چکیده؛

پریشان، به دلیل داشتن تفکرات تأویلگرایانه و به صرف وجود ابیاتی که در آنها برخی حروف و کلمات را به روشی نزدیک به شگردهای »حروفیه« تأویل کردهاست، از پیروان این فرقه شمردهشده است. نگاهی دوباره به شعر پریشان، البته پس از شناخت دقیقتر مبحث تأویل در اسلام و تشیع، و نیز آگاهی از افکار و احوال حروفیه، و کشف نقاط اشتراک و اختلافات بنیادین دو سوی این پژوهش، بهخوبی نشان میدهد که گرایش پریشان به مباحث تأویلگرایانه اگر چه تا حد زیادی میتواند ناشی از گفتمان فکری غالب در عصر زندگی او

ﻭ حتی ظهور و نفوذ قدرتمند حروفیه و شخص استرآبادی در گستره جغرافیای ایران در قرن نهم باشد، اما تفکر اصیل او در دایره آموختههای رسمی تشیع امامیه باقیمانده، هرگز به افکار خرافی این فرقه آلوده نمیشود و در نهایت ریشه تأویلگرایی او را باید در آموزههای اصیل مکتب اهل بیت بخصوص امام علی (ع)

ﻭ امام صادق (ع) جست و یافت.

کلیدواژهها؛ پریشان، هرمنوتیک، تأویل، امام علی (ع)، امام صادق (ع)،حروفیه، نقطویه

مقدمه

شعر ملامحمود پریشان، شاعر لکزبان قرن نهم هجری، چشمه زلالی است که اگر چه از دامنههای زاگرس جوشیده اما از طریق سفرههای زیرزمینی به اقیانوس پهناور معارف اسلامی وصل شده است. پریشان شاعری کتاب خوانده و اهل تحقیق است با شعری متعهد که آن را چونان ابزاری برای دفاع از عقاید و آرمانهای خود به خدمت گرفته است.

دوره زندگی پریشان حقیقتاً قرن پریشانی است؛ قرن توحش و ترکتازیهای تیمور لنگ و آشفتگیهای اجتماعی و مذهبی ناشی از آن، قرن ظهور و حضور فرقه تأویلگرایی همچون حروفیه که از قضا پای سرکرده آن به جغرافیای زندگی پریشان، لرستان، هم باز شدهاست. و البته قرن شاعر شیعی تمام عیاری که

ریشههای هرمنوتیک پریشان ۲

گیرندههای حسی تند و تیزی دارد؛ آنگونه که از شعرش برمیآید با جریان اصلی گفتمان عصر، باطنگرایی و تأویل آشناست؛ منطقالطیر عطار و مثنوی مولانا خواندهاست، صوفیستیزیاش کم از صوفی ستیزی حافظ ندارد، مسلط به زبان عربی است و از همه مهمتر با معارف اصیل تشیع امامیه آشناست.

اما بیگمان یکی از مهمترین ارکان شعر و اندیشه پریشان تأویلگرایی اوست. رکنی که برخی با تأکید برآن حکم به »حروفی« بودن شاعر کردهاند. سخنی که بهعقیده راقم این سطور محل تردید است و معتقد است باید ریشههای تأویلگرایی او را در جاهای دیگری مثل دسترسی به معارف ناب تشیع نیز جستجو کرد. پیش از تحلیل محتوای برخی اشعار تأویلگرایانه پریشان درک تصویری کلی از تأویل در تاریخ اسلام با تأکید بر نقش امام علی (ع) و امام صادق (ع)، و نیز حروفیه و نقطویه ضروری است؛

(۱ تأویل در اسلام؛ معارف امام علی و امام صادق(ع)

تأویل به معنای بازگرداندن هرچیزی به اول یا اصل یا سرچشمه هرچیز است، تأویل متن کوششی است برای راهیابی به معنای باطنی هر حکایت. (احمدی۱۳۷۵ج۲؛(۵۰۵ و هرمنوتیک همان علم تأویل (و نه تفسیر) در نزد مفسران و متألهان اسلامی است. (پورحسن۱۳۸۴؛۴۲ نیز رک؛ سپهوند(۱۳۹۱

تأویل در عالم اسلام سابقهای طولانی دارد و حتی به زمان و زبان پیامبر اسلام و بعدها به ائمه همام میرسد؛ اهتمامی که مسلمین از صدر اسلام تاکنون به فهم معانی قرآن داشته و دارند عامل اساسی و انگیزهای پایدار بود تا در زمینه مباحث مربوط به قرآن و بخصوص در تفسیر آن مطالعات عمیق و تحقیقات گستردهای به عمل آید…. در زمان رسول خدا صلی االله علیه و آله، قرآن کریم به طرز بسیار ساده که درخور فهم همگان بود، تفسیر میشد، ولی در برخی آیات، تعابیر و الفاظ پیچیدهای به نظر میرسید که حتی زبانشناسان کارآمد تازی، درست مفاهیم و مقاصد آنها را درک نمیکردند. لذا احساس میکردند که اینگونه تعابیر و الفاظ نیاز به تفسیر و شرح و توضیح دارد.

]به عقیده برخی[ برای اولین بار رسول خدا مطالب مجمل و پیچیده قرآن را تفسیر میکرد. و ناسخ و منسوخ آن را باز میشناسانده است. با توجه به این نکات و نیز شواهد تاریخی و… نخستین مفسر و شارح قرآن خود پیغمبر اسلام (ص) بوده است…رسول. خدا (ص) عملاً روش تفسیر آیه به آیه را پایه گذاری کرد. وآن را آموخت…. از رسول خدا(ص) روایت شده است که در سوره فاتحه »المغضوب علیهم« را به یهود و»الضالین« را به نصاری تفسیر فرموده ]است.[

ریشههای هرمنوتیک پریشان ۳

گروهی از صحابه و یاران رسول خدا (ص) همزمان با او و یا پس از رحلت آن حضرت در امر تفسیر قرآن از شهرت چشمگیری برخوردار بوده اند…که درمیان آنها ،آن که بیش از همه احادیث و روایات در تفسیر از وی نقل شده است علی بن ابیطالب (ع) می باشد.(حجتی۱۳۶۰؛(۲۵-۱۹

و اصلاً از آنجا که خود پیامبر در حدیثی فرموده است؛انّ »للقرآن ظهراً و بطناً و لبطنه بطن الی سبعه او الی سبعین بطنا « (رک؛ المیزان،ج۱؛۷ نیز لسانی فشارکی(۴۸-۱۳۶۰۴۷ بسیاری از فرقههای اسلامی معتقدند که؛ پس نص قرآن به تنهایی کفایت نمیکند زیرا قرآن دارای معانی مکتوم، اعماق باطنی وتضادهای ظاهری است…. باید نص را به سطحی که معنای حقیقی آن است تأویل کرد ].در جهان بینی تشیع[ باید شخصی وجود داشته باشد که وارث معنوی والهام یافته است و بر ظاهر وباطن آگاه است ] این شخص برای مسلمانان شیعی[، حجت خدا، قیم قرآن امام وپیشوای اوست. (کوربن۱۳۷۷؛(۷۰ این همان »وظیفه هرمنوتیکی امام « (رک؛ سپهوند۱۳۹۱؛(۱۶۰-۱۵۷ است؛ چنان که در طول تاریخ دین اسلام همواره دو قله سر به آسمانِ تفسیر و تأویل ساییده را امام علی بن ابیطالب (ع) و امام جعفر صادق(ع) بر

می شمرده اند. به قول ناصرخسرو؛

»علی مان اساس است و جعفر امام نه چون تو ز دشت علیجعفریم.!« (دیوان؛ق؛۲۴۱ ب(۴۸

۱ـ(۱ امام علی (ع):

نخسین مفسر قرآن پس از پیغمبر اسلام که روایات بسیار زیاد در تفسیر قرآن از او نقل شده است علیبن ابیطالب می باشد…. »صدر المفسرین « که تفسیر او مورد تأیید تمام صحابه بوده است…. به اعتقاد برخی از همان بزرگان عصر اولیه تفسیر، قرآن بر هفت حرف نزول یافته و هر حرفی از قرآن دارای ظاهر و باطنی است و علی (ع) به آن دو عالم و آگاه است…. در حدیثی دیگر… میبینیم که علی (ع) فرمود: سوگند به خدا آیهای در قرآن نازل نشده جز اینکه میدانم درباره چه کسی، و یا در کجا نزول یافته، چون خداوند به من قلبی اندیشمند و زبانی جویا و پرسان موهبت داشته است….

اعلمیت علی(ع) به اسباب نزول و تفسیر و تأویل قرآن و مسائل و موضوعات دیگر نزد فریقین محرز و مسلم بود لذا به »کلام االله الناطق« ملقب گردید…. باید این نکته را نیز اضافه کرد که مهمترین منابع تفسیر ابن عباس تفسیری است که از علی (ع) فراهم آمده … و آراء تفسیری علی(ع) در سراسر تفسیر ابن عباس منعکس است. (حجتی۱۳۶۰؛(۲۷-۲۵

ریشههای هرمنوتیک پریشان ۴

در روایتی دیگر از علی (ع) میخوانیم که» آیهای از قرآن بر ر سول خدا نازل نشد مگر اینکه او، آن را بر من خواند، املاء کرد و من آن را به خط خود نوشتم و او تفسیر، تأویل، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، و خاص و عام آن را به من تعلیم داد. او دعا کرد تا خداوند فهم و حفظ مرا از قرآن زیاد کند و آن گاه دست بر سینه من گذاشت و از خدا خواست تا قلب مرا از علم، فهم، حکمت و نور پرسازد.« (رک؛

کوربن۱۳۷۷؛(۷۱

شگفتتر از همه این که: »علم سنتی جفر که می گویند ]امام[ علی (ع) پایه گذاری کرده است، نه تنها وسیله ای برای کشف اسرار قرآن، بلکه مدخلی است که از طریق آن فرد می تواند به کنه عالم خلقت وارد شود، عالم خلقتی که پدیدههای ظاهری آن با »نشانهها«یا آیات قرآنی مرتبطاند، که میتوان به وسیله جفر از آنها رمزگشایی کرد و آنها را خواند، این علم تنها برای پیروان طریقت باطنی اسلام (اهل باطن) قابل شناخت است، چرا که خود این علم با امر باطنی سروک ار دارد و شرط فهم آن، انس با بعد باطنی دین است.

هیچ چیز نمی تواند از امر ظاهر به امر باطن سوق دهد، مگر آن که خودش از امر باطن صادر شده باشد. جفر مانند علومی که به زبانها و الفباهای مقدس در دیگر سنن می پردازند علمی باطنی است که مقصود از آن هدایت انسان به معرفت باطنی، هم نسبت به متن مقدس و هم نسبت به عالم است، علمی که نیل به آن بدون رسوخ طالب آن، به کنه وجود خویشتن ناممکن است.« (نصر۱۳۸۲؛(۱۷۹

علم جفر، رویکردی است که در » دنیای هرمنوتیک حروف « می توان موارد مشابه دیگری هم چون نظریه قدیس اگوستین مبنی بر قائلشدن معناهای رمزی برای حروف و ارقام کتابِ مقدس(رک؛ سپه وند۱۳۹۱؛(۴۰، آیین کابالا (قباله یا قبالا،عرفانِ ابتدا یهودی و سپس یهودی ـ مسیحی)، اصطلاح منترا (mantra)در ادیان شبه جزیره هند و عقاید حروفیان در دنیای اسلام را برای آن پیش کشید. (رک؛ ناس۱۳۷۹؛۵۶۴-۵۶۵ نیز نصر، همان(۱۷۷-۱۷۶

۲ـ(۱ امام جعفر صادق:

میگویند : امام هشتم جعفر صادق (ع) نیز گفته است:امرما سرّ در سرّ است، سرّ امری که برای همیشه مستور است و تنها سرّی دیگر میتواند آن را مکشوف سازد.این امر سرّیورای سرّ دیگر است که شتپ حجاب سرّی دیگر پنهان شده است….. میتوان نقلقول هایی بسیار از این قبیل را آورد ـ چنین سخنانی به نحو اعجاب انگیزی بر کیان شیعی و آگاهی به این که تشیع همان باطن اسلام است، دلالت دارد