیح داده شده باشد .
بخشی از سنت های قدیمی به همراه برخی از تئوری های جدید در موزه فلسفه ، پیکره مفهومی فلسفه ساخت گرایی را تشکیل می دهد .
از این دیدگاهها ، ادراک وباورهای ما از جهان ، صرفاً ساخته های بشری هستند که به گونه ای فعال بنا گشته اند ودریافت منفعلانه داده های حسی ، ادراک ما را تشکیل نمی دهد . ساخت گرایی فلسفی معتقد است ما هیچ چیز را خارج از حوزه فعالیت ها وتجارب خویش درک نمی کنیم ودر واقع ما هستیم که جهان دانسته های خود رابر پایه تجربه و گسترش فعالانه دانش بنا می سازیم . ون گلسر فلد بیان می کند صرفنظر از این که ما چقدر در پیش بینی نتیجه برخی اعمال ویا تأثیرات بعضی علل موفق هستیم ، نمی توانیم اثبات کنیم که چگونگی واقعیت جهان را کشف کرده ایم . پذیرش این باور که دانش واقعیتی فراتر از تجارب ما را منعکس نمی سازد به همان اندازه دشوار است که رای مردمان قرن شانزدهم میلادی ترک باور مرکزیت زمین در جهان هستی دشوار بود .

شرایط یادگیری از نظر پیروان نظریه ساختن گرایی:
از آنجا که هدفهای آموزشی مبتنی بر ساختن گرایی شامل حل مساله، اس

تدلال، تفکر انتقادی، استفاده ؟ دانش است پیروان این نظریه شرایطی را پیشنهاد کرده اند که برای تحقق یادگیری در یادگیرندگان مفید تشخیص داده شده است که در اینجا این شرایط را به طور مختصر مورد بررسی قرار می دهیم.
۱- محیط های یادگیری پیچیده: مربیان پیرو نظریه ساختن گرایی این گونه استدلال می کنند که چون دنیای واقعی غالبا مسائل و موقعیت های پیچیده را بر سر راه یادگیرندگان

قرار می دهد محیط های آموزشی نیز باید یادگیرندگان را با این گونه مسائل و موقعیت ها روبرو سازد در ضمن معلمان باید بکوشند تا در یادگیرندگان توانایی برخورد درست با محیط های پیچیده را ایجاد کنند.
– مذاکره اجتماعی (مشارکت اجتماعی): پیروان نظریه ساختن گرایی بر این باورند که مشارکت اجتماعی یکی از شرایط مهم یادگیری می باشد. طبق این باور بسیاری از مسائلی که هیچ یادگیرنده ای به تنهایی نمی تواند آنها را حل کند از طریق تبادل اندیشه و مشارکت گروهی یادگیرندگان حل می شوند.
۳- پهلوی هم نهادن وجوه چندگانه: منظور از پهلوی هم نهادن وجوه چندگانه این است که موضوع واحدی از دیدگاههای متفاوت مورد توجه قرار گیرد این خود باعث وسعت اندیشه خواهد شد.
۴- درک فرآیند ساختن: مفهوم شناخت به عنوان کسب آگاهی و فراشناخت آگاهی از نحوه آگاهی یافتن یا یاد گرفتن یادگیری تعریف می شود و دانش شناختی و فراشناختی عامل مهم پیشرفت در یادگیری به حساب می آید. نظریه پردازان ساختن گرایی گامی فراتر می روند و اظهار می کنند که علاوه بر دانش شناخت و فراشناختی یادگیرندگان موفق از نقش خود در ساختن دانش نیز آگاه هستند.
آگاهی یادگیرندگان از فرآیند ساختن دانش سبب می شود از عواملی که تفکر و دانش اندوزی آنها را تشکیل می دهد آگاه باشند. بنابراین قادر خواهند بود دیدگاههای خود را بسازند و از آنها دفاع کنند.
۵- آموزش شاگرد محوری: آخرین پیشنهادی که پیروان نظریه ساختن گرایی در زمینه آموزش می دهند آموزش شاگرد محوری است. در آموزش شاگرد محوری معلم و شاگرد به کمک هم به طراحی آموزش می پردازند یعنی در مورد محتوای یادگیری، فعالیت های یادگیری و روش های مورد نیاز تصمیم گیری می کنند بنابراین در این روش آموزش دانش آموزان فرصت می یابند تا مسائل و پروژه هایی را که مشخصا برای آنان معنی دار است دنبال کنند.
دیدگاه های تیچنر در مقام بنیانگزار ساخت گرایی ….
در تاریخ روان شناسی نوین ساخت گرایی از دو منظر دارای جایگاه خاص و مهمی است. نخست از آن جهت که نخستین موضعگیری نظام مند علمی در روان شناسی نوین درنظر گرفته می شود و از سوی دیگر به دلیل تاثیری است که این مکتب بر مکاتب پس از خود همچون مکتب گشتالت داشته است. نام وونت در مقام پیشگام این مکتب و تیچنر به عنوان بنیانگذار آن در تاریخ رو

ان شناسی نوین مطرح شده است. در این مقاله ابتدا به بررسی آراء و نظریات تیچنر خواهیم پرداخت. سپس به تحلیل مکتب ساخت گرایی، خدمات و انتقادات وارد برآن اشاره  تحصیل ابتدا کالج مالورن و سپس آکسفورد را انتخاب کرد و در آنجا به مدت ۴ سال به تحصیل فلسفه و ادبیات پرداخت. به علت شهرت روان شناسی وونت بدان تمایل نشان داد و به مدت ۲ سال زیر نظر مستقیم وونت به مطالعات روان شناسی روی آورد
هدف او تصاحب عنوان پیشگام روان شناسی آزمایشی نوین در انگلستان بود ولی به دلیل شرایط حاکم در انگلستان این امر محقق نشد. به همین دلیل تیچنر پس از دریافت درجه دکترای خود به دانشگاه کرنل در آمـریکا رفت. سخنرانی های ماندگار او در دانشگاه کرنل به همراه تدریس جذاب وی در دانشگاه آکسفورد از او شخصیتی جذاب و تا حدودی جزم اندیش در اذهان ترسیم نموده است. مهمترین کار تیچنر در دانشگاه تدریس بود. با این وجود از طریق هدایت و جهت دهی تحقیقات و پژوهش های دانشجویان توانست دیدگاه هایش را مورد بررسی و آزمایش قرار داده و در قالب نظامی منسجم ارائه دهد. در طول ۳۵ سال تدریس، استاد راهنمای بیش از ۵۰ پایان نامه دکتری را بر عهده داشت پایان نامه هایی که بیشتر آنها متأثر از افکار خود تیچنر بود. وبک در توصیف شیوه تدریس و نگاه تیچنر چنین می نویسد:
« تیچنر با شیوه خاص خود برج عاجی را ساخت که در آن به تنهایی می نشست و جریانی که از نگاه او تنها جریان شایسته نام روان شناسی علمی بود را نظاره و هدایت می کرد.»
در یک کلام می توان چنین گفت که جایگاه خاص تیچنر او را به صورت افسانه ای زنده در دانشگاه کرنل تبدیل کرده بود.
نظریه ی ژان پیاژه
این روان شناس سوئیسی، پیشرو مطالعه ی رشد شناختی است. مشهورترین تحقیقات وی در خصوص کارکرد رشد شناختی در کودکان است.
نظرات پیاژه، اساس جنبش ساختن گرایی فردی است. و بر این فرض است که معنی در ذهن افراد، از طریق اکتشاف با تمرکز بر فرایند جذب و انطباق دانش ساخته می شود. معنی که دریافت می شود، چیزی جدا از تفسیر خود فرد نیست. تأکید آن ها بر تعاملات فرد با محیط (شامل موجودات اجتماعی دیگر) نیست.
یادگیری نوعی فرایند فعال ساخت دانش است، به جای این که اکتساب دانش باشد.
بنابراین، در چارچوب نظریه ی وی،
اساس و شالوده ی یادگیری، اکتشاف است: فهمیدن، کشف کردن است،

اگر می خواهیم افرادی بسازیم که مولد و خلاق و نه صرفاً باز گوینده ی مطالب باشند، چنین شرایطی باید فراهم شود. بنابراین، درک و فهم، به طور فردی و از طریق اکتشاف و درگیری فعال ساخته می شود
نظریه ی برونر
به زعم برونر، یادگیری نوعی فرایند فعال است که به موجب آن دانش آموزان مفاهیم جدید را مبتنی بر مفاهیم کنونی می سازند. دانش آموزان اطلاعات را انتخاب می کنند، فرضیه ها را می سازند و به قصد ادغام تجارب جدید با ساخت های ذهنی موجودش، تصمیم گیری می کنند.
ساخت های شناختی است که معنی و سازمانی برای تجارب فراهم می کند و به یادگیرنده امکان می دهد تا پا را از مرز اطلاعات داده شده فراتر بگذارد.
برای برونر، پرورش استقلال یادگیرنده از طریق ترغیب دانش آموز به

کشف اصول جدید دل خواه خودش، در قلب آموزش اثر بخش و کارامد قرار دارد. علاوه بر این، برنامه ی درسی باید به شکلی مارپیچی سازمان دهی شود، به طوری که دانش آموزان بتوانند دانش جدید را روی آن چه که قبلاً فرا گرفته اند، بسازند.

نظریه ی برونر
به زعم برونر، یادگیری نوعی فرایند فعال است که به موجب آن دانش آموزان مفاهیم جدید را مبتنی بر مفاهیم کنونی می سازند. دانش آموزان اطلاعات را انتخاب می کنند، فرضیه ها را می سازند و به قصد ادغام تجارب جدید با ساخت های ذهنی موجودش، تصمیم گیری می کنند.
ساخت های شناختی است که معنی و سازمانی برای تجارب فراهم می کند و به یادگیرنده امکان می دهد تا پا را از مرز اطلاعات داده شده فراتر بگذارد.
برای برونر، پرورش استقلال یادگیرنده از طریق ترغیب دانش آموز به کشف اصول جدید دل خواه خودش، در قلب آموزش اثر بخش و کارامد قرار دارد. علاوه بر این، برنامه ی درسی باید به شکلی مارپیچی سازمان دهی شود، به طوری که دانش آموزان بتوانند دانش جدید را روی آن چه که قبلاً فرا گرفته اند، بسازند.
اصول مشمول نظریه ی برونر بدین قرار است:
۱٫
۲٫ – آموزش باید با تجاربی متناسب باشد که دانش آموازن را

راغب و قادر به یادگیری سازد (آمادگی).
۳٫ – آموزش باید به گونه ای سازماندهی شود که به سادگی بتواند توسط دانش آموز درک شود (سازمان دهی مارپیچی).

 

۴٫ – آموزش باید طوری طرح ریزی شود تا تخمین (پیش بینی) را تسهیل کند (فراتر رفتن از اطلاعات داده شده).
برونر، یادگیری را در فعالیت یادگیرنده معنا می کرد. خصوصاً بر نوعی یادگیری اکتشافی تأکید داشت که در آن یادگیرنده با پی بردن به مسئله، به بینش

برسد. برونر تأکید داشت که مسائل یا سؤالاتی که موجب فرایند اکتشاف می شوند، باید از نظر فردی و اجتماعی مرتبط باشند.

بنابراین، در چارچوب نظریه ی برونر،
دانش در محتوا نیست، بلکه در فعالیت شخص در حوزه ی محتواست؛ یعنی پرداختن فعال یادگیرنده به مسائل یادگیری
ﻣﺒﺎﻧﯽ ﻓﻠﺴﻔﯽ ﺳﺎﺧﺖ ﮔﺮاﯾﯽ
۱- ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻣﮑﺎﻧﯿﺴﺘﯽ: ﺟﮫﺎن ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ
اﺧﺘﺮاع اﻧﻮاع ﻣﺎﺷﯿﻦ در زﻣﯿﻨﻪ ھﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻋﻠﻮم و ﺻﻨﺎﯾﻊ؛ ﺣﺘﯽ ﻣﺎﺷﯿﻨﮫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮای ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﻮدﻧﺪ ﻗﺎطﺒﻪ ﻣﺮدم ﻗﺮن ھﻔﺪھﻢ را ﺑﻪ وﺟﺪ آورده و ﻣﺠﺬوب ﮐﺮده ﺑﻮد. اﻧﻮاع
ﺳﺎﻋﺘﮫﺎ، ﺗﻠﻤﺒﻪ ھﺎ، اھﺮﻣﮫﺎ، ﻗﺮﻗﺮه ھﺎ، ﭼﺮﺧﮑﮫﺎ، ﺟﺮﺛﻘﯿﻠﮫﺎ، ﺑﺮای ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﺷﺆون ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺸﺮی ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﻮد و ﭼﻨﯿﻦ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﯿﺪ ﮐﻪ در اﯾﻦ زﻣﯿﻨﻪ، ھﯿﭻ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﺤﺪودﯾّﺘﯽ
وﺟﻮد ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﻧﻘﺎﯾﺺ ﻣﺎﺷﯿﻨﮫﺎ ھﻤﻮاره ﻣﺮﺗﻔﻊ ﻣﯽ ﺷﺪ و ﺳﯿﺴﺘﻤﮫﺎی ﻣﺎﺷﯿﻨﯽ ﺳﯿﺮ ﺗﮑﺎﻣﻠﯽ داﺷﺖ. ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻌﺠﺐ ﺷﻮد ﮐﻪ ﭼﺮا اﯾﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺑﻪ رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺟﺪﯾﺪ
ارﺗﺒﺎط داده ﻣﯽ ﺷﻮد و ﮐّﻞ اﯾﻦ اﻣﻮر ﭼﻪ رﺑﻄﯽ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ دارﻧﺪ. ﺑﻌﻼوه، اﺧﺘﺮاع و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﮫﺎ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ۲۰۰ ﺳﺎل ﭘﯿﺶ از اﯾﺠﺎد رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ- ﺑﻪ ﻋﻨﻮا

ن ﻋﻠﻤﯽ ﻣﺴﺘﻘﻞ- ﺑﻮده اﺳﺖ
اﻣﺎ، ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ ﮐﻪ اوﺿﺎع و ﻋﻘﺎﯾﺪ آن روز، ﮐﻪ در آن اﻋﺘﻘﺎد ﺑﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ و ﻣﺎﺷﯿﻦ ﮔﺮاﯾﯽ رواج ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮد، ﺑﺮ ﺟﮫﺘﯽ ﮐﻪ رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﻣﺘﻌﺎﻗﺒﺎً ﺑﻪ ﺧﻮد ﮔﺮﻓﺖ؛ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﯽ ﮔﺬارده
اﺳﺖ. اﻟﮫﺎﻣﺎت و اﻟﻘﺎی اﻓﮑﺎر ﻣﺴﻠﻂ ﻗﺮن ھﻔﺪھﻢ، ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪه ﺧﻂّ ﻣﺸﯽ ﺣﺮﮐﺖ رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ در ﻗﺮن ﻧﻮزدھﻢ و ﺑﻌﺪ از آن ﺑﻮده اﺳﺖ.
در اﯾﻨﺠﺎ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺷﺮاﯾﻂ و ﻣﻮﻗﻌﯿّﺘﮫﺎ و ﯾﺎ ﺑﻪ اﺻﻄﻼح ﺑﺎ روح آن ﻋﺼﺮ ( ﻗﺮن ھﻔﺪھﻢ و ھﺠﺪھﻢ) ﮐﻪ ﺑﺎرآورﻧﺪه زﻣﯿﻨﻪ ﻓﮑﺮی ﺑﺮای رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﻮده اﺳﺖ ﺳﺮوﮐﺎر دارﯾﻢ و ﺗﮑﺮار ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ
ﻓﮑﺮ ﺑﻨﯿﺎدی ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ ﻗﺮن ھﻔﺪھﻢ، ﻓﻠﺴﻔﻪ ای ﮐﻪ رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺟﺪﯾﺪ را ﭘﺮورش و ﺗﻐﺬﯾﻪ ﻧﻤﻮد، روح ﻣﺎﺷﯿﻦ ﮔﺮاﯾﯽ (۴)و ﯾﺎ ﺗﻠﻘﯽ ﺟﮫﺎن ھﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾ

ﮏ «ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺰرگ» (۵)ﺑﻮد.
اﯾﻦ ﻓﮑﺮ در ﻓﯿﺰﯾﮏ ﭘﺲ از ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت «ﮔﺎﻟﯿﻠﻪ» و ﺳﭙﺲ «ﻧﯿﻮﺗﻮن» ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺣﺴﺐ آن ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻋﺎﻟﻢ ﭼﯿﺰی ﺟﺰ ذرّاﺗﯽ از ﻣﺎده ﻣﺘﺤﺮک ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﻪ اﻋﺘﻘﺎد «ﮔﺎﻟﯿﻠﻪ»، ﻣﺎدّه از ذرّات ﻣﺠﺰا
ﯾﺎ اﺗﻤﮫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ھﺮﯾﮏ ﺑﺮ دﯾﮕﺮی ھﻤﭽﻮن ﺗﻮﭘﮫﺎی ﺑﯿﻠﯿﺎرد، ﺑﺎ ﺗﻤﺎس ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ، ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﯽ ﮔﺬارد، ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ.
اﮔﺮ ﺟﮫﺎن ﺗﻨﮫﺎ از اﺗﻤﮫﺎی ﻣﺘﺤﺮک درﺳﺖ ﺷﺪه اﺳﺖ، ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ھﺮ اﺛﺮ (ﺣﺮﮐﺖ ھﺮ اﺗﻢ) از ﻣﺆﺛّﺮی ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻧﺎﺷﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد (ﺣﺮﮐﺖ اﺗﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ آن ﻣﯽ ﺧﻮرد) و ﻣﯽ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺗﺎﺑﻊ ﻗﻮاﻧﯿﻦ
اﻧﺪازه ﮔﯿﺮی و رﯾﺎﺿﯽ و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﺑﺎﺷﺪ. در ﻧﺘﯿﺠﻪ اﯾﻦ «ﺑﺎزی ﺑﯿﻠﯿﺎرد»، اﯾﻦ ﺟﮫﺎن ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ، ھﻤﻮاره ھﻤﭽﻮن ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺰرﮔﯽ ﮐﻪ ﺧﻮب و درﺳﺖ ﮐﺎر ﮐﻨﺪ، ﻗﺎﻧﻮﻧﻤﻨﺪ و ﻗﺎﺑﻞ ﭘﯿﺶ
ﺑﯿﻨﯽ اﺳﺖ
ﺟﮫﺎن ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﺑﻮﺳﯿﻠﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ ﯾﺎ ﮐﻤﺎل ﻣﻄﻠﻖ طﺮّاﺣﯽ ﺷﺪه و ھﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ اﻧﺴﺎن ﺑﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺟﮫﺎن ﺑﺎ آن ﮐﺎر ﻣﯽ ﮐﻨﺪ آﺷﻨﺎ ﺷﻮد، ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﮐﺎر

 

 

ش را ﺑﺪاﻧﺪ و از ﭘﯿﺶ
ﺣﺪس ﺑﺰﻧﺪ.
در اﯾﻦ ھﻨﮕﺎم روﺷﮫﺎی ﻋﻠﻤﯽ ھﻤﺮاه ﺑﺎ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژی رﺷﺪ ﮐﺮدﻧﺪ و ﺑﻪ طﺮز ﻣﺆﺛﺮی ﺑﺎ ﯾﺎﻓﺘﻪ ھﺎی ﻋﻠﻢ ھﻤﺴﺎز ﮔﺮدﯾﺪﻧﺪ و در ﻧﺘﯿﺠﻪ؛ ﻣﺸﺎھﺪه و آزﻣﺎﯾﺶ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﺷﺎﺧﺼﮫﺎی ﻋﻠﻢ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ
ﺷﺪﻧﺪ
او ﮐﻪ ھﺪﻓﺶ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻣﻮاﻧﻊ
ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻋﻠﻢ و ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﺟﺰﻣﯿّﺖ اﺳﺘﻨﺎدھﺎی ﻏﯿﺮﻋﻠﻤﯽ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﺎر ﺑﺰرﮔﺎن ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮد، روﺷﯽ را اراﺋﻪ داد ﮐﻪ در ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻗﺮون ﺑﻌﺪ از آن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان وﺳﯿﻠﻪ ای ﺑﺮای اﻧﮑﺎر ﻣﺘﺎﻓﯿﺰﯾﮏ- ﮐﻪ ﺧﻮد
ﻋﻤﯿﻘﺎً ﺑﺪان ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮد- اﺳﺘﻔﺎده ﮐﺮدﻧﺪ.
۳- ﻧﻈﺮﯾﻪ ھﺎی ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮔﺮاﯾﯽ، اﺛﺒﺎت ﮔﺮاﯾﯽ (۱۵)و ﻣﺎدّه ﮔﺮاﯾﯽ
ﺑﻌﺪ از دﮐﺎرت رﺷﺪ ﻋﻠﻮم ﺟﺪﯾﺪ ﺑﻪ طﻮر ﮐﻠﯽ، و ﺑﻪ وﯾﮋه در رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ، آھﻨﮓ ﺑﺴﯿﺎر ﺳﺮﯾﻌﯽ ﺑﻪ ﺧﻮد ﮔﺮﻓﺖ. رﺷﺪ اﻓﮑﺎر رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ ﺑﻪ وﺳﯿﻠﻪ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮔﺮا، طّﯽ ﻣﺪت دو ﻗﺮن
ﺻﻮرت ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ. اﯾﻦ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﺑﺮای رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺟﺪﯾﺪ، روش ﺗﺤﻘﯿﻖ و ﻧﯿﺰ زﯾﺮﺑﻨﺎی ﻓﻠﺴﻔﯽ و ﻧﻈﺮی ﻓﺮاھﻢ آوردﻧﺪ. روش ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮔﺮا ﻣﺸﺎھﺪه، و در ﻧﮫﺎﯾﺖ، آزﻣﺎﯾﺶ ﺑﻮد و
ﺑﺮﺧﻼف روﺷﮫﺎی ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺗﺮ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان روﺷﮫﺎی ﻧﻈﺮی و ﺗﻌّﻘﻠﯽ (۱۶)ﺷﮫﺮت داﺷﺘﻨﺪ، ﺑﺮاﺳﺎس ﻣﺸﺎھﺪه ﻋﯿﻨﯽ ﺻﻮرت ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ.
ﺟﻨﺒﻪ ﻧﻈﺮی اﯾﻦ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﮐﻪ ﺑﺮ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﮐﺴﺐ ﻣﻌﻠﻮﻣﺎت ﺑﻪ وﺳﯿﻠﻪ ذھﻦ ﻣﺒﺘﻨﯽ اﺳﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ زﯾﺎدی ﺑﺮ رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺟﺪﯾﺪ داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. ﺑﺮﺣﺴﺐ ﻧﻈﺮﯾﻪ طﺮﻓﺪاران ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻣﺰﺑﻮر، ذھﻦ از
طﺮﯾﻖ ﺗﺮاﮐﻢ ﺗﺪرﯾﺠﯽ ﺗﺠﺮﺑﻪ ھﺎی ﺣّﺴﯽ رﺷﺪ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ. و ﻣﯽ داﻧﯿﻢ ﮐﻪ اﯾﻦ اﻋﺘﻘﺎد ﺑﺎ دﯾﺪﮔﺎه ﻧﮫﺎدﮔﺮاﯾﺎن (۱۷)، ﻣﺜﻼً دﮐﺎرت- ﮐﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﺑﺮﺧﯽ از ﺗﺼﻮّرات (اﯾﺪه ھﺎ) ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻓﻄﺮی وﺟﻮد
بر اساس یک طبقه بندی کلی انواع ساخت گرایی عبارتند از: ساخت گرایی رادیکال – ساخت گرایی اجتماعی- ساخت گرایی فرهنگی و ساخت گرایی منتقدانه که بیشتر، آموزش را بر اساس روش فعال و اکتشافی بنیان می نهند.
بر پایه این نظریه الگوهای تدریس متنوعی مانند E5 ، بحث گروهی، تفحص گروه، روش استاد شاگردی، روش کارایی تیم، روش حل مساله و… شکل گرفته اند که نتایج موفقی در عرصه های آموزش و بخصوص آموزش علوم پایه و ازجمله ریاضیات داشته است.
یکی از شاخصه های مهم اکثر الگوهای تدریس ارائه شده ، گروه ویا به عبارتی کار در گروه های کوچک (گروه های سه الی پنج نفره ) است که دانش آموزان با فعالیت در آنها ضمن آموزش دروس از اثرات مثبت تدریس مانند کاهش اضطراب، بازدهی زیاد

، شکوفایی استعداد و… بهره مند می شوند.
در این نوشته سعی شده است مطالبی هر چند مختصر ولی نسبتا مفید از ساخت گرایی و آموزش ریاضی به روش مشارکتی کار در گروههای کوچک و چند الگوی تدریس تهیه شود تا گامی هر چند کوچک در جهت آگاهی دانشجویان و دبیران محترم برداشته شود.
با آگاهی از کامل نبودن نوشته و داشتن نواقصی که از نقص نوع بشر ناشی می شود از خوانندگان گرامی یاری در برطرف نمودن اشکالات و کاستی ها را تقاضا می نمائیم.
تفکر سازه گرايي چند اصل کلی دارد و معلمان باید آنها را در آموزش های خود در نظر بگیرند:
۱-یادگیری نیاز به زمان دارد
یادگیری آنی نیست برای یادگیری موثر باید ایده ها را دوباره بررسی و درباره شان تعمق کنیم . سپس آنها را آزمایش و به کار ببریم . اینها را نمی توان در پنج یا ده دقیقه انجام داد.معلمان برای تسلط به این اصول ، باید به اندازه کافی تمرین کنند.
۲-یادگیری فرآیندی فعال است.
در این فرآیند فراگیرنده از دروندادهای حسی خود استفاده می کند و بر مبنای آنها معانی و مفاهیم را می سازد. یادگیرندگان باید کاری را انجام دهند ، زیرا فعالیت های یادگیری ، فراگیراندگان را با جهان پیرامون خود درگیر می کند.
۳-انسان ها در حین یادگیری یاد می گیرند که چگونه یاد بگیرند.

یادگیری شامل ساخت معنا و ساخت نظام های معنایی است . هر معنایی که به وجود می آوریم ، کمکی است به معنا بخشیدن به احساس های دیگرمان که می تواند به شکل های مشابهی تطبیق پیدا کند.
۴- یادگیری زبان را نیز در بر می گیرد .
زبانی که به کار می بریم ، بر یادگیری تاثیر می گذارد . انس

انها هنگامی که چیزی را یاد می گیرند ، با خودشان صحبت می کنند.
مقايسه ويژگي‌هاي مهم نظريه‌هاي شاخص رفتاري، شناختي
سازه‌گرايي (حسيني- ۱۳۸۵)

ويژگي
رفتاري
شناختي
سازه‌گرايي
شناختي پيازه
اجتماعي‌ويگوتسکي

دانش
مجموعه ثابت ، قابل‌اکتساب، ‌منشأگرفته از خارج
مجموعه ثابت، قابل اکتساب
مجموعه قابل تغيير، ساخته شده به‌طور انفرادي از محيط اجتماعي
ساخته شده به‌طور انفرادي از محيط اجتماعي

يادگيري
کسب واقعيت‌ها، مهارت‌ها و مفاهيم
کسب واقعيت‌ها، مهارت‌ها، مفاهيم و راهبردها
سازندگي فعال، بازسازي دانش قبلي
سازندگي اشتراکي دانش و ارزش‌هاي تعريف شده در

اجتماع

آموزش
انتقال، نمايش و گفتن
انتقال، هدايت دانش‌آموزان به سوي دانش درست‌تر و کامل‌تر
چالش، هدايت تفکر به سوي درک کامل‌تر

ساختن دانش به کمک دانش‌آموزان
نقش معلم
مدير، راهنما
آموزش و الگودهي راهبردهاي مفيد
تسهيل‌کننده، راهنما
تسهيل‌کننده، راهنما، مشارکت‌کننده

نقش دانش‌آموز

دريافت‌کننده منفعل اطلاعات، گوش‌دهنده فعال، اجراکننده دستورات
پردازش‌کننده فعال اطلاعات، به‌کاربرنده راهبردها، سازمان‌دهنده اطلاعات به يادآورنده
سازنده فعال( در درون ذهن)، انديشه‌ورز، توضيح‌دهنده، تفسيرکننده، پرسنده
سازنده فعال با خود و ديگران، انديشه‌ورز فعال، توضيح‌دهنده، تفسيرکننده، مشارکت‌کننده فعال اجتماعي

 

سازه گرايي ،مدلي براي تدريس

از نظر طبقه بندي، روش سازه گرايي جزو روش هاي فعال و اكتشافي است كه بر توليد، كنترل و تعميم دانش تأكيد مي كند.
در فرآيند تدريس سازه گرايي معلم و همه ي امكانات تسهيل كننده هستند و جزو خدمات آموزشي به حساب مي آيند. بنابراين، در اين روش، دانش آموز نقش اساسي را ايفا مي كند.
هدف: جستجوي فعالانه فراگيرندگان از طريق فعاليت هاي گوناگون براي كشف راه حل ها، مفاهيم، اصول و قوانين، يكي از اهداف مهم در اين روش است. داشتن روحيه ي كاوشگري براي ايجاد سؤال، طراحي، اجرا، ابداع و به دست آوردن جواب، يكي از ويژگي هاي ساخت گرايي است.
اين الگوي تدريس از پوياترين و كارآمدترين، الگوهاي تدريس است كه در بسياري از كلاس هاي دنيا با موفقيت در حال اجرا است.بر اساس الگوي سازه گرايي :
۱- انسانها می توانند هر چیزی را بیاموزند به شرط آنکه بتوانند آنها را در ذهن خود معنا دار سازند.
۲- سازه گرایان می گویند ذهن اساس و ابزار تعبیر و تفسیر رخدادها .اشیا و چشم اندازهای جهانی است.
۳- یادگیرندگان به کمک معلم اندیشه های خود را پیراسته می کنند و مهارتهایشان را بهبود می -بخشند.
۴- انسانها بر اساس ساخته ای ذهنی خود که باورها .اعتقادات و دانش آنها را در بر می گیرد به تفسیر هستی می پردازند.
۵- سازه گرایان بر این باورند که واقعیت به مفاهیمی گفته می شوند که شخص آنها را از جهان ساخته است.

مزاياي رويكرد سازه¬گرايي

مي توان مزاياي زير را براي رويكرد سازه¬گرايي در آموزش در نظ

ر گرفت:
ü دانش آموزان وقتي به صورت فعال درگير مي شوند، بيشتر ياد مي گيرند و يادگيري براي آنها لذت بخش¬تر است.
ü وقتي تعليم و تربيت روي تفكر و درك به جاي به خاطرسپاري صرف متمركز شود بهتر كار مي كند. چون سازه¬گرايي روي چگونه فكركردن و درك كردن متمركز است.
معلم ﺑﺎ روﻳﻜﺮد ﺳﺎﺧﺘﻦﮔﺮاﻳﻲ
• در روﻳﻜﺮد ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮔﺮاﻳﻲ، ﻳﻜﻲ از ﻧﻘﺶﻫﺎي ﻣﻬﻢ ﻣﻌﻠّﻢ ﻧﻘﺶ آﺳﺎنﺳﺎزي ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺳﺎﺧﺖ داﻧﺶ اﺳﺖ. در اﻳﻦ ﻓﺮآﻳﻨﺪ
ﻳﺎدﮔﻴﺮﻧﺪه در ﻣﺮﻛﺰ ﻳﺎدﮔﻴﺮي اﺳﺖ و ﻣﻌﻠّﻢ ﻧﻘﺶ راﻫﻨﻤﺎو ﺗﺴﻬﻴﻞ ﻛﻨﻨﺪه را ﻳﺎزي ﻣﻲ ﻛﻨﺪ و ﺑﻪ ﻳﺎدﮔﻴﺮﻧﺪه اﺟﺎزه داده ﻣﻲ ﺷﻮد ﺗﺎ
داﻧﺶ را ﺑﺴﺎزد و ﻧﻪ اﻳﻨﻜﻪ داﻧﺶ از ﻃﺮﻳﻖ آﻣﻮزش ﺑﻪ او اراﻳﻪ ﺷﻮد.
در روﻳﻜﺮد ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮔﺮاﻳﻲ، ﻣﻌﻠّﻤﺎن ﺑﺎ آﮔﺎﻫﻲ از ﻧﻈﺮات و ﺗﺠﺎرب ﻗﺒﻠﻲ ﻓﺮاﮔﻴﺮان ﻣﻮﻗﻌﻴﺖﻫﺎﻳﻲ را ﻃﺮاﺣﻲ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ
•
ﻛﻪ ﻓﺮاﮔﻴﺮان ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﺎزﺳﺎزي ﺑﺎ ﺑﺴﻂ داﻧﺶ ﺧﻮد ﺑﭙﺮدازﻧﺪ. اﻳﻦ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖﻫﺎ از ﻃﺮﻳﻖ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎي آﻣﻮزﺷﻲ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﻲ
ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺮوژه، ﺗﻬﻴﻪ ي ﮔﺰارش، ﻛﺎرورزي و … اراﻳﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد.
ﺑﺨﺶ ﻣﻬﻤﻲ از ﻧﻘﺶ ﻣﻌﻠّﻢ در ﻓﻀﺎي ﺳﺎﺧﺘﻦﮔﺮا ﺳﺆال ﻛﺮدن اﺳﺖ.
ﻣﻌﻠّﻤﺎن از ﻃﺮح ﺳﺆاﻻت ﺑﻪ ﻋﻨﻮان دارﺑﺴﺖ ﻳﺎدﮔﻴﺮي اﺳﺘﻔﺎده و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ﺷﺪه ﭘﺮﺳﺶﻫﺎﻳﻲ را ﻣﻄﺮح
ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﻓﺮاﮔﻴﺮان را ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺶ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻧﻲ ﻣﺎﻫﺮ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ
T آﻳﺎ ﭼﻴﺰ ﺗﺎزهاي دﻳﺪه اﻳﺪ.
T آﻳﺎ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻴﺪ راه دﻳﮕﺮي ﺑﻴﺎﺑﻴﺪ؟
T ﭼﻪ اﺗﻔﺎﻗﻲ ﻣﻲاﻓﺘﺪ اﮔﺮ …
ﺳﺆاﻻﺗﻲ از اﻳﻦ دﺳﺖ، ﺗﺤﻠﻴﻞ، ﺗﺮﻛﻴﺐ و ﻗﻀﺎوت ﺗﻮأم ﺑﺎ ارزﻳﺎﺑﻲ را ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه دارد.
• در روﻳﻜﺮد ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮔﺮاﻳﻲ، ﻣﻌﻠّﻤﺎن ﻓﺮاﮔﻴﺮان را در ﻛﺸﻒ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲﻫﺎ و ﻋﻼﻳﻖ ﻳﺎري ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، ﭼﻮن ﻣﻲداﻧﻨﺪ ﻫﻴﭻ
اﻧﮕﻴﺰهاي ﺑﺮاي ﻳﺎدﮔﻴﺮي ﻗﻮيﺗﺮ از ﻋﻼﻗﻪي ﻋﻤﻴﻖ و وادارﻧﺪه ﻧﻴﺴﺖ
در روﻳﻜﺮد ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮔﺮاﻳﻲ، ﻣﻌﻠّﻤﺎن ﺑﺮﺳﻲ ﺗﻔﺎوتﻫﺎي ﻓﺮدي ﻓﺮاﮔﻴﺮان را ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻣﻌﺎﻳﺒﻲ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ رﻓﻊ ﺷﻮد در ﻧﻈﺮ
•
ﻧﻤﻲﮔﻴﺮﻧﺪ، ﺑﻠﻜﻪ آن را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان « ﮔﻨﺠﻴﻨﻪﻫﺎي داﻧﺶ» ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻣﻲ آورﻧﺪ، ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮاي ﻏﻨﻲ ﺳﺎزي و ﺗﻘﻮﻳﺖ
ﻳﺎدﮔﻴﺮي ﻓﺮاﮔﻴﺮ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﻴﺮد.

 

• در روﻳﻜﺮد ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮔﺮاﻳﻲ ﻣﻌﻠّﻤﺎن داﻧﺶآﻣﻮزان را ﺑﺮاي اﻳﺪه ﺳﺎزي ﻫﺪاﻳﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ، ﺑﻪ آزﻣﻮن اﻳﺪه ﻫﺎ راﻏﺐ
ﻣﻲﺳﺎزﻧﺪ و ﻣﻔﻬﻮم ﺳﺎزي را ﻣﻮرد ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻗﺮار ﻣﻲدﻫﻨﺪ.
در روﻳﻜﺮد ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮔﺮاﻳﻲ ﻣﻌﻠّﻤﺎن داﻧﺶآﻣﻮزان را ﻣﺘﻔﻜﺮاﻧﻲ ﺑﻪﺷﻤﺎر ﻣﻲ آورﻧﺪ ﻛﻪ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﭘﺮدازان آﻳﻨﺪه ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد.
•
• در روﻳﻜﺮد ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮔﺮاﻳﻲ ﻣﻌﻠّﻤﺎن ﺑﺎ آﮔﺎﻫﻲ از ﭼﺸﻢاﻧﺪازﻫﺎي داﻧﺶ آﻣﻮزان، ﻣﺤﻴﻂ را ﺑﺮاي اﺧﺬ ﺗﺠﺮﺑﻪ از ﺳﻮي
ﻳﺎدﮔﻴﺮﻧﺪﮔﺎن آﻣﺎده ﻣﻲﺳﺎزﻧﺪ.

ﻣﻌﻠّﻤﺎن ﺳﺎﺧﺘﻦﮔﺮا ﻓﺮﺻﺖﻫﺎﻳﻲ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﻓﺮاﮔﻴﺮ درﮔﻴﺮ
ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎي ﭘﻴﭽﻴﺪهي ﻣﻌﻨﻲدار ﺷﻮد.
خلاصه ونتیجه :
امروزه با پیشرفت علم وتکنولوژی ، تغییرات اساسی را می توان در آموزش و پرورش مشاهده کرد و شاید یکی از اهدافی که در این راستا اهمیت بیشتری یافته است یادگیری بر ای زندگی کردن باشد . در این راستا شیوه ها و نظریات ساخت گرایی اجتماعی ورویکرد آن با طبیعت آدمی بیشتر سازگار می باشد .
با این بیان کارگروهی به دلایل شرایط منحصر به فرد آن و فواید زیادی که در پی دارد امروزه مورد تأکید است . به طوری که امروزه در اقصی نقاط جهان در آموزش کلاسی الگوی آموزش در گروههای کوچک مطرح ودر حال رشد است که با عنوان روش های مشارکتی و همیاری معرفی می شوند .
در الگو وروش های معرفی شده روابط معلم وشاگرد از حالت خشک و سنتی خارج می شود و صمیمت توأم با احترام جایگزین آن می شود.
معلم دیگر انتقال دهنده دانش نیست ودانش آموزان با راهن

مایی معلم ، خود مسئولیت یادگیری را بر عهده دارند و دانش خود را می سازند . در این الگو یادگیری علم در کنار کسب مهارت های اجتماعی مطرح می شود ویادگیری با تمام فرایند آن مورد توجه است و دانش آموزان در کنار یادگیری علم راه های تولید علم را نیز فرا می گیرند .
” به امید روزهای درخشان آموزش و پرورش در ایران اسلامی انشاء الله “.

منابع وماخذ
۱)برگرفته از مقاله اقای محمد مهدی میرلو
۲)شولتز،تاریخ روانشناسی نوین،ترجمه سیف شریفی….انتشارات رشد۱۳۷۵
۳)مجموعه همکاران ،مکتب های روانشناسی و نقد ان-ج۱-انتشارات سمت۱۳۷۲
۴)روانشناسی تجربی،تهران-انتشارات سمت ۱۳۸۳
۵)مقاله نقش تک مهارت هادر فعالیت یاددهی و یادگیری وشیوه های جدید اموزش در اروپا
۶)مقاله علیرضا صادقی