چکیده

زمینه و بافت تاریخی هر شهر هویت آن را شکل می دهد.عوامل مخل طبیعی و همچنین عوامل مخل انسانی در محدوده ی بافـت های تاریخی شهر اصفهان باعث آشفتگی و ناهنجاری و تغییر عملکرد برخی بناها شده است بنابراین نیاز به طـرح سـاختمان هـای نوین در بافت های تاریخی از اهمیت خاصی برخوردار است.
این مقاله بر اساس داده ها و منابع مکتوب به مطالعه احیاء کالبدی بافت تـاریخی شـهر اصـفهان پرداختـه و در ادامـه روش هـای مختلف طراحی بناهای میان افزا در بافت هـای تـاریخی شـهر اصـفهان را کـه شـامل بازنمـایی سـاختمان، حفـظ نمـا، نماسـازی تزئینی،الگوبرداری، تضاد، خنثی و کم اثر را مورد بررسی قرار داده و به نقد حضور سازه های نوین در طرح این بنا می پـردازد و در پایان برای بهبود حضور بناهای میان افزا در بافت های تاریخی شهر اصفهان پیشنهاداتی ارائه گردیده است که با اتکا به ایـن یافتـه ها ضوابط و معیارهایی برای طراحی در بخش های نوساز،به منظور رعایت اصول زمینه گرایی، ارائه می شود.

واژههای کلیدی:زمینه گرایی،بناهای میان افزا،بافت تاریخی،معماری معاصر،اصفهان

۱

-۱ مقدمه

فضاهای معماری و شهری پدیده هایی کالبدی هستند که بازتاب بسیاری از ویژگی ها ی فرهنگی،اجتماعی و تمدن یک جامعه می باشند.از این رو می توان آنها را تجسم کالبدی بخشی از تاریخ و فرهنگ جامعه به شمار آورد.( مظفر.(۱: ۱۳۷۸رابطه مستقیم طول مدت سکونت در یک شهر با میزان دلبستگی به آن مکان به اثبات رسیده است..(.(Scannel, Gifford 2010:5

در سال های اخیر به دلیل روند روبه رشد جمعیت ساکن در شهرها و توسعه لجام گسیخته آنان،منجر بر شکل گیری ساخت و سازهای جدید در میان و مجاورت بافت ها و بناهای قدیمی شده است.بنابر آنچه گذشت،نگاهی دوباره به نحوه رویارویی با بافت های تاریخی و به ویژه رویکرد کلی به چگونگی شکل گیری ساختارهای نو در زمینه های تاریخی و کهن می تواند به عنوان یک مساله مهم و حیاتی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و مبانی نظری،ضوابط و معیارهای لازم در این زمینه تدوین و عملیاتی گردند. به هر حال،منابع مکتوب و مدون داخلی که مشخصا به مقوله ساخت و سازهای جدید در بافت های تاریخی پرداخته باشند چندان زیاد نیستند و بر اساس جستجوهای صورت گرفته، به شمار اندکی کتاب ،رسالات دانشگاهی و اشاراتی در برخی مقالات محدود می گردند.تلاش های دیگری که در این زمینه صورت گرفته اند غالبا در طرح های فرادست گوناگونی اعم از طرح های جامع و به ویژه طرح های تفصیلی شهرها یا بافت قدیم و نیز بافت های فرسوده شهری بازتاب یافته اند.این طرح ها در بسیاری موارد به منظور هدایت ساخت و سازها و پدید آوردن وحدت رویه در شهرداری ها و سایر دستگاه های مرتبط،به ارائه ضوابط و معیارهای ساخت و ساز پرداخته اند.اما تقریبا در موارد نادری می توان اشاره ای به مبانی نظری و رویکردهای اصولی طراحی بناهای میان افزا در بافت ها و زمینه های تاریخی یافت و اساسا بافت زمینه در معماری دوره معاصر ما همواره مورد بی مهری بوده است.در منابع خارجی به اقتضای توجه بیشتر آنها به شهرهای تاریخی و بافت های کهن و ارزشمند و نیز به دلیل اهتمام جدی تر آنها به مقوله شهر و کیفیات آن پرداخت ژرف تری نسبت به مقوله ساخت و سازهای جدید و کنترل معمارانه آنها به ویژه در ارتباط با »زمینه« صورت گرفته است؛ به گونه ای که ما در این رابطه بدون بزرگنمایی چندین دهه با کشورهای توسعه یافته و دارای سبک(به ویژه اروپا)،به لحاظ تدوین مبانی،کیفیت برخورد و دوره زمانی، فاصله داریم.(مسعودو بیگ زاده(۶۰ : ۱۳۹۲ هدف از این پژوهش مروری بر مبانی نظری مرتبط با این زمینه در شهر اصفهان است.در این پژوهش ابتدا به مرور برخی از
دیدگاههای مختلف در زمینه طراحی و همنشینی عناصر جدید در مجاورت ساختارهای تاریخی می پردازیم در ادامه با معرفی نمونه هایی از بناهای برپاشده در بافت های تاریخی شهر اصفهان دسته بندی مشخصی از آنها ارائه خواهد شد.و در پایان نتیجه گیری از مجموعه مطالب مطرح شده پایان بخش مندرجات این نوشتار خواهد شد.

-۲ بیان مفاهیم
۱-۲تاریخی سازی

تاریخی سازی عبارت از اینست که بنای میان افزا و یا نوع مداخله در بنا و بافت، دقیقا مشابه زمینه تاریخی و در انطباق شکلی با آن باشد. (مسعود و بیگ زاده(۱۰۵ : ۱۳۹۲

۲ – ۲بناهای میان افزا

۲

بناهای میان افزا ،بناهایی هستند که در درون بافت موجود و در میان سایر بناها افزوده می گردند. به عبارت دیگر اگر در میان دانه های تشکیل دهنده بافت موجود، فضاهایی خالی وجود داشته باشند،ساخت و سازهای جدیدی که این فضاهای خالی را پر می کنند و در میان دانه های موجود قرار می گیرند،بناهای میان افزا نامیده می شوند.(قدیری،( ۳۴ :۱۳۸۵

۳-۲ زمینه

در حوزه معماری و شهرسازی نیز به طریق اولی،زمینه اهمیت خواهد داشت (گروتر، یورگ، ۵۵ :۱۳۷۵ ).به عبارت دیگر زمینه را باید بستری فعال و غیر منفعل دانست که محمل پیدایش آثار معماری و شهرسازی قرار می گیرد.این بستر به لحاظ وجود عوامل مؤلفه های طبیعی و یا مصنوعی (ساخته دست بشر) که در آن وجود دارد،هیچگاه حالت انفعالی و تاثیر پذیری صرف نداشته و همواره بر نقش و اثری که بر آن می نشیند،تاثیرگذار خواهد بود.

۴-۲ بافت تاریخی

بافت تاریخی ،مقصود بافت های شهری متعلق به دوره های مختلف ماقبل معاصر است که از دیدگاه تاریخی و زمانی به دوران قاجاریه و در مواردی به دوره پهلوی اول منتهی می گردند و بر اساس الگوهای اصیل و ریشه دار معماری و شهرسازی ایرانی شکل گرفته اند.(حبیبی۷۱ :۱۳۸۶و(۷۲

-۳ تاریخچه

از قرن نوزدهم به بعد،مرمت بناها و مجموعه های تاریخی و شهری مورد توجه قرار گرفت و به تدریج در این زمینه، اصول و شیوه نامه های مدونی تهیه شد تا بدین ترتیب آثار تاریخی جوامع مختلف بشری مورد حفاظت و نگاهداری قرار بگیرند.تا پیش از سال ۱۹۰۰ میلادی کارشناسان مرمتی،شهر را با نگاهی فلسفی می نگریستند اما پس از سال۱۹۱۰ میلادی بود که در این زمینه تغییر و تحول مهمی آغاز شد؛به طوریکه بافت تاریخی شهرها به شدت مورد توجه قرار گرفت و شهرسازی به منزله یک علم جدید مطرح شد که در مورد چگونگی مداخله در بافت های تاریخی تصمیم می گرفت.در واقع از قرن بیستم بود که قطع نامه، منشوره و مصوبات مهمی در مورد مرمت شهری تدوین شد.قطع نامه های تاثیرگذاری همچون قطع نامه آتن، لاهه،گوبینو، ونیز، رم، پاریس، بوداپست، بولونیا، آمستردام، واشنگتن، ماستریخت، صوفیه،ایکوموس، مکزیکوسیتی و .. در مقیاس بین المللی و قطنامه هایی که در ایران تصویب شده اند در این زمره هستند(عالی و تاجیک ۸۵: ۱۳۸۷و.(۸۶کنگره ونیز ۱۹۶۴ به منظور حفاظت از محوطه های تاریخی شامل بافت روستاها و شهرهای تاریخی از آن جمله است.(صمدی(۴۰۸ :۱۳۸۳ ماده ۶ قطعنامه این کنگره، ساخت و سازهای جدید را که به تخریب یا اصلاحی در رابطه با حجم و رنگ محوطه تاریخی بیانجامد مجاز نمی داند.(صمدی۴۲۶ :۱۳۸۳ و حبیبی،مقصودی .(۱۳۶ :۱۳۸۱

همچنین در سال ۱۹۳۸ در شهر رم اجلاس مشترکی توسط ایکروم و ایکووموس با همکاری “بخش میراث فرهنگی یونسکو” برگزار و نتایج حاصل در سال ۱۹۹۳ به شکل رهنمودهایی برای محوطه های میراث فرهنگی منتشر شد که در فصل نهم آن نخستسن بار با واژه بناهای میان افزا (Infill Buildings) مطرح و ویژگی های آن برشمرده شد.(فیلدن و یوکیلتو (۳۱ : ۱۳۸۲ به طور مثال هرچند ممکن است امروزه برخی از این قطنامه ها به شدت مورد انتقاد قرار گرفته و اشکالات زیادی به آنها وارد شود اما چیزی که اهمیت دارد این است که این قطع نامه ها روند تکاملی داشته اند و به تدریج به جنبه های بیشتری توجه کرده اند و کامل تر شده اند.(عالی و تاجیک،۸۵: ۱۳۸۷و(۸۶

-۴ نگرش ها

۳

نگرش های مختلفی نسبت به طرح و احداث بناهای میان افزا در بافت های تاریخی شکل گرفته است.امروزه بی توجهی به زمینه در معماری بر خلاف گذشته،امری متداول و فراگیر گشته است.این امر هم در بافت های جدید و هم در ساختارهای جدید واقع در بافت های تاریخی،خود را به وضوح نشان می دهد.گویا معماران و طراحان ما برای زمینه پیرامون و در برگیرنده اثر مورد طراحی ارزشی قائل نیستند و همواره در فضای خلا طراحی می کنند،در حالی که اثر معماری در زمینه درک می شود و موجودیت مییابد. به کاربردن سبک های گذشته در ساختمان های جدید واقع در محوطه های تاریخی به اتکای ادعاهای زیباشناسانه،به عواقب نامیمونی منجر می شود.به هیچ وجه نباید اجازه داد که این عادت تداوم یابد.(حبیبی و مقصودی.(۱۳۲ :۱۳۸۱

دستورالعمل های کلی برای طرح بناهای میان افزا (نریمان (۳ :۱۳۹۱ عبارتند از:
ریتمی که هماهنگ با ریتم های شهری و هماهنگ با الگوی ریخت شناسی بافت اطراف باشد. حجمی که در توازن با زمینه خود قرار داشته باشد.
سیلوئت(حجم)بنای جدید به سیلوئت و شخصیت محلی احترام بگذارد. تبعیت از خط لبه خیابان و عقب نشینی های آن.
پنجره ها و بازشوهایی که از نظر شخصیت،مشابه با دیوار و پنجره های بناهای نمونه در همان منطقه باشد. به کارگیری مواد و مصالح سنتی یا متناسب با مواد ومصالح سنتی.

کیفیت بالا از نظر طرح و اجرا.