مقدمه

در دهههای اخیر، شیوههای موثر آموزشی و تربیتی محوریت بحثهای گسترده رسانهای و فضاهای مجازی مفاهیم

ارزشی و معرفتی بوده چرا که حل تبعات و ناهنجاریهای فردی و اجتماعی ناشی از کمکارآمدی نظام آموزش و پرورش از

رهگذر اشاعه مفاهیم عمیق ارزشی و معرفت دینی به انحاء مختلف و موثر آموزشی و تربیتی است. نظر به اهمیت بالای

موضوع، تاکنون عمدتا تلاشهای ستادی متنوعی در قالب طرحهائی چون تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش معمول –

گردیده و علاوه بر مسئولین ذیربط؛ برخی معلمان متعهدو دلسوز روشها و رویکردهای دستیابی به آن را وجه همت خود ساختهاند. اما آنچه که دراینجا میتوان ذکر کرد آناستکه رهیابی به مسیر چشم اندازهای مطلوب با لحاظ تعابیر فوق و با تاکید بر نقش سازنده تربیت دینی – تحکیم عقائد در جامعهی اسلامی و پاسخ به نیازهای روز- ، مستلزم اقتضائاتی بیش از آنچه تاکنون بعمل آمده یا در مراجع و اسناد رسمی چون سند طرح تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش مصوب ؛ میباشد.

به عبارت جامعتر، آموزش و پرورش مانند یک گنج عظیم سر به مهر است. اسناد مکتوب تحول آنطور که شایسته است

هنوز نتوانسته به مجاری اجرائی ورود پیدا کند و این اسناد نیاز است متناسب با شرائط موجود بر عصر حاکمیت پسامدرنیسم، طی مراحل فرایندی در قالب طرحوارهها و الگوهای قابل اجرا و راهبردی تبدیل گردند و به آن الگوها فرصت چکشکاری و پخته شدن داده شود تا ظرفیت لازم جهت اجراء در صف را بیابد (ذوعلم .(۱۳۹۲ امروزه،تقریباً تمام کسانی

که به دنبال بهبود واقعی بسترهای تربیتی هستند رویکردهای برآمده از عصر مدرن در تعلیم و تربیت از جمله دیدگاه

حداکثری مبتنی بر روش خودتنظیمی در یادگیری و چگونگی یادگیری فراشناخت، یادگیری فرایندمدار و مستقل را مورد

توجه و پذیرش قرار دادهاند. مقتضیات عصر حاضر ایجاب میکند علم، تدریس، معلم، شاگرد، محتوای درسی و مدرسه؛ باز

تعریف اساسی شود. خواهی نخواهی پدیده جهانی شدن موجب شده تا در بسیاری از موارد مرزهای سنتی آموزش و تربیت زائل گردد.

۲

ماهیت انعطافپذیری فعالیتهای تربیتی و فرایندهای آموزشی و قابلیت الگوپذیری آن با رویکردهای متخذه این امکان را فراهم میکند که صرفا با هدفمندسازی برنامههای کاری روزانه، فرایندهای آموزشی و تربیتی را تحت تاثیر قرار داد. این

موضوعی است که تاکنون کمتر به آن اهمیت داده شده و علت تدوین مقاله حاضر مبتنی بر چنین ایدهی محوری است. از نظر

روششناختیٌ ، فرایند طراحی این مقاله، مطالعات عمیق و گسترده توصیفیٍ جهت تدوین محتوای کاربردی موثرجهت اجرا

سر میزِ کاری مسئولین ذیربط، مدیران، مربیان و عموم معلمین است و بر مبنای تجزیه و تحلیل تجارب و دیدگاههای مطرح

طی مقالات، مصاحبهها یا تعاملات متعدد صورت پذیرفته است. تاکنون عمده موارد ارائه شده بیشتر جنبه صرفا دینی، صرفا روانشناسی، ویژگی ستادی، نقدهای موردی و یا ارائه مقالاتی که واجد پیشنهادات مشخص و قابل اجرا داشته و کمتر

بصورت مقاله عملیاتی در آمده و بررسی ذووجهین بودن موضوع با محوریت انگیزشزائی جهت اقدام در صف در کلیه ابعاد

تاکنون صورت نپذیرفتهاست. با عنایت به اهمیت دسترسپذیری به محتوای منسجم به نحوی که هم از بعد نظری اثرگذاری

لازم در نوع نگرش مخاطب داشته باشد و هم از بعد عملی بتواند در میزکاری بعنوان سرمشق برنامه کاریاش استفاده کند، در تدوین مقاله حاضر تلاش گردیده خلاء موجود به نحو شایسته پر شود. نظر به اینکه نویسندگان مقاله تجربه زیستهَ در انواع مراکز آموزش دبیرستانی و دانشگاهی داشته، این نگارش از منظر درونیُ نگاه به مسائل راهبردی در عرصه تعلیم و تربیت

دارد.

.۲ طرح مسئله

.۱ نظام تعلیم و تربیت کشور دارای چه هویت سازمانی مشخص بوده و هست و فرایند عملکردی آن در گذشته، حال و آینده چه مراحلی را سپری میکند؟

.۲ اصلیترین مسائل مبتلابه جوان امروزی کدامست؟

.۳ نظام آموزشی با چه ظرفیتهائی میتواند به سطحی برسد که رویکردهای اخلاقی و تربیتی آن بتواند در عصر فرامدرن موثر واقع شود؟

.۴ جهت بهرهمندی شایستهتر از راهبردهای مطرح در اسناد بالادستی مصوب نظام آموزشی اثربخشی کدام برنامهها و اقدامات بیشتر است؟

.۵ شاخصهای مطرح تربیت دینی در نظام آموزشی چیست و کارآمدسازی آن عملا با کدام ابزار محقق میشود؟ .۶ با توجه به اینکه در مراحل عبور از اسناد ستادی تا اجراء در صف؛ دهها متغیر دخالت داشته و سلیقههای مختلف

تعارضات ناخواستهای را بوجود میآورند، نکتههای موثر مدیریتی شامل کدام موارد است؟

.۷ عملا با چه رویکردهائی میتوان از پدیده جهانیشدن به عنوان فرصت استفاده کرده و ضمن زدودن باورها و

آموزههای نادرست تربیتی، بسترهای لازم را در مسیر انگیزش، شکوفائی استعدادها و پرورش توانهای

بالقوه افراد فراهم نمود؟

methodological Descriptive study Lived experience emic view

۱

۲

۳

۴

۳

.۳ تغییر کاربری نظامهای آموزشی و تربیتی در عصر حاضر

امروزه، انفجارفنّاوریهای ارتباطی و اطلاعاتی و توسعه حوزههای مجازی و رسانهای مرتبط با تعلیم و تربیت،

کنترل فعالیتهای تربیتی و فرایندهای آموزشی را از حالت انحصاری و متمرکز خارج نموده است. نظام آموزش و

پرورش ایران همگام با سایر نظامهای آموزشی دنیا در معرض فرایند جهانی شدن واقع شده و نیاز است از فرصتهای

پیشآمده استفاده نموده و تدابیری جهت کاهش آثار منفی جهانیشدن اتخاذ نمود. بهر حال این هویت در درون مرزهای

اعتقادی و دینی تعریف میگردد. نیاز است نظام تعلیم و تربیت به جایگاهی برسد تا در جهت استقرار تربیت دینی، ابتدا

علایق ایدئولوژیک پنهان در مواد آموزشی، روشهای تدریس، عناصر فضاهای آموزشی و به تعبیری برنامه پنهان را شفاف ساخته و سپس بر مبنای ارزشها و اصول اسلامی آنها را در جهت علایق ایدئولوژیک متحول سازد و به تدوین ساختاری جدید از تربیت دینی اقدام نماید. اگرچه این امر مستلزم صرف هزینههای فراوان مادی و انسانی برای

برنامهریزی و اجراست ولی گریزناپذیر است (عالی .(۱۳۹۲

.۴ اوضاع و احوال جوان امروز

معمولا در نظام آموزش سنتی کشورمان، به تجربه نسلهای قبلی و پیشینیان ارزش بالائی داده میشود و تلاشها همسو با نگرش” تجربه بالاتر از علم است” بوده و همواره افراد بزرگتر درسآموز و صاحب تجربه تلقی گردیده و سعی همگانی بر این است که با استفاده از تجربه گذشتگان، بر دانشها افزوده شود. این تلقی، مبانی نظری و عملی خاصی را در نظام آموزشی حاکم ساخته کهمعمولاً به عنوان “ادب تحصیل” از آن یاد میشود. این در حالی است که تحولات رخ داده در عرصه فناوری و روشهای نوین آموزشی، به شدت این نگاه ریشهدار را دستخوش تحول ساخته است. امروزه یک جوان با

استفاده از امکانات آموزشی و ارتباطی، با سهولت به حجم بالایی از اطلاعات و دانش دست مییابد و این چنین میشود که

” ارزش زمان تجربه شده ” به شدت کاهش مییابد و در نتیجه ادب پیشین نیز دگرگون میشود؛ چرا که جوان امروزی خود را نیازمند تجربه نسل قبل ندیده و احساس میکند به توانمندیها و دانشهایی دست یافته که به مراتب بیشتر از دانستههای نسل پیشین است. با توجه به سرعت فزاینده رشد امکانات جدید آموزشی و ارتباطاتی در جامعه ما، چنین فرایندی در حال

وقوع است. بنابراین نیاز است به این مهم عنایت لازم و کافی مبذول داشت که: نسل جدیدی از دانشآموزان در راه هستند

که تصور و تلقی متفاوتی از زمان گذشته دارند و بنابراین نمیتوان از آنها توقع مواردی از جنس ادب تحصیلی پیشین را

داشت (عالی . (۱۳۹۲ هویت سازمانی هر مرکز آموزشی با خروجیهای کمی و کیفی آن معنی و مفهوم پیدا میکند. محور

و ذینفع اصلی فعالیتها باید عموم دانشآموزان باشند. لذا ارزیابی اصولی مسائل ومشکلات عدیده فراروی آنان و چاره-اندیشی برای حل آنها نیاز است تمهیدات گستردهای اندیشیده شود. گاهی بررسی موضوع در سطوح کلان و از افق بالاتر،

بازده کار را افزایش میدهد. از همان بالا که نگاه میکنیم، امروزه مشکلات عاطفی، روانی و اجتماعی نگران کنندهی برخی از چوانان، روند صعودی با شیب تند در پیشگرفته تا جائی که رشد محسوس پدیدههائی مانند عادت به سبک زندگی در فضای مجازی، گرفتار شدن در دام شبکههای اجتماعی و به تبع آن شیوع آفات مختلف و در نهایت افت انگیزه تحصیلی به صورت

۴

موانع جدی؛ فرایندهای عادی آموزش و تربیت را تحت الشعاع قرار داده است (ولیزاده (۱۳۹۳؛ در حال حاضر مسئولین ذیربط در اتخاذ رویکرد مدیریتی مناسب، با سردرگمیهای متعدد مواجه هستند. از طرفی نیاز است هم در آماده سازی آنان

برای آینده تحصیلی یا شغلی نقش سازنده داشته باشند و هم درتربیت و پرورش سالم عاطفی و اجتماعی هماهنگ با باورها

و ارزشهای فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی، دینی و تاریخی همت گمارد تا از طریق تحقق مفهوم استقلال فردی، هویت

بومی افراد به منصهی ظهور رسانیده شود. از طرف دیگر خود متولیان نظام آموزشی، با مولفههای متعدد نظیر انفجار

اطلاعات و انبوه دادهها مواجه هستند و برخی از آنان فاقد اراده و انگیزه لازم جهت بهرهمندی از اطلاعات و تبدیل به مهارتهای مورد نیازشان هستند. مدلهای زندگی امروزی با نیازهای حقیقی، تمایلات طبیعی، استعدادهای نهفته و ساختار و

هدف آفرینش انسان مغایرت اساسی دارد. مردم زندگی عادیشان را در عالم تعارضها بسر میبرند بدون آنکه به ریشه این

تضادها پی ببرند، ناگزیر از آن رنج میبرند و افسرده و سرخورده و خو گرفته به این شرائط رنجشزا . در این میان دانش-

آموزی که پایش را به محیط مدرسه میگذارد و از حال و هوای جامعه و خانواده کمی فاصله میگیرد، در دام چالشها گرفتار میشود. روشهایآموزشِ سنتی- که نه تنها شکوفا کننده نیست بلکه گودال قتلگاه استعدادها و خلاقیت هاست و مفاهیم و مطالب بیخاصیتی را آموزش میدهد که فقط افراد را برای سربهزیر شدن آماده میکند یعنی کارکردهای اصلی، اما نهان آن عبارتاست از : » وقت شناسی، اطاعتپذیری و تنظیم فعالیتها در راستای نمره و مهندسی معکوس تستهای

کنکوری« همین فرایند منجر به این میشود تادر آینده کاملاً فکر قالبی و رویکرد بسته داشته باشد. این نوع تربیت باعث می-

شود که همه بنشینند و منتظر باشند تا دولت برای آینده آنها چه تدابیری اتخاذ کند، زمینه ازدواج فراهم کند و به صورت شهروندانی ناتوان و فرمانبردار در میآورد. چنین نظام آموزشی در اوج انرژی و خلاقیت شبابی، نوجوانان و جوانان را به سخره و بازی گرفته و نیروهای آنان را به تحلیل میبرد تا سرانجام با گذشت بیش از نیمی از دهه دوم عمر هنوز، انسان دستپرورده خود را به عنوان یک شهروند پذیرا نیست چون موقعیتاش فراهم نیست!نظامی که عملاً با فساد اخلاقی جوانان خود را تکمیل میکند و راههای مباح و مشروع زندگی را به بن بست رسانده است. در چنین شرائطی وقتی والدین

دانشآموخته ، عقدههای اجتماعیشان را به خانه میآورند و نظام آموزشی که هیچ مطلبی در مورد نحوه ارتباط با افرادی که

در یک خانهبسر میبرند آموزش ندادهاست. والدینی که تنها امر و نهی بلد هستند و شاید محبتی که از قلبشان گامی به بیرون نمیگذارد و فرزندانی که فقط میتوانند با عصیان و سرکشی هویت خود را طلب نمایند تا در بطن کشاکشها و اضطرابها؛ آرامش خود را بازیابند. در این میان طیفی از کانونهای آموزشی و تربیتی- عمدتا فرامرزی- موثر واقع میشوند که نه تنها برای تولید به روز “جنبشهای دینی نوپدید” سناریوهای دقیق طراحی کردند، بلکه برای ترویج آن، هزینههای

گزاف تدارک دیدهاند! آری این است حال و روز جوان امروز . گاهی فضایی را برای لحظهای بیخبر شدن میجوید. امروزه

کجمسیرهای دامنگیر متعددی؛ به این نیاز و بلکه ضرورت جوانی با آغوش باز پاسخ میدهد و نیروهای او را در شبکههایی

که هوشمندانه طراحی شده تخلیه و خنثی میکند. در حالی که جامعه امروز نیرو و اندیشه جوانانی را میطلبد که با بازگشت

به ارزشهای ناب انسانی، به مدل دیگری برای زیستن بیندیشند و محیط پویا و تحولآفرین پدید آورند. امروز جهان و تاریخ تشنه چشمههایی است که تنها از قلب و اندیشه پاک جوانی میجوشد، ولی کسانی که منافعشان درگرو حفظ وضع موجود است با ترویج ادبیاتی مملو از هزاران فریب و نیرنگ – که در شالوده تمدن مدرن و فرامدرن معاصر نهادینه شده، این چشمه-