چکیده

افراط به معناي از حد و اندازه تجاوز کردن، زیادهروي نمودن و تفریط به معناي کوتاهی و اظهار عجز کردن در کاري است. آنچه که بین این دو قرار میگیرد، یعنی میانهروي به معناي حد وسط کاري را در پیش گرفتن است. در رویکردها و حوزههاي مختلف زندگی اجتماعی از جمله در حوزه دین ، بعضی گروهها و افراد با گرایش و دیدگاه افراطی و برخی با گرایش و دیدگاه تفریطی عمل مینمایند. »در حوزه فلسفه و معرفت شناختی و فهم دینی دو دیدگاه بهطور عمده در طول تاریخ در تعارض و تقابل بوده و هستند. عدهاي دیدگاه فردگرایانه به دین داشته و رسالت و تکالیف دینی را محدود به احکام فردي و عبادي می دانند و بر این باورند که کلیه احکام و مبانی عملی دین جنبه فردیت و منافع فردي و شخصی دارد و در نهایت یک نگاه حداقلی به دین دارند. از یک سو خاستگاه فکري این جریان را میتوان در قالب متحجرین ریشهیابی کرد. و از سوي دیگر جریان رویکرد حداقل دینی را افراد متجدد و روشنفکرمĤب تشکیل میدهند که به مدل اندیشههاي سکولار گرایش پیدا کردهاند. اما نگاه دوم، یعنی دیدگاه جمعگرایانه و حداکثر دینی بر این باور است که احکام و مبانی عملی اسلام داراي دوبعد فردي و اجتماعی بوده و براي همه ابعاد نیازهاي انسان اعم از بعد مادي و معنوي متناسب با مقتضیات زمان داراي برنامه میباشد و بهطور متعادل همه نیازهاي مادي و روحی انسان را در بر میگیرد.)« مزروعی، بیتا).

در باب دوري از افراط و تفریط در هر امري، به ویژه در امر دین و دینداري سخنها رفته است. براي درك عمیق اعتدال و میانهروي در دینداري بهترین الگویی که بتوان سرلوحه عمل قرار داد، اندیشه ها و عملکرد امام خمینی(ره)

میباشد. چرا که اندیشه، گفتار و اعمال ایشان ملهم از آیات قرآن و سیره ائمه(ع) بود و خطمشیهاي او را برنامه هاي دینی تنظیم مینمود.

در این تحقیق برآنیم به این پرسش ها پاسخ دهیم:

-۱ چه گروهها و افرادي به سمت افراط و تفریط در دین رفتهاند؟

-۲ اعتدال از نظر امام(ره) چیست؟

-۳امام(ره) چه نظر و برخوردي با این گرایشها داشته اند؟

کنگره ملی بررسی اندیشههاي فرهنگی و اجتماعی حضرت امام خمینی(ره)
۲

در این مقاله سعی شده است که رویکرد و نحوه مواجهه امام(ره) با افراط ها و تفریط ها که در قالب بیانات و رهنمودها به مناسبتهاي مختلف بیان شده، همچنین انتقاد از برخی جموداندیشان و متحجرین و مقدس نمایان، سیره صبر و مداراي ایشان در برابر برخی مخالفتها و کارشکنیها و … بررسی شود.

روش مطالعه در این مقاله به صورت اسنادي میباشد.

امام خمینی(ره) با هوشیاري منحصر به فرد، با درك عمیق از دین، با استفاده از معارف دست اول آن (قرآن و اهل بیت)، همچنین با توجه به تجارب گذشته، با درك نیازها و تحولات جامعه و در شرایط مناسب تاریخی، در جهت پیوند فرهنگ و تفکر جامعه معاصر با فرهنگ و تفکر گذشته و تاریخی، به احیاي دیانت اسلام راستین در وجوه سیاسی و اجتماعی، فردي و جمعی، دنیوي و اخروي، مادي و معنوي، همت گماشتند و احیاگر بزرگ اسلام در عصر حاضر شدند. ایشان افراط و تفریط را مذموم و عدالت که حد وسط این دو است را از امهات فضایل میدانند. (امام خمینی،

۱۳۸۶ب، ص(۱۴۷

واژگان کلیدي: امام خمینی، افراط، تفریط، دینداري، تحجر، سکولار.

مقدمه

بیگمان زیادهروي و کوتاهی که از آن به افراط و تفریط یاد میکنند از نظر بیشتر مردم امري ناپسند و زشت است. از اینرو همواره به دیگران سفارش میشود که از زیادهروي و کوتاهی کردن در هر کاري پرهیز

شود. به نظر میرسد که این سفارش حکم عقلانی باشد. چنانکه بهکارگیري هر چیزي براي کار خاص خود

میتواند به مفهوم عدل نزدیک باشد. کسی که رویه اعتدال نداشته باشد رفتاري صالح نداشته و گرایش به فساد دارد؛ افراط و تفریط بهویژه در دین امري ناپسندتر است؛ چرا که چنین رفتارهاي افراطی و تفریطی ناآگاهانه، زمینهساز دینگریزي عدهاي شده و همچنین ایجاد فرصت براي مخالفان و معاندان دین و دینداري را فراهم خواهد آورد. بهواسطه برداشتها و تفسیرهاي متعددي که از دین و دینداري شده است، ضرورت

وجود الگویی معتبر و قابل دسترس و مطابق با زمان، براي شناخت صحیح دین، احساس میشود. مهمترین و

معتبرترین منبع و الگوي قابل دسترس و معاصري که بتوان به عنوان یک الگوي عملی در این زمینه مورد توجه قرار داد خط مشیها و رفتارهاي امام خمینی(ره) میباشد، چرا که ایشان مصداق واقعی اسلام راستین و رهنمونکننده به سوي صراط مستقیم بوده و دقت در گفتار و سیره ایشان نجاتبخش از بیراهههاي افراط و

تفریط در دین میباشد. همچنین توجه به رهنمودهاي فرهنگی امام راحل میتواند یکی از مناسبترین راههاي

دستیابی به مقصود باشد. چرا که افراط و تفریط در دین خصوصاً اسلام نه تنها موجبات قرب الهی و کمال را

در پی نخواهد داشت، که ضلال و گمراهی ثمره آن خواهد بود. از ویژگیهاي بینش اسلامی امام(ره) آن بود که اسلام را با تمام ابعادش میدیدند و میشناختند و به کار میبستند و هر کاري را در جاي خودش انجام

میدادند، عبادت به جاي خود، مسائل سیاسی، اجتماعی، اخلاقی به جاي خود و همچنین اسلام را در همه

جوانب زندگی خود لحاظ مینمودند و حفظ اسلام را نیز در رأس واجبات میدانستند (صحیفه امام، ج۱۹،

ص.(۴۸۶ متأسفانه در شناخت اسلام و حقایق اسلامی انحرافاتی به وجود آمده است، افراد و گروههایی ظهور کرده اند که اسلام را فقط در یکبعد مدنظر قرار داده و فقط در همان یک بعد خلاصه نموده و به کار میبندند

کنگره ملی بررسی اندیشههاي فرهنگی و اجتماعی حضرت امام خمینی(ره)
۳

و غیر آن را انحراف و گمراهی میپندارند. با داشتن الگو و اسوه کاملی چون امام(ره) میتوان حقیقت دین را

یافت و به کار بست و راه فلاح و رستگاري را جست؛ به بیان پاره تن امام(ره) شهید مطهري، »امام خمینی حسنهاي است که خداوند به قرن و روزگار ما عنایت فرموده است….«

تعاریف

افراط به معناي زیادهروي نمودن و تفریط به معناي کوتاهی در کاري است. و میانهروي به معناي حدوسط

کاري را در پیش گرفتن است(عمید، صص.(۴۴۶-۲۰۹-۲۰۸ از اینرو میتوان یک نوع رابطه منطقی میان میانهروي، اعتدال و اصلاح یافت. به این معنا که هر کار معتدلی صالح و درست است و هر کار غیرمعتدلی

فاسد میباشد. اصلاحات به معناي بازسازي کاري است که به جهت فقدان اعتدال به فساد گراییده است. در قرآن براي بیان مفهوم اعتدال از واژه قصد استفاده شده است. البته واژگانی چون وسط و سواء و حنیف نیز به

این معنا به کار رفته است؛ ولی بیشترین کاربرد در مفهوم و اصطلاح گفته شده را میتوان در واژه قصد و

اقتصاد یافت. از این روست که در روایات اسلامی به پیروي از قرآن از واژه قصد براي بیان اصطلاح اعتدال استفاده شده است. در آموزههاي قرآن، اقتصاد و اعتدال در هر امري پسندیده شمرده شده و بسیاري از آموزههاي دستوري قرآن، براي ایجاد اعتدال در قواي انسانی و مهار و کنترل و هدایت آنها به سوي اعتدال

وارد آمده است. در ارزش و اعتبار اعتدال و میانهروي، همین بس که راه راست در قرآن به عنوان راه میانه یاد

شده است و در سوره قصص آیه ۲۲ از زبان حضرت موسی(ع) این آرزو بیان میشود که راه میانه، راه درست هدایت است و از این رو میفرماید: »قال عسی ربی ان یهدینی سواء السبیل؛ حضرت موسی(ع) فرمودند: شاید پروردگارم مرا به راه میانه و اعتدال راهنمایی و هدایت کند.« حتی حضرت ابراهیم دین خویش را دین اعتدال و میانهروي برمیشمارد و از آن به حنیف یاد میکند تا بفهماند که میانهروي تا چه اندازه اصالت داشته و مهم

است. خداوند در بیان ویژگیهاي دین ابراهیمی که از اصالت خاصی برخوردار است میفرماید: »ما کان

ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا و لکن کان حنیفا مسلما و ما کان من المشرکین؛ ابراهیم نه یهودي بود و نه نصرانی؛ بلکه او بر دین معتدل اسلام بود و از مشرکان نیز نبود)«آل عمران .(۶۷ در بیانات علی (ع) آمده است: »آنکه راه میانه را پیش گیرد، بستایندش و آنکه راه راست یا چپ را پیش گیرد، روش وي را زشت شمارند و از تباهیاش برحذر دارند.« یا »میانهرو باش، و از زیادهروي دست بردار.« همچنین »آنکه میانهروي گزید، درویش نگردید« و… (نهج البلاغه، خطبه هاي ۹۴، ۱۰۳، ۱۹۵ و ۲۲۲، و نیز نامههاي ۲۱ و ۳۱ و حکمت .(۱۴۰

از آنجا که در این مقاله سعی شده است رویکرد امام(ره) با افراط و تفریط در دین بررسی شود تعریف

دین را بهطور خلاصه بیان میداریم، دین همان مجموعه تعالیم و سیره قولی و عملی صاحبان دین براى رسیدن

به سعادت دنیا و آخرت را گویند. تحلیل و تفسیر امام خمینی(ره) در این باب این است که دین به مجموعه قوانینی گفته می شود که در راستاى سعادت دنیا و آخرت انسانها تدوین و تنظیم شده است.

کنگره ملی بررسی اندیشههاي فرهنگی و اجتماعی حضرت امام خمینی(ره)
۴

افراط و تفریط در دین و مؤلّفههاي آن

در طول تاریخ، در فهم دین، دو رویکرد در تقابل با یکدیگر هستند. یک رویکرد فردگرایانه که تکالیف

دینی را محدود به احکام فردي و عبادي میدانند و یک نگاه حداقلی به دین دارند که در یک سوي این

دیدگاه متحجرین و در سوي دیگر، روشنفکران و متجددان با اندیشههاي سکولار قرار دارند. اما دیدگاه دوم نگاه حداکثري به دین دارند و اعتقادشان بر این است که احکام اسلام هم دارايبعد فردي و همبعد اجتماعی

است و بهطورکلی همه نیازهاي انسان اعم از مادي و معنوي را بهطور متعادل در نظر میگیرد.

برخی اسلام و دین را در عبادت، نماز، روزه، و شناخت مسائلی چون طهارت، نجاست و غیره میدانند و

در نظر آنان، دینداري فقط توجه به احکام عبادي و فردي است و اگر افراد در امور اجتماعی دخالت نمایند

نشاندهنده انحراف از دین و بیدینی است. چنانکه قبل از انقلاب روحانی که دم از حکومت اسلامی میزد. »گویی بزرگترین معصیت را مرتکب شده بود و کلمه آخوند سیاسی موازن با آخوند بیدین شده بود…)«امام

خمینی، وصیت نامه سیاسی ـ الهی ، ص.(۵ گروه دیگر گروهی هستند که یا دین را قبول ندارند و یا دین را

موضوعی فردي دانسته و در عرصههاي اجتماعی، جایگاهی براي دخالت دین نمیشناسند و خواهان جدایی

دین از حوزه اجتماعی به ویژه سیاست هستند. امام(ره) شرط اسلامشناسی را توجه به جهات مادى و معنوى به طور همزمان میدانند و در نفی افراط و تفریط در حوزه دین میفرمایند: »این دو طایفه که یک طایفه طرف معنویت را گرفتهاند و طرف اجتماع را رها کردند و این طایفه طرف اجتماع و علم اجتماع و علم سیاست و علم ـ نمی دانم ـ این معانی را دارند و آن طرف را رها کردند؛ این دو، نه این اسلامشناس است، نه آن

اسلامشناس است. اسلامشناس کسی است که این دو مطلب را، این دو جبهه را، هم جبهه معنوي را بشناسد

هم جبهه ظاهري را، یعنی هم اسلام را بشناسد به آن جهات معنوي که دارد و هم اسلام را بشناسد به این جهات مادي که دارد، کسی که اسلام را بخواهد بشناسد باید به اینجور بشناسد؛ یعنی آیات و روایاتی و احکامی که وارد شده است راجع به جهات معنوى، اینها را بشناسد تا آن اندازهاى که میداند؛ و آیات و

روایات و عرض میکنم، احکامی که وارد شده است براى تنظیم امور جامعه و براى امور سیاسی و براى امور

حکومتی، اینها را هم بشناسد. کسی که این دو جنبه را شناخت به اندازهاى که انسان میتواند بفهمد، این اسلام را شناخته.)«صحیفه امام، ج۴، ص(۱۹۰-۱۹۱