مقدمه

یکی از تازهترین و در عین حال با اهمیت ترین موضوعاتی که طی چند دهه اخیر در علوم جنایی بهطور کلی و در علم جـرم شناسـی بـهطـور خـاص مطـرح شـده و مباحث زیادی را در پی داشته، موضوع “بزهدیده” است. این موضوع به اندازه ای حائز اهمیت است که بهطور قطع میتوان ادعا نمود مثلث “بزه، بـزهکـار و کیفـر”

۱ – Victimless Crimes

۱

که تا پایان جنگ جهانی دوم یگانه شکل هندسی علوم جنایی بوده، را بعد از جنگ جهانی دوم و بهویژه طی چند دهه اخیر تغییر شکل داده است و بـا اضـافه شـدن ضلع اساسی “بزهدیده”، به مربع “بزه، بزهکار، بزهدیده و کیفر” تبدیل شده است.۱ توجه بیشتر جرم شناسان به بزهدیده از دو زاویه قابل بررسی است:

-۱ با توجه به نقش و تاثیر آن در تکوین جرم.

-۲ توجه به جبران خسارت و ضرر و زیانی که در اثر ارتکاب جرم بر بزهدیده وارد شده است.

رویکرد اول موجب پیدایش رشته “بزهدیده شناسی اولیه یا علمی” و رویکرد دوم سبب تولد شاخه “بزهدیده شناسی ثانویه یا حمایتی” در قالب دو رشته علمی نوپـا به عنوان زیر مجموعههای به ترتیب، جرم شناسی و سیاست جنایی شدهاند.۲

در میان طبقهبندی جرایم بر اساس معیار بزه دیده، با دستهای بحث برانگیز از جرایم با عنوان “بزههای بدون بزهدیده” رو به رو میشویم که امروزه در قوانین جزایـی بسیاری از کشورها وجود دارند. مدتهاست که قانونگذاران کشورهای مختلف، رفتار و کردارهایی را جرمانگاری میکنند که فاقد بزهدیده بوده و در حقیقـت بـا اخلاق در برخورد نمیباشند و با ارتکاب آنها صدمه و ضرر مشخص و ملموسی به شخص یا اشخاص معین حقیقی یا حقوقی وارد نمیآید.

این در حالی است که از منظر حقوق کیفری، که به دنبال حمایت کیفری از یک مصلحت، منفعت، باور و یک ارزش اساسـی اسـت، هـر جرمـی یـک بـزهدیـده و متضرر دارد، این بزه دیده گاهی بزهدیده مستقیم و گاهی غیرمستقیم و غیرمرتبط است و هیچ جرمی بدون بزهدیده نمیباشد و بـا ارتکـاب هـر جرمـی، بـزهدیـده آن می تواند مرتکب را تحت تعقیب کیفری قرار دهد. ولی از منظر بزهدیده شناسی جرم شناسانه، همه جـرایم دارای یـک بـزهدیـده معـین نیسـتند و گـاهی بـا جرایمـی مواجه میشویم که بزهدیده مشخص و مستقیم ندارند یا در صورت وجود بزه دیده ضرر وارده از جانب او خواسته شده و گـاه دو یـا چنـد نفـر بـا توافـق و رضـایت یکدیگر مرتکب جرم می شوند، بنابراین همه آن ها بزهکار هستند. در این جرایم قربانی مستقیم وجود ندارد و قربانیان و متضررین غیرمستقیم را نیز نمیتـوان قربـانی جرایم مذکور به حساب آورد. به عنوان مثال در جرایمی مانند ربا که با توافق و رضایت طرفین صورت میگیرد بزهدیـده مسـتقیمی متصـور نمـیباشـد و تنهـا نظـام اخلاقی، اقتصادی و بانکی کشور از انجام این عمل متضرر میگردد.

به نظر میرسد قانونگذاران از دیرباز این اعمال را بر طبق روش شناخته شدهای که همه گونه “حساب خواهی” را از افـراد میسـر مـیسـازد جـرمانگـاری نمودهاند و مانند یک پدر و فکر برتر به خود اجازه دخالت در حریم خصوصی و آزادیهای افراد را دادهاند. لذا در این تحقیـق سـعی بـر آن داریـم تـا بـه شـناخت جرایم بدون بزهدیده بپردازیم.

-۱ پیکا، ژرژ، جرم شناسی، ترجمه علیحسین نجفی ابرندآبادی، چاپ اول، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۷۰، ص .۴۷

-۲ رهامی، محسن و دیگران، جرایم بدون بزهدیده، چاپ اول، انتشارات نشر میزان، زمستان ۱۳۸۷، ص .۱۱

۲

بیان مساله

در قوانین جزایی ایران موارد متعددی وجود دارند که در طبقه جرایم بدون بزهدیده جای میگیرند و این در حالی است کـه جـرمانگـاری در قلمـرو جـرایم مزبـور موافقان و مخالفان زیادی را به همراه دارد. افزایش آمار ارتکاب جرایم بدون بزه دیده علیرغم ممنوعیتها و مجازاتهای شدید آنها، عدم موفقیت نظـام عـدالت کیفری در مقابله و پیشگیری این جرایم، دلایل روند رو به افزایش ارتکاب اینگونه جرایم و ناکارآیی سیستم عدالت کیفری در کشف، تعقیب و پیشگیری از ایـن جرایم بحث و مطالعه عمیقتری در این باره را میطلبد.جرایم بدون بزهدیده به جرایمی اطلاق میشوند که با وقوع آن ضرر و صدمه عینی و ملموسی بـه شـخص یـا اشخاص معینی وارد نشده و فرد خاصی از وقوع آن بزه دیده نمیشود یا خود فرد بزهکار – بزهدیده است. این موضوع و تعریف ارائه شده از آن مباحـث فراوانـی را در جرم شناسی و بهویژه در حوزه دانش نوپای بزهدیده شناسی جرم شناختی مطرح نموده است. زیرا امروزه سیاست جنایی تا حدود زیادی متاثر از دانـش بـزهدیـده شناسی بوده و بسیاری از برنامه های آن در جهت یافتن بهترین راه ترمیم خسارتهای وارده بر بزهدیده است، لذا شرط اجرای این برنامهها و مفید واقـع شـدن آنهـا نیز وجود بزهدیده و متضرر از وقوع جرم است. در حقیقت این برنامهها با فرض وجود بزهدیده در هر جرم تنظیم شده و در این میان بـیشتـر بـه بـزهدیـده مسـتقیم و معین توجه داشته است.بحث دیگری که در مورد جرایم بدون بزهدیده مطرح میگردد، در تعارض بودن جرمانگاری اینگونه اعمال و رفتارها بـا آزادیهـای افـراد است. زیرا امروزه تلاش دولت ها برای روزآمد کردن حقوق کیفری و همسویی با حقوق بین الملل در راستای تقلیل دخالت در حوزه آزادیهـای فـردی اسـت. بـه عقیده همه مردم حرمت حریم خصوصی و آزادی های فردی آنها واجب است. حال آن که حکومت با جرمانگاری برخی از جرایم که به نظر میرسد لطمه جـدی به ارزشهای اساسی و اجتماعی وارد نمی سازد و جامعه نیز از ارتکاب آنها به مانند سایر جرایم متضرر نمیگردد، به محدود ساختن این جرایم پرداخته و بـه خـود اجازه دخالت در شخصی ترین مسائل زندگی افراد را داده است. زیرا به منظور کشف این جرایم و مجازات عاملین آنها، چارهای جز ورود بـه ایـن حـریم و نقـض آن ها نیست.بنابراین در گام نخست، ضرورت شناخت این جرایم و بررسی ویژگیها و آثاری که آنها به دنبال دارنـد لازم بـه نظـر مـیرسـد، زیـرا آنچـه موجـب تفکیک و تمیز این جرایم با سایر جرایم می گردد، ویژگیها و عناصر خاص این جرایم است لذا در این تحقیق، پس از تبیین مفهوم این نوع جرایم و جایگاه آنها، ارتباطشان با سایر مقوله های سیاست جنایی از قبیل جریان دعوای کیفری، آمار جنایی، احساس ناامنی، پیشگیری از جـرم و عـدالت ترمیمـی بررسـی مـیشـود.نکته قابل توجه دیگر این است که، به دلیل اینکه مصادیق جرایم بدون بزهدیدهای که مشمول مجازاتهای تعزیری و بازدارنده قرار میگیرند، بـیشتـر و گسـتردهتـر از مصادیق جرایم بدون بزه دیدهای است که مشمول مجازاتهای حدی قرار میگیرند، لذا در این تحقیق بیشتر به بیان مصـادیق جـرایم بـدون بـزهدیـده کـه مشـمول مجازاتهای تعزیری و بازدارنده هستند، میپردازیم و جرایم شرعی به دلیل اینکه در شریعت اسلامی آمده و کیفر آنها در شرع مشخص اسـت، حکمـت خـاص خود را دارند، لذا کمتر مورد بحث و مداقه قرار میگیرند. با توجه به مطالب بیان شده، سعی برآن داریم تا در نتیجه این تحقیق، به امکان جرمزدایـی از ایـن جـرایم و مقابله با این جرایم به طرق غیرکیفری بپردازیم.

پرسشهای تحقیق

پرسش اصلی

-۱ با توجه به ملاکهای بینالمللی در زمینه تعریف بزهدیده آیا میتوان قائل به وجود جرایم بدون بزهدیده بود؟

پرسش فرعی

-۲ موضع حقوق ایران در قبال جرایم بدون بزهدیده چگونه است؟

۳

فرضیههای تحقیق

-۱ با توجه به ملاکهای بینالمللی در خصوص تعریف بزهدیده، تعبیر جرم بدون بزهدیده مفهوم خود را از دست داده است.

-۲ در حقوق ایران مصادیقی مانند جرایم جنسی در باب حدود یا جرایم مربوط به مواد مخدر (مانند اعتیاد و مصرف) در باب تعزیرات یا مجازاتهای بازدارنده را میتوان به عنوان مهمترین مصادیق جرایم بدون بزهدیده در نظر گرفت.

اهداف تحقیق

اهداف علمی

-۱ شناخت ماهیت واقعی و تحلیل عناصر و ویژگیهای جرایم بدون بزهدیده.

-۲ معرفی دیدگاههای جرم شناسان در مورد جرایم بدون بزهدیده و بررسی مبانی فکری و ایدئولوژیک آنان با تطبیق مبانی و اندیشههای حقوق اسلامی.

-۳ بررسی ارتباط جرایم بدون بزهدیده با مقولههای سیاست جنایی و آثار جرم شناختی که این جرایم در قلمرو سیاست جنایی به همراه دارند.

-۴ آگاهسازی متصدیان امر پیشگیری و مبارزه با جرم و گوشزد کردن تفاوت روش پیشگیری و مبارزه با جرایم بدون بزهدیده.

-۵ مشخص کردن رویکرد اصولی، سنجیده و علمی به این مساله در قالب جرمانگاری یا جرمزدایی یا بهطور کلی باز اندیشی مفهوم جرم بدون بزهدیده.

سابقه تحقیق

اگرچه در خارج از ایران تحقیقات متعددی در چند دهه گذشته درباره جرایم بدون بزهدیده انجام شده است، اما در ایران با توجـه بـه نوپـا بـودن مباحـث بـزهدیـده شناسی بدون تردید، مباحث محدودتری در مورد جرایم بدون بزه دیده انجام شده است که شاید مهمتـرین و تنهـا منبـع مسـتقل در ایـن زمینـه کتـاب جـرایم بـدون بزهدیده، تالیف دکتر محسن رهامی با همکاری دکتر علی حسین نجفی ابرندآبادی است که در قالب یک طرح تحقیقاتی به انجام رسیده و چاپ شده است.

روش انجام تحقیق

در این تحقیق از روش توصیفی- تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانهای بهره بردهایم. با این توضـیح کـه در فصـل اول و دوم، بـه منظـور شـناخت آثـار، ویژگـیهـا، دیدگاهها و چالشهای حاکم بر جرایم بدون بزهدیده بیشتر از روش توصیفی استفاده شده است. در فصل سوم، در تعیـین مصـادیق جـرایم بـدون بـزهدیـده ضـمن استفاده از روش توصیفی و کتابخانهای، از روش تحلیلی سود بردهایم.

۴

مفهوم شناسی جرایم بدون بزهدیده

نگاهی کوتاه به تاریخ تحولات اندیشههای کیفری به خوبی این نکته را به اثبات میرساند که در مکتب کلاسیک که با انتشار “رسالهی جـرایم و مجـازاتهـا” اثـر سزار بکاریا در سال ۱۷۶۴ بنیانگذاری شد، مساله “بزه” به عنوان رفتار یک انسان آزاد تلقی میشده است.۱ در گذشته بیشتر توجه جرم شناسان بـه مرتکـب جـرم یعنی شخص بزهکار متمرکز بود بهگونهای که مجرم بهطور انحصاری تمامی توجه پژوهشگران را به خود معطوف ساخته بود و به قربانی جرم توجهی نمـیشـد. بـا گذشت بیش از یک قرن و در پی انتشار کتاب “انسان بزهکار” اثر سزار لومبرزو در سال ۱۸۷۶ زمینههای تولد رشته جدیدی به نام “جرم شناسی” فراهم گشت کـه از نظر این رشته نیز مرکز ثقل حقوق کیفری، شخص بزهکار بود. اما کمتر از یک سده پس از تولد جرم شناسی به تدریج پرسشهایی در مورد بـزهدیـده و چشـم-انداز مسائل مربوط به او مطرح شد و موجب توجه بعضی از جرم شناسان به عنصر فعال دیگری در فرایند بزهکاری گردید، بدینسان بود که آنها مطالعات خـود را بر سهم، نقش، منش و … بزهدیده متمرکز کردند.۲

موضوع بزهدیده شناسی ابتدا در ادامه بحثهای مربوط به علت شناسی جنایی، یعنی در بستر جرم شناسی مطرح شد. چرا که نخستین مطالعـات مربـوط بـه بـزهدیـده (قربانی مستقیم جرم) بر سهم و نقشی که این کنشگر در ارتکاب جرم ایفا میکرد، متمرکز بود.۳ علت شناسی بر این نکته تاکید داشت کـه یـک بـزهدیـده ممکـن است در وقوع جرم به عنوان عامل محرک و فردی که بهطور ضمنی در وقوع جرم رضایت داشته، همکاری کرده، توطئـه نمـوده یـا بـا رفتـار و کـردار خـود زمینـه تحریک مرتکب به ارتکاب جرم را فراهم آورده است. از سوی دیگر گاهی بزهدیده ممکن است در وقوع جرم نقش ایفا کند، بدون ایـنکـه خـود، آن را خواسـته باشد یا پیامدهای آن را محاسبه کرده باشد. مانند دختری که شب هنگام، بر اتومبیل جوان غریبهای سوار میشود و مورد تجاوز قرار میگیرد. اگرچه در ایـن مـورد بزهدیده ممکن است به ارتکاب جرم رضایت نداشته، ولی ناخواسته در وقوع جرم نقش داشته و ارتکاب آن را تسهیل کرده اسـت. بـه عقیـده یکـی از نویسـندگان، نقش بزهدیده به عنوان یکی از مهمترین موضوعات پیشگیری بوده و آسیبپذیری بزهدیده یا آمـاجهـای جـرم از عوامـل مـوثر در بـزهکـاری اسـت.۴ ایـن رویکـرد موجب پیدایش رشته “بزهدیده شناسی اولیه یا علمی” میگردد که به نقش و تاثیر بزهدیده در تکوین جرم توجه دارد.

تعاریف جرایم بدون بزهدیده و عناصر آن

بهرغم اهمیت جرم شناسانه بزههای بدون بزهدیده در طبقهبندی بزهدیده شناختی جرایم، هنوز تعریف واحد و جامعی از آنها ارائه نشده است و یکی از مهمتـرین و در عین حال مشکلترین مباحث، در مورد جرایم بدون بزهدیده تعریف این جرایم و تبیـین عناصـر اصـلی آن اسـت زیـرا تفـاوت در تعـاریف منجـر بـه تفـاوت در شناسایی مصادیق این جرایم از یک سو و رویکردهای متعدد و متفاوتی در مورد جرمانگاری یا جرمزدایی این جرایم از سـوی دیگـر مـیشـود. لـذا جهـت روشـن شدن بحث و تبیین دامنه اختلاف نظرها در مورد جرایم بدون بزهدیده، نخست به ذکر تعریف این جرایم و سپس به ذکر عناصر آن میپردازیم.

تعاریف جرم بدون بزهدیده

تْهاش،-۱ ب ّ دیگرای،غٌاضیجرم ًظری،ترجوَ علی غجاعی، ا ًت اراتضوت،ت ِرای، ۱۳۳۱، .۶۴

لپس،-۲ ژرار ّفیلیسّ،لاژی ٌا،تسدیذٍ ّتسدیٍذٍ غ ٌاضی،ترجوَ الذییکردعلیْرّح ًذ ّ احوذ ی، ا ًت ارات هجذ،ت ِرای، ۱۳۳۱، ۱۱ّ آ غْری، ، عذالتکفری، ا ًت ارات

گ ٌج دا ًع،ت ِرای، ۱۳۳۴، .۲۱۱

۳ًجفی- اتر ًذآتادی، علیحطیی ّ دیگرای، عذالتترایتسدیذگایٍ )هیسگرد(، هجلَ حمْلی دادگطتری، غوا رٍ ۳۲-۳۳، ۱۳۳۶، .۱۱
دی ذٍ غّیاٌاضی،ترج-۴ًْ،م،تسوٍَ ًطریی ه ِرا، هجلَتحمیمات حمْلی، دا ً کذ ٍ ح مْق دا ً گ اٍ غ ِیذت ِ تی، غوار ٍ ۱۱-۲۱، ۱۳۳۴، .۶۳۲

۵

جرمشناسان در تعاریفی که از جرایم بدون بزهدیده ارائه کردهاند هر یک بر جنبه یا جنبههای خاصی از این دسته جرایم تاکیـد کـردهانـد. بـه نظـر گسـن »جنایـات بدون قربانی، اعمال غیراخلاقی هستند که موجب هیچ خسارت قابل تشخیصی برای اشخاص ثالث نیست۱٫«